1 00:00:02,000 --> 00:00:07,000 ‏‫‏‫صبح فرهنگ تقدیم می‌کند‬ 2 00:00:08,000 --> 00:00:13,000 ‏‫‏‫https://sobhefarhang.ir‬‬ 3 00:00:18,708 --> 00:00:23,541 ‏‫تابستان ۲۰۲۳. اوکراین. استان خارکیف.‬ 4 00:00:24,166 --> 00:00:28,790 ‏‫خط مقدم از زمان ضدحمله سال ۲۰۲۲‬ ‏‫ثبات پیدا کرده بود.‬ 5 00:00:28,791 --> 00:00:31,415 ‏‫اما درگیری‌های شدید‬ ‏‫در خطوط ادامه داشت.‬ 6 00:00:31,416 --> 00:00:33,665 ‏‫یکی از این نقاط داغ، یک پست دیده‌بانی بود‬ 7 00:00:33,666 --> 00:00:38,332 ‏‫در مزرعه‌ای دورافتاده که تحت کنترل‬ ‏‫یک یگان روسی به نام مامبای سیاه بود.‬ 8 00:00:38,333 --> 00:00:41,083 ‏‫به فرماندهی یکی از فرماندهان سابق واگنر.‬ 9 00:00:42,708 --> 00:00:45,374 ‏‫یک روز نیروهای اوکراینی دیدند‬ 10 00:00:45,375 --> 00:00:48,665 ‏‫یک خودروی غیرنظامی در حال حرکت‬ ‏‫در منطقه خاکستری است.‬ 11 00:00:48,666 --> 00:00:50,290 ‏‫همین که ماشین متوقف شد.‬ 12 00:00:50,291 --> 00:00:54,249 ‏‫اشغالگران با سلاح‌های کالیبر بالا‬ ‏‫به سمت آن آتش گشودند.‬ 13 00:00:54,250 --> 00:00:56,333 ‏‫یک زوج داخل ماشین بودند.‬ 14 00:00:56,958 --> 00:01:01,583 ‏‫مرد دچار جراحات شدید ترکش شد‬ ‏‫که باعث خونریزی شدیدی شده بود.‬ 15 00:01:02,125 --> 00:01:04,874 ‏‫زن با دیدن پهپاد،‬ ‏‫از آن درخواست کمک کرد‬ 16 00:01:04,875 --> 00:01:07,540 ‏‫بدون اینکه بداند متعلق به کدام طرف است.‬ 17 00:01:07,541 --> 00:01:11,124 ‏‫فرماندهان یگان اوکراینی،‬ ‏‫با نام‌های مستعار «سید» و «سووا».‬ 18 00:01:11,125 --> 00:01:16,000 ‏‫تصمیم گرفتند عملیات نجات‬ ‏‫را با کمک پهپادها آغاز کنند.‬ 19 00:01:17,000 --> 00:01:19,749 ‏‫در حین تلاش برای هدایت‬ ‏‫زن به یک مکان امن.‬ 20 00:01:19,750 --> 00:01:22,457 ‏‫یک تیم آتش دشمن به ماشین نزدیک شد‬ 21 00:01:22,458 --> 00:01:25,291 ‏‫و به سمت هر دو غیرنظامی‬ ‏‫اوکراینی آتش گشود.‬ 22 00:01:27,166 --> 00:01:30,165 ‏‫با وجود شرایطی حتی‬ ‏‫پیچیده‌تر از این.‬ 23 00:01:30,166 --> 00:01:35,000 ‏‫سربازان اوکراینی به انجام هر کاری‬ ‏‫که ممکن بود برای نجات این زوج ادامه دادند.‬ 24 00:01:35,625 --> 00:01:40,250 ‏‫به مرور، این عملیات به یکی‬ ‏‫از منحصربه‌فردترین‌ها در تاریخ تبدیل می‌شود.‬ 25 00:01:40,958 --> 00:01:42,999 ‏‫سربازان در این فیلم توسط‬ 26 00:01:43,000 --> 00:01:46,625 ‏‫نیروهای ویژه فعال اوکراینی‬ ‏‫و کهنه‌سربازان بازی شده‌اند.‬ 27 00:01:48,000 --> 00:01:49,958 ‏‫بر اساس وقایع واقعی.‬ 28 00:01:55,041 --> 00:01:57,165 ‏‫منطقه خاکستری. برستووه.‬ ‏‫استان خارکیف. اوکراین‬ 29 00:01:57,166 --> 00:01:59,250 ‏‫حرکت در منطقه خاکستری.‬ 30 00:02:01,000 --> 00:02:02,125 ‏‫یک سدان خاکستری.‬ 31 00:02:02,708 --> 00:02:04,166 ‏‫غیرنظامی است یا نظامی؟‬ 32 00:02:04,750 --> 00:02:05,958 ‏‫هنوز نمی‌شود گفت.‬ 33 00:02:06,875 --> 00:02:07,833 ‏‫بفهمش.‬ 34 00:02:13,500 --> 00:02:16,458 ‏‫سووا. غیرنظامی‌ها! چک کن!‬ ‏‫باید یه نگاهی بندازی.‬ 35 00:02:18,833 --> 00:02:21,874 ‏‫بوران. اینجا ودا است.‬ ‏‫سدان خاکستری. مال خودتونه؟‬ 36 00:02:21,875 --> 00:02:24,332 ‏‫- نگاه کن.‬ ‏‫- دارم می‌فهمم کیه.‬ 37 00:02:24,333 --> 00:02:25,708 ‏‫چه غلطی می‌کنن؟‬ 38 00:02:31,833 --> 00:02:33,291 ‏‫سووا به سید. صدامو می‌شنوی؟‬ 39 00:02:34,208 --> 00:02:35,208 ‏‫سید به سووا. شنیدم.‬ 40 00:02:37,125 --> 00:02:39,915 ‏‫ما یه ماشین غیرنظامی می‌بینیم‬ ‏‫که داره میره سمت مزرعه.‬ 41 00:02:39,916 --> 00:02:42,374 ‏‫چطوری از بین تمام‬ ‏‫میدان‌های مین ما رد شدن؟‬ 42 00:02:42,375 --> 00:02:44,957 ‏‫یه پرنده بفرست بالا. ببین کی توشه.‬ 43 00:02:44,958 --> 00:02:45,915 ‏‫پرنده تو آسمونه.‬ 44 00:02:45,916 --> 00:02:46,958 ‏‫دارم میام.‬ 45 00:02:50,125 --> 00:02:52,291 ‏‫بقیه یگان‌ها از ماشین خبر ندارن.‬ 46 00:02:53,583 --> 00:02:55,083 ‏‫با یه شارک دارم زیر نظرشون میگیرم.‬ 47 00:02:55,666 --> 00:02:57,500 ‏‫ماشین پلاک اوکراین داره.‬ 48 00:02:58,416 --> 00:03:01,416 ‏‫شاید چند تا غیرنظامی گم‌شده باشن،‬ ‏‫شاید هم خرابکار باشن.‬ 49 00:03:04,458 --> 00:03:07,083 ‏‫خیلی با اعتماد به نفس دارن‬ ‏‫از جاده مین‌گذاری شده میرن.‬ 50 00:03:08,166 --> 00:03:09,791 ‏‫به نظر غیرنظامی‌های گم‌شده‌ان.‬ 51 00:03:16,333 --> 00:03:20,374 ‏‫یک خودروی غیرنظامی می‌بینم.‬ ‏‫یک زوج. یک مرد و یک زن.‬ 52 00:03:20,375 --> 00:03:22,000 ‏‫از ظاهرشون که غیرنظامی به نظر میان.‬ 53 00:03:25,000 --> 00:03:26,165 ‏‫شاید پوششی برای عملیات باشن.‬ 54 00:03:26,166 --> 00:03:28,250 ‏‫باید بفهمیم چه خبره.‬ 55 00:03:40,583 --> 00:03:43,040 ‏‫دارن میرن سمت مزرعه.‬ ‏‫دارم زیر نظرشون می‌گیرم.‬ 56 00:03:43,041 --> 00:03:45,333 ‏‫اون مزرعه دستِ «بلک مامبا»ی حروم‌زاده‌ست.‬ 57 00:03:46,083 --> 00:03:50,041 ‏‫اگه خودی‌ان، باید جلوشون رو بگیریم‬ ‏‫وگرنه روس‌ها کارشون رو تموم می‌کنن.‬ 58 00:03:52,833 --> 00:03:54,082 ‏‫متوقف شدن.‬ 59 00:03:54,083 --> 00:03:56,125 ‏‫دیدمشون. سید، به دیده‌بانی ادامه بده.‬ 60 00:04:05,750 --> 00:04:07,707 ‏‫سید به سووا، اونا خودی‌ان.‬ 61 00:04:07,708 --> 00:04:10,583 ‏‫انگار گم شدن و گیج زدن.‬ 62 00:04:15,625 --> 00:04:18,000 ‏‫خمپاره! دارن از سمت مزرعه‬ ‏‫شلیک می‌کنن. سریع، بجنبید!‬ 63 00:04:19,000 --> 00:04:21,124 ‏‫اگه نکشیمشون بیرون، حتماً کشته میشن!‬ 64 00:04:21,125 --> 00:04:22,707 ‏‫می‌کشیمشون بیرون! پهپاد (FPV)، باتری‌ها!‬ 65 00:04:22,708 --> 00:04:26,250 ‏‫سید، الان نمی‌تونیم کسی رو بفرستیم.‬ 66 00:04:27,041 --> 00:04:29,374 ‏‫باید کمی وقت بخریم.‬ ‏‫سعی می‌کنیم یه کاری کنیم.‬ 67 00:04:29,375 --> 00:04:30,291 ‏‫دریافت شد!‬ 68 00:04:33,000 --> 00:04:35,207 ‏‫...اما بعداً بیشتر در موردش حرف می‌زنیم‬ 69 00:04:35,208 --> 00:04:38,707 ‏‫چون خبرهای مهمی داریم.‬ ‏‫در مورد بچه‌ها. بله، بچه‌ها.‬ 70 00:04:38,708 --> 00:04:41,582 ‏‫امروز به لطف مذاکرات در قطر،‬ 71 00:04:41,583 --> 00:04:44,499 ‏‫گروه دیگری از بچه‌هایی که‬ ‏‫توسط روس‌ها ربوده شده بودن،‬ 72 00:04:44,500 --> 00:04:46,665 ‏‫به مناطق تحت اشغال رسیدن.‬ 73 00:04:46,666 --> 00:04:50,790 ‏‫حالا سازمان‌های بین‌المللی‬ ‏‫می‌تونن اون‌ها رو به خونه برگردونن.‬ 74 00:04:50,791 --> 00:04:52,832 ‏‫-چه خبر فوق‌العاده‌ای.‬ ‏‫- یورا!‬ 75 00:04:52,833 --> 00:04:54,624 ‏‫اطلاعات بیشتر در وب‌سایت کانال ۲۴.‬ 76 00:04:54,625 --> 00:04:57,624 ‏‫پیداش کردن. یولیا رو.‬ 77 00:04:57,625 --> 00:05:00,791 ‏‫یولیا برگشته. این دفعه دیگه قطعیه.‬ 78 00:05:03,083 --> 00:05:04,125 ‏‫کی زنگ زد؟‬ 79 00:05:05,375 --> 00:05:06,749 ‏‫مدیر یتیم‌خونه‬ 80 00:05:06,750 --> 00:05:12,082 ‏‫گفت نمایندگان قطری اون رو‬ ‏‫به مناطق اشغالی برگردوندن.‬ 81 00:05:12,083 --> 00:05:13,540 ‏‫اگه دروغ باشه چی؟‬ 82 00:05:13,541 --> 00:05:14,541 ‏‫بیا.‬ 83 00:05:17,250 --> 00:05:19,915 ‏‫گوش کن! اگه این اطلاعات‬ ‏‫درست باشه، بررسی‌اش می‌کنیم.‬ 84 00:05:19,916 --> 00:05:22,499 ‏‫اگه نه، از طریق سازمان‌های جهانی اقدام می‌کنیم.‬ 85 00:05:22,500 --> 00:05:23,416 ‏‫باشه؟‬ 86 00:05:31,000 --> 00:05:32,040 ‏‫همه چیز مرتبه.‬ 87 00:05:32,041 --> 00:05:33,124 ‏‫یوری و آنا هستید؟‬ 88 00:05:33,125 --> 00:05:34,040 ‏‫- بله.‬ ‏‫- سلام.‬ 89 00:05:34,041 --> 00:05:36,083 ‏‫- سلام.‬ ‏‫- لطفاً دنبالم بیاید.‬ 90 00:05:43,208 --> 00:05:44,957 ‏‫- روزتون بخیر.‬ ‏‫- سلام.‬ 91 00:05:44,958 --> 00:05:46,375 ‏‫- سلام.‬ ‏‫- بفرمایید.‬ 92 00:05:47,458 --> 00:05:50,957 ‏‫قبل از هر چیز، ممنون که‬ ‏‫برای کمک با ما تماس گرفتید.‬ 93 00:05:50,958 --> 00:05:53,832 ‏‫ما همیشه خوشحال می‌شیم که...‬ ‏‫به بچه‌ها کمک و حمایت کنیم.‬ 94 00:05:53,833 --> 00:05:56,375 ‏‫میشه لطفاً بگید‬ ‏‫چقدر طول می‌کشه؟‬ 95 00:05:56,958 --> 00:05:58,999 ‏‫معمولاً خیلی سریع انجام میشه.‬ 96 00:05:59,000 --> 00:06:01,124 ‏‫اما کلی بوروکراسی و‬ 97 00:06:01,125 --> 00:06:02,958 ‏‫مقررات دست‌وپاگیر هست که نمی‌تونیم دور بزنیم.‬ 98 00:06:03,666 --> 00:06:05,707 ‏‫برای همین ممکنه پیچیده به نظر برسه.‬ 99 00:06:05,708 --> 00:06:09,499 ‏‫ببینید، من شماره تلفنِ‬ ‏‫کسایی که دخترمون رو نگه داشتن دارم.‬ 100 00:06:09,500 --> 00:06:12,041 ‏‫ما نمی‌تونیم خارج از پروتکل عمل کنیم.‬ 101 00:06:13,416 --> 00:06:15,582 ‏‫ببین، من شماره رو دارم!‬ 102 00:06:15,583 --> 00:06:17,083 ‏‫منم که گوشی دارم!‬ 103 00:06:18,500 --> 00:06:20,790 ‏‫می‌تونیم همین الان بهشون زنگ بزنیم!‬ 104 00:06:20,791 --> 00:06:24,290 ‏‫شما یه سازمان جهانی هستید!‬ ‏‫باید دخترمون رو نجات بدیم.‬ 105 00:06:24,291 --> 00:06:25,333 ‏‫نمی‌فهمید چی می‌گم؟‬ 106 00:06:26,000 --> 00:06:28,208 ‏‫بفرما، این بروشور رو بگیر.‬ 107 00:06:28,833 --> 00:06:32,540 ‏‫یه راهنماست که‬ ‏‫تمام کارهای آیندمون توشه.‬ 108 00:06:32,541 --> 00:06:36,500 ‏‫شاید بتونیم قانونی بریم اونجا،‬ ‏‫به عنوان پدر و مادرش و پسش بگیریم؟‬ 109 00:06:37,375 --> 00:06:39,083 ‏‫ما همه چیز رو درک می‌کنیم.‬ 110 00:06:40,125 --> 00:06:43,083 ‏‫و به اندازه شما پیگیر این قضیه هستیم،‬ ‏‫باور کنید.‬ 111 00:06:43,750 --> 00:06:45,083 ‏‫ولی یه پروتکلی وجود داره.‬ 112 00:06:54,666 --> 00:06:56,541 ‏‫برو تو خونه. منم زود میام.‬ 113 00:06:59,166 --> 00:07:00,041 ‏‫برو، برو.‬ 114 00:07:09,041 --> 00:07:10,250 ‏‫شماره ناشناس‬ 115 00:07:13,916 --> 00:07:16,791 ‏‫من یوری هستم، پدر یولیا.‬ 116 00:07:20,208 --> 00:07:22,041 ‏‫می‌خوایم دخترمون رو پس بگیریم.‬ 117 00:07:23,333 --> 00:07:26,250 ‏‫چطور باید این کار رو انجام بدم و‬ ‏‫چه چیزهایی لازم دارم؟‬ 118 00:07:27,250 --> 00:07:28,583 ‏‫سلام یوری.‬ 119 00:07:29,625 --> 00:07:31,665 ‏‫خوب به حرفم گوش کن.‬ 120 00:07:31,666 --> 00:07:33,750 ‏‫خیلی، خیلی سادست.‬ 121 00:07:34,958 --> 00:07:38,166 ‏‫بیست هزار دلار نقد جور کن‬ ‏‫و یه مکان توی منطقه خاکستری پیدا کن‬ 122 00:07:38,708 --> 00:07:40,915 ‏‫که بتونی بچه‌ت رو تحویل بگیری.‬ 123 00:07:40,916 --> 00:07:42,625 ‏‫بعد از اون دیگه مشکل خودته.‬ 124 00:07:43,291 --> 00:07:45,957 ‏‫باشه، مدارک دخترم هم درسته؟‬ 125 00:07:45,958 --> 00:07:49,749 ‏‫می‌خوام مطمئن شم دخترم سالمه.‬ 126 00:07:49,750 --> 00:07:51,916 ‏‫بذار باهاش حرف بزنم.‬ ‏‫می‌خوام صداش رو بشنوم.‬ 127 00:08:10,166 --> 00:08:11,375 ‏‫یولیا، یولیا!‬ 128 00:08:12,333 --> 00:08:14,958 ‏‫بابا؟ بابایی!‬ 129 00:08:16,000 --> 00:08:17,833 ‏‫توروخدا منو از اینجا ببر.‬ 130 00:08:18,458 --> 00:08:20,041 ‏‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.‬ 131 00:08:20,666 --> 00:08:22,290 ‏‫توروخدا منو از اینجا ببر.‬ 132 00:08:22,291 --> 00:08:25,082 ‏‫عزیزم، همه‌چی درسته. صدامو می‌شنوی؟‬ 133 00:08:25,083 --> 00:08:27,500 ‏‫ببین، مامان و من خیلی دوستت داریم.‬ 134 00:08:28,416 --> 00:08:30,665 ‏‫ما تو رو از اونجا میاریم بیرون. می‌شنوی؟‬ 135 00:08:30,666 --> 00:08:31,749 ‏‫حرفم رو باور داری؟‬ 136 00:08:31,750 --> 00:08:32,958 ‏‫آره.‬ 137 00:08:38,458 --> 00:08:40,458 ‏‫هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمی‌شه‬ 138 00:09:02,750 --> 00:09:03,583 ‏‫آره.‬ 139 00:09:08,416 --> 00:09:09,500 ‏‫منم باهات میام!‬ 140 00:09:10,208 --> 00:09:13,707 ‏‫آنیا، جای بحث نداره.‬ ‏‫تو هیچ‌جا نمیای.‬ 141 00:09:13,708 --> 00:09:16,291 ‏‫نه یورا، جای بحث داره.‬ ‏‫و منم میام.‬ 142 00:09:16,875 --> 00:09:19,708 ‏‫بدون تو برام خیلی راحت‌تره.‬ ‏‫خطرش کمتره.‬ 143 00:09:20,916 --> 00:09:21,875 ‏‫پس من چی؟‬ 144 00:09:22,916 --> 00:09:24,207 ‏‫به من فکر کردی؟‬ 145 00:09:24,208 --> 00:09:26,332 ‏‫نقشه عالیه، ولی قهرمان‌بازی رو بذار کنار.‬ 146 00:09:26,333 --> 00:09:28,250 ‏‫ما با هم انجامش می‌دیم.‬ 147 00:09:34,750 --> 00:09:37,041 ‏‫چطور وارد منطقه خاکستری شویم؟‬ 148 00:09:38,875 --> 00:09:41,208 ‏‫ورود غیرنظامیان به منطقه‬ ‏‫خاکستری ممنوع است!‬ 149 00:09:43,208 --> 00:09:46,041 ‏‫چه کسی موفق شد از منطقه خاکستری خارج شود؟‬ 150 00:09:48,666 --> 00:09:50,958 ‏‫کتاب اسخید: خاطرات خودنوشت‬ 151 00:09:54,708 --> 00:09:58,125 ‏‫کی‌یف. پودی‌ل. انجمن M ۱۳‬ 152 00:10:00,291 --> 00:10:01,500 ‏‫کسی اونجاست؟‬ 153 00:10:12,250 --> 00:10:13,374 ‏‫روز بخیر.‬ 154 00:10:13,375 --> 00:10:14,708 ‏‫- سلام.‬ ‏‫- با کی کار داری؟‬ 155 00:10:15,250 --> 00:10:16,375 ‏‫من «اسخید» رو می‌خوام.‬ 156 00:10:17,833 --> 00:10:19,375 ‏‫یه لحظه.‬ 157 00:10:28,958 --> 00:10:31,833 ‏‫سلام. اسم من یوریه.‬ 158 00:10:32,791 --> 00:10:34,500 ‏‫- اسخید هستم.‬ ‏‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.‬ 159 00:10:35,083 --> 00:10:37,375 ‏‫به من گفتن که می‌تونی کمکم کنی.‬ 160 00:10:38,041 --> 00:10:39,083 ‏‫چطور منو پیدا کردی؟‬ 161 00:10:41,958 --> 00:10:43,458 ‏‫رفتی به اون مراسم امضای کتاب؟‬ 162 00:10:44,416 --> 00:10:46,124 ‏‫ما دوستای مشترک داریم.‬ 163 00:10:46,125 --> 00:10:47,125 ‏‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟‬ 164 00:10:47,791 --> 00:10:48,666 ‏‫ببین، این...‬ 165 00:10:49,708 --> 00:10:51,041 ‏‫یه علامت تو منطقه خاکستریه.‬ 166 00:10:51,791 --> 00:10:53,666 ‏‫باید دخترم رو از اونجا بیارم.‬ 167 00:10:54,375 --> 00:10:57,958 ‏‫ولی برای رسیدن به اون نقطه، باید‬ ‏‫از ایست‌های بازرسی خودمون رد بشم.‬ 168 00:10:58,625 --> 00:11:00,291 ‏‫اونا اجازه ورود به غیرنظامی‌ها نمیدن.‬ 169 00:11:02,041 --> 00:11:03,625 ‏‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟‬ 170 00:11:07,208 --> 00:11:08,916 ‏‫اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟‬ 171 00:11:12,458 --> 00:11:13,707 ‏‫فقط یه قانون وجود داره.‬ 172 00:11:13,708 --> 00:11:16,207 ‏‫اگه داری با ماشین می‌ری اونجا.‬ 173 00:11:16,208 --> 00:11:18,415 ‏‫و اگه شروع کردن به تیراندازی بهت.‬ 174 00:11:18,416 --> 00:11:20,166 ‏‫با تمام سرعت برو!‬ 175 00:11:20,958 --> 00:11:22,166 ‏‫اگه متوقف شدی.‬ 176 00:11:23,208 --> 00:11:24,790 ‏‫هر چقدر می‌تونی از ماشین دور شو.‬ 177 00:11:24,791 --> 00:11:26,458 ‏‫چون ماشین یه هدفه.‬ 178 00:11:27,375 --> 00:11:29,499 ‏‫ممنونم. مراقب خواهیم بود.‬ 179 00:11:29,500 --> 00:11:30,458 ‏‫«ما؟»‬ 180 00:11:34,750 --> 00:11:35,625 ‏‫دیوونه شدی؟‬ 181 00:11:37,083 --> 00:11:39,375 ‏‫تنهایی شاید بتونی انجامش بدی.‬ ‏‫ولی با اون...‬ 182 00:11:44,500 --> 00:11:45,375 ‏‫می‌فهمم.‬ 183 00:11:46,875 --> 00:11:48,000 ‏‫ممنونم!‬ 184 00:11:49,333 --> 00:11:51,791 ‏‫بشین. کمکت می‌کنم.‬ 185 00:11:54,375 --> 00:11:56,832 ‏‫یه مسیری رو بهت نشون میدم که مین‌گذاری نشده.‬ 186 00:11:56,833 --> 00:11:59,499 ‏‫اونا ازش برای رسوندن مهمات استفاده می‌کنن.‬ 187 00:11:59,500 --> 00:12:04,040 ‏‫اینجا از جاده خارج شو‬ ‏‫و تو دوراهی، سمت چپ رو نگه دار.‬ 188 00:12:04,041 --> 00:12:06,040 ‏‫- متوجه شدی؟‬ ‏‫- آره. سمت چپ.‬ 189 00:12:06,041 --> 00:12:07,374 ‏‫سمت چپ رو ادامه بده.‬ 190 00:12:07,375 --> 00:12:10,874 ‏‫اگه بری سمت راست.‬ ‏‫می‌خوری به دشمن.‬ 191 00:12:10,875 --> 00:12:13,791 ‏‫از مسیرها اسکرین‌شات می‌گیرم.‬ ‏‫اونا رو بردار.‬ 192 00:12:14,583 --> 00:12:17,458 ‏‫اگه شناسایی شدی، تسلیم شو. قهرمان‌بازی درنیار.‬ 193 00:12:20,125 --> 00:12:22,416 ‏‫این تمام توصیه‌ایه که می‌تونم بهت بکنم.‬ 194 00:12:23,125 --> 00:12:25,041 ‏‫خانواده‌ت رو نجات بده، رفیق.‬ 195 00:12:28,000 --> 00:12:29,583 ‏‫- ممنونم.‬ ‏‫- موفق باشی.‬ 196 00:12:45,750 --> 00:12:48,874 ‏‫گوشی‌هاتون رو پاکسازی کنید.‬ ‏‫یا بهتر از اون، عوضشون کنید.‬ 197 00:12:48,875 --> 00:12:50,665 ‏‫و سیم‌کارت‌های نو بخرید.‬ 198 00:12:50,666 --> 00:12:52,415 ‏‫اگه اسیرتون کردن.‬ 199 00:12:52,416 --> 00:12:55,125 ‏‫نتونن به عزیزانتون‬ ‏‫آسیبی برسونن.‬ 200 00:12:56,250 --> 00:13:00,666 ‏‫یه کیف کمک‌های اولیه بگیرید. بهتره چند تا باشه.‬ ‏‫که همیشه دم دستتون باشه.‬ 201 00:13:01,750 --> 00:13:04,415 ‏‫تا دخترت رو ندیدی‬ ‏‫پول رو بهشون نده.‬ 202 00:13:04,416 --> 00:13:05,708 ‏‫خانواده‬ 203 00:13:08,083 --> 00:13:11,375 ‏‫جوری مسیرت رو برنامه‌ریزی کن‬ ‏‫که سپیده دم اونجا باشی.‬ 204 00:13:16,791 --> 00:13:21,415 ‏‫وقتی به تابلوی هشدار ایست‌وبازرسی‬ ‏‫رسیدی، بپیچ سمت چپ.‬ 205 00:13:21,416 --> 00:13:23,874 ‏‫منطقه ممنوعه.‬ ‏‫ایست‌وبازرسی نظامی در پیش است.‬ 206 00:13:23,875 --> 00:13:27,500 ‏‫یه تابلوی بزرگ می‌بینی‬ ‏‫که روش نوشته «مین».‬ 207 00:13:30,708 --> 00:13:34,374 ‏‫اینجاست، همون جاده‌ای که اسخید گفت.‬ 208 00:13:34,375 --> 00:13:37,374 ‏‫سمت راستش، توی زمین،‬ ‏‫یه جاده فرعی می‌بینی.‬ 209 00:13:37,375 --> 00:13:38,416 ‏‫بجنب، بزن بریم.‬ 210 00:13:39,708 --> 00:13:41,540 ‏‫مین. منطقه ممنوعه.‬ 211 00:13:41,541 --> 00:13:44,416 ‏‫از اونجا برو تا از توی زمین،‬ ‏‫از ایست‌وبازرسی رد بشی.‬ 212 00:13:46,291 --> 00:13:48,332 ‏‫فقط اون دوراهی رو توی زمین گم نکن‬ 213 00:13:48,333 --> 00:13:51,165 ‏‫بعد از یه تابلوی کوچیک درباره مین‌ها.‬ 214 00:13:51,166 --> 00:13:53,625 ‏‫اگه ردش کنی،‬ ‏‫می‌افتی توی مسیر روس‌ها.‬ 215 00:13:55,291 --> 00:13:58,166 ‏‫بیشتر از ده کیلومتر اومدیم.‬ 216 00:13:59,208 --> 00:14:00,875 ‏‫تابلویی می‌بینی که نوشته «مین»؟‬ 217 00:14:05,875 --> 00:14:06,791 ‏‫نه.‬ 218 00:14:35,458 --> 00:14:37,999 ‏‫ولی اسخید اصلاً‬ ‏‫حرفی از مزرعه نزد.‬ 219 00:14:38,000 --> 00:14:41,416 ‏‫یورا، اینجا نگه دار.‬ 220 00:14:51,208 --> 00:14:52,416 ‏‫این توی نقشه نیست.‬ 221 00:15:01,250 --> 00:15:02,791 ‏‫ما جای اشتباهی اومدیم.‬ 222 00:15:04,458 --> 00:15:05,750 ‏‫باید برگردیم.‬ 223 00:15:07,208 --> 00:15:09,332 ‏‫- یورا، انفجار!‬ ‏‫- دارن می‌کوبن!‬ 224 00:15:09,333 --> 00:15:10,625 ‏‫یورا! یورا! پهپاده!‬ 225 00:15:11,583 --> 00:15:13,332 ‏‫باید بهشون نشون بدیم غیرنظامی هستیم!‬ 226 00:15:13,333 --> 00:15:15,125 ‏‫آنیا، توی ماشین بمون!‬ 227 00:15:18,958 --> 00:15:20,624 ‏‫- یورا!‬ ‏‫- از ماشین پیاده شو!‬ 228 00:15:20,625 --> 00:15:22,790 ‏‫سووا، ماشین غیرنظامی‬ ‏‫زیر آتیش سنگینه.‬ 229 00:15:22,791 --> 00:15:25,041 ‏‫داریم تصمیم می‌گیریم، سید.‬ 230 00:15:31,208 --> 00:15:33,458 ‏‫- داریم می‌دویم سمت مواضع‌مون.‬ ‏‫- خوبه.‬ 231 00:15:39,875 --> 00:15:40,832 ‏‫بهشون شلیک شد.‬ 232 00:15:40,833 --> 00:15:42,583 ‏‫باید یه کاری کنیم.‬ 233 00:15:53,958 --> 00:15:55,625 ‏‫آروم، آروم، آروم، آروم!‬ 234 00:15:56,916 --> 00:16:00,250 ‏‫یه پناهگاه موقت پیدا کردن.‬ ‏‫فعلاً بهترین کاره.‬ 235 00:16:00,791 --> 00:16:02,333 ‏‫یه فکری می‌کنیم.‬ 236 00:16:03,666 --> 00:16:05,458 ‏‫باید پناه بگیریم، می‌شنوی؟‬ 237 00:16:06,958 --> 00:16:09,875 ‏‫نه یورا، من جایی نمی‌رم.‬ 238 00:16:11,375 --> 00:16:13,333 ‏‫- پس چی؟‬ ‏‫- بیا فقط...‬ 239 00:16:15,250 --> 00:16:18,915 ‏‫بیا همین‌جا صبر کنیم تا تموم شه.‬ ‏‫بعدش با ماشین می‌ریم.‬ 240 00:16:18,916 --> 00:16:20,749 ‏‫با ماشین؟ لاستیکش ترکیده.‬ 241 00:16:20,750 --> 00:16:22,000 ‏‫راه نمی‌ره.‬ 242 00:16:23,666 --> 00:16:25,499 ‏‫سووا، هنوز پهپاد شارک بالا هست؟‬ 243 00:16:25,500 --> 00:16:27,375 ‏‫سید، بله، شارک بالاست.‬ 244 00:16:28,625 --> 00:16:30,124 ‏‫باید باتری‌ش رو عوض کنم.‬ 245 00:16:30,125 --> 00:16:31,582 ‏‫نزدیک‌تر شو، مراقبشون باش.‬ 246 00:16:31,583 --> 00:16:33,000 ‏‫می‌ترسن تکون بخورن.‬ 247 00:16:33,583 --> 00:16:34,416 ‏‫دریافت شد.‬ 248 00:16:36,166 --> 00:16:40,791 ‏‫فکرش رو بکن.‬ ‏‫پیاده هیچ شانسی نداریم.‬ 249 00:16:41,333 --> 00:16:45,665 ‏‫نمی‌رسیم. واقع‌بین باش.‬ 250 00:16:45,666 --> 00:16:47,208 ‏‫بیا همین‌جا صبر کنیم.‬ 251 00:16:47,875 --> 00:16:49,000 ‏‫خیلی خب. باشه. باشه.