1
00:00:18,428 --> 00:00:28,428
ارائهای از وبسایت دیجیموویز
.:: DigiMoviez.Com ::.
2
00:00:28,453 --> 00:00:38,453
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
3
00:00:38,791 --> 00:00:40,625
نمیدونم از کجا شروع کنم
4
00:00:41,833 --> 00:00:45,309
گمونم اگه بخوام ماجرای قتل جمعهی نیک رو
از نگاه خودم تعریف کنم،
5
00:00:45,333 --> 00:00:46,958
باید از همینجا شروع کنیم
6
00:00:47,625 --> 00:00:51,809
نُه ماه پیش،
وقتی اون شمّاس نمکبهحروم زرِ زیادی زد،
7
00:00:51,833 --> 00:00:53,041
اینطوری از خجالتش دراومدم
8
00:00:58,333 --> 00:00:59,958
گندت بزنن
9
00:01:00,750 --> 00:01:03,083
پس اهلِ بزنبزنی؟
10
00:01:03,583 --> 00:01:05,767
اصلاً و ابداً، پدر
11
00:01:05,791 --> 00:01:09,101
والا اگه فک اون شمّاس بندهخدا رو
نمیآوردی پایین، الان باهات مخالفت میکرد
12
00:01:09,125 --> 00:01:11,750
قدیمها، بله، یهزمانی بوکسور بودم و
13
00:01:12,250 --> 00:01:14,892
زندگیم کفِ خیابون بود.
یه سِری کارهای دیگه هم کردم.
14
00:01:14,916 --> 00:01:18,708
مبارز که لازمـه، منتها
برای اینکه جلوی دنیا سینه سپر کنیم،
15
00:01:19,458 --> 00:01:21,142
نه خودمون
16
00:01:21,166 --> 00:01:24,684
کشیش حکم شبان رو داره و
دنیا هم مصداقِ گلهی گرگهاست
17
00:01:24,708 --> 00:01:25,833
خیر
18
00:01:29,250 --> 00:01:33,684
جسارتـه، پدر،
ولی من اینجوری فکر نمیکنم
19
00:01:33,708 --> 00:01:36,559
آدم وقتی با گرگها سرشاخ میشه،
یهو به خودش میاد میبینه
20
00:01:36,583 --> 00:01:38,291
عالم و آدم براش حکم گرگ رو دارن
21
00:01:39,333 --> 00:01:42,392
هنوز از شرّ روحیهی دعواییام خلاص نشدم و
امروز نتونستم جلوش مقاومت کنم
22
00:01:42,416 --> 00:01:44,892
ولی مسیح اومد که مرهمی باشه بر جهانیان،
نه اینکه سرِ جنگ داشته باشه
23
00:01:44,916 --> 00:01:46,267
اعتقادم اینـه
24
00:01:46,291 --> 00:01:49,583
راهش اینـه، نه این، درست میگم؟
25
00:01:50,833 --> 00:01:52,666
من فقط میخوام کشیشِ خوبی باشم
26
00:01:53,625 --> 00:01:56,976
شفقت و محبت مسیح رو نشونِ
آدمهای درهمشکستهای مثل خودم بدم
27
00:01:57,000 --> 00:01:59,000
دنیا لنگِ همین چیزهاست
28
00:02:01,708 --> 00:02:04,583
یه فرصت دیگه بهم بدید،
قول میدم روسفیدتون کنم
29
00:02:06,933 --> 00:02:16,933
« ترجمه از نهـال، علی محمدخانی، امیر فرحناک و آریـن »
.:: Cardinal & FarahSub & AliMK_Sub & iredprincess ::.
30
00:02:16,958 --> 00:02:18,125
عالیجناب،
31
00:02:18,833 --> 00:02:21,101
بارها دیدم برام ریش گِرو گذاشتید
32
00:02:21,125 --> 00:02:23,684
- من روسیاه شدم و هر چی شما...
- بسـه
33
00:02:23,708 --> 00:02:24,791
گوش بده...
34
00:02:25,291 --> 00:02:28,309
همه میدونن شمّاس کلارک آدم بیشعوریـه
35
00:02:28,333 --> 00:02:30,851
تازه، هیچکس هم شاکی نیست که
زدی فکش رو آوردی پایین
36
00:02:30,875 --> 00:02:32,434
اتفاقاً خیلی هم ثواب کردی
37
00:02:32,458 --> 00:02:35,041
اما باید یه فکری بکنیم
38
00:02:36,041 --> 00:02:39,309
میفرستیمت یه کلیسای کوچیک توی چیمنی راک
39
00:02:39,333 --> 00:02:42,375
کلاً یه کشیش بیشتر اونجا نیست
40
00:02:43,666 --> 00:02:45,059
یعنی میشم دستیارِ کشیش؟
41
00:02:45,083 --> 00:02:47,309
آره، ولی خیلی ذوقزده نشو
42
00:02:47,333 --> 00:02:48,333
چرا؟
43
00:02:48,666 --> 00:02:53,476
باید بری کلیسای «بانوی همیشه بردبار»
44
00:02:53,500 --> 00:02:56,583
زیر دستِ مانسینیور جفرسون ویکز.
جفرسون ویکز رو میشناسی؟
(مانسینیور: نوعی لقب برای پدر روحانی)
45
00:02:57,458 --> 00:03:01,017
خیلیخب، ببین، ویکز اینجا
حامیهای خودش رو داره. البته مِنهای من
46
00:03:01,041 --> 00:03:02,184
بین خودمون بمونه،
47
00:03:02,208 --> 00:03:05,166
به چشم من یه تختهاش کمـه،
اما تخمسگیـه که اون سرش ناپیدا
48
00:03:06,166 --> 00:03:10,833
ولی خوشبختانه پیروهاش کمتر و کمتر شدن و
یه مُشت فسیل ازشون مونده
49
00:03:11,791 --> 00:03:15,333
لازمـه روحیهای که داخل از خودت نشون دادی رو
ببری اونجا، فهمیدی؟
50
00:03:15,958 --> 00:03:18,351
اصلاً ولی باشه
51
00:03:18,375 --> 00:03:20,517
باشه، باشه، باشه، باشه
52
00:03:20,541 --> 00:03:23,476
- الان روحالقدس منقلبم کرده. برم حالشو بگیرم
- آی، آی، آی
53
00:03:23,500 --> 00:03:27,041
با مِهر و محبت، نه دعوا و درگیری، خب؟
54
00:03:31,166 --> 00:03:32,375
خِیر پیش، جوون
55
00:03:38,166 --> 00:03:40,791
خلاصه اینجوری شد که
پام به چیمنی راک باز شد
56
00:03:43,333 --> 00:03:45,226
مثل حکایتِ دانیال نبی توی لونهی شیرها
57
00:03:45,250 --> 00:03:47,000
یا داوود در برابر جالوت
58
00:03:47,500 --> 00:03:49,976
خام و کلهخراب، لبریز از عشقِ به مسیح
59
00:03:50,000 --> 00:03:51,750
آماده برای هر چیزی
60
00:04:04,765 --> 00:04:14,765
61
00:04:14,790 --> 00:04:17,711
« برخیز، اِی مُرده »
62
00:04:23,791 --> 00:04:24,875
پدر جفرسون؟
63
00:04:25,791 --> 00:04:28,142
سلام، جاد دوپلنسی هستم از آلبانی
64
00:04:28,166 --> 00:04:30,875
خداوند یار و یاورت، جاد دوپلنتیسی از آلبانی
65
00:04:34,000 --> 00:04:36,125
اومدی کلیسام رو ازم بگیری؟
66
00:04:37,458 --> 00:04:39,250
نه
67
00:04:39,833 --> 00:04:40,833
خوبـه
68
00:04:41,583 --> 00:04:44,000
بسیارخب، من رو مانسینیور ویکز صدا کن
69
00:04:44,916 --> 00:04:46,208
با مارتا هم که آشنا شدی
70
00:04:47,083 --> 00:04:48,392
مارتا؟ نه
71
00:04:48,416 --> 00:04:49,976
- مانسینیور ویکز
- یا عیسی!
72
00:04:50,000 --> 00:04:52,559
صبحِ زود پا شدم ظروف نقره رو برق بندازم
73
00:04:52,583 --> 00:04:53,934
یکمی لک داشتن
74
00:04:53,958 --> 00:04:55,559
نیازی نیست، مارتا
75
00:04:55,583 --> 00:04:57,791
پدر... جاد
76
00:04:59,083 --> 00:05:00,375
خوش اومدی
77
00:05:00,875 --> 00:05:02,559
ممنونم، مارتا
78
00:05:02,583 --> 00:05:05,267
والا داشتم خدمتِ پدر ویکز عرض میکردم که...
79
00:05:05,291 --> 00:05:06,875
مانسینیور ویکز
80
00:05:07,708 --> 00:05:09,583
بله، مانسینیور. شرمنده
81
00:05:10,083 --> 00:05:11,708
شرمنده گفتم عیسی
82
00:05:13,500 --> 00:05:15,726
گمونم داریم خوب پیش میریم
83
00:05:15,750 --> 00:05:18,291
پس اسقف لنگستروم فرستادتت؟
84
00:05:19,166 --> 00:05:20,250
لنگستروم
85
00:05:20,750 --> 00:05:22,476
خوب میشناسمش
86
00:05:22,500 --> 00:05:24,708
خودش انتخابت کرده و فرستاده اینجا
87
00:05:25,500 --> 00:05:27,000
همین گویای همهچیز هست
88
00:05:29,583 --> 00:05:30,791
همچین هم بیخبر نیستم
89
00:05:31,916 --> 00:05:34,708
خب، می... میدونم آدم تَکرویی هستید، ولی...
90
00:05:35,291 --> 00:05:36,916
من... برای خدمت اومدم
91
00:05:38,416 --> 00:05:39,625
پس اعترافاتم رو بشنو
92
00:05:41,291 --> 00:05:43,083
بسیارخب
93
00:05:47,166 --> 00:05:49,767
پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شدهام
94
00:05:49,791 --> 00:05:51,000
آخرین باری که
95
00:05:51,875 --> 00:05:54,291
اعتراف کردم، شش هفتهی پیش بود
96
00:05:58,708 --> 00:06:01,250
به مال و منال مردم حسادت کردم
97
00:06:02,125 --> 00:06:06,750
تبلیغِ یه ماشین آنچنانی رو
توی تلویزیونِ سم دیدم. لکسوس بود
98
00:06:07,416 --> 00:06:08,625
همون لحظه به سرم زد که
99
00:06:09,125 --> 00:06:11,934
بَه، عجب ماشینِ قشنگی
100
00:06:11,958 --> 00:06:13,458
مدلِ کوپه بود
101
00:06:14,583 --> 00:06:17,958
حسرتِ جاه و مقام بزرگمردها رو خوردم
102
00:06:19,375 --> 00:06:22,809
حسرتِ جلال و جبروتِ پدربزرگم رو تو
دوران کشیشبودنش خوردم. آرزوم بود
103
00:06:22,833 --> 00:06:24,041
تو همهی بُرههها
104
00:06:27,541 --> 00:06:28,958
این هفته
105
00:06:30,166 --> 00:06:33,767
چهار بار خودارضایی کردم
106
00:06:33,791 --> 00:06:36,684
چهار یا پنج بار، کلاً توی...
شش هفته گفتم؟
107
00:06:36,708 --> 00:06:39,791
خب، سرجمع ۳۰ بار خودارضایی کردم
108
00:06:40,833 --> 00:06:44,458
این هفته، یه بار صبح تو رختخواب
109
00:06:44,958 --> 00:06:49,101
یه بار ایستاده زیرِ دوش. اتفاقاً راحت هم بود
110
00:06:49,125 --> 00:06:51,250
فقط یه ژل حموم لازم بود
111
00:06:52,333 --> 00:06:55,601
یه بار هم نصفهشب،
بعدِ اینکه خواب دیدم...
112
00:06:55,625 --> 00:06:58,267
- نیازی نیست بگید
- تو یکی از اون کافههای پر از گربههای ژاپنیام
113
00:06:58,291 --> 00:07:00,684
- خیلیخب
- عرض کنم که یه مقالهای خونده بودم
114
00:07:00,708 --> 00:07:05,916
گربهها دختر بودن تو لباسِ گربه و واسه همین هم...
115
00:07:06,583 --> 00:07:08,059
حالا چیزی هم دمِ دست نبود،
116
00:07:08,083 --> 00:07:12,125
بهناچار ریختمش روی جلدِ
مجلهی «شرح وقایعِ کاتولیک»
117
00:07:12,833 --> 00:07:16,916
چیزِ دیگهای رو میز نبود که
یحتمل خودش هم به نوعی گناه محسوب میشه
118
00:07:17,416 --> 00:07:20,416
نمیدونم، شاید هم نباشه،
ولی... کار درستی نیست
119
00:07:21,541 --> 00:07:23,833
اونموقع پیش خودم میگفتم
چقدر این بابا عجیبغریبـه
120
00:07:24,833 --> 00:07:26,976
ولی حالا که به عقب نگاه میکنم، تازه میفهمم
121
00:07:27,000 --> 00:07:29,392
این اولین مُشت ویکز بود
122
00:07:29,416 --> 00:07:31,458
پنج بار دعای سلام بر مریم و
یک بار جلال بر پدر رو بخون
123
00:07:33,166 --> 00:07:34,458
ممنون، پدر
124
00:07:40,041 --> 00:07:41,601
تازه ماجرا شروع شده بود
125
00:07:41,625 --> 00:07:42,875
به کلیسای من هم
126
00:07:43,666 --> 00:07:45,083
خوش اومدی
127
00:07:48,750 --> 00:07:51,267
خلاصه ظرف چند هفته،
کلیسای بانوی همیشه بردبار
128
00:07:51,291 --> 00:07:53,500
شد خونهی جدیدم
129
00:07:54,458 --> 00:07:56,138
« شرح وقایع کاتولیک »
130
00:07:59,166 --> 00:08:03,791
جز من، تنها کارمندِ تماموقتِ اونجا
سمسون، سرایدارِ کلیسا بود
131
00:08:04,500 --> 00:08:05,583
سم
132
00:08:11,125 --> 00:08:12,892
مانسینیور ویکز کسیـه که
133
00:08:12,916 --> 00:08:17,000
هر روز بهم قدرت میده
دوباره به مشروبخوری نیفتم
134
00:08:17,916 --> 00:08:19,041
خودش هم یه زمانی مشروبخور بود
135
00:08:20,125 --> 00:08:24,083
ولی یه بار بهم گفت:
«وقتی من تونستم جلوی هوای نفسم رو بگیرم، تو هم میتونی»
136
00:08:25,375 --> 00:08:27,291
هر روز سر این با خودم کلنجار میرم
137
00:08:28,166 --> 00:08:29,250
ولی تا حالا کم نیاوردم
138
00:08:30,541 --> 00:08:34,101
به لطف اون و مارتای نازنینم
139
00:08:34,125 --> 00:08:36,684
مارتای نازنینِ شما؟
140
00:08:36,708 --> 00:08:38,333
جونم رو هم واسش میدم
141
00:08:39,708 --> 00:08:42,142
فرشتهی منـه رو زمین
142
00:08:42,166 --> 00:08:45,517
کلیسا کلاً رو انگشتِ مارتا میچرخه
143
00:08:45,541 --> 00:08:48,809
حسابکتابها دستشـه،
کمکهای مالی با اونـه و همهچی رو بایگانی میکنه
144
00:08:48,833 --> 00:08:49,958
این هم بایگانی کن
145
00:08:50,541 --> 00:08:53,017
رداها رو میشوره، انبار رو پُر میکنه،
146
00:08:53,041 --> 00:08:55,166
به ویکز غذا میده، ارگ میزنه
147
00:08:58,875 --> 00:09:00,791
از زیر و بم همهچی خبر داشت
148
00:09:01,583 --> 00:09:03,726
- پس مقبره اینجاست؟
- آره
149
00:09:03,750 --> 00:09:06,708
بگم خدا چیکارشون کنه.
باید یه دوربین مداربسته نصب کنم.
150
00:09:07,208 --> 00:09:09,333
- در هم داره؟
- بله
151
00:09:10,500 --> 00:09:11,708
اینجاست
152
00:09:12,208 --> 00:09:13,333
درِ لازاروسیـه
153
00:09:14,041 --> 00:09:16,976
برای باز کردنش از بیرون،
دم و دستگاه لازمـه
154
00:09:17,000 --> 00:09:19,875
ولی جوری تراز شده که
با یه هُل از داخل،
155
00:09:20,458 --> 00:09:22,875
پخشِ زمین میشه
156
00:09:24,125 --> 00:09:25,517
کی اون تو هست حالا؟
157
00:09:25,541 --> 00:09:26,541
پرنتیس
158
00:09:27,166 --> 00:09:30,625
پدربزرگِ ویکز، مؤسس این کلیسا
159
00:09:31,500 --> 00:09:33,000
حق پدری به گردنم داشت
160
00:09:33,666 --> 00:09:35,726
حالم بد میشه
161
00:09:35,750 --> 00:09:40,000
ببین این بچهها چطوری
روی مقبرهاش عکسِ موشک کشیدن
162
00:09:46,708 --> 00:09:49,416
داری چیکار میکنی؟
163
00:09:50,208 --> 00:09:52,184
خب، من یهنمه نجاری بلدم،
164
00:09:52,208 --> 00:09:55,767
گفتم با ابزارِ سم، یه چیزِ درستوحسابی بسا...
165
00:09:55,791 --> 00:09:57,059
نه، بهش دست نزن
166
00:09:57,083 --> 00:09:59,958
تا هیچوقت یادمون نره
اون هرزهی تنفروش چه گناهی کرد
167
00:10:01,500 --> 00:10:02,916
بیا اعترافاتم رو بشنو
168
00:10:04,875 --> 00:10:06,625
آره، هرزهی تنفروش
« باشگاه کتابخوانی؛ فهرست کتابهای بهاره »
169
00:10:08,125 --> 00:10:09,684
مادر ویکز بود
170
00:10:09,708 --> 00:10:12,392
آها، جریانش چیـه حالا؟
171
00:10:12,416 --> 00:10:14,625
یه هرزهی تنفروش بود
172
00:10:15,458 --> 00:10:16,351
خیلیخب
173
00:10:16,375 --> 00:10:19,642
پرنتیس که کشیش شد و
این کلیسا رو بنا کرد،
174
00:10:19,666 --> 00:10:21,833
زنش به رحمت خدا رفته بود و
یه دختر داشت
175
00:10:22,958 --> 00:10:24,541
اسمش هم گریس بود
176
00:10:25,125 --> 00:10:26,809
از همون اول بدذات بود
177
00:10:26,833 --> 00:10:32,226
عاشق لباسهای باز و برندهای آنچنانی بود
178
00:10:32,250 --> 00:10:33,934
امان از این قِر و فِرها
179
00:10:33,958 --> 00:10:35,101
آره
180
00:10:35,125 --> 00:10:38,017
دبیرستانی که بود
توی این بار و اون بار تنفروشی میکرد،
181
00:10:38,041 --> 00:10:40,250
بعدش هم خیلی زود از یه ولگرد حامله شد
182
00:10:41,250 --> 00:10:45,351
پرنتیس ارث و میراث هنگفتی توی بانک داشت
183
00:10:45,375 --> 00:10:48,476
برای اینکه نوهاش، ویکز رو بگیره زیرِ بال و پرش،
184
00:10:48,500 --> 00:10:53,083
به گریس قول داد که اگه پیشش بمونه،
185
00:10:53,791 --> 00:10:56,916
همهی اون مال و ثروت برسه بهش
186
00:10:57,916 --> 00:11:01,750
اینطوری شد که اون زنیکه
منتظر نشست تا پدرش بمیره
187
00:11:02,666 --> 00:11:05,142
این مسئله خیلی پرنتیس رو آزار میداد
188
00:11:05,166 --> 00:11:06,666
مارتا، یادت نره
189
00:11:07,833 --> 00:11:10,666
ثروت، و قدرتی که به همراه میاره
:حکم یه چیز رو داره
190
00:11:11,416 --> 00:11:12,666
سیبِ حوّا
191
00:11:13,916 --> 00:11:16,041
وسوسهای که تو رو از عرش به فرش میکِشونه
192
00:11:17,291 --> 00:11:21,125
باید به هر قیمتی که شده،
عزیزهامون رو از شرّ چنین فسادی
193
00:11:22,208 --> 00:11:23,625
حفظ کنیم
194
00:11:24,375 --> 00:11:26,267
عاقبت اجلش رسید
195
00:11:26,291 --> 00:11:27,541
من پیشش بودم
196
00:11:28,625 --> 00:11:31,892
دیدم پرنتیس آخرین عشای ربانیش رو انجام داد و
197
00:11:31,916 --> 00:11:34,726
همونجا دمِ محراب از دنیا رفت
198
00:11:34,750 --> 00:11:36,166
به آرامش رسید
199
00:11:36,958 --> 00:11:40,458
این هرزه هم یهراست رفت سراغ وکیلِ پرنتیس
200
00:11:41,041 --> 00:11:44,125
بهش گفت:
«پولم رو رد کن بیاد»
201
00:11:45,375 --> 00:11:46,833
میدونی وکیلـه چی جوابش رو داد؟
202
00:11:47,958 --> 00:11:52,458
گفت: «بله، تو وارث تمام و کمالِ
داراییهای پرنتیس هستی»
203
00:11:53,250 --> 00:11:54,875
ولی دریغ از
204
00:11:56,166 --> 00:11:59,166
یه پاپاسی تو حسابهاش
205
00:11:59,875 --> 00:12:02,101
با اون همه ثروت چیکار کرد؟
206
00:12:02,125 --> 00:12:04,041
طبق گفتهی بعضیها بخشیدتشون به فقرا
207
00:12:04,666 --> 00:12:07,541
یه سِریهام میگن ریختتشون تو دریا. خدا عالِمـه
208
00:12:08,157 --> 00:12:09,157
همش پَر
209
00:12:10,375 --> 00:12:14,208
برای بارِ آخر این مرد مؤمن بزرگی کرد و
210
00:12:15,333 --> 00:12:19,625
نذاشت عامل فساد بیفته تو چنگالِ بدکارهها
211
00:12:20,666 --> 00:12:22,500
تنها چیزی که براش گذاشت...
212
00:12:25,541 --> 00:12:26,541
این بود
213
00:12:27,166 --> 00:12:29,208
خودش نمیدونست این چیـه
214
00:12:30,291 --> 00:12:31,708
ولی من میدونستم
215
00:12:32,416 --> 00:12:34,250
پیِ سیبِ حوّا نگرد
216
00:12:34,916 --> 00:12:38,333
میراثِ تو خودِ مسیحـه
217
00:12:44,208 --> 00:12:46,833
همون شب زهرش رو ریخت
218
00:12:50,000 --> 00:12:52,059
عنان از کف داد و
219
00:12:52,083 --> 00:12:56,166
حرمت این مکان مقدس رو شکست
220
00:13:11,416 --> 00:13:13,833
کُفر، هتک حرمت
221
00:13:15,416 --> 00:13:18,416
شیطان رفته بود تو جلدش
222
00:13:54,083 --> 00:13:56,517
من بهش گفتم: «خواهر گریس،
223
00:13:56,541 --> 00:14:01,458
خداوند، پدرِ آسمانیِ تو،
با قلبی آکنده از عشق، از سر تقصیراتت میگذره»
224
00:14:18,041 --> 00:14:19,541
...همینطوری
225
00:14:20,083 --> 00:14:22,375
آویزون سنگ مقبرهی پرنتیس شده بود و
همونجا تموم کرد
226
00:14:25,541 --> 00:14:27,541
دکترها گفتن رگ مغزش پاره شده
227
00:14:28,750 --> 00:14:30,666
ولی من میگم خداوند از سرِ رحمت
228
00:14:31,541 --> 00:14:34,875
جونش رو گرفت
229
00:14:35,958 --> 00:14:37,500
پشمام
230
00:14:39,666 --> 00:14:40,666
ببخشید، شرمنده
231
00:14:43,000 --> 00:14:46,392
این داستان تلخ و ناگوار
توی تار و پود کلیسا ریشه دوونده بود
232
00:14:46,416 --> 00:14:48,726
سنگینیش حس میشد
233
00:14:48,750 --> 00:14:50,142
از من پرسید: «کی بهت گفت...»
