1 00:00:00,100 --> 00:00:08,100 ‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM 2 00:00:21,605 --> 00:00:23,205 ‫تروی؟ 3 00:00:26,318 --> 00:00:27,528 ‫تروی؟ 4 00:00:27,528 --> 00:00:29,128 ‫همینطور نفس بکش، رفیق 5 00:00:29,821 --> 00:00:31,782 ‫همینطوری نفس بکش ‫روی من تمرکز کن 6 00:00:34,451 --> 00:00:36,051 ‫همینطوری نفس بکش ‫حالت خوبه 7 00:00:36,787 --> 00:00:38,705 ‫همینطوری نفس بکش، تروی ‫آفرین 8 00:00:39,706 --> 00:00:41,500 ‫سعی کن نفس بکشی ‫سعی کن نفس بکشی 9 00:00:41,500 --> 00:00:43,377 ‫چیزی نیست، چیزی نیست 10 00:00:43,377 --> 00:00:45,337 ‫آروم باش. صدامو می‌شنوی؟ 11 00:00:45,838 --> 00:00:48,674 ‫چیزی نیست ‫مجبور شدیم فوری بیدارت کنیم، شرمنده 12 00:00:49,341 --> 00:00:50,509 ‫قربان 13 00:00:50,509 --> 00:00:52,135 ‫گندش بزنن، آره 14 00:00:52,135 --> 00:00:54,263 ‫ببین، دمای بدنت خیلی پایینه 15 00:00:54,263 --> 00:00:56,557 ‫باید یه شستشوی حرارتی انجام بدیم، باشه؟ 16 00:00:56,557 --> 00:00:58,157 ‫چقدر... 17 00:00:59,643 --> 00:01:00,727 ‫چقدر گذشته؟ 18 00:01:00,727 --> 00:01:02,327 ‫هفت سال 19 00:01:02,604 --> 00:01:04,204 ‫بیا. اینو گاز بگیر 20 00:01:05,691 --> 00:01:07,609 ‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم 21 00:01:10,112 --> 00:01:13,574 ‫خیلی‌خب، چیزی نیست ‫تمومه، تمومه، تمومه 22 00:01:13,574 --> 00:01:16,451 ‫اینم از این. چیزی نیست ‫چیزی نیست 23 00:01:17,703 --> 00:01:18,787 ‫پاهاش رو بگیر 24 00:01:18,787 --> 00:01:20,387 ‫آروم باش 25 00:01:21,874 --> 00:01:23,474 ‫پاهاش رو بگیر 26 00:02:18,472 --> 00:02:20,098 ‫خوب خوابیدی؟ 27 00:02:20,098 --> 00:02:22,893 ‫مشکل خوابیدن نیست ‫مشکل بیدار شدنه 28 00:02:22,893 --> 00:02:24,520 ‫می‌دونم، ببخشید. بیا 29 00:02:26,480 --> 00:02:29,274 ‫- باید یه راهی بهتر از اینم باشه ‫- روش کار می‌کنیم 30 00:02:32,611 --> 00:02:34,446 ‫این دو روز پیش ضبط شده 31 00:02:35,739 --> 00:02:37,783 ‫چرا اومدی توی خزانه؟ 32 00:02:37,783 --> 00:02:39,993 ‫بابا منو فرستاد اینجا. گفت... 33 00:02:39,993 --> 00:02:41,593 ‫اسمت چیه؟ 34 00:02:42,913 --> 00:02:43,997 ‫جیمی 35 00:02:43,997 --> 00:02:46,792 ‫پدرت راسل کانروی ‫ سرپرست بخش فناوری اطلاعاته 36 00:02:46,792 --> 00:02:48,392 ‫کدوم سیلو؟ 37 00:02:49,878 --> 00:02:51,547 ‫چی بهت گفت، جیمی؟ 38 00:02:52,589 --> 00:02:54,716 ‫گفت هرچی هم شد ‫اجازه ندم کسی بیاد داخل 39 00:02:55,926 --> 00:02:57,636 ‫بزرگسالی همراهته؟ 40 00:02:58,303 --> 00:03:02,641 ‫سولو منو آورد اینجا ‫ولی برگشت بیرون که با شورشی‌ها بجنگه 41 00:03:05,102 --> 00:03:06,228 ‫کدوم سیلو؟ 42 00:03:06,228 --> 00:03:07,855 ‫هفده 43 00:03:07,855 --> 00:03:10,983 ‫با یه مشکل توی پاکسازی شروع شد ‫و وقتی از دید دوربین خارج شد، بدتر شد 44 00:03:10,983 --> 00:03:13,360 ‫فکر کردن بیرون رفتن امنه 45 00:03:13,360 --> 00:03:16,488 ‫آره. رهبر شورش کلانتر بود 46 00:03:16,989 --> 00:03:20,742 ‫فکر می‌کنیم دست‌راست سرپرست ‫پل رو ترکوند که نذاره وارد بخش فناوری بشن 47 00:03:20,742 --> 00:03:22,536 ‫ولی کلانتر تونست رد بشه 48 00:03:23,412 --> 00:03:26,665 ‫سرپرست فناوری، بابای پسره رو ‫برد دم خزانه 49 00:03:26,665 --> 00:03:31,211 ‫و تهدید کرد اگر بچه‌ش درو باز نکنه ‫مغزش رو متلاشی می‌کنه 50 00:03:34,923 --> 00:03:36,523 ‫در رو باز نکرد 51 00:03:36,967 --> 00:03:38,719 ‫تف توش 52 00:03:38,719 --> 00:03:40,179 ‫- آره ‫- کی بوده؟ 53 00:03:40,179 --> 00:03:41,346 ‫دو ساعت پیش 54 00:03:41,346 --> 00:03:43,557 ‫هرکدوم از این اتفاقات ‫باعث شروع فرآیند حفاظت میشه 55 00:03:43,557 --> 00:03:47,019 ‫سعی کردیم فرآیند رو شروع کنیم ‫ولی ترکیب به سیلو نرسید 56 00:03:47,019 --> 00:03:49,646 ‫فشار توی لوله افت نکرد 57 00:03:49,646 --> 00:03:52,357 ‫نمی‌دونیم نقص فنی بوده یا... 58 00:03:52,357 --> 00:03:54,902 ‫یا لوله رو پیدا کردن ‫و از کار انداختنش 59 00:03:54,902 --> 00:03:56,528 ‫- آره ‫- قبلاً هم یه بار پیش اومده 60 00:03:58,155 --> 00:04:00,741 ‫درهرصورت، این‌دفعه ‫باید نتیجه‌ متفاوت باشه 61 00:04:00,741 --> 00:04:01,909 ‫برای همین بیدارم کردین 62 00:04:01,909 --> 00:04:03,509 ‫دقیقاً 63 00:04:05,537 --> 00:04:07,137 ‫حالت خوبه؟ 64 00:04:08,415 --> 00:04:09,708 ‫آره 65 00:04:09,708 --> 00:04:11,126 ‫چیزی تو آسمون داریم؟ 66 00:04:11,126 --> 00:04:12,726 ‫بخش عملیات یه پهپاد فرستادن هوا 67 00:04:18,716 --> 00:04:20,010 ‫خبری نشد؟ 68 00:04:20,010 --> 00:04:21,610 ‫هنوز نه 69 00:04:22,721 --> 00:04:26,183 ‫تروی، ایشون "سوزان"ـه ‫فرمانده‌ی ارشد پهپادی این شیفت 70 00:04:29,061 --> 00:04:30,479 ‫محموله‌تون چقدره؟ 71 00:04:30,479 --> 00:04:33,524 ‫سی لیتر ترکیب ‫و 2 هزار فشنگ 72 00:04:46,828 --> 00:04:48,428 ‫مطمئن نیستم 73 00:04:59,383 --> 00:05:02,094 ‫قربان، درهای سیلوی 17 داره باز میشه 74 00:05:10,811 --> 00:05:12,411 ‫وای نه، نه 75 00:05:28,495 --> 00:05:30,095 ‫منتظر دستوراتتون هستیم 76 00:05:35,752 --> 00:05:37,352 ‫تروی 77 00:05:38,839 --> 00:05:42,134 ‫بیاین کاری نکنیم، هنوز نه 78 00:05:42,134 --> 00:05:45,220 ‫هرچی بیشتر بیرون بمونن ‫خطر ارتباط با سیلوی دیگه بیشتر میشه 79 00:05:45,220 --> 00:05:47,598 ‫ببین، بیا یه راهی پیدا کنیم ‫تا برشون گردونیم داخل 80 00:05:47,598 --> 00:05:49,725 ‫یه لوله از درِ خزانه‌ی ورودی رد می‌کنیم 81 00:05:49,725 --> 00:05:51,476 ‫و از اون طریق فرآیند حفاظت رو شروع می‌کنیم 82 00:05:51,476 --> 00:05:54,188 ‫پمپ آب زیرزمینی‌شون از کار افتاده ‫آب از ژنراتورشون گذشته 83 00:05:54,188 --> 00:05:55,772 ‫نمی‌تونیم از در خزانه‌ی ورودی استفاده کنیم 84 00:05:55,772 --> 00:05:57,065 ‫سوزان 85 00:05:57,065 --> 00:06:00,277 ‫تمام متخصص‌ها رو بفرستن برن ‫و هرچی خلبان آماده داریم بیار 86 00:06:00,277 --> 00:06:03,906 ‫و پهپادها رو بفرستین هوا ‫ده تا با فشنگ، بیست تا با ترکیب 87 00:06:04,823 --> 