‬ 252 00:17:03,708 --> 00:17:05,499 ‏‫سووا. پهپاد رو برمی‌گردونم.‬ 253 00:17:05,500 --> 00:17:08,332 ‏‫سووا به سید. دریافت شد. ما‬ ‏‫از شارک تصویر داریم.‬ 254 00:17:08,333 --> 00:17:10,041 ‏‫دریافت شد. دارم دورِ منطقه می‌چرخم.‬ 255 00:17:12,875 --> 00:17:13,750 ‏‫چه خبر شده؟‬ 256 00:17:15,208 --> 00:17:17,250 ‏‫پهپاد رفت. انگار تموم شد.‬ 257 00:17:19,291 --> 00:17:20,166 ‏‫عالیه.‬ 258 00:17:21,208 --> 00:17:22,374 ‏‫باید بزنیم به چاک.‬ 259 00:17:22,375 --> 00:17:24,040 ‏‫خوبه.‬ 260 00:17:24,041 --> 00:17:25,457 ‏‫بریم به سمت موقعیت.‬ 261 00:17:25,458 --> 00:17:26,708 ‏‫یورا. نه.‬ 262 00:17:27,541 --> 00:17:29,082 ‏‫- نه.‬ ‏‫- تا وقتی آرومه.‬ 263 00:17:29,083 --> 00:17:32,040 ‏‫پیاده شانسی نداریم.‬ 264 00:17:32,041 --> 00:17:34,290 ‏‫آنیا. ممکنه ماشین روشن نشه.‬ 265 00:17:34,291 --> 00:17:35,832 ‏‫خب که چی؟‬ 266 00:17:35,833 --> 00:17:37,041 ‏‫یولیا چی؟‬ 267 00:17:37,875 --> 00:17:39,874 ‏‫اون لعنتی منتظر ماست! خب که چی؟‬ 268 00:17:39,875 --> 00:17:42,666 ‏‫اگه قرار باشه جونم رو به خطر بندازم،‬ ‏‫آماده‌ام!‬ 269 00:17:43,375 --> 00:17:44,749 ‏‫چون بدون ماشین.‬ 270 00:17:44,750 --> 00:17:47,791 ‏‫در بهترین حالت،‬ ‏‫فقط اسیر می‌شیم!‬ 271 00:18:00,708 --> 00:18:02,333 ‏‫سید به سووا. پرنده برگشت.‬ 272 00:18:03,208 --> 00:18:04,791 ‏‫صبر کن. دارن چیکار می‌کنن؟‬ 273 00:18:06,375 --> 00:18:08,500 ‏‫دارن چیکار می‌کنن؟ کسی می‌فهمه؟‬ 274 00:18:13,750 --> 00:18:15,374 ‏‫سووا! اینو ببین!‬ 275 00:18:15,375 --> 00:18:16,999 ‏‫دارن برمی‌گردن سمت ماشین.‬ 276 00:18:17,000 --> 00:18:18,625 ‏‫دارن برمی‌گردن سمت ماشین.‬ 277 00:18:21,083 --> 00:18:22,833 ‏‫از بیرون بهم تصویر بده.‬ 278 00:18:29,083 --> 00:18:30,500 ‏‫آروم. آروم. آروم. آروم.‬ 279 00:18:44,708 --> 00:18:46,208 ‏‫خیلی خب. سوار شید.‬ 280 00:18:53,250 --> 00:18:54,374 ‏‫زود باش.‬ 281 00:18:54,375 --> 00:18:56,291 ‏‫داره سعی می‌کنه ماشین رو روشن کنه.‬ 282 00:18:56,875 --> 00:19:00,333 ‏‫نمی‌دونم کجا می‌رن،‬ ‏‫ولی خیلی مصمم هستن که برسن.‬ 283 00:19:23,666 --> 00:19:24,833 ‏‫دارن بهشون شلیک می‌کنن.‬ 284 00:19:26,041 --> 00:19:28,250 ‏‫اف‌پی‌وی. دارن با اف‌پی‌وی حمله می‌کنن.‬ 285 00:19:36,208 --> 00:19:38,666 ‏‫سید. نزدیک‌تر پرواز کن. انگار زنده‌ان.‬ 286 00:19:40,916 --> 00:19:43,208 ‏‫مرد زخمی شده. تکرار می‌کنم. مرد زخمیه.‬ 287 00:19:44,208 --> 00:19:45,041 ‏‫یورا!‬ 288 00:19:46,333 --> 00:19:47,375 ‏‫یورا!‬ 289 00:19:48,666 --> 00:19:50,500 ‏‫یه خمپاره‌انداز می‌بینم. اف‌پی‌وی لازمه.‬ 290 00:19:57,750 --> 00:20:01,833 ‏‫سووا. غیرنظامی‌ها زیر آتیش سنگینن.‬ ‏‫درخواست مجوز ماموریت اف‌پی‌وی دارم.‬ 291 00:20:04,375 --> 00:20:06,915 ‏‫کسی صدامو می‌شنوه؟ پاسخ بدید!‬ 292 00:20:06,916 --> 00:20:08,750 ‏‫چند تا استریژ لازم داریم.‬ 293 00:20:09,916 --> 00:20:13,083 ‏‫- باید با هم همکاری کنن.‬ ‏‫- نه. استریژها مقدور نیست.‬ 294 00:20:19,291 --> 00:20:23,374 ‏‫تابستان ۲۰۲۲. منطقه دونتسک‬ 295 00:20:23,375 --> 00:20:24,749 ‏‫حرکت کن! ساعت سه!‬ 296 00:20:24,750 --> 00:20:26,916 ‏‫- پوشش می‌دم!‬ ‏‫- برو. برو. برو!‬ 297 00:20:33,125 --> 00:20:34,958 ‏‫- تیرم تموم شد!‬ ‏‫- پوشش می‌دم!‬ 298 00:20:37,500 --> 00:20:38,333 ‏‫صبر کن!‬ 299 00:20:44,250 --> 00:20:46,082 ‏‫سووا. از سید بپرس چه خبره.‬ 300 00:20:46,083 --> 00:20:49,416 ‏‫سید به سووا: گیر افتادیم.‬ ‏‫ببین چند نفرن.‬ 301 00:20:53,208 --> 00:20:55,416 ‏‫سید به سووا. دریافت شد. در حال شناسایی هوایی.‬ 302 00:21:04,041 --> 00:21:06,125 ‏‫پرواز استریژها. حالت کیل‌هاوس.‬ 303 00:21:16,458 --> 00:21:17,749 ‏‫حمله هوایی!‬ 304 00:21:17,750 --> 00:21:18,916 ‏‫پهپادها!‬ 305 00:21:20,708 --> 00:21:22,833 ‏‫- پهپادها!‬ ‏‫- بجنبید پسرها!‬ 306 00:21:24,541 --> 00:21:25,458 ‏‫من رفتم!‬ 307 00:21:27,333 --> 00:21:29,207 ‏‫دارم میرم برای کشتن.‬ 308 00:21:29,208 --> 00:21:30,666 ‏‫- وایسا!‬ ‏‫- دریافت شد. وایسادم!‬ 309 00:21:33,708 --> 00:21:34,958 ‏‫یه کشته دادیم.‬ 310 00:21:52,541 --> 00:21:54,166 ‏‫چهار کشته توی سنگر. ساعت ۹.‬ 311 00:21:56,333 --> 00:21:57,957 ‏‫یکیشون افسره.‬ 312 00:21:57,958 --> 00:21:59,458 ‏‫تبریک می‌گم. منطقه پاکه.‬ 313 00:22:01,208 --> 00:22:02,083 ‏‫دریافت شد.‬ 314 00:22:03,791 --> 00:22:05,708 ‏‫به بچه بگو دوباره چک کنه.‬ 315 00:22:06,833 --> 00:22:09,082 ‏‫سید. سید. به سووا: دوباره چک کن.‬ 316 00:22:09,083 --> 00:22:10,500 ‏‫مطمئنی منطقه پاکه؟‬ 317 00:22:18,833 --> 00:22:21,332 ‏‫مطمئنم. قول می‌دم.‬ 318 00:22:21,333 --> 00:22:22,250 ‏‫دریافت شد!‬ 319 00:22:24,666 --> 00:22:27,290 ‏‫برو. برو. برو.‬ 320 00:22:27,291 --> 00:22:28,416 ‏‫برو. برو.‬ 321 00:22:53,916 --> 00:22:55,083 ‏‫نارنجک!‬ 322 00:23:03,416 --> 00:23:04,874 ‏‫سالومون. وضعیتت چطوره؟‬ 323 00:23:04,875 --> 00:23:06,083 ‏‫زخمی شدم!‬ 324 00:23:06,625 --> 00:23:09,458 ‏‫وضعیت! ددی. وضعیت!‬ 325 00:23:10,083 --> 00:23:13,582 ‏‫- برادرت رو نجات بده. باشه؟‬ ‏‫- تو می‌تونی. نجاتش می‌دی.‬ 326 00:23:13,583 --> 00:23:14,583 ‏‫امدادگر!‬ 327 00:23:15,333 --> 00:23:16,916 ‏‫امدادگر لعنتی!‬ 328 00:23:17,625 --> 00:23:18,499 ‏‫لعنتی!‬ 329 00:23:18,500 --> 00:23:19,583 ‏‫لعنتی!‬ 330 00:23:21,000 --> 00:23:22,083 ‏‫امدادگر!‬ 331 00:23:23,166 --> 00:23:25,250 ‏‫سید! سید! ددی!‬ 332 00:23:26,333 --> 00:23:27,708 ‏‫ددی. سید!‬ 333 00:23:38,500 --> 00:23:41,041 ‏‫دو سال بعد‬ 334 00:23:42,750 --> 00:23:44,333 ‏‫برادر‬ 335 00:23:49,916 --> 00:23:52,290 ‏‫اینجا فیلم‌برداری عروسی یا کلک‌بازی نیست.‬ 336 00:23:52,291 --> 00:23:55,290 ‏‫اف‌پی‌وی یه سلاحه. اسباب‌بازی نیست.‬ 337 00:23:55,291 --> 00:24:00,165 ‏‫سه چیز رو یادت باشه: بقا،‬ ‏‫دقت و برتری نسبت به دشمن.‬ 338 00:24:00,166 --> 00:24:03,374 ‏‫سریع یاد می‌گیری،‬ ‏‫اما اولش باید آروم پرواز کنی.‬ 339 00:24:03,375 --> 00:24:05,666 ‏‫تنها راه یادگیری کنترله.‬ 340 00:24:08,583 --> 00:24:10,916 ‏‫هر ثانیه تردید‬ ‏‫توی خط مقدم...‬ 341 00:24:11,791 --> 00:24:13,583 ‏‫یعنی از دست رفتن یه زندگی.‬ 342 00:24:14,375 --> 00:24:16,583 ‏‫یه لحظه. ممنونم.‬ 343 00:24:19,458 --> 00:24:21,375 ‏‫- داریم اصول اولیه رو مرور می‌کنیم...‬ ‏‫- هی.‬ 344 00:24:23,166 --> 00:24:24,708 ‏‫برادر. انجامش دادم.‬ 345 00:24:25,500 --> 00:24:26,500 ‏‫چی رو انجام دادی؟‬ 346 00:24:27,875 --> 00:24:30,916 ‏‫برای سخنرانی در‬ ‏‫همایش آی‌تی دعوت شدی.‬ 347 00:24:32,166 --> 00:24:33,041 ‏‫واسه چی؟‬ 348 00:24:33,875 --> 00:24:35,625 ‏‫می‌دونی که انجامش نمی‌دم.‬ 349 00:24:37,208 --> 00:24:38,707 ‏‫پس داری چیکار می‌کنی؟‬ 350 00:24:38,708 --> 00:24:41,208 ‏‫پرواز با شبیه‌ساز‬ ‏‫و پیتزا خوردن؟‬ 351 00:24:43,625 --> 00:24:46,832 ‏‫داداش، تو با استعدادی.‬ ‏‫هم تو می‌دونی، هم من.‬ 352 00:24:46,833 --> 00:24:48,958 ‏‫و آدمای بااستعداد به کمک نیاز دارن.‬ 353 00:24:50,041 --> 00:24:52,332 ‏‫از طریق دخترم، برات یه فرصت جور کردم‬ 354 00:24:52,333 --> 00:24:54,791 ‏‫که ایده‌ت رو به سرمایه‌گذارها ارائه بدی.‬ 355 00:24:55,458 --> 00:24:57,000 ‏‫تحت تأثیر قرار گرفتن.‬ 356 00:24:57,666 --> 00:25:00,833 ‏‫حالا قراره بری پیششون‬ ‏‫و بترکونی.‬ 357 00:25:01,458 --> 00:25:03,040 ‏‫همه رو بترکون.‬ 358 00:25:03,041 --> 00:25:04,750 ‏‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه وایسا.‬ 359 00:25:05,458 --> 00:25:06,624 ‏‫یه لحظه صبر کن.‬ 360 00:25:06,625 --> 00:25:09,082 ‏‫هیچ قولی نده.‬ 361 00:25:09,083 --> 00:25:11,999 ‏‫من قرار نیست حرف بزنم.‬ 362 00:25:12,000 --> 00:25:14,083 ‏‫پروژه‌ی استریژ برای همیشه تعطیله.‬ 363 00:25:15,083 --> 00:25:16,166 ‏‫تو صبر کن.‬ 364 00:25:17,416 --> 00:25:18,666 ‏‫منظورت چیه؟‬ 365 00:25:19,375 --> 00:25:21,499 ‏‫سید، می‌دونی چقدر سخت بود که‬ 366 00:25:21,500 --> 00:25:23,708 ‏‫اون آقازاده‌های رانت‌خوار رو از لیست حذف کنم؟‬ 367 00:25:24,708 --> 00:25:25,832 ‏‫یکی بهت لطف کرده.‬ 368 00:25:25,833 --> 00:25:27,083 ‏‫باید حرف بزنی.‬ 369 00:25:28,666 --> 00:25:30,541 ‏‫مثل بچگیامون تو جنگل.‬ 370 00:25:31,291 --> 00:25:33,375 ‏‫من دنبالشون می‌کنم، تو بزنشون.‬ 371 00:25:35,333 --> 00:25:37,125 ‏‫این یه دستوره سید. شوخی نیست.‬ 372 00:25:38,291 --> 00:25:39,125 ‏‫خیلی خب.‬ 373 00:25:52,250 --> 00:25:53,083 ‏‫بفرما!‬ 374 00:25:55,791 --> 00:25:58,125 ‏‫بابا، دنبالش کردم، اونجا افتاده.‬ 375 00:25:59,833 --> 00:26:01,041 ‏‫اوناش داره می‌ره.‬ 376 00:26:02,833 --> 00:26:04,375 ‏‫- داره فرار می‌کنه.‬ ‏‫- میاد بیرون.‬ 377 00:26:05,583 --> 00:26:06,416 ‏‫بابا؟‬ 378 00:26:07,125 --> 00:26:08,000 ‏‫اگه نزنم چی؟‬ 379 00:26:09,666 --> 00:26:11,333 ‏‫اون‌وقت اون گراز بهمون حمله می‌کنه.‬ 380 00:26:12,666 --> 00:26:13,833 ‏‫حالا که دیگه اصلاً نمی‌تونم.‬ 381 00:26:15,625 --> 00:26:18,583 ‏‫- بابا، بده به من، می‌زنمش.‬ ‏‫- هیس. آروم باش.‬ 382 00:26:20,375 --> 00:26:22,583 ‏‫نفس عمیق بکش، بده بیرون...‬ 383 00:26:23,166 --> 00:26:24,500 ‏‫و ماشه رو بکش.‬ 384 00:26:33,125 --> 00:26:35,541 ‏‫- شلیک کن.‬ ‏‫- زود باش، بزنش!‬ 385 00:26:43,958 --> 00:26:45,833 ‏‫زدمش. زدمش، بابا!‬ 386 00:26:46,416 --> 00:26:48,666 ‏‫- آفرین پسر. زدی تو هدف.‬ ‏‫- تونستم.‬ 387 00:26:50,750 --> 00:26:51,833 ‏‫زدمش!‬ 388 00:26:52,583 --> 00:26:54,583 ‏‫- تونستم!‬ ‏‫- آره.‬ 389 00:26:55,291 --> 00:26:56,208 ‏‫می‌دونی چرا؟‬ 390 00:26:57,583 --> 00:27:00,041 ‏‫چون تونستی بر ترس‌ت غلبه کنی.‬ 391 00:27:02,875 --> 00:27:03,708 ‏‫ببین.‬ 392 00:27:04,291 --> 00:27:07,916 ‏‫آدما خیلی شجاع‌تر و قوی‌تر از اونن‬ ‏‫که فکر می‌کنن.‬ 393 00:27:08,458 --> 00:27:10,208 ‏‫فقط یادشون می‌ره.‬ 394 00:27:12,791 --> 00:27:13,833 ‏‫کارت عالی بود، پسرم.‬ 395 00:27:15,583 --> 00:27:16,500 ‏‫کارت تو هم عالی بود!‬ 396 00:27:20,916 --> 00:27:23,999 ‏‫سخنران بعدی ما یه مهندس جوونه.‬ 397 00:27:24,000 --> 00:27:25,499 ‏‫یه سرباز.‬ 398 00:27:25,500 --> 00:27:27,082 ‏‫با اسم رمز سید.‬ 399 00:27:27,083 --> 00:27:29,125 ‏‫- ممنونم.‬ ‏‫- متشکرم.‬ 400 00:27:31,541 --> 00:27:32,749 ‏‫ممنونم.‬ 401 00:27:32,750 --> 00:27:36,458 ‏‫یه بار، بچه‌ که بودم،‬ ‏‫پشت خونه‌مون یه پرنده پیدا کردم.‬ 402 00:27:37,166 --> 00:27:39,082 ‏‫نمی‌تونست پرواز کنه.‬ 403 00:27:39,083 --> 00:27:41,833 ‏‫فکر کردم شاید زخمی شده.‬ 404 00:27:43,000 --> 00:27:46,707 ‏‫یه نوع پرنده خاص بود‬ ‏‫که نمی‌تونست پرواز کنه.‬ 405 00:27:46,708 --> 00:27:49,625 ‏‫و نکته خاص این پرستوها اینه که‬ 406 00:27:50,541 --> 00:27:53,957 ‏‫می‌تونن یه سال‬ ‏‫توی آسمون بمونن.‬ 407 00:27:53,958 --> 00:27:55,415 ‏‫اصلاً زمین نمی‌شینن.‬ 408 00:27:55,416 --> 00:27:58,125 ‏‫با الهام از این، من سیستم خودم رو‬ 409 00:27:58,833 --> 00:28:01,290 ‏‫برای پهپاد شناسایی رزمی‬ ‏‫طراحی کردم: استریژ.‬ 410 00:28:01,291 --> 00:28:03,832 ‏‫استریژها پهپادهایی هستن‬ ‏‫که می‌تونن تو هوا بمونن‬ 411 00:28:03,833 --> 00:28:06,124 ‏‫و دو هفته کامل زمین ننشینن.‬ 412 00:28:06,125 --> 00:28:09,333 ‏‫پهپاد موقع نزدیک شدن به هدف، می‌کوبه بهش.‬ 413 00:28:09,958 --> 00:28:10,916 ‏‫اما یه چیز دیگه هم هست!‬ 414 00:28:11,541 --> 00:28:14,040 ‏‫با کمک سیستم تشخیص چهره.‬ 415 00:28:14,041 --> 00:28:17,249 ‏‫این پهپاد می‌تونه‬ ‏‫افسر دشمن رو شناسایی کنه.‬ 416 00:28:17,250 --> 00:28:18,165 ‏‫به این ترتیب،‬ 417 00:28:18,166 --> 00:28:22,708 ‏‫اطلاعات باارزشی به دست میاریم‬ ‏‫و دشمن هم از بین میره.‬ 418 00:28:26,208 --> 00:28:28,541 ‏‫۱۵ دقیقه وقت استراحت و قهوه اعلام می‌کنم.‬ 419 00:28:33,750 --> 00:28:34,833 ‏‫هی، آقا!‬ 420 00:28:36,666 --> 00:28:37,666 ‏‫یه لحظه وقت داری؟‬ 421 00:28:39,708 --> 00:28:41,958 ‏‫می‌دونی که جات رو دادن به ما؟‬ 422 00:28:44,250 --> 00:28:45,915 ‏‫رفیق، من که نخواسته بودم.‬ 423 00:28:45,916 --> 00:28:49,375 ‏‫نگران نباش، شخصاً باهات حساب می‌کنم.‬ 424 00:28:50,375 --> 00:28:51,708 ‏‫من اهل این حرفا نیستم.‬ 425 00:28:54,875 --> 00:28:58,041 ‏‫می‌دونی با این حرفا‬ ‏‫ممکنه بدجوری کتک بخوری؟‬ 426 00:28:58,833 --> 00:29:01,000 ‏‫چرا اینقدر عصبی‌ای؟ آروم باش.‬ 427 00:29:01,583 --> 00:29:03,499 ‏‫ارائه باحالی بود، نه بچه‌ها؟‬ 428 00:29:03,500 --> 00:29:05,415 ‏‫بابا باید افتخار کنه.‬ 429 00:29:05,416 --> 00:29:07,875 ‏‫اوه، راستی، یادم رفت.‬ 430 00:29:08,666 --> 00:29:10,500 ‏‫پهپادهات کارش رو ساختن؟‬ 431 00:29:14,416 --> 00:29:15,625 ‏‫مراقب باش، دخترا.‬ 432 00:29:16,166 --> 00:29:17,082 ‏‫اسلحه!‬ 433 00:29:17,083 --> 00:29:18,125 ‏‫اسلحه داره!‬ 434 00:29:20,541 --> 00:29:21,750 ‏‫بگیریدش!‬ 435 00:29:22,833 --> 00:29:23,708 ‏‫اوه، بجنبید!‬ 436 00:29:27,833 --> 00:29:30,749 ‏‫طبق ماده ۱۲۹‬ ‏‫قانون کیفری اوکراین،‬ 437 00:29:30,750 --> 00:29:34,041 ‏‫این کار حداقل‬ ‏‫یک سال زندان داره.‬ 438 00:29:35,875 --> 00:29:37,957 ‏‫اما با دیدن قهرمانی‌های پدرت،‬ 439 00:29:37,958 --> 00:29:41,916 ‏‫شایستگی‌های خودت و توصیه‌نامه‬ ‏‫شخصیِ فرمانده‌ت،‬ 440 00:29:42,833 --> 00:29:44,125 ‏‫یه استثنا قائل میشم.‬ 441 00:29:44,791 --> 00:29:47,332 ‏‫دادگاه حکم به پرداخت خسارت میده‬ 442 00:29:47,333 --> 00:29:49,249 ‏‫و تو رو از مجازات کیفری،‬ 443 00:29:49,250 --> 00:29:52,875 ‏‫بر اساس ماده ۴۷‬ ‏‫قانون کیفری اوکراین، تبرئه می‌کنه.‬ 444 00:29:55,416 --> 00:29:58,291 ‏‫و یه چیز دیگه. اگه اینقدر‬ ‏‫خشم کنترل‌نشده داری،‬ 445 00:29:59,000 --> 00:30:00,957 ‏‫باید برگردی به منطقه جنگی‬ 446 00:30:00,958 --> 00:30:02,915 ‏‫و سر دشمن خالی‌اش کنی.‬ 447 00:30:02,916 --> 00:30:04,208 ‏‫این نصیحت رو گوش کن.‬ 448 00:30:15,000 --> 00:30:17,666 ‏‫آندری یوگنوویچ! آندری یوگنوویچ!‬ 449 00:30:18,416 --> 00:30:19,583 ‏‫ببخشید.‬ 450 00:30:20,875 --> 00:30:23,833 ‏‫آندری یوگنوویچ،‬ ‏‫می‌خواستم ازتون تشکر کنم.‬ 451 00:30:24,458 --> 00:30:26,374 ‏‫رفیق، اون فقط یه بار اتفاق افتاد.‬ 452 00:30:26,375 --> 00:30:28,082 ‏‫و اون هم به خاطر پدرت بود.‬ 453 00:30:28,083 --> 00:30:29,416 ‏‫می‌فهمم.‬ 454 00:30:31,291 --> 00:30:32,874 ‏‫این نشان رزمیشه.‬ 455 00:30:32,875 --> 00:30:35,374 ‏‫من حقی ندارم که نگهش دارم.‬ 456 00:30:35,375 --> 00:30:39,457 ‏‫تو همیشه برای اون‬ ‏‫یه الگو بودی.‬ 457 00:30:39,458 --> 00:30:43,290 ‏‫کسی که بهش یادآوری می‌کرد چرا می‌جنگیم.‬ 458 00:30:43,291 --> 00:30:45,291 ‏‫خودش هم می‌خواست که تو داشته باشیش.‬ 459 00:30:48,458 --> 00:30:51,874 ‏‫اشکالی نداره.‬ ‏‫این جنگه، و اون یه قهرمان بود.‬ 460 00:30:51,875 --> 00:30:52,916 ‏‫باید برگردم.‬ 461 00:30:53,666 --> 00:30:54,625 ‏‫منم همین‌طور.‬ 462 00:30:56,000 --> 00:30:57,291 ‏‫از انتخابت ممنونم.‬ 463 00:31:06,791 --> 00:31:07,958 ‏‫مرکز مثبت‬ 464 00:31:12,291 --> 00:31:14,707 ‏‫تمرکز حداکثری روی اهداف.‬ 465 00:31:14,708 --> 00:31:18,332 ‏‫بعد از هر شلیک،‬ ‏‫وضعیت تیراندازیت رو تحلیل کن.‬ 466 00:31:18,333 --> 00:31:20,165 ‏‫باید یه خط مستقیم وجود داشته باشه.‬ 467 00:31:20,166 --> 00:31:22,415 ‏‫چشمت، لوله اسلحه، هدفت.‬ 468 00:31:22,416 --> 00:31:23,333 ‏‫بپر!‬ 469 00:31:24,041 --> 00:31:26,041 ‏‫بپر! بپر!‬ 470 00:31:29,916 --> 00:31:30,750 ‏‫بپر!‬ 471 00:31:36,166 --> 00:31:37,250 ‏‫بپر!‬ 472 00:31:40,375 --> 00:31:41,458 ‏‫حرکت کن‬ 473 00:31:44,333 --> 00:31:45,375 ‏‫آروم‌تر.‬ 474 00:31:47,291 --> 00:31:48,207 ‏‫برو سمت چپ.‬ 475 00:31:48,208 --> 00:31:49,415 ‏‫- تموم شد؟‬ ‏‫- یه جورایی.‬ 476 00:31:49,416 --> 00:31:51,999 ‏‫خوب کار کردی. چند تا اشتباه اینجا بود.‬ 477 00:31:52,000 --> 00:31:54,332 ‏‫با دست کمکی‌ات خیلی محکم می‌گیری.‬ 478 00:31:54,333 --> 00:31:56,166 ‏‫اگه تیرها اینجا خورده، یعنی‬ 479 00:31:56,958 --> 00:31:59,583 ‏‫تیرهایی که هدف گرفتی رفتن این سمت.‬ 480 00:32:00,250 --> 00:32:03,125 ‏‫- پس خیلی محکم می‌گیرم و... ‬ ‏‫- خیلی محکم.‬ 481 00:32:04,833 --> 00:32:06,665 ‏‫چرا داری برمی‌گردی؟‬ 482 00:32:06,666 --> 00:32:07,957 ‏‫چرا؟‬ 483 00:32:07,958 --> 00:32:10,165 ‏‫واضحه. برای انتقام خون پدرم.‬ 484 00:32:10,166 --> 00:32:11,915 ‏‫انتقام کار شرافتمندانه‌ایه، سید.‬ 485 00:32:11,916 --> 00:32:15,540 ‏‫اما چیزهای مهم‌تری هم هست.‬ ‏‫ببین، تو خوب کار می‌کنی،‬ 486 00:32:15,541 --> 00:32:17,207 ‏‫ولی خشم داره هدایتت می‌کنه.‬ 487 00:32:17,208 --> 00:32:19,207 ‏‫عاقبت خوبی نداره.‬ 488 00:32:19,208 --> 00:32:22,041 ‏‫نه فقط برای خودت،‬ ‏‫بلکه برای بقیه هم.‬ 489 00:32:22,625 --> 00:32:23,707 ‏‫پس چطور باید رفتار کنم؟‬ 490 00:32:23,708 --> 00:32:27,458 ‏‫یه راهی هست.‬ ‏‫وقتی داری ماشه رو می‌چکونی،‬ 491 00:32:28,125 --> 00:32:29,999 ‏‫به هدف فکر نکن.‬ 492 00:32:30,000 --> 00:32:32,166 ‏‫به کسی فکر کن که داری براش می‌جنگی.‬ 493 00:32:33,708 --> 00:32:36,250 ‏‫چون جنگ هنوز جهنم نیست.‬ 494 00:32:37,625 --> 00:32:39,750 ‏‫جهنم وقتیه که برمی‌گردی.‬ 495 00:32:40,541 --> 00:32:43,040 ‏‫و درونت، هیچ نوری نباشه.‬ 496 00:32:43,041 --> 00:32:45,583 ‏‫نه احترامی، نه خودت.‬ 497 00:32:46,250 --> 00:32:48,833 ‏‫و چیزی که از همه مهم‌تره‬ ‏‫این مسیر اینه که،‬ 498 00:32:49,833 --> 00:32:54,166 ‏‫ایمانت رو از دست ندی‬ ‏‫و به اون چیزی که واقعاً برات مهمه.‬ 499 00:32:58,208 --> 00:32:59,583 ‏‫استارک، چه خبر؟‬ 500 00:33:00,291 --> 00:33:03,458 ‏‫سلام. خب، تِرمیت آماده‌ست.‬ 501 00:33:04,250 --> 00:33:05,541 ‏‫برجک رو وصل کردیم.‬ 502 00:33:06,125 --> 00:33:10,375 ‏‫امروز بچه‌ها MK19 رو نصب می‌کنن‬ ‏‫و آماده‌ی عملیاته.‬ 503 00:33:11,083 --> 00:33:12,707 ‏‫پس فقط تا امشب...‬ 504 00:33:12,708 --> 00:33:15,374 ‏‫- ای بابا، تازه درستش کرده بودم.‬ ‏‫- ببخشید.‬ 505 00:33:15,375 --> 00:33:16,749 ‏‫هالیچینا، چی می‌خوای؟‬ 506 00:33:16,750 --> 00:33:18,540 ‏‫چرا هی دنبال من راه افتادی؟‬ 507 00:33:18,541 --> 00:33:20,208 ‏‫یه سوال درباره مرخصی.‬ 508 00:33:21,500 --> 00:33:22,625 ‏‫فردا بپرس.‬ 509 00:33:23,291 --> 00:33:28,624 ‏‫باشه. پس شناسایی رو تموم می‌کنیم.‬ ‏‫می‌بینیم اوضاع چطوره، بعد شروع می‌کنیم.‬ 510 00:33:28,625 --> 00:33:30,541 ‏‫- باشه.‬ ‏‫- چون این یکی...‬ 511 00:33:32,583 --> 00:33:35,165 ‏‫هالیچینا، اون پهپاد رو‬ ‏‫بنشون زمین دیگه!‬ 512 00:33:35,166 --> 00:33:37,790 ‏‫چرا نرفتی دنبال کارهات؟‬ ‏‫کار نداری مگه؟‬ 513 00:33:37,791 --> 00:33:39,665 ‏‫نمی‌فهمم. فردا؟ الان نه؟‬ 514 00:33:39,666 --> 00:33:41,540 ‏‫باید فردا ازت بپرسم؟‬ 515 00:33:41,541 --> 00:33:43,791 ‏‫فردا بیا و بپرس. همین.‬ 516 00:33:44,625 --> 00:33:46,582 ‏‫پس فردا صبح میام، درسته؟‬ 517 00:33:46,583 --> 00:33:49,916 ‏‫- آره، فردا صبح. فردا می‌بینمت!‬ ‏‫- دمت گرم.‬ 518 00:34:08,791 --> 00:34:09,666 ‏‫هیچ‌وقت...‬ 519 00:34:11,166 --> 00:34:14,583 ‏‫هیچ‌وقت، هیچ‌وقت اول مشت نزن.‬ 520 00:34:15,166 --> 00:34:16,457 ‏‫این بده.‬ 521 00:34:16,458 --> 00:34:18,000 ‏‫ولی اونا گفتن...‬ 522 00:34:18,750 --> 00:34:22,208 ‏‫اگه واقعاً مجبوری، تحریکشون کن.‬ 523 00:34:23,125 --> 00:34:26,375 ‏‫بذار بزنن، بعد برو سراغ کار.‬ 524 00:34:28,208 --> 00:34:29,583 ‏‫گرفتی؟ برادر.‬ 525 00:34:32,291 --> 00:34:34,124 ‏‫خوش برگشتی به خانواده، سید.‬ 526 00:34:34,125 --> 00:34:36,625 ‏‫از اینکه خونه‌ام خوشحالم.‬ ‏‫همه چطورین؟‬ 527 00:34:38,291 --> 00:34:40,999 ‏‫چیه، می‌خوای همه‌ش رو بدونی؟