234
00:14:50,166 --> 00:14:54,500
پس واسه چی بقیه اینجا رو
خونهی معنویشون میدونن؟
235
00:14:55,083 --> 00:14:58,142
حضار همیشگی همه دلیل خاص خودشون رو داشتن
236
00:14:58,166 --> 00:15:00,184
یعنی مظنونهای پروندهی ما
237
00:15:00,208 --> 00:15:01,833
پس باید معرفیشون کنم
238
00:15:02,500 --> 00:15:06,208
وِرا دریون، وکیلِ محل.
هم معتمد بود و هم دلسوز.
239
00:15:08,625 --> 00:15:12,017
بابام هم وکیلِ ویکز بود و
هم پایهی عرقخوریش
240
00:15:12,041 --> 00:15:14,226
رفیقِ شفیق هم بودن
241
00:15:14,250 --> 00:15:18,684
پس وکالت خوندی
بلکه پا بذاری جاپای بابات؟
242
00:15:18,708 --> 00:15:21,791
وکیل شدم چون میخواستم دنیا رو تغییر بدم
243
00:15:23,125 --> 00:15:25,958
اما این خونه یادگار بابامـه
244
00:15:26,708 --> 00:15:27,809
وصیت کرد که...
245
00:15:27,833 --> 00:15:30,267
- ممنونم
- بعدِ مرگش، ولش نکنم به امونِ خدا
246
00:15:30,291 --> 00:15:32,767
واسه همینـه که اینجام
247
00:15:32,791 --> 00:15:34,684
سلام، سلام. سلام، ورا
248
00:15:34,708 --> 00:15:37,101
- سلام. ممنون
- اینو پُرش میکنی؟
249
00:15:37,125 --> 00:15:39,684
پسرخوندهاش، سای هم بعدِ اینکه نتونست
با سیاست به نونونوایی برسه،
250
00:15:39,708 --> 00:15:42,476
دست از پا درازتر برگشته بود خونه
251
00:15:42,500 --> 00:15:43,476
سلام
252
00:15:43,500 --> 00:15:44,517
سلام
253
00:15:44,541 --> 00:15:45,625
خیلیخب
254
00:15:46,666 --> 00:15:48,208
خوشحالی برگشته؟
255
00:15:51,416 --> 00:15:54,476
ورا که تازه از دانشکدهی حقوق فارغالتحصیل شده بود،
256
00:15:54,500 --> 00:15:58,309
یه روز دید که باباش دستِ یه پسرِ ده ساله رو گرفته و
با خودش آورده خونه
257
00:15:58,333 --> 00:16:00,726
به وِرا گفت که مسئولیتش با اونـه
258
00:16:00,750 --> 00:16:02,166
اما و اگر هم نداره
259
00:16:03,750 --> 00:16:07,416
مثل روز برای عالم و آدم روشن بود که
برادرِ نامشروعشـه
260
00:16:08,083 --> 00:16:09,500
ولی ورا قبول کرد
261
00:16:10,458 --> 00:16:11,809
بزرگش کرد
262
00:16:11,833 --> 00:16:14,476
من قیدِ خیلی چیزها رو زدم تا
263
00:16:14,500 --> 00:16:19,041
پایِ بابام و سای و ویکز وایسم
264
00:16:20,375 --> 00:16:21,767
برای همین به نظرم
265
00:16:21,791 --> 00:16:25,267
بابام که از بهشت بهم نگاه میکنه،
266
00:16:25,291 --> 00:16:28,767
حتماً خیلی...
267
00:16:28,791 --> 00:16:30,500
از من راضیـه
268
00:16:32,875 --> 00:16:34,291
گمونم همینـه که قشنگش میکنه
269
00:16:34,958 --> 00:16:36,101
خیلی نزدیک شده بودم
270
00:16:36,125 --> 00:16:38,726
شده بودم نورچشمیِ حزب.
چشم امید جمهوریخواهها به من بود.
271
00:16:38,750 --> 00:16:41,351
کُلی آشناماشنا و سوراخسنبه بلد بودم
272
00:16:41,375 --> 00:16:43,559
تا پایِ چشمه رفتم، ولی تشنهلب برگشتم
273
00:16:43,583 --> 00:16:47,559
گمونم اون جذبهی لازم برای رهبری رو نداشتم
274
00:16:47,583 --> 00:16:50,476
خیلی سختـه آدم بتونه از تهِ دل با بقیه بجوشه
275
00:16:50,500 --> 00:16:52,267
قبول دارم
276
00:16:52,291 --> 00:16:54,767
به هر دری زدم. باور کن،
تا تونستم روی بحثهای نژادپرستی مانور دادم
277
00:16:54,791 --> 00:16:57,059
حتی موضوع جنسیت یا که ترنسها،
278
00:16:57,083 --> 00:16:59,267
یا بحث مرز و کارتنخوابها یا
279
00:16:59,291 --> 00:17:03,125
موضوع جنگ و انتخابات و سقط جنین و
تغییرات اقلیمی رو پیش کِشیدم
280
00:17:03,916 --> 00:17:07,976
دیگه از اجاق برقی القایی و اسرائیل و
کتابهای کتابخونه و واکسن و
281
00:17:08,000 --> 00:17:11,142
ضمایر و آزادیِ اسلحه و سوسیالیستم و
حقوق سیاهپوستها و
282
00:17:11,166 --> 00:17:15,000
مرکز بهداشت و تنوع جنسیتی و
فناوری فایوجی و همه و همه نگم برات
283
00:17:15,708 --> 00:17:19,708
همش رو مطرح کردم.
دریغ از یه نفر، انگار نه انگار.
284
00:17:20,458 --> 00:17:22,726
نمیدونم چرا دیگه ملت
چیزی براشون مهم نیست
285
00:17:22,750 --> 00:17:25,684
شاید بهتره برگردیم به اصول پایه، ببین،
286
00:17:25,708 --> 00:17:29,226
اینکه چطور میشه واقعاً مردم رو به وجد آورد
287
00:17:29,250 --> 00:17:31,351
منظورت از اصول اولیه اینـه که
یه چیز منزجرکننده نشونشون بدم
288
00:17:31,375 --> 00:17:34,041
بعد از این بترسونمشون که
قراره عزیزترین چیزشون رو ازشون بگیره؟
289
00:17:35,833 --> 00:17:37,184
خب، نه
290
00:17:37,208 --> 00:17:38,601
وِرا
291
00:17:38,625 --> 00:17:41,392
نَت شارپ، دکتر شهر
292
00:17:41,416 --> 00:17:43,625
زندگیش توی خانمش، دارلا، خلاصه میشد
293
00:17:44,291 --> 00:17:46,017
جونش به جونش بسته بود
294
00:17:46,041 --> 00:17:47,934
دارلا هفتهی پیش ولم کرد رفت
295
00:17:47,958 --> 00:17:49,625
متأسفم
296
00:17:50,125 --> 00:17:53,000
دستِ بچهها رو گرفت
با یه یارویی که توی
297
00:17:54,166 --> 00:17:56,791
سایتِ طرفدارای «فیش» باهاش آشنا شده بود،
پا شدن رفتن توسان
298
00:18:00,416 --> 00:18:01,684
همون بَندِ راک؟
299
00:18:01,708 --> 00:18:03,125
اصلاً نمیدونستم
300
00:18:03,958 --> 00:18:06,934
دکتر نَت پاک رد داده بود
301
00:18:06,958 --> 00:18:10,851
نه پولوپَلهای داشت و نه آدم حسابی بود.
کلاً به چشمش نمیومد.
302
00:18:10,875 --> 00:18:13,000
حاضر بود دار و ندارش رو بده تا اون برگرده
303
00:18:17,208 --> 00:18:19,892
تنها کسی که تو این شهر یه اسم و رسمی در کرده،
304
00:18:19,916 --> 00:18:22,041
لی راس، نویسندهی رمانهای علمیتخیلیـه
305
00:18:23,125 --> 00:18:25,041
یحتمل اسم بعضی از آثارش رو شنیدید
306
00:18:25,666 --> 00:18:28,142
سری کتابهای برزخ هلالی،
یخشکنِ زمان،
307
00:18:28,166 --> 00:18:29,500
تلاقی بلورین
308
00:18:30,291 --> 00:18:32,851
ده سالِ پیش، پا شد از نیویورک اومد اینجا و
309
00:18:32,875 --> 00:18:35,934
با ویکز و کلیسا جور شد.
به قول خودش...
310
00:18:35,958 --> 00:18:37,517
از اون تفکر گوسفندی و
311
00:18:37,541 --> 00:18:41,958
گلهای لیبرالجماعت پناه آوردم به اینجا
312
00:18:42,875 --> 00:18:46,833
از اون موقع به بعد، فروش کتابهاش و
محبوبیتش کمتر و کمتر شده
313
00:18:47,958 --> 00:18:51,434
ولی کل یک سال گذشته رو صرفِ
نوشتن یه کتاب قطور دربارهی ویکز کرده
314
00:18:51,458 --> 00:18:53,017
تعالیم ایشون با تأملات بنده
315
00:18:53,041 --> 00:18:56,517
جستارها و خاطراتِ مُریدی در محضرِ یک پیامبر
316
00:18:56,541 --> 00:18:58,767
مؤمن و خنیاگر
317
00:18:58,791 --> 00:19:02,476
خوندنش حکم عذاب الهی رو داشت،
ولی چشم امید خودش به همین کتاب بود
318
00:19:02,500 --> 00:19:05,934
این آخرین شانسم برای خلاصشدن از
نویسندگیِ آنلاین تو سابستکـه
319
00:19:05,958 --> 00:19:08,625
دیگه بُریدم. مخاطبهای این روزهام...
320
00:19:09,125 --> 00:19:11,601
یه مُشت خلوضعن که منتظرن دنیا کنفیکون بشه
321
00:19:11,625 --> 00:19:14,250
دستهجمع یکیان عینهو جان گودمن توی
فیلم لبوفسکی بزرگ
322
00:19:18,208 --> 00:19:21,291
این سایِ تخمسگ رو ببین ها
323
00:19:22,041 --> 00:19:25,309
مردکِ اینفلوئنسر عین زالو چسبیده بهش
324
00:19:25,333 --> 00:19:28,059
همه سایهاش رو با تیر میزنیم.
همیشه هم به ویکز گفتیم حواسش رو جمع کنه،
325
00:19:28,083 --> 00:19:32,166
یجوری دَکِش کنه وگرنه
پسرهی فرصتطلبِ دوزاری کار دستش میده
326
00:19:33,166 --> 00:19:36,851
باید ویکز رو از چنگِ
این نسلِ جدیدهای زالوصفت دربیاریم
327
00:19:36,875 --> 00:19:39,726
سیمون توی شهر و کلیسا کس و کاری نداشت
328
00:19:39,750 --> 00:19:43,291
نوازندهی ویولنسلِ درجهیکی بود
329
00:19:46,500 --> 00:19:49,642
پنج سال پیش، بهخاطر مریضیش
مجبور شد ساز رو بذاره کنار
330
00:19:49,666 --> 00:19:52,559
درد مزمن. یه مشکل عصبیِ مرموز که
331
00:19:52,583 --> 00:19:54,892
- دکترها نمیدونستن چی باعثش شده
- متأسفم
332
00:19:54,916 --> 00:19:57,142
خیال میکردم یه کاری از دستِ دکترها برمیاد
333
00:19:57,166 --> 00:19:58,791
سیمونِ خوشخیال
334
00:19:59,291 --> 00:20:00,708
خرم دیگه
335
00:20:02,250 --> 00:20:04,559
سرکیسهکردنِ ملت
336
00:20:04,583 --> 00:20:06,208
به وسیلهی اعتقاداتشون
337
00:20:08,083 --> 00:20:09,500
تهِ رذالت و پستیـه
338
00:20:11,750 --> 00:20:13,226
قبول داری؟
339
00:20:13,250 --> 00:20:15,375
چرا. چرا، ناجوره
340
00:20:16,791 --> 00:20:18,916
ولی میفهمم که آدمی به امید زندهست
341
00:20:20,958 --> 00:20:22,583
ولی این یکی بحثش فرق داره
342
00:20:24,416 --> 00:20:26,833
به خدا متوسل شدم که شفام بده
343
00:20:29,041 --> 00:20:30,250
فرق میکنه
344
00:20:33,625 --> 00:20:36,250
الان دلم روشنـه
345
00:20:38,125 --> 00:20:40,416
انگار که قراره معجزه بشه
346
00:20:43,500 --> 00:20:45,916
مانسینیور ویکز همچین حس و حالی بهم میده
347
00:20:56,791 --> 00:20:59,708
امروز روحالقدس حسابی منقلبش کرده، نه؟
348
00:21:00,958 --> 00:21:02,166
مانسینیور!
349
00:21:03,083 --> 00:21:04,333
شیرمردِ من
350
00:21:04,916 --> 00:21:08,059
ویکز خیلی هوای مُریدهای اصلیش رو داشت
351
00:21:08,083 --> 00:21:11,583
نمیشد مُنکرِ جذبه و ابهتش شد
352
00:21:13,666 --> 00:21:14,875
منتها شگردش...
353
00:21:15,875 --> 00:21:17,976
هر هفته، یکی رو نشون میکرد
354
00:21:18,000 --> 00:21:21,017
معمولاً دست میذاشت روی یه تازهوارد و
سرش خراب میشد
355
00:21:21,041 --> 00:21:24,125
دنیا میخواد همه خوش و خرم باشیم
356
00:21:25,958 --> 00:21:29,791
هر کاری عشقت میکِشه بکن.
انتخاب با توئـه. زندگیِ خودتـه.
357
00:21:30,291 --> 00:21:31,500
عذاب وجدان نگیر
358
00:21:32,208 --> 00:21:33,500
برو خیانت کن
359
00:21:34,000 --> 00:21:35,267
دروغ بگو
360
00:21:35,291 --> 00:21:37,684
بچهی نامشروع پس بنداز
361
00:21:37,708 --> 00:21:40,500
دلِ خودخواهِ خودت رو راضی کن
362
00:21:41,125 --> 00:21:42,601
خودخواهیـه
363
00:21:42,625 --> 00:21:43,666
بله
364
00:21:44,208 --> 00:21:47,333
اون طفل معصوم رو
از نعمتِ خانواده محروم میکنی
365
00:21:48,250 --> 00:21:49,583
از سایهی پدر
366
00:21:50,083 --> 00:21:52,351
این یعنی یورش به قلعهی ما
367
00:21:52,375 --> 00:21:54,434
یورش به ساحتِ مقدس مردانگی
368
00:21:54,458 --> 00:21:56,976
مادر خودم هم خودخواهانه
این بلا رو سرم آورد
369
00:21:57,000 --> 00:21:59,184
من هم هر روزِ خدا،
به قلبِ سیاهش
370
00:21:59,208 --> 00:22:01,684
لعن و نفرین میفرستم
371
00:22:01,708 --> 00:22:05,934
نیازها و خواستههای خودش رو مقدم بر
خانوادهای دونست که خدا مقدر کرده بود
372
00:22:05,958 --> 00:22:07,166
من کافی هستم!
373
00:22:07,750 --> 00:22:10,476
خودم!
374
00:22:10,500 --> 00:22:14,416
اما تو نه، هرزهی تنفروشِ خودخواه
375
00:22:15,208 --> 00:22:16,767
این کارِت با کتکزدنِ بچه فرقی نداره
376
00:22:16,791 --> 00:22:19,517
بله، حکماً دریغ کردنِ غذا از اون طفل معصومـه
377
00:22:19,541 --> 00:22:22,434
خانوادهای که پروردگار برات
مقدر دیده رو پس بزن
378
00:22:22,458 --> 00:22:26,291
تا شاهدِ ذرهذره تلف شدنِ اون بچه
زیرِ بار این بلا باشی
379
00:22:29,208 --> 00:22:31,333
این دیگه اسمش کلیسا نیست
380
00:22:32,291 --> 00:22:35,434
حتی اگه از متعصبترین آدمهای روی این نیمکتها هم بپرسی،
381
00:22:35,458 --> 00:22:38,184
میبینی اصلاً هیچکدومشون همچین اعتقاداتی ندارن
382
00:22:38,208 --> 00:22:41,017
ویکز طبق معمول شروع کرده به زیادهروی و
383
00:22:41,041 --> 00:22:44,958
هر دفعه هم دنبال اینـه که
یکی پا شه از کلیسا بره
384
00:22:46,458 --> 00:22:47,875
حالا چرا؟
385
00:22:48,458 --> 00:22:51,458
چون وقتی طرف پا میشه بره،
همهی نگاهها خیره میشه به اون
386
00:22:52,041 --> 00:22:54,851
حتی اگه در ظاهر اصلاً کار قابلقبولی نباشه،
387
00:22:54,875 --> 00:22:58,041
،ولی توی باطن تاریک افراد
حالت ارضای خاصی رو ایجاد میکنه
388
00:23:02,250 --> 00:23:05,666
اگه رو نیمکت بمونی و جُم نخوری،
یعنی طرفت رو انتخاب کردی
389
00:23:06,916 --> 00:23:08,684
طرفِ ویکز هستی
390
00:23:08,708 --> 00:23:11,767
آستانهی تحملشون رو میسنجه،
به کثافت و پلیدی وجودشون متوسل میشه،
391
00:23:11,791 --> 00:23:13,851
قلبشون رو تبدیل به سنگ و
در آخر هم نمکگیرشون میکنه
392
00:23:13,875 --> 00:23:17,333
...یه ضربهی دو امتیازی و تیم کابز جلو...
393
00:23:20,000 --> 00:23:22,642
واسه همین هم من تصمیم گرفتم
نقطهی مقابلش باشم
394
00:23:22,666 --> 00:23:26,101
خب، همگی به اولین حلقهی دعای پدر جاد خوش اومدید
395
00:23:26,125 --> 00:23:28,583
از همتون ممنونم اومدید
396
00:23:29,250 --> 00:23:31,273
دور هم جمع شدیم تا
397
00:23:31,298 --> 00:23:38,083
دیوارهای بین خودمون با مسیح و همدیگه و
کلِ دنیا رو در هم بشکنیم
398
00:23:39,333 --> 00:23:40,958
من که ۱۷ سالم بود،
399
00:23:41,458 --> 00:23:43,059
بوکس کار میکردم و
400
00:23:43,083 --> 00:23:45,583
توی رینگ... یکی دیگه رو به قتل رسوندم
401
00:23:47,458 --> 00:23:49,375
دورتادورِ خودم دیوار کشیدم؛
402
00:23:50,041 --> 00:23:52,833
دیواری از خشم، اعتیاد و خشونت
403
00:23:54,333 --> 00:23:56,541
تازه وقتی دلم قُرص شد که
404
00:23:57,125 --> 00:24:01,017
دست از مبارزه برداشتم و با رویِ باز
405
00:24:01,041 --> 00:24:03,125
بزرگترین گناهم رو به زبون آوردم
406
00:24:03,791 --> 00:24:06,208
اون روز بود که دوباره به دستِ مسیح متولد شدم
407
00:24:06,958 --> 00:24:09,642
چیزه... متحول... متحولم نکرد
408
00:24:09,666 --> 00:24:12,375
بلکه هر روز بهم قوت قلب میده
409
00:24:13,958 --> 00:24:15,458
منظور از روزی خداوند همینـه دیگه، نه؟
410
00:24:16,958 --> 00:24:19,083
به نظرم کلیسا باید
همچین مسلکی رو در پیش بگیره
411
00:24:20,000 --> 00:24:22,416
دلم میخواد این کلیسا هم همینطوری باشه، هم برای من و
412
00:24:23,083 --> 00:24:24,500
هم برای تکتکِ شما
413
00:24:29,166 --> 00:24:30,458
خب...
414
00:24:33,625 --> 00:24:36,041
مانسینیور ویکز نمیاد؟
415
00:24:38,041 --> 00:24:39,666
نه، ولی...
416
00:24:40,458 --> 00:24:41,517
نه
417
00:24:41,541 --> 00:24:44,684
گفتم دورِ هم جمع بشیم و
یکم دردِ دل کنیم...
418
00:24:44,708 --> 00:24:46,392
میدونه الان اینجاییم دیگه؟
419
00:24:46,416 --> 00:24:48,642
حتماً، چرا که نه؟ خودم بهش میگم
420
00:24:48,666 --> 00:24:50,892
چیزه... دوست داشتم دور هم حرف بزنیم...
421
00:24:50,916 --> 00:24:53,184
بهش میگی؟ یعنی... قراره بهش بگی؟
422
00:24:53,208 --> 00:24:56,625
چرا از آینده حرف میزنی؟
...یعنی هنوز هیچی بهش
423
00:24:57,250 --> 00:24:58,458
نگفتی؟
424
00:24:59,416 --> 00:25:00,892
چرا بهش نگفتی خب؟
425
00:25:00,916 --> 00:25:02,875
- عجیبـه
- خیلیخب، دوستان
426
00:25:03,458 --> 00:25:06,601
جمع شدیم دعا بخونیم.
قایمکی که نیومدیم کاری بکنیم.
427
00:25:06,625 --> 00:25:08,851
- ولی جلسهی دعاخونیِ مخفیـه
- نه
428
00:25:08,875 --> 00:25:10,642
چرا، دقیقاً همینـه
429
00:25:10,666 --> 00:25:11,892
همین الان به مانسینیور پیام دادم
430
00:25:11,916 --> 00:25:14,392
عالیـه، پس دیگه چیزی مخفیانه نیست
431
00:25:14,416 --> 00:25:17,625
حالا میشه برگردیم سراغ
بحث دربارهی شفقتِ مسیح و...
432
00:25:18,750 --> 00:25:21,226
نوشته: «خدا به دور، چه غلطا!»
433
00:25:21,250 --> 00:25:23,517
- وای
- من... من شرمندهام، پدرجان
434
00:25:23,541 --> 00:25:27,601
من اومدم چون فکر کردم جلسهی رسمی کلیساست
435
00:25:27,625 --> 00:25:29,892
البته «چه غلطا!» رو خودم گفتم
436
00:25:29,916 --> 00:25:31,517
خیلیخب، ممنون، مارتا
437
00:25:31,541 --> 00:25:32,934
جلسهی رسمیـه دیگه، ورا
438
00:25:32,958 --> 00:25:34,851
تو خودِ کلیساست.
من هم هستم. رسمیـه دیگه.
439
00:25:34,875 --> 00:25:36,226
- آم...