00:06:08,118 ‫ارتفاع‌شون رو اونقدر بالا نگه دارین ‫که فراری‌ها نبینن و صداشون رو نشنون 88 00:06:08,118 --> 00:06:09,578 ‫تا وقتی کسی از خاکریز نگذشته 89 00:06:09,578 --> 00:06:12,289 ‫تا 9500 تا فراری جمع نشدن خبرم نکنین 90 00:06:12,289 --> 00:06:13,889 ‫باید یه چیزی بخورم 91 00:06:43,820 --> 00:06:45,420 ‫ای خدا، چقدر طعمش مزخرفه 92 00:06:46,573 --> 00:06:49,076 ‫آره می‌دونم. و چقدر هم کمه 93 00:06:52,871 --> 00:06:54,471 ‫همون جوک همیشگی 94 00:07:01,880 --> 00:07:03,382 ‫فکر نکنم فکر خوبی باشه 95 00:07:03,382 --> 00:07:05,634 ‫دیگه نمی‌تونیم فرآیند حفاظت رو ‫از داخل شروع کنیم 96 00:07:05,634 --> 00:07:08,387 ‫با بیرون رفتن ‫یه فرصت دیگه بهمون دادن 97 00:07:08,387 --> 00:07:11,890 ‫فرآیندهای حفاظت زیرزمین ‫و داخل سیلوها اتفاق میفته 98 00:07:13,684 --> 00:07:15,269 ‫برای گندزداییه 99 00:07:15,269 --> 00:07:16,943 ‫اگر کاری که تو فکرته انجام بدیم 100 00:07:16,943 --> 00:07:19,398 ‫عملاً یه فرآیند حفاظت ‫بیرون سیلویی انجام دادیم 101 00:07:19,982 --> 00:07:22,401 ‫مرگ‌ها وحشتناک میشن 102 00:07:22,401 --> 00:07:24,611 ‫- اونم جلوی چشم همه ‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداریم 103 00:07:24,611 --> 00:07:26,530 ‫نمی‌دونیم افرادمون ‫چه واکنشی نشون میدن 104 00:07:26,530 --> 00:07:30,951 ‫نگران تاثیر احتمالی روی ذهن ‫و روحیه و آمادگی عملیاتی‌شونم 105 00:07:30,951 --> 00:07:35,414 ‫به گفته‌ی فرمان، اولویت اصلی ‫جلوگیری از ارتباط بین سیلوهاست 106 00:07:35,414 --> 00:07:36,623 ‫آره می‌دونم 107 00:07:36,623 --> 00:07:38,250 ‫- پس مشکل چیه؟ ‫- منظورم این نیست 108 00:07:38,250 --> 00:07:39,543 ‫همه‌چی به همین بستگی داره 109 00:07:39,543 --> 00:07:41,962 ‫- منظورم این... ‫- ببخشید، قربان 110 00:07:41,962 --> 00:07:43,755 ‫فراری‌ها به خاکریز رسیدن 111 00:07:43,755 --> 00:07:45,424 ‫تف توش 112 00:07:45,424 --> 00:07:47,342 ‫ببین، مراقب خلبان‌هات هستم 113 00:07:47,342 --> 00:07:48,427 ‫قول میدم 114 00:07:48,427 --> 00:07:50,027 ‫باشه 115 00:08:17,164 --> 00:08:19,291 ‫جنکینز، حواست به کلانتر باشه 116 00:08:38,977 --> 00:08:40,577 ‫چند تا فراری هستن؟ 117 00:08:41,395 --> 00:08:43,857 ‫درکل 9832 تا 118 00:08:46,026 --> 00:08:47,626 ‫دستوراتتون اینه 119 00:08:47,945 --> 00:08:50,447 ‫گروه یک میره سراغ کلانتر و خانواده‌ش 120 00:08:51,198 --> 00:08:54,743 ‫گروه دو ترکیب رو دم پله‌ها می‌ریزه ‫که کسی برنگرده داخل 121 00:08:55,619 --> 00:08:58,497 ‫گروه 3 و 4 اونقدر از بالای سر جمعیت می‌گذرن 122 00:08:58,497 --> 00:09:00,874 ‫تا اینکه این ناحیه ‫با ترکیب اشباع بشه 123 00:09:01,750 --> 00:09:04,795 ‫گروه‌های 5 و 6 به دستور من ‫به اهداف حمله می‌کنن، متوجه شدین؟ 124 00:09:04,795 --> 00:09:07,047 ‫- بله قربان ‫- خوبه، شروع کنین 125 00:09:12,970 --> 00:09:15,013 ‫- گروه‌ها، گزارش بدین ‫- گروه 1 آماده 126 00:09:15,013 --> 00:09:17,015 ‫دو آماده 127 00:09:17,015 --> 00:09:18,642 ‫- سه آماده ‫- چهار آماده 128 00:09:18,642 --> 00:09:19,935 ‫پنج آماده 129 00:09:19,935 --> 00:09:21,535 ‫شش آماده 130 00:09:29,361 --> 00:09:30,961 ‫شروع کن، سوزان 131 00:09:33,740 --> 00:09:35,340 ‫سوزان؟ 132 00:09:42,249 --> 00:09:43,849 ‫قربان 133 00:09:48,589 --> 00:09:50,674 ‫وقتی به کلانتر و خانواده‌ش حمله کنیم 134 00:09:50,674 --> 00:09:53,927 ‫بقیه‌ی فراری‌ها سعی می‌کنن ‫برگردن توی سیلو 135 00:09:53,927 --> 00:09:55,888 ‫برای همین ترکیب می‌ریزیم روی ورودی 136 00:09:55,888 --> 00:09:58,140 ‫ولی اگر اجازه بدیم برگردن داخل 137 00:09:59,266 --> 00:10:00,866 ‫دیگه برنمی‌گردن بیرون 138 00:10:01,476 --> 00:10:03,353 ‫اینطوری شورش تموم میشه 139 00:10:03,353 --> 00:10:06,190 ‫و هرگونه تهدید ‫ارتباط بین سیلوها از بین میره 140 00:10:06,190 --> 00:10:08,901 ‫و خطاناپذیر بودن پیمان ‫توی ذهن‌شون تقویت میشه 141 00:10:18,035 --> 00:10:20,078 ‫اهداف‌تون رو حفظ کنین ‫و آماده‌ی حمله بشین 142 00:10:28,253 --> 00:10:30,881 ‫زن و بچه بیرونه، قربان 143 00:10:32,466 --> 00:10:34,066 ‫من این‌کارو نمی‌کنم 144 00:10:48,899 --> 00:10:50,499 ‫مرخصی 145 00:11:06,708 --> 00:11:09,211 ‫تغییر فرماندهی عملیات رو ‫در سوابق ثبت کنین 146 00:11:16,301 --> 00:11:19,596 ‫شهروندان سیلوی 17 ‫تصمیم گرفتن برن بیرون 147 00:11:19,596 --> 00:11:21,348 ‫پاشون رو از پیمان فراتر گذاشتن 148 00:11:22,558 --> 00:11:24,893 ‫ولی فرمان هنوزم ‫در موردشون صدق می‌کنه 149 00:11:25,853 --> 00:11:27,453 ‫بله قربان 150 00:11:29,690 --> 00:11:33,694 ‫گروه‌های 1 و 2 ‫به دستور من شروع کنین 151 00:11:33,694 --> 00:11:35,529 ‫گروه 2، ترکیب رو بریز 152 00:11:53,130 --> 00:11:54,730 ‫ورودی هوابند رو نشون بدین 153 00:11:58,260 --> 00:12:00,637 ‫گروه 1، با اهداف درگیر شو 154 00:12:09,813 --> 00:12:11,413 ‫مطمئن شو از پا دراومدن 155 00:12:26,205 --> 00:12:27,805 ‫گروه‌های 3 و 4، شروع کنین 156 00:12:39,593 --> 00:12:43,055 ‫گروه‌های 5 و 6 ‫بیاین زیر 150 متر و شلیک کنین 157 00:12:57,528 --> 00:12:59,128 ‫برین روی دوربین‌های حرارتی 158 00:13:17,089 --> 00:13:18,689 ‫صدا رو قطع کنین 159 00:13:39,111 --> 00:13:41,238 ‫خیلی‌خب، جهت باد کدوم سمته؟ 160 00:13:41,238 --> 00:13:44,658 ‫گروه 3، یه پاکسازی دوباره ‫توی بخش جنوب‌شرقی بکن 161 00:13:44,658 --> 00:13:46,869 ‫گروه 5، می‌بینی‌شون؟ ‫یه عده دارن سمت ساعت 2 فرار می‌کنن 162 00:13:47,452 --> 00:13:49,052 ‫میشه روشون زوم کنین؟ 163 00:13:50,414 --> 00:13:52,207 ‫خیلی‌خب، چند تا هدف باقی مونده؟ 164 00:13:52,207 --> 00:13:54,751 ‫درکل 2453 تا، قربان 165 00:13:54,751 --> 00:13:56,351 ‫تعدادشون رو کمتر کنین 166 00:15:21,129 --> 00:15:24,591 ‫خلبان‌هایی که تا الان ‫باهاشون صحبت کردن عملاً سر از پا نمی‌شناسن 167 00:15:25,259 --> 00:15:26,885 ‫شاید دست‌کم گرفته بودم که چقدر... 168 00:15:27,970 --> 00:15:29,570 ‫چقدر چی؟ 