‬ 528 00:34:41,000 --> 00:34:41,916 ‏‫لطفاً.‬ 529 00:34:48,375 --> 00:34:50,791 ‏‫خلاصه بگم، یه اطلاعاتی‬ ‏‫از شنود به دست آوردیم.‬ 530 00:34:51,916 --> 00:34:54,790 ‏‫توی این مزرعه تو منطقه خاکستری.‬ 531 00:34:54,791 --> 00:34:57,500 ‏‫احتمالاً یه عده اسیر و‬ ‏‫آدم محلی اونجا جمع شدن.‬ 532 00:34:58,875 --> 00:35:01,915 ‏‫مزرعه دست گروهی به اسم‬ ‏‫بلک مامباست.‬ 533 00:35:01,916 --> 00:35:04,541 ‏‫اونا اکثراً از اعضای سابق واگنرن.‬ 534 00:35:05,583 --> 00:35:09,999 ‏‫خب، باید عمیق‌تر پرواز کنیم‬ ‏‫ببینیم اسیرها اونجان یا نه.‬ 535 00:35:10,000 --> 00:35:13,624 ‏‫چون عملاً برای همین‬ ‏‫نمی‌تونیم یهو توپ‌بارون کنیم.‬ 536 00:35:13,625 --> 00:35:15,499 ‏‫دیگه چه واحدهایی اونجان؟‬ 537 00:35:15,500 --> 00:35:19,374 ‏‫مرکز عملیات ویژه نزدیکه.‬ ‏‫واحد اطلاعات، لژیون بین‌المللی.‬ 538 00:35:19,375 --> 00:35:21,000 ‏‫آلفاها، اطلاعات. گرفتم.‬ 539 00:35:23,333 --> 00:35:24,291 ‏‫بذار من امتحان کنم.‬ 540 00:35:27,041 --> 00:35:29,957 ‏‫منطقه خاکستری. برستوو. «مزرعه».‬ ‏‫پایگاه موقت «بلک مامبا»‬ 541 00:35:29,958 --> 00:35:31,208 ‏‫گروهی از ارتش روسیه‬ 542 00:35:33,250 --> 00:35:35,625 ‏‫رئیس، حرکت داریم.‬ ‏‫یه سواری داره تو جاده میره.‬ 543 00:35:36,416 --> 00:35:37,958 ‏‫- خودی‌ان؟‬ ‏‫- چه می‌دونم.‬ 544 00:35:38,708 --> 00:35:39,708 ‏‫بجنب، سریع‌تر.‬ 545 00:35:46,250 --> 00:35:47,875 ‏‫یه زن و مردن.‬ 546 00:35:48,625 --> 00:35:50,958 ‏‫ظاهرشون غیرنظامیه، ولی محلی نیستن.‬ 547 00:35:53,125 --> 00:35:54,958 ‏‫هیچ آدم محلی‌ای نباید تو اون جاده باشه.‬ 548 00:35:56,958 --> 00:36:00,000 ‏‫یا دیده‌بان توپخونه‌ان‬ ‏‫یا تدارکات‌چیِ اوکراینی‌ها.‬ 549 00:36:00,833 --> 00:36:01,833 ‏‫رد میشن؟‬ 550 00:36:03,041 --> 00:36:04,166 ‏‫معلومه که رد میشن.‬ 551 00:36:05,458 --> 00:36:06,666 ‏‫با یه گلوله تو سرش.‬ 552 00:36:09,375 --> 00:36:12,833 ‏‫خیلی خب، پسرا. برین سر پست‌هاتون‬ ‏‫و سریع کار رو تموم کنین.‬ 553 00:36:13,916 --> 00:36:16,500 ‏‫هیچ ردی از خودتون نذارین.‬ 554 00:36:17,250 --> 00:36:18,083 ‏‫مرخصید.‬ 555 00:36:21,083 --> 00:36:22,166 ‏‫حرکت! حرکت!‬ 556 00:36:29,208 --> 00:36:30,041 ‏‫آماده‌ام.‬ 557 00:36:33,833 --> 00:36:37,458 ‏‫زمان واقعی‬ 558 00:36:39,333 --> 00:36:42,083 ‏‫مرد مجروح شده.‬ ‏‫تکرار می‌کنم، مرد مجروح شده.‬ 559 00:36:42,666 --> 00:36:43,999 ‏‫می‌بینم ساید، می‌بینم.‬ 560 00:36:44,000 --> 00:36:47,000 ‏‫یه گودال خون اونجاست.‬ ‏‫به نظر زخم عمیقیه.‬ 561 00:36:47,625 --> 00:36:48,458 ‏‫یورا!‬ 562 00:36:50,500 --> 00:36:51,916 ‏‫یورا!‬ 563 00:36:57,958 --> 00:37:00,875 ‏‫تیر خوردم آنیا. فکر کنم عمیقه.‬ 564 00:37:02,666 --> 00:37:03,958 ‏‫طاقت بیار.‬ 565 00:37:08,291 --> 00:37:10,415 ‏‫التماست می‌کنم، دخترمون رو نجات بده.‬ 566 00:37:10,416 --> 00:37:11,915 ‏‫شرام، وضعیت تخلیه چطوره؟‬ 567 00:37:11,916 --> 00:37:14,708 ‏‫مادرید-۳۰ از همه نزدیک‌تره،‬ ‏‫ولی هنوز توی هاگ هستن.‬ 568 00:37:19,750 --> 00:37:22,833 ‏‫ساید، زنه داره سعی می‌کنه‬ ‏‫خونریزی رو بند بیاره.‬ 569 00:37:23,375 --> 00:37:25,790 ‏‫خیلی هم موفق نیست،‬ ‏‫ولی دمش گرم.‬ 570 00:37:25,791 --> 00:37:27,790 ‏‫فرمانده، یه تیم ضربت به من بده.‬ 571 00:37:27,791 --> 00:37:29,083 ‏‫می‌تونم بیارمشون بیرون.‬ 572 00:37:29,916 --> 00:37:33,958 ‏‫بی‌خیال، چه تیمی؟ ما دستورِ‬ ‏‫فرمانده ارشد رو داریم.‬ 573 00:37:35,041 --> 00:37:37,707 ‏‫منفیه ساید. منفیه.‬ ‏‫همه تیم‌ها درگیرن.‬ 574 00:37:37,708 --> 00:37:39,833 ‏‫لعنتی. من می‌تونم بیارمشون بیرون. سووا!‬ 575 00:37:41,416 --> 00:37:42,500 ‏‫ساید، منفیه.‬ 576 00:37:43,250 --> 00:37:44,625 ‏‫به من نگاه کن، شنیدی؟‬ 577 00:37:54,125 --> 00:37:56,416 ‏‫بهش علامت می‌دم و راهنماییش می‌کنم.‬ 578 00:37:57,166 --> 00:37:58,000 ‏‫فهمیدم.‬ 579 00:38:02,958 --> 00:38:04,374 ‏‫وای خدای من. نه، نه، نه.‬ 580 00:38:04,375 --> 00:38:08,290 ‏‫تقصیر منه، باید‬ ‏‫می‌رفتیم تو سنگر.‬ 581 00:38:08,291 --> 00:38:09,458 ‏‫حق با تو بود.‬ 582 00:38:12,375 --> 00:38:13,333 ‏‫خیلی خب، گوش کن.‬ 583 00:38:14,458 --> 00:38:16,749 ‏‫ما از اینجا می‌ریم بیرون، فقط طاقت بیار.‬ 584 00:38:16,750 --> 00:38:17,666 ‏‫باشه؟‬ 585 00:38:23,750 --> 00:38:25,000 ‏‫آنیا، پهپاد.‬ 586 00:38:29,750 --> 00:38:31,458 ‏‫فرار کن. فرار کن.‬ 587 00:38:38,291 --> 00:38:41,458 ‏‫شلیک نکنید! شلیک نکنید!‬ 588 00:38:43,416 --> 00:38:46,416 ‏‫شوهرمه! شلیک نکنید!‬ 589 00:38:48,000 --> 00:38:49,083 ‏‫صدام رو می‌شنوی؟‬ 590 00:38:51,083 --> 00:38:52,791 ‏‫فایده نداره! اصلاً متوجه نمیشه.‬ 591 00:38:55,208 --> 00:38:57,041 ‏‫سعی کن یه علامت دیگه بهش بدی.‬ 592 00:38:59,125 --> 00:39:00,208 ‏‫زود باش، زود باش...‬ 593 00:39:03,416 --> 00:39:05,583 ‏‫نمی‌فهمم.‬ 594 00:39:07,125 --> 00:39:07,999 ‏‫یه فکری دارم.‬ 595 00:39:08,000 --> 00:39:09,708 ‏‫سووا به ساید: خیلی خب، شروع کن!‬ 596 00:39:11,291 --> 00:39:12,375 ‏‫مراقبشون باش.‬ 597 00:39:57,500 --> 00:39:59,458 ‏‫یورا، یورا... اینا خودی هستن.‬ 598 00:40:18,583 --> 00:40:21,875 ‏‫لعنتی، فکر نکنم‬ ‏‫بدونه چطوری ازشون استفاده کنه.‬ 599 00:40:22,833 --> 00:40:23,666 ‏‫لعنتی.‬ 600 00:40:35,041 --> 00:40:36,625 ‏‫وقت نداریم. داره خونریزی می‌کنه.‬ 601 00:40:38,916 --> 00:40:40,333 ‏‫بیاید یه پهپاد زمینی بفرستیم.‬ 602 00:40:41,500 --> 00:40:43,833 ‏‫لعنتی. خیلی دورن. خیلی طول می‌کشه.‬ 603 00:40:49,208 --> 00:40:50,833 ‏‫بچه‌ها، باید اون‌ها رو بیاریم بیرون.‬ 604 00:40:54,500 --> 00:40:57,125 ‏‫زود باش. زود باش. بفهم چی می‌گم. بفهم.‬ 605 00:41:00,083 --> 00:41:02,165 ‏‫ماتوری، راگنار، پهپاد رو بنشون. سریع‌تر.‬ 606 00:41:02,166 --> 00:41:04,166 ‏‫- دریافت شد. - سووا، دو دقیقه بهم وقت بده.‬ 607 00:41:06,916 --> 00:41:09,375 ‏‫سید، ولی بجنب. طرف داره بیهوش می‌شه.‬ 608 00:41:23,125 --> 00:41:26,915 ‏‫سووا، یه فکری دارم. می‌دونم چی می‌خوای بگی، ولی باید امتحانش کنم.‬ 609 00:41:26,916 --> 00:41:27,916 ‏‫دنبالم بیا‬ 610 00:41:29,291 --> 00:41:30,250 ‏‫دنبالم بیا‬ 611 00:41:45,416 --> 00:41:47,541 ‏‫گرفتمش. راننده رو بزن.‬ 612 00:41:48,666 --> 00:41:50,582 ‏‫زنه زنده‌ست. داره یه چیزی داد می‌زنه.‬ 613 00:41:50,583 --> 00:41:51,583 ‏‫بذار داد بزنه.‬ 614 00:41:55,000 --> 00:41:56,458 ‏‫رئیس، اون پهپاد ما نیست.‬ 615 00:41:57,500 --> 00:41:58,375 ‏‫اوکراینی‌ها هستن.‬ 616 00:41:59,625 --> 00:42:01,083 ‏‫می‌خوان هدایتش کنن؟‬ 617 00:42:02,416 --> 00:42:03,583 ‏‫خیلی خب، سریع‌تر کار کن.‬ 618 00:42:04,166 --> 00:42:06,458 ‏‫دختره رو خلاص کن. پهپاد رو بزن.‬ 619 00:42:07,250 --> 00:42:11,290 ‏‫صدامو می‌شنوی؟ بهم نگاه کن، باشه؟‬ 620 00:42:11,291 --> 00:42:12,250 ‏‫یورا...‬ 621 00:42:13,125 --> 00:42:17,500 ‏‫باشه، اون پهپاد ماست. نجاتمون می‌دن، می‌شنوی؟‬ 622 00:42:38,541 --> 00:42:39,915 ‏‫دنبالم بیا‬ 623 00:42:39,916 --> 00:42:41,125 ‏‫من تنها نمی‌رم!‬ 624 00:42:43,375 --> 00:42:45,790 ‏‫سید، فایده نداره. اون ترکش نمی‌کنه.‬ 625 00:42:45,791 --> 00:42:48,291 ‏‫نمی‌ذارم جلوی چشمام بکشنش.‬ 626 00:42:50,041 --> 00:42:52,165 ‏‫- نه. نه. نه. نه. - تو باید بری.‬ 627 00:42:52,166 --> 00:42:54,750 ‏‫- دنبال پهپاد برو، راهنمایی‌ت می‌کنه. - نه، یورا.‬ 628 00:42:55,416 --> 00:42:56,375 ‏‫تو نمی‌تونی منو کول کنی.‬ 629 00:42:56,916 --> 00:43:01,249 ‏‫- گوش کن، التماست می‌کنم، برو. - بدون تو نمی‌رم، می‌فهمی؟‬ 630 00:43:01,250 --> 00:43:04,000 ‏‫آنیا، خواهش می‌کنم، دخترمون رو نجات بده.‬ 631 00:43:08,250 --> 00:43:10,291 ‏‫صبر کن. صبر کن. صبر کن. چی؟‬ 632 00:43:13,500 --> 00:43:14,875 ‏‫سووا به سید، صدامو داری؟‬ 633 00:43:15,708 --> 00:43:17,000 ‏‫سید به سووا، کاملاً واضح می‌شنوم.‬ 634 00:43:17,583 --> 00:43:19,540 ‏‫تیم آتش دشمن، چهار نفر.‬ 635 00:43:19,541 --> 00:43:22,499 ‏‫از سمت چپ کاور گرفتن و دارن به سمت غیرنظامی‌ها می‌رن.‬ 636 00:43:22,500 --> 00:43:25,208 ‏‫زخمی شدی. نیاز به کمک داری. من نمی‌رم.‬ 637 00:43:26,291 --> 00:43:29,041 ‏‫نه. نه. آنیا، برو. برو.‬ 638 00:43:31,500 --> 00:43:32,375 ‏‫لعنتی.‬ 639 00:43:33,625 --> 00:43:34,541 ‏‫زیر آتیشن.‬ 640 00:43:35,958 --> 00:43:37,875 ‏‫برو، دنبالش کن.‬ 641 00:43:38,500 --> 00:43:41,166 ‏‫فرمانده، درخواست اجازه برای استفاده از اف‌پی‌وی دارم.‬ 642 00:43:42,250 --> 00:43:44,291 ‏‫- سووا به سید، انجامش بده. - دارم بلند می‌شم.‬ 643 00:43:45,541 --> 00:43:46,375 ‏‫همه پرنده‌ها بلند شدن!‬ 644 00:43:48,458 --> 00:43:50,666 ‏‫آفرین، دختر خوب.‬ 645 00:43:57,000 --> 00:43:58,124 ‏‫یورا!‬ 646 00:43:58,125 --> 00:44:00,041 ‏‫بدو! سریع‌تر!‬ 647 00:44:00,791 --> 00:44:01,958 ‏‫یورا، دارن می‌آن!‬ 648 00:44:05,041 --> 00:44:06,875 ‏‫گرفتش، داره هدایتش می‌کنه سمت ما.‬ 649 00:44:23,333 --> 00:44:26,040 ‏‫اون عوضی رو نکش، بعداً باهاش کار داریم.‬ 650 00:44:26,041 --> 00:44:27,250 ‏‫ایست!‬ 651 00:44:29,875 --> 00:44:30,875 ‏‫لعنتی!‬ 652 00:44:31,583 --> 00:44:32,500 ‏‫بیا اینجا!‬ 653 00:44:34,750 --> 00:44:36,291 ‏‫بجنب، دنبالش کن!‬ 654 00:44:39,166 --> 00:44:40,500 ‏‫ایست!‬ 655 00:44:43,125 --> 00:44:44,708 ‏‫واستا وگرنه شلیک می‌کنم!‬ 656 00:44:48,708 --> 00:44:50,041 ‏‫واستا!‬ 657 00:44:57,083 --> 00:44:58,083 ‏‫شروع نزدیک شدن.‬ 658 00:44:59,291 --> 00:45:00,208 ‏‫اف‌پی‌وی!‬ 659 00:45:01,541 --> 00:45:02,875 ‏‫اف‌پی‌وی رو بزنید!‬ 660 00:45:08,458 --> 00:45:10,291 ‏‫ساقطش کنید! نابودش کنید!‬ 661 00:45:13,083 --> 00:45:15,290 ‏‫ایول. ماتیوری! ایول!‬ 662 00:45:15,291 --> 00:45:16,375 ‏‫زدمش!‬ 663 00:45:19,958 --> 00:45:22,832 ‏‫عالیه. سید. اصابت تایید شد.‬ 664 00:45:22,833 --> 00:45:26,125 ‏‫تو محشری برادر. تازه برگشتی و مدال گرفتی.‬ 665 00:45:27,666 --> 00:45:30,166 ‏‫دو ساله هنوز یه تفنگ تشویقی نگرفتم.‬ 666 00:45:35,583 --> 00:45:37,791 ‏‫احمد کشته شد. دختره فرار کرد.‬ 667 00:45:38,833 --> 00:45:40,624 ‏‫بی‌خیالش. نگران نباش.‬ 668 00:45:40,625 --> 00:45:41,833 ‏‫می‌گیریمش.‬ 669 00:45:42,750 --> 00:45:44,166 ‏‫بریم ببینیم چی گیرمون اومده.‬ 670 00:45:47,375 --> 00:45:48,750 ‏‫این واقعاً یه غنیمته.‬ 671 00:45:49,875 --> 00:45:51,665 ‏‫به فرمانده چیزی نگی.‬ 672 00:45:51,666 --> 00:45:53,291 ‏‫بیارش. بعداً تقسیمش می‌کنیم.‬ 673 00:46:02,333 --> 00:46:03,625 ‏‫دختره کلی دور شد.‬ 674 00:46:04,958 --> 00:46:06,250 ‏‫دی‌بی رو ببر گودال.‬ 675 00:46:27,958 --> 00:46:30,207 ‏‫برمی‌گردیم دنبالش، برمی‌گردیم.‬ 676 00:46:30,208 --> 00:46:33,375 ‏‫حالا بزن بیرون، برو بیرون.‬ 677 00:46:41,833 --> 00:46:42,915 ‏‫- تورتیک. - بله قربان.‬ 678 00:46:42,916 --> 00:46:45,082 ‏‫با جی‌یو‌آر تماس بگیر، گرفتی؟‬ 679 00:46:45,083 --> 00:46:46,040 ‏‫خوبه.‬ 680 00:46:46,041 --> 00:46:49,500 ‏‫منم با واحد اس‌بی‌یو تماس می‌گیرم. همین نزدیکی‌ها هستن.‬ 681 00:46:50,666 --> 00:46:51,916 ‏‫فکر کنم به کمک نیاز داریم.‬ 682 00:46:52,875 --> 00:46:54,540 ‏‫خیلی خب. آماده‌ای؟‬ 683 00:46:54,541 --> 00:46:55,874 ‏‫آره، دوربین روشنه.‬ 684 00:46:55,875 --> 00:46:57,999 ‏‫۸ کیلومتری پایگاه تیپ ۳ تهاجمی‬ 685 00:46:58,000 --> 00:46:59,875 ‏‫ممنون که وقت گذاشتید.‬ 686 00:47:00,666 --> 00:47:04,624 ‏‫برای بیننده‌های آمریکایی‌مون، فکر کنم لازمه توضیح بدیم شما کی هستید‬ 687 00:47:04,625 --> 00:47:06,999 ‏‫و لژیون بین‌المللی چیه.‬ 688 00:47:07,000 --> 00:47:10,083 ‏‫اسم من ولادیمیره، نام مستعارم ولاده.‬ 689 00:47:10,625 --> 00:47:14,791 ‏‫من نماینده لژیون دفاع اطلاعاتی اوکراین هستم.‬ 690 00:47:16,916 --> 00:47:20,041 ‏‫کسایی که تجربه ندارن، چرا باید بخوان بیان اینجا؟‬ 691 00:47:20,666 --> 00:47:22,540 ‏‫منظورم اینه که، دلایلشون ایدئولوژیکه؟‬ 692 00:47:22,541 --> 00:47:26,124 ‏‫یا واقعاً دلیلی برای بودن اینجا دارن؟‬ 693 00:47:26,125 --> 00:47:28,290 ‏‫شاید خانواده‌ای اینجا دارن؟ توضیح بدید.‬ 694 00:47:28,291 --> 00:47:30,915 ‏‫خیلی‌ها از اوکراین حمایت می‌کنن، این یه واقعیته.‬ 695 00:47:30,916 --> 00:47:35,791 ‏‫اما همه‌شون سوار هواپیما نمی‌شن که بیان اینجا و جونشون رو به خطر بندازن.‬ 696 00:47:37,125 --> 00:47:40,166 ‏‫بیشترشون فقط می‌خوان در سمت درست تاریخ باشن.‬ 697 00:47:41,625 --> 00:47:42,958 ‏‫یه لحظه.‬ 698 00:47:46,125 --> 00:47:49,374 ‏‫این تورتیکه. بهت نیاز داریم. یه گروه جمع کن و نزدیک‌تر بیا.‬ 699 00:47:49,375 --> 00:47:50,958 ‏‫جزئیات هنگام رسیدن. تمام.‬ 700 00:47:53,041 --> 00:47:53,874 ‏‫- برابوس. - بله قربان.‬ 701 00:47:53,875 --> 00:47:56,000 ‏‫- پنج دقیقه دیگه حرکت می‌کنیم.‬ ‏‫- دریافت شد.‬ 702 00:47:56,833 --> 00:47:59,790 ‏‫ببخشید، ولی مجبورم این مصاحبه رو‬ ‏‫همین‌جا قطع کنم.‬ 703 00:47:59,791 --> 00:48:02,582 ‏‫برمی‌گردیم و ادامه می‌دیم، باشه؟‬ 704 00:48:02,583 --> 00:48:04,416 ‏‫- موافقی؟‬ ‏‫- باشه. چی شده؟‬ 705 00:48:05,125 --> 00:48:06,999 ‏‫باید بریم یه ماموریت.‬ 706 00:48:07,000 --> 00:48:09,290 ‏‫- می‌تونیم باهاتون بیایم؟‬ ‏‫- کجا؟‬ 707 00:48:09,291 --> 00:48:14,374 ‏‫این ماموریت سوژه عالی برای مصاحبه‌ست.‬ ‏‫ما آماده‌ایم.‬ 708 00:48:14,375 --> 00:48:18,416 ‏‫فرصت خیلی خوبیه که شما رو‬ ‏‫در حین عملیات به دنیا نشون بدیم.‬ 709 00:48:21,791 --> 00:48:23,666 ‏‫شما که ما رو تو خطر نمی‌ندازید.‬ 710 00:48:39,166 --> 00:48:40,708 ‏‫دنبال من بیاید‬ 711 00:48:45,875 --> 00:48:46,708 ‏‫لعنتی، مینِ منه.‬ 712 00:48:47,583 --> 00:48:48,666 ‏‫ایست، دور بزن!‬ 713 00:48:51,250 --> 00:48:52,708 ‏‫دور بزن! راست، بپیچ راست!‬ 714 00:48:56,666 --> 00:48:58,125 ‏‫زود باش، دور بزن!‬ 715 00:49:00,291 --> 00:49:01,125 ‏‫بجنب!‬ 716 00:49:01,916 --> 00:49:03,625 ‏‫دور بزن، من حواسم هست.‬ 717 00:49:19,250 --> 00:49:20,250 ‏‫بلند شو!‬ 718 00:49:21,500 --> 00:49:23,291 ‏‫- کجا؟‬ ‏‫- بجنب، راه بیفت.‬ 719 00:49:24,000 --> 00:49:25,790 ‏‫- پیش پدر و مادرم؟‬ ‏‫- آره، پیش اونا.‬ 720 00:49:25,791 --> 00:49:28,458 ‏‫بجنب، راه بیفت. وسایلت رو هم بردار.‬ 721 00:49:29,500 --> 00:49:30,333 ‏‫عجله کن.‬ 722 00:49:30,916 --> 00:49:31,916 ‏‫بجنب، زود باش.‬ 723 00:49:35,708 --> 00:49:36,708 ‏‫بزن بریم.‬ 724 00:49:37,583 --> 00:49:39,166 ‏‫بیرون لباس‌هات رو می‌پوشی.‬ 725 00:49:45,708 --> 00:49:47,666 ‏‫- اوه، سلام.‬ ‏‫- عصر بخیر.‬ 726 00:49:48,458 --> 00:49:50,082 ‏‫- عصر بخیر.‬ ‏‫- عصر بخیر.‬ 727 00:49:50,083 --> 00:49:51,375 ‏‫اوضاع چطوره؟‬ 728 00:49:52,125 --> 00:49:54,416 ‏‫- فرمانده توضیح میده.‬ ‏‫- اینا کین؟‬ 729 00:49:55,000 --> 00:49:56,582 ‏‫خبرنگارای یونایتد۲۴ هستن.‬ 730 00:49:56,583 --> 00:49:58,415 ‏‫رسمی با ما همکاری می‌کنن.‬ 731 00:49:58,416 --> 00:50:01,040 ‏‫می‌تونن بمونن؟ من که جایی براشون ندارم.‬ 732 00:50:01,041 --> 00:50:03,207 ‏‫آدری هستم، از آشنایی‌تون خوشبختم.‬ 733 00:50:03,208 --> 00:50:06,082 ‏‫- سووا.‬ ‏‫- اینم پل، فیلم‌بردارمه.‬ 734 00:50:06,083 --> 00:50:08,166 ‏‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.‬ ‏‫- همچنین.‬ 735 00:50:08,750 --> 00:50:10,708 ‏‫به جنگ خوش اومدید.‬ 736 00:50:12,208 --> 00:50:14,915 ‏‫بچه‌ها، لطفاً اونجا منتظر بمونید.‬ ‏‫باید با هم حرف بزنیم.‬ 737 00:50:14,916 --> 00:50:15,916 ‏‫- باشه.‬ ‏‫- حتماً.‬ 738 00:50:19,416 --> 00:50:21,083 ‏‫خیلی خب، یه مشکلی پیش اومده.‬ 739 00:50:26,375 --> 00:50:29,290 ‏‫اینجا! اینجا! من اینجام!‬ 740 00:50:29,291 --> 00:50:30,208 ‏‫من سید هستم.‬ 741 00:50:30,916 --> 00:50:31,874 ‏‫من سید هستم.‬ 742 00:50:31,875 --> 00:50:33,915 ‏‫ماتوری، بیارش پایین. همه‌چی مرتبه؟‬ 743 00:50:33,916 --> 00:50:34,958 ‏‫برو اون طرف.‬ 744 00:50:37,750 --> 00:50:38,916 ‏‫این پایین مراقب باش.‬ 745 00:50:40,250 --> 00:50:43,540 ‏‫دوخ، یه چیز گرم بهش بده!‬ ‏‫باشه، بشین، بشین.‬ 746 00:50:43,541 --> 00:50:45,541 ‏‫- معاینه‌اش کن!‬ ‏‫- چشم.‬ 747 00:50:47,833 --> 00:50:48,666 ‏‫به من نگاه کن.‬ 748 00:50:52,500 --> 00:50:54,332 ‏‫زخمی شدی؟‬ 749 00:50:54,333 --> 00:50:55,750 ‏‫سووا به سید، صدامو داری؟‬ 750 00:50:56,500 --> 00:50:57,957 ‏‫سید، سید، من سووام.‬ 751 00:50:57,958 --> 00:50:59,207 ‏‫بسته دست ماست.‬ 752 00:50:59,208 --> 00:51:00,375 ‏‫اون مرد چی؟‬ 753 00:51:01,791 --> 00:51:03,291 ‏‫انداختنش توی گودال.‬ 754 00:51:04,583 --> 00:51:06,041 ‏‫فهمیدم. یه تیم بفرستید.‬ 755 00:51:08,375 --> 00:51:09,916 ‏‫داریم روش کار می‌کنیم، سید.‬ 756 00:51:12,916 --> 00:51:13,958 ‏‫هیچ زخمی نداره.‬ 757 00:51:14,541 --> 00:51:15,458 ‏‫خوش‌شانسه.‬ 758 00:51:16,000 --> 00:51:16,916 ‏‫که زخمی نیست.‬ 759 00:51:20,125 --> 00:51:21,375 ‏‫تو دیگه کی هستی.‬ 760 00:51:22,750 --> 00:51:23,958 ‏‫فکر کنم همه‌مون آماده‌ایم.‬ 761 00:51:26,958 --> 00:51:30,749 ‏‫ولاد، گوش کن. می‌خوای اون زن رو بگیری؟ ماموریتت همینه؟‬ 762 00:51:30,750 --> 00:51:31,665 ‏‫آره.‬ 763 00:51:31,666 --> 00:51:32,957 ‏‫ما هم می‌تونیم بیایم؟‬ 764 00:51:32,958 --> 00:51:34,040 ‏‫نه.‬ 765 00:51:34,041 --> 00:51:38,458 ‏‫ببین، ما حرفه‌ای هستیم و جاهای خطرناک زیادی بودیم.‬ 766 00:51:39,166 --> 00:51:40,540 ‏‫ما کارمون رو بلدیم.‬ 767 00:51:40,541 --> 00:51:44,832 ‏‫قول می‌دم مزاحم نشیم. باید فیلم‌برداری کنیم. داستان معرکه‌ایه.‬ 768 00:51:44,833 --> 00:51:46,624 ‏‫من ماموریت دارم. نمی‌تونم مراقب شما باشم.‬ 769 00:51:46,625 --> 00:51:49,040 ‏‫می‌دونم و درک می‌کنم.‬ 770 00:51:49,041 --> 00:51:51,958 ‏‫اگه اتفاقی بیفته، مسئولیتش با ماست!‬ 771 00:51:52,916 --> 00:51:55,790 ‏‫دنیا باید این رو ببینه. یه داستان منحصربه‌فرده.‬ 772 00:51:55,791 --> 00:51:59,582 ‏‫خیلی خب. نزدیک بمونید و از کنارم تکون نخورید.‬ 773 00:51:59,583 --> 00:52:00,499 ‏‫بسیار خب.‬ 774 00:52:00,500 --> 00:52:02,790 ‏‫- باشه، قبوله. قول می‌دم. - هر چی من می‌گم باید گوش کنی.‬ 775 00:52:02,791 --> 00:52:04,875 ‏‫و لطفاً... اون چیز رو از من دور کن.‬ 776 00:52:08,041 --> 00:52:09,666 ‏‫آدری، تندتر. یالا، بجنب.‬ 777 00:52:34,791 --> 00:52:37,250 ‏‫هی رد، شاید بهتر باشه بهش زنگ بزنی؟‬ 778 00:52:55,708 --> 00:52:56,750 ‏‫گوشی رو بردار!‬ 779 00:53:00,166 --> 00:53:01,750 ‏‫گوشی رو بردار، عوضی!‬ 780 00:54:05,083 --> 00:54:07,000 ‏‫خوب بود پسرا، برید استراحت کنید.‬ 781 00:54:08,291 --> 00:54:09,332 ‏‫صدامو می‌شنوی؟‬ 782 00:54:09,333 --> 00:54:10,624 ‏‫دوخ، دوخ، جواب بده!‬ 783 00:54:10,625 --> 00:54:13,125 ‏‫تصویر وصل شد. زولو-۸، تمام.‬ 784 00:54:14,666 --> 00:54:15,541 ‏‫سید.‬ 785 00:54:20,458 --> 00:54:21,625 ‏‫اون هیچ شانسی نداره.‬ 786 00:54:22,250 --> 00:54:27,500 ‏‫ما تلاشمون رو می‌کنیم. اون آدم ماست، کار ماست. نجاتش می‌دیم.‬ 787 00:54:42,166 --> 00:54:43,750 ‏‫ببین، خیلی متاسفم.‬ 788 00:54:52,083 --> 00:54:53,250 ‏‫هواپیما رو برگردون.‬ 789 00:54:53,958 --> 00:54:55,582 ‏‫نه، نه، صبر کن.‬ 790 00:54:55,583 --> 00:54:58,291 ‏‫اون زنده‌ست، یورا.‬ 791 00:54:59,166 --> 00:55:01,083 ‏‫- یورا. - سید، صدامو داری؟‬ 792 00:55:09,625 --> 00:55:11,333 ‏‫سید، هواپیما رو برگردون.‬ 793 00:55:13,625 --> 00:55:14,458 ‏‫بجنب دیگه.‬ 794 00:55:15,541 --> 00:55:16,416 ‏‫نه.‬ 795 00:55:17,625 --> 00:55:18,750 ‏‫صبر کن، اون زنده‌ست.‬ 796 00:55:19,416 --> 00:55:21,500 ‏‫مطمئنم، یورا.‬ 797 00:55:28,250 --> 00:55:29,166 ‏‫یه لحظه.‬ 798 00:55:29,916 --> 00:55:32,541 ‏‫یه نگاه بنداز، نگاه کن. دستش، به دستش نگاه کن.