- خدا به دور هم نگفت
440
00:25:36,250 --> 00:25:38,517
- میشه... میشه پیامش رو ببینم؟
- من دیگه باید برم
441
00:25:38,541 --> 00:25:39,601
- باشه
- خداحافظ
442
00:25:39,625 --> 00:25:41,559
- ممنونم. سایروس؟
- بله
443
00:25:41,583 --> 00:25:42,517
عجب
444
00:25:42,541 --> 00:25:44,875
شرمنده، پدر. دلم نمیخواد عصبانیش کنم
445
00:25:45,583 --> 00:25:47,142
خسته نباشی، داداش
446
00:25:47,166 --> 00:25:48,184
ممنون، دکترجون
447
00:25:48,208 --> 00:25:50,684
یحتمل فردا پُستش کنم.
میشه تگت کنم؟
448
00:25:50,708 --> 00:25:51,934
ممنون میشم نکنی
449
00:25:51,958 --> 00:25:53,101
حالا احتمالاً بکنم
450
00:25:53,125 --> 00:25:54,166
میدونم
451
00:25:56,625 --> 00:26:00,434
متأسفم که نیمچهکودتات
تو نطفه خفه شد، پدرجان
452
00:26:00,458 --> 00:26:02,101
کودتا؟ مارتا، شوخیت گرفته؟
453
00:26:02,125 --> 00:26:05,601
ما اگه بخوایم دعا بخونیم یا
بارِ گناهی رو از روی دوشمون برداریم،
454
00:26:05,625 --> 00:26:08,059
میریم پیشِ مانسینیور ویکز
455
00:26:08,083 --> 00:26:10,976
جدی؟ آخه از قیافههاتون مشخصـه
از سایهاش هم وحشت دارید
456
00:26:11,000 --> 00:26:14,059
جرئت داری با پای خودت بری توی اون کلیسا و
457
00:26:14,083 --> 00:26:17,351
بدون ترسولرز بدترین گناهت رو
پیشِ ویکز اعتراف کنی، مارتا؟
458
00:26:17,375 --> 00:26:20,809
چون... اگه اینجوری نباشه،
اینجا فقط در ظاهر کلیسا محسوب میشه
459
00:26:20,833 --> 00:26:23,309
چرا، میتونم
460
00:26:23,333 --> 00:26:24,416
خب،
461
00:26:25,625 --> 00:26:27,041
خوبـه!
462
00:26:59,583 --> 00:27:03,416
هفتهی مقدس، همون هفتهای که
با مراسمات خاصش به عید پاک ختم میشه
463
00:27:04,375 --> 00:27:07,267
توی عید شعانین بود که دیگه زدم به سیم آخر
464
00:27:07,291 --> 00:27:10,500
دیگه اینکه... این هفته دوبار زیرِ دوش
465
00:27:11,333 --> 00:27:14,791
همون کاری رو کردم که گفتم
دستم رو اونوَری میگیرم
466
00:27:16,041 --> 00:27:18,458
پنج بار دعای ربّانی و پنج بار هم سلام بر مریم
467
00:27:19,791 --> 00:27:22,250
خب، نُه ماهـه که اینجایی، جاد
468
00:27:23,791 --> 00:27:28,583
اینجا بهت خوش میگذره؟
تونستی اون دیوارها رو در هم بشکنی؟
469
00:27:32,250 --> 00:27:36,125
پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شدهام.
آخرین بار هفتهی پیش اعتراف کردم.
470
00:27:40,208 --> 00:27:42,833
به حریم خصوصی یه کشیش دیگه تجاوز کردم
471
00:27:44,041 --> 00:27:47,458
میدونم مارتا پروندههای پزشکیش رو
توی دفتر بایگانی میکنه، برای همین...
472
00:27:48,416 --> 00:27:49,625
همه رو گشتم
473
00:27:50,666 --> 00:27:53,434
فهمیدم که پنج سالِ پیش
پروستاتت رو عمل کردی و کلاً برداشتیش،
474
00:27:53,458 --> 00:27:56,708
این یعنی دیگه قابلیت نعوظ نداری
475
00:27:59,166 --> 00:28:01,583
من تحمل این بازیهات رو دارم
476
00:28:02,125 --> 00:28:05,767
تو این نُه ماه دیدم چطوری مُریدهات رو
عین گوسفند اینطرف و اونطرف میکِشونی
477
00:28:05,791 --> 00:28:07,184
اصلاً هم نمیپسندمش
478
00:28:07,208 --> 00:28:08,351
نمیپسندی؟
479
00:28:08,375 --> 00:28:10,267
نه، مانسینیور. نمیپسندم
480
00:28:10,291 --> 00:28:11,559
مثلاً نَت شارپ
481
00:28:11,583 --> 00:28:14,851
اون بندهی خدا باید بخشش پیشه کنه و
بچسبه به زندگیش
482
00:28:14,875 --> 00:28:17,851
محبتِ مسیح باید براش حکم بالِ پرواز رو
داشته باشه، ولی در عوض
483
00:28:17,875 --> 00:28:19,642
هر روز بیشتر از دیروز
484
00:28:19,666 --> 00:28:22,934
نسبت به زنِ سابقش و کلاً زنجماعت
485
00:28:22,958 --> 00:28:23,958
کینهایتر و زخمخوردهتر میشه
486
00:28:24,916 --> 00:28:28,309
خیلی بده. بعد لی مثلاً نویسندهست
487
00:28:28,333 --> 00:28:31,892
انگار این استعدادش شده بلای جون خودش
488
00:28:31,916 --> 00:28:34,851
وردِ زبونش شده:
«دنیا کمر بسته به نابودیِ من»
489
00:28:34,875 --> 00:28:38,184
انگار نه انگار که یه زمانی باهوش و بامزه بود و
همه قبولش داشتن
490
00:28:38,208 --> 00:28:43,851
الان عملاً رد داده و همیشه شاکیـه و بدبین
491
00:28:43,875 --> 00:28:46,916
اصلاً خبر داشتی دورتادورِ خونهاش خندق کَنده؟
492
00:28:47,500 --> 00:28:48,500
واقعاً؟
493
00:28:49,500 --> 00:28:52,333
میدونم بیشتر جنبهی نمادین داره، ولی آره
494
00:28:53,125 --> 00:28:55,184
سیمونِ بیچاره رو بگو.
شرمنده، مانسینیور،
495
00:28:55,208 --> 00:28:57,476
ولی متأسفانه داری ازش سوءاستفاده میکنی
496
00:28:57,500 --> 00:28:59,333
اعداد و ارقام کمکهای مالی رو دیدم
497
00:29:00,000 --> 00:29:02,184
میدونم چقدر پول میده و
طی چند ماه گذشته،
498
00:29:02,208 --> 00:29:03,976
عملاً تمام و کمال خرج اینجا رو اون داده
499
00:29:04,000 --> 00:29:07,767
ضمناً بله، من هم مُنکر معجزهی مسیح نمیشم
500
00:29:07,791 --> 00:29:09,791
ولی چیزی که شما داری به خوردش میدی،
چیز دیگهست
501
00:29:11,000 --> 00:29:13,267
عملاً معاملهست،
معاملهای که تو واسطهاش هستی
502
00:29:13,291 --> 00:29:15,625
وای به حالت اگه بفهمه از تو هم رَکَب خورده
503
00:29:16,208 --> 00:29:17,934
وای به حالم. دیگه؟
504
00:29:17,958 --> 00:29:20,267
بله، معلومـه که آره. سای دریون
505
00:29:20,291 --> 00:29:23,726
نگرانِ این کارهایی که تو یوتیوب میکنه نیستی؟
506
00:29:23,750 --> 00:29:26,226
هر هفته، یه تیکههایی از
خطبههات پشتِ منبر رو برمیداره و
507
00:29:26,250 --> 00:29:30,809
میچسبونه به اراجیفِ سیاسیِ خودش.
رسماً داره از اعتبارِ تو سوءاستفاده میکنه و حقیقتاً،
508
00:29:30,833 --> 00:29:33,416
به نظرم داره وجههی کلیسا رو خراب میکنه
509
00:29:34,666 --> 00:29:38,333
اصلاً یادت میاد آخرین بار کِی یه تازهوارد
اومد اینجا و موندگار شد؟
510
00:29:38,958 --> 00:29:40,333
خبرش پیچیده
511
00:29:40,916 --> 00:29:42,976
هر هفته برنامه فقط همینـه
512
00:29:43,000 --> 00:29:45,059
شُدید عین یه غدّهی بدخیم دورِ هم و
513
00:29:45,083 --> 00:29:49,375
انگار عمداً داری اونا رو
توی جهل و ترس نگه میداری
514
00:29:50,333 --> 00:29:52,101
مسیح همچین شبانی بود برای اُمتش؟
515
00:29:52,125 --> 00:29:54,250
رسالتِ ما اینـه واقعاً؟
516
00:30:02,791 --> 00:30:06,517
الان عصبانی هستی. حق هم داری
517
00:30:06,541 --> 00:30:08,934
اگه نباشی نگرانکنندهست.
اونوقت میفهمیدم آبی ازت گرم نمیشه و
518
00:30:08,958 --> 00:30:11,000
هی میزدم تو سرت
519
00:30:11,791 --> 00:30:14,226
من حکم دنیا رو دارم، تو هم کلیسا
520
00:30:14,250 --> 00:30:17,125
همونجا بمون. تکون نخور. بمون
521
00:30:18,500 --> 00:30:21,958
آها، باریکلا. خودشـه
522
00:30:22,541 --> 00:30:26,625
خشم. خشم به ما جرئتِ جنگیدن میده.
اینطوری سنگرهای ازدسترفتهمون رو پس میگیریم.
523
00:30:27,208 --> 00:30:29,375
ما خیلی جاها هم سنگر خالی کردیم
524
00:30:29,958 --> 00:30:31,142
حالا هم ترس برِت داشته
525
00:30:31,166 --> 00:30:34,041
نگاه کن، اون خوی وحشیگریت داره برمیگرده. آفرین!
526
00:30:34,875 --> 00:30:37,392
میترسی باز بزنم تو سر و کلهات
527
00:30:37,416 --> 00:30:40,750
از خودت دفاع میکنی
528
00:30:43,125 --> 00:30:46,541
چون دنیا کمر بسته به نابودیِ ما
529
00:30:47,500 --> 00:30:51,392
این محبت و شفقتی که تو ازش دَم میزنی،
به جون خریدنِ حقارتـه
530
00:30:51,416 --> 00:30:54,476
این یعنی همراه شدن با موجِ دنیای مدرن؛
531
00:30:54,500 --> 00:30:56,767
بلکه مبادا یهوقت
به این دنیای غرقِ لجن توهین بشه
532
00:30:56,791 --> 00:31:00,041
غافل از اینکه دارن تیشه میزنن به ریشهمون
533
00:31:00,708 --> 00:31:05,125
پتیارههای مارکسیستِ فمینیست.
یواشیواش نابودمون میکنن.
534
00:31:07,208 --> 00:31:10,416
ولی من شونه خالی نمیکنم.
یهتنه سنگر رو حفظ میکنم.
535
00:31:12,458 --> 00:31:13,541
تو چی؟
536
00:31:14,750 --> 00:31:17,166
آلبانیزادهی لوسِ نُنُر؟
537
00:31:19,666 --> 00:31:21,291
رگِ غیرتت باد نمیکنه؟
538
00:31:22,375 --> 00:31:23,750
سینه سپر نمیکنی؟
539
00:31:32,083 --> 00:31:34,083
تو داری این کلیسا رو مسموم میکنی
540
00:31:35,250 --> 00:31:37,666
من هم هر کاری از دستم بر بیاد
برای نجاتش انجام میدم
541
00:31:39,458 --> 00:31:41,291
مثل یه غدهی سرطانی از ریشه میکشمت بیرون
542
00:31:44,500 --> 00:31:46,916
پنج بار دعای ربّانی، پنج بار سلام بر مریم
543
00:32:07,781 --> 00:32:10,234
مسیح مقدس، تو از من قطع امید نکردی
544
00:32:10,259 --> 00:32:12,509
من هم از این کلیسا قطع امید نمیکنم
545
00:32:14,916 --> 00:32:17,353
ولی اون یه قدم از من جلوتر بود
546
00:32:17,720 --> 00:32:20,137
جلسهی دعاخوانیِ پدر جاد؟
547
00:32:20,747 --> 00:32:22,351
من این کلیسا رو سرپا نگه داشتم
548
00:32:22,375 --> 00:32:24,142
با حقیقت الهی مستحکمش کردم
549
00:32:24,166 --> 00:32:28,867
حالا میبینم که از سمتِ
پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛
550
00:32:28,892 --> 00:32:33,491
اختیار، ایمان و خود زندگیم زیر سؤال رفته
551
00:32:35,285 --> 00:32:36,368
!برو بیرون
552
00:32:40,391 --> 00:32:42,076
آخرین حرکتِ ویکز
553
00:32:42,101 --> 00:32:43,934
جنگِ رو در رو علیه من
554
00:32:46,500 --> 00:32:48,166
حسابی مست کردم
555
00:32:48,750 --> 00:32:51,642
دنیا یه گرگـه. شیطانِ پست
556
00:32:51,666 --> 00:32:53,291
گرگِ شیطانصفت
557
00:32:53,791 --> 00:32:55,208
تو یه گرگ شیطانصفتی
558
00:32:56,000 --> 00:32:57,208
گندش بزنن
559
00:32:57,708 --> 00:33:01,309
...نیکولای، شرمنده. این چیزه رو -
نه، نه، نه. غصهشو نخور -
560
00:33:01,333 --> 00:33:03,809
دستخالی شکستم -
این لامپها آشغالن. ارزش ندارن -
561
00:33:03,833 --> 00:33:06,101
یالا. میگم، میتونی پشت فرمون بشینی؟ -
آره -
562
00:33:06,126 --> 00:33:07,126
مطمئنی؟
563
00:33:07,150 --> 00:33:09,791
« مِیخونهی ایل دیاولو »
564
00:33:22,708 --> 00:33:23,833
!آهای
565
00:33:26,625 --> 00:33:27,892
کی هستی؟
566
00:33:27,916 --> 00:33:28,916
لعنتی
567
00:33:30,333 --> 00:33:32,458
این شد که رسیدیم به جمعهی نیک
568
00:33:34,625 --> 00:33:36,059
برو که رفتیم
569
00:33:36,083 --> 00:33:38,639
مراسم ساعت ۳ بعد از ظهر بود
570
00:33:39,203 --> 00:33:40,764
همون همیشگیها اومده بودن
571
00:33:41,309 --> 00:33:43,660
جو سنگین و عجیب و غریبی حاکم بود
572
00:33:43,801 --> 00:33:46,644
،یادم نیست خطبه چی بود
ولی به نظر با همیشه فرق داشت
573
00:33:47,507 --> 00:33:49,882
خشمش مثل قبلاً سنجیده نبود
574
00:33:50,855 --> 00:33:52,371
کنترلش رو از دست داده بود
575
00:33:57,708 --> 00:34:00,043
طبق معمول، ویکز بعد از خطبه
576
00:34:00,068 --> 00:34:05,316
از نظر روحی و جسمی بیرمق شده بود و
نیاز به زمان داشت تا تجدید قوا کنه
577
00:34:06,708 --> 00:34:09,987
تو اتاقکِ کنار عبادتگاه قایم میشد تا
578
00:34:10,012 --> 00:34:12,132
از دید بقیه دور بمونه
579
00:34:13,184 --> 00:34:16,351
،اون خودش رو جمع و جور میکرد
من هم مراسم رو تا زمانی که
580
00:34:16,375 --> 00:34:19,855
حس کنه آمادهست تا برگرده و
کنترل رو به دست بگیره ادامه میدادم
581
00:34:19,879 --> 00:34:22,734
♪ بنگرید چوب صلیب را ♪
582
00:34:22,759 --> 00:34:25,976
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪
583
00:34:34,528 --> 00:34:35,778
مانسینیور؟
584
00:34:50,587 --> 00:34:51,671
چی شده؟
585
00:34:53,199 --> 00:34:54,410
جفرسون؟
586
00:35:16,629 --> 00:35:17,629
جاد
587
00:35:20,719 --> 00:35:22,214
یه چیزی تو کمرشـه
588
00:35:22,308 --> 00:35:24,034
وایسا. دست نزن
589
00:35:24,500 --> 00:35:26,245
به هیچی...دست نزن
590
00:35:44,458 --> 00:35:46,642
!ابلیس! ابلیس اون رو کُشته
591
00:35:46,666 --> 00:35:48,226
...ابلیس...شیطان -
مارتا -
592
00:35:48,250 --> 00:35:49,892
!اون رو کُشته -
نه -
593
00:35:49,916 --> 00:35:53,378
مارتا! خواهش میکنم
594
00:36:29,664 --> 00:36:32,247
آمبولانس پنج دقیقهای اومد
595
00:36:34,458 --> 00:36:36,583
همونجا مرگش رو اعلام کردن
596
00:36:37,405 --> 00:36:41,090
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه
پلیس تازه رسیده بود
597
00:36:41,115 --> 00:36:43,892
شیطان نمیتونه اون مرد رو بگیره
598
00:36:43,916 --> 00:36:47,089
به خواست خدای بزرگ دوباره برمیخیزه
599
00:36:47,740 --> 00:36:50,642
همچین اتفاقی توی یه شهر کوچیک غیرطبیعی بود
600
00:36:50,666 --> 00:36:54,842
،جرالدینِ بیچاره هم، رئیسپلیس شهر
دستش لای پوست گردو بود
601
00:36:54,867 --> 00:36:56,544
خدای بزرگ
602
00:36:57,586 --> 00:37:01,060
تمام شنبه رو ازم بازجویی کرد
603
00:37:01,249 --> 00:37:04,016
...تا اینکه -
تو تنها کسی بودی که -
604
00:37:04,041 --> 00:37:06,495
زمان مرگش، با مانسینیور توی محراب بودی
605
00:37:07,041 --> 00:37:09,226
اون کلهی گرگ که به آلتقتاله وصل بود هم
606
00:37:09,250 --> 00:37:10,666
قبلاً دست تو بوده
607
00:37:12,283 --> 00:37:15,017
تنها کسی که توی اون کلیسا
ازش متنفر بود هم تو بودی
608
00:37:15,041 --> 00:37:16,934
من...از هیچکس متنفر نیستم
609
00:37:17,122 --> 00:37:22,572
ولی عملاً امکان نداره
...کار هیچکس بوده باشه، پس
610
00:37:23,750 --> 00:37:26,833
نمیدونم قضیه از چه قراره
611
00:37:31,250 --> 00:37:34,309
خیلیخب. پدر، برو یکم استراحت کن
612
00:37:34,333 --> 00:37:37,808
ولی قبل از اینکه از اینجا بری بذار
بهت هشدار بدم، ملت پشت سرت حرف میزنن
613
00:37:37,833 --> 00:37:40,392
سای دریون امروز صبح
این ویدئو رو گذاشت تو کانال یوتیوبش
614
00:37:40,416 --> 00:37:42,601
این کلیسا رو مسموم میکنی...