169 00:15:29,972 --> 00:15:31,572 ‫نمی‌دونم، اینکه... 170 00:15:32,182 --> 00:15:33,782 ‫ما حرفه‌ای هستیم، ویکتور 171 00:15:34,393 --> 00:15:35,894 ‫برای همین کارها آموزش دیدیم 172 00:15:35,894 --> 00:15:39,273 ‫آره. ولی تو فراتر از این حرفایی، تروی 173 00:15:40,357 --> 00:15:41,859 ‫من فقط به دستورات مدیر عمل می‌کنم 174 00:15:41,859 --> 00:15:43,459 ‫همه‌مون همینطوریم 175 00:15:43,735 --> 00:15:45,335 ‫داگ، رندی 176 00:15:47,447 --> 00:15:49,116 ‫خانم مدیر 177 00:15:49,116 --> 00:15:52,202 ‫خوش اومدی دوست قدیمی ‫چندین شیفته همدیگه رو ندیدیم 178 00:15:52,202 --> 00:15:53,328 ‫خیلی سرحال به‌نظر میای 179 00:15:53,328 --> 00:15:57,457 ‫واقعاً؟ حالم که خیلی داغونه ‫هیچوقت به بیداری فوری عادت نمی‌کنم 180 00:15:57,958 --> 00:15:59,168 ‫معذرت می‌خوام 181 00:15:59,168 --> 00:16:00,768 ‫خب، کاریش نمی‌شد کرد 182 00:16:01,128 --> 00:16:04,006 ‫لطفاً بفرما بشین ‫متاسفانه من غذام رو خوردم 183 00:16:04,006 --> 00:16:05,674 ‫ولی چای میل دارین؟ 184 00:16:05,674 --> 00:16:08,594 ‫چای. وای، خیلی عالی میشه ‫لطف می‌کنی 185 00:16:08,594 --> 00:16:12,723 ‫خب، حس کردم باید تقدیر ویژه‌ای ‫از قهرمان‌مون بکنم 186 00:16:12,723 --> 00:16:15,100 ‫خودم براتون می‌ریزم 187 00:16:16,268 --> 00:16:19,897 ‫وقتی این ماجراجویی ‫طولانی و سخت رو شروع کردیم 188 00:16:19,897 --> 00:16:23,567 ‫می‌دونستم بدون چای بعدازظهرم دووم نمیارم 189 00:16:24,401 --> 00:16:26,612 ‫البته ذخایرمون داره تموم میشه 190 00:16:29,448 --> 00:16:31,048 ‫تروی 191 00:16:31,491 --> 00:16:34,036 ‫می‌خوام بابت خونسردی 192 00:16:34,661 --> 00:16:38,248 ‫و رهبری خلاقانه‌ت ‫یه لوح تقدیر بهت اهدا کنم 193 00:16:38,248 --> 00:16:41,293 ‫ممنونم، خانم ‫ولی فقط وظیفه‌مو انجام دادم 194 00:16:42,044 --> 00:16:43,629 ‫چقدر متواضعه 195 00:16:43,629 --> 00:16:45,088 ‫قبلاً هم شورش داشتیم 196 00:16:45,088 --> 00:16:48,550 ‫ولی خروج گروهی در همچین مقیاسی ‫سابقه نداشته 197 00:16:48,550 --> 00:16:52,888 ‫اقدام سریع و قاطعت ‫از وقوع یه فاجعه جلوگیری کرد 198 00:16:54,515 --> 00:16:56,975 ‫و مطمئنی ارتباطی بین سیلوها اتفاق نیفتاد؟ 199 00:16:56,975 --> 00:17:00,979 ‫نه، 9835 فراری داشتیم ‫که همه‌شون از پا دراومدن 200 00:17:00,979 --> 00:17:02,773 ‫چند نفر زنده داخل موندن؟ 201 00:17:02,773 --> 00:17:04,373 ‫بیشتر از 100 تا نمیشن 202 00:17:04,900 --> 00:17:05,983 ‫برامون تهدیدی هستن؟ 203 00:17:05,983 --> 00:17:07,319 ‫ژنراتورشون از کار افتاده 204 00:17:07,319 --> 00:17:10,489 ‫پس نه برقی دارن ‫نه سیستم گرمایشی و سرمایشی... 205 00:17:10,489 --> 00:17:12,657 ‫هنوزم بخش فناوری‌شون ‫از بیرون برق دریافت می‌کنه 206 00:17:12,657 --> 00:17:16,203 ‫ولی برای قطع کردنش ‫باید کل اون بخش رو قطع کنیم 207 00:17:17,329 --> 00:17:20,207 ‫بدون ژنراتور، گیاه‌ها ‫و دام‌هاشون می‌میرن 208 00:17:20,207 --> 00:17:22,084 ‫و آب زیرزمینی همینطوری بالا میاد 209 00:17:22,084 --> 00:17:24,294 ‫اگر از گرسنگی نمیرن، غرق میشن 210 00:17:24,294 --> 00:17:27,172 ‫و اون پسره که خودشو ‫توی بخش فناوری حبس کرده 211 00:17:27,172 --> 00:17:29,341 ‫- اون هنوز زنده‌ست؟ ‫- مطمئن نیستیم 212 00:17:29,341 --> 00:17:31,552 ‫هیچ اطلاعات باارزش دیگه‌ای نداشت بهمون بده 213 00:17:31,552 --> 00:17:32,970 ‫برای همین ارتباطمون رو قطع کردیم 214 00:17:32,970 --> 00:17:37,140 ‫خوبه. پهپادهای نظارتی مسلح‌مون رو ‫تا 3 سال تو آسمون نگه می‌داریم 215 00:17:37,140 --> 00:17:39,393 ‫که مطمئن بشیم کس دیگه‌ای فرار نکنه 216 00:17:39,393 --> 00:17:41,103 ‫پنج سال امن‌تره 217 00:17:41,687 --> 00:17:43,287 ‫پس همون پنج سال 218 00:17:43,897 --> 00:17:45,983 ‫حالا بیا در مورد سوزان صحبت کنیم 219 00:17:45,983 --> 00:17:50,988 ‫تو دادی بازداشتش کنن، تروی ‫و من گفتم تا زمان انجام تحقیقات آزادش کنن 220 00:17:52,573 --> 00:17:55,409 ‫- بله، تصمیمش با خودتونه ‫- خب، این که نشد جواب 221 00:17:55,409 --> 00:17:57,703 ‫ازت خواستم بیای اینجا ‫که بتونی برام توضیح بدی 222 00:18:00,539 --> 00:18:03,750 ‫در زمان اتفاق، تحت فرمان من بود 223 00:18:03,750 --> 00:18:05,419 ‫که از کتاب فرمان نشأت می‌گیره 224 00:18:05,419 --> 00:18:07,629 ‫ولی دقیقاً چیکار کرد؟ 225 00:18:07,629 --> 00:18:09,229 ‫حاضر نشد به دستورش عمل کنه 226 00:18:09,798 --> 00:18:13,385 ‫و بعد جلوی خلبان‌های تحت فرمانش ‫روش‌هام رو زیر سوال برد 227 00:18:13,969 --> 00:18:17,181 ‫نافرمانیش وقت‌مون رو هدر داد ‫و ممکن بود منجر به مقاومت بقیه 228 00:18:17,181 --> 00:18:18,724 ‫و حتی شورش بشه 229 00:18:18,724 --> 00:18:20,642 ‫- ولی همه‌شون به وظیفه‌شون عمل کردن ‫- خوبه 230 00:18:20,642 --> 00:18:21,727 ‫هیچکس درنگ نکرد 231 00:18:21,727 --> 00:18:23,937 ‫ولی نزدیک بود فراری‌ها ‫از خاکریز رد بشن 232 00:18:23,937 --> 00:18:25,314 ‫اگر چند دقیقه‌ی دیگه می‌گذشت 233 00:18:25,314 --> 00:18:27,608 ‫ممکن بود شش سیلوی دیگه‌ی گروه‌شون ‫اونا رو ببینن 234 00:18:27,608 --> 00:18:29,151 ‫هر لحظه‌ای که می‌گذشت اهمیت داشت 235 00:18:29,151 --> 00:18:31,862 ‫و به‌نظرت مجازات مناسب ‫برای همچین کاری چیه؟ 236 00:18:39,661 --> 00:18:42,372 ‫میشه بپرسم فرمان چی میگه؟ 237 00:18:42,372 --> 00:18:43,972 ‫اعدام 238 00:18:44,875 --> 00:18:47,586 ‫ولی متاسفانه همچین کاری ممکن نیست 239 00:18:47,586 --> 00:18:51,798 ‫ببین، موافقم که رفتارش غیرقابل قبول بود 240 00:18:52,299 --> 00:18:54,968 ‫ولی توانایی‌های سوزان ‫در پایان پروژه 241 00:18:54,968 --> 00:18:57,054 ‫برامون نقش حیاتی داره 242 00:18:58,222 --> 00:19:00,516 ‫بعلاوه، دخترم بهش اهمیت میده 243 00:19:00,516 --> 00:19:04,061 ‫به‌نظرم بهتره فقط بهش تنزل درجه بدیم 244 00:19:04,061 --> 00:19:05,661 ‫و بفرستیمش بخوابه 245 00:19:06,313 --> 00:19:10,817 ‫تروی، دقیقاً بخاطر همچین موارد اورژانسی ‫خواستیم متخصص‌مون باشی 246 00:19:10,817 --> 00:19:16,490 ‫به نیابت از پروژه ‫ازت بخاطر خدمت فوق‌العاده‌ت تشکر می‌کنم 247 00:19:24,665 --> 00:19:26,265 ‫حالت خوبه؟ 