‬ 799 00:55:33,458 --> 00:55:34,666 ‏‫دستش داره تکون می‌خوره.‬ 800 00:55:37,583 --> 00:55:38,541 ‏‫اون زنده‌ست.‬ 801 00:55:41,291 --> 00:55:42,166 ‏‫خب، مرحله بعد چیه؟‬ 802 00:55:44,708 --> 00:55:46,791 ‏‫بعدش چی؟ چطور بیاریمش بیرون؟‬ 803 00:55:57,291 --> 00:55:58,957 ‏‫آدری، مطمئنی این کار درسته؟‬ 804 00:55:58,958 --> 00:56:03,249 ‏‫پخش زنده جنایات روسیه‬ ‏‫بازخورد زیادی خواهد داشت.‬ 805 00:56:03,250 --> 00:56:05,915 ‏‫- چطور شدم؟ خوبه؟‬ ‏‫- عالیه. آماده‌ایم.‬ 806 00:56:05,916 --> 00:56:06,875 ‏‫- ایول.‬ ‏‫- آماده.‬ 807 00:56:09,500 --> 00:56:11,999 ‏‫شما با آدری مک‌آلپاین هستید.‬ ‏‫رسانه یونایتد ۲۴.‬ 808 00:56:12,000 --> 00:56:13,290 ‏‫امروز می‌بینید‬ 809 00:56:13,291 --> 00:56:15,749 ‏‫تصاویر اختصاصی از‬ ‏‫نیروهای مسلح اوکراین‬ 810 00:56:15,750 --> 00:56:17,332 ‏‫در حال نجات یک خانواده اوکراینی‬ 811 00:56:17,333 --> 00:56:19,332 ‏‫با کمک پهپادها.‬ 812 00:56:19,333 --> 00:56:21,249 ‏‫تیم ما این رو زنده پخش می‌کنه‬ 813 00:56:21,250 --> 00:56:23,500 ‏‫تا بتونید لحظه به لحظه دنبالش کنید.‬ 814 00:56:24,041 --> 00:56:26,499 ‏‫پهپادها در این جنگ تعیین‌کننده‌ان.‬ 815 00:56:26,500 --> 00:56:30,832 ‏‫نحوه مبارزه رو تغییر میدن.‬ 816 00:56:30,833 --> 00:56:34,582 ‏‫و امروز شاهد این‬ ‏‫عملیات ویژه خواهید بود.‬ 817 00:56:34,583 --> 00:56:38,124 ‏‫و اینکه سربازها چطور از این پهپادها‬ ‏‫برای نجات خانواده استفاده می‌کنن.‬ 818 00:56:38,125 --> 00:56:41,207 ‏‫این تصاویر اختصاصی‬ ‏‫از صحنه نبرده‬ 819 00:56:41,208 --> 00:56:43,332 ‏‫که روسیه و جنایاتش علیه غیرنظامیان‬ 820 00:56:43,333 --> 00:56:45,832 ‏‫در سراسر اوکراین رو فاش می‌کنه‬ 821 00:56:45,833 --> 00:56:48,040 ‏‫که نتیجه تهاجم‬ ‏‫تمام‌عیار اون‌هاست.‬ 822 00:56:48,041 --> 00:56:52,708 ‏‫لطفاً درباره تخلیه بیشتر بگید،‬ ‏‫اینکه چطور داره انجام میشه.‬ 823 00:56:54,375 --> 00:56:58,375 ‏‫سرهنگ، یه ویدیوی دیگه‬ ‏‫از اون خبرنگار آمریکایی هست.‬ 824 00:57:00,416 --> 00:57:04,207 ‏‫امروز شاهد این عملیات ویژه خواهید بود.‬ 825 00:57:04,208 --> 00:57:06,624 ‏‫و اینکه چطور از پهپادها برای‬ ‏‫نجات خانواده استفاده میشه.‬ 826 00:57:06,625 --> 00:57:08,125 ‏‫لعنتی.‬ 827 00:57:09,291 --> 00:57:10,291 ‏‫عجب داستانی شد.‬ 828 00:57:12,916 --> 00:57:17,000 ‏‫میشناسمش. آدری... چی بود... مک‌آلپاین. فکر کنم. نگهش دار.‬ 829 00:57:17,875 --> 00:57:20,916 ‏‫حدود پنج سال پیش تو آفریقا‬ ‏‫با هم برخورد داشتیم.‬ 830 00:57:21,750 --> 00:57:26,957 ‏‫اون موقع زن یه مامور سیا بود.‬ ‏‫به عنوان دیپلمات آمریکایی نفوذ کرده بود.‬ 831 00:57:26,958 --> 00:57:29,333 ‏‫بعدش فرستادنش به‬ ‏‫سفارت آمریکا در مسکو.‬ 832 00:57:30,375 --> 00:57:34,207 ‏‫و تو کمتر از یه سال،‬ ‏‫سه تا مقام رده‌میانی رو جذب کرد‬ 833 00:57:34,208 --> 00:57:36,291 ‏‫و یه نفر از مقامات ارشد اف‌اس‌بی.‬ 834 00:57:37,125 --> 00:57:38,874 ‏‫نمیتونیم اون جاسوس کارکشته رو پیدا کنیم‬ 835 00:57:38,875 --> 00:57:42,333 ‏‫که سال‌هاست تو رده بالاست.‬ 836 00:57:42,958 --> 00:57:47,541 ‏‫اگه این زن آمریکایی رو بگیریم،‬ ‏‫میتونیم اون شوهر سابقش رو تحت فشار بذاریم.‬ 837 00:57:48,291 --> 00:57:49,999 ‏‫و اون اسم جاسوس رو لو میده.‬ 838 00:57:50,000 --> 00:57:52,290 ‏‫و بعد با یکی از خبرنگارامون‬ 839 00:57:52,291 --> 00:57:55,416 ‏‫که دست یانکی‌ها اسیره،‬ ‏‫مبادله‌ش می‌کنیم.‬ 840 00:57:56,666 --> 00:57:59,290 ‏‫اگه با هم نباشن،‬ ‏‫شاید نقشه جواب نده.‬ 841 00:57:59,291 --> 00:58:00,833 ‏‫نه، عکساشو دوست داره.‬ 842 00:58:01,625 --> 00:58:02,625 ‏‫عشق لعنتیه.‬ 843 00:58:05,000 --> 00:58:08,875 ‏‫اگه اسم جاسوس رو نگه،‬ ‏‫آدری رو تیکه تیکه تحویلش میدیم.‬ 844 00:58:09,500 --> 00:58:12,540 ‏‫یه گروه به اسم بلک مامبا‬ ‏‫تو اون منطقه کار می‌کنه.‬ 845 00:58:12,541 --> 00:58:14,415 ‏‫فرمانده‌شون عضو سابق واگنره، زمی.‬ 846 00:58:14,416 --> 00:58:15,583 ‏‫اون مزرعه رو گرفتن.‬ 847 00:58:17,000 --> 00:58:18,208 ‏‫اقدام بعدی چیه؟‬ 848 00:58:20,208 --> 00:58:21,915 ‏‫- میتونم بیام تو؟‬ ‏‫- بیا تو.‬ 849 00:58:21,916 --> 00:58:25,083 ‏‫خواسته بودید بفهمیم‬ ‏‫اون غیرنظامی‌های توی ماشین کی بودن.‬ 850 00:58:25,875 --> 00:58:28,250 ‏‫زن و شوهرن. اوکراینی‌ان.‬ 851 00:58:29,083 --> 00:58:31,000 ‏‫سابقاً اهل استان دونتسک.‬ 852 00:58:31,583 --> 00:58:34,165 ‏‫اونا داشتن میرفتن اونجا‬ ‏‫تا دخترشون رو پس بگیرن.‬ 853 00:58:34,166 --> 00:58:37,666 ‏‫که طبق اطلاعات ما...‬ 854 00:58:38,416 --> 00:58:42,916 ‏‫مدیر مرکز توزیع‬ ‏‫و مسئول امنیت سعی داشتن بهشون بفروشن.‬ 855 00:58:43,791 --> 00:58:45,832 ‏‫حالا اون دختر کجاست؟‬ 856 00:58:45,833 --> 00:58:48,082 ‏‫همین الان دارن میبرنش اونجا.‬ 857 00:58:48,083 --> 00:58:50,500 ‏‫جایی دور از موقعیت زمی.‬ 858 00:58:51,041 --> 00:58:53,666 ‏‫قبلاً یه جور‬ ‏‫پایگاه تدارکاتی اونجا بوده.‬ 859 00:58:54,833 --> 00:58:58,249 ‏‫وصلش کن به زمی.‬ ‏‫باید اون دختر رو بگیریم.‬ 860 00:58:58,250 --> 00:59:00,250 ‏‫- چشم قربان.‬ ‏‫- انجامش میدم.‬ 861 00:59:01,500 --> 00:59:05,708 ‏‫نقطه انتقال، منطقه خارکیف‬ 862 00:59:16,750 --> 00:59:19,125 ‏‫خب، رسیدیم.‬ 863 00:59:19,708 --> 00:59:21,416 ‏‫به نظر میاد اوضاع خرابه.‬ 864 00:59:22,125 --> 00:59:23,207 ‏‫چه اتفاقی افتاده؟‬ 865 00:59:23,208 --> 00:59:24,833 ‏‫ماشین پدر و مادرش آتیش گرفته.‬ 866 00:59:26,458 --> 00:59:27,665 ‏‫خب چی، کشته شدن؟‬ 867 00:59:27,666 --> 00:59:30,458 ‏‫پدره زخمیه،‬ ‏‫مادرش رو با پهپاد آوردن بیرون.‬ 868 00:59:31,083 --> 00:59:33,083 ‏‫لعنتی، تیپ ۳ تهاجمی دستشونه.‬ 869 00:59:36,458 --> 00:59:37,833 ‏‫باید یه نقشه بکشیم.‬ 870 00:59:39,708 --> 00:59:40,583 ‏‫بیا بریم بیرون.‬ 871 00:59:47,166 --> 00:59:48,708 ‏‫بله قربان، سرهنگ؟‬ 872 00:59:50,333 --> 00:59:52,250 ‏‫آره، انجامش میدیم.‬ 873 00:59:53,291 --> 00:59:55,665 ‏‫اطلاعات کامل اون دختر رو میخوام.‬ 874 00:59:55,666 --> 00:59:56,999 ‏‫کی دستشه و کجا نگهش داشتن؟‬ 875 00:59:57,000 --> 00:59:59,540 ‏‫تا پنج دقیقه دیگه همه اطلاعات رو داری.‬ 876 00:59:59,541 --> 01:00:01,040 ‏‫شامل مختصات.‬ 877 01:00:01,041 --> 01:00:03,624 ‏‫دختر رو بگیر و بهم گزارش بده. فهمیدی؟‬ 878 01:00:03,625 --> 01:00:05,375 ‏‫- بعدش دستورات رو میگیری.‬ ‏‫- چشم قربان.‬ 879 01:00:12,625 --> 01:00:14,000 ‏‫باید اون رو نجات بدیم.‬ 880 01:00:16,666 --> 01:00:17,958 ‏‫این خودکشیه، سید.‬ 881 01:00:19,333 --> 01:00:20,416 ‏‫اینجا رو ببین، می‌بینی؟‬ 882 01:00:21,000 --> 01:00:22,166 ‏‫نیروی کمکی آوردن.‬ 883 01:00:23,833 --> 01:00:25,833 ‏‫نمیتونم اجازه بدم چنین ریسکی بشه.‬ 884 01:00:27,708 --> 01:00:29,166 ‏‫بازنشسته شو! اون موقع ریسکش کمتره؟‬ 885 01:00:31,250 --> 01:00:32,124 ‏‫چی گفتی؟‬ 886 01:00:32,125 --> 01:00:33,625 ‏‫زیادی توی ستاد موندی.‬ 887 01:00:35,666 --> 01:00:37,165 ‏‫- به حرفم گوش کن.‬ ‏‫- نه، تو گوش کن!‬ 888 01:00:37,166 --> 01:00:38,374 ‏‫برای یه بار هم که شده، گوش کن!‬ 889 01:00:38,375 --> 01:00:40,415 ‏‫دهنت رو ببند! این یه دستوره!‬ 890 01:00:40,416 --> 01:00:45,540 ‏‫برخلاف تو، برادر،‬ ‏‫من فقط مسئول جون خودم نیستم.‬ 891 01:00:45,541 --> 01:00:47,290 ‏‫جون خیلی‌ها به من بستگی داره.‬ 892 01:00:47,291 --> 01:00:49,957 ‏‫و نمیتونم خرجِ‬ ‏‫خودنماییِ احمقانه کنم.‬ 893 01:00:49,958 --> 01:00:52,040 ‏‫میدونم چطور همه‌چیز رو ردیف کنم. واقعاً.‬ 894 01:00:52,041 --> 01:00:52,958 ‏‫- جدی؟‬ ‏‫- آره!‬ 895 01:00:53,541 --> 01:00:55,207 ‏‫- فکر کردی انقدر آسونه؟‬ ‏‫- نه.‬ 896 01:00:55,208 --> 01:00:59,124 ‏‫فکر کردی هر چی میدونی رو میگی،‬ ‏‫اونا هم گوش میدن و دنبالت میان؟‬ 897 01:00:59,125 --> 01:01:00,082 ‏‫نه، این فکر رو نمیکنم.‬ 898 01:01:00,083 --> 01:01:02,374 ‏‫- فکر کردی کارش اینطوریه؟‬ ‏‫- نه، داوطلب میشم.‬ 899 01:01:02,375 --> 01:01:06,333 ‏‫تنها نمیمونم.‬ ‏‫برادر، حداقل بذار با بچه‌ها حرف بزنم.‬ 900 01:01:09,000 --> 01:01:10,207 ‏‫محلش همین دور و براست.‬ 901 01:01:10,208 --> 01:01:12,874 ‏‫خیلی خب آقایان.‬ ‏‫لطفاً توجه کنید.‬ 902 01:01:12,875 --> 01:01:16,666 ‏‫یکی از سربازهای ما‬ ‏‫حرفی داره. می‌خوام گوش بدید.‬ 903 01:01:18,208 --> 01:01:20,250 ‏‫- وضعیت اینه.‬ ‏‫- اینجا رو نگاه کن، می‌بینی؟‬ 904 01:01:22,041 --> 01:01:24,541 ‏‫یه غیرنظامی اون بیرونه،‬ ‏‫به شدت زخمی شده.‬ 905 01:01:25,833 --> 01:01:27,375 ‏‫کنار جاده رهاش کردن.‬ 906 01:01:28,375 --> 01:01:29,832 ‏‫۹۰ دقیقه وقت داره.‬ 907 01:01:29,833 --> 01:01:32,874 ‏‫فکر کنم باید نجاتش بدیم،‬ ‏‫یا حداقل سعی‌مون رو بکنیم.‬ 908 01:01:32,875 --> 01:01:34,915 ‏‫فرمانده، پوشش رو شما تأمین می‌کنید؟‬ 909 01:01:34,916 --> 01:01:36,832 ‏‫هیچ پشتیبانی توپخانه‌ای نداریم.‬ 910 01:01:36,833 --> 01:01:39,708 ‏‫شناسایی اضافه نداشتیم.‬ ‏‫نمی‌دونیم گروگان هست یا نه.‬ 911 01:01:40,333 --> 01:01:42,625 ‏‫غیرنظامی خیلی به هدف نزدیکه.‬ 912 01:01:43,208 --> 01:01:44,915 ‏‫قطعاً سعی می‌کنن ما رو بزنن.‬ 913 01:01:44,916 --> 01:01:46,041 ‏‫پهپادها، موشک‌های ضدتانک.‬ 914 01:01:46,791 --> 01:01:50,291 ‏‫پس عملیات،‬ ‏‫خیلی ریسکیه، دست‌کم.‬ 915 01:01:50,833 --> 01:01:53,832 ‏‫و همون‌طور که می‌دونید، داوطلب نیاز داریم.‬ 916 01:01:53,833 --> 01:01:56,916 ‏‫چیز جدیدی نیست، فقط‬ ‏‫یه «عملیات افتضاح» دیگه.‬ 917 01:01:58,583 --> 01:02:01,499 ‏‫هنوز به پوشش نیاز داریم.‬ ‏‫نظری دارید چطور تأمینش کنیم؟‬ 918 01:02:01,500 --> 01:02:03,708 ‏‫یه چیتک و یه کالیبر ۵۰ داریم.‬ 919 01:02:04,666 --> 01:02:05,500 ‏‫من انجامش میدم.‬ 920 01:02:07,000 --> 01:02:07,833 ‏‫ممنون بچه‌ها.‬ 921 01:02:09,166 --> 01:02:12,040 ‏‫دو تک‌تیرانداز با فاصله ۱.۵ کیلومتر داریم.‬ 922 01:02:12,041 --> 01:02:14,833 ‏‫ولی سید، تک‌تیراندازها کافی نیستن.‬ 923 01:02:15,458 --> 01:02:16,915 ‏‫ما سیستم تو رو می‌خوایم.‬ 924 01:02:16,916 --> 01:02:18,624 ‏‫من دیگه از اون سیستم استفاده نمی‌کنم.‬ 925 01:02:18,625 --> 01:02:21,207 ‏‫اوه، استفاده نمی‌کنی؟! خب خاموشش کن!‬ 926 01:02:21,208 --> 01:02:23,500 ‏‫وقتی وقتش برسه، خاموشش می‌کنم.‬ 927 01:02:24,125 --> 01:02:25,749 ‏‫گفتی یگان‌های دیگه‌ای هم نزدیکن.‬ 928 01:02:25,750 --> 01:02:27,041 ‏‫- آلفا؟‬ ‏‫- آره.‬ 929 01:02:28,916 --> 01:02:30,833 ‏‫کوپر، کوپر به سووا، صدامو داری؟‬ 930 01:02:31,625 --> 01:02:33,875 ‏‫سووا، سووا، اینجا کوپره، دریافت شد.‬ 931 01:02:34,583 --> 01:02:37,250 ‏‫به عملیات ملحق شو، یه ماموریت UTN.‬ 932 01:02:38,500 --> 01:02:39,333 ‏‫دریافت شد.‬ 933 01:02:40,250 --> 01:02:42,416 ‏‫یه لونه سمت راست، قبلاً استفاده کردیم.‬ 934 01:02:43,208 --> 01:02:44,208 ‏‫بریم یه نگاهی بندازیم.‬ 935 01:02:50,083 --> 01:02:51,083 ‏‫پیاده شید.‬ 936 01:02:55,708 --> 01:02:56,541 ‏‫برید، برید، برید.‬ 937 01:03:01,500 --> 01:03:03,083 ‏‫فرمانده به کوپر، آسمون پاکه.‬ 938 01:03:03,625 --> 01:03:04,624 ‏‫پاکه.‬ 939 01:03:04,625 --> 01:03:06,458 ‏‫- پاکه.‬ ‏‫- ادامه بدید، ادامه بدید، برید.‬ 940 01:03:07,208 --> 01:03:08,208 ‏‫نفر اول، با من.‬ 941 01:03:11,291 --> 01:03:13,041 ‏‫در سمت راست. پوشش میدم.‬ 942 01:03:14,583 --> 01:03:15,416 ‏‫پاکه.‬ 943 01:03:16,208 --> 01:03:18,957 ‏‫راهرو رو نگه می‌دارم. یکی دیگه سمت راست.‬ 944 01:03:18,958 --> 01:03:21,750 ‏‫چک کردن سمت راست. پاکه.‬ 945 01:03:22,458 --> 01:03:24,665 ‏‫کوپر، یه اورلان تو مسیرته.‬ 946 01:03:24,666 --> 01:03:26,000 ‏‫بیست نفر دارن نزدیک میشن.‬ 947 01:03:27,166 --> 01:03:29,874 ‏‫درگاه سمت چپ، پاکه. راست، اونم پاکه.‬ 948 01:03:29,875 --> 01:03:31,333 ‏‫- پیشروی کنید.‬ ‏‫- دریافت شد.‬ 949 01:03:47,416 --> 01:03:48,250 ‏‫کنترلر آماده‌ست.‬ 950 01:03:49,375 --> 01:03:50,208 ‏‫اینجا.‬ 951 01:03:52,791 --> 01:03:53,833 ‏‫پرواز می‌کنیم.‬ 952 01:03:54,416 --> 01:03:57,500 ‏‫اینم بخشی که بهمون دادن.‬ ‏‫مختصات رو کار کنید.‬ 953 01:03:59,708 --> 01:04:00,791 ‏‫آماده‌سازی محموله.‬ 954 01:04:10,750 --> 01:04:12,208 ‏‫هدیه آماده‌ست.‬ 955 01:04:14,375 --> 01:04:15,750 ‏‫کوپر. کوپر به سووا:‬ 956 01:04:16,541 --> 01:04:18,624 ‏‫آماده برای کار روی مختصات.‬ 957 01:04:18,625 --> 01:04:20,999 ‏‫صبر کنید. صبر کنید. نه. کجا دارید میرید؟‬ 958 01:04:21,000 --> 01:04:22,665 ‏‫- چی؟‬ ‏‫- ما هم باهات میایم.‬ 959 01:04:22,666 --> 01:04:24,833 ‏‫شما کار خودتون رو بکنید، ما هم کار خودمون رو.‬ 960 01:04:25,375 --> 01:04:28,749 ‏‫آدری. متوجه نیستی.‬ ‏‫ممکنه بمیری. نمی‌خوام این ریسک رو بکنم.‬ 961 01:04:28,750 --> 01:04:32,582 ‏‫اما خودمون توافق کردیم‬ ‏‫چون باید این رو به دنیا نشون بدیم.‬ 962 01:04:32,583 --> 01:04:35,665 ‏‫مردم باید بدونن.‬ ‏‫این فرصت رو از دست نمی‌دیم.‬ 963 01:04:35,666 --> 01:04:39,125 ‏‫خیلی خب. ولی فقط یه جا داریم.‬ ‏‫خودتون تصمیم بگیرید کی میاد.‬ 964 01:04:39,750 --> 01:04:43,000 ‏‫- منظورت چیه، یه جا؟‬ ‏‫- خودروها رو بیارید بیرون. آماده شید.‬ 965 01:05:30,708 --> 01:05:34,208 ‏‫موقعیت تک‌تیرانداز. ۱.۵ کیلومتری شرق «مزرعه»‬ 966 01:05:39,958 --> 01:05:41,625 ‏‫برابوس. اینجا اسمارت: در موقعیت.‬ 967 01:05:42,958 --> 01:05:44,416 ‏‫دو تا هاموی می‌بینم.‬ 968 01:05:45,666 --> 01:05:47,541 ‏‫دارن به سمت ما میان.‬ 969 01:05:48,583 --> 01:05:49,791 ‏‫خودکشی کردن؟‬ 970 01:05:58,750 --> 01:06:00,207 ‏‫مهمان‌ها. برن سر پستشون.‬ 971 01:06:00,208 --> 01:06:02,750 ‏‫فقط سریع‌تر. التماستون می‌کنم، سریع‌تر!‬ 972 01:06:08,958 --> 01:06:11,125 ‏‫انگار دارن‬ ‏‫غیرنظامی رو میارن بیرون.‬ 973 01:06:13,958 --> 01:06:16,375 ‏‫تو دیگه کدوم خری هستی‬ ‏‫که این همه ارزش ریسک کردن داری؟‬ 974 01:06:18,291 --> 01:06:20,916 ‏‫آلفا. آماده‌باش! براوو. آماده‌باش!‬ 975 01:06:21,625 --> 01:06:22,500 ‏‫یه جای کار می‌لنگه.‬ 976 01:06:23,208 --> 01:06:24,874 ‏‫سیبریا به زمی. جواب بده.‬ 977 01:06:24,875 --> 01:06:26,916 ‏‫- در موقعیتیم.‬ ‏‫- دریافت شد.‬ 978 01:06:28,750 --> 01:06:29,583 ‏‫وقتشه.‬ 979 01:06:30,583 --> 01:06:31,500 ‏‫برید سر کار، پسرا.‬ 980 01:06:34,500 --> 01:06:35,832 ‏‫توجه کنید، آقایان.‬ 981 01:06:35,833 --> 01:06:38,041 ‏‫صد متر. آماده باشید!‬ 982 01:06:46,750 --> 01:06:47,708 ‏‫سطح شیب‌دار.‬ 983 01:06:48,791 --> 01:06:50,874 ‏‫کالسکه‌تون رسید، آقایان.‬ 984 01:06:50,875 --> 01:06:53,041 ‏‫پیاده شید. پیاده شید. پیاده شید.‬ 985 01:06:54,791 --> 01:06:56,582 ‏‫تماس از سمت راست. تماس از سمت راست.‬ 986 01:06:56,583 --> 01:06:58,708 ‏‫تیربار. ساعت یک. پوشش بدید. پوشش!‬ 987 01:07:02,458 --> 01:07:03,291 ‏‫برید. برید. برید.‬ 988 01:07:05,125 --> 01:07:06,875 ‏‫رویت غیرنظامی در خندق.‬ 989 01:07:07,791 --> 01:07:09,290 ‏‫یورا. ما خودی هستیم.‬ 990 01:07:09,291 --> 01:07:11,665 ‏‫داریم میاریمت بیرون. می‌شنوی؟‬ 991 01:07:11,666 --> 01:07:12,833 ‏‫براوو. حرکت کنید.‬ 992 01:07:14,625 --> 01:07:16,833 ‏‫آدری. برگرد عقب! آدری!‬ 993 01:07:18,000 --> 01:07:19,208 ‏‫حرکت کنید! بخوابید رو زمین!‬ 994 01:07:22,541 --> 01:07:25,415 ‏‫سوار ماشینش کنید! سوار ماشینش کنید!‬ 995 01:07:25,416 --> 01:07:26,416 ‏‫آدری. برو!‬ 996 01:07:26,958 --> 01:07:29,082 ‏‫- ولاد. پوشش بده. پوشش بده!‬ ‏‫- دارم پوشش میدم!‬ 997 01:07:29,083 --> 01:07:31,791 ‏‫- سید. وضعیت چیه؟‬ ‏‫- خون‌ریزی شدیده.‬ 998 01:07:33,000 --> 01:07:35,582 ‏‫- لعنت بهش!‬ ‏‫- سید. دارم میام سمتت.‬ 999 01:07:35,583 --> 01:07:40,124 ‏‫- همین الان از اینجا می‌برمتون!‬ ‏‫- من نمیام...‬ 1000 01:07:40,125 --> 01:07:42,790 ‏‫داری خون‌ریزی می‌کنی!‬ ‏‫می‌شنوی؟ داری خون‌ریزی می‌کنی!‬ 1001 01:07:42,791 --> 01:07:44,499 ‏‫باید دخترم رو نجات بدم.‬ 1002 01:07:44,500 --> 01:07:45,416 ‏‫لعنتی!‬ 1003 01:07:47,000 --> 01:07:48,540 ‏‫من جایی نمی‌رم.‬ 1004 01:07:48,541 --> 01:07:52,291 ‏‫نگاهم کن! می‌تونی بهم نگاه کنی؟‬ 1005 01:07:53,083 --> 01:07:58,083 ‏‫دخترت رو نجات می‌دم. قول می‌دم!‬ 1006 01:08:00,666 --> 01:08:02,207 ‏‫لعنتی، چرا اینقدر طول می‌کشه؟‬ 1007 01:08:02,208 --> 01:08:03,958 ‏‫بچه‌ها، چه غلطی می‌کنید! وقتشه!‬ 1008 01:08:04,625 --> 01:08:06,249 ‏‫ادامه بدید. یکم دیگه. پوشش بدید!‬ 1009 01:08:06,250 --> 01:08:08,208 ‏‫- دریافت شد. - بهترین شغل لعنتی دنیاست.‬ 1010 01:08:09,541 --> 01:08:11,665 ‏‫الان مهم اینه که تو رو بکشیم بیرون.‬ 1011 01:08:11,666 --> 01:08:14,124 ‏‫باید زنده بمونی. برانکارد رو بیارید. سریع!‬ 1012 01:08:14,125 --> 01:08:16,750 ‏‫این قراره درد داشته باشه. آماده باش.‬ 1013 01:08:17,833 --> 01:08:19,832 ‏‫- عالیه. حالا اون طرف. - بجنب.‬ 1014 01:08:19,833 --> 01:08:21,916 ‏‫بگیریدش. یک، دو، ببندیدش.‬ 1015 01:08:24,541 --> 01:08:26,500 ‏‫با پهپادها بزنیدشون.‬ 1016 01:08:29,500 --> 01:08:32,750 ‏‫بولدوزر، یه پهپاد داره میاد سمتت. بزنش.‬ 1017 01:08:36,291 --> 01:08:39,290 ‏‫اس‌بی‌یو در حال کاره، بچه‌ها. گروه فیوری آماده‌ست.‬ 1018 01:08:39,291 --> 01:08:40,791 ‏‫دو تا کوچیک برای بعدی.‬ 1019 01:08:43,250 --> 01:08:44,457 ‏‫دارم می‌بندمش.‬ 1020 01:08:44,458 --> 01:08:45,832 ‏‫- آماده‌ای؟ - آماده‌ام.‬ 1021 01:08:45,833 --> 01:08:47,041 ‏‫یک. دو. سه. بپر.‬ 1022 01:08:53,750 --> 01:08:55,499 ‏‫آلفا، پوشش بده!‬ 1023 01:08:55,500 --> 01:08:57,333 ‏‫لعنتی، اون تیربار رو خفه کن!‬ 1024 01:08:58,375 --> 01:08:59,416 ‏‫بجنب. بجنب!‬ 1025 01:09:00,750 --> 01:09:01,999 ‏‫بچه‌ها، راه بیفتید!‬ 1026 01:09:02,000 --> 01:09:03,166 ‏‫برو. برو. برو. بجنب!‬ 1027 01:09:11,833 --> 01:09:14,333 ‏‫هدف تایید شد. دو-صفر به نفع ما.‬ 1028 01:09:14,875 --> 01:09:15,832 ‏‫از اونجا بزنید بیرون.‬ 1029 01:09:15,833 --> 01:09:18,165 ‏‫- آماده‌ست، دارم می‌ذارمش تو. - بیاریدش تو.‬ 1030 01:09:18,166 --> 01:09:19,375 ‏‫- بجنب. - برو. برو. برو.‬ 1031 01:09:21,000 --> 01:09:22,791 ‏‫اون تیربار رو خفه کن دیگه!‬ 1032 01:09:23,541 --> 01:09:24,833 ‏‫تیربار خاموش شد.‬ 1033 01:09:25,416 --> 01:09:27,790 ‏‫- زودتر نمی‌تونستی؟ - حوصله‌اش رو نداشتم.‬ 1034 01:09:27,791 --> 01:09:30,041 ‏‫چرپاکا، بولدوزر، حرکت کنید!‬ 1035 01:09:44,208 --> 01:09:45,666 ‏‫دخترت کجاست؟‬ 1036 01:09:46,833 --> 01:09:48,749 ‏‫دارن می‌برنش به اون نقطه.‬ 1037 01:09:48,750 --> 01:09:49,707 ‏‫کجا؟‬ 1038 01:09:49,708 --> 01:09:53,790 ‏‫- داری درباره دخترش ازش می‌پرسی؟ - آره، دارم می‌فهمم چی شده.‬ 1039 01:09:53,791 --> 01:09:56,583 ‏‫مختصات. توی گوشیمه.‬ 1040 01:09:57,583 --> 01:09:58,916 ‏‫ولی گوشیم رو اونجا جا گذاشتم.‬ 1041 01:10:06,666 --> 01:10:09,332 ‏‫هالیچینا، برگرد! بجنب!‬ 1042 01:10:09,333 --> 01:10:11,582 ‏‫نه. نه! چی داری می‌گی؟‬ 1043 01:10:11,583 --> 01:10:13,874 ‏‫باید اون گوشی لعنتی رو بگیریم!‬ 1044 01:10:13,875 --> 01:10:15,708 ‏‫بیا! گوشی می‌خوای؟ مال منو بگیر!‬ 1045 01:10:17,625 --> 01:10:19,915 ‏‫اینترنت نامحدود! شارژ هم داره!‬ 1046 01:10:19,916 --> 01:10:22,332 ‏‫هالیچینا، مرخصی‌ت رو می‌خوای یا نه!‬ 1047 01:10:22,333 --> 01:10:23,750 ‏‫پسرِ عوضی!‬ 1048 01:10:27,083 --> 01:10:29,957 ‏‫داریم برمی‌گردیم! داریم برمی‌گردیم!‬ 1049 01:10:29,958 --> 01:10:31,749 ‏‫چرا داریم برمی‌گردیم؟‬ 1050 01:10:31,750 --> 01:10:33,458 ‏‫منم خوشم نمیاد.‬ 1051 01:10:34,250 --> 01:10:36,291 ‏‫خب که چی. واقعاً داریم برمی‌گردیم؟‬ 1052 01:10:37,208 --> 01:10:38,874 ‏‫به اوکراین خوش اومدی.‬ 1053 01:10:38,875 --> 01:10:40,165 ‏‫چه غلطی داری می‌کنی؟‬ 1054 01:10:40,166 --> 01:10:43,082 ‏‫نمی‌تونیم از همین راه برگردیم.‬ ‏‫شانس باهامون یار نیست.‬ 1055 01:10:43,083 --> 01:10:44,000 ‏‫من انجامش میدم.‬ 1056 01:11:01,958 --> 01:11:04,250 ‏‫اف‌پی‌وی! سید! سید! اف‌پی‌وی!‬ 1057 01:11:42,125 --> 01:11:43,915 ‏‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟‬ 1058 01:11:43,916 --> 01:11:45,583 ‏‫چرا داری نجاتم میدی؟‬ 1059 01:11:47,125 --> 01:11:48,250 ‏‫خانوادم چی؟‬ 1060 01:11:49,666 --> 01:11:52,708 ‏‫سه تا چیز هست که‬ ‏‫نمیشه پس گرفت.‬ 1061 01:11:53,416 --> 01:11:57,333 ‏‫زمان. فرصت. و حرفی که زدی.‬ 1062 01:11:57,958 --> 01:11:59,291 ‏‫پدرم همیشه این رو می‌گفت.‬ 1063 01:12:01,541 --> 01:12:02,958 ‏‫و من بهت قول دادم.‬ 1064 01:12:04,625 --> 01:12:06,541 ‏‫تو و دخترت رو میاریم بیرون.‬ 1065 01:12:07,416 --> 01:12:08,416 ‏‫پس طاقت بیار.‬ 1066 01:12:09,708 --> 01:12:10,625 ‏‫نمیر.‬ 1067 01:12:16,750 --> 01:12:17,957 ‏‫ساعت دو صبحه.‬ 1068 01:12:17,958 --> 01:12:19,290 ‏‫اتاق وضعیت کاخ سفید‬ 1069 01:12:19,291 --> 01:12:21,041 ‏‫امیدوارم سیا شوخی نکرده باشه.‬ 1070 01:12:22,291 --> 01:12:23,458 ‏‫جناب معاون رئیس‌جمهور.‬ 1071 01:12:28,583 --> 01:12:31,624 ‏‫خیلی خب. کی می‌خواد توضیح بده‬ ‏‫چه اتفاقی افتاده؟‬ 1072 01:12:31,625 --> 01:12:34,041 ‏‫قربان، این یک موقعیت اضطراریه.‬ 1073 01:12:34,625 --> 01:12:38,207 ‏‫آدری مک‌آلپاین.‬ ‏‫خبرنگاری که الان در اوکراینه.‬ 1074 01:12:38,208 --> 01:12:40,500 ‏‫داره توی یه عملیات نجات شرکت می‌کنه.‬ 1075 01:12:42,000 --> 01:12:43,083 ‏‫آدری کی؟‬ 1076 01:12:44,916 --> 01:12:46,291 ‏‫چرا باید این رو بدونم؟‬ 1077 01:12:47,208 --> 01:12:49,832 ‏‫اون قبلاً همسر‬ ‏‫یکی از دیپلمات‌های ما بوده.‬ 1078 01:12:49,833 --> 01:12:52,540 ‏‫اونا طی یه مأموریت در آفریقا آشنا شدن.‬ 1079 01:12:52,541 --> 01:12:54,165 ‏‫بعد اون به مسکو فرستاده شد.‬ 1080 01:12:54,166 --> 01:12:57,707 ‏‫و اونجا موفق شد‬ ‏‫چندین مقام مهم رو جذب کنه‬ 1081 01:12:57,708 --> 01:12:59,499 ‏‫و همین‌طور چند مأمور اف‌اس‌بی رو.‬ 1082 01:12:59,500 --> 01:13:02,415 ‏‫یکی از اونا هنوز‬ ‏‫در رأس اف‌اس‌بی قرار داره.‬ 1083 01:13:02,416 --> 01:13:05,166 ‏‫و مرتب اطلاعات میفرسته.‬ 1084 01:13:05,833 --> 01:13:08,665 ‏‫ما دسترسی مستقیم داریم‬ ‏‫به اطلاعات استراتژیک‬ 1085 01:13:08,666 --> 01:13:12,457 ‏‫درباره اوکراین، ناتو‬ ‏‫و شبکه انرژی اروپا.‬ 1086 01:13:12,458 --> 01:13:14,499 ‏‫اگه لو بره.‬ 1087 01:13:14,500 --> 01:13:17,916 ‏‫ما تنها منبع‌مون رو‬ ‏‫در رأس اف‌اس‌بی از دست میدیم.‬ 1088 01:13:19,333 --> 01:13:20,625 ‏‫بسیار خب. این تا اینجا واضح بود.‬ 1089 01:13:21,458 --> 01:13:24,916 ‏‫حالا توضیح بدید این رابط‬ 1090 01:13:25,500 --> 01:13:27,624 ‏‫چه ربطی به اون خبرنگار داره.‬ 1091 01:13:27,625 --> 01:13:32,124 ‏‫روس‌ها سعی می‌کنن اون رو بدزدن‬ ‏‫تا دیپلمات رو تحت فشار بذارن.‬ 1092 01:13:32,125 --> 01:13:36,165 ‏‫بله، و بعد اونا اسم‬ ‏‫منبع ما رو از دیپلمات می‌گیرن‬ 1093 01:13:36,166 --> 01:13:38,332 ‏‫و اون لو میره.‬ 1094 01:13:38,333 --> 01:13:41,666 ‏‫و از این اطلاعات توی‬ ‏‫تبلیغاتشون استفاده می‌کنن.‬ 1095 01:13:42,291 --> 01:13:46,582 ‏‫به دنیا میگن جاسوس‌های آمریکایی‬ ‏‫به مسکو اعزام شدن.‬ 1096 01:13:46,583 --> 01:13:48,999 ‏‫طبیعتاً، این باعث تنش میشه‬ 1097 01:13:49,000 --> 01:13:52,750 ‏‫و حمایت‌ها از اوکراین رو کم می‌کنه.‬ 1098 01:13:53,666 --> 01:13:58,249 ‏‫اونا همین الان هم برنامه‌ریزی کردن که آدری رو‬ ‏‫با خبرنگارشون مبادله کنن‬ 1099 01:13:58,250 --> 01:14:00,790 ‏‫که ما به جرم جاسوسی دستگیرش کردیم.‬ 1100 01:14:00,791 --> 01:14:06,290 ‏‫با توجه به شرایطی که‬ ‏‫در بحران فعلی پیش اومده.‬ 1101 01:14:06,291 --> 01:14:08,957 ‏‫یعنی درگیری مستقیم آمریکا و روسیه.‬ 1102 01:14:08,958 --> 01:14:10,041 ‏‫لعنتی.‬ 1103 01:14:12,041 --> 01:14:13,833 ‏‫مسئول این عملیات کیه؟‬ 1104 01:14:14,625 --> 01:14:18,457 ‏‫تیپ سوم تهاجمی.‬ ‏‫و نیروهای ویژه اس‌بی‌یو و جی‌یو‌آر.‬ 1105 01:14:18,458 --> 01:14:19,666 ‏‫فهمیدم.‬ 1106 01:14:21,000 --> 01:14:22,291 ‏‫مجوزش رو داری.‬ 1107 01:14:24,333 --> 01:14:27,166 ‏‫هرچه سریع‌تر اون خبرنگار رو از اونجا بیار بیرون.‬ 1108 01:14:29,166 --> 01:14:33,250 ‏‫محل استقرار دائمی‬ ‏‫تیپ سوم تهاجمی‬ 1109 01:14:49,541 --> 01:14:50,583 ‏‫- یورا!‬ ‏‫- بگیرش!‬ 1110 01:14:51,250 --> 01:14:52,165 ‏‫مراقب باش.‬ 1111 01:14:52,166 --> 01:14:53,249 ‏‫- برگرد.‬ ‏‫- آنا.‬ 1112 01:14:53,250 --> 01:14:54,958 ‏‫آنا. هی. هی. عقب‌نشینی کن.‬ 1113 01:14:56,000 --> 01:14:57,790 ‏‫به من نگاه کن. باید معاینه‌اش کنیم.‬ 1114 01:14:57,791 --> 01:15:01,333 ‏‫- بازش کن!‬ ‏‫- کمکش می‌کنن! همه‌چیز تحت کنترله!‬ 1115 01:15:02,833 --> 01:15:07,207 ‏‫ولی صبر کن. دخترمون چی؟‬ ‏‫چطور نجاتش بدیم؟‬ 1116 01:15:07,208 --> 01:15:09,874 ‏‫داریم روش کار می‌کنیم.‬ ‏‫قراره باهاشون تماس بگیریم.‬ 1117 01:15:09,875 --> 01:15:12,583 ‏‫گوشی شوهرت دست منه.‬ ‏‫لعنتی. خاموشه.‬ 1118 01:15:13,291 --> 01:15:15,290 ‏‫یکی اینو شارژ کنه! ممنون رفیق.‬ 1119 01:15:15,291 --> 01:15:17,374 ‏‫- همه‌چیز درست می‌شه، شنیدی؟‬ ‏‫- باشه. آره.‬ 1120 01:15:17,375 --> 01:15:19,749 ‏‫چطور با هم در تماس باشیم؟‬ 1121 01:15:19,750 --> 01:15:21,624 ‏‫- گوشیت همرات هست؟‬ ‏‫- آره.‬ 1122 01:15:21,625 --> 01:15:24,333 ‏‫- بده به من. شماره‌ام رو توش ذخیره کنم.‬ ‏‫- ممنونم.‬ 1123 01:15:25,500 --> 01:15:28,499 ‏‫بفرما. خب. برو اونجا.‬ ‏‫پانزده دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنیم.‬ 1124 01:15:28,500 --> 01:15:31,208 ‏‫همه‌چیز درست می‌شه.‬ ‏‫تیم پزشکی ۱۵ دقیقه دیگه تماس می‌گیره.‬ 1125 01:15:33,458 --> 01:15:34,375 ‏‫ماشین رو قایم کن.‬ 1126 01:15:49,666 --> 01:15:50,750 ‏‫می‌تونم اینجا بشینم؟‬ 1127 01:15:52,125 --> 01:15:53,000 ‏‫حتماً.‬ 1128 01:15:55,791 --> 01:15:56,666 ‏‫این چیه؟‬ 1129 01:15:59,041 --> 01:16:00,625 ‏‫نقاشی دخترمه.‬ 1130 01:16:03,458 --> 01:16:05,000 ‏‫خانواده‌مونه‬ 1131 01:16:06,625 --> 01:16:09,041 ‏‫تو مراحل مختلف زندگی.‬ 1132 01:16:15,041 --> 01:16:17,083 ‏‫هیچ‌وقت تمومش نکرد.‬ 1133 01:16:20,375 --> 01:16:24,166 ‏‫چون اون روز... ازمون گرفتنش.‬ 1134 01:16:36,958 --> 01:16:40,916 ‏‫سعی می‌کنم یه جوری کمکت کنم.‬ 1135 01:16:45,083 --> 01:16:47,125 ‏‫خانواده‬ 1136 01:16:54,208 --> 01:16:56,250 ‏‫گاهی از اینترنت متنفرم.‬ 1137 01:16:57,833 --> 01:16:59,707 ‏‫هی، تبلتم رو ندیدی؟‬ 1138 01:16:59,708 --> 01:17:01,041 ‏‫هی، آدری!‬ 1139 01:17:01,875 --> 01:17:03,166 ‏‫فکر کردی کی هستی؟‬ 1140 01:17:03,791 --> 01:17:07,165 ‏‫می‌دونی با دوربینت‬ ‏‫چه غلطی کردی؟‬ 1141 01:17:07,166 --> 01:17:11,832 ‏‫ببین، من خبرنگارم و اگه‬ ‏‫نمی‌دونی، کارم فیلم‌برداریه.‬ 1142 01:17:11,833 --> 01:17:12,832 ‏‫یه لحظه صبر کن.‬ 1143 01:17:12,833 --> 01:17:15,291 ‏‫سووا، حالت خوبه؟‬ 1144 01:17:15,875 --> 01:17:18,125 ‏‫بالا یه افتضاحی‬ ‏‫به پا شده که نگو.‬ 1145 01:17:18,875 --> 01:17:21,125 ‏‫- نمی‌فهمم.‬ ‏‫- چی رو نمی‌فهمی؟‬ 1146 01:17:22,291 --> 01:17:26,624 ‏‫این خبرنگار، آدری، یه استریم کرد‬ ‏‫که به دست همه رسانه‌های جهانی رسید.‬ 1147 01:17:26,625 --> 01:17:30,332 ‏‫و حالا ما و اون دختر‬ ‏‫حسابی زیر ذره‌بین دنیا هستیم.‬ 1148 01:17:30,333 --> 01:17:32,749 ‏‫پس تبریک می‌گم برادر.‬ ‏‫حالا دیگه یه ستاره شدی.‬ 1149 01:17:32,750 --> 01:17:35,832 ‏‫و همه روس‌ها قیافه‌ت رو می‌شناسن.‬ ‏‫دقیقاً همون‌طوری که دوست داشتی.‬ 1150 01:17:35,833 --> 01:17:37,165 ‏‫فقط یه جزئیات کوچیک هست.‬ 1151 01:17:37,166 --> 01:17:40,957 ‏‫حالا یا دختره رو پس می‌فرستن،‬ ‏‫یا می‌کشنش.‬ 1152 01:17:40,958 --> 01:17:43,624 ‏‫از طرفی،‬ ‏‫اگه رسانه‌های بین‌المللی اینو پخش کنن...‬ 1153 01:17:43,625 --> 01:17:46,290 ‏‫- شانس زنده موندنش بیشتر می‌شه؟‬ ‏‫- نمی‌دونم.‬ 1154 01:17:46,291 --> 01:17:48,083 ‏‫کار روس‌هاست، هیچ‌چیزی معلوم نیست.‬ 1155 01:17:49,000 --> 01:17:52,290 ‏‫سووا، باید برگردونیمش.‬ ‏‫باید عملیات بچینیم، اطلاعات بیشتری لازمه.‬ 1156 01:17:52,291 --> 01:17:54,540 ‏‫کی گرفته‌تش، چند نفرن،‬ ‏‫چه سلاح‌هایی دارن.‬ 1157 01:17:54,541 --> 01:17:56,375 ‏‫فکر کردی الان دارم چیکار می‌کنم؟‬ 1158 01:17:57,041 --> 01:17:59,083 ‏‫سووا، فرماندهی پشت خطه.‬ 1159 01:17:59,833 --> 01:18:00,666 ‏‫اومدم!‬ 1160 01:18:01,208 --> 01:18:03,707 ‏‫- داری شوخی می‌کنی؟‬ ‏‫- نه، بذار فعلاً متوقفش کنیم.‬ 1161 01:18:03,708 --> 01:18:06,208 ‏‫هی، آدری. اینو بگیر.‬ 1162 01:18:06,791 --> 01:18:10,624 ‏‫یه نشونه‌ست درباره... ‬ ‏‫اینکه دوربین هم یه جور سلاحه.‬ 1163 01:18:10,625 --> 01:18:11,999 ‏‫- ممنون.‬ ‏‫- خیلی شجاعی.‬ 1164 01:18:12,000 --> 01:18:13,500 ‏‫- تو هم همین‌طور.‬ ‏‫- دمت گرم رفیق، ممنون.‬ 1165 01:18:14,125 --> 01:18:16,040 ‏‫بچه‌ها، فعلاً تجهیزات رو جمع نکنید.‬ 1166 01:18:16,041 --> 01:18:17,250 ‏‫لعنتی.‬ 1167 01:18:26,750 --> 01:18:29,457 ‏‫- سلام قربان.‬ ‏‫- گزارش بده.‬ 1168 01:18:29,458 --> 01:18:31,665 ‏‫دختره تحت کنترله.‬ 1169 01:18:31,666 --> 01:18:33,708 ‏‫آماده‌ایم فاز دوم عملیات رو شروع کنیم.‬ 1170 01:18:35,208 --> 01:18:36,083 ‏‫باشه.‬ 1171 01:18:36,666 --> 01:18:39,124 ‏‫ولی منتظرم بمون، صبح اونجام.‬ 1172 01:18:39,125 --> 01:18:42,374 ‏‫پیشنهاد می‌کنم عجله کنیم.‬ ‏‫باید صبح دست به کار بشیم.‬ 1173 01:18:42,375 --> 01:18:46,665 ‏‫توجه‌ها از همه طرف روی این خبرنگار‬ ‏‫و این عملیات زیاده.‬ 1174 01:18:46,666 --> 01:18:51,458 ‏‫می‌ترسم سیا قبل از اینکه بهش برسیم،‬ ‏‫اونو از کشور خارج کنه.‬ 1175 01:18:52,291 --> 01:18:54,125 ‏‫جاسوس‌های عوضی.‬ 1176 01:18:55,125 --> 01:18:56,582 ‏‫حق با توئه.‬ 1177 01:18:56,583 --> 01:18:58,000 ‏‫چه پیشنهادی داری؟‬ 1178 01:18:59,958 --> 01:19:02,374 ‏‫فکر کنم باید یه سروصدایی‬ ‏‫توی مرکز کی‌یف راه بندازیم.‬ 1179 01:19:02,375 --> 01:19:05,415 ‏‫تا حواس مردم و رسانه‌ها رو پرت کنیم.‬ 1180 01:19:05,416 --> 01:19:08,208 ‏‫باشه، یه فکری می‌کنم.‬ 1181 01:19:10,041 --> 01:19:11,666 ‏‫یه نفر رو اونجا دارم.‬ 1182 01:19:16,333 --> 01:19:18,665 ‏‫به پدرش قول دادم که‬ ‏‫اونو بیرون میاریم.‬ 1183 01:19:18,666 --> 01:19:20,625 ‏‫مسئولیت ماست، کار ماست!‬ 1184 01:19:22,583 --> 01:19:25,375 ‏‫پدرمون به خاطر من کشته شد.‬ ‏‫می‌دونم، تو هم می‌دونی.‬ 1185 01:19:26,083 --> 01:19:27,999 ‏‫اما امروز انگار یه فرصت داریم.‬ 1186 01:19:28,000 --> 01:19:31,082 ‏‫نه برای انتقامِ مرده‌ها،‬ ‏‫بلکه برای نجاتِ زنده‌ها.‬ 1187 01:19:31,083 --> 01:19:33,833 ‏‫سووا، لعنتی، ما با اونا فرق داریم،‬ ‏‫مگه نه؟‬ 1188 01:19:34,833 --> 01:19:36,708 ‏‫می‌فهمی که اونا برتری دارن؟‬ 1189 01:19:37,541 --> 01:19:41,166 ‏‫از نظر نیروی انسانی برتری دارن،‬ ‏‫حداقل باید دوباره سازماندهی کنیم.‬ 1190 01:19:43,875 --> 01:19:46,833 ‏‫منم پدرم رو از دست دادم، یادت رفته؟‬ 1191 01:19:48,000 --> 01:19:50,082 ‏‫و به جای اینکه خودم رو سرزنش کنم...‬ 1192 01:19:50,083 --> 01:19:53,333 ‏‫فهمیدم اون به خاطر شناساییِ‬ ‏‫ناکافی کشته شد.‬ 1193 01:19:54,041 --> 01:19:55,999 ‏‫- اون موقع خیلی عجله کردیم.‬ ‏‫- اون به خاطر...‬ 1194 01:19:56,000 --> 01:19:57,875 ‏‫تو همیشه خیلی عجله می‌کنی، درست مثل الان.‬ 1195 01:20:05,291 --> 01:20:06,666 ‏‫این دیگه چیه.‬ 1196 01:20:08,666 --> 01:20:09,625 ‏‫الو.‬ 1197 01:20:10,666 --> 01:20:11,958 ‏‫افسر سووا پشت خطه؟‬ 1198 01:20:14,750 --> 01:20:17,416 ‏‫بله، سووا هستم. کیه؟‬ 1199 01:20:18,208 --> 01:20:21,708 ‏‫مامبای سیاه پشت خطه،‬ ‏‫افسر زمی. اسمم رو شنیدی؟‬ 1200 01:20:25,125 --> 01:20:26,833 ‏‫- چی شده؟‬ ‏‫- هیچی.‬ 1201 01:20:27,541 --> 01:20:28,416 ‏‫کارت خوب بود.‬ 1202 01:20:29,916 --> 01:20:32,791 ‏‫زن رو نجات دادی.‬ ‏‫تازه اون مرده رو هم نجات دادی.‬ 1203 01:20:33,583 --> 01:20:36,665 ‏‫البته که راضی نیستم.‬ ‏‫ولی شاید حتی یه مدال هم بگیری.‬ 1204 01:20:36,666 --> 01:20:37,582 ‏‫به چه دردت می‌خوره؟‬ 1205 01:20:37,583 --> 01:20:40,332 ‏‫یه داستان قشنگ برای اخبار.‬ ‏‫ولی ببین، قضیه اینه.‬ 1206 01:20:40,333 --> 01:20:41,791 ‏‫ما هنوز اون دختره رو داریم.‬ 1207 01:20:43,750 --> 01:20:45,375 ‏‫و می‌تونم خلاصش کنم.‬ 1208 01:20:46,000 --> 01:20:48,208 ‏‫می‌تونی عکس‌ها رو توی گوشی ببینی.‬ 1209 01:20:49,250 --> 01:20:51,957 ‏‫یه سری دلال داشتن می‌بردنش‬ ‏‫که بفروشنش به پدر و مادرش.‬ 1210 01:20:51,958 --> 01:20:54,374 ‏‫اما به محض اینکه فهمیدن‬ ‏‫پولی در کار نیست.‬ 1211 01:20:54,375 --> 01:20:56,040 ‏‫ترسیدن که لو بده.‬ 1212 01:20:56,041 --> 01:20:57,333 ‏‫تصمیم گرفتن کارش رو تموم کنن.‬ 1213 01:20:58,000 --> 01:20:59,165 ‏‫اما موفق نشدن.‬ 1214 01:20:59,166 --> 01:21:01,916 ‏‫آدم‌های من جلوشون رو گرفتن.‬ ‏‫و حالا اون پیش ماست.‬ 1215 01:21:02,500 --> 01:21:05,957 ‏‫و خیلی دلم می‌خواد قیافه تو‬ ‏‫و داداش کوچولوت رو ببینم‬ 1216 01:21:05,958 --> 01:21:07,624 ‏‫وقتی زنده توی تلویزیون می‌کشمتش.‬ 1217 01:21:07,625 --> 01:21:08,624 ‏‫قبوله.‬ 1218 01:21:08,625 --> 01:21:10,290 ‏‫اون موقع دیگه داستان قشنگ نیست.‬ 1219 01:21:10,291 --> 01:21:12,832 ‏‫- ولی یه پیشنهاد دارم.‬ ‏‫- بگو.‬ 1220 01:21:12,833 --> 01:21:14,125 ‏‫یه معامله.‬ 1221 01:21:15,666 --> 01:21:17,582 ‏‫دختره در ازای خبرنگاره.‬ 1222 01:21:17,583 --> 01:21:19,457 ‏‫قول می‌دم زنده بمونه.‬ 1223 01:21:19,458 --> 01:21:22,041 ‏‫خیلی خب. یک ساعت وقت داری فکر کنی.‬ 1224 01:21:22,583 --> 01:21:23,583 ‏‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.‬ 1225 01:21:28,166 --> 01:21:29,916 ‏‫از خبرنگاره چی می‌خوان؟‬ 1226 01:21:36,083 --> 01:21:40,291 ‏‫کاروان سفیر آمریکا‬ ‏‫در کی‌یف‬ 1227 01:21:41,458 --> 01:21:42,708 ‏‫دیدمش. داره پیاده می‌شه.‬ 1228 01:21:54,666 --> 01:21:55,833 ‏‫حرکت کرد.‬ 1229 01:22:00,916 --> 01:22:01,916 ‏‫این رو دیدی؟‬ 1230 01:22:06,000 --> 01:22:07,833 ‏‫آره، الان همه جا پر شده.‬ 1231 01:22:08,916 --> 01:22:12,540 ‏‫این وضعیت داره به تهدیدی جدی‬ ‏‫برای امنیت ملی آمریکا تبدیل می‌شه.‬ 1232 01:22:12,541 --> 01:22:14,291 ‏‫و ما به کمک شما نیاز داریم.‬ 1233 01:22:15,916 --> 01:22:18,208 ‏‫پس نیاز به خروج اضطراری دارید.‬ 1234 01:22:19,166 --> 01:22:21,915 ‏‫بله. ما اینجا یه تیم داریم.‬ 1235 01:22:21,916 --> 01:22:24,249 ‏‫ولی به پشتیبانی عملیاتی نیاز داریم.‬ 1236 01:22:24,250 --> 01:22:26,875 ‏‫و حتماً اطلاعات محلی.‬ 1237 01:22:30,875 --> 01:22:31,708 ‏‫جور می‌کنم.‬ 1238 01:22:33,041 --> 01:22:34,457 ‏‫خیلی ممنونم.‬ 1239 01:22:34,458 --> 01:22:36,125 ‏‫خوشحالم که کمک می‌کنم، خانم سفیر.‬ 1240 01:22:49,916 --> 01:22:53,833 ‏‫سورودونتسک، اوکراین (تحت اشغال)‬ 1241 01:23:05,791 --> 01:23:09,332 ‏‫ژنرال داره میاد اینجا. سعی می‌کنم‬ ‏‫جزئیات عملیات رو بفهمم.‬ 1242 01:23:09,333 --> 01:23:13,790 ‏‫می‌دونم دارن سعی می‌کنن یه خبرنگار‬ ‏‫آمریکایی رو بدزدن و بیارن اینجا.‬ 1243 01:23:13,791 --> 01:23:16,875 ‏‫اگه خودش شخصاً میاد اینجا،‬ ‏‫یعنی دارن یه کار بزرگ می‌کنن.‬ 1244 01:23:17,875 --> 01:23:20,250 ‏‫امروز با مرکز عملیات تماس می‌گیرم.‬ 1245 01:23:20,916 --> 01:23:22,999 ‏‫شب می‌بینمت. محض احتیاط.‬ 1246 01:23:23,000 --> 01:23:24,666 ‏‫آدرس رو بلدی.‬ 1247 01:23:27,333 --> 01:23:31,250 ‏‫مرکز عملیات مشترک‬ ‏‫«ولیکایا زملا»، کی‌یف‬ 1248 01:23:31,833 --> 01:23:35,165 ‏‫ما یه سیگنال از اتاق عملیات‬ ‏‫FSB در سورودونتسک گرفتیم.‬ 1249 01:23:35,166 --> 01:23:39,249 ‏‫دارن یه عملیات برای دزدیدن‬ ‏‫یه خبرنگار آمریکایی آماده می‌کنن.‬ 1250 01:23:39,250 --> 01:23:41,249 ‏‫ولی سازمان سیا عجیب نگرانشه.‬ 1251 01:23:41,250 --> 01:23:43,790 ‏‫پس دارن درخواست می‌کنن‬ ‏‫که امنیتش اولویت باشه.‬ 1252 01:23:43,791 --> 01:23:46,375 ‏‫خودم خبر دارم.‬ ‏‫با سفیر جلسه داشتم.‬ 1253 01:23:46,958 --> 01:23:49,124 ‏‫- همکارامون از SBU اینجا هستن.‬ ‏‫- می‌دونم.‬ 1254 01:23:49,125 --> 01:23:51,290 ‏‫خب. همه هستن؟ وقت بخیر.‬ 1255 01:23:51,291 --> 01:23:53,208 ‏‫وقت بخیر. لطفاً بفرمایید بشینید.‬ 1256 01:23:55,750 --> 01:23:57,290 ‏‫خب. ما باید بفهمیم‬ 1257 01:23:57,291 --> 01:24:00,290 ‏‫که آیا ورود‬ ‏‫ژنرال روس به سورودونتسک‬ 1258 01:24:00,291 --> 01:24:02,207 ‏‫به اون خبرنگار آمریکایی ربط داره.‬ 1259 01:24:02,208 --> 01:24:03,874 ‏‫داریم روش کار می‌کنیم.‬ 1260 01:24:03,875 --> 01:24:06,415 ‏‫حتی اگه مأمورا‬ ‏‫هدف رو بصری تأیید کنن.‬ 1261 01:24:06,416 --> 01:24:09,833 ‏‫وقت نمی‌کنیم‬ ‏‫همه اطلاعات لازم رو جمع کنیم.‬ 1262 01:24:10,541 --> 01:24:13,457 ‏‫پس پیشنهاد می‌کنم فوراً دست به کار شیم.‬ 1263 01:24:13,458 --> 01:24:18,040 ‏‫اتاق عملیات FSB رو می‌زنیم.‬ ‏‫خبرنگار رو ازشون جدا می‌کنیم.‬ 1264 01:24:18,041 --> 01:24:22,165 ‏‫سیا خوشحال می‌شه و ما هم‬ ‏‫یه هدف بزرگ رو حذف می‌کنیم: ژنرال اوشاکوف.‬ 1265 01:24:22,166 --> 01:24:24,332 ‏‫ما همه اطلاعاتمون رو به شما دادیم.‬ 1266 01:24:24,333 --> 01:24:27,958 ‏‫و آماده‌ایم که‬ ‏‫کار IAD رو بر عهده بگیریم.‬ 1267 01:24:40,333 --> 01:24:42,000 ‏‫توجه کنید، آقایون.‬ 1268 01:24:43,958 --> 01:24:46,458 ‏‫بچه‌های COS A رو بشناسید.‬ 1269 01:24:47,000 --> 01:24:49,333 ‏‫توی این عملیات با ما همکاری می‌کنن.‬ 1270 01:24:49,958 --> 01:24:51,458 ‏‫- سلام.‬ ‏‫- وقت بخیر.‬ 1271 01:24:52,375 --> 01:24:55,999 ‏‫خلاصه اینکه، روس‌ها‬ ‏‫پیشنهاد معاوضه دادن.‬ 1272 01:24:56,000 --> 01:24:58,625 ‏‫معاوضه اون دختر‬ ‏‫با آدریِ عزیز ما.‬ 1273 01:24:59,333 --> 01:25:01,750 ‏‫اگه قبول نکنیم، دختره رو می‌کشن.‬ 1274 01:25:17,625 --> 01:25:18,874 ‏‫مهمان‌ها در محل.‬ 1275 01:25:18,875 --> 01:25:22,082 ‏‫صبر کنید. بگید چرا منو می‌خوان؟‬ 1276 01:25:22,083 --> 01:25:23,915 ‏‫کاش می‌دونستم.‬ 1277 01:25:23,916 --> 01:25:26,124 ‏‫آره. منم دوست دارم بدونم.‬ 1278 01:25:26,125 --> 01:25:27,125 ‏‫بچه‌ها.‬ 1279 01:25:29,916 --> 01:25:30,790 ‏‫وقت بخیر.‬ 1280 01:25:30,791 --> 01:25:32,415 ‏‫- سلام.‬ ‏‫- سلام بچه‌ها.‬ 1281 01:25:32,416 --> 01:25:36,041 ‏‫آدری. اومدیم که از اینجا ببریمت.‬ ‏‫وسایلت رو بردار، می‌ریم کی‌یف.‬ 1282 01:25:37,291 --> 01:25:40,915 ‏‫من جایی نمی‌آم.‬ ‏‫باید بفهمم چه خبره.‬ 1283 01:25:40,916 --> 01:25:44,082 ‏‫- می‌دونی چرا می‌خوانت؟‬ ‏‫- اصلاً نمی‌دونم.‬ 1284 01:25:44,083 --> 01:25:45,790 ‏‫احتمالاً می‌خوان منو معاوضه کنن‬ 1285 01:25:45,791 --> 01:25:48,541 ‏‫با یه خبرنگار روس‬ ‏‫که به جرم جاسوسی زندانیه.‬ 1286 01:25:49,375 --> 01:25:50,832 ‏‫شاید بعداً معاوضه‌ت کنن.‬ 1287 01:25:50,833 --> 01:25:52,791 ‏‫ولی اول، شکنجه‌ت می‌کنن.‬ 1288 01:25:54,000 --> 01:25:55,541 ‏‫مگه من چی می‌تونم بهشون بگم؟‬ 1289 01:26:00,583 --> 01:26:02,083 ‏‫این مرد رو می‌شناسی؟‬ 1290 01:26:04,500 --> 01:26:05,625 ‏‫اونا هم می‌شناسنش.‬ 1291 01:26:06,250 --> 01:26:07,958 ‏‫و می‌دونن تو چه نسبتی باهاش داری.‬ 1292 01:26:08,750 --> 01:26:10,333 ‏‫پس باید با ما بیای.‬ 1293 01:26:19,416 --> 01:26:23,125 ‏‫اوورواچ، اینجا شدو-۶.‬ ‏‫بسته در دست ماست.‬ 1294 01:26:25,166 --> 01:26:28,624 ‏‫نیروهای ویژه روسیه تهدید کردن‬ ‏‫که اگه-- دختر اوکراینی رو می‌کشن‬ 1295 01:26:28,625 --> 01:26:31,874 ‏‫مرکز شهر کی‌یف، هتل اسکای‌لاین‬ 1296 01:26:31,875 --> 01:26:33,874 ‏‫سلام. گوش می‌دم.‬ 1297 01:26:33,875 --> 01:26:35,916 ‏‫مجوز رو داری. دست به کار شو.‬ 1298 01:26:37,000 --> 01:26:40,832 ‏‫نیاز نیست بگم اگه گند بزنی‬ ‏‫چه اتفاقی می‌افته، نه؟‬ 1299 01:26:40,833 --> 01:26:41,874 ‏‫حلش می‌کنم.‬ 1300 01:26:41,875 --> 01:26:45,165 ‏‫آمریکا با معاوضه مخالفت کرد‬ ‏‫و داره خبرنگار رو تخلیه می‌کنه.‬ 1301 01:26:45,166 --> 01:26:47,915 ‏‫واشنگتن هرگونه دخالتی رو تکذیب کرد.‬ 1302 01:26:47,916 --> 01:26:52,333 ‏‫سفیر آمریکا به‌زودی بیانیه رسمی‬ ‏‫میده...‬ 1303 01:26:56,333 --> 01:26:57,915 ‏‫این عملیات روانی حسابی سروصدا کرده.‬ 1304 01:26:57,916 --> 01:26:59,915 ‏‫حالا آمریکا هم درگیر این مناقشه شد.‬ 1305 01:26:59,916 --> 01:27:04,207 ‏‫آره، شرایطی رو ایجاد کردن که‬ ‏‫آمریکا مجبور بشه واکنش نشون بده.‬ 1306 01:27:04,208 --> 01:27:06,125 ‏‫تاکتیک‌های عجیبی برای روس‌هاست.‬ 1307 01:27:06,708 --> 01:27:08,166 ‏‫معمولاً خیلی رک و مستقیم عمل می‌کنن.‬ 1308 01:27:08,833 --> 01:27:12,333 ‏‫ولی این حرکتشون یه جورایی قربانیه.‬ 1309 01:27:13,708 --> 01:27:17,875 ‏‫۱۵ کیلومتری محل استقرار دائم‬ ‏‫تیپ ۳ تهاجمی‬ 1310 01:27:38,458 --> 01:27:41,040 ‏‫قربان، میشه توقف کنیم؟ حالم خوب نیست.‬ 1311 01:27:41,041 --> 01:27:43,999 ‏‫آدری، نه. نمیشه. نمی‌تونیم توقف کنیم.‬ 1312 01:27:44,000 --> 01:27:46,124 ‏‫دو ثانیه. واقعاً حالم خوب نیست.‬ 1313 01:27:46,125 --> 01:27:47,915 ‏‫آدری، نه. ما توقف نمی‌کنیم.‬ 1314 01:27:47,916 --> 01:27:52,124 ‏‫خواهش می‌کنم قربان، فقط دو ثانیه.‬ ‏‫التماس می‌کنم، واقعاً لازم دارم.‬ 1315 01:27:52,125 --> 01:27:53,958 ‏‫هی، بزن کنار. بذار هوا بخوره.‬ 1316 01:27:59,541 --> 01:28:02,290 ‏‫آدری، هی! آدری!‬ 1317 01:28:02,291 --> 01:28:03,875 ‏‫وایسا! اینجا میدون مینه.‬ 1318 01:28:04,833 --> 01:28:05,832 ‏‫چه خبر شده؟‬ 1319 01:28:05,833 --> 01:28:07,749 ‏‫ببین، می‌دونم کارت اینه.‬ 1320 01:28:07,750 --> 01:28:09,874 ‏‫که منو از اینجا ببری بیرون.‬ 1321 01:28:09,875 --> 01:28:11,625 ‏‫ولی ما آمریکایی هستیم.‬ 1322 01:28:12,833 --> 01:28:15,249 ‏‫و این فرصت ماست که به دنیا نشون بدیم‬ ‏‫کی هستیم.‬ 1323 01:28:15,250 --> 01:28:17,665 ‏‫و اینکه ما برای چیزی که مهمه می‌جنگیم.‬ 1324 01:28:17,666 --> 01:28:20,082 ‏‫اون دختر، ما می‌تونیم نجاتش بدیم.‬ 1325 01:28:20,083 --> 01:28:21,999 ‏‫باید تصمیم بگیریم.‬ 1326 01:28:22,000 --> 01:28:23,832 ‏‫برگردیم و یه بچه رو نجات بدیم،‬ 1327 01:28:23,833 --> 01:28:25,915 ‏‫یا فرار کنیم و به فکر نجات خودمون باشیم؟‬ 1328 01:28:25,916 --> 01:28:28,082 ‏‫من همه جای دنیا کار کردم‬ 1329 01:28:28,083 --> 01:28:33,332 ‏‫و تا حالا سربازهایی به این شجاعت‬ ‏‫و حرفه‌ای ندیده بودم.‬ 1330 01:28:33,333 --> 01:28:34,708 ‏‫و خودت هم اینو می‌دونی.‬ 1331 01:28:35,625 --> 01:28:37,500 ‏‫من می‌تونم نجاتش بدم.‬ 1332 01:28:39,166 --> 01:28:40,416 ‏‫بذار انجامش بدم.‬ 1333 01:28:47,125 --> 01:28:51,000 ‏‫آپارتمان مخفی مامور اطلاعات ارتش‬ 1334 01:29:26,416 --> 01:29:30,583 ‏‫چرا مرکز فقط یه موشک‬ ‏‫نمی‌زنه بهشون؟‬ 1335 01:29:36,583 --> 01:29:39,582 ‏‫اونجا یه مدرسه هست‬ 1336 01:29:39,583 --> 01:29:40,791 ‏‫و یه مهدکودک.‬ 1337 01:29:42,375 --> 01:29:45,040 ‏‫پس کار می‌افته گردن مامورهای میدانی.‬ 1338 01:29:45,041 --> 01:29:47,332 ‏‫در حالت ایده‌آل، باید زودتر‬ ‏‫کار گذاشته بودیمش.‬ 1339 01:29:47,333 --> 01:29:50,665 ‏‫ولی چون فوریه...‬ 1340 01:29:50,666 --> 01:29:54,416 ‏‫باید سریع و خیلی با احتیاط عمل کنیم.‬ 1341 01:30:02,875 --> 01:30:04,958 ‏‫می‌خوام ازت یه خواهش بکنم.‬ 1342 01:30:11,541 --> 01:30:14,249 ‏‫اگه برام اتفاقی افتاد،‬ ‏‫این رو برسون به مرکز.‬ 1343 01:30:14,250 --> 01:30:16,791 ‏‫هیچ اتفاقی نمی‌افته.‬ 1344 01:30:17,833 --> 01:30:20,750 ‏‫اگه برام اتفاقی افتاد،‬ 1345 01:30:21,625 --> 01:30:22,791 ‏‫این رو برسون به مرکز.‬ 1346 01:30:25,083 --> 01:30:25,916 ‏‫نه.‬ 1347 01:30:26,833 --> 01:30:29,083 ‏‫من هیچ چیزی رو به هیچ‌کس نمی‌رسونم.‬ 1348 01:30:29,666 --> 01:30:31,833 ‏‫حالت خوب میشه.‬ 1349 01:30:34,416 --> 01:30:35,791 ‏‫ما برای این کار آموزش دیدیم.‬ 1350 01:30:37,833 --> 01:30:39,458 ‏‫خب، چی تصمیم گرفتی؟‬ 1351 01:30:40,583 --> 01:30:42,583 ‏‫بیایید تبادل کنیم. ما آماده‌ایم.‬ 1352 01:30:43,791 --> 01:30:45,082 ‏‫پس عالیه.‬ 1353 01:30:45,083 --> 01:30:46,958 ‏‫چه بلایی سر اون خبرنگار میاد؟‬ 1354 01:30:47,750 --> 01:30:48,666 ‏‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬ 1355 01:30:49,250 --> 01:30:51,957 ‏‫میره مسکو؛‬ ‏‫یکی هست که بی‌صبرانه منتظر دیدنشه.‬ 1356 01:30:51,958 --> 01:30:54,208 ‏‫ما تضمین می‌خوایم‬ ‏‫که نمی‌کشیدش.‬ 1357 01:30:55,041 --> 01:30:55,874 ‏‫به شرافت افسری‌ام.‬ 1358 01:30:55,875 --> 01:30:58,290 ‏‫گور بابای خودت و شرافتت.‬ ‏‫هیچ‌کس اینو باور نداره.‬ 1359 01:30:58,291 --> 01:31:00,915 ‏‫ببین، اگه می‌خواستیم بکشیمش...‬ 1360 01:31:00,916 --> 01:31:02,791 ‏‫تا حالا با توپخونه کارش رو تموم کرده بودیم.‬ 1361 01:31:03,875 --> 01:31:05,540 ‏‫تبادل کجا انجام میشه؟‬ 1362 01:31:05,541 --> 01:31:07,083 ‏‫مختصات رو برات می‌فرستم.‬ 1363 01:31:07,791 --> 01:31:09,500 ‏‫بیشتر از ۸ سرباز نباشه. گرفتی؟‬ 1364 01:31:11,208 --> 01:31:12,208 ‏‫شنیدم.‬ 1365 01:31:21,333 --> 01:31:22,250 ‏‫ما یه نقشه داریم.‬ 1366 01:31:26,458 --> 01:31:28,374 ‏‫این اولین ماموریت‬ ‏‫دارینا و دیترویته.‬ 1367 01:31:28,375 --> 01:31:31,000 ‏‫ولی مطمئنم آماده‌ان‬ ‏‫و از پسش برمیان.‬ 1368 01:31:31,833 --> 01:31:32,666 ‏‫ممنونم.‬ 1369 01:31:35,750 --> 01:31:37,125 ‏‫لطفاً توجه کنید.‬ 1370 01:31:37,833 --> 01:31:41,375 ‏‫ما تازه اطلاعات اولیه‌ای گرفتیم‬ 1371 01:31:41,958 --> 01:31:45,291 ‏‫در مورد احتمال یه حمله تروریستی‬ ‏‫در مرکز کی‌یف.‬ 1372 01:31:46,208 --> 01:31:48,541 ‏‫این بیشتر شبیه روش‌های همیشگیشونه.‬ 1373 01:31:51,541 --> 01:31:54,166 ‏‫این چیزیه که من بهش میگم‬ ‏‫زیباییِ پنهانِ جنگ.‬ 1374 01:32:07,000 --> 01:32:08,582 ‏‫ببین برادر، متاسفم‬ 1375 01:32:08,583 --> 01:32:12,125 ‏‫اگه گاهی باهات تند میشم، ولی...‬ 1376 01:32:15,125 --> 01:32:16,416 ‏‫خیلی برام عزیزی.‬ 1377 01:32:21,375 --> 01:32:22,208 ‏‫ممنون.‬ 1378 01:32:24,166 --> 01:32:25,375 ‏‫تو هم همین‌طور، برادر.‬ 1379 01:32:32,000 --> 01:32:34,666 ‏‫خلاصه اینکه، فردا خودم همه‌چیز رو انجام میدم.‬ 1380 01:32:39,416 --> 01:32:40,916 ‏‫دوباره خودت برام تصمیم گرفتی؟‬ 1381 01:32:43,916 --> 01:32:45,500 ‏‫چرا نمی‌فهمی، هان؟‬ 1382 01:32:47,208 --> 01:32:50,082 ‏‫نه، نه، گوش کن. به من گوش کن.‬ ‏‫من کسی بودم که قول دادم.‬ 1383 01:32:50,083 --> 01:32:52,582 ‏‫آنا رو نجات دادم، یوری رو نجات دادم.‬ ‏‫باید این کار رو بکنم.‬ 1384 01:32:52,583 --> 01:32:54,541 ‏‫من شروعش کردم و خودم هم تمومش می‌کنم.‬ 1385 01:32:56,375 --> 01:32:58,749 ‏‫تو قرار نیست توی عملیات‬ ‏‫فردا شرکت کنی.‬ 1386 01:32:58,750 --> 01:33:00,166 ‏‫این دیگه جای بحث نداره.‬ 1387 01:33:00,791 --> 01:33:01,708 ‏‫چرا، شرکت می‌کنم!‬ 1388 01:33:02,708 --> 01:33:05,416 ‏‫انقدر با من مثل یه بچه احمق رفتار نکن.‬ 1389 01:33:08,000 --> 01:33:10,666 ‏‫اصلاً میشه یه بار منو برابر خودت ببینی؟‬ 1390 01:33:11,333 --> 01:33:13,665 ‏‫همش داری گیر میدی و نگران منی.‬ 1391 01:33:13,666 --> 01:33:16,666 ‏‫ولی نمیدونم چرا،‬ ‏‫مدال‌ها رو من می‌گیرم، نه تو.‬ 1392 01:33:17,541 --> 01:33:19,083 ‏‫آره، تا حالا فکر کردی چرا؟‬ 1393 01:33:19,833 --> 01:33:21,707 ‏‫چون مثل اسب چشم‌بسته زندگی می‌کنی.‬ 1394 01:33:21,708 --> 01:33:24,958 ‏‫این نمیشه، اون خلاف مقرراته،‬ ‏‫اون باعث تنبیه ما میشه.‬ 1395 01:33:26,041 --> 01:33:27,291 ‏‫فقط بزن به بیخیالی!‬ 1396 01:33:28,083 --> 01:33:30,625 ‏‫داری به سیستمی خدمت می‌کنی‬ ‏‫که داره تو رو می‌بلعه.‬ 1397 01:33:31,541 --> 01:33:33,374 ‏‫تنها چیزی که نگرانشم امنیت توئه.‬ 1398 01:33:33,375 --> 01:33:36,207 ‏‫پدر نیست و من تنها کسی‌ام‬ ‏‫که داری!‬ 1399 01:33:36,208 --> 01:33:39,207 ‏‫ممنون، ممنون برادر.‬ ‏‫ولی این دیگه کنترل‌گری بیش از حده.‬ 1400 01:33:39,208 --> 01:33:42,582 ‏‫این همه کنترل و نظارت‬ ‏‫فقط به من آسیب میزنه.‬ 1401 01:33:42,583 --> 01:33:44,457 ‏‫خودم حلش می‌کنم. فهمیدی؟‬ 1402 01:33:44,458 --> 01:33:47,208 ‏‫درست مثل اون موقع توی جنگل‬ ‏‫با اون گراز. خودم حلش می‌کنم!‬ 1403 01:33:48,500 --> 01:33:50,000 ‏‫اون شلیک کار تو نبود.‬ 1404 01:33:54,000 --> 01:33:55,332 ‏‫چی گفتی؟‬ 1405 01:33:55,333 --> 01:33:57,374 ‏‫بابا اون شلیک رو کرد.‬ 1406 01:33:57,375 --> 01:33:59,958 ‏‫تو چشماتو بستی‬ ‏‫و یه جای پرت شلیک کردی.‬ 1407 01:34:01,125 --> 01:34:03,082 ‏‫بابا ازم خواست بهت نگم‬ 1408 01:34:03,083 --> 01:34:05,874 ‏‫که اعتماد به نفست آسیب نبینه.‬ ‏‫منم سکوت کردم.‬ 1409 01:34:05,875 --> 01:34:07,625 ‏‫خیلی وقته که لعنتی سکوت کردم.‬ 1410 01:34:08,625 --> 01:34:10,832 ‏‫ولی دیر یا زود باید‬ ‏‫می‌فهمیدی قضیه چیه.‬ 1411 01:34:10,833 --> 01:34:12,583 ‏‫و به نظرم الان بهترین وقته.‬ 1412 01:34:19,916 --> 01:34:23,124 ‏‫نگرانت هستم چون دوستت دارم.‬ 1413 01:34:23,125 --> 01:34:24,582 ‏‫و می‌ترسم که فردا...‬ 1414 01:34:24,583 --> 01:34:27,540 ‏‫حالتِ بی‌پروات رو فعال کنی‬ ‏‫و من از دستت بدم.‬ 1415 01:34:27,541 --> 01:34:28,458 ‏‫فهمیدی؟‬ 1416 01:34:32,500 --> 01:34:33,333 ‏‫فهمیدم.‬ 1417 01:34:36,666 --> 01:34:37,500 ‏‫لعنتی!‬ 1418 01:34:39,875 --> 01:34:40,708 ‏‫لعنت بهش!‬ 1419 01:34:42,083 --> 01:34:46,500 ‏‫لعنت! لعنت! لعنت!‬ 1420 01:34:54,041 --> 01:34:55,125 ‏‫لعنت!‬ 1421 01:35:27,666 --> 01:35:28,999 ‏‫خلاصه‌ی وضعیت:‬ 1422 01:35:29,000 --> 01:35:31,540 ‏‫فرمانده‌شون مختصات رو برامون فرستاد.‬ 1423 01:35:31,541 --> 01:35:32,625 ‏‫اینم مختصات.‬ 1424 01:35:33,291 --> 01:35:35,332 ‏‫اونا اینجا از نظر جغرافیایی‬ ‏‫برتری دارن.‬ 1425 01:35:35,333 --> 01:35:37,125 ‏‫و قطعاً آماده‌ان.‬ 1426 01:35:37,666 --> 01:35:40,124 ‏‫بچه‌های سی‌اس‌او‬ ‏‫اوضاع رو کنترل می‌کنن.‬ 1427 01:35:40,125 --> 01:35:42,415 ‏‫جوخه‌ی دهم شاپووالوف‬ ‏‫جنگل رو پاکسازی می‌کنن.‬ 1428 01:35:42,416 --> 01:35:46,040 ‏‫فقط نفربر زرهی ما‬ ‏‫می‌تونه پشتیبانی کنه.‬ 1429 01:35:46,041 --> 01:35:47,874 ‏‫حالا، هدف عملیات.‬ 1430 01:35:47,875 --> 01:35:51,791 ‏‫هدف ساده‌ست: دختره رو بگیرین.‬ ‏‫نذارین خبرنگار دستشون بیفته.‬ 1431 01:36:02,291 --> 01:36:07,833 ‏‫اگه اوضاع داغ شد،‬ ‏‫رمز «آئودی، آئودی، آئودی»ئه. بعدی.‬ 1432 01:36:08,708 --> 01:36:12,499 ‏‫دو تیمِ آلفا و براوو‬ ‏‫به سمت محل تبادل حرکت می‌کنن.‬ 1433 01:36:12,500 --> 01:36:15,290 ‏‫شاید تیم‌های تک‌تیراندازمون کافی نباشن.‬ 1434 01:36:15,291 --> 01:36:18,207 ‏‫چرا از سیستم سید استفاده نمی‌کنیم؟‬ 1435 01:36:18,208 --> 01:36:21,207 ‏‫این تنها راهیه که‬ ‏‫همه‌شون رو یکجا از پا دربیاریم.‬ 1436 01:36:21,208 --> 01:36:24,124 ‏‫نمی‌تونیم از سیستم سید استفاده کنیم.‬ 1437 01:36:24,125 --> 01:36:26,500 ‏‫نپرس چرا، فقط نمی‌تونیم.‬ 1438 01:36:27,666 --> 01:36:29,166 ‏‫به نظر من می‌تونیم.‬ 1439 01:36:31,708 --> 01:36:33,333 ‏‫الان دوازده تا پهپاد داریم.‬ 1440 01:36:35,083 --> 01:36:36,582 ‏‫خب، این خوبه.‬ 1441 01:36:36,583 --> 01:36:40,790 ‏‫حتی می‌تونم بگم عالیه.‬ ‏‫خیلی خب، پس نقشه اینه.‬ 1442 01:36:40,791 --> 01:36:44,708 ‏‫مذاکرات و خودِ تبادل‬ ‏‫توسط من و سید انجام می‌شه.‬ 1443 01:36:45,875 --> 01:36:47,415 ‏‫آدری، آدری کجاست؟‬ 1444 01:36:47,416 --> 01:36:51,333 ‏‫آدری، تو دقیقاً همون کاری رو می‌کنی‬ ‏‫که ما می‌گیم. نه بیشتر. فهمیدی؟‬ 1445 01:36:52,083 --> 01:36:54,832 ‏‫سید بهت درباره سیستم استریژ می‌گه،‬ ‏‫که چطور کار می‌کنه‬ 1446 01:36:54,833 --> 01:36:56,665 ‏‫و چطور قراره ازش استفاده کنیم.‬ 1447 01:36:56,666 --> 01:36:59,624 ‏‫آدری به خطِ نجات نزدیک می‌شه‬ ‏‫و من استریژها رو پرتاب می‌کنم.‬ 1448 01:36:59,625 --> 01:37:01,540 ‏‫زمان تا برخورد: ۳۰ تا ۴۰ ثانیه.‬ 1449 01:37:01,541 --> 01:37:05,124 ‏‫هر کسی که کنار خبرنگار و‬ ‏‫دختره باشه، بلافاصله حذف می‌شه.‬ 1450 01:37:05,125 --> 01:37:07,040 ‏‫بعدش روی اهداف مشخص‌شده پوشش داریم.‬ 1451 01:37:07,041 --> 01:37:09,124 ‏‫جنگ الکترونیک چی؟ از اون استفاده می‌کنن.‬ 1452 01:37:09,125 --> 01:37:11,957 ‏‫قطعاً ازش استفاده می‌کنن. حالا بریم سراغ بخش جذابش.‬ 1453 01:37:11,958 --> 01:37:14,249 ‏‫پهپادهای من تا لحظه حمله نامرئی‌ان.‬ 1454 01:37:14,250 --> 01:37:15,665 ‏‫با ماهواره کار می‌کنن‬ 1455 01:37:15,666 --> 01:37:18,749 ‏‫و هدف‌هاشون رو از خارج از محدوده‬ ‏‫مؤثرِ جنگ الکترونیک قفل می‌کنن.‬ 1456 01:37:18,750 --> 01:37:20,374 ‏‫پس منتظر سیگنال می‌مونم.‬ 1457 01:37:20,375 --> 01:37:23,249 ‏‫پرتابشون می‌کنم. ۳۰ تا ۴۰ ثانیه.‬ ‏‫نزدیک می‌شن و...‬ 1458 01:37:23,250 --> 01:37:24,791 ‏‫بوم! بوم! بوم!‬ 1459 01:37:26,500 --> 01:37:28,666 ‏‫می‌دونم حمله قراره کجا اتفاق بیفته.‬ 1460 01:37:29,750 --> 01:37:32,415 ‏‫درست وسط کنفرانس خبری سفیر.‬ 1461 01:37:32,416 --> 01:37:34,665 ‏‫اونجا پر از خبرنگار و دوربینه.‬ 1462 01:37:34,666 --> 01:37:37,332 ‏‫و این تصویر چیزیه که اخبار پخش می‌کنه.‬ 1463 01:37:37,333 --> 01:37:39,582 ‏‫ولی سفیر نمی‌تونه هدف اصلی باشه.‬ 1464 01:37:39,583 --> 01:37:41,624 ‏‫سفیر هدف نیست.‬ 1465 01:37:41,625 --> 01:37:43,874 ‏‫اونا فقط به یه انفجار توی جمعیت نیاز دارن.‬ 1466 01:37:43,875 --> 01:37:45,707 ‏‫و بعدش یه سری مزخرفات رو‬ 1467 01:37:45,708 --> 01:37:47,832 ‏‫درباره ملی‌گراها توی کانال‌های تلگرامی پخش می‌کنن.‬ 1468 01:37:47,833 --> 01:37:49,957 ‏‫و تا وقتی همه سرگرم فهمیدن ماجرا باشن...‬ 1469 01:37:49,958 --> 01:37:51,999 ‏‫توجه‌ها رو از روی اون خبرنگار برمی‌دارن.‬ 1470 01:37:52,000 --> 01:37:54,875 ‏‫همونی که به هر قیمتی شده می‌خوانش.‬ 1471 01:37:56,041 --> 01:37:57,874 ‏‫ثبت گروه رزمی در ایست بازرسی.‬ 1472 01:37:57,875 --> 01:37:59,624 ‏‫مرکز ۱۰، به نام ام. شاپووال، اطلاعات نظامی‬ 1473 01:37:59,625 --> 01:38:01,624 ‏‫- سلاح‌ها؟‬ ‏‫- آماده.‬ 1474 01:38:01,625 --> 01:38:03,624 ‏‫- دوربین‌های حرارتی؟‬ ‏‫- آماده.‬ 1475 01:38:03,625 --> 01:38:05,125 ‏‫متصل کنید.‬ 1476 01:38:09,583 --> 01:38:12,249 ‏‫- جیره غذایی؟‬ ‏‫- آماده.‬ 1477 01:38:12,250 --> 01:38:14,125 ‏‫- لاپا؟‬ ‏‫- در حال بسته‌بندی.‬ 1478 01:38:17,458 --> 01:38:19,833 ‏‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید. صفر کنید.‬ 1479 01:38:49,958 --> 01:38:53,040 ‏‫سووا، سووا، اینجا اسپارتان ۱.‬ 1480 01:38:53,041 --> 01:38:55,583 ‏‫ما در موقعیتیم. صدام رو دارید؟‬ 1481 01:38:56,791 --> 01:38:57,999 ‏‫۸ کیلومتر تا نقطه تبادل‬ 1482 01:38:58,000 --> 01:39:01,332 ‏‫آقایان، به هواپیمای ما خوش آمدید.‬ 1483 01:39:01,333 --> 01:39:03,582 ‏‫قراره کمی تکان‌های شدید رو تجربه کنیم.‬ 1484 01:39:03,583 --> 01:39:07,790 ‏‫یادآوری می‌کنم قبل از پیاده شدن،‬ ‏‫کمربندها رو باز کنید‬ 1485 01:39:07,791 --> 01:39:09,791 ‏‫چون یه ماجراجویی بزرگ در پیش داریم.‬ 1486 01:39:10,833 --> 01:39:13,165 ‏‫سووا، دستمزد ما چی شد؟‬ 1487 01:39:13,166 --> 01:39:17,458 ‏‫دستمزد بعد از عملیات، دوستان.‬ 1488 01:39:21,375 --> 01:39:22,290 ‏‫سلام.‬ 1489 01:39:22,291 --> 01:39:24,290 ‏‫به نظر میاد دارید اشتباه می‌رید.‬ 1490 01:39:24,291 --> 01:39:27,665 ‏‫یعنی چی اشتباه می‌ریم؟‬ ‏‫ما داریم می‌ریم سرِ قراری که گذاشتیم.‬ 1491 01:39:27,666 --> 01:39:29,040 ‏‫چیه؟ فکر کردید...‬ 1492 01:39:29,041 --> 01:39:30,916 ‏‫بهتون فرصت دادم که کمین کنید؟‬ 1493 01:39:31,500 --> 01:39:32,999 ‏‫تبادل جای دیگه‌ای انجام می‌شه.‬ 1494 01:39:33,000 --> 01:39:35,458 ‏‫همه توقف کنید! ایستِ تاکتیکی!‬ 1495 01:39:41,208 --> 01:39:42,540 ‏‫مختصات رو برام بفرست.‬ 1496 01:39:42,541 --> 01:39:44,625 ‏‫برادرت مختصات رو داره.‬ 1497 01:39:45,500 --> 01:39:47,332 ‏‫گوش کن زمی، اینطوری نمی‌شه.‬ 1498 01:39:47,333 --> 01:39:49,332 ‏‫ما به جایی که تحت کنترل توئه نمیایم.‬ 1499 01:39:49,333 --> 01:39:52,166 ‏‫اینجا منطقه خاکستریه. می‌دونی‬ ‏‫تا حالا چند بار اینجا تبادل انجام شده.‬ 1500 01:39:53,041 --> 01:39:54,750 ‏‫یه ساعت وقت داری خودت رو برسونی.‬ 1501 01:39:55,875 --> 01:39:57,458 ‏‫تا یک ساعت دیگه. بچه رو می‌کشم.‬ 1502 01:39:59,041 --> 01:40:01,207 ‏‫من کارم حرفه‌ایه و کار رو تموم می‌کنم.‬ 1503 01:40:01,208 --> 01:40:03,707 ‏‫- عملیات لغو شد.‬ ‏‫- یعنی چی؟!‬ 1504 01:40:03,708 --> 01:40:05,666 ‏‫مبادله لعنتی لغو شده.‬ 1505 01:40:06,791 --> 01:40:08,333 ‏‫داداش، داری چه کار می‌کنی؟‬ 1506 01:40:08,958 --> 01:40:10,708 ‏‫می‌خوان مبادله رو توی مزرعه انجام بدن.‬ 1507 01:40:13,916 --> 01:40:14,791 ‏‫خب که چی؟‬ 1508 01:40:16,125 --> 01:40:17,332 ‏‫ما هم انجامش می‌دیم، می‌شنوی؟‬ 1509 01:40:17,333 --> 01:40:19,875 ‏‫توی مزرعه، توی دشت، هر جا که باشه.‬ 1510 01:40:22,833 --> 01:40:25,915 ‏‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خوام‬ ‏‫مبادله رو اونجا انجام بدیم.‬ 1511 01:40:25,916 --> 01:40:28,250 ‏‫چون خیلی خطرناکه، خودت هم می‌دونی.‬ 1512 01:40:29,125 --> 01:40:30,291 ‏‫حس خوبی ندارم.‬ 1513 01:40:33,083 --> 01:40:34,457 ‏‫واشینگتن دی.سی. - آمریکا‬ 1514 01:40:34,458 --> 01:40:36,874 ‏‫چه غلطی دارن می‌کنن؟‬ ‏‫چرا زودتر از اونجا خارجش نکردن!‬ 1515 01:40:36,875 --> 01:40:38,749 ‏‫ما با هم درس خوندیم و می‌شناسمش.‬ 1516 01:40:38,750 --> 01:40:41,457 ‏‫اون خیلی کله‌شقه و‬ ‏‫اگه چیزی رو بخواد...‬ 1517 01:40:41,458 --> 01:40:42,499 ‏‫دیگه نمی‌تونی جلوش رو بگیری.‬ 1518 01:40:42,500 --> 01:40:46,666 ‏‫اگه این مبادله گند بخوره بهش،‬ ‏‫که ظاهراً هم همین‌طوره.‬ 1519 01:40:48,083 --> 01:40:50,624 ‏‫آدری می‌افته دست روس‌ها.‬ 1520 01:40:50,625 --> 01:40:53,582 ‏‫و پس گرفتنش تقریباً غیرممکنه.‬ 1521 01:40:53,583 --> 01:40:54,499 ‏‫موافقم.‬ 1522 01:40:54,500 --> 01:40:58,790 ‏‫تازه همه‌ش نیست، چون اف‌اس‌بی‬ ‏‫یه ژنرال بلندپایه رو درگیر کرده‬ 1523 01:40:58,791 --> 01:41:01,832 ‏‫که شخصاً بر این عملیات نظارت کنه.‬ 1524 01:41:01,833 --> 01:41:02,999 ‏‫اوضاع جدی‌تر شده.‬ 1525 01:41:03,000 --> 01:41:04,457 ‏‫اونا دارن شطرنج بازی می‌کنن.‬ 1526 01:41:04,458 --> 01:41:06,915 ‏‫وزیرشون رو حرکت می‌دن. ما داریم چه کار می‌کنیم؟‬ 1527 01:41:06,916 --> 01:41:11,624 ‏‫تو یه ریسک امنیتی می‌بینی،‬ ‏‫من یه فرصت سیاسی می‌بینم.‬ 1528 01:41:11,625 --> 01:41:14,082 ‏‫تصور کن، یه خبرنگار آمریکایی‬ 1529 01:41:14,083 --> 01:41:18,082 ‏‫به نجات یه دختر اوکراینی کمک کنه‬ ‏‫که توسط روسیه ربوده شده.‬ 1530 01:41:18,083 --> 01:41:21,332 ‏‫این چیزیه که تیترِ تمام‬ ‏‫رسانه‌های دنیا می‌شه.‬ 1531 01:41:21,333 --> 01:41:24,790 ‏‫این شراکت بین اوکراین و آمریکا رو‬ ‏‫محکم‌تر می‌کنه.‬ 1532 01:41:24,791 --> 01:41:26,790 ‏‫و نشون می‌ده که کشور ما‬ 1533 01:41:26,791 --> 01:41:29,790 ‏‫دوشادوش اوکراین می‌جنگه.‬ 1534 01:41:29,791 --> 01:41:32,374 ‏‫و وقتی این فرصت سیاسی تو‬ 1535 01:41:32,375 --> 01:41:35,124 ‏‫به یه زیرزمین توی مسکو ختم بشه، چی؟‬ 1536 01:41:35,125 --> 01:41:37,374 ‏‫وقتی توی تلویزیون دولتی روسیه‬ ‏‫اون رو به نمایش بذارن‬ 1537 01:41:37,375 --> 01:41:41,540 ‏‫به عنوان مدرکِ عملیات‌های سیاه و ناشیانه آمریکا در روسیه؟‬ 1538 01:41:41,541 --> 01:41:43,915 ‏‫فکر می‌کنی اون موقع برامون دست می‌زنن؟‬ 1539 01:41:43,916 --> 01:41:46,291 ‏‫ببین، من شرایط رو درک می‌کنم.‬ 1540 01:41:46,833 --> 01:41:50,832 ‏‫ولی باید به نیروهای حرفه‌ای‌مون‬ ‏‫در میدان اعتماد کنی.‬ 1541 01:41:50,833 --> 01:41:53,665 ‏‫گردان سوم به همراه‬ ‏‫شرکای اطلاعاتی‌شون‬ 1542 01:41:53,666 --> 01:41:58,124 ‏‫همه چیز رو برنامه‌ریزی کردن‬ ‏‫و کاملاً حواسشون به اوضاع هست.