615
00:37:42,625 --> 00:37:45,080
من هم هر کاری از دستم بر بیاد
برای نجاتش انجام میدم
616
00:37:45,291 --> 00:37:49,125
مثل یه غدهی سرطانی از ریشه میکشمت بیرون
617
00:37:50,958 --> 00:37:53,541
بقیه هم منتشرش کردن
618
00:37:54,833 --> 00:37:56,095
کم هم نبوده
619
00:37:58,208 --> 00:38:01,708
« رئیس پلیس بخش، جرالدین اسکات »
620
00:38:31,208 --> 00:38:35,895
...دو دقیقه گوشیم رو روشن کردم و
اشتباه بزرگی بود
621
00:38:36,090 --> 00:38:40,148
سیل پیامهایی رو دیدم که
برای کشیش قاتل فرستاده بودن
622
00:38:41,875 --> 00:38:45,872
ولی من به بازداشت و خلع کسوت فکر نمیکردم
623
00:38:46,083 --> 00:38:50,059
به این فکر میکردم که ویکز برنده شده
624
00:38:51,125 --> 00:38:54,584
چون اون قسمت از روحم که
...نمیتونست به مسیح دروغ بگه
625
00:38:54,609 --> 00:38:57,578
...یا به خودم، یا به شما
626
00:39:00,333 --> 00:39:03,416
خوشحال بود که اون پیرمرد خرفت مُرده
627
00:39:11,791 --> 00:39:12,875
عیسی مسیح
628
00:39:13,708 --> 00:39:16,291
کمکم کن
629
00:39:17,380 --> 00:39:20,406
لطفاً راهنماییام کن تا
این وضعیت رو پشت سر بذارم
630
00:39:24,166 --> 00:39:25,666
سلام؟
631
00:39:29,416 --> 00:39:31,552
...ببخشید. آم
632
00:39:32,500 --> 00:39:33,916
کلیسا بازه؟
633
00:39:35,150 --> 00:39:36,234
همیشه بازه
634
00:39:36,957 --> 00:39:38,165
حالتون خوبـه؟
635
00:39:39,000 --> 00:39:41,500
آره. ببخشید
636
00:39:42,875 --> 00:39:47,851
خبری از مراسم عید پاک نیست. شرمنده -
...من -
637
00:39:47,875 --> 00:39:51,601
خوش اومدید. بفرمایید. بفرمایید -
ممنون. ممنون -
638
00:39:51,625 --> 00:39:56,041
نمیخوام مزاحم انجام وظایف
کشیشیتون بشم، خب؟
639
00:39:58,416 --> 00:40:01,386
خب...چه کلیسای قشنگیـه
640
00:40:01,411 --> 00:40:02,476
دقیقاً
641
00:40:02,501 --> 00:40:06,710
وقتی اینجا باشی سختـه که
حضورش رو حس نکنی
642
00:40:07,000 --> 00:40:08,083
حضور کی رو؟
643
00:40:09,041 --> 00:40:12,142
آها، خدا...آره
644
00:40:12,166 --> 00:40:13,809
آره -
کاتولیک نیستید -
645
00:40:13,833 --> 00:40:16,000
نه، اصلاً نیستم، نوچ
646
00:40:16,875 --> 00:40:18,291
با افتخار مرتد هستم
647
00:40:19,250 --> 00:40:21,517
جلوی محرابِ عقل زانو میزنم
648
00:40:21,541 --> 00:40:24,500
صحیح. پدر و مادرتون به خدا ایمان نداشتن؟
649
00:40:25,250 --> 00:40:28,017
...مادرم خیلی
650
00:40:28,041 --> 00:40:31,208
مذهبیـه...یعنی بود
651
00:40:32,583 --> 00:40:34,416
رابطهتون صمیمی بود؟ -
نه -
652
00:40:35,250 --> 00:40:39,184
...بچه که بودم، ما، آم...چیزه
653
00:40:39,208 --> 00:40:41,267
پیچیدهست. خانواده همینـه دیگه -
پیچیدهست -
654
00:40:41,291 --> 00:40:42,708
آره. درستـه
655
00:40:47,986 --> 00:40:50,005
اینکه الان اینجایی چه حسی بهت میده؟
656
00:40:52,791 --> 00:40:54,625
چه حسی بهم میده؟
657
00:40:59,208 --> 00:41:00,467
راستشو بگم؟
658
00:41:00,492 --> 00:41:01,575
صد البته
659
00:41:03,541 --> 00:41:05,982
خب، معماریش برام جالبـه
660
00:41:06,375 --> 00:41:09,642
میفهمم که میخواستن فضاش
661
00:41:09,666 --> 00:41:13,375
یه حس و حال باشکوه و رازآلودگونه داشته باشه
662
00:41:15,750 --> 00:41:20,958
اما انگار یکی داره داستانی برام
تعریف میکنه که تو کَتم نمیره
663
00:41:21,833 --> 00:41:25,643
زیربناش یه وعدهی توخالیـه و شاکلهاش
664
00:41:25,668 --> 00:41:30,309
بدجنسی، زنستیزی و همجنسگراهراسیـه
665
00:41:30,333 --> 00:41:34,745
مثل یه قصهی بچهگانه که
خشونت و ظلم بیحد و حصرش رو توجیه میکنه و
666
00:41:34,770 --> 00:41:37,659
در عین حال کارهای شرمآورش رو
667
00:41:37,684 --> 00:41:39,854
پنهون نگه میداره
668
00:41:39,879 --> 00:41:42,033
پس مثل قاطر کلهشقی که
،میخواد واکنش نشون بده
669
00:41:42,058 --> 00:41:46,174
میخوام مو رو از ماست بکِشم بیرون و
حباب این باورهای واهیاش رو بترکونم و
670
00:41:46,199 --> 00:41:50,730
پرده از حقیقتی بردارم که قابلهضم باشه
671
00:41:57,829 --> 00:42:03,462
ولی جزئیاتِ کار شده روی
...تیرچهها با ظرافت خاصی انجام شده. چیزه
672
00:42:04,500 --> 00:42:07,392
ببین...اگه میخوای منو بندازی بیرون، راحت باش
673
00:42:07,416 --> 00:42:08,500
نه، نه
674
00:42:09,958 --> 00:42:11,984
حرفت رو رک و راست میزنی، خیلی خوبـه
675
00:42:12,009 --> 00:42:15,226
گفتنِ حقیقت بعضی وقتا خیلی حال میده
676
00:42:15,250 --> 00:42:19,276
گمون نکنم همیشه بتونی با
اعضای کلیسات صادق باشی
677
00:42:19,301 --> 00:42:22,754
،همیشه میتونی صادق باشی
فقط کافیـه اون بخشش که دروغـه رو نگی
678
00:42:23,093 --> 00:42:24,968
آره
679
00:42:26,125 --> 00:42:28,769
درست میگی. داستان پشتشـه
680
00:42:29,510 --> 00:42:33,433
.این کلیسا هم برای قرون وسطی نیست
.ناسلامتی وسط نیویورکایم
681
00:42:33,708 --> 00:42:35,892
سبک نئوگوتیک قرن نوزدهمـه
682
00:42:35,916 --> 00:42:38,517
...بیشتر شبیه دیزنیلنده تا نوتردام و
683
00:42:38,541 --> 00:42:41,400
...مراسمها، آیینها و
684
00:42:42,031 --> 00:42:43,656
لباسها، همش
685
00:42:44,527 --> 00:42:45,944
داستان پشتشـه
686
00:42:47,333 --> 00:42:48,416
حق با توئـه
687
00:42:51,291 --> 00:42:52,916
گمونم سؤال اصلی اینـه که
688
00:42:54,625 --> 00:42:57,379
این داستانها سعی دارن
دروغ به خوردمون بدن؟
689
00:42:58,625 --> 00:43:03,012
یا با حقیقتی عمیقتر توی
دل خودمون همراستا هستن؟
690
00:43:05,458 --> 00:43:08,557
...که راه دیگهای برای بیانشون نداریم
691
00:43:10,447 --> 00:43:11,864
جز داستانسرایی
692
00:43:15,125 --> 00:43:17,333
گل گفتی. پدر
693
00:43:25,833 --> 00:43:27,426
جوون -
ببخشید -
694
00:43:28,416 --> 00:43:29,625
...فقط
695
00:43:30,875 --> 00:43:33,291
،دوباره حس کردم کشیش هستم
696
00:43:33,916 --> 00:43:36,041
،ولی باید باهاش خداحافظی کنم
697
00:43:37,000 --> 00:43:39,601
...هدفم رو از دست میدم و میترسم
698
00:43:39,625 --> 00:43:42,184
نمیدونم چطوری باید ادامه بدم
699
00:43:42,208 --> 00:43:43,291
!بلانک
700
00:43:44,041 --> 00:43:46,789
...هی! پیداش کردی! اون
701
00:43:55,208 --> 00:43:56,267
تو کی هستی؟
702
00:43:56,291 --> 00:43:57,976
احتمالاً بهتر بود اول خودم رو معرفی میکردم
703
00:43:58,000 --> 00:44:00,142
بنده بنوا بلانک هستم. کارآگاه
704
00:44:00,166 --> 00:44:03,789
قتل جفرسون ویکز توجهم رو جلب کرده
705
00:44:04,958 --> 00:44:06,851
کارآگاهی، پس با پلیس کار میکنی؟
706
00:44:06,875 --> 00:44:09,142
نه، نه. من کارآگاه خصوصیام
707
00:44:09,166 --> 00:44:12,250
همه خیال میکنن من کُشتمش. کار من نبوده
708
00:44:12,833 --> 00:44:14,934
،ولی ته دلم شاید نیتش رو داشتم
709
00:44:14,958 --> 00:44:17,517
مرگش هم مثل معجزه بود
710
00:44:17,541 --> 00:44:18,541
...درضمن
711
00:44:19,041 --> 00:44:21,997
نمیدونم. مغزم درست کار نمیکنه. نمیدونم
712
00:44:22,708 --> 00:44:24,708
اجازه میدی بهت کمک کنم؟
713
00:44:27,041 --> 00:44:28,184
چی؟
714
00:44:28,208 --> 00:44:31,017
لبهات از کمآبی خشک شده
715
00:44:31,041 --> 00:44:32,458
کل شب رو نخوابیدی
716
00:44:33,041 --> 00:44:34,476
از پارچهی شلوارت معلومـه که
717
00:44:34,500 --> 00:44:37,333
بیرون داشتی دعا میکردی
718
00:44:38,083 --> 00:44:42,020
کسی که جلوی منـه
،یه آدم گناهکار در عذاب نیست
719
00:44:42,250 --> 00:44:45,458
بلکه یه آدم بیگناهـه که عذابوجدان
وجودشو فرا گرفته
720
00:44:47,083 --> 00:44:48,372
بذار کمکت کنم
721
00:44:48,637 --> 00:44:49,767
چطوری؟
722
00:44:49,791 --> 00:44:51,708
جامهی معجزه به این قتل پوشوندن
723
00:44:52,208 --> 00:44:55,625
ولی صرفاً یه قتلـه، کار من هم پیدا کردن قاتلـه
724
00:44:57,500 --> 00:45:00,421
...صبر کن...تو همونی هستی که
725
00:45:00,500 --> 00:45:02,609
توی کنتاکی دربی، قاتل رو
726
00:45:02,634 --> 00:45:05,309
با دوربینِ پایاننما گیر انداختی؟ -
آره -
727
00:45:05,333 --> 00:45:06,416
...پس تو
728
00:45:07,250 --> 00:45:08,517
توی برنامهی «ویو» بودی
729
00:45:08,541 --> 00:45:10,226
آره -
اینجا چیکار میکنی؟ -
730
00:45:10,250 --> 00:45:12,632
میخوام سریع جریان جمعهی نیک و
731
00:45:12,657 --> 00:45:17,671
اتفاقاتِ اینجا توی کلیسای
بانوی همیشه بردبار» رو برام تعریف کنی»
732
00:45:17,708 --> 00:45:20,642
جرالدین لطف کرده و بهم اجازه داده
733
00:45:20,666 --> 00:45:24,750
،اگه امروز وقت داری
بیا تو تحقیقاتم بهم کمک کن
734
00:45:25,156 --> 00:45:28,601
بیا بریم جسد رو ببینیم، صحنهی جرم رو
بررسی کنیم، ببینیم آلت قتاله از کجا اومده
735
00:45:28,625 --> 00:45:32,312
کمک خیلی بزرگی بهم میکنی
736
00:45:33,962 --> 00:45:35,171
جسد؟
737
00:45:41,251 --> 00:45:44,578
.خب، نظرم عوض شد
.اشتباه کردم اومدم
738
00:45:44,708 --> 00:45:47,392
،بلانک، روشهات رو زیر سؤال نمیبرم
ولی باهاش موافقم
739
00:45:47,416 --> 00:45:51,559
نه، نه. میخوام یه تصویر دقیق و علمی
از اتفاقی که افتاده تو ذهنت شکل بگیره
740
00:45:51,583 --> 00:45:55,726
تا به ویکز به چشم همون چیزی که
هست نگاه کنی، یه جسد. یه جسم توخالی
741
00:45:55,750 --> 00:45:59,267
نه اون هیولای افسانهای که توی ذهنت
ازش ساختی، صرفاً گوشت و خونِ عادی
742
00:45:59,291 --> 00:46:01,767
کُشته شده توسط یه زخم
به وسیلهی چاقو که میتونیم بررسیش کنیم
743
00:46:01,791 --> 00:46:04,541
صرفاً...گوشت و خون
744
00:46:05,208 --> 00:46:06,559
گوشت و خون، آره
745
00:46:06,583 --> 00:46:09,250
آره، ببین چقدر میلرزه
746
00:46:09,833 --> 00:46:12,041
آره. نگاش کن -
لطفاً تمومش کن -
747
00:46:13,125 --> 00:46:15,851
تمی، میشه بچرخونیش؟
748
00:46:15,875 --> 00:46:17,416
عینهو پنکیک. آره
749
00:46:21,958 --> 00:46:23,583
یک، دو، سه
750
00:46:24,708 --> 00:46:27,416
« سردخانه »
751
00:46:29,500 --> 00:46:32,684
هی! هی -
نه، نه، نه. اینجا جای من نیست -
752
00:46:32,708 --> 00:46:35,142
.من نباید اینجا باشم
.نمیدونم اصلاً چرا من رو آوردی
753
00:46:35,166 --> 00:46:36,208
...من نمـ -
!آهای -
754
00:46:37,416 --> 00:46:38,892
،اگه دنبال رستگاری هستی
755
00:46:38,916 --> 00:46:42,434
،اگه میخوای دوباره کشیش بشی
پس باید پا به پام بیای
756
00:46:42,458 --> 00:46:46,184
.قاتل واقعی اون بیرونـه
...باید پیداش کنیم، به صلیب بکِشیمش، من
757
00:46:46,208 --> 00:46:47,316
ببخشید
758
00:46:47,341 --> 00:46:50,101
منظورم اینـه بگیریمش و
زندگیتو پس بگیریم
759
00:46:50,125 --> 00:46:51,333
پدر
760
00:46:52,083 --> 00:46:54,476
بگو که شرایط رو درک میکنی
761
00:46:54,500 --> 00:46:57,857
رفاقتی دور هم جمع نشدیم تا
پرونده رو حل کنیم
762
00:46:57,882 --> 00:46:59,567
همچنان مظنونی
763
00:46:59,592 --> 00:47:04,037
حرفم اینـه لازم نیست
بدون وکیل اینجا باشی، فهمیدی؟
764
00:47:05,583 --> 00:47:08,333
من نکُشتمش
765
00:47:09,347 --> 00:47:11,097
،اگه بتونم تو پیدا کردن قاتلش کمک کنم
766
00:47:11,122 --> 00:47:14,789
پس هستم، آره. بریم پیداش کنیم، آره
767
00:47:14,814 --> 00:47:16,023
خیلیخب
768
00:47:16,625 --> 00:47:17,892
جسد
769
00:47:17,916 --> 00:47:19,559
بعدش آلت قتاله
770
00:47:19,583 --> 00:47:21,222
بعدش هم صحنهی جرم
771
00:47:21,958 --> 00:47:23,487
نزدیک من بمون
772
00:47:30,125 --> 00:47:32,809
دروغ چرا؟
اصلاً از شیطان خوشم نمیاد
773
00:47:32,833 --> 00:47:36,976
،ایل دیاولو باکلاسـه
ایتالیاییـه، قشنگـه، میدونید؟
774
00:47:37,000 --> 00:47:39,184
،بعد زنم رفت تابلوی شیطان خرید
775
00:47:39,208 --> 00:47:41,184
،پشتبندش لامپهای شیطانی خرید
776
00:47:41,208 --> 00:47:45,374
کمکم ملت با خودشون گفتن: «هر چی با طرحِ
«شیطان پیدا کردید برای مِیخونهاش بخرید. دوست داره
777
00:47:45,399 --> 00:47:48,559
اینجوری شد که اینجا پُر شد از
چیزای شیطانی مختلف
778
00:47:48,583 --> 00:47:51,017
ولی این...خودشـه، نه؟ -
آره -
779
00:47:51,041 --> 00:47:52,226
آره
780
00:47:53,477 --> 00:47:55,184
...ولی
781
00:47:55,208 --> 00:47:58,767
ولی قرمز نبود ها. الان قرمزه. رنگ شده
782
00:47:58,791 --> 00:48:01,166
آره، آره. تازگی رنگ شده -
امیدوارم -
783
00:48:01,750 --> 00:48:05,434
با یجور گچ پُرش کردن و
چاقو رو اینجوری وصل کردن
784
00:48:05,458 --> 00:48:07,892
من هم هر کاری از دستم بر بیاد
برای نجاتش انجام میدم
785
00:48:07,916 --> 00:48:11,184
مثل یه غدهی سرطانی از ریشه میکشمت بیرون
786
00:48:11,208 --> 00:48:14,517
.آهای. بیخیال. بس کن
.کار قشنگی نیست. تمومش کن
787
00:48:14,541 --> 00:48:17,342
،اون سر قرمز شیطان
چیکارش کردی؟
788
00:48:17,367 --> 00:48:21,961
،پرتش کردم سمت کلیسا
خورد به شیشه و شکست. نمیدونم چرا
789
00:48:23,083 --> 00:48:25,351
،بعد از مراسم روز دوشنبه
790
00:48:25,375 --> 00:48:27,922
مارتا گفته دیده یکی از شیشهها شکسته
791
00:48:27,947 --> 00:48:29,007
از دست بچهها
792
00:48:29,257 --> 00:48:30,673
ولی فقط همین
793
00:48:48,666 --> 00:48:49,958
شما هم میبینید؟
794
00:48:56,083 --> 00:48:57,083
آره
795
00:48:58,625 --> 00:48:59,708
آره
796
00:49:03,375 --> 00:49:05,375
...اون
797
00:49:07,708 --> 00:49:08,916
دکتر نت
798
00:49:10,291 --> 00:49:11,500
...لعـ
799
00:49:13,791 --> 00:49:15,875
سلام
800
00:49:17,791 --> 00:49:19,208
اومدم ناهار بخورم
801
00:49:25,750 --> 00:49:29,434
نت، اگه خواستی بعداً میتونم بیام صحبت کنیم
802
00:49:29,458 --> 00:49:31,642
گمون نکنم...آره...آره
803
00:49:31,666 --> 00:49:33,642
ترجیح میدم صحبت نکنیم
804
00:49:33,666 --> 00:49:35,083
بهتره صحبت نکنیم
805
00:49:35,833 --> 00:49:39,083
.ایناهاشش
.همون چاقویی که ویکز رو باهاش کُشتی
806
00:49:39,625 --> 00:49:41,851
بیخیال، نت -
مثل غدهی سرطانی از ریشه کشیدیش بیرون؟ -
807
00:49:41,875 --> 00:49:43,726
حرومزاده
808
00:49:43,750 --> 00:49:45,375
باریکلا، نت -
آره -
809
00:49:46,583 --> 00:49:49,708
!حرومزاده! کشیشِ قاتل
810
00:50:22,071 --> 00:50:23,142
،اول از همه
811
00:50:23,166 --> 00:50:26,184
یه سبد میوه به کارآگاه الیوت
بابت شمارهات بدهکارم
812
00:50:26,208 --> 00:50:28,101
خوشحالم کمکی ازم ساختهست
813
00:50:28,125 --> 00:50:30,017
جرالدین، اونقدر باهوش بودی که
814
00:50:30,041 --> 00:50:32,684
،فهمیدی این پرونده برای پلیس عادی زیادیـه
815
00:50:32,708 --> 00:50:37,017
حتی برای من هم بیسابقهست
816
00:50:37,041 --> 00:50:41,810
مصداق بارزِ یه جرم کاملاً غیرممکن
817
00:50:41,958 --> 00:50:43,642
انگار وسط داستان جنایی هستیم
818
00:50:43,666 --> 00:50:47,000
توی دنیای ما همچین چیزی نباید ممکن باشه
819
00:50:48,244 --> 00:50:49,661
با اینحال اتفاق افتاده
820
00:50:50,241 --> 00:50:51,657
یه دستاورد محال
821
00:50:52,258 --> 00:50:53,809
عاشق این روحیهاتم
822
00:50:53,833 --> 00:50:56,392
فقط میخوام ببینم مطمئنی که
میتونی این پرونده رو حل کنی یا نه
823
00:50:56,416 --> 00:50:58,708
اصلاً در وجودم نیست که
معمایی رو حلنشده بذارم
824
00:50:59,458 --> 00:51:01,453
،اون لحظهی تیر خلاص
825
00:51:01,958 --> 00:51:05,969
وقتی میام روی صحنه و
...دست حریفم رو رو میکنم
826
00:51:07,125 --> 00:51:08,975
!حالا میبینید. خیلی حال میده
827
00:51:09,000 --> 00:51:11,469
عالیـه، چطوری برسیم به اون مرحله؟ -
،منبع اصلی -
828
00:51:12,000 --> 00:51:14,583
مرد توخالی» اثر جان دیکسون کار»
829
00:51:15,294 --> 00:51:17,684
یه رمان کارآگاهی از عصر طلایی و
830
00:51:17,708 --> 00:51:19,892
،یه نمونهی واقعی از قتل پشتِ در بسته
831
00:51:19,916 --> 00:51:21,497
همون جرم غیرممکن
832
00:51:22,958 --> 00:51:24,041
وایسا ببینم
833
00:51:29,375 --> 00:51:31,500
« باشگاه کتابخوانی »
« فهرست کتابهای بهار »
834
00:51:32,375 --> 00:51:35,875
پدر جاد، باز هم نشون دادی که
حضورت بیتأثیر نیست
835
00:51:37,541 --> 00:51:40,226
«جسد کی؟»
.«قتلهای خیابان مورگ»
836
00:51:40,250 --> 00:51:42,726
.«قتل راجر آکروید»
.«قتل در خانهی کشیش»
837
00:51:42,750 --> 00:51:47,958
خدای من، این عملاً راهنمای گامبهگامِ
انجام این جنایتـه
838
00:51:48,543 --> 00:51:51,146
اونوقت کل مُریدان کلیسا توی این باشگاه هستن؟
839
00:51:54,000 --> 00:51:55,625
کی این کتابها رو انتخاب کرده؟
840
00:51:56,291 --> 00:51:57,291
اُپرا
841
00:51:58,333 --> 00:51:59,333
اُپرا
842
00:51:59,833 --> 00:52:01,976
مارتا کتابها رو از سایت اُپرا انتخاب میکنه
843
00:52:02,000 --> 00:52:03,833
خب، فرضیهام به نظریه تبدیل شد
844
00:52:04,416 --> 00:52:06,392
قطع به یقین قاتل روشهای
845
00:52:06,416 --> 00:52:09,166
قدیمی یه قتل پشتِ در بسته رو تقلید کرده
846
00:52:09,708 --> 00:52:11,976
که یعنی کارمون سادهتر شد
847
00:52:12,000 --> 00:52:13,671
وقت کتابخونیـه
848
00:52:13,750 --> 00:52:15,166
یالا، بچهها
849
00:52:21,833 --> 00:52:24,226
،توی رمان مرد توخالی
کارآگاه گیدیون فل
850
00:52:24,250 --> 00:52:29,226
تمام روشهای قتل پشتِ در بسته رو توضیح میده
851
00:52:29,250 --> 00:52:31,434
پس بیاید همشون رو
دونهدونه بررسی کنیم
852
00:52:31,458 --> 00:52:33,642
،احتمال شمارهی یک
853
00:52:33,666 --> 00:52:37,083
ویکز قبل از اینکه وارد اتاقک بشه
854
00:52:37,988 --> 00:52:40,600
چاقو خورده
855
00:52:40,663 --> 00:52:44,079
پدر جاد، میشه بری همونجا که موقع مراسم بودی؟
856
00:52:47,208 --> 00:52:49,333
ویکز خطبهاش رو تموم میکنه
857
00:52:51,083 --> 00:52:52,809
اگر دستگاهی پُشتش میبوده
858
00:52:52,833 --> 00:52:58,387
با این قابلیت که یه خنجر سنگین و
...نامتوازن رو پرت کنه سمت کمرش
859
00:53:00,791 --> 00:53:05,450
از دید دوربین و حضار کلیسا
...پنهون میمونده اما
860
00:53:05,739 --> 00:53:09,231
پدر جاد قطعاً میدیدتش
861
00:53:10,625 --> 00:53:13,726
نه، من رباتِ چاقوپرتکُنی پشت سرش ندیدم
862
00:53:13,750 --> 00:53:16,351
نه. احتمال شمارهی یک رد میشه
863
00:53:16,375 --> 00:53:18,208
...احتمال شمارهی دو
864
00:53:20,083 --> 00:53:21,500
در حالی که داخل اتاقک بوده
865
00:53:22,000 --> 00:53:23,892
توسط یه نفر یا
866
00:53:23,916 --> 00:53:27,747
یه چیزی که بیرونِ اتاقک بوده
867
00:53:28,291 --> 00:53:30,125
کُشته شده
868
00:53:30,833 --> 00:53:34,476
منظورت اینـه یه چیزی چاقو رو از این بیرون
پرت کرده سمتش؟
869
00:53:34,500 --> 00:53:35,976
نه، مسخرهست
870
00:53:36,000 --> 00:53:38,439
مسخره و از چندین جهت غیرممکن
871
00:53:38,464 --> 00:53:41,142
.احتمال شمارهی دو هم رد میشه
!یه قدم رو به جلو
872
00:53:41,166 --> 00:53:43,309
چندتا احتمال دیگه وجود داره؟
873
00:53:43,333 --> 00:53:45,333
...زیاد نیستن. سه
874
00:53:46,166 --> 00:53:49,101
وقتی داخل اتاقک بوده
875
00:53:49,125 --> 00:53:52,231
،توسط یه دستگاهی که اون هم داخل اتاقک بوده
876
00:53:53,041 --> 00:53:54,601
کُشته شده
877
00:53:54,625 --> 00:53:56,892
پس یه چیزی از قبل اونجا جاساز شده و
878
00:53:56,916 --> 00:53:58,601
با یه کنترل فعال شده؟
879
00:53:58,625 --> 00:54:00,684
،خب، دیوارهای اینجا ضخیمـه
880
00:54:00,708 --> 00:54:04,125
ولی یه سیگنال رادیویی قوی
میتونه ازشون عبور کنه
881
00:54:04,866 --> 00:54:07,519
اگه بخوای یه دستگاه پرتابِ چاقوی
882
00:54:07,718 --> 00:54:12,558
کنترل از راه دورِ سالم رو توی
،یه جعبهی خالی قایم کنی
883
00:54:12,793 --> 00:54:14,953
کجا میذاریش؟
884
00:54:15,000 --> 00:54:17,327
ویکز به شکم افتاد
885
00:54:17,668 --> 00:54:20,376
یادمـه یه صدای تقِ فلزی شنیدم
886
00:54:21,583 --> 00:54:24,142
،صورتش هم رو به در بود
887
00:54:24,166 --> 00:54:26,930
،پس اون ته، رو به بیرون وایساده بوده
888
00:54:27,166 --> 00:54:30,583
پس چاقو حتماً یجوری
از دیوارِ پشتی پرتاب شده
889
00:54:31,083 --> 00:54:34,016
صدای تقِ فلزی. خوبـه
890
00:54:34,041 --> 00:54:35,250
،اگرچه
891
00:54:36,250 --> 00:54:38,125
صخرهی جبلالطارق
892
00:54:38,958 --> 00:54:40,041
...ممکنـه
893
00:54:40,360 --> 00:54:43,184
دیوار کاذبی بوده باشه و
بعداً برداشته شده باشه؟
894
00:54:43,208 --> 00:54:45,226
الحق که با استعدادی، پدرجان
895
00:54:45,250 --> 00:54:46,767
چی؟ نه، نه
896
00:54:46,791 --> 00:54:49,524
،اگه دیوار کاذبی بود
افرادم میفهمیدن
897
00:54:52,750 --> 00:54:56,583
آره. برداشتنش هم کار سادهای نیست
898
00:54:58,416 --> 00:55:01,656
توی این قسمت روی زمین
چیز دیگهای پیدا نکردید، نه؟
899
00:55:01,833 --> 00:55:04,664
نه. نه، فقط همون نخهای قرمز
900
00:55:06,500 --> 00:55:07,976
...وایسا، چی؟ نـ
901
00:55:08,000 --> 00:55:09,977
نخهای قرمز؟
902
00:55:11,666 --> 00:55:15,351
دو تیکه نخ قرمزِ حدوداً ۸ سانتی اونجا کنارِ
903
00:55:15,375 --> 00:55:17,720
رانِ قربانی پیدا شده
904
00:55:19,122 --> 00:55:21,564
خب، احتمال شمارهی چهار چیـه؟
905
00:55:26,125 --> 00:55:27,208
مارتا؟
906
00:55:28,166 --> 00:55:30,434
بیرونشون کن -
مارتا؟ -
907
00:55:30,458 --> 00:55:31,809
!بیرونشون کن
908
00:55:31,833 --> 00:55:35,142
سرشون رو انداختن اومدن توی
909
00:55:35,166 --> 00:55:37,793
این مکان مقدس انگار صحنهی جرمـه
910
00:55:37,818 --> 00:55:42,766
مثل این سریالهای پلیسی مبتذل
!مدام در مورد رباتها حرف میزنن
911
00:55:42,791 --> 00:55:46,291
.کار درستی نیست، پدر
!اشتباهـه
912
00:55:48,916 --> 00:55:51,541
مارتا، برو خونه استراحت کن
913
00:55:52,293 --> 00:55:53,847
کمکی از من برمیاد؟
914
00:55:54,041 --> 00:55:55,083
برو
915
00:55:55,791 --> 00:55:57,957
دیگه کسی دوست نداره اینجا باشی
916
00:55:58,125 --> 00:56:03,416
از اولش هم از مانسینیور بدت میومد و
با دید حقارت به ما نگاه میکردی
917
00:56:03,441 --> 00:56:05,559
اشتباه میکنی -
...قلباً میخواستی بکُشیش -
918
00:56:05,583 --> 00:56:07,401
نه -
دستات هم به خون آلودهست -
919
00:56:07,426 --> 00:56:09,351
مثل همون هرزهی تنفروش
920
00:56:09,375 --> 00:56:13,074
گناه نخستینت اینجا رو آلوده کرده
921
00:56:13,333 --> 00:56:15,083
!کشیشِ دروغین
922
00:56:17,958 --> 00:56:19,541
ببخشید
923
00:56:20,176 --> 00:56:22,601
ولی آره، اگه پیدا کردن حقیقت
با اون کارآگاه باعث میشه که
924
00:56:22,625 --> 00:56:25,222
با تو و مُریدان کلیسا چپ بیفتم، عیب نداره
925
00:56:27,583 --> 00:56:28,666
شرمنده
926
00:56:39,541 --> 00:56:41,291
میتونم از کیسهبوکست استفاده کنم؟
927
00:56:42,791 --> 00:56:44,416
آره. راحت باش
928
00:56:47,958 --> 00:56:49,375
حالت خوبـه؟
929
00:56:50,000 --> 00:56:53,434
.مِه داشت کنار میرفت
.مثل اینکه این معما قابلحلـه
930
00:56:53,458 --> 00:56:56,142
،جسد، آلت قتاله، صحنهی جرم
ربات پرتاب چاقو و
931
00:56:56,166 --> 00:56:59,208
زاویهی دید و دیوارهای سنگی و
کنترل از راه دور
932
00:57:01,666 --> 00:57:03,362
کنترل از راه دور
933
00:57:12,010 --> 00:57:14,801
موقع مراسم جمعه، گزارش بازی رو
934
00:57:14,875 --> 00:57:16,476
با رادیوت گوش نکردی
935
00:57:16,500 --> 00:57:20,083
همینطوره. مارتا اجازه نمیده
936
00:57:21,875 --> 00:57:23,369
پس ضبطش کردی
937
00:57:23,958 --> 00:57:25,041
آره
938
00:57:26,708 --> 00:57:31,079
خیلیخب. یه زمانبندی روش گذاشتم و
تأخیر پخش رو هم در نظر گرفتم
939
00:57:31,104 --> 00:57:35,184
دکتر شارپ ساعت ۳:۴۷ ظهر
با بیمارستان تماس گرفته و
940
00:57:35,208 --> 00:57:37,625
...نود ثانیه قبلش
941
00:57:43,523 --> 00:57:46,124
اون پرش تصویر ممکنـه
،دلایل گوناگونی داشته باشه
942
00:57:46,149 --> 00:57:47,684
،ولی در جواب سؤالتون، بله
943
00:57:47,708 --> 00:57:53,892
ممکنـه ناشی از یه جریان شدید سیگنال رادیوییِ
ساطع شده از یه کنترل قوی باشه
944
00:57:53,916 --> 00:57:55,559
پشمام
945
00:57:55,583 --> 00:57:56,698
خودشـه، نه؟
946
00:57:56,723 --> 00:57:58,517
همین ربات چاقوپرتکُن رو فعال کرده
947
00:57:58,541 --> 00:58:01,392
.حتماً خودشـه
حالا میتونی پرونده رو حل کنی، نه؟
948
00:58:01,416 --> 00:58:03,892
اینا رو با تصاویر سای هم هماهنگ کردی؟
949
00:58:03,916 --> 00:58:07,398
آره. فیلمی که با آیفونش گرفته
زمانبندی داره. خیلی دقیقـه
950
00:58:07,423 --> 00:58:09,809
خیلیخب. میشه نشونمون بدی لطفاً؟ -
بله -
951
00:58:09,833 --> 00:58:10,875
چی رو؟
952
00:58:10,907 --> 00:58:14,906
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪
953
00:58:16,875 --> 00:58:17,958
مانسینیور؟
954
00:58:31,014 --> 00:58:33,198
،پس وقتی سیگنال ارسال شده
955
00:58:33,223 --> 00:58:36,258
مقتول قبلش چاقو خورده و افتاده روی زمین و
956
00:58:36,541 --> 00:58:38,875
پدر جاد هم داشته نگاش میکرده
957
00:58:39,375 --> 00:58:41,226
چطوری میشه؟
958
00:58:41,250 --> 00:58:44,017
خب، با رباتِ چاقوپرتکُن که جور در نمیاد
959
00:58:44,041 --> 00:58:46,623
پس همش الکی بود؟
960
00:58:46,648 --> 00:58:47,684
نه، نه
961
00:58:47,708 --> 00:58:51,101
یه چیزایی دستگیرمون شد
962
00:58:51,125 --> 00:58:54,017
الان تمام سرنخها و شواهد جلوی چشمامونـه
963
00:58:54,041 --> 00:58:55,226
جدی؟ -
آره -
964
00:58:55,250 --> 00:58:58,517
،منشأ سر شیطان رو در نظر بگیر
،نخ قرمز
965
00:58:58,541 --> 00:59:01,958
،صدای تق فلزی
زمانبندیِ سیگنال رادیویی
966
00:59:02,958 --> 00:59:04,562
همش با هم جور در میاد
967
00:59:05,555 --> 00:59:07,763
پس معما رو حل کن
968
00:59:09,048 --> 00:59:10,340
نمیتونم
969
00:59:11,666 --> 00:59:15,267
،گفتی اگه تمام قطعات پازل رو پیدا کنی
به جواب میرسی
970
00:59:15,291 --> 00:59:16,601
،میدونم. با اینحال
971
00:59:16,625 --> 00:59:18,767
،با اینکه همهی قطعات روی میزه
972
00:59:18,791 --> 00:59:21,958
همچنان این جنایت به نظر
973
00:59:22,750 --> 00:59:23,958
غیرممکن میرسه
974
00:59:24,798 --> 00:59:26,976
گفتی میتونی حلش کنی
975
00:59:28,541 --> 00:59:30,041
کارت همینـه
976
00:59:31,083 --> 00:59:33,726
بهت اعتماد کردم
977
00:59:33,750 --> 00:59:37,309
ای خدا. ای خدا
978
00:59:37,333 --> 00:59:41,434
۳۶ ساعتـه نخوابیدی.
به نظرم وقتشـه استراحت کنی.
979
00:59:41,458 --> 00:59:42,541
آره
980
00:59:43,166 --> 00:59:45,934
.روز سختی بود
.شب بخیر، پدر جاد
981
00:59:45,958 --> 00:59:47,500
یالا. میرسونمت
982
00:59:56,833 --> 00:59:59,434
میدونی، حق با توئـه
983
00:59:59,458 --> 01:00:02,083
نمیشه غیرممکن باشه که
984
01:00:03,333 --> 01:00:05,166
حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم
985
01:00:06,458 --> 01:00:08,458
به نظرم تو میدونی کجا میتونیم پیداش کنیم
986
01:00:09,041 --> 01:00:11,851
فکر میکنم یه چیزی توی ذهنتـه که
987
01:00:11,875 --> 01:00:14,291
برای حل این پرونده لازمش دارم
988
01:00:14,958 --> 01:00:17,791
،ببخشید، ولی اگه به زبون خوش نگی
989
01:00:18,333 --> 01:00:21,257
مجبور میشم خودم دست به کار شم و
به زور پیداش کنم
990
01:00:23,250 --> 01:00:25,166
خیلیخب، دیگه داری میترسونیم
991
01:00:27,250 --> 01:00:29,559
من...نمیفهمم
992
01:00:29,583 --> 01:00:32,601
.نمیفهمم چه فایدهای داره
میخوای برات داستان رو بنویسم؟
993
01:00:32,625 --> 01:00:34,892
آره، داستان رو بنویس
994
01:00:34,916 --> 01:00:37,684
داستان قتل کشیش ویکز
995
01:00:37,708 --> 01:00:38,851
مانسینیور ویکز
996
01:00:38,875 --> 01:00:40,767
اصلاً سرآشپز ویکز. به کتفم
997
01:00:40,791 --> 01:00:44,267
میخوام قتلش و اتفاقاتی که
قبلش افتاده رو از دید تو ببینم
998
01:00:44,291 --> 01:00:45,226
از کجا شروع کنم؟
999
01:00:45,250 --> 01:00:46,392
هر جا دوست داری
1000
01:00:46,416 --> 01:00:49,684
،فقط خستهکننده نشه
روون ببرش جلو و از هیچ جزئیاتی دریغ نکن
1001
01:00:49,708 --> 01:00:51,059
بلانک، من که نویسنده نیستم
1002
01:00:51,083 --> 01:00:53,083
عجله نکن
1003
01:00:53,625 --> 01:00:56,375
من از خودم پذیرایی میکنم
1004
01:01:04,041 --> 01:01:07,516
من هم یک ساعت گذشته رو
دقیقاً مشغول همین بودم و
1005
01:01:07,564 --> 01:01:11,119
حالا این خودکار رو میذارم کنار و
تحویل تو میدم
1006
01:01:11,250 --> 01:01:12,517
بعدش هم صبر میکنم تا
1007
01:01:12,541 --> 01:01:14,517
روایتِ من از
1008
01:01:14,541 --> 01:01:17,500
قتل مانسینیور جفرسون ویکز رو بخونی
1009
01:01:44,083 --> 01:01:45,291
چرا این کار رو کردی؟
1010
01:01:48,625 --> 01:01:50,125
:بهتر بود بپرسی
1011
01:01:50,708 --> 01:01:53,476
چرا خیال کردم میتونم بهت دروغ بگم و»
«قسر در برم؟
1012
01:01:53,500 --> 01:01:56,125
.نه، دروغ نگفتی
.میدونستم دروغ نمیگی
1013
01:01:57,000 --> 01:01:59,375
فقط اون قسمت دروغش رو بلند نگفتی
1014
01:02:03,125 --> 01:02:07,625
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه»
«پلیس تازه رسیده بود
1015
01:02:10,000 --> 01:02:11,625
«اومدم پیش بقیه»
1016
01:02:12,125 --> 01:02:14,184
پس داخل مونده بودی
1017
01:02:14,208 --> 01:02:17,101
پس تو تنها کسی بودی که بعد از قتل و
،قبل از اینکه پلیس اتاقک لوازم رو بگرده
1018
01:02:17,125 --> 01:02:21,500
بدون اینکه کسی تو رو ببینه بهش دسترسی داشتی
1019
01:02:23,541 --> 01:02:25,041
...چرا؟ یعنی
1020
01:02:28,000 --> 01:02:29,351
چرا ازش محافظت کردی؟
1021
01:02:29,375 --> 01:02:31,375
برای ویکز این کار رو نکردم
1022
01:02:33,041 --> 01:02:35,434
این کار رو کردم تا آدمایی که بهش ایمان داشتن
1023
01:02:35,458 --> 01:02:36,934
یکم کمتر دلسرد بشن
1024
01:02:36,958 --> 01:02:39,851
خب، معلومـه همه خبر داشتن
1025
01:02:39,875 --> 01:02:43,434
شک ندارم بعد از هر مراسم
دهنش بوی سگ میداده
1026
01:02:43,458 --> 01:02:46,476
.«خودش رو جمع و جور میکرد»
.انتخاب کلماتت هوشمندانه بود
1027
01:02:46,500 --> 01:02:48,726
ولی حتماً همه خبر داشتن
1028
01:02:48,750 --> 01:02:51,142
امروز روحالقدس حسابی منقلبش کرده، نه؟
1029
01:02:51,541 --> 01:02:52,958
نه، همه نه
1030
01:02:53,458 --> 01:02:54,541
سم
1031
01:02:55,333 --> 01:02:57,601
تنها آدم درستِ این خرابشده
1032
01:02:57,625 --> 01:02:59,625
کنار گذاشتنِ مشروب زندگیش رو نجات داده بود
1033
01:03:01,041 --> 01:03:04,875
.میدونستم مطبوعات و پلیس میان
.لازم نبود همه این بخش از داستان رو بفهمن
1034
01:03:07,375 --> 01:03:09,851
ویکز چاقو خورده بود
1035
01:03:09,875 --> 01:03:13,684
...نمیدونم توسط کی و چطوری ولی
میدونستم که چاقو خورده بود
1036
01:03:13,708 --> 01:03:15,767
پس ربطی به الکل خوردنش نداشت
1037
01:03:15,791 --> 01:03:17,976
یه حرکت غریزی بود
1038
01:03:18,000 --> 01:03:20,601
یکم داستانسرایی برای
محافظت از مُریدان کلیسا
1039
01:03:20,625 --> 01:03:22,309
!چرند محضـه
1040
01:03:22,333 --> 01:03:26,416
،برای محافظت از باورهای خامشون
!سپر بلای یه قاتل شدی
1041
01:03:29,000 --> 01:03:30,625
فلاسکش کجاست؟
1042
01:03:31,916 --> 01:03:34,833
!لعنتی
1043
01:03:37,458 --> 01:03:39,666
لعنتی. اینجا نیست
1044
01:03:40,833 --> 01:03:41,916
بلانک
1045
01:03:42,875 --> 01:03:44,083
متأسفم
1046
01:03:44,708 --> 01:03:46,767
...چاقو خورده بود، برای همین با خودم فکر کردم
1047
01:03:46,791 --> 01:03:48,976
نه. فکر نکردی
1048
01:03:49,030 --> 01:03:51,770
،ولی الان تو گِل گیر کردیم
پس بهتره کمکم از مغزت کار بکِشی
1049
01:03:53,291 --> 01:03:55,125
یکی یواشکی اومده توی اتاقم
1050
01:03:56,125 --> 01:03:57,416
الان دوزاریم افتاد
1051
01:03:57,958 --> 01:04:00,851
با هم این نقشهی مکارانه رو
کِشیدن تا برای من پاپوش درست کنن
1052
01:04:00,875 --> 01:04:03,208
حالا فهمیدی طرف حسابمون کیـه
1053
01:04:05,125 --> 01:04:08,059
،با آرامش و همدلی به قصههاشون گوش دادی
1054
01:04:08,083 --> 01:04:09,892
اما دیگه کافیـه
1055
01:04:09,916 --> 01:04:11,601
به قدر کافی وقت تلف کردیم
1056
01:04:11,625 --> 01:04:14,101
،فردا که برای خاکسپاری جمع شدن
از فرصت استفاده میکنیم و
1057
01:04:14,125 --> 01:04:15,809
از همشون بازجویی میکنیم
1058
01:04:15,833 --> 01:04:18,666
باید بفهمیم اون شب چه اتفاقی افتاده
1059
01:04:19,750 --> 01:04:23,833
همینطور اینکه این گرگهای شرور
چی رو مخفی کردن
1060
01:04:34,916 --> 01:04:37,375
« آخرین خطبهی جفرسون ویکز: روز مرگش »
1061
01:04:40,916 --> 01:04:42,333
به او خیانت شد
1062
01:04:43,333 --> 01:04:44,541
مورد ضرب و شتم قرار گرفت
1063
01:04:46,666 --> 01:04:47,875
مضحکهی خاص و عام شد
1064
01:04:48,916 --> 01:04:50,125
به صلیب کِشیده شد
1065
01:04:52,291 --> 01:04:53,375
به قتل رسید
1066
01:04:57,375 --> 01:05:00,000
سپس در گودالی رها شد تا بپوسد
1067
01:05:00,916 --> 01:05:02,000
تا به دست فراموشی سپرده شود
1068
01:05:03,208 --> 01:05:06,041
،سرنوشت منجیمان
که هماینک گریبان کلیسایمان را گرفته
1069
01:05:06,708 --> 01:05:10,267
کلیسای ما مورد هجمهی
،این دنیای جدید قرار گرفته
1070
01:05:10,291 --> 01:05:12,559
مورد غضب دشمنانِ خدا
1071
01:05:12,708 --> 01:05:14,642
،هرزههای تنفروش
1072
01:05:14,762 --> 01:05:18,229
آفاتی که قصد دارند ما را
در هم بشکنند، خاموش کنند و
1073
01:05:18,254 --> 01:05:21,300
از جایگاه به حقمان، یعنی حکمرانی بر
1074
01:05:21,325 --> 01:05:23,411
ملتی مسیحی بازدارند
1075
01:05:23,598 --> 01:05:26,851
حتی اکنون که به عنوان جنگجوی مسیح
،پیش روی شما ایستادهام
1076
01:05:26,875 --> 01:05:30,767
زره الهی بر تن کرده و آمادهام
،تا آخرین قطرهی خون در این راه بجنگم
1077
01:05:30,791 --> 01:05:33,911
!شما حق عبور ندارید
1078
01:05:36,041 --> 01:05:39,125
،همانند پروردگارمان
من نیز توسط یهودا خیانت دیدم
1079
01:05:39,666 --> 01:05:41,500
آقایون، میشه چند دقیقه تنها باشم؟
1080
01:05:42,250 --> 01:05:44,250
خائنی با شکلهای گوناگون
1081
01:05:46,125 --> 01:05:48,958
تهدید واقعی همواره از درون سربرمیآورد
1082
01:05:50,291 --> 01:05:52,125
سخنانم را آویزهی گوش کنید
1083
01:05:53,582 --> 01:05:57,016
در این جمعهی نیک،
سخنانم را آویزهی گوش کنید
1084
01:05:57,041 --> 01:05:59,041
همگی شما، به یاد داشته باشید
1085
01:06:01,689 --> 01:06:03,377
دوباره زنده میشی
1086
01:06:04,125 --> 01:06:05,541
همه چی درست میشه
1087
01:06:06,041 --> 01:06:07,815
دوباره زنده میشی
1088
01:06:08,291 --> 01:06:09,559
دوباره زنده میشی
1089
01:06:09,583 --> 01:06:13,178
زمان موعود نزدیکـه.
همون زمانی که به شما هشدار داده بودم.
1090
01:06:14,541 --> 01:06:17,601
وعدهی عید پاک رو از یاد نبرید
1091
01:06:17,625 --> 01:06:21,808
چرا که من پای قولم هستم،
بله، درست شنیدید
1092
01:06:23,500 --> 01:06:27,654
آگاه باشید که
اگر فرزند صالح خدا را سرنگون کنید،
1093
01:06:27,678 --> 01:06:29,641
او دوباره بر میخیزد
1094
01:06:29,666 --> 01:06:32,142
سیب حوّا به درخت بازگردانده میشود و
1095
01:06:32,166 --> 01:06:35,833
شکوهِ پادشاهی او و فرمانرواییِ
رو به اعتلایش نمایان میشود و
1096
01:06:36,458 --> 01:06:39,351
شما، ای شیاطین سستپیمان،
همانگونه که در تاریکی
1097
01:06:39,375 --> 01:06:41,059
از خشم دندان به هم میسایید و
1098
01:06:41,083 --> 01:06:45,559
سرد، فراموششده و تنها بر زمین افتادهاید،
1099
01:06:45,583 --> 01:06:50,242
او دوباره برمیخیزد تا
آنچه که از آن خودش است بازستاند و
1100
01:06:50,666 --> 01:06:52,494
گناهکاران را از پای در بیاورد و
1101
01:06:53,041 --> 01:06:56,142
فرزند راستینش را
بر تخت این ملت بنشاند
1102
01:06:56,166 --> 01:06:59,434
بله، او بر میخیزد!
بله، او بر میخیزد!
1103
01:06:59,458 --> 01:07:02,142
بله، از ترس به خود بلرزید،
1104
01:07:02,166 --> 01:07:07,666
چرا که او باری دیگر با شکوه،
کیفر و قدرت قیام خواهد کرد!
1105
01:07:09,630 --> 01:07:11,719
« ویکز »
1106
01:07:17,541 --> 01:07:20,791
تسلیت میگم، پدر.
این پایین رو امضا کن.
1107
01:07:21,666 --> 01:07:23,101
بین خودمون بمونه،
1108
01:07:23,125 --> 01:07:26,458
برام مهم نیست چی تو اینترنت میگن.
به نظرم احتمالش هست کار شما نباشه.
1109
01:07:29,666 --> 01:07:32,093
خیلیخب، همگی. خوب گوش کنید
1110
01:07:32,118 --> 01:07:34,856
ببین کی افتخار داده.
جادِ یهودا.
1111
01:07:34,881 --> 01:07:37,226
پدر، شما اینجا جایی ندارید
1112
01:07:37,250 --> 01:07:38,683
خیلیخب، بسـه!
1113
01:07:38,708 --> 01:07:39,809
ماجرا از این قراره:
1114
01:07:39,833 --> 01:07:42,476
من و بنوا بلانک
چندتا سؤال ازتون میپرسیم،
1115
01:07:42,500 --> 01:07:45,726
شما هم جواب میدید و ته و توی ماجرا رو
در میاریم که کی مانسینیور ویکز رو کُشته و
1116
01:07:45,750 --> 01:07:48,641
چرا این کار رو کرده و بعدش...
1117
01:07:48,791 --> 01:07:50,267
فقط همین!
1118
01:07:50,540 --> 01:07:53,374
خب؟ خیلیخب، پس...
1119
01:07:54,916 --> 01:07:57,101
ممنون، پدر جاد. واقعاً...
1120
01:07:57,125 --> 01:07:58,351
سنگتموم گذاشتی
1121
01:07:58,375 --> 01:08:00,059
اول از همه...
1122
01:08:00,083 --> 01:08:04,226
میریم سراغ این که
اون شب چه اتفاقی توی این اتاق افتاد
1123
01:08:04,250 --> 01:08:07,351
منظورت همون شبیـه که جاد
جلوی هممون اعتراف کرد آدم کُشته؟
1124
01:08:07,375 --> 01:08:10,476
خب حالا. نه، اون...
این همون قضیهی بوکسـه
1125
01:08:10,500 --> 01:08:13,517
حالا دستِ پیش گرفته که پس نیفته.
چه آدم یدککشیـه.
1126
01:08:13,541 --> 01:08:14,559
یدک چی؟
1127
01:08:14,583 --> 01:08:16,647
فقط اسم کشیش رو یدک میکشی
1128
01:08:16,672 --> 01:08:20,434
اومده به بنوا بلانک کمک کنه تا
راز کلیسای شرور و شیطانی رو افشا کنه و
1129
01:08:20,458 --> 01:08:23,767
اونوقت یه لیبرالِ کودن بیاد
در مورد همهی اینا پادکست درست کنه و
1130
01:08:23,791 --> 01:08:27,767
تا به خودت میای، میبینی
نسخهی احمقانهی خودمون رفته رو نتفلیکس
1131
01:08:27,791 --> 01:08:30,937
نسخهی احمقانه.
خدا اون روز رو نیاره.
1132
01:08:32,116 --> 01:08:33,350
خدایا!
1133
01:08:33,585 --> 01:08:35,001
معجزه!
1134
01:08:36,041 --> 01:08:39,092
میتونم راه برم، مارتا.
فقط درد داره.
1135
01:08:40,599 --> 01:08:42,517
چه بهتر
1136
01:08:42,541 --> 01:08:43,941
همه چی رو لو بده
1137
01:08:44,603 --> 01:08:46,493
ویکز یه شیاد بود
1138
01:08:46,791 --> 01:08:50,417
معجزه و قدرتهای ماوراییِ خدا
کسشعر محضـه
1139
01:08:51,869 --> 01:08:53,855
واقعاً باورم شده بود
1140
01:08:54,945 --> 01:08:56,629
هنوز هم دلم میخواد باور کنم
1141
01:08:57,058 --> 01:08:58,766
من چه خریام، هان؟
1142
01:08:58,791 --> 01:09:03,101
خب، سؤال من در واقع
در مورد گروه دعاخوانی جاد نبود
1143
01:09:03,125 --> 01:09:05,601
منظورم اون جلسهی پنهونی با ویکز بود که
1144
01:09:05,625 --> 01:09:09,276
توی عید شعانین
تو این اتاق تشکیل شد
1145
01:09:13,161 --> 01:09:16,619
میخوام بدونم اون واسه چی بود
1146
01:09:18,871 --> 01:09:20,704
کی اول شروع میکنه؟
1147
01:09:21,765 --> 01:09:22,973
من بهتون میگم
1148
01:09:26,041 --> 01:09:29,142
- سای. هی. وایسا، صبر کن، رفیق
- نه، نه، نه
1149
01:09:29,166 --> 01:09:30,976
دهنت رو وا نمیکنی ها،
پسرهی آبزیرکاه
1150
01:09:31,000 --> 01:09:32,767
- تصمیمش با تو نیست!
- چیزی بهش نگو!
1151
01:09:32,791 --> 01:09:34,769
هی، ببین... آروم باش، پدر جاد
1152
01:09:34,793 --> 01:09:36,853
قسم میخورم حرفهایی که اون شب زدیم
1153
01:09:36,877 --> 01:09:39,267
هیچ ربطی به قتل ویکز نداره، خب؟
1154
01:09:39,291 --> 01:09:41,901
ولی در مورد چیزهایی حرف زدیم که
اگه درز پیدا کنن،
1155
01:09:41,925 --> 01:09:44,009
ممکنـه زندگی آدمای
تو این اتاق خراب بشه
1156
01:09:44,034 --> 01:09:46,659
همش رو ضبط کردم.
فقط پخشش کن.
1157
01:09:48,875 --> 01:09:50,934
- نه! نباید...
- ای شارلاتان!
1158
01:09:50,958 --> 01:09:54,476
- در رو باز کن، حرومزاده!
- عفت پروندههام رو لکهدار میکنید!
1159
01:09:54,500 --> 01:09:56,250
- پخشش کن
- باز کن...
1160
01:10:07,000 --> 01:10:10,030
خیلیخب. توجه همه رو جلب کردی، ورا
1161
01:10:10,416 --> 01:10:12,724
همه دور هم جمع شدیم.
چی میخواستی بگی؟
1162
01:10:16,208 --> 01:10:18,416
داشتم به مادرت فکر میکردم
1163
01:10:19,875 --> 01:10:24,851
هیچوقت نمیشناختمش،
ولی چون تو این کلیسا بزرگ شدم،
1164
01:10:24,875 --> 01:10:28,142
با داستان هرزهی تنفروش آشنام و
1165
01:10:28,166 --> 01:10:31,642
داشتم به این فکر میکردم
زندگیش توی خونهای که
1166
01:10:31,667 --> 01:10:35,904
با پدر و پسرش توش حبس بود،
چطور بوده
1167
01:10:36,457 --> 01:10:39,683
دستبهیکی کردنها،
خوار و خفیف کردنش،
1168
01:10:39,708 --> 01:10:42,292
به همهی ما یاد دادن که
رفتارش رو سرزنش کنیم
1169
01:10:44,000 --> 01:10:45,416
دختر طفلکی
1170
01:10:51,791 --> 01:10:56,853
دیروز یکی از همکارهام توی حوزهی امور خانواده
از بروکلین باهام تماس گرفت
1171
01:10:57,375 --> 01:11:00,642
میخواست اطلاعات تماس موکلم،
1172
01:11:00,666 --> 01:11:04,434
مانسینیور جفرسون ویکز رو
مجدداً بررسی کنه
1173
01:11:04,458 --> 01:11:09,033
چون موکلم پیشش
فرم «اِیاوپی» پر کرده بود
1174
01:11:09,500 --> 01:11:10,708
توی بروکلین
1175
01:11:11,458 --> 01:11:13,666
تا من متوجه نشم
1176
01:11:14,442 --> 01:11:15,984
ایاوپی دیگه چیـه؟
1177
01:11:19,734 --> 01:11:22,150
«اقرار به والدیت»؟
1178
01:11:25,375 --> 01:11:28,233
«تأیید میکنم که اینجانب،
جفرسون ویکز،
1179
01:11:28,741 --> 01:11:32,116
پدر بیولوژیکی سایرس دریون هستم»
1180
01:11:36,666 --> 01:11:39,494
واقعاً خجالت نمیکِشی
1181
01:11:40,054 --> 01:11:41,248
مگه نه؟
1182
01:11:42,125 --> 01:11:44,069
مادرش کی بود؟
1183
01:11:45,208 --> 01:11:46,833
اصلاً اهمیتی داره؟
1184
01:11:47,458 --> 01:11:53,810
نه. نه! نه، اون فقط برگشت،
این بچهی بیچاره رو تحویلت داد و
1185
01:11:53,916 --> 01:11:56,309
رفت پی زندگی خودش
1186
01:11:56,333 --> 01:11:59,892
اونوقت پدرِ باایمان من
شد دایهی مهربونتر از مادر
1187
01:11:59,916 --> 01:12:04,309
دوباره پسرها دستبهیکی کردن و
منِ احمق هم که غلام حلقهبهگوش
1188
01:12:04,333 --> 01:12:05,601
موندم لای منگنه و
1189
01:12:05,625 --> 01:12:10,934
هر چی گفتید، گفتم چشم،
احترام گذاشتم و بچهی جنابعالی رو بزرگ کردم
1190
01:12:10,958 --> 01:12:14,310
در حالی که تو بدون هیچ
شرم و حیایی میرفتی بالای منبر
1191
01:12:14,335 --> 01:12:18,126
مرتیکهی ریاکار حرومزاده!
1192
01:12:23,109 --> 01:12:24,192
سای؟
1193
01:12:24,823 --> 01:12:26,056
تو خبر داشتی؟
1194
01:12:26,080 --> 01:12:28,080
نه تا وقتی که امروز صبح ورا بهم گفت
1195
01:12:28,458 --> 01:12:29,458
آره
1196
01:12:30,291 --> 01:12:31,916
سای پسر منـه
1197
01:12:34,625 --> 01:12:36,784
از یه زنِ بی بند و باری که
برام فاقد اهمیتـه و
1198
01:12:36,808 --> 01:12:39,392
فقط یه شب باهاش بودم و
۳۰ سالـه ندیدمش
1199
01:12:39,416 --> 01:12:43,111
من و پدر ورا این راز رو مخفی کردیم.
ولی دیگه از کسی پنهون نیست.
1200
01:12:43,419 --> 01:12:45,086
اون وارث منـه
1201
01:12:46,041 --> 01:12:47,125
پسرمـه
1202
01:12:49,625 --> 01:12:51,973
حالا همه ازش خبردار میشن
1203
01:12:53,208 --> 01:12:55,747
خب، آدمفروشها...
1204
01:12:56,500 --> 01:12:59,047
کشتی داره غرق میشه،
بزنید به چاک
1205
01:13:01,080 --> 01:13:02,598
مزخرف نگو
1206
01:13:02,623 --> 01:13:05,090
همتون پشت این آدم میمونید
1207
01:13:05,115 --> 01:13:07,934
فقط خواستم ببینم.
خواستم با چشمای خودم ببینم.
1208
01:13:07,958 --> 01:13:10,934
هر کسشعری تفت میده، باور میکنید و
از شنیدنش سیرمونی ندارید
1209
01:13:10,958 --> 01:13:12,982
یکم نگاهت بالا به پایینـه، ورا
1210
01:13:13,006 --> 01:13:14,851
تو که نمیدونی چی تو دلمون میگذره
1211
01:13:14,875 --> 01:13:19,125
به نظرم هممون به عنوان یه مسیحی
از حرفهایی که زدی شوکه شدیم
1212
01:13:20,916 --> 01:13:23,684
ولی داریم واسه بقا میجنگیم
1213
01:13:23,708 --> 01:13:25,809
به هر قیمتی باید توی این جنگ پیروز شیم
1214
01:13:25,833 --> 01:13:27,726
کلیسا یه آدم بزدل نمیخواد که
1215
01:13:27,750 --> 01:13:29,987
توسری بخوره و دم نزنه.
ما یه جنگجو میخوایم.
1216
01:13:30,012 --> 01:13:31,558
یه جنگجو میخوایم و
1217
01:13:31,583 --> 01:13:36,079
فکر میکنم خدا مانسینیور ویکز رو
جنگجوی خودش قلمداد کرده
1218
01:13:36,416 --> 01:13:39,441
بنابراین من شخصاً
خدمتگزار شما و پسرت هستم
1219
01:13:40,224 --> 01:13:41,266
و...
1220
01:13:42,083 --> 01:13:43,975
ما این زن رو نمیشناسیم
1221
01:13:44,708 --> 01:13:46,333
واقعاً نمیشناسیمش
1222
01:13:46,916 --> 01:13:49,541
ما که نمیدونیم اصلاً چطوری...
1223
01:13:51,541 --> 01:13:54,226
کی میدونه حقیقت چیـه؟
مگه نه؟ با هزار جور منابع
1224
01:13:54,250 --> 01:13:56,767
ما که نمیدونیم...
چمیدونیم... کدومش حقیقت داره؟
1225
01:13:56,791 --> 01:13:58,743
همهی اینا حقیقت داره؟
1226
01:14:00,080 --> 01:14:01,434
پس...
1227
01:14:01,458 --> 01:14:02,918
گل گفتی، دکی
1228
01:14:02,942 --> 01:14:04,213
خواهش میکنم
1229
01:14:04,458 --> 01:14:07,528
قول دادی اگه همراهت باشم،
بیماریم رو شفا میدی
1230
01:14:08,291 --> 01:14:09,704
اگه حقیقت داشته باشه،
1231
01:14:10,255 --> 01:14:12,141
نیازی به پرهیزکار بودنت نیست
1232
01:14:12,166 --> 01:14:14,351
ما پشتتیم، مانسینیور ویکز
1233
01:14:14,375 --> 01:14:18,833
هر حرفی بزنی و هر کاری هم بکنی،
نظرمون عوض نمیشه
1234
01:14:25,916 --> 01:14:28,827
من یه هفتهی دیگه،
توی عید پاک
1235
01:14:30,083 --> 01:14:32,500
آخرین مراسم خودم رو برگزار میکنم
1236
01:14:33,791 --> 01:14:35,208
بعدش...
1237
01:14:35,958 --> 01:14:39,875
برای همیشه درهای
این کلیسای ماتمزده رو میبندم
1238
01:14:43,250 --> 01:14:47,500
ولی قبلش تکتک شماها رو
به خاک سیاه میشونم
1239
01:14:50,750 --> 01:14:52,093
ببخشید. چی؟
1240
01:14:52,117 --> 01:14:53,671
مشروب میخوری، نت؟
1241
01:14:53,695 --> 01:14:54,809
آره. چی؟
1242
01:14:54,833 --> 01:14:56,807
آدم خطرناکی هستی
1243
01:14:57,333 --> 01:14:58,816
مست لایعقل میری سر کار
1244
01:14:58,840 --> 01:15:02,239
حین مستی بیمارها و
بچهها رو معالجه میکنی
1245
01:15:02,708 --> 01:15:04,601
مردم باید بدونن
1246
01:15:04,625 --> 01:15:06,774
کمیتهی پزشکی باید بدونه
1247
01:15:06,798 --> 01:15:11,173
هیچکس نباید دیگه بهت
اعتماد یا استخدامت کنه
1248
01:15:11,993 --> 01:15:13,324
و لی
1249
01:15:13,500 --> 01:15:16,660
این کتاب خُنیاگری که مشغول نوشتنشی
1250
01:15:16,684 --> 01:15:21,351
این چاپلوسی ابلهانهات
توهین به وظایف من تو کلیساست
1251
01:15:21,375 --> 01:15:25,267
وظیفهی منـه که نه تنها به مردم،
بلکه به دوستان خودم
1252
01:15:25,291 --> 01:15:27,351
توی صنعت نشر هشدار بدم
1253
01:15:27,375 --> 01:15:30,544
اون کتاب رو باید انداخت دور.
تو رو باید بندازن دور.
1254
01:15:30,833 --> 01:15:34,517
باید بدونن چه دلقک بیارزشی هستی
1255
01:15:34,541 --> 01:15:37,017
چی میگی؟ چهخبر شده؟
1256
01:15:37,041 --> 01:15:38,750
و تو، ورا
1257
01:15:38,876 --> 01:15:41,210
تو کابوس پدرتی
1258
01:15:41,791 --> 01:15:44,076
اگه اینجا بود،
نمیتونست از خجالت سرش رو بلند کنه
1259
01:15:45,027 --> 01:15:48,978
سیمون. من که نمیتونم
یه زن بیایمان رو شفا بدم
1260
01:15:49,125 --> 01:15:50,601
نمیتونم کمکت کنم
1261
01:15:50,625 --> 01:15:53,184
گفتی میتونی از شرش خلاصم کنی
1262
01:15:53,208 --> 01:15:55,612
ولی هیچ قولی بهت ندادم
1263
01:15:56,166 --> 01:15:58,851
من همهی پساندازم رو بهت دادم
1264
01:15:58,875 --> 01:16:01,329
شفای خدا رو که نمیشه خرید
1265
01:16:01,750 --> 01:16:03,798
هرگز خوب نمیشی
1266
01:16:03,822 --> 01:16:06,906
با همون درد،
توی بندِ ویلچری که روشی میمیری
1267
01:16:07,125 --> 01:16:10,226
چرا این حرفها رو میزنی؟
متوجه نمیشم
1268
01:16:10,250 --> 01:16:13,476
- شوخیـه دیگه؟ مگه نه؟ شوخیـه
- من که سر در نمیارم
1269
01:16:13,500 --> 01:16:16,809
این تلافی جلسهی دعاخوانی با پدر جاده؟
چون ما خودمون بیخبر بودیم
1270
01:16:16,833 --> 01:16:18,783
جلسهی دعاخوانی با پدر جاد؟
1271
01:16:19,875 --> 01:16:21,851
این کلیسا رو من سرپا نگه داشتم
1272
01:16:21,875 --> 01:16:24,059
با حقیقت الهی مستحکمش کردم
1273
01:16:24,083 --> 01:16:30,314
حالا میبینم که از سمتِ
پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛
1274
01:16:30,338 --> 01:16:34,200
اختیار، ایمان و خود زندگیم
زیر سؤال رفته!
1275
01:16:36,333 --> 01:16:37,541
برو بیرون!
1276
01:16:40,515 --> 01:16:42,027
سستایمانها
1277
01:16:42,583 --> 01:16:44,059
با همتونم
1278
01:16:44,083 --> 01:16:46,351
نمیتونید پا جا پای من بذارید
1279
01:16:46,375 --> 01:16:48,642
درستـه، ما توی جنگیم و
1280
01:16:48,666 --> 01:16:51,684
شما رو از قلعهی خودم بیرون میکنم
1281
01:16:51,708 --> 01:16:52,976
مرتیکهی حرومزاده
1282
01:16:53,000 --> 01:16:55,934
توی عید پاک،
وقتی همه به کلیسا اومدن،
1283
01:16:55,958 --> 01:16:58,434
گناههای این جمع از
مریدان رو افشا میکنم و
1284
01:16:58,458 --> 01:17:03,076
وقتی که شرتون رو کم کردم،
میرم و پشت سرم رو هم نگاه نمیکنم
1285
01:17:04,083 --> 01:17:05,291
امیدوارم همگی...
1286
01:17:06,625 --> 01:17:07,708
برید به جهنم
1287
01:17:22,233 --> 01:17:25,642
خدا رو شکر. انگاری همه رفتن
1288
01:17:25,666 --> 01:17:26,750
سای
1289
01:17:28,041 --> 01:17:30,184
چرا این کار رو کرد؟
1290
01:17:30,208 --> 01:17:32,639
سای. بگو ببینم. چهخبر شده بود؟
1291
01:17:32,663 --> 01:17:34,976
چرا به همشون حمله کرد؟
چرا باید همچین کاری میکرد؟
1292
01:17:35,000 --> 01:17:36,333
چون خودم بهش گفتم
1293
01:17:37,423 --> 01:17:40,240
وقتی ورا حقیقت رو بهم گفت،
خودم رفتم سراغش و
1294
01:17:40,791 --> 01:17:44,000
واسه اولین بار تو زندگیم
من رو به عنوان پسرش قبول کرد
1295
01:17:44,976 --> 01:17:46,892
حقیقت رو برام فاش کرد
1296
01:17:47,375 --> 01:17:49,375
از اینجا متنفرم
1297
01:17:50,642 --> 01:17:53,436
از این جماعت ماتمزده و بیچاره متنفرم
1298
01:17:53,791 --> 01:17:55,416
میخوام بزنم بیرون
1299
01:17:56,481 --> 01:17:58,106
حالا بالاخره...
1300
01:17:58,958 --> 01:18:00,166
میتونم
1301
01:18:01,958 --> 01:18:03,166
بهم گفت...
1302
01:18:04,178 --> 01:18:06,851
ثروت خانوادگیِ پدربزرگش که
تمام این سالها گم شده بود رو
1303
01:18:06,875 --> 01:18:09,142
این هفته بالاخره پیدا کرده
1304
01:18:09,166 --> 01:18:11,059
نه. نه، اون پول ناپدید شده
1305
01:18:11,083 --> 01:18:14,851
کسی نمیدونه پرنتیس اون رو
کجا گذاشته، ولی دیگه ردی ازش نیست
1306
01:18:14,875 --> 01:18:17,559
بهم گفت پیداش کرده
1307
01:18:17,763 --> 01:18:21,267
میخواست کلیسای خرابشده رو
تعطیل کنه و با یه پول قلمبه بازنشسته بشه
1308
01:18:21,291 --> 01:18:24,692
من هم بهش گفتم: «مگه خل شدی؟»
1309
01:18:24,716 --> 01:18:27,351
بازنشسته بشی؟
میدونی اون بالا چه قدرتی داری؟
1310
01:18:27,375 --> 01:18:28,684
مُریدهای کلیسا رو کم کردم
1311
01:18:28,708 --> 01:18:30,933
نه. افراطیشون کردی
1312
01:18:30,957 --> 01:18:32,468
این یعنی قدرت
1313
01:18:32,875 --> 01:18:35,314
توی یه شهر کوچیک،
تعداد کمی جادوگر برای سوزوندن و
1314
01:18:35,338 --> 01:18:36,933
متعصب برای تحریک کردن هست
1315
01:18:36,957 --> 01:18:39,434
شعلهی تو سوختِ کافی نداره
1316
01:18:39,458 --> 01:18:41,036
ولی توی اینترنت...
1317
01:18:41,547 --> 01:18:42,911
همه جا رو به آتیش میکشه
1318
01:18:43,875 --> 01:18:45,083
با این پول
1319
01:18:45,875 --> 01:18:48,767
.اینجوری که میپرستنت
شوخیت گرفته؟
1320
01:18:48,791 --> 01:18:50,392
فقط چهار سال بهم فرصت بده
1321
01:18:50,416 --> 01:18:51,959
رئیسجمهورت میکنم
1322
01:18:52,916 --> 01:18:55,341
با هم میتونیم یه امپراتوری واقعی بسازیم
1323
01:18:56,633 --> 01:18:59,633
پدر و پسری
1324
01:19:01,666 --> 01:19:03,142
مثل جنگ ستارگان؟
1325
01:19:03,166 --> 01:19:05,891
آره، دقیقاً. عینهو اتحاد شورشیها
1326
01:19:05,916 --> 01:19:09,517
با مقامی که اون داره و
شمِ سیاسی من که پول پشتشـه
1327
01:19:09,556 --> 01:19:12,475
باورت میشه که به اسم مسیح
میتونیم دست به چه کارهایی بزنیم؟
1328
01:19:12,500 --> 01:19:14,456
آره. آره، باورم میشه
1329
01:19:14,480 --> 01:19:17,601
اول بهش گفتم...
اعتراف میکنم اینجاش یکم شخصیـه،
1330
01:19:17,625 --> 01:19:20,627
ولی اول بهش گفتم
باید مریدانش رو نابود کنیم
1331
01:19:20,651 --> 01:19:22,163
اونا فقط مایهی دردسرن
1332
01:19:22,187 --> 01:19:24,101
اگه باهامون در ارتباط باشن،
1333
01:19:24,125 --> 01:19:27,262
توی اخبار نشونشون بدن یا
دنبال جایگاهی باشن...
1334
01:19:27,286 --> 01:19:29,998
باید مثل زالو زیر پا لهشون کنیم
1335
01:19:30,374 --> 01:19:32,266
واسه همین بهشون حمله کرد
1336
01:19:32,806 --> 01:19:35,152
به خاطر کینهی کوچیک تو
1337
01:19:35,176 --> 01:19:38,059
میدونی ممکنـه به خاطر همین
یکی اون رو کُشته باشه؟
1338
01:19:38,083 --> 01:19:41,197
برگردیم به این ثروت عظیمی که گفتی
1339
01:19:41,500 --> 01:19:42,851
الان مال تو میشه؟
1340
01:19:42,875 --> 01:19:45,048
- عملاً، آره
- عملاً؟
1341
01:19:45,329 --> 01:19:47,976
- بهت نگفت کجاست
- نه
1342
01:19:48,000 --> 01:19:50,208
حسابهاش خالیان.
هیچی توشون نیست.
1343
01:19:51,356 --> 01:19:52,684
دیگه کجا میتونه باشه؟
1344
01:19:52,708 --> 01:19:55,795
بعدش به این فکر افتادم
پنجاه سال پیش،
1345
01:19:55,819 --> 01:19:59,684
امنترین راه واسه پرنتیس برای مخفی کردن
۸۰ میلیون دلار چی میتونست باشه؟
1346
01:19:59,708 --> 01:20:02,613
- حساب بانک سوئیس
- خودشـه!
1347
01:20:02,637 --> 01:20:06,548
پس فقط کافیـه
شمارهی حسابش رو پیدا کنی؟
1348
01:20:07,333 --> 01:20:08,809
اونجا نبود؟
1349
01:20:09,691 --> 01:20:11,352
حتماً یه جایی نوشتتش
1350
01:20:11,376 --> 01:20:14,241
مارتا همه چی رو
بایگانی میکنه و اینجا نیست
1351
01:20:14,265 --> 01:20:15,473
نمیدونم
1352
01:20:15,791 --> 01:20:18,726
خودتون ببینید. فکر میکردم
کدی چیزی باشه چون همش میگفت:
1353
01:20:18,750 --> 01:20:20,991
«سیب حوّا به درخت بازگردانده میشود»
1354
01:20:21,015 --> 01:20:24,394
مثل یه پیام بود.
انگار سیب حوّا همون سرمایههست.
1355
01:20:24,418 --> 01:20:26,592
ولی شمارهی حساب بانک سوئیس ۱۹ رقمیـه،
1356
01:20:26,617 --> 01:20:28,131
پس ربطی به اون نداره
1357
01:20:28,762 --> 01:20:31,275
ورا، به تو چیزی نگفت؟
1358
01:20:31,832 --> 01:20:35,157
اگه گفته بود هم،
رازش رو با خودم به گور میبردم
1359
01:20:35,500 --> 01:20:36,583
آره
1360
01:20:37,666 --> 01:20:40,976
دست به هر کاری میزدی تا
چیزی به پسر ناخلف خانواده نرسه
1361
01:20:41,000 --> 01:20:42,428
حسابی فشاریت میکنه
1362
01:20:42,916 --> 01:20:44,608
عفریتهی گوشتتلخ
1363
01:20:45,515 --> 01:20:46,931
اون پول...
1364
01:20:47,516 --> 01:20:53,308
یه قطره توی اقیانوس تلخی منـه،
بچهی تازه به دوران رسیده
1365
01:20:53,458 --> 01:20:57,365
بهتره بیای وسایلت رو جمع کنی تا
نریختمشون تو خیابون
1366
01:21:03,208 --> 01:21:06,684
تو. تو کارآگاهی. بهت پول میدم.
برام اهمیتی نداره، این مسئله مهمـه.
1367
01:21:06,708 --> 01:21:09,601
ارث و آیندهی حرفهی سیاسی من
بهش وابستهست
1368
01:21:09,625 --> 01:21:11,809
چیزی یادت میاد که
1369
01:21:11,833 --> 01:21:15,250
مربوط به سیب حوّا باشه و
روش همچین شمارهای باشه؟
1370
01:21:20,916 --> 01:21:22,809
اگه چیزی یادت اومد،
حتماً بهم زنگ بزن
1371
01:21:22,833 --> 01:21:25,030
- حتماً. شک نکن
- ما رفتیم
1372
01:21:26,862 --> 01:21:28,976
« سیب حوّا »
1373
01:21:32,442 --> 01:21:33,775
باید همه جاش رو بگردیم
1374
01:21:38,458 --> 01:21:41,744
ممکنـه زیر دوخت باشه
1375
01:21:42,330 --> 01:21:44,044
یا توی بدنهاش جاساز شده باشه
1376
01:22:04,875 --> 01:22:06,166
این توخالیـه
1377
01:22:06,750 --> 01:22:08,166
آره. بشکنش
1378
01:22:29,811 --> 01:22:31,496
یادم بنداز بایگانیش کنم
1379
01:22:31,520 --> 01:22:32,728
بایگانیش کن
1380
01:22:33,791 --> 01:22:36,107
- با عقل جو در نمیاد
- میدونم
1381
01:22:36,131 --> 01:22:38,162
یه ثروت ۸۰ میلیون دلاری
1382
01:22:38,186 --> 01:22:39,869
ولی اگه سیب حوّا اون ثروت باشه و
1383
01:22:39,893 --> 01:22:43,279
خبری از یه کپه پول نقد
توی بانک سوئیس نباشه، پس چیـه؟
1384
01:22:47,109 --> 01:22:48,125
چیـه؟
1385
01:22:48,149 --> 01:22:50,233
حتماً تاریخش رو اشتباه چاپ کردن
1386
01:22:51,223 --> 01:22:54,723
اینجا نوشته چهارشنبهی گذشته
درخواست کردن مقبره رو باز کنن
1387
01:22:55,430 --> 01:22:56,846
امکان نداره
1388
01:22:58,666 --> 01:23:02,103
کی واسه آدمی که هنوز زندهست
تجهیزات کفن و دفن سفارش میده؟
1389
01:23:03,125 --> 01:23:06,309
کسی که مطمئنـه اون قراره
دقیقاً چه روز و ساعتی بمیره
1390
01:23:06,333 --> 01:23:07,541
بده من ببینم
1391
01:23:08,583 --> 01:23:11,434
این که کامپیوتریـه.
اشتباه چاپی نیست. درستـه.
1392
01:23:11,458 --> 01:23:13,976
کلید حل معما
کسیـه که اون تماس رو گرفته
1393
01:23:14,000 --> 01:23:15,583
خیلیخب. باشه. باشه
1394
01:23:19,333 --> 01:23:21,517
شرکت ساخت و ساز «استیل ویلز».
لوئیس هستم، بفرمایید.
1395
01:23:21,541 --> 01:23:24,777
سلام، لوئیس. من پدر جاد هستم از
کلیسای بانوی همیشه بردبار
1396
01:23:25,250 --> 01:23:27,476
- سلام
- سلام، لوئیس
1397
01:23:27,500 --> 01:23:29,976
امروز یکی از
تجهیزات ساختمانیتون اینجا بود
1398
01:23:30,000 --> 01:23:32,642
- یه لیفتراک برای باز کردن... مقبره
- آره. میدونم
1399
01:23:32,666 --> 01:23:35,101
کم پیش میاد واسه
باز کردن مقبره باهامون تماس بگیرن
1400
01:23:35,125 --> 01:23:36,677
عالیـه. میخواستم بدونم...
1401
01:23:36,701 --> 01:23:38,934
خودم به اون سفارش رسیدگی کردم.
رسیدگی به همهی سفارشها با خودمـه.
1402
01:23:38,958 --> 01:23:40,684
آره. لوئیس، سؤال من اینـه که...
1403
01:23:40,708 --> 01:23:42,767
- اینجا رو من و برادرم، جیمز، میچرخونیم
- درستـه
1404
01:23:42,791 --> 01:23:44,501
سفارشها رو اون ثبت میکنه
ولی من بهشون رسیدگی میکنم
1405
01:23:44,525 --> 01:23:47,059
درستـه. خب، لوئیس،
واسه این بهت زنگ زدم که...
1406
01:23:47,083 --> 01:23:50,215
کلیساتون اومدم، ولی شما رو ندیدم
1407
01:23:50,239 --> 01:23:52,976
- نه، من تازه اومدم، نسبتاً تازه اومدم
- تبریک میگم
1408
01:23:53,000 --> 01:23:55,809
- لوئیس، یه سؤالی ازت دارم...
- نه، یه آدم مُسنی بود
1409
01:23:55,833 --> 01:23:58,267
- پدر... اسمش...
- مانسینیور، مانسینیور
1410
01:23:58,291 --> 01:24:00,321
- پدر مانسینیور، خب...
- لوئیس...
1411
01:24:00,345 --> 01:24:03,824
وقتی اومدم، داشت موعظه میکرد و
راستش رو بخواید، آدم خوبی نبود
1412
01:24:03,848 --> 01:24:06,559
- ولی متأسفم که...
- خیلیخب
1413
01:24:06,583 --> 01:24:09,059
در عین ناباوری مُرد و
واسه فقدان همگی شما...
1414
01:24:09,083 --> 01:24:11,559
آره، واقعاً مصیبت بدی برای همه بود، لوئیس
1415
01:24:11,583 --> 01:24:14,059
میشه... شرمنده حرفت رو قطع میکنم
1416
01:24:14,083 --> 01:24:16,142
- یه سؤالی دارم
- بپرس
1417
01:24:16,166 --> 01:24:19,601
میخوام بدونم کی لیفتراک رو سفارش داده
1418
01:24:19,625 --> 01:24:22,465
- جیمز سفارشها رو ثبت میکنه و...
- جیمز اونا رو ثبت میکنه
1419
01:24:22,489 --> 01:24:24,767
- امروز دیگه نیست
- میشه شمارهی جیمز رو بدی؟
1420
01:24:24,791 --> 01:24:27,476
مسئلهی خیلی مهمیـه.
باید ببینیم کی اون رو سفارش داده.
1421
01:24:27,500 --> 01:24:30,934
- نه، نه. فکر نکنم بتونم. میدونی...
- نه، مسئلهی مرگ و زندگیـه
1422
01:24:30,958 --> 01:24:33,142
- ببخشید، پدر
- خیلی...
1423
01:24:33,166 --> 01:24:35,391
داشتم میگفتم،
کاری که از من بر میاد اینـه که
1424
01:24:35,416 --> 01:24:38,184
میتونم خبرش رو بگیرم و
بعدش میتونم بهتون...
1425
01:24:38,208 --> 01:24:39,892
- زنگ بزنم
- خودشـه. عالیـه
1426
01:24:39,916 --> 01:24:42,601
اگه همین الان به جیمز زنگ بزنی،
خیلی ممنون میشم
1427
01:24:42,625 --> 01:24:44,601
- مرسی، لوئیس
- بگو بعدش بهت خبر بده
1428
01:24:44,625 --> 01:24:46,985
حتماً. راستی، پدر،
میتونم یه چیزی ازتون بخوام؟
1429
01:24:47,009 --> 01:24:49,457
میدونی... الان...
1430
01:24:49,583 --> 01:24:51,142
فقط سریع بگو
1431
01:24:51,166 --> 01:24:54,184
- اولویتمون الان با سفارشـه
- بگو میتونه بعداً زنگ بزنه؟
1432
01:24:54,208 --> 01:24:56,513
پدر جاد میشه... میتونید...
1433
01:24:57,817 --> 01:24:58,960
لوئیس؟
1434
01:24:59,788 --> 01:25:01,400
خدایا
1435
01:25:02,250 --> 01:25:03,333
لوئیس؟
1436
01:25:04,543 --> 01:25:06,543
میشه برام دعا کنید؟
1437
01:25:11,375 --> 01:25:13,000
آره، حتماً
1438
01:25:14,416 --> 01:25:16,836
میشه بپرسم واسه چی؟
1439
01:25:18,708 --> 01:25:20,333
واسه مادرم
1440
01:25:22,814 --> 01:25:24,023
مریضـه؟
1441
01:25:24,531 --> 01:25:25,674
آره
1442
01:25:25,698 --> 01:25:28,396
توی مرکز نگهداری از بیماران صعبالعلاجـه
1443
01:25:29,708 --> 01:25:31,245
متأسفم، لوئیس
1444
01:25:31,269 --> 01:25:33,483
دیگه باهام حرف نمیزنه
1445
01:25:33,507 --> 01:25:36,069
آخرین باری که صحبت کردیم،
بحثمون شد
1446
01:25:36,567 --> 01:25:41,517
تو سرش یه تومور داره که اذیتش میکنه و
1447
01:25:41,541 --> 01:25:45,142
باعث میشه حرفهای زشتی بزنه و
1448
01:25:45,166 --> 01:25:47,441
من هم جوابش رو دادم،
1449
01:25:47,465 --> 01:25:52,166
حالا میترسم این
آخرین مکالمهی ما دوتا باشه
1450
01:25:54,833 --> 01:25:56,916
پدر، من...
1451
01:25:58,833 --> 01:26:02,433
تنهایی داره وجودم رو میخوره
1452
01:26:07,072 --> 01:26:09,623
واقعاً متأسفم، لوئیس
1453
01:26:10,083 --> 01:26:11,546
تو تنها نیستی
1454
01:26:12,750 --> 01:26:14,166
من پیشتم
1455
01:26:14,958 --> 01:26:16,166
من اینجام
1456
01:26:17,041 --> 01:26:18,899
میتونی اسم مادرت رو بگی؟
1457
01:26:47,458 --> 01:26:50,282
دعا میکنم باربارا
عشق و محبت دخترش رو حس کنه و
1458
01:26:51,314 --> 01:26:55,277
این باعث آرامشش بشه و
خدایا، برای لوئیس دعا میکنم
1459
01:26:56,416 --> 01:26:58,684
کنارش باش و خرد و
رهنمودت رو پیشکشش کن
1460
01:26:58,708 --> 01:27:02,125
اون رو در آغوش شفابخشت بگیر و
بذار محبتت رو احساس کنه
1461
01:27:02,666 --> 01:27:04,291
بذار بدونه که تنها نیست
1462
01:27:04,939 --> 01:27:08,515
این دعا رو به نام
پروردگارمون مسیح تقدیم میکنم. آمین
1463
01:27:09,166 --> 01:27:10,332
خیلیخب، لوئیس
1464
01:27:10,750 --> 01:27:13,476
شمارهی من رو داری.
شب و روز نداره، هر وقت که خواستی،
1465
01:27:13,500 --> 01:27:14,791
من در خدمتم
1466
01:27:15,291 --> 01:27:17,332
میتونی کلیسا هم بیای
1467
01:27:17,356 --> 01:27:18,743
خدا پشت و پناهت. خیلیخب
1468
01:27:19,041 --> 01:27:22,041
طوفانـه. اومدم تعطیل کنم
1469
01:27:23,791 --> 01:27:26,416
کلیسا با من.
تو کارهای اقامتگاه رو بکن.
1470
01:27:30,374 --> 01:27:32,684
دنبال من نیا، بلانک.
من دیگه نیستم.
1471
01:27:32,708 --> 01:27:34,601
چرا اونوقت؟
1472
01:27:34,625 --> 01:27:37,142
یه اتفاقی مثل داستان
«مسیر دمشق» برام افتاد
1473
01:27:37,166 --> 01:27:39,809
پولسِ رسول توی مسیرش به دمشق
متحول و دیندار میشه
1474
01:27:39,833 --> 01:27:42,767
آره، خودم میدونم. از آسمون
نور میاد و کور میشه و از این چرندیات
1475
01:27:42,791 --> 01:27:44,941
احتمالاً فقط التهاب ملتحمه بوده
1476
01:27:44,966 --> 01:27:48,434
ولی وقتی این اتفاق براش افتاد
در آستانهی حل پروندهی قتل نبود
1477
01:27:48,458 --> 01:27:50,875
فکر کردی اینجا داریم چیکار میکنیم؟
1478
01:27:51,541 --> 01:27:55,271
فکر میکنی چرا کشیش شدم؟
چرند تحویلم نده. جدی. چرا؟
1479
01:27:58,302 --> 01:27:59,717
عذاب وجدان داشتی
1480
01:28:00,000 --> 01:28:02,174
به خاطر جَوونی که کُشتی و کلیسا
1481
01:28:02,199 --> 01:28:04,983
جایی برای مخفی شدن و مسیری روشن
1482
01:28:05,007 --> 01:28:07,710
برای تجربهی آمرزش داد
1483
01:28:07,844 --> 01:28:10,719
من از اون آدمی که
توی رینگ کُشتم متنفر بودم
1484
01:28:10,992 --> 01:28:12,892
قشنگ یادمـه،
میدونستم خیلی دووم نمیاره
1485
01:28:12,916 --> 01:28:15,184
اینقدری ادامه دادم تا دیدم کم آورد
1486
01:28:15,208 --> 01:28:17,892
یه اتفاق نبود.
با نفرتی که تو قلبم بود کُشتمش.
1487
01:28:17,916 --> 01:28:20,309
از این نمیشه مخفی شد،
نمیشه درستش کرد
1488
01:28:20,333 --> 01:28:24,226
خدا پنهون یا درمانم نکرد.
اون وقتی گناهکار هستم، دوستم داره.
1489
01:28:24,250 --> 01:28:26,129
من هم باید برای این آدما همین کار رو بکنم
1490
01:28:26,153 --> 01:28:27,809
نه اینجور کارآگاهبازیها
1491
01:28:27,833 --> 01:28:29,083
نه، صبر کن ببینم
1492
01:28:29,297 --> 01:28:32,397
« بانوی همیشه بردبار »
1493
01:28:35,375 --> 01:28:37,583
ببخشید. با توئم، من...
1494
01:28:38,333 --> 01:28:40,226
میشه وقتی دارم باهات صحبت میکنم
به من نگاه کنی؟
1495
01:28:40,250 --> 01:28:42,221
دنبال یه قاتل میگردیم.
این که بازی نیست.
1496
01:28:42,245 --> 01:28:43,767
معلومـه که بازیـه!
1497
01:28:43,791 --> 01:28:45,476
حل کردنش، برنده شدنش
1498
01:28:45,500 --> 01:28:47,601
رسیدن به لحظهی تیر خلاصت
1499
01:28:47,625 --> 01:28:49,062
حالا با کشیدن پای من به ماجرا،
1500
01:28:49,086 --> 01:28:51,517
داری من رو مقابل تنها هدف واقعیم
تو زندگی قرار میدی که
1501
01:28:51,541 --> 01:28:54,226
هیچ ربطی به مبارزه با شرارت و
به عدالت کشیدنش نداره،
1502
01:28:54,250 --> 01:28:57,517
هدف من خدمت و
هدایتشون به سمت مسیحـه
1503
01:28:57,541 --> 01:28:59,434
وگرنه چه فرقی بین من و ویکزه؟
1504
01:28:59,458 --> 01:29:01,831
میخواست جای مسیح، خودش مرکز توجه باشه
1505
01:29:02,500 --> 01:29:04,976
ببین، لازم نیست من رو درک کنی، بلانک
1506
01:29:05,000 --> 01:29:06,601
ولی ازت خواهش میکنم،
1507
01:29:06,625 --> 01:29:09,159
خواهشاً، خواهشاً، خواهشاً
دست از سر من بردار
1508
01:29:15,625 --> 01:29:17,517
- یه بار دیگه میگی؟
- نه
1509
01:29:17,541 --> 01:29:20,476
اون جا که گفتی ویکز میخواد
توجهات جای مسیح، به خودش باشه
1510
01:29:20,500 --> 01:29:22,767
پدر، این مسئله مهمـه
1511
01:29:22,791 --> 01:29:24,218
کمکم کن بفهمم!
1512
01:29:24,242 --> 01:29:28,101
ما اینجاییم تا به جهان خدمت کنیم،
نه این که به زانو در بیاریمش
1513
01:29:28,125 --> 01:29:30,392
- مسیح هم همین کار رو کرد
- خب؟
1514
01:29:30,416 --> 01:29:33,309
خب، وقتی ویکز میگفت
به خاطر مسیح با جهان بجنگیم،
1515
01:29:33,333 --> 01:29:36,851
منظورش مسیح نبود،
منظورش غرور خودش بود و
1516
01:29:36,875 --> 01:29:39,950
قدرت. من که ندیدم هیچوقت
راجعبه مسیح حرفی بزنه
1517
01:29:41,833 --> 01:29:45,101
آره، بارها و بارها گفت
مسیح با قدرت قیام میکنه و
1518
01:29:45,125 --> 01:29:47,101
انتقامش رو از افراد بیایمان میگیره
1519
01:29:47,125 --> 01:29:49,017
سیب حوّا همون گنجـه
1520
01:29:49,041 --> 01:29:51,517
«سیب حوّا به درخت بازگردانده میشود»
1521
01:29:51,541 --> 01:29:53,184
این اصلاً یعنی چی؟
1522
01:29:53,208 --> 01:29:55,625
بلانک، نمیدونم
1523
01:29:56,291 --> 01:29:57,916
برام اهمیتی هم نداره
1524
01:30:03,875 --> 01:30:06,684
جرالدینـه.
اومده ببینه پرونده به کجا رسیده.
1525
01:30:06,708 --> 01:30:09,392
ببین، پدر، حق با توئـه
1526
01:30:09,416 --> 01:30:11,476
این بازیِ منـه، نه تو
1527
01:30:11,500 --> 01:30:14,862
نظرت چیـه برگردی به اقامتگاه و
بذاری خودم باهاش صحبت کنم؟
1528
01:30:16,291 --> 01:30:17,500
ممنون
1529
01:30:18,208 --> 01:30:20,333
وقتی رفتی، در هم پشت سرت ببند
1530
01:30:23,999 --> 01:30:26,053
امیدوارم قاتلت رو پیدا کنی، بلانک
1531
01:30:26,458 --> 01:30:27,833
ممنون. حتماً
1532
01:30:45,250 --> 01:30:46,666
پدر جاد؟
1533
01:30:47,333 --> 01:30:49,142
- پدر جاد
- اینجا نیستش
1534
01:30:49,439 --> 01:30:50,439
بیا
1535
01:30:50,666 --> 01:30:53,875
میخوام اون اتاقهای پشتی و
اون اتاقک رو بگردی
1536
01:30:55,909 --> 01:30:57,151
« مرد توخالی »
1537
01:30:59,166 --> 01:31:00,642
کتاب خوبیـه، مگه نه؟
1538
01:31:00,666 --> 01:31:02,017
راستش، عالیـه
1539
01:31:02,041 --> 01:31:04,434
مخصوصاً اونجایی که
گیدیون فِل راهحلهای احتمالی
1540
01:31:04,458 --> 01:31:06,434
معمای قتل پشت در بسته رو شرح میده
1541
01:31:06,660 --> 01:31:07,679
آره
1542
01:31:07,703 --> 01:31:10,041
سهتا از احتمالات رو گفتی،
بعدش یهو جا زدی
1543
01:31:10,291 --> 01:31:12,817
الان که چهارمی رو خوندم،
دلیلش رو فهمیدم
1544
01:31:13,125 --> 01:31:15,828
من دوباره فیلم رو دیدم و
متوجه یه چیزی شدم
1545
01:31:16,463 --> 01:31:18,912
از لحظهای که جاد وارد اتاقک میشه،
1546
01:31:19,125 --> 01:31:23,514
تا وقتی که اولین مُرید کلیسا
چشمش به داخل اتاقک میفته،
1547
01:31:24,000 --> 01:31:25,416
نُه ثانیه طول میکشه
1548
01:31:25,916 --> 01:31:28,750
نُه ثانیهای که جاد تنها بوده و
کسی اون رو ندیده
1549
01:31:29,666 --> 01:31:33,500
کلی زمان داشته تا
با یه چاقوی مخفی کارش رو بکنه
1550
01:31:37,166 --> 01:31:39,059
همینجوری کُشته شده، مگه نه؟
1551
01:31:39,083 --> 01:31:40,475
هیچ حقهای در کار نبوده
1552
01:31:40,791 --> 01:31:43,416
هیچ اتفاق عجیبی نیفتاده.
اینجوری اون رو کُشته.
1553
01:31:45,375 --> 01:31:46,586
آره
1554
01:31:48,250 --> 01:31:50,934
و تو میدونستی. تمام مدت
میدونستی و با اون بچهی بدبخت
1555
01:31:50,958 --> 01:31:52,512
- موش و گربه بازی کردی
- نه
1556
01:31:52,537 --> 01:31:55,225
هنوز به همهی جوابهایی که میخواستم نرسیدم
1557
01:31:55,250 --> 01:31:57,667
- اگه یکم دیگه بهم زمان بدی...
- نه
1558
01:31:57,692 --> 01:31:59,846
- اینجوری میتونم...
- نه!
1559
01:31:59,871 --> 01:32:02,288
من قاتلم رو پیدا کردم و بازداشتش میکنم
1560
01:32:03,356 --> 01:32:04,564
کجاست؟
1561
01:32:48,056 --> 01:32:50,577
« ویکز »
1562
01:33:40,583 --> 01:33:41,583
سم!
1563
01:34:58,291 --> 01:34:59,500
کی اونجاست؟
1564
01:35:04,833 --> 01:35:06,041
وایسا!
1565
01:35:13,625 --> 01:35:14,767
بلانک؟
1566
01:35:14,791 --> 01:35:15,875
من اینجام
1567
01:35:17,232 --> 01:35:19,595
گندش بزنن. جنازهی کیـه؟
1568
01:35:19,619 --> 01:35:21,453
سرایدار، سمسون
1569
01:35:22,875 --> 01:35:24,944
چه بلایی سرش اومد؟
1570
01:35:50,324 --> 01:35:51,642
آره
1571
01:35:51,666 --> 01:35:52,666
خیلیخب
1572
01:35:53,208 --> 01:35:56,863
ویکز از لحاظ پزشکی قطعاً مُرده بود
1573
01:35:56,887 --> 01:35:59,601
این یکی رو دیگه مطمئنیم،
میدونی...
1574
01:35:59,625 --> 01:36:01,041
خواستم یادآوری کنم، درستـه؟
1575
01:36:02,333 --> 01:36:03,416
آره
1576
01:36:05,915 --> 01:36:09,434
خب، پس میتونم با اطمینان بگم،
1577
01:36:09,458 --> 01:36:11,867
آدم مُرده واسه خودش زنده نمیشه
1578
01:36:11,891 --> 01:36:14,791
مشخصاً این وسط یه دوز و کلکی در کاره
1579
01:36:15,291 --> 01:36:16,767
«دوز و کلکِ زیاد»
1580
01:36:16,791 --> 01:36:20,684
خدایا، تو رو شکر میکنم!
ستایش و جلال از آن توست!
1581
01:36:20,708 --> 01:36:22,184
تو رو شکر میکنم!
1582
01:36:22,208 --> 01:36:26,184
خدایا، تو رو شکر میکنم!
ستایش و جلال از آن توست!
1583
01:36:26,208 --> 01:36:29,059
- اون فرزندش رو از گور بلند کرد
- هی، ریتز
1584
01:36:29,083 --> 01:36:30,559
جاده رو مسدود کن
1585
01:36:30,583 --> 01:36:33,059
خبرها زود پخش میشن و
نمیخوام کسی تو کارمون سرک بکشه
1586
01:36:33,083 --> 01:36:34,559
- ردیفـه
- رئیس!
1587
01:36:34,583 --> 01:36:35,476
چی شده؟
1588
01:36:35,500 --> 01:36:37,969
اون حسگر حرکتیای که اونجاست
دوربین هم هست
1589
01:36:37,993 --> 01:36:40,145
ولی به جایی وصل نیست
1590
01:36:40,169 --> 01:36:41,226
دوربین؟
1591
01:36:41,250 --> 01:36:43,809
نمیدونم. شاید حافظهی داخلی داره
1592
01:36:43,833 --> 01:36:46,295
نظرت چیـه ببریش واحد فنی؟
1593
01:36:46,625 --> 01:36:48,267
خدایا، حمد و سپاس
1594
01:36:48,291 --> 01:36:50,767
اون خادمش رو از مرگ برگردوند
1595
01:36:50,791 --> 01:36:53,476
یه لطفی در حقم میکنی؟
کل این ناحیه رو تا درختستان نوار بکش
1596
01:36:53,500 --> 01:36:54,976
- اطاعت میشه
- صحنهی قتلـه
1597
01:36:55,000 --> 01:36:56,791
سرایدار مُرده
1598
01:37:08,958 --> 01:37:10,750
نه! خواهش میکنم!
1599
01:37:11,791 --> 01:37:14,267
- گندش بزنن
- نه! نه، نه، نه، نه!
1600
01:37:14,291 --> 01:37:15,767
یکی میاد کمک؟
1601
01:37:15,791 --> 01:37:17,851
- کمک بیارید! مارتا
- نه! نه، نه!
1602
01:37:17,875 --> 01:37:20,142
- مارتا، باید بیای عقب
- نه!
1603
01:37:20,166 --> 01:37:22,120
مارتا...
1604
01:37:22,867 --> 01:37:25,908
فرار کن توی تاریکی، قاتل!
1605
01:37:27,708 --> 01:37:29,333
ولی بدون که اون برگشته و
1606
01:37:29,833 --> 01:37:33,541
با خودش کیفر و مرگ به همراه میاره
1607
01:37:50,750 --> 01:37:52,226
پدر جاد هستم، بفرمایید
1608
01:37:52,398 --> 01:37:54,814
پدر جاد، منم لوئیس.
حالتون چطوره؟
1609
01:37:58,814 --> 01:38:00,578
آره... سلام، لوئیس
1610
01:38:00,791 --> 01:38:03,267
امیدوارم دیروقت نباشه، ولی
خودتون گفتید مسئلهی مرگ و زندگیـه،
1611
01:38:03,291 --> 01:38:04,976
واسه همین خواستم بهتون بگم که
1612
01:38:05,000 --> 01:38:07,684
با جیمز صحبت کردم و لیفتراک رو شخصِ
1613
01:38:07,708 --> 01:38:10,333
مانسینیور ویکز سفارش داده بود
1614
01:38:11,231 --> 01:38:13,014
ایشون خودش شخصاً با جیمز صحبت کرد
1615
01:38:13,038 --> 01:38:15,892
امیدوارم الان دیگه
همه چی براتون حل و فصل شده باشه
1616
01:38:15,916 --> 01:38:19,392
خدا پشت و پناهتون، پدر.
شب خوبی داشته باشید.
1617
01:38:21,126 --> 01:38:22,642
حتماً
1618
01:38:22,666 --> 01:38:25,416
تو هم همینطور، لوئیس
1619
01:38:48,261 --> 01:38:50,892
« قلعه »
1620
01:38:50,916 --> 01:38:52,125
خدایا
1621
01:38:53,916 --> 01:38:55,000
بله؟
1622
01:38:56,125 --> 01:38:57,958
یواشتر، مارتا. چی؟
1623
01:39:00,750 --> 01:39:02,726
چی؟
1624
01:39:02,750 --> 01:39:04,774
- معجزهست
- چرنده
1625
01:39:04,798 --> 01:39:07,107
نه، واقعاً اتفاق افتاده.
مارتا گفت مقبره خالیـه.
1626
01:39:07,166 --> 01:39:09,375
.به همه زنگ میزنم
.خودم هم دارم میرم اونجا
1627
01:39:15,291 --> 01:39:16,500
...تو
1628
01:39:17,041 --> 01:39:19,101
چیکار میکنی؟
تو که سیگاری نیستی
1629
01:39:19,125 --> 01:39:20,333
هستم
1630
01:39:21,166 --> 01:39:23,059
پونزده ساله سیگار میکشم
1631
01:39:23,083 --> 01:39:25,000
لی بهت زنگ زد؟
بهت گفت؟
1632
01:39:25,500 --> 01:39:26,708
آره
1633
01:39:27,958 --> 01:39:30,309
باشه. خب، من میرم شاهد یه معجزه باشم
1634
01:39:30,333 --> 01:39:33,416
تو هم بشین همینجا سیگار دود کن
1635
01:40:05,083 --> 01:40:06,291
خدا رو شکر
1636
01:40:07,416 --> 01:40:08,833
موفق شدیم
1637
01:40:10,833 --> 01:40:13,875
زودباش
1638
01:40:15,791 --> 01:40:17,500
...زودباش، دیگه
1639
01:40:18,333 --> 01:40:19,541
پیداش کرد
1640
01:40:23,041 --> 01:40:26,184
...خیلیخب. کیفیتش عالی نیست
1641
01:40:26,208 --> 01:40:27,625
عیبی نداره -
...ولی -
1642
01:40:38,458 --> 01:40:39,875
این دیگه چیـه؟
1643
01:40:46,833 --> 01:40:47,892
خیلیخب
1644
01:40:47,916 --> 01:40:51,434
،آره، خب، هر بار تحرکی صورت بگیره
شروع میکنه به ضبط کردن و
1645
01:40:51,458 --> 01:40:54,875
این کلیپ مال چهار ثانیه بعده
1646
01:41:07,041 --> 01:41:09,059
خب؟
1647
01:41:09,083 --> 01:41:11,000
اثر انگشتهای روی ابزار باغبونی
1648
01:41:12,291 --> 01:41:15,958
.تمام پایگاه دادهمون رو نگشتیم
.فقط مظنونهایی که بازجویی کردید
1649
01:41:16,666 --> 01:41:17,875
اثر انگشت پدر جاده
1650
01:41:22,750 --> 01:41:23,958
اون کجاست؟
1651
01:41:24,583 --> 01:41:26,416
واقعاً کاش میدونستم
1652
01:41:46,041 --> 01:41:47,875
!بلانک. بلانک
1653
01:41:48,500 --> 01:41:51,184
...من میرم. میخوام...میخوام خودمو تحویل
1654
01:41:55,625 --> 01:41:57,625
خودم رو تحویل میدم -
عمراً بذارم -
1655
01:42:03,166 --> 01:42:05,976
.کار من بود. من سمسون رو کُشتم
.گناهکارم. باید اعتراف کنم
1656
01:42:06,000 --> 01:42:07,142
بذار برم -
گوش کن -
1657
01:42:07,166 --> 01:42:09,642
بعداً همه چی رو دقیق
،برام تعریف میکنی، ولی فعلاً
1658
01:42:09,666 --> 01:42:11,351
چطوری برم خونهی دکتر نت؟
1659
01:42:11,375 --> 01:42:12,875
دکتر نت؟ -
آره، سریع -
1660
01:42:13,375 --> 01:42:14,642
متأسفانه الکی وقت تلف کردم
1661
01:42:14,666 --> 01:42:17,000
.فقط امیدوارم کار از کار نگذشته باشه
!حالا سرت رو بیار پایین
1662
01:42:21,416 --> 01:42:23,601
.درود بر تو ای مریم، پر از نعمت
.خدا با توست
1663
01:42:23,625 --> 01:42:25,101
...میان همه زنان تو مبارک هستی
1664
01:42:25,125 --> 01:42:27,351
قربان، من برای شما و نشانتون احترام قائلم...
1665
01:42:27,375 --> 01:42:30,642
ولی اینجا کلیسای ماست و نمیخوام
،به خشونت متوسل بشم
1666
01:42:30,666 --> 01:42:34,476
.ولی اگه لازم باشه کل شب همینجا میمونیم
!باید اون مقبره رو ببینیم
1667
01:42:34,500 --> 01:42:36,559
واقعیـه؟ -
نمیذارن رد شیم -
1668
01:42:36,583 --> 01:42:39,166
باید ببینم
1669
01:42:39,875 --> 01:42:41,791
خواهش میکنم. باید ببینم
1670
01:42:59,541 --> 01:43:00,750
دکتر نت؟
1671
01:43:35,625 --> 01:43:37,833
خدایا
1672
01:43:38,583 --> 01:43:40,000
این چه بوییـه؟
1673
01:43:45,375 --> 01:43:47,000
فقط همینجا وایسا
1674
01:43:49,041 --> 01:43:50,125
بلانک
1675
01:43:50,666 --> 01:43:51,750
بله
1676
01:43:56,708 --> 01:43:58,125
وای خدا
1677
01:44:11,333 --> 01:44:12,416
درستـه
1678
01:44:14,083 --> 01:44:18,750
...خدایا، چقدر
1679
01:44:30,166 --> 01:44:31,309
ویکز
1680
01:44:31,333 --> 01:44:33,500
آره، این...خودشـه
1681
01:44:34,375 --> 01:44:35,791
اون...؟ -
آره -
1682
01:44:36,500 --> 01:44:39,958
البته تا جایی که عقلم قد میده
1683
01:44:42,583 --> 01:44:44,708
...بذار ببینم. بیا
1684
01:44:48,000 --> 01:44:49,250
خیلیخب
1685
01:44:50,750 --> 01:44:53,142
احتمالاً یکم ناجور شه
1686
01:44:53,166 --> 01:44:54,791
یعنی بیشتر از این
1687
01:45:30,333 --> 01:45:31,416
دکتر نت
1688
01:45:32,666 --> 01:45:35,500
خودشـه. البته...چیزی که ازش باقی مونده
1689
01:46:02,575 --> 01:46:04,475
« پنتوباربیتال »
1690
01:46:08,500 --> 01:46:10,500
...جرالدین، من...بلانک هستم
1691
01:46:11,625 --> 01:46:13,851
آره، همینجاست
1692
01:46:13,875 --> 01:46:15,434
گوش کن
1693
01:46:15,458 --> 01:46:17,684
باید بیای خونهی دکتر نت
1694
01:46:17,708 --> 01:46:21,125
یه جسد هست. البته دوتا
1695
01:46:22,250 --> 01:46:23,666
همه چی اینجاست
1696
01:46:24,166 --> 01:46:27,041
آره، آره. تموم شد. آره
1697
01:46:28,166 --> 01:46:29,666
بهت زنگ میزنم
1698
01:46:30,958 --> 01:46:32,851
پدر جاد. وایسا، وایسا
1699
01:46:32,875 --> 01:46:35,000
.من سمسون رو کُشتم
.باید خودم رو تحویل بدم
1700
01:46:35,625 --> 01:46:38,250
،باید با پای خودم برم
وگرنه هیچ ارزشی نداره
1701
01:46:58,000 --> 01:47:00,125
میشه با جرالدین تماس بگیرید؟
1702
01:47:00,625 --> 01:47:03,458
بگید پدر جاد برگشته کلیسا و
آمادهست اعتراف کنه
1703
01:47:20,041 --> 01:47:22,809
پدر جاد. اومدم شما رو به جرم قتل
1704
01:47:22,833 --> 01:47:25,142
مانسینیور جفرسون ویکز و
سمسون هولت بازداشت کنم
1705
01:47:25,166 --> 01:47:29,392
ضمناً شما مظنون اصلی پروندهی قتل
دکتر ناتانیل شارپ هم هستید
1706
01:47:29,416 --> 01:47:30,833
نت مُرده؟
1707
01:47:32,041 --> 01:47:33,333
توی خونهاش به قتل رسیده
1708
01:47:34,333 --> 01:47:36,833
جسد ویکز رو هم پیدا کردیم. همه چی تمومـه
1709
01:47:37,333 --> 01:47:40,517
هر چی که بگی در دادگاه علیهات استفاده میشه
1710
01:47:40,541 --> 01:47:43,226
،ولی اگه میخوای اعتراف کنی
1711
01:47:43,250 --> 01:47:46,083
اینجا جای خیلی خوبیـه
1712
01:47:48,250 --> 01:47:49,333
آره
1713
01:47:52,375 --> 01:47:54,184
،چندین سال پیش
1714
01:47:54,208 --> 01:47:56,625
من یه نفر رو توی رینگ بوکس به قتل رسوندم
1715
01:47:58,333 --> 01:48:00,375
وقتی کُشتمش، قلبم آکنده از نفرت بود
1716
01:48:02,500 --> 01:48:05,916
...دیشب همین نفرت برگشت به وجودم و از روی
1717
01:48:06,875 --> 01:48:09,041
...ترس و عصبانیت، من
1718
01:48:09,125 --> 01:48:11,416
♪ The Phantom of The Opera - Overture ♪
1719
01:48:13,500 --> 01:48:17,601
،شرمنده. خیلی پیازداغش رو زیاد کردم
ولی باید دهنت رو میبستم
1720
01:48:17,625 --> 01:48:19,934
...نه. پدر جاد -
الان میخواستم به همه توضیح بدم -
1721
01:48:19,958 --> 01:48:21,767
بشین و گوش کن -
حرف نزن -
1722
01:48:21,791 --> 01:48:24,809
...بذار بگه. داشتی میگفتی
...گفتی که دیشب
1723
01:48:24,833 --> 01:48:27,226
...از روی ترس و عصبانیت -
میخواستم اعتراف کنم -
1724
01:48:27,250 --> 01:48:30,392
!در برابر صدای پروردگار سکوت کنید
1725
01:48:30,416 --> 01:48:35,392
بنشینید و نظارهگر شرارت و
ننگ گناهکارانی باشید که
1726
01:48:35,416 --> 01:48:38,250
!در برابر همگیتان نمایان میشه
1727
01:48:51,000 --> 01:48:54,125
چیکار میکنی؟
1728
01:48:57,208 --> 01:49:00,476
اجازه بدید با قتل ویکز شروع کنیم
1729
01:49:00,500 --> 01:49:03,333
همینجا توی جمعهی نیک
1730
01:49:04,041 --> 01:49:05,875
جنایت غیرممکن
1731
01:49:07,250 --> 01:49:09,934
جرالدین، استنتاجت درست بود
1732
01:49:09,958 --> 01:49:14,184
وقتی مانسینیور توی اون اتاقک
از حال رفت، هنوز زنده بود
1733
01:49:14,208 --> 01:49:16,333
حتی هنوز چاقو هم نخورده بود
1734
01:49:17,333 --> 01:49:20,809
،داخل فلاسکی که توی جعبه فیوز قایم کرده بود
1735
01:49:20,833 --> 01:49:24,601
یه آرامبخش خیلی قوی ریخته شده بود
1736
01:49:24,625 --> 01:49:26,476
اون ازش خورد
1737
01:49:26,500 --> 01:49:28,434
خودش رو جمع و جور کرد
1738
01:49:28,458 --> 01:49:31,726
بعد ظرف چند دقیقه بیهوش افتاد زمین
1739
01:49:31,750 --> 01:49:34,767
صدای تقِ فلز
1740
01:49:34,791 --> 01:49:36,684
در این وهله بیدفاع بود و
1741
01:49:36,708 --> 01:49:40,125
بهترین فرصت برای قاتل بود که
وارد اتاقک بشه و
1742
01:49:40,708 --> 01:49:42,375
ضربهی مرگبار رو وارد کنه
1743
01:49:43,000 --> 01:49:44,208
من...همهی اینا رو گفتم
1744
01:49:44,791 --> 01:49:45,684
پدر جاد
1745
01:49:45,708 --> 01:49:48,601
،نه. وقتی پیداش کردم
چاقو توی بدنش بود
1746
01:49:48,625 --> 01:49:50,267
یه چیزی تو کمرشـه
1747
01:49:50,291 --> 01:49:53,392
پس چطوری؟ کِی؟
غیرممکنـه. خودم دیدم
1748
01:49:53,416 --> 01:49:54,875
تو چی دیدی؟
1749
01:49:56,083 --> 01:49:57,559
سر شیطان سرخ
1750
01:49:57,583 --> 01:50:00,851
خونی که فرض کردی مال ویکزه
1751
01:50:00,875 --> 01:50:03,125
من این معما رو برات حل کردم. متوجه شدی؟
1752
01:50:04,375 --> 01:50:05,726
ایل دیاولو
1753
01:50:05,750 --> 01:50:07,333
پیتزافروشیـه. عکسـه
1754
01:50:08,666 --> 01:50:10,666
،فکر کردی متوجه شدی
1755
01:50:11,208 --> 01:50:13,184
ولی نه، یه چیز دیگه هم بود
1756
01:50:13,208 --> 01:50:15,476
یه چراغ مشابه اونجا بود
1757
01:50:15,500 --> 01:50:18,375
یه سر شیطان مشابه
1758
01:50:19,708 --> 01:50:20,791
آره
1759
01:50:23,791 --> 01:50:25,416
اون هم سر جاش نبود
1760
01:50:26,041 --> 01:50:27,517
دوتا شیطان
1761
01:50:27,541 --> 01:50:28,934
آره
1762
01:50:28,958 --> 01:50:30,166
چرا دوتا؟
1763
01:50:31,041 --> 01:50:32,726
و چرا قرمز بودن؟
1764
01:50:32,750 --> 01:50:34,226
ولی قرمز نبود. الان قرمزه
1765
01:50:34,250 --> 01:50:37,059
همون رنگ رداهای جمعهی نیک
1766
01:50:37,083 --> 01:50:42,083
دقیقاً رنگ نخهای مرموزی که
توی اتاقک پیدا شدن
1767
01:50:42,791 --> 01:50:46,642
چون سر شیطان دوم
تمام مدت همونجا بوده
1768
01:50:46,666 --> 01:50:49,059
دوخته شده بوده پشت رداش
1769
01:50:49,083 --> 01:50:50,434
توخالی، سبک و
1770
01:50:50,458 --> 01:50:52,541
پر از مقدار کمی خون که
1771
01:50:53,125 --> 01:50:56,041
با فشار یه کنترل ریخت بیرون
1772
01:50:57,000 --> 01:51:00,267
دقیقاً توی لحظهی مناسب
1773
01:51:00,291 --> 01:51:01,291
مانسینیور؟
1774
01:51:02,500 --> 01:51:03,500
دکتر
1775
01:51:05,125 --> 01:51:06,476
یه فرد باصلاحیت که
1776
01:51:06,500 --> 01:51:10,101
میتونه صبر کنه جسد رو پیدا کنی و
بعدش کنترل اوضاع رو دست بگیره
1777
01:51:10,125 --> 01:51:11,392
یه چیزی تو کمرشـه