248 00:19:27,501 --> 00:19:29,101 ‫ایشون مدیره 249 00:19:30,337 --> 00:19:32,548 ‫و وظیفه‌ی سنگینیه ‫باید ببریمت برای خواب 250 00:19:32,548 --> 00:19:34,466 ‫آره، ببین 251 00:19:38,470 --> 00:19:40,070 ‫میشه توی دفترت صحبت کنیم؟ 252 00:19:44,309 --> 00:19:46,311 ‫یه زنی هست 253 00:19:47,312 --> 00:19:49,273 ‫توی کدوم بخش کار می‌کنه؟ 254 00:19:49,273 --> 00:19:50,524 ‫جایی کار نمی‌کنه 255 00:19:50,524 --> 00:19:52,124 ‫فکر... فکر... 256 00:19:52,985 --> 00:19:54,736 ‫فکر کنم بخشی از خاطراتم باشه 257 00:19:57,114 --> 00:20:00,367 ‫بعد از اینکه بیدار شدم ‫تصویرش یادم اومد، چند لحظه‌ی کوتاه 258 00:20:00,367 --> 00:20:03,579 ‫وقتی سعی کردم دوباره یادم بیاد ‫از یادم رفتن 259 00:20:09,293 --> 00:20:11,336 ‫حس می‌کنم قبلاً هم ‫در موردش باهات صحبت کردم 260 00:20:12,462 --> 00:20:14,756 ‫که وقتی بیدار میشم ‫این زن رو می‌بینم 261 00:20:14,756 --> 00:20:16,356 ‫خب، اگر گفته بودی بهت می‌گفتم 262 00:20:21,513 --> 00:20:24,433 ‫یجورایی به این مرتبطه 263 00:20:28,729 --> 00:20:30,329 ‫کی دستت زخم شد؟ 264 00:20:32,107 --> 00:20:34,484 ‫- نمی‌دونم ‫- و نمی‌دونی کیه؟ 265 00:20:34,484 --> 00:20:36,737 ‫نه. امیدوار بودم تو بدونی 266 00:20:38,363 --> 00:20:39,963 ‫نه، شرمنده 267 00:20:48,207 --> 00:20:50,584 ‫ببین، به یه سری سوابق دسترسی داری که... 268 00:20:50,584 --> 00:20:52,753 ‫- تروی. تروی ‫- بله؟ 269 00:20:52,753 --> 00:20:55,672 ‫کل هدف و دلیل پروژه 270 00:20:55,672 --> 00:20:57,341 ‫اینه که از بند گذشته رها بشیم 271 00:20:57,341 --> 00:20:59,593 ‫بهتره فراموشش کنی 272 00:20:59,593 --> 00:21:01,553 ‫باشه، هرچی تو بگی ویکتور 273 00:21:03,138 --> 00:21:05,849 ‫حتی اگرم سوابقی ازش باشه ‫و حتی اگرم باقی مونده باشه 274 00:21:05,849 --> 00:21:07,976 ‫سناتور گفته که فرمان 275 00:21:07,976 --> 00:21:10,354 ‫- همچین تحقیقاتی رو منع کرده ‫- خب برای همین می‌خوام... 276 00:21:10,354 --> 00:21:12,356 ‫- نمیشه همینطوری... ‫- بی‌سروصدا انجامش بدی، دکتر 277 00:21:14,525 --> 00:21:17,653 ‫ارزشم رو برای پروژه اثبات کردم، مگه نه؟ 278 00:21:17,653 --> 00:21:19,321 ‫آره، کردی. بدون هیچ شکی 279 00:21:19,321 --> 00:21:21,990 ‫خب پس فقط می‌خوام ‫جواب یه سوال کوچیک رو پیدا کنم 280 00:21:31,583 --> 00:21:33,183 ‫خواهش می‌کنم 281 00:21:46,348 --> 00:21:48,392 ‫سعی می‌کنم یه بهونه‌ای... 282 00:21:50,269 --> 00:21:52,269 ‫برای تحقیق در مورد این قضیه پیدا کنم 283 00:21:57,192 --> 00:21:58,792 ‫اگر پیدا کردم... 284 00:22:00,737 --> 00:22:02,948 ‫دفعه‌ی بعدی که بیدار شدی بهت میگم 285 00:22:04,825 --> 00:22:06,425 ‫قول میدم 286 00:22:36,356 --> 00:22:37,956 ‫بعداً می‌بینمت 287 00:22:51,997 --> 00:22:53,749 ‫مگر اینکه من زودتر ببینمت 288 00:23:21,318 --> 00:23:23,070 ‫« اون زنه کیه؟ » 289 00:23:30,827 --> 00:23:31,954 ‫« تروی » 290 00:23:37,084 --> 00:23:42,381 ‫« اون زنه کیه؟ » 291 00:25:26,193 --> 00:25:27,653 ‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو » ‫« نوشته‌ی هیو هاوی » 292 00:25:29,196 --> 00:25:31,573 ‫« ســیــلــو » 293 00:25:34,251 --> 00:25:42,251 ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی 294 00:25:42,251 --> 00:25:43,851 ‫یالا! بجنبین! 295 00:25:56,974 --> 00:25:59,518 ‫- کپسول‌ها آماده‌ن؟ ‫- پر شده و آماده‌ن 296 00:25:59,518 --> 00:26:02,688 ‫هرچی مامور می‌تونی جمع کن ‫و فوراً بیارشون دم معادن 297 00:26:02,688 --> 00:26:03,772 ‫چشم خانم 298 00:26:03,772 --> 00:26:05,274 ‫- امرسون ‫- بله خانم؟ 299 00:26:05,274 --> 00:26:07,359 ‫مطمئن شو مردم موقع این‌کار ببیننشون 300 00:26:15,534 --> 00:26:17,134 ‫تف توش 301 00:26:24,960 --> 00:26:26,336 ‫بگیر بشین 302 00:26:26,336 --> 00:26:28,797 ‫جو، تو که منو می‌شناسی ‫من تهدیدی نیستم 303 00:26:28,797 --> 00:26:30,591 ‫فقط می‌خوام پسرمو ببینم 304 00:26:31,091 --> 00:26:33,177 ‫- همین ‫- پس درخواست ملاقات بده 305 00:26:33,969 --> 00:26:37,973 ‫باید با پسرم خداحافظی کنم 306 00:26:39,600 --> 00:26:41,351 ‫چد، توام بچه داری 307 00:26:43,562 --> 00:26:45,162 ‫خواهش می‌کنم 308 00:26:47,065 --> 00:26:48,665 ‫باشه می‌پرسم 309 00:27:02,956 --> 00:27:05,584 ‫می‌دونی، سعی کردم... ‫سعی کردم چشم‌های کامیل رو باز کنم، ولی... 310 00:27:05,584 --> 00:27:07,461 ‫آره، آره، کله‌شقه 311 00:27:08,212 --> 00:27:10,506 ‫آره. اونم چه کله‌شقی 312 00:27:19,056 --> 00:27:20,974 ‫هرکاری از دستمون برمیومده ‫انجام دادیم، سیمز 313 00:27:21,808 --> 00:27:24,770 ‫باید بهشون اعتماد کنیم ‫که از پس این کار برمیان 314 00:27:25,771 --> 00:27:27,371 ‫و اگر نتونن چی؟ 315 00:27:33,111 --> 00:27:34,279 ‫وایسا 316 00:27:34,279 --> 00:27:37,991 ‫وایسا، بس کن. اومدم ‫شمارش معکوس رو قطع کن 317 00:27:37,991 --> 00:27:41,245 ‫مامورهام به‌زودی ضدحمله‌شون رو ‫شروع می‌کنن، باشه؟ 318 00:27:43,622 --> 00:27:44,915 ‫دارم حلش می‌کنم! 319 00:27:44,915 --> 00:27:47,292 ‫آزادی عمل زیادی بهت دادیم 320 00:27:47,292 --> 00:27:49,670 ‫ولی فرصت تموم شده 321 00:27:49,670 --> 00:27:51,296 ‫نه، نه، می‌خوایم... 322 00:27:51,296 --> 00:27:53,841 ‫می‌خوایم معادن رو ‫با گاز پر کنیم، باشه؟ 323 00:27:53,841 --> 00:27:56,510 ‫شورشی‌ها تا چند دقیقه‌ی دیگه می‌میرن ‫می‌تونی تماشا کنی 324 00:27:56,510 --> 00:27:58,303 ‫می‌تونی روی نمایشگرهات تماشا کنی 325 00:28:00,389 --> 00:28:01,640 ‫فقط... 326 00:28:01,640 --> 00:28:04,518 ‫حداقل بذار سعی خودمونو بکنیم! ‫باشه؟ 327 00:28:04,518 --> 00:28:06,118 ‫بذار سعی خودمونو بکنیم! 328 00:28:22,369 --> 00:28:23,969 ‫پنج دقیقه وقت دارین 329 00:28:27,249 --> 00:28:28,849 ‫پنج دقیقه کافی نیست 330 00:28:31,795 --> 00:28:33,395 ‫پنج دقیقه کافی نیست 331 00:28:34,006 --> 00:28:36,216 ‫- پنج دقیقه کافی... ‫- پنج دقیقه وقت دارین 332 00:28:51,356 --> 00:28:54,109 ‫پمپ‌های اولیه و ثانویه آماده‌‌ن 333 00:28:54,109 --> 00:28:56,612 ‫- دریچه‌ها؟ ‫- دریچه‌ی اصلی و گروه باز شدن 334 00:28:56,612 --> 00:28:57,821 ‫دریچه‌ی سیلو آماده‌ی باز شدنه 335 00:28:57,821 --> 00:29:00,073 ‫فرآیند ایجاد فشار رو شروع کنین 336 00:29:02,034 --> 00:29:03,634 ‫پنج دقیقه کافی نیست 337 00:29:05,245 --> 00:29:07,164 ‫بجنبین! یالا، یالا! 338 00:29:07,164 --> 00:29:08,764 ‫بدش به من! بدش به من! 339 00:29:14,463 --> 00:29:16,063 ‫مراقب باشین! 340 00:29:20,761 --> 00:29:22,304 ‫- شرل، خوبی؟ ‫- آره! 341 00:29:22,304 --> 00:29:24,723 ‫دارم کف بتنی رو می‌بینم ‫یه میلگرد بهم بدین 342 00:29:31,813 --> 00:29:33,413 ‫برین، برین، برین! 343 00:29:34,024 --> 00:29:35,359 ‫مامورها دارن میان! 344 00:29:35,359 --> 00:29:37,319 ‫- تف توش! تدی! ‫- ها؟ 345 00:29:37,319 --> 00:29:38,654 ‫اون مامورها رو معطل کن 346 00:29:38,654 --> 00:29:40,531 ‫نش، هوور، باهام بیاین 347 00:29:49,581 --> 00:29:51,625 ‫وای خدا. بجنبین 348 00:29:54,169 --> 00:29:55,769 ‫گندش بزنن 349 00:30:06,223 --> 00:30:08,433 ‫کپسول‌ها رو بذارین زمین! ‫کپسول‌ها رو بذارین زمین! 350 00:30:20,153 --> 00:30:21,753 ‫ولم کنین! 351 00:30:22,865 --> 00:30:24,465 ‫ولم کنین! 352 00:30:25,117 --> 00:30:26,243 ‫تکون نخور لعنتی! 353 00:30:26,243 --> 00:30:28,996 ‫اینا با شما ‫راه بیفتین! 354 00:30:37,462 --> 00:30:39,062 ‫شرل، مشعل رو بده 355 00:30:41,967 --> 00:30:43,567 ‫دیدمش 356 00:30:44,553 --> 00:30:46,153 ‫بیا 357 00:30:46,597 --> 00:30:48,724 ‫مامورها دارن می‌رسن 358 00:30:48,724 --> 00:30:50,225 ‫خب؟ دارن... 359 00:30:50,225 --> 00:30:55,022 ‫این‌کارو... این‌کارو نکن، باشه؟ ‫این‌کارو نکن، لطفاً این‌کارو نکن! 360 00:30:57,566 --> 00:30:59,166 ‫یه چیزی بگو لعنتی! 361 00:30:59,943 --> 00:31:01,543 ‫یه چیزی بگو! 362 00:31:06,033 --> 00:31:07,633 ‫دو دقیقه و 15 ثانیه 363 00:31:15,459 --> 00:31:17,059 ‫بابایی! 364 00:31:17,920 --> 00:31:19,520 ‫آنتونی! 365 00:31:36,230 --> 00:31:37,830 ‫بجنب، بجنب! 366 00:31:42,569 --> 00:31:44,696 ‫- بجنب، بجنب! ‫- ناکس؟ 367 00:31:47,115 --> 00:31:49,576 ‫شرل، بیا بالا. کمک لازم دارم 368 00:31:49,576 --> 00:31:51,870 ‫خیلی‌خب، دارن... ‫دارن آماده‌ی پخش گاز میشن 369 00:31:51,870 --> 00:31:54,915 ‫باشه؟ شورشی‌ها فوراً می‌میرن 370 00:31:54,915 --> 00:31:56,667 ‫فقط... دو دقیقه وقت می‌خوایم 371 00:31:56,667 --> 00:31:58,418 ‫دو دقیقه وقت می‌خوایم 372 00:31:58,418 --> 00:32:00,045 ‫دو دقیقه، خواهش می‌کنم! 373 00:32:02,756 --> 00:32:04,356 ‫کامیل 374 00:32:05,217 --> 00:32:08,929 ‫ناکامیت باعث ضروری شدن ‫فرآیند حفاظت شد 375 00:32:12,724 --> 00:32:14,324 ‫لعنتی! 376 00:32:30,033 --> 00:32:31,660 ‫هی، آنتونی 377 00:32:31,660 --> 00:32:33,328 ‫اون نمی‌خواد بلایی سرت بیاره 378 00:32:34,371 --> 00:32:35,971 ‫باشه؟ 379 00:32:42,421 --> 00:32:44,021 ‫مامانی کجاست؟ 380 00:32:46,133 --> 00:32:47,885 ‫مامانی سر کاره 381 00:33:27,925 --> 00:33:30,177 ‫قربان، دیدین چی شد؟ 382 00:33:30,177 --> 00:33:32,429 ‫- از دستش افتاد ‫- نه، نگاه کنین 383 00:33:43,899 --> 00:33:45,499 ‫اکسیژنه 384 00:33:46,735 --> 00:33:48,695 ‫اکسیژنه. فشار رو به حداکثر برسونین 385 00:33:53,367 --> 00:33:54,967 ‫یالا 386 00:34:02,251 --> 00:34:03,851 ‫امرسون، اوضاع مرتبه؟ 387 00:34:06,421 --> 00:34:09,507 ‫دوباره تکرار کن ‫دوباره تکرار کن، امرسون. همه‌چی مرتبه؟ 388 00:34:10,842 --> 00:34:12,553 ‫یالا، یالا 389 00:34:22,728 --> 00:34:24,328 ‫دریچه‌ی سیلو به حداکثر فشار رسید 390 00:34:25,315 --> 00:34:26,915 ‫فرآیند حفاظت رو شروع کنین 391 00:34:28,025 --> 00:34:29,277 ‫با شمارش من 392 00:34:29,277 --> 00:34:32,906 ‫- سه، دو، یک ‫- یکم صبر کن، صبر کن، صبر کن 393 00:34:33,866 --> 00:34:35,466 ‫لطفاً این‌کارو نکن 394 00:34:55,137 --> 00:34:56,263 ‫چی شد؟ 395 00:34:56,263 --> 00:34:58,390 ‫قربان، فشار پایین نمیاد 396 00:34:59,266 --> 00:35:01,894 ‫- دوباره چک کن ‫- فشار یه لحظه اومد پایین 397 00:35:01,894 --> 00:35:03,687 ‫و بعدش فوراً به حداکثر فشار رسید 398 00:35:04,855 --> 00:35:06,455 ‫فرآیند حفاظت موفقیت‌آمیز نبود، قربان 399 00:35:18,327 --> 00:35:19,927 ‫اوضاع امنه 400 00:35:27,711 --> 00:35:29,311 ‫دریافت شد 401 00:35:36,845 --> 00:35:38,445 ‫تف توش 402 00:35:55,489 --> 00:35:57,089 ‫تف توش 403 00:35:58,450 --> 00:36:00,994 ‫قربان، باید فشار رو کاهش بدیم 404 00:36:03,038 --> 00:36:04,638 ‫قربان! 405 00:36:09,837 --> 00:36:11,437 ‫فشار رو کاهش بدین 406 00:36:18,762 --> 00:36:20,472 ‫مشکل فرآیند حفاظت کجا بوده؟ 407 00:36:21,306 --> 00:36:23,141 ‫دریچه‌ی سیلو مشکلی نداشت 408 00:36:24,142 --> 00:36:25,742 ‫یه جایی بعد از دریچه بوده 409 00:36:31,692 --> 00:36:33,292 ‫لوله رو بستن 410 00:36:36,989 --> 00:36:38,589 ‫لوله رو بستن 411 00:36:51,336 --> 00:36:57,759 ‫پهپادهای مسلح بفرستین ‫بالای سر سیلوی 18 412 00:36:59,553 --> 00:37:01,180 ‫هرکس سعی کرد خارج بشه 413 00:37:02,931 --> 00:37:04,531 ‫بکشینش 414 00:37:12,357 --> 00:37:13,957 ‫اتاق رو خالی کنین 415 00:37:16,528 --> 00:37:18,128 ‫برین بیرون 416 00:37:19,198 --> 00:37:21,198 ‫- یالا! ‫- چشم قربان 417 00:37:34,838 --> 00:37:36,840 ‫حقه‌ی زیرکانه‌ای بود 418 00:37:40,969 --> 00:37:42,804 ‫مطمئن نبودم میشه گولت زد یا نه 419 00:37:46,600 --> 00:37:48,519 ‫علائم حیاتیت ثابت بودن 420 00:37:49,770 --> 00:37:52,147 ‫هیچ نشونه‌ای از خیانتت بروز نمی‌دادی 421 00:37:52,940 --> 00:37:55,275 ‫خب، بخاطر تواناییم توی دروغ گفتن ‫انتخابم کردی، مگه نه؟ 422 00:37:58,737 --> 00:38:00,364 ‫چرا باید به من دروغ بگی؟ 423 00:38:08,163 --> 00:38:10,207 ‫هرچی فکر کردم ‫جواب یه سوال رو پیدا نکردم 424 00:38:10,207 --> 00:38:11,807 ‫چه سوالی؟ 