‬ 1543 01:41:58,125 --> 01:41:59,999 ‏‫اما به این فکر کن که آدری‬ 1544 01:42:00,000 --> 01:42:02,165 ‏‫دیگه فقط یه خبرنگار‬ ‏‫با یه دوربین نیست.‬ 1545 01:42:02,166 --> 01:42:03,457 ‏‫اون حالا یه نماده.‬ 1546 01:42:03,458 --> 01:42:05,916 ‏‫داری درباره تصورات حرف می‌زنی.‬ 1547 01:42:07,625 --> 01:42:10,916 ‏‫ولی تصورات بدون کنترل‬ 1548 01:42:12,500 --> 01:42:15,249 ‏‫مثل اینه که اسلحه پر رو‬ ‏‫بگیری سمت سر خودت.‬ 1549 01:42:15,250 --> 01:42:16,249 ‏‫دقیقاً.‬ 1550 01:42:16,250 --> 01:42:21,041 ‏‫هیچ کاری نکردن یعنی بذاریم روسیه‬ ‏‫به جای ما روایت رو شکل بده.‬ 1551 01:42:24,916 --> 01:42:28,333 ‏‫آپارتمان مخفی اف‌اس‌بی. سورودونتسک‬ 1552 01:42:33,208 --> 01:42:34,707 ‏‫پست ۳. وارد شو.‬ 1553 01:42:34,708 --> 01:42:36,333 ‏‫چرا چراغ‌هات این‌طوریه؟‬ 1554 01:42:51,333 --> 01:42:54,125 ‏‫خب. پس اینم از این. درسته؟‬ ‏‫دختره رو نجات نمی‌دیم. درسته؟‬ 1555 01:43:02,000 --> 01:43:04,583 ‏‫خب. ما نقشه ب رو داریم. می‌ریم سراغ نقشه ب!‬ 1556 01:43:05,375 --> 01:43:07,249 ‏‫همه تیم‌ها. سووا صحبت می‌کنه.‬ 1557 01:43:07,250 --> 01:43:10,833 ‏‫بچه‌ها. ده. ماموریت رو متوقف کنید.‬ 1558 01:43:12,041 --> 01:43:14,083 ‏‫سووا. کجای کار رو اشتباه کردیم؟‬ 1559 01:43:15,166 --> 01:43:16,374 ‏‫می‌ریم سراغ نقشه ب.‬ 1560 01:43:16,375 --> 01:43:18,208 ‏‫دشمن مختصات رو عوض کرده.‬ 1561 01:43:23,166 --> 01:43:24,625 ‏‫کی فکرش رو می‌کرد؟‬ 1562 01:43:28,541 --> 01:43:30,957 ‏‫آدری. یه هندزفری بگیر.‬ 1563 01:43:30,958 --> 01:43:34,875 ‏‫- برای چیه؟‬ ‏‫- برای اینکه هر چی می‌گم رو بشنوی.‬ 1564 01:43:35,583 --> 01:43:37,915 ‏‫آدری. دوباره می‌گم:‬ ‏‫به محض اینکه صدای پهپادها رو شنیدی.‬ 1565 01:43:37,916 --> 01:43:40,707 ‏‫بزن زمین و همون‌جا بمون.‬ 1566 01:43:40,708 --> 01:43:42,166 ‏‫- گرفتی؟‬ ‏‫- گرفتم!‬ 1567 01:43:42,916 --> 01:43:44,666 ‏‫همه چی درست می‌شه. داری عالی پیش می‌ری.‬ 1568 01:43:49,208 --> 01:43:50,790 ‏‫می‌ریم سراغ نقشه ب.‬ 1569 01:43:50,791 --> 01:43:54,041 ‏‫فقط من و خبرنگار‬ ‏‫میایم بیرون. تیم زمینی نداریم.‬ 1570 01:44:01,625 --> 01:44:03,166 ‏‫ممنون که کمک می‌کنی.‬ 1571 01:44:05,791 --> 01:44:09,750 ‏‫۱ کیلومتری «مزرعه». نقطه تبادل‬ 1572 01:44:15,500 --> 01:44:18,500 ‏‫تبادل داره انجام می‌شه.‬ ‏‫قبول کردن.‬ 1573 01:44:19,250 --> 01:44:22,250 ‏‫می‌تونی پخش زنده اورلان رو‬ ‏‫روی صفحه ببینی.‬ 1574 01:44:44,458 --> 01:44:45,875 ‏‫صبر کن. داشا.‬ 1575 01:44:46,750 --> 01:44:48,416 ‏‫چند وقته اینجا کار می‌کنی؟‬ 1576 01:44:50,541 --> 01:44:51,583 ‏‫چهار ماه.‬ 1577 01:44:52,250 --> 01:44:54,375 ‏‫این اتیوپیاییه؟‬ 1578 01:44:55,333 --> 01:44:57,124 ‏‫آره. فکر کنم هست.‬ 1579 01:44:57,125 --> 01:44:59,666 ‏‫من بعد از چاد، فقط کنیایی می‌خورم.‬ 1580 01:45:01,333 --> 01:45:03,041 ‏‫ببخشید. عوضش می‌کنم.‬ 1581 01:45:04,625 --> 01:45:06,541 ‏‫این‌قدر عصبی نباش.‬ 1582 01:45:07,166 --> 01:45:08,708 ‏‫کی معرفیت کرد؟‬ 1583 01:45:10,458 --> 01:45:11,833 ‏‫خاله خودم.‬ 1584 01:45:14,791 --> 01:45:16,083 ‏‫گوشیت رو می‌دی؟‬ 1585 01:45:17,541 --> 01:45:18,583 ‏‫قفلش رو باز کن.‬ 1586 01:45:29,166 --> 01:45:30,250 ‏‫همه چی خوبه.‬ 1587 01:45:32,333 --> 01:45:35,500 ‏‫ببخشید، ولی خودت می‌دونی... این روزا.‬ 1588 01:45:40,416 --> 01:45:42,457 ‏‫سید. وضعیت استریژها چطوره؟‬ 1589 01:45:42,458 --> 01:45:45,832 ‏‫در حالت رزمی. تصویر دارم.‬ ‏‫همه بیکن‌هاتون رو فعال کنید.‬ 1590 01:45:45,833 --> 01:45:47,083 ‏‫نقشه رو یادت نره.‬ 1591 01:45:49,250 --> 01:45:51,250 ‏‫- باشه.‬ ‏‫- برو.‬ 1592 01:46:01,750 --> 01:46:03,333 ‏‫همه آماده باشید.‬ 1593 01:46:51,875 --> 01:46:53,083 ‏‫حالا. سید!‬ 1594 01:47:00,625 --> 01:47:03,083 ‏‫دختر، برو پایین! برو پایین!‬ 1595 01:47:05,416 --> 01:47:06,958 ‏‫به خبرنگار شلیک نکنید!‬ 1596 01:47:10,083 --> 01:47:12,958 ‏‫گفتم برو توی ماشین.‬ ‏‫بجنب، سوار شو.‬ 1597 01:47:24,125 --> 01:47:25,458 ‏‫برو، برو، برو!‬ 1598 01:47:34,416 --> 01:47:35,999 ‏‫سووا. پوشش بده!‬ 1599 01:47:36,000 --> 01:47:38,249 ‏‫همین الانش هم دارم پوشش می‌دم.‬ 1600 01:47:38,250 --> 01:47:39,874 ‏‫پوشش بده!‬ 1601 01:47:39,875 --> 01:47:41,958 ‏‫من پوشش می‌دم. سید!‬ 1602 01:47:49,125 --> 01:47:50,000 ‏‫آروم. آروم.‬ 1603 01:48:01,125 --> 01:48:02,790 ‏‫بجنب. سوار شو. سوار شو. زود باش.‬ 1604 01:48:02,791 --> 01:48:06,166 ‏‫هاموی سمت چپ. گروگان.‬ 1605 01:48:07,125 --> 01:48:08,083 ‏‫برو. برو. برو.‬ 1606 01:48:12,500 --> 01:48:14,583 ‏‫لعنتی. لعنتی.‬ 1607 01:48:51,416 --> 01:48:54,958 ‏‫سید. برادر. چرا با پهپادهات رفتی تو هپروت؟‬ 1608 01:48:56,375 --> 01:48:57,458 ‏‫خودشه.‬ 1609 01:48:59,166 --> 01:49:00,416 ‏‫و زنده‌ست.‬ 1610 01:49:01,750 --> 01:49:02,625 ‏‫فهمیدم.‬ 1611 01:49:03,708 --> 01:49:05,916 ‏‫واسه همینه که حس بدی به این ماجرا داشتم.‬ 1612 01:49:09,416 --> 01:49:13,416 ‏‫نزدیک آپارتمان توطئه FSB‬ ‏‫سورودونتسک‬ 1613 01:49:17,291 --> 01:49:19,541 ‏‫به محض اینکه دارینا هدف رو تایید کنه.‬ 1614 01:49:20,333 --> 01:49:22,458 ‏‫دیترویت دکمه رو می‌زنه.‬ 1615 01:49:23,083 --> 01:49:25,124 ‏‫این بمب تایمر داره‬ 1616 01:49:25,125 --> 01:49:27,666 ‏‫تا مامور فرصت فرار داشته باشه.‬ 1617 01:49:37,875 --> 01:49:40,541 ‏‫ژنرال، قربان. بریم پناهگاه.‬ 1618 01:49:45,916 --> 01:49:47,666 ‏‫- اونجا اینترنت هست؟‬ ‏‫- بله قربان.‬ 1619 01:49:48,833 --> 01:49:50,540 ‏‫دارن میان بیرون.‬ 1620 01:49:50,541 --> 01:49:52,291 ‏‫ماموریت شکست خورد.‬ 1621 01:50:02,666 --> 01:50:04,166 ‏‫منتظر کی هستی؟‬ 1622 01:50:09,125 --> 01:50:10,458 ‏‫چه غلطی می‌کنی؟‬ 1623 01:50:11,250 --> 01:50:12,500 ‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬ 1624 01:50:13,208 --> 01:50:16,165 ‏‫درو باز کن!‬ ‏‫گفتم در لعنتی رو باز کن!‬ 1625 01:50:16,166 --> 01:50:18,375 ‏‫موتور رو خاموش کن. کارت شناسایی!‬ 1626 01:50:21,791 --> 01:50:22,625 ‏‫فشارش بده!‬ 1627 01:50:56,125 --> 01:50:57,750 ‏‫شلیک نکن.‬ 1628 01:51:00,666 --> 01:51:02,375 ‏‫هنوز تقاص کریمه رو پس می‌دی.‬ 1629 01:51:07,708 --> 01:51:10,250 ‏‫انفجار تایید شد.‬ ‏‫دیترویت کارش عالی بود.‬ 1630 01:51:15,166 --> 01:51:16,624 ‏‫صبر کن. صبر کن. صبر کن.‬ 1631 01:51:16,625 --> 01:51:20,083 ‏‫متاسفانه، ممکنه یه مامور رو از دست داده باشیم.‬ 1632 01:51:43,583 --> 01:51:45,832 ‏‫مرکز نابود شد.‬ ‏‫همه فرمانده‌ها کشته شدن.‬ 1633 01:51:45,833 --> 01:51:49,207 ‏‫ولی مامورها راه افتادن.‬ ‏‫متوقفشون نکن. مدیریت‌شون کن.‬ 1634 01:51:49,208 --> 01:51:50,541 ‏‫ما کل شبکه رو می‌خوایم.‬ 1635 01:51:53,666 --> 01:51:56,416 ‏‫کی‌یف. مرکز تجاری شهر‬ 1636 01:52:01,500 --> 01:52:03,333 ‏‫بسته ارسال شد‬ 1637 01:52:10,291 --> 01:52:11,749 ‏‫ماشین تمیزه؟‬ 1638 01:52:11,750 --> 01:52:12,666 ‏‫آره.‬ 1639 01:52:13,250 --> 01:52:17,000 ‏‫اگه نقشه اصلی جواب نداد،‬ ‏‫خودمون انجامش می‌دیم. فهمیدی؟‬ 1640 01:52:21,208 --> 01:52:22,041 ‏‫فهمیدم.‬ 1641 01:52:24,791 --> 01:52:26,040 ‏‫اوناش.‬ 1642 01:52:26,041 --> 01:52:26,958 ‏‫این رو بگیر.‬ 1643 01:52:27,958 --> 01:52:28,833 ‏‫سووا!‬ 1644 01:52:30,041 --> 01:52:30,958 ‏‫بیا اینجا.‬ 1645 01:52:32,125 --> 01:52:34,249 ‏‫- الان برمی‌گردم.‬ ‏‫- چه غلطی می‌کنی؟‬ 1646 01:52:34,250 --> 01:52:35,582 ‏‫اون آمریکایی کجاست؟‬ 1647 01:52:35,583 --> 01:52:37,290 ‏‫چطور تونستی اون‌طوری گمش کنی؟‬ 1648 01:52:37,291 --> 01:52:41,208 ‏‫به خاطرش دارن پدرمو درمیارن.‬ 1649 01:52:42,958 --> 01:52:47,249 ‏‫آمریکایی‌ها به هر قیمتی اون رو می‌خوان،‬ ‏‫ولی الان دیگه لعنتی غیرممکنه.‬ 1650 01:52:47,250 --> 01:52:48,582 ‏‫دکتر، تو براش توضیح بده.‬ 1651 01:52:48,583 --> 01:52:50,374 ‏‫نیمی از نیروهای ما آماده رزم نیستند.‬ 1652 01:52:50,375 --> 01:52:52,707 ‏‫هیچ توپخانه‌ای در این منطقه نیست‬ ‏‫که از ما پشتیبانی کند.‬ 1653 01:52:52,708 --> 01:52:54,165 ‏‫هیچ‌کس شناسایی انجام نداده.‬ 1654 01:52:54,166 --> 01:52:57,040 ‏‫و گزارش‌های اطلاعاتی میگه‬ ‏‫نیروهای کمکی دارن میان.‬ 1655 01:52:57,041 --> 01:52:58,499 ‏‫خب، پس نمی‌تونیم منتظر بمونیم.‬ 1656 01:52:58,500 --> 01:53:00,500 ‏‫تعدادمون کمه، ولی می‌تونیم انجامش بدیم.‬ 1657 01:53:01,083 --> 01:53:05,749 ‏‫ما انجامش نمی‌دیم.‬ ‏‫منتظر نیروهای کمکی می‌مونیم.‬ 1658 01:53:05,750 --> 01:53:08,041 ‏‫این یعنی حداقل دو روز تأخیر.‬ ‏‫باید همین الان اقدام کنیم.‬ 1659 01:53:08,916 --> 01:53:10,250 ‏‫باعث میشی بچه‌هامون کشته بشن.‬ 1660 01:53:10,791 --> 01:53:12,374 ‏‫ریسک بزرگیه.‬ 1661 01:53:12,375 --> 01:53:13,915 ‏‫سووا، من این کار رو ممنوع می‌کنم.‬ 1662 01:53:13,916 --> 01:53:15,291 ‏‫من حاضرم این ریسک رو بپذیرم.‬ 1663 01:53:16,041 --> 01:53:18,165 ‏‫ببین، چطور می‌خوایم ارتش‌مون رو‬ ‏‫تغییر بدیم‬ 1664 01:53:18,166 --> 01:53:20,540 ‏‫اگه از مسئولیت‌پذیری می‌ترسیم؟‬ 1665 01:53:20,541 --> 01:53:23,540 ‏‫سووا، ما کسایی هستیم که تعیین می‌کنیم‬ ‏‫چه کاری می‌تونی بکنی و چه کاری نه.‬ 1666 01:53:23,541 --> 01:53:27,790 ‏‫نمی‌خوام بفهمم؛‬ ‏‫از عواقبش خوشت نمیاد.‬ 1667 01:53:27,791 --> 01:53:32,375 ‏‫این زن آمریکایی جونش رو‬ ‏‫برای یه دختر اوکراینی به خطر انداخت.‬ 1668 01:53:33,208 --> 01:53:34,957 ‏‫ما بهش مدیونیم، به همین سادگی.‬ 1669 01:53:34,958 --> 01:53:37,790 ‏‫آروم، آروم. بذار این رو‬ ‏‫برات توضیح بدم، سووا.‬ 1670 01:53:37,791 --> 01:53:40,375 ‏‫من اینجا مسئول همه چیزم.‬ 1671 01:53:41,041 --> 01:53:44,999 ‏‫همه ما رو به کشتن میدی.‬ ‏‫می‌فهمی انضباط یعنی چی؟‬ 1672 01:53:45,000 --> 01:53:47,749 ‏‫کرت، من می‌فهمم انضباط یعنی چی.‬ 1673 01:53:47,750 --> 01:53:50,083 ‏‫من تمام عمرم‬ ‏‫با این انضباط زندگی کردم.‬ 1674 01:53:50,666 --> 01:53:53,791 ‏‫و چی شدم؟‬ ‏‫یه نظامی مادام‌العمر. ولی من اون نیستم.‬ 1675 01:53:54,333 --> 01:53:56,540 ‏‫هدف من الان فقط نجات اون دختره‬ 1676 01:53:56,541 --> 01:53:58,666 ‏‫و نابود کردن هر چقدر دشمن که می‌تونم.‬ 1677 01:54:00,541 --> 01:54:02,458 ‏‫- حرفت تموم شد؟‬ ‏‫- بله قربان.‬ 1678 01:54:03,583 --> 01:54:04,416 ‏‫سووا...‬ 1679 01:54:05,333 --> 01:54:06,250 ‏‫موفق باشی.‬ 1680 01:54:12,708 --> 01:54:13,958 ‏‫عواقبش دامن‌گیرت میشه.‬ 1681 01:54:14,541 --> 01:54:16,041 ‏‫اون‌وقت به حسابش می‌رسیم.‬ 1682 01:54:44,208 --> 01:54:46,082 ‏‫توجه، یه پیام رهگیری کردیم.‬ 1683 01:54:46,083 --> 01:54:49,499 ‏‫بچه‌های سایبری‌مون مکان تحویل‬ ‏‫محموله رو پیدا کردن.‬ 1684 01:54:49,500 --> 01:54:52,041 ‏‫خب آقایون،‬ ‏‫روز طولانی‌ای در پیش داریم، بریم.‬ 1685 01:55:05,750 --> 01:55:06,875 ‏‫در حال نظارت بر هدف.‬ 1686 01:55:10,500 --> 01:55:11,750 ‏‫شورولت آبی، پلاک EB1534MO‬ 1687 01:55:13,333 --> 01:55:14,999 ‏‫تاکسی حامل پیک دیده شد.‬ 1688 01:55:15,000 --> 01:55:17,082 ‏‫در حال نظارت. تاکسی داره متوقف میشه.‬ 1689 01:55:17,083 --> 01:55:18,416 ‏‫دیدمش.‬ 1690 01:55:19,000 --> 01:55:20,375 ‏‫مشاهده مظنون.‬ 1691 01:55:31,333 --> 01:55:33,625 ‏‫هدف داره میره سمت گذرگاه.‬ 1692 01:55:40,166 --> 01:55:41,082 ‏‫تعقیبش می‌کنم.‬ 1693 01:55:41,083 --> 01:55:42,166 ‏‫دریافت شد.‬ 1694 01:55:45,833 --> 01:55:47,208 ‏‫۱۰۰۰. ۱۰۰۰. ۱۰۰۰!‬ 1695 01:55:49,833 --> 01:55:50,708 ‏‫دست‌ها بالا!‬ 1696 01:55:51,666 --> 01:55:53,125 ‏‫ما از سازمان امنیتیم، بخوابید رو زمین!‬ 1697 01:55:56,166 --> 01:55:57,416 ‏‫ازش جلو بزنید.‬ 1698 01:56:06,333 --> 01:56:08,125 ‏‫داره میره سمت ساختمان پاروس.‬ 1699 01:56:08,916 --> 01:56:10,625 ‏‫آروم برید. آروم برید بچه‌ها.‬ 1700 01:56:12,166 --> 01:56:13,833 ‏‫همدستش رو دیدم. بذارید بره.‬ 1701 01:56:16,250 --> 01:56:17,625 ‏‫محل تبادل رو دارم.‬ 1702 01:56:18,541 --> 01:56:20,541 ‏‫اطلاعات این دوربین‌ها رو بده به من.‬ 1703 01:56:21,250 --> 01:56:22,625 ‏‫تعقیبش کن. دنبالش کن.‬ 1704 01:56:30,791 --> 01:56:32,374 ‏‫دست به کار شید. دست به کار شید.‬ 1705 01:56:32,375 --> 01:56:33,666 ‏‫آلفا. ۱۰۰۰!‬ 1706 01:56:35,208 --> 01:56:36,582 ‏‫بخوابید رو زمین!‬ 1707 01:56:36,583 --> 01:56:38,833 ‏‫اس‌بی‌یو. دست‌ها رو نشون بده! دست‌ها پشت سر!‬ 1708 01:56:54,791 --> 01:56:56,083 ‏‫راهش رو سد کنید.‬ 1709 01:57:02,166 --> 01:57:05,791 ‏‫محل کنفرانس خبری‬ ‏‫سفیر آمریکا. کی‌یف‬ 1710 01:57:13,166 --> 01:57:14,833 ‏‫داره به سمت خبرنگارها میره.‬ 1711 01:57:19,250 --> 01:57:20,332 ‏‫سفیر اینجاست.‬ 1712 01:57:20,333 --> 01:57:22,541 ‏‫ولی هنوز‬ ‏‫پیش خبرنگارها نیومده.‬ 1713 01:57:36,083 --> 01:57:37,499 ‏‫باید بگیریمش.‬ 1714 01:57:37,500 --> 01:57:40,916 ‏‫۳۰ ثانیه صبر کنید. دنبال همدست‌هاشیم.‬ ‏‫حتماً چند نفری هستن.‬ 1715 01:57:48,291 --> 01:57:50,250 ‏‫نمیتونیم صبر کنیم. آلفا-۱. بگیرش.‬ 1716 01:57:52,041 --> 01:57:54,291 ‏‫همه بخوابید رو زمین. اس‌بی‌یو!‬ 1717 01:57:55,000 --> 01:57:57,000 ‏‫تو. زانو بزن! دست‌ها پشت سر!‬ 1718 01:57:58,291 --> 01:57:59,416 ‏‫بخواب رو زمین!‬ 1719 01:58:05,333 --> 01:58:07,415 ‏‫- همه برن عقب!‬ ‏‫- برگردید عقب. برگردید!‬ 1720 01:58:07,416 --> 01:58:09,833 ‏‫- بجنبید. برید عقب!‬ ‏‫- برید عقب. همین الان!‬ 1721 01:58:10,833 --> 01:58:13,999 ‏‫به نظر میاد همین الان شاهد‬ ‏‫یک عملیات ویژه اس‌بی‌یو بودیم.‬ 1722 01:58:14,000 --> 01:58:15,707 ‏‫سعی می‌کنیم جزئیات بیشتری بفهمیم...‬ 1723 01:58:15,708 --> 01:58:18,415 ‏‫لطفاً محل رو ترک کنید. بجنبید.‬ 1724 01:58:18,416 --> 01:58:20,041 ‏‫برید به فاصله امن.‬ 1725 01:58:21,041 --> 01:58:23,457 ‏‫آلفا-۱. ما خارج شدیم. آلفا-۲. تنها شدی.‬ 1726 01:58:23,458 --> 01:58:24,416 ‏‫موفق باشی.‬ 1727 01:58:27,041 --> 01:58:27,999 ‏‫برید عقب!‬ 1728 01:58:28,000 --> 01:58:30,958 ‏‫اینجا بمب‌گذاری شده. برید عقب. همین الان!‬ 1729 01:58:40,291 --> 01:58:43,499 ‏‫ساعت سه. مرد مو خاکستری با لباس مشکی‬ ‏‫یه کوله‌پشتی کنار سطل آشغال گذاشت.‬ 1730 01:58:43,500 --> 01:58:44,916 ‏‫ممکنه بمب باشه.‬ 1731 01:58:45,708 --> 01:58:47,125 ‏‫آلفا-۲. ۱۰۰۰.‬ 1732 01:58:57,541 --> 01:58:58,375 ‏‫وایسا!‬ 1733 01:58:59,166 --> 01:59:00,165 ‏‫همه برید عقب!‬ 1734 01:59:00,166 --> 01:59:01,541 ‏‫برید عقب!‬ 1735 01:59:02,375 --> 01:59:03,333 ‏‫خواهش می‌کنم بذار برم!‬ 1736 01:59:04,041 --> 01:59:06,083 ‏‫مغزش رو متلاشی می‌کنم!‬ 1737 01:59:09,375 --> 01:59:10,665 ‏‫حواسشون رو پرت کن!‬ 1738 01:59:10,666 --> 01:59:13,458 ‏‫حواسشون رو از غیرنظامی‌ها پرت کن!‬ 1739 01:59:18,791 --> 01:59:20,000 ‏‫بزن بریم!‬ 1740 01:59:23,541 --> 01:59:25,125 ‏‫- شلیک نکن!‬ ‏‫- برید عقب!‬ 1741 01:59:26,125 --> 01:59:27,666 ‏‫- شلیک نکن!‬ ‏‫- برید عقب!‬ 1742 01:59:28,500 --> 01:59:29,875 ‏‫چه غلطی می‌کنه؟‬ 1743 01:59:31,125 --> 01:59:32,291 ‏‫همون پایین بمون!‬ 1744 01:59:35,125 --> 01:59:36,791 ‏‫مرکز! محیط رو تحت نظر بگیرید!‬ 1745 01:59:38,375 --> 01:59:39,375 ‏‫خوبی؟‬ 1746 01:59:41,083 --> 01:59:42,583 ‏‫ببین. یه اشکودای مشکوک.‬ 1747 01:59:43,750 --> 01:59:45,749 ‏‫اشکودای خاکستری. ۷۷۷۰. دو تا هدف دیگه.‬ 1748 01:59:45,750 --> 01:59:47,208 ‏‫باید جیم بشیم.‬ 1749 01:59:47,875 --> 01:59:49,000 ‏‫اشکودا داره حرکت می‌کنه.‬ 1750 01:59:49,750 --> 01:59:51,874 ‏‫تعقیب اشکودا رو ادامه میدیم. تیم‌ها رو تقسیم کنید.‬ 1751 01:59:51,875 --> 01:59:53,583 ‏‫راه رو ببندید!‬ 1752 02:00:04,750 --> 02:00:06,500 ‏‫مرکز، یه مسیر امن بهم بدید.‬ 1753 02:00:13,666 --> 02:00:16,500 ‏‫تعقیبشون کنید، تعقیبشون کنید. برونیدش سمت پودیل.‬ 1754 02:00:17,333 --> 02:00:19,624 ‏‫توجه! دستور اینه که زنده بگیریدشون.‬ 1755 02:00:19,625 --> 02:00:20,666 ‏‫زنده بگیریدشون!‬ 1756 02:00:26,250 --> 02:00:28,041 ‏‫لاستیک‌ها و موتور رو هدف گرفتم.‬ 1757 02:00:35,500 --> 02:00:37,791 ‏‫منفی، منفی! فقط موتور رو بزنید!‬ 1758 02:00:46,541 --> 02:00:47,415 ‏‫آتش‌بس!‬ 1759 02:00:47,416 --> 02:00:49,958 ‏‫سعی می‌کنم از سمت چپ ردش کنم. لاستیک‌هاشون رو بزنید.‬ 1760 02:00:52,958 --> 02:00:55,041 ‏‫وایستید! عملیات رو لغو کنید! غیرنظامی هست!‬ 1761 02:00:57,958 --> 02:00:59,041 ‏‫تعقیب ادامه داره.‬ 1762 02:01:03,166 --> 02:01:05,208 ‏‫کریمه مال ماست!‬ 1763 02:01:16,750 --> 02:01:18,041 ‏‫برونیدش، برونیدش!‬ 1764 02:01:25,208 --> 02:01:26,040 ‏‫کارت عالی بود!‬ 1765 02:01:26,041 --> 02:01:29,125 ‏‫دارن میرن سمت جاده حومه شهر. اونجا ترافیک نیست.‬ 1766 02:01:30,083 --> 02:01:32,166 ‏‫چپ! برونیدش، برونیدش!‬ 1767 02:01:38,791 --> 02:01:40,374 ‏‫توجه! تصادف در پیش رو!‬ 1768 02:01:40,375 --> 02:01:41,582 ‏‫احتمال بسته بودن راه!‬ 1769 02:01:41,583 --> 02:01:42,625 ‏‫بکشید سمت راست!‬ 1770 02:01:52,875 --> 02:01:54,332 ‏‫تصادف در پیش رو!‬ 1771 02:01:54,333 --> 02:01:55,333 ‏‫راست، بچه‌ها، راست!‬ 1772 02:02:19,416 --> 02:02:20,957 ‏‫هدف تحت کنترله.‬ 1773 02:02:20,958 --> 02:02:22,708 ‏‫در حال انجام کمک‌های اولیه.‬ 1774 02:02:24,125 --> 02:02:26,040 ‏‫خانم سفیر، اطلاعات رسید‬ 1775 02:02:26,041 --> 02:02:29,958 ‏‫که آرشیو و شبکه جاسوسی نابود شدن. کسی آسیب ندید.‬ 1776 02:02:34,666 --> 02:02:38,750 ‏‫تازه پیامی دریافت کردیم که شبکه منحل شده.‬ 1777 02:02:42,000 --> 02:02:43,000 ‏‫خوبه.‬ 1778 02:02:44,541 --> 02:02:47,791 ‏‫ژنرال، باید اون مزرعه رو بگیریم.‬ 1779 02:02:48,666 --> 02:02:50,625 ‏‫حتی به زور.‬ 1780 02:02:51,500 --> 02:02:53,041 ‏‫عملیات در جریانه.‬ 1781 02:02:54,333 --> 02:02:57,041 ‏‫اما سیا داره هماهنگش می‌کنه.‬ 1782 02:02:59,291 --> 02:03:03,333 ‏‫تمام مراحل رو با اطلاعات اوکراین هماهنگ کنید.‬ 1783 02:03:04,875 --> 02:03:07,458 ‏‫و مهم‌تر از همه، یادتون باشه:‬ 1784 02:03:08,416 --> 02:03:13,166 ‏‫آمریکایی‌ها هیچ ربطی به این موضوع ندارن.‬ 1785 02:03:21,416 --> 02:03:24,916 ‏‫ما نمی‌دونیم تاریخ کی سراغمون میاد...‬ 1786 02:03:27,500 --> 02:03:31,375 ‏‫ولی ما تعیین می‌کنیم چطور جواب بدیم.‬ 1787 02:03:33,666 --> 02:03:36,874 ‏‫آقایان، اسم رمز عملیات ما «نوک پیکان» هست.‬ 1788 02:03:36,875 --> 02:03:39,166 ‏‫سید جزئیات رو بهتون میگه.‬ 1789 02:03:39,875 --> 02:03:43,249 ‏‫هدف اصلی تیم سوم و لژیون HUR اینه که آتش دشمن رو بکشن‬ 1790 02:03:43,250 --> 02:03:46,832 ‏‫تا دو تیم دیگه بتونن از پهلو و پشت وارد بشن.‬ 1791 02:03:46,833 --> 02:03:50,499 ‏‫وقتی HUR 10 با بالگرد برسه، این‌ها باید‬ 1792 02:03:50,500 --> 02:03:52,540 ‏‫اهدافشون رو عوض کنن تا به خودی شلیک نشه.‬ 1793 02:03:52,541 --> 02:03:55,290 ‏‫در همین حین، تیم آلفا و ما از میدان مین رد میشیم‬ 1794 02:03:55,291 --> 02:03:57,416 ‏‫با دو تا باگی از سمت سبز.‬ 1795 02:03:58,125 --> 02:04:00,791 ‏‫و من هم با «استریژها» تمام پهپادهای دشمن رو نابود می‌کنم.‬ 1796 02:04:01,375 --> 02:04:02,374 ‏‫از وسط میدان مین؟‬ 1797 02:04:02,375 --> 02:04:06,332 ‏‫مین‌ها روز داغ میشن و شب با دوربین حرارتی دیده میشن.‬ 1798 02:04:06,333 --> 02:04:09,957 ‏‫شکاف‌های بین مین‌ها رو چک کردیم؛ فضای کافی برای عبور هست.‬ 1799 02:04:09,958 --> 02:04:14,457 ‏‫بله، خیلی مهمه که از سه طرف همزمان حمله کنیم.‬ 1800 02:04:14,458 --> 02:04:16,290 ‏‫گزارش‌های اطلاعاتی ما‬ 1801 02:04:16,291 --> 02:04:20,583 ‏‫تقریباً یک و نیم جوخه‬ ‏‫توی مزرعه هستن.‬ 1802 02:04:21,708 --> 02:04:25,165 ‏‫گروگان توی یکی از‬ ‏‫ساختمون‌های خودِ مزرعه‌ست.‬ 1803 02:04:25,166 --> 02:04:26,540 ‏‫ساختمون زیاده.‬ 1804 02:04:26,541 --> 02:04:29,499 ‏‫وقتی مزرعه رو پاکسازی کردیم‬ ‏‫و گروگان رو پیدا کردیم.‬ 1805 02:04:29,500 --> 02:04:33,915 ‏‫تیم پشتیبانی با نفربر‬ ‏‫عملیات خروج رو انجام میده.‬ 1806 02:04:33,916 --> 02:04:35,165 ‏‫همه چی امنه؟‬ 1807 02:04:35,166 --> 02:04:36,332 ‏‫- بله قربان.‬ ‏‫- بله قربان.‬ 1808 02:04:36,333 --> 02:04:38,500 ‏‫این قطعاً یه عملیاتِ شکست‌خورده‌ست.‬ 1809 02:04:39,166 --> 02:04:41,458 ‏‫همین الان از یکیش برگشتم.‬ 1810 02:04:42,500 --> 02:04:43,624 ‏‫پسرا.‬ 1811 02:04:43,625 --> 02:04:48,166 ‏‫اینجا کسی فکر نمیکنه قهرمانه.‬ 1812 02:04:48,916 --> 02:04:51,166 ‏‫ولی ما قطعاً حرفه‌ای هستیم.‬ 1813 02:04:51,750 --> 02:04:54,207 ‏‫فقط کارمونو انجام بدیم.‬ 1814 02:04:54,208 --> 02:04:56,040 ‏‫و همون‌طوری که بلدیم انجامش بدیم.‬ 1815 02:04:56,041 --> 02:04:59,165 ‏‫تمیز، بی‌سروصدا و عالی.‬ 1816 02:04:59,166 --> 02:05:00,082 ‏‫بدون خودنمایی.‬ 1817 02:05:00,083 --> 02:05:05,207 ‏‫و یادتون باشه،‬ ‏‫هر کدومتون هوای بقیه رو داره.‬ 1818 02:05:05,208 --> 02:05:08,290 ‏‫الان دیگه «من» و «تو» نداریم.‬ 1819 02:05:08,291 --> 02:05:09,500 ‏‫فقط «ما» هستیم.‬ 1820 02:05:10,083 --> 02:05:15,791 ‏‫ما یه مجموعه‌ی لعنتی هستیم‬ ‏‫و یه هدف داریم!‬ 1821 02:05:17,458 --> 02:05:21,208 ‏‫سمت شمالِ مزرعه‬ 1822 02:05:23,875 --> 02:05:25,874 ‏‫خب، سعی می‌کنیم از بین‬ ‏‫مین‌ها رد بشیم.‬ 1823 02:05:25,875 --> 02:05:27,915 ‏‫به شرطی که ناقص‌العضو نشیم.‬ 1824 02:05:27,916 --> 02:05:29,582 ‏‫وایکینگ، اصلاً اونا رو واسه چی میخوای؟‬ 1825 02:05:29,583 --> 02:05:31,500 ‏‫زنت که همین الانم زایشگاهه.‬ 1826 02:05:33,458 --> 02:05:35,041 ‏‫نست، وضعیت گروه‌های زرهی چطوره؟‬ 1827 02:05:35,750 --> 02:05:38,000 ‏‫نست، به نظرت چی کار کنیم؟ میریم.‬ 1828 02:05:39,000 --> 02:05:40,416 ‏‫موفق باشید پسرا.‬ 1829 02:05:46,916 --> 02:05:48,541 ‏‫مهمات، چک. سلامتی، چک.‬ 1830 02:05:52,291 --> 02:05:54,540 ‏‫زرهی دیدم، کلی زرهی. آماده باشید.‬ 1831 02:05:54,541 --> 02:05:56,457 ‏‫تندتر، تندتر. آر‌پی‌جی رو آماده کن.‬ 1832 02:05:56,458 --> 02:05:58,958 ‏‫برید، برید، برید! برین سر پست‌هاتون!‬ 1833 02:06:02,708 --> 02:06:04,625 ‏‫- حرکت!‬ ‏‫- برو، برو، برو!‬ 1834 02:06:07,291 --> 02:06:09,874 ‏‫«مزرعه»، بال شرقی.‬ ‏‫گروه لژیون بین‌المللی GUR MO‬ 1835 02:06:09,875 --> 02:06:10,791 ‏‫حرکت، حرکت.‬ 1836 02:06:12,333 --> 02:06:13,625 ‏‫پاکسازی شد.‬ 1837 02:06:18,333 --> 02:06:20,000 ‏‫تیربار در جناح.‬ 1838 02:06:21,125 --> 02:06:22,125 ‏‫زرهی، این طرف!‬ 1839 02:06:23,250 --> 02:06:24,457 ‏‫عقب رو نگه دارید!‬ 1840 02:06:24,458 --> 02:06:26,208 ‏‫نذارید محاصره‌تون کنن!‬ 1841 02:06:31,833 --> 02:06:33,000 ‏‫درگیری شروع شد.‬ 1842 02:06:38,666 --> 02:06:40,041 ‏‫موقعتون رو حفظ کنید!‬ 1843 02:06:43,416 --> 02:06:44,416 ‏‫مهماتم تموم شد!‬ 1844 02:06:52,333 --> 02:06:53,708 ‏‫زخمی شدم!‬ 1845 02:06:56,875 --> 02:06:58,165 ‏‫نست، اینجا استیودنته.‬ 1846 02:06:58,166 --> 02:07:00,250 ‏‫مهمونی شروع شد، متوجه شدید؟ تمام.‬ 1847 02:07:01,083 --> 02:07:02,999 ‏‫ده تا HUR دارن میرسن.‬ 1848 02:07:03,000 --> 02:07:05,541 ‏‫مسلح و آماده‌ی مهمونی.‬ 1849 02:07:06,458 --> 02:07:09,041 ‏‫حداقل اینجا میتونی قایم بشی،‬ ‏‫برخلاف زمیینی.‬ 1850 02:07:10,541 --> 02:07:12,249 ‏‫کارت عالیه، ادامه بده.‬ 1851 02:07:12,250 --> 02:07:14,249 ‏‫۲۰... ۱۰...‬ 1852 02:07:14,250 --> 02:07:15,207 ‏‫پنج.‬ 1853 02:07:15,208 --> 02:07:16,791 ‏‫راست. تند بپیچ به راست!‬ 1854 02:07:18,208 --> 02:07:20,375 ‏‫آفرین. خوبه. ردش کردی.‬ 1855 02:07:22,916 --> 02:07:25,707 ‏‫۳۰. ۲۰. ۱۰... ۵!‬ 1856 02:07:25,708 --> 02:07:27,249 ‏‫چپ. چپ!‬ 1857 02:07:27,250 --> 02:07:28,708 ‏‫مستقیم برو. مستقیم.‬ 1858 02:07:29,291 --> 02:07:32,165 ‏‫ده... پنج. چپ. چپ! چپ!‬ 1859 02:07:32,166 --> 02:07:33,958 ‏‫راست. تند بپیچ به راست!‬ 1860 02:07:34,583 --> 02:07:35,832 ‏‫مستقیم. مستقیم!‬ 1861 02:07:35,833 --> 02:07:37,916 ‏‫خوبه. عالی بود، بچه‌ها.‬ 1862 02:07:39,916 --> 02:07:40,958 ‏‫فاز سوم تموم شد.‬ 1863 02:07:48,333 --> 02:07:50,500 ‏‫مواظب سرتون باشید، پسرا. موفق باشید.‬ 1864 02:07:55,833 --> 02:07:57,457 ‏‫موشک‌انداز دشمن منهدم شد.‬ 1865 02:07:57,458 --> 02:07:58,791 ‏‫«مزرعه». جناح عقب‬ 1866 02:08:05,916 --> 02:08:09,666 ‏‫«مزرعه». دروازه شرقی‬ 1867 02:08:15,708 --> 02:08:16,541 ‏‫ساعت ده.‬ 1868 02:08:18,458 --> 02:08:19,291 ‏‫بخواب.‬ 1869 02:08:32,458 --> 02:08:33,915 ‏‫یه دشمن رو دارم می‌بینم که داره نزدیک میشه.‬ 1870 02:08:33,916 --> 02:08:35,375 ‏‫یه کمین سمت شرق بزنید.‬ 1871 02:08:39,750 --> 02:08:43,333 ‏‫«مزرعه». شمال. دروازه راست (RG)‬ 1872 02:08:48,041 --> 02:08:50,458 ‏‫زرهی. تقاطع رو در عقب نگه دارید.‬ 1873 02:08:56,833 --> 02:08:57,708 ‏‫هدف دیده شد.‬ 1874 02:09:03,041 --> 02:09:04,125 ‏‫چه...؟‬ 1875 02:09:15,625 --> 02:09:17,250 ‏‫ما از دروازه راست ۱ رد شدیم.‬ 1876 02:09:22,375 --> 02:09:26,125 ‏‫- «مزرعه».‬ ‏‫- غرب. دروازه چپ (LG)‬ 1877 02:09:30,375 --> 02:09:32,333 ‏‫همه تیم‌ها درگیر شدن.‬ ‏‫انتظار ما رو ندارن.‬ 1878 02:09:32,916 --> 02:09:33,750 ‏‫حواستون جمع باشه.‬ 1879 02:09:36,708 --> 02:09:38,791 ‏‫- از دروازه چپ ۱ رد شدیم.‬ ‏‫- دریافت شد.‬ 1880 02:09:43,041 --> 02:09:43,916 ‏‫تماس.‬ 1881 02:09:56,416 --> 02:09:57,541 ‏‫تماس.‬ 1882 02:10:03,083 --> 02:10:06,541 ‏‫پشتیبانی ما کجاست؟‬ ‏‫تقریباً همه‌ی بچه‌هام کشته شدن.‬ 1883 02:10:08,375 --> 02:10:10,208 ‏‫من پشتیبانی می‌خوام!‬ 1884 02:10:10,875 --> 02:10:12,915 ‏‫نیترو به زمی، ما نمی‌تونیم نزدیک بشیم.‬ 1885 02:10:12,916 --> 02:10:15,375 ‏‫از اونجا بکشید بیرون. توپخونه رو صدا می‌زنیم.‬ 1886 02:10:16,583 --> 02:10:17,416 ‏‫دریافت شد.‬ 1887 02:10:24,875 --> 02:10:26,041 ‏‫ورود.‬ 1888 02:10:33,208 --> 02:10:34,500 ‏‫من زخمی شدم.‬ 1889 02:10:38,083 --> 02:10:39,916 ‏‫زخمی سطحی داریم، دست چپ.‬ 1890 02:10:54,166 --> 02:10:55,291 ‏‫از دروازه چپ ۲ رد شدیم.‬ 1891 02:11:07,375 --> 02:11:08,208 ‏‫تماس.‬ 1892 02:11:23,041 --> 02:11:24,125 ‏‫راهرو رو نگه داشتیم.‬ 1893 02:11:28,375 --> 02:11:29,250 ‏‫خشابم خالیه.‬ 1894 02:11:30,541 --> 02:11:32,208 ‏‫دارم عوض می‌کنم.‬ 1895 02:11:35,333 --> 02:11:36,500 ‏‫آماده‌ام.‬ 1896 02:11:41,250 --> 02:11:42,208 ‏‫هدف از پا دراومد.‬ 1897 02:12:05,583 --> 02:12:08,125 ‏‫دروازه راست تحت کنترله.‬ 1898 02:12:13,041 --> 02:12:14,125 ‏‫هوا خوبه.‬ 1899 02:12:15,166 --> 02:12:17,333 ‏‫فکر می‌کنی چراغ سبز رو بهمون میدن؟‬ 1900 02:12:20,166 --> 02:12:21,000 ‏‫نه.‬ 1901 02:12:22,916 --> 02:12:24,583 ‏‫هلیکوپتر سوخت داره؟‬ 1902 02:12:27,625 --> 02:12:28,541 ‏‫لعنتی.‬ 1903 02:12:37,458 --> 02:12:38,958 ‏‫همین فکر رو می‌کردم.‬ 1904 02:12:40,708 --> 02:12:41,833 ‏‫مزخرفه.‬ 1905 02:12:42,875 --> 02:12:43,708 ‏‫برید جلو.‬ 1906 02:12:52,750 --> 02:12:53,833 ‏‫دارم خشاب عوض می‌کنم.‬ 1907 02:13:01,375 --> 02:13:02,249 ‏‫زخمی شدم.‬ 1908 02:13:02,250 --> 02:13:04,207 ‏‫نیروی محلی زخمی شده.‬ 1909 02:13:04,208 --> 02:13:05,708 ‏‫- پوشش لازم دارم.‬ ‏‫- لعنتی.‬ 1910 02:13:06,333 --> 02:13:07,458 ‏‫دارم پوشش می‌دم.‬ 1911 02:13:08,125 --> 02:13:08,958 ‏‫دوام بیار.‬ 1912 02:13:16,750 --> 02:13:18,458 ‏‫گروگان توی اتاق سبز چهار هست.‬ 1913 02:13:19,500 --> 02:13:20,791 ‏‫فهمیدم. حمله کنید.‬ 1914 02:13:57,083 --> 02:13:58,999 ‏‫سووا. سووا. اتاق سبز یک پاکسازی شد.‬ 1915 02:13:59,000 --> 02:14:00,250 ‏‫اتاق سبز دو. دشمن.‬ 1916 02:14:00,875 --> 02:14:01,875 ‏‫برید جلو.‬ 1917 02:14:07,125 --> 02:14:07,958 ‏‫زدیمش.‬ 1918 02:14:11,125 --> 02:14:12,250 ‏‫تماس با دشمن.‬ 1919 02:14:12,958 --> 02:14:14,041 ‏‫تیربار! تیربار! تیربار!‬ 1920 02:14:14,625 --> 02:14:15,458 ‏‫«هریم» رو آماده کنید.‬ 1921 02:14:19,958 --> 02:14:21,000 ‏‫برید، برید.‬ 1922 02:14:21,958 --> 02:14:23,041 ‏‫هریم!‬ 1923 02:14:26,041 --> 02:14:27,375 ‏‫تیربار از کار افتاد.‬ 1924 02:14:39,666 --> 02:14:41,166 ‏‫آروم، آروم، آروم.‬ 1925 02:14:41,958 --> 02:14:44,000 ‏‫ساکت. ساکت.‬ 1926 02:14:50,833 --> 02:14:51,833 ‏‫در.‬ 1927 02:14:58,083 --> 02:14:58,958 ‏‫پاکسازی شد.‬ 1928 02:15:09,333 --> 02:15:11,165 ‏‫اتاق سبز چهار پاکسازی شد.‬ 1929 02:15:11,166 --> 02:15:13,624 ‏‫وایکینگ. وایکینگ. اینجا براوو-۱ هست.‬ 1930 02:15:13,625 --> 02:15:15,541 ‏‫بخش قرمز پاکسازی شد.‬ 1931 02:15:39,791 --> 02:15:40,875 ‏‫وایسا.‬ 1932 02:15:43,958 --> 02:15:45,332 ‏‫گروگان اینجاست.‬ 1933 02:15:45,333 --> 02:15:46,541 ‏‫تماس با دشمن.‬ 1934 02:15:49,250 --> 02:15:51,207 ‏‫آتش‌بس.‬ 1935 02:15:51,208 --> 02:15:52,333 ‏‫بچه‌ها، آتش‌بس.‬ 1936 02:15:54,208 --> 02:15:57,915 ‏‫خبرنگار رو ول کن. اسلحه رو بنداز زمین.‬ ‏‫قول می‌دم زنده بمونی.‬ 1937 02:15:57,916 --> 02:15:59,625 ‏‫من بلد نیستم تسلیم بشم.‬ 1938 02:16:00,750 --> 02:16:02,708 ‏‫من یه حرفه‌ای‌ام‬ ‏‫و تا آخرش کار می‌کنم.‬ 1939 02:16:05,333 --> 02:16:06,500 ‏‫سووا، نظرت درباره این چیه؟‬ 1940 02:16:07,291 --> 02:16:10,291 ‏‫من دختره رو ول می‌کنم، تو هم بذار من برم.‬ 1941 02:16:11,458 --> 02:16:12,457 ‏‫مسئله شخصی نیست.‬ 1942 02:16:12,458 --> 02:16:13,875 ‏‫احمقی، روس؟‬ 1943 02:16:14,791 --> 02:16:16,832 ‏‫تو اومدی به سرزمین من. پدرم رو کشتی.‬ 1944 02:16:16,833 --> 02:16:18,583 ‏‫برای من کاملاً شخصیه.‬ 1945 02:16:23,583 --> 02:16:24,958 ‏‫می‌خوای مثل یه جنگجو بمیری؟‬ 1946 02:16:26,125 --> 02:16:27,457 ‏‫خبرنگار رو ول کن‬ 1947 02:16:27,458 --> 02:16:29,250 ‏‫و بیا تن‌به‌تن حسابش رو برسیم.‬ 1948 02:16:29,916 --> 02:16:31,541 ‏‫شاید با هم بریم.‬ 1949 02:16:32,833 --> 02:16:35,250 ‏‫یه چیزی برای حرف زدن‬ ‏‫توی اون راه لعنتی به جهنم.‬ 1950 02:16:42,666 --> 02:16:47,083 ‏‫هی، عالی بود.‬ 1951 02:16:47,625 --> 02:16:48,708 ‏‫تماس برقرار شد.‬ 1952 02:16:51,500 --> 02:16:54,041 ‏‫لعنتی. سووا.‬ ‏‫چرا داری باهاش بازی می‌کنی؟‬ 1953 02:16:59,750 --> 02:17:01,249 ‏‫سووا. واقعاً زبونش رو باز کردی.‬ 1954 02:17:01,250 --> 02:17:02,999 ‏‫- ما حتی باورت کردیم.‬ ‏‫- آره.‬ 1955 02:17:03,000 --> 02:17:04,250 ‏‫آدری. بزن بریم.‬ 1956 02:17:06,541 --> 02:17:08,000 ‏‫پاک‌سازی شد. خروجی.‬ 1957 02:17:11,833 --> 02:17:12,708 ‏‫این هم جواب میده.‬ 1958 02:17:15,666 --> 02:17:18,874 ‏‫سووا به نست: اسپیرهَد رو گرفتیم.‬ ‏‫اسپیرهَد رو گرفتیم.‬ 1959 02:17:18,875 --> 02:17:20,665 ‏‫همه چی خوبه. در امانی.‬ 1960 02:17:20,666 --> 02:17:23,665 ‏‫استیودنت به سووا: محیط امنه.‬ ‏‫داریم موضع دفاعی می‌گیریم.‬ 1961 02:17:23,666 --> 02:17:26,540 ‏‫- دریافت شد.‬ ‏‫- برو داخل و منتظر ما بمون.‬ 1962 02:17:26,541 --> 02:17:27,874 ‏‫- گرفتی چی شد؟‬ ‏‫- آره.‬ 1963 02:17:27,875 --> 02:17:29,290 ‏‫- خوبی؟‬ ‏‫- ممنونم.‬ 1964 02:17:29,291 --> 02:17:30,707 ‏‫اوضاع چطوره، وایکینگ؟‬ 1965 02:17:30,708 --> 02:17:32,540 ‏‫تبریک بابت نیروهای کمکی؟‬ 1966 02:17:32,541 --> 02:17:33,749 ‏‫هیچی. اینترنت قطع شده.‬ 1967 02:17:33,750 --> 02:17:35,749 ‏‫- استارلینک وصل نمیشه.‬ ‏‫- فهمیدم.‬ 1968 02:17:35,750 --> 02:17:39,040 ‏‫میدونی، وقتی داشتیم عملیات رو‬ ‏‫طراحی می‌کردیم، وقتی تو درگیری بودیم.‬ 1969 02:17:39,041 --> 02:17:41,082 ‏‫اصلاً بهش فکر نمی‌کردم.‬ 1970 02:17:41,083 --> 02:17:42,499 ‏‫و حالا...‬ 1971 02:17:42,500 --> 02:17:44,540 ‏‫اگه... همه چی خراب میشد چی؟‬ 1972 02:17:44,541 --> 02:17:49,499 ‏‫اما نشد. چون‬ ‏‫یکی تو کارش خیلی وارده.‬ 1973 02:17:49,500 --> 02:17:51,666 ‏‫- ممنونم برادر.‬ ‏‫- منم ممنونم.‬ 1974 02:17:52,500 --> 02:17:54,125 ‏‫ببین، هنوزم نمی‌تونم درک کنم.‬ 1975 02:17:55,208 --> 02:17:57,374 ‏‫خیلی وقت بود منتظرش بودم.‬ 1976 02:17:57,375 --> 02:18:01,040 ‏‫هر روز بیدار می‌شدم‬ ‏‫و فکر می‌کردم تنها چیزی که مهمه انتقامه.‬ 1977 02:18:01,041 --> 02:18:03,291 ‏‫اما کاری که این دو روز کردیم...‬ 1978 02:18:04,166 --> 02:18:05,250 ‏‫کاری که تو کردی.‬ 1979 02:18:06,250 --> 02:18:08,125 ‏‫خیلی مهم‌تر از انتقامه.‬ 1980 02:18:09,875 --> 02:18:11,541 ‏‫قبلاً فقط به خودم ایمان داشتم.‬ 1981 02:18:12,625 --> 02:18:14,416 ‏‫به خودم و تجهیزاتم.‬ 1982 02:18:15,875 --> 02:18:18,458 ‏‫- ولی حالا به آدما ایمان دارم.‬ ‏‫- و من به آشوب ایمان دارم.‬ 1983 02:18:19,291 --> 02:18:22,040 ‏‫و اینکه ما همون کسایی هستیم‬ ‏‫که این آشوب رو رام می‌کنیم.‬ 1984 02:18:22,041 --> 02:18:23,958 ‏‫این شغل ماست. خب، بزن بریم.‬ 1985 02:18:51,500 --> 02:18:53,832 ‏‫نیترو به زمی، ستون رو بزن.‬ 1986 02:18:53,833 --> 02:18:55,166 ‏‫زمان رسیدن ۴۰ ثانیه.‬ 1987 02:19:35,166 --> 02:19:38,875 ‏‫- لعنتی! زخمی شدم.‬ ‏‫- پیاده شید. پیاده شید.‬ 1988 02:19:40,833 --> 02:19:41,958 ‏‫زود باشید.‬ 1989 02:19:48,916 --> 02:19:49,749 ‏‫زخمی داریم.‬ 1990 02:19:49,750 --> 02:19:51,250 ‏‫- بچه‌ها، وضعیت؟‬ ‏‫- من زخمی شدم.‬ 1991 02:19:55,291 --> 02:19:56,374 ‏‫سووا؟‬ 1992 02:19:56,375 --> 02:19:57,583 ‏‫سید!‬ 1993 02:19:59,041 --> 02:20:00,000 ‏‫کجایی؟‬ 1994 02:20:00,791 --> 02:20:01,625 ‏‫سید!‬ 1995 02:20:03,083 --> 02:20:03,958 ‏‫برادر!‬ 1996 02:20:04,583 --> 02:20:05,750 ‏‫سید، وضعیت!‬ 1997 02:20:08,166 --> 02:20:09,750 ‏‫سووا؟‬ 1998 02:20:10,375 --> 02:20:12,625 ‏‫- سید!‬ ‏‫- زخمی داریم.‬ 1999 02:20:14,625 --> 02:20:16,750 ‏‫- سووا، اونجایی؟‬ ‏‫- همینجام!‬ 2000 02:20:17,458 --> 02:20:19,082 ‏‫- وضعیت؟‬ ‏‫- خوبم.‬ 2001 02:20:19,083 --> 02:20:21,082 ‏‫- هیریا. جلوی خط رو نگه دار.‬ ‏‫- وایسا. صبر کن.‬ 2002 02:20:21,083 --> 02:20:23,833 ‏‫- داریم می‌ریم. پوشش بدید. پوشش!‬ ‏‫- بچه‌ها، بگیریدش.‬ 2003 02:20:28,208 --> 02:20:29,707 ‏‫و یادتون باشه.‬ 2004 02:20:29,708 --> 02:20:33,250 ‏‫تک‌تکتون باید هوای همو داشته باشید.‬ 2005 02:20:33,958 --> 02:20:37,249 ‏‫الان دیگه من و تو نداریم.‬ 2006 02:20:37,250 --> 02:20:39,000 ‏‫فقط ما هستیم.‬ 2007 02:20:39,541 --> 02:20:42,375 ‏‫ما یه واحد لعنتیِ یکپارچه‌ایم.‬ 2008 02:20:43,000 --> 02:20:46,500 ‏‫و یه هدف داریم.‬ 2009 02:21:28,875 --> 02:21:32,500 ‏‫بچه‌ها. یه دقیقه وقت داریم بزنیم بیرون‬ ‏‫تا توپخونه دشمن درگیره.‬ 2010 02:21:35,166 --> 02:21:39,000 ‏‫- واشنگتن چراغ سبز نشون داد؟‬ ‏‫- ما کوررنگی داریم.‬ 2011 02:22:02,291 --> 02:22:03,915 ‏‫نشان شجاعت.‬ 2012 02:22:03,916 --> 02:22:06,540 ‏‫درجه سه، تقدیم می‌شود‬ ‏‫به همرزم «استودنت».‬ 2013 02:22:06,541 --> 02:22:08,415 ‏‫- حاضر.‬ ‏‫- تقدیم به فرمانده.‬ 2014 02:22:08,416 --> 02:22:09,333 ‏‫بله قربان.‬ 2015 02:22:11,458 --> 02:22:13,250 ‏‫- درود بر اوکراین.‬ ‏‫- درود بر قهرمانان.‬ 2016 02:22:14,416 --> 02:22:15,416 ‏‫افتخار نصیب منه.‬ 2017 02:22:17,083 --> 02:22:18,541 ‏‫افتخار نصیب منه.‬ 2018 02:22:23,791 --> 02:22:24,958 ‏‫درود بر اوکراین.‬ 2019 02:22:25,625 --> 02:22:27,250 ‏‫درود بر قهرمانان.‬ 2020 02:22:29,833 --> 02:22:34,291 ‏‫نشان افتخار تقدیم می‌شود‬ ‏‫به ماکسیم یانوویچ خولودنی.‬ 2021 02:22:36,708 --> 02:22:38,499 ‏‫جناب مدیر، سرهنگ دوم خولودنی.‬ 2022 02:22:38,500 --> 02:22:40,333 ‏‫از خدمتت ممنونم.‬ 2023 02:22:41,333 --> 02:22:42,750 ‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬ 2024 02:22:46,375 --> 02:22:48,374 ‏‫نشان عزم راسخ. درجه یک.‬ 2025 02:22:48,375 --> 02:22:51,791 ‏‫تقدیم می‌شود به گروهبان دوم‬ ‏‫موری جورج سیبروک.‬ 2026 02:22:56,500 --> 02:22:57,625 ‏‫تبریک می‌گم.‬ 2027 02:22:58,625 --> 02:22:59,541 ‏‫ممنونم.‬ 2028 02:23:09,166 --> 02:23:12,957 ‏‫نشان شجاعت. درجه دو.‬ ‏‫تقدیم به همرزم «سید».‬ 2029 02:23:12,958 --> 02:23:14,874 ‏‫- حاضر.‬ ‏‫- تقدیم به فرمانده.‬ 2030 02:23:14,875 --> 02:23:15,791 ‏‫بله قربان.‬ 2031 02:23:18,541 --> 02:23:20,332 ‏‫- درود بر اوکراین.‬ ‏‫- درود بر قهرمانان.‬ 2032 02:23:20,333 --> 02:23:22,708 ‏‫تبریک می‌گم همرزم سید.‬ 2033 02:23:24,375 --> 02:23:25,458 ‏‫افتخار نصیب منه.‬ 2034 02:23:26,958 --> 02:23:28,708 ‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬ 2035 02:23:37,875 --> 02:23:39,250 ‏‫یه چیز دیگه.‬ 2036 02:23:43,791 --> 02:23:47,040 ‏‫یک سلاح تشویقی از طرف‬ ‏‫وزارت دفاع اوکراین‬ 2037 02:23:47,041 --> 02:23:50,083 ‏‫تقدیم می‌شود به همرزم «سووا».‬ 2038 02:23:51,166 --> 02:23:53,665 ‏‫- حاضر.‬ ‏‫- تقدیم به فرمانده.‬ 2039 02:23:53,666 --> 02:23:54,583 ‏‫بله قربان.‬ 2040 02:23:57,583 --> 02:23:59,832 ‏‫- درود بر اوکراین.‬ ‏‫- درود بر قهرمانان.‬ 2041 02:23:59,833 --> 02:24:01,666 ‏‫همرزم سووا، تبریک می‌گم.‬ 2042 02:24:02,458 --> 02:24:03,458 ‏‫لیاقتش رو داری.‬ 2043 02:24:05,916 --> 02:24:07,041 ‏‫افتخار نصیب منه.‬ 2044 02:24:10,375 --> 02:24:12,125 ‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬ 2045 02:24:36,375 --> 02:24:39,540 ‏‫خدا با ماست. حقیقت با ماست.‬ 2046 02:24:39,541 --> 02:24:42,083 ‏‫برادران رزمنده من، پیش به سوی پیروزی.‬ 2047 02:24:52,125 --> 02:24:54,415 ‏‫به داشتن برادری مثل تو افتخار می‌کنم.‬ 2048 02:24:54,416 --> 02:24:56,375 ‏‫به داشتن فرمانده‌ای مثل تو افتخار می‌کنم.‬ 2049 02:25:04,333 --> 02:25:05,166 ‏‫همرزم سید.‬ 2050 02:25:06,041 --> 02:25:07,208 ‏‫فکر کنم این مال توئه.‬ 2051 02:25:09,958 --> 02:25:11,416 ‏‫فکر کنم حقته.‬ 2052 02:25:12,458 --> 02:25:13,291 ‏‫ممنونم.‬ 2053 02:25:32,458 --> 02:25:35,541 ‏‫حتی یک سرباز هم‬ ‏‫در این عملیات از دست نرفت.‬ 2054 02:25:37,583 --> 02:25:40,124 ‏‫سیا موفق شد مامور مخفی‌اش را‬ 2055 02:25:40,125 --> 02:25:42,375 ‏‫در راس دولت روسیه حفظ کند.‬ 2056 02:25:47,250 --> 02:25:50,083 ‏‫آدری شجاع‬ ‏‫سالم به خانه بازگشت.‬ 2057 02:25:51,041 --> 02:25:53,416 ‏‫او هنوز در مناطق خطرناک کار می‌کند.‬ 2058 02:25:58,250 --> 02:26:00,875 ‏‫وایکینگ همان روز پدر شد.‬ 2059 02:26:06,375 --> 02:26:10,083 ‏‫سووا به خودش مسلط شد‬ ‏‫و از دوست‌دخترش خواستگاری کرد.‬ 2060 02:26:20,333 --> 02:26:23,458 ‏‫یولیا بالاخره به آغوش خانواده‌اش برگشت.‬ 2061 02:27:05,291 --> 02:27:08,040 ‏‫و دارینا و دیترویت‬ ‏‫به کارهای مخفیانه‌شان ادامه دادند‬ 2062 02:27:08,041 --> 02:27:09,958 ‏‫در مناطق اشغالی.‬ 2063 02:27:26,625 --> 02:27:27,999 ‏‫دنیا تغییر کرده.‬ 2064 02:27:28,000 --> 02:27:29,291 ‏‫و ما هم با آن تغییر کردیم.‬ 2065 02:27:29,916 --> 02:27:32,666 ‏‫تمام دردهایمان... جایی نرفت.‬ 2066 02:27:33,541 --> 02:27:35,375 ‏‫فقط تبدیل به نقطه قوتمان شد.‬ 2067 02:27:36,250 --> 02:27:37,916 ‏‫ما را به کسی که هستیم تبدیل کرد.‬ 2068 02:27:38,833 --> 02:27:41,416 ‏‫ملتی از مردم قوی و شجاع.‬ 2069 02:27:42,458 --> 02:27:44,208 ‏‫چون اتحاد، قدرت ماست.‬ 2070 02:27:45,083 --> 02:27:47,832 ‏‫و دیگر «من» و «تو»یی وجود ندارد.‬ 2071 02:27:47,833 --> 02:27:49,333 ‏‫فقط «ما» هستیم.‬ 2072 02:28:08,333 --> 02:28:11,750 ‏‫تقدیم به یاد‬ ‏‫تمام مدافعان جان‌باخته‬ 2073 02:28:14,083 --> 02:28:17,666 ‏‫انتقام خواهیم گرفت‬ 2074 02:28:53,041 --> 02:28:56,583 ‏‫هی، صدای عقاب کارپاتی هم هست.‬ 2075 02:28:57,833 --> 02:29:00,583 ‏‫نه، صدای دریا رو یکم بیشتر نگه دار.‬ 2076 02:29:01,791 --> 02:29:03,041 ‏‫برو، برو، برو.‬ 2077 02:29:04,458 --> 02:29:05,500 ‏‫یالا، بزن بریم.‬ 2078 02:29:14,458 --> 02:29:25,500 ‏‫تهیه‌شده توسط‬ ‏‫www.sobhefarhang.ir‬