425 00:38:12,459 --> 00:38:14,059 ‫چرا؟ 426 00:38:14,795 --> 00:38:16,964 ‫چرا توانایی کشتن‌مون رو داری؟ 427 00:38:20,092 --> 00:38:21,692 ‫کی این سوال رو پرسیده؟ 428 00:38:29,226 --> 00:38:30,826 ‫جولیت نیکولز 429 00:38:39,069 --> 00:38:42,906 ‫نسل بشر به مراحل پایانی ‫چرخه‌ی نابودی خودش رسیده بود 430 00:38:47,911 --> 00:38:52,541 ‫سیلو آخرین و بهترین امیدمون ‫برای تضمین بقای نسل بشر بود 431 00:38:52,541 --> 00:38:58,130 ‫با کشتن هزاران نفر چطور میشه ‫بقا رو تضمین کرد؟ 432 00:39:00,174 --> 00:39:04,595 ‫زیر سوال بردن تصمیمات بنیان‌گذارها... 433 00:39:07,389 --> 00:39:09,474 ‫- تخلف... ‫- تخلف؟ 434 00:39:10,684 --> 00:39:13,687 ‫چون مردم می‌خوان آزاد باشن ‫قتل‌عام‌شون می‌کنین؟ بعد میگی تخلفه؟ 435 00:40:19,378 --> 00:40:21,296 ‫نه کسی حق ورود داره ‫نه خروج، فهمیدین؟ 436 00:40:21,296 --> 00:40:22,923 ‫بله خانم 437 00:40:22,923 --> 00:40:24,675 ‫- هی ‫- هی، آقا. هی، برو عقب 438 00:40:24,675 --> 00:40:26,218 ‫نمی‌تونین به زندانی‌ها نزدیک بشین 439 00:40:26,218 --> 00:40:27,469 ‫اونا دیگه زندانی نیستن 440 00:40:27,469 --> 00:40:29,763 ‫- چی شد؟ ‫- لوله رو پیدا کردیم و بستیمش 441 00:40:29,763 --> 00:40:31,640 ‫- هی، بیخیال ‫- مامورها رو فرستادن جلوتون رو بگیرن 442 00:40:31,640 --> 00:40:33,559 ‫دستور گرفتن جبهه‌شون رو عوض کنن 443 00:40:33,559 --> 00:40:35,853 ‫از کی دستور گرفتن؟ ‫هیچکس همچین اختیاری نداره 444 00:40:35,853 --> 00:40:37,453 ‫دستور من بود 445 00:40:50,075 --> 00:40:52,244 ‫خیلی‌خب. قرار نیست کسی ‫برای پاکسازی بره بیرون، همه‌تون مرخصین 446 00:40:55,622 --> 00:40:56,874 ‫مامانی 447 00:40:56,874 --> 00:40:58,709 ‫آنتونی 448 00:40:58,709 --> 00:41:00,210 ‫سلام 449 00:41:00,210 --> 00:41:01,810 ‫هی، حالت خوبه؟ 450 00:41:02,963 --> 00:41:04,563 ‫آره؟ 451 00:41:06,800 --> 00:41:08,400 ‫چیزی نیست 452 00:41:08,719 --> 00:41:10,319 ‫خوبی؟ 453 00:41:11,388 --> 00:41:13,223 ‫آب دیگه سالم و بی‌خطره 454 00:41:14,516 --> 00:41:16,116 ‫موفق شدیم 455 00:41:17,436 --> 00:41:19,036 ‫می‌دونی امروز چه روزیه؟ 456 00:41:20,439 --> 00:41:22,039 ‫روز آزادیه 457 00:41:26,153 --> 00:41:28,530 ‫اولین روز آزادی واقعیه ‫که تابحال داشتیم 458 00:41:29,031 --> 00:41:31,742 ‫و همه‌ش به این فکر می‌کنم ‫که همه‌مون می‌مردیم... 459 00:41:32,701 --> 00:41:34,301 ‫اگر بخاطر اون... 460 00:41:35,621 --> 00:41:37,221 ‫حرومزاده نبود 461 00:41:57,184 --> 00:41:58,784 ‫بله؟ 462 00:42:00,187 --> 00:42:01,438 ‫چی نیاز دارین، قربان؟ 463 00:42:01,438 --> 00:42:04,233 ‫لطفاً بهشون بگو تروی رو بیدار کنن 464 00:42:04,233 --> 00:42:05,833 ‫چشم قربان 465 00:42:06,235 --> 00:42:07,835 ‫ممنون کلویی 466 00:43:07,171 --> 00:43:10,299 ‫« محرمانه » 467 00:43:17,848 --> 00:43:20,434 ‫« موبی دیک یا نهنگ بحر » ‫« نوشته‌ی هرمن ملویل » 468 00:44:45,978 --> 00:44:47,578 ‫سلام، منم جولز 469 00:44:48,689 --> 00:44:50,289 ‫کسی صدامو می‌شنوه؟ 470 00:44:53,235 --> 00:44:54,835 ‫جولز؟ 471 00:44:55,737 --> 00:44:57,781 ‫خوشحالم صداتو می‌شنوم 472 00:44:58,407 --> 00:45:00,007 ‫سلام لوکاس 473 00:45:00,409 --> 00:45:02,327 ‫منم خیلی خوشحالم صداتو می‌شنوم 474 00:45:02,911 --> 00:45:04,830 ‫حالتون چطوره؟ خوبین؟ 475 00:45:07,332 --> 00:45:08,959 ‫من دارم بهتر میشم. چی...؟ 476 00:45:09,543 --> 00:45:12,379 ‫ببین، مهم اینه که ‫جلوی فرآیند حفاظت رو گرفتین 477 00:45:12,963 --> 00:45:16,717 ‫کار من که نبود ‫کار ناکس و شرلی و واکر و... 478 00:45:16,717 --> 00:45:20,512 ‫آره، همه کمک کردن ‫حتی کامیل. پس آره، اوضاع‌مون ردیفه 479 00:45:20,512 --> 00:45:21,597 ‫فکر کنم 480 00:45:21,597 --> 00:45:23,197 ‫حداقل فعلاً 481 00:45:24,016 --> 00:45:26,018 ‫آره، و به شرطی که نرین بیرون 482 00:45:26,018 --> 00:45:29,438 ‫و اون چیزی که ‫بهم شلیک کرد برنگرده. پس... 483 00:45:30,480 --> 00:45:33,442 ‫همه‌تون رو برمی‌گردونم اینجا ‫بهت قول میدم 484 00:45:35,485 --> 00:45:36,904 ‫آره می‌دونم 485 00:45:36,904 --> 00:45:38,572 ‫ولی اون روز... 486 00:45:38,572 --> 00:45:40,282 ‫- هنوز فرا نرسیده ‫- هنوز فرا نرسیده 487 00:45:40,866 --> 00:45:42,466 ‫حله 488 00:45:45,871 --> 00:45:47,471 ‫جولز، دلم برات تنگ شده 489 00:46:00,302 --> 00:46:02,346 ‫و خیلی چیزها در مورد دنیا فهمیدم 490 00:46:02,346 --> 00:46:04,597 ‫که خیلی دلم می‌خواد باهاشون ‫حوصله‌تو سر ببرم، پس... 491 00:46:05,390 --> 00:46:08,352 ‫منم بی‌صبرانه منتظرم ‫حوصله‌مو باهاشون سر ببری 492 00:46:12,898 --> 00:46:14,498 ‫خب، باید... 493 00:46:15,150 --> 00:46:16,902 ‫باید قبلش یه کاری انجام بدم، باشه؟ 494 00:46:17,694 --> 00:46:21,740 ‫همه‌ش تو فکر اون دری هستم ‫که توی چاله‌ی دستگاه حفاری پیدا کردی 495 00:46:23,909 --> 00:46:25,509 ‫باید برم اونجا 496 00:46:26,286 --> 00:46:27,886 ‫باید بفهمم به کجا می‌رسه 497 00:46:39,716 --> 00:46:41,426 ‫سلام. بیداری؟ 498 00:46:42,427 --> 00:46:44,221 ‫سلام. سلام 499 00:46:44,888 --> 00:46:47,766 ‫آره، بیدار شد. دارم می‌بینمت 500 00:46:50,811 --> 00:46:52,688 ‫آروم، آروم، آروم 501 00:46:53,355 --> 00:46:56,900 ‫اسم من "فیل"ـه، راهنماتم ‫می‌دونی کی هستی؟ 502 00:46:56,900 --> 00:46:58,527 ‫- اسمت یادته؟ ‫- تروی 503 00:46:58,527 --> 00:47:01,446 ‫تروی. عالیه، تروی ‫و کارت چیه؟ 504 00:47:02,197 --> 00:47:03,782 ‫متخصصم 505 00:47:03,782 --> 00:47:05,158 ‫حرف نداره 506 00:47:05,158 --> 00:47:08,871 ‫از آخرین ماموریتت 35 سال گذشته 507 00:47:08,871 --> 00:47:11,665 ‫ولی ببین، مجبور شدیم ‫فوری بیدارت کنیم 508 00:47:11,665 --> 00:47:13,667 ‫هنوز دمای بدنت خیلی پایینه 509 00:47:13,667 --> 00:47:15,752 ‫یه شستشوی حرارتی برات انجام میدیم، باشه؟ 510 00:47:15,752 --> 00:47:17,087 ‫- لعنتی ‫- آره می‌دونم، می‌دونم 511 00:47:17,087 --> 00:47:18,755 ‫میشه دراز بکشی؟ گرفتمت 512 00:47:18,755 --> 00:47:20,799 ‫دراز بکش. کامل دراز بکش 513 00:47:20,799 --> 00:47:23,552 ‫یه چیزی بهت بدیم گازش بگیری؟ بیا 514 00:47:31,810 --> 00:47:33,410 ‫ویکتور کجاست؟ 515 00:47:33,812 --> 00:47:36,857 ‫نمی‌دونم والا ‫احتمالاً داره با یه مشکلی سروکله می‌زنه 516 00:47:37,482 --> 00:47:39,082 ‫چه مشکلی؟ 517 00:47:40,110 --> 00:47:41,904 ‫هرکی باشه فکر می‌کنه ‫به ما هم میگن، مگه نه؟ 518 00:47:42,404 --> 00:47:45,115 ‫آخه ما اولین افرادی هستیم ‫که شماها می‌بینین 519 00:47:45,115 --> 00:47:47,993 ‫دلیل نداره که نتونیم ‫همه‌چی رو خلاصه براتون توضیح بدیم 520 00:47:47,993 --> 00:47:49,578 ‫میگم، وقتی رفتی بالا 521 00:47:49,578 --> 00:47:53,999 ‫به یکی بگو که ما یه مشت... ‫میمون مسئول محفظه‌های سرمایی نیستیم 522 00:47:54,791 --> 00:47:59,588 ‫یخ‌زدایی رو انجام میدیم ‫به فوریت‌های پزشکی رسیدگی می‌کنیم 523 00:47:59,588 --> 00:48:01,381 ‫افراد حرفه‌ای و ماهری هستیم 524 00:48:01,381 --> 00:48:03,938 ‫می‌دونم توی شیفت‌های زیادی کار می‌کنی 525 00:48:03,938 --> 00:48:06,470 ‫ولی از من بشنو، شیفت ما، جی7، بهترینه 526 00:48:06,470 --> 00:48:09,515 ‫هم آدماش عالیه، هم روابطش ‫هم یه عالمه تلاش می‌کنیم 527 00:48:09,515 --> 00:48:12,518 ‫رئیس شیفت گاهی اوقات بی‌شعوره ‫ولی فقط می‌خواد حواسمون به کارمون باشه 528 00:48:12,518 --> 00:48:14,811 ‫و برای سیلو سنگ‌تموم بذاریم 529 00:48:14,811 --> 00:48:16,730 ‫و مهمونی‌های محشری می‌گیریم ‫توام بیا 530 00:48:16,730 --> 00:48:18,857 ‫همه از خداشونه کسی رو ببین ‫که مشکل سیلوی 17 رو حل کرد... 531 00:48:18,857 --> 00:48:22,778 ‫تروی. جوئل هستم، رئیس شیفت جی7 ‫بقیه‌ی راه من باهات میام 532 00:48:23,362 --> 00:48:24,962 ‫ممنونم، فیل 533 00:48:27,115 --> 00:48:28,909 ‫شیفت‌مون 5 ماه پیش شروع شد 534 00:48:29,743 --> 00:48:32,579 ‫حدوداً 3 ماه پیش ‫سیلوی 18 بی‌ثبات شد 535 00:48:33,080 --> 00:48:36,291 ‫بعد از اینکه کلانترشون ‫جولیت نیکولز برای پاکسازی فرستاده شد بیرون 536 00:48:36,291 --> 00:48:38,299 ‫ولی یجوری تونست چسب خوب گیر بیاره 537 00:48:38,299 --> 00:48:41,129 ‫و از خاکریز رفت بالا و ‫رسید به سیلوی 17 و برگشت 538 00:48:44,258 --> 00:48:46,385 ‫ویکتور داشت برای شروع ‫فرآیند حفاظت آماده می‌شد 539 00:48:46,385 --> 00:48:48,595 ‫که یهویی رئیس بخش فناوری‌شون ‫طرف شورشی‌ها رو گرفت 540 00:48:49,471 --> 00:48:51,974 ‫و اونقدر براشون وقت خرید ‫که لوله رو ببندن 541 00:48:54,977 --> 00:48:56,687 ‫ویکتور کجاست؟ 542 00:48:56,687 --> 00:48:58,397 ‫دارن... دارن سعی می‌کنن پیداش کنن 543 00:48:59,231 --> 00:49:03,026 ‫پهپادهای کاملاً مسلح تو هوا داریم ‫و داریم برای احتمال اینکه 544 00:49:03,026 --> 00:49:05,821 ‫تشخیص بدی فرآیند حفاظتی بیرونی نیازه ‫آماده میشیم 545 00:49:05,821 --> 00:49:08,740 ‫- فرآیند حفاظتی بیرونی؟ ‫- آره، کاری که با سیلوی 17 کردی 546 00:49:08,740 --> 00:49:10,340 ‫این اسم رو روش گذاشتیم 547 00:49:11,159 --> 00:49:13,078 ‫این جولیت نیکولز که میگی ‫آدم احمقی به‌نظر نمیاد 548 00:49:13,078 --> 00:49:16,373 ‫اگر دیده چه بلایی سر سیلوی 17 اومده ‫احتمالاً اجازه نمیده مردم سیلوش برن بیرون 549 00:49:17,374 --> 00:49:18,974 ‫آره 550 00:49:20,544 --> 00:49:22,212 ‫بخش عملیات بفرمایید 551 00:49:22,212 --> 00:49:23,812 ‫بله 552 00:49:24,506 --> 00:49:26,008 ‫باشه 553 00:49:26,008 --> 00:49:28,719 ‫تروی، ویکتور گفته بری اتاقش 554 00:49:29,803 --> 00:49:31,638 ‫اگر چیزی تغییر کرد ‫بهم خبر بدین 555 00:49:32,222 --> 00:49:33,822 ‫باشه چشم 556 00:49:37,019 --> 00:49:39,021 ‫تحمل وزن این همه آدم رو داره، مگه نه؟ 557 00:49:39,021 --> 00:49:40,621 ‫به‌زودی می‌فهمیم، مگه نه؟ 558 00:49:51,283 --> 00:49:52,883 ‫ویکتور گفته بیام 559 00:49:53,327 --> 00:49:55,204 ‫- من گفتم بیای ‫- هنری 560 00:49:56,121 --> 00:49:57,539 ‫این شیفت توئه؟ 561 00:49:57,539 --> 00:50:00,125 ‫نه، من رو هم مثل تو ‫ فوری بیدار کردن 562 00:50:00,125 --> 00:50:02,044 ‫چرا افراد بخش امنیت داخلی رو لازم دارن؟ 563 00:50:16,058 --> 00:50:17,658 ‫تف توش 564 00:50:17,935 --> 00:50:19,535 ‫آره 565 00:50:22,064 --> 00:50:24,775 ‫- نمی‌خوایم خبرش پخش بشه ‫- آره، معلومه 566 00:50:29,696 --> 00:50:31,296 ‫حالت خوبه؟ 567 00:50:31,865 --> 00:50:34,243 ‫آره. خب... آره 568 00:50:34,243 --> 00:50:35,994 ‫فقط... نمی‌دونم چی بگم 569 00:50:37,538 --> 00:50:39,164 ‫یه بنیان‌گذار خودکشی کرده 570 00:50:40,791 --> 00:50:42,391 ‫اتفاق خیلی مهمیه 571 00:50:42,876 --> 00:50:44,253 ‫یادداشتی گذاشته؟ 572 00:50:44,253 --> 00:50:46,004 ‫چیزی پیدا نکردم 573 00:50:46,004 --> 00:50:49,336 ‫ولی آخرین دستوری که داد این بود که... 574 00:50:49,336 --> 00:50:50,759 ‫تو رو بیدار کنن 575 00:50:51,760 --> 00:50:54,713 ‫برای همین گفتم شاید بدونی 576 00:50:54,713 --> 00:50:56,348 ‫چه مشکلی داشته 577 00:51:00,185 --> 00:51:03,438 ‫شما دو تا بارها با همدیگه کار کردین 578 00:51:03,438 --> 00:51:07,192 ‫تقریباً انگار می‌خواست ‫همزمان با همدیگه سر شیفت باشین 579 00:51:12,406 --> 00:51:14,006 ‫نمی‌دونم والا 580 00:51:14,783 --> 00:51:16,660 ‫گاهی اوقات حس می‌کردم... 581 00:51:18,453 --> 00:51:22,124 ‫قبل از این جریانات منو می‌شناخته ‫ولی مشخصه که نمی‌تونست چیزی بگه 582 00:51:22,124 --> 00:51:23,724 ‫نه 583 00:51:35,053 --> 00:51:36,653 ‫مرد خوبی بود 584 00:51:37,139 --> 00:51:39,308 ‫ازش خوشم میومد. فقط... 585 00:51:39,975 --> 00:51:42,686 ‫نمی‌دونم واقعاً می‌شناختمش یا نه 586 00:52:08,003 --> 00:52:09,546 ‫خیلی‌خب 587 00:52:09,546 --> 00:52:11,146 ‫خوبین؟ 588 00:52:12,716 --> 00:52:14,009 ‫فکر می‌کردم از آب خوشت نمیاد 589 00:52:14,009 --> 00:52:15,609 ‫آره، خوشم نمیاد 590 00:52:15,969 --> 00:52:17,679 ‫و از وقتی رفتم سیلوی 17 ‫ازش متنفر شدم 591 00:52:19,014 --> 00:52:20,614 ‫خیلی‌خب... 592 00:52:20,891 --> 00:52:23,936 ‫لوکاس گفت رفت سمت چپ ‫دستگاه حفاری، پس... 593 00:52:26,188 --> 00:52:27,788 ‫- خب؟ ‫- باشه 594 00:52:42,996 --> 00:52:45,290 ‫خیلی‌خب، بیاین بریم 595 00:52:54,925 --> 00:52:57,386 ‫جوئل، می‌خوام صحبت بین 596 00:52:57,386 --> 00:52:58,846 ‫ویکتور و کامیل سیمز رو گوش کنم 597 00:52:58,846 --> 00:53:00,764 ‫- چشم قربان ‫- و توی بخش مکانیکی کی سر شیفته؟ 598 00:53:01,348 --> 00:53:02,641 ‫پرس‌و‌جو می‌کنم 599 00:53:02,641 --> 00:53:03,892 ‫بهشون بگو آماده باشن 600 00:53:03,892 --> 00:53:05,686 ‫باید یه راهی برای شروع ‫فرآیند حفاظت توی سیلوی 18 پیدا کنیم 601 00:53:05,686 --> 00:53:07,286 ‫قربان 602 00:53:09,147 --> 00:53:10,747 ‫تروی 603 00:53:11,191 --> 00:53:13,944 ‫یکی داره به خزانه‌ی ورودی ‫سیلوی 18 نزدیک میشه 604 00:53:13,944 --> 00:53:15,544 ‫واقعاً؟ 605 00:53:16,029 --> 00:53:17,629 ‫- تصویرش رو بیار بالا ‫- چشم 606 00:53:32,171 --> 00:53:34,840 ‫خب، حالا چی؟ 607 00:53:37,176 --> 00:53:40,596 ‫لوکاس گفت فقط لمسش کرده بود 608 00:53:48,562 --> 00:53:49,897 ‫جولیت نیکولز 609 00:53:49,897 --> 00:53:52,649 ‫سعی نکن بیشتر از این تجسس کنی 610 00:53:53,358 --> 00:53:54,860 ‫چرا؟ 611 00:53:54,860 --> 00:53:56,486 ‫می‌ترسی چی بفهمیم؟ 612 00:53:57,196 --> 00:53:59,031 ‫برگردین بالای چاله‌ی دستگاه حفاری... 613 00:53:59,031 --> 00:54:01,825 ‫و سعی نکنین بیشتر از این تجسس کنین 614 00:54:02,784 --> 00:54:04,661 ‫اگر این‌کارو نکنیم چی میشه؟ 615 00:54:05,204 --> 00:54:08,123 ‫تمام موجودات زنده‌ی سیلوتون می‌میرن 616 00:54:08,123 --> 00:54:11,418 ‫یه بار سعی کردین و نتونستین ‫و می‌دونیم دست بردار نیستین 617 00:54:11,418 --> 00:54:13,128 ‫پس... 618 00:54:13,128 --> 00:54:14,728 ‫چی برای از دست دادن داریم؟ 619 00:54:27,309 --> 00:54:31,396 ‫تا وقتی که سعی نکنین ‫با سیلوی دیگه‌ای ارتباط برقرار کنین 620 00:54:32,147 --> 00:54:33,982 ‫خبری از فرایند حفاظت نیست 621 00:54:34,900 --> 00:54:36,500 ‫می‌خوای باهامون معامله کنی؟ 622 00:54:40,489 --> 00:54:42,089 ‫می‌خوام به توافق برسیم 623 00:54:42,407 --> 00:54:44,007 ‫توافق؟ 624 00:54:47,496 --> 00:54:49,096 ‫پیشنهاد عادلانه‌ایه 625 00:54:51,625 --> 00:54:53,225 ‫قبول می‌کنیم 626 00:54:59,716 --> 00:55:01,635 ‫خیلی‌خب. بیاین بریم 627 00:55:49,391 --> 00:55:51,727 ‫وایسا ببینم، میشه صحبت...؟ ‫این دیگه چه کوفتی بود؟ میشه وایسین؟ 628 00:55:51,727 --> 00:55:53,228 ‫هی! 629 00:55:53,228 --> 00:55:54,828 ‫هی 630 00:55:56,356 --> 00:55:58,025 ‫چی شد یهو؟ 631 00:55:58,025 --> 00:55:59,860 ‫واقعاً که فکر نمی‌کنی ‫قراره دست بردارن، مگه نه؟ 632 00:55:59,860 --> 00:56:01,460 ‫نه، معلومه که نه 633 00:56:03,572 --> 00:56:05,172 ‫خیلی‌خب... 634 00:56:05,449 --> 00:56:07,284 ‫اینو می‌دونیم که نمی‌تونن ‫فرآیند حفاظت رو روی ما اجرا کنن 635 00:56:07,284 --> 00:56:09,453 ‫آره، ولی بالاخره یه کاری می‌کنن 636 00:56:09,453 --> 00:56:11,872 ‫اگر از بالا حمله کنن، متوجهشون میشیم 637 00:56:11,872 --> 00:56:13,472 ‫ممکنه زیر زمین حفاری کنن 638 00:56:13,999 --> 00:56:16,668 ‫یه سوراخ توی دیواره‌ی سیلو ایجاد کنن ‫و سم رو تزریق کنن داخل 639 00:56:16,668 --> 00:56:18,337 ‫تا وقتی نزدیک نشدن متوجهشون نمیشیم 640 00:56:18,337 --> 00:56:22,966 ‫شاید از اینم راحت‌تر باشه ‫می‌تونن سم رو از همین در بفرستن تو 641 00:56:22,966 --> 00:56:24,134 ‫می‌تونیم جوشش بدیم 642 00:56:24,134 --> 00:56:26,512 ‫یا چند نفر مسلح ‫می‌ذاریم دمش نگهبانی بدن 643 00:56:26,512 --> 00:56:30,432 ‫نه، ولی بقیه‌ی سیلوها ‫با همین خطر روبه‌رو هستن 644 00:56:30,432 --> 00:56:31,850 ‫- یعنی چی؟ می‌خوای بهشون هشدار بدی؟ ‫- نه 645 00:56:31,850 --> 00:56:33,310 ‫بهمون گفتن این‌کارو نکنیم 646 00:56:33,310 --> 00:56:35,145 ‫اصلاً نمیشه این‌کارو کرد 647 00:56:35,145 --> 00:56:37,981 ‫ببینین، باید تمرکزمون ‫روی بقای خودمون باشه 648 00:56:37,981 --> 00:56:39,581 ‫درسته؟ 649 00:56:40,651 --> 00:56:42,319 ‫انتظار دارن همین‌کارو بکنیم 650 00:56:46,532 --> 00:56:50,953 ‫انتظار دارن آماده‌ بشیم ‫از خودمون دفاع کنیم، آره؟ 651 00:56:51,662 --> 00:56:54,264 ‫که یعنی برای دفاع از خودشون 652 00:56:54,264 --> 00:56:56,458 ‫در مقابل ما آماده نمیشن 653 00:56:58,710 --> 00:57:01,094 ‫پس اگر ما بتونیم زودتر بریم سراغشون 654 00:57:01,094 --> 00:57:03,048 ‫می‌تونیم جون همه رو نجات بدیم 655 00:57:08,095 --> 00:57:09,930 ‫باید سیلوی 1 رو نابود کنیم 656 00:57:41,044 --> 00:57:42,129 ‫« پیام رمزنگاری شده » 657 00:57:42,129 --> 00:57:44,089 ‫« پیام رمزنگاری شده » ‫« آغاز رمزگشایی » 658 00:57:46,049 --> 00:57:47,649 ‫سلام تروی 659 00:57:49,428 --> 00:57:52,514 ‫تا الان متوجه شدی ‫که شیفت خودمو تموم کردم 660 00:57:54,016 --> 00:57:55,616 ‫برای همیشه 661 00:58:01,190 --> 00:58:03,066 ‫لازم نیست تمام دلایلش رو بدونی 662 00:58:05,777 --> 00:58:07,377 ‫فقط اینو میگم که... 663 00:58:07,988 --> 00:58:11,241 ‫وقتی تلاش‌مون برای آغاز ‫فرآیند حفاظت سیلوی 18 شکست خورد 664 00:58:13,160 --> 00:58:14,760 ‫متوجه شدم... 665 00:58:16,413 --> 00:58:18,013 ‫که بیشتر از هرچیز دیگه‌ای... 666 00:58:19,708 --> 00:58:21,308 ‫نفس راحتی کشیدم 667 00:58:27,716 --> 00:58:29,316 ‫آخرین باری که صحبت کردیم 668 00:58:29,927 --> 00:58:31,678 ‫در مورد یه زنی ازم پرسیدی 669 00:58:33,514 --> 00:58:35,265 ‫و من بهت قول دادم 670 00:58:38,101 --> 00:58:40,312 ‫اسمش "هلن درو"ـه 671 00:59:14,012 --> 00:59:15,612 ‫هلن درو 672 00:59:18,236 --> 00:59:26,260 ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی 673 00:59:26,260 --> 00:59:31,284 ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@ 674 00:59:31,284 --> 00:59:36,308 ‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ] 675 00:59:36,308 --> 00:59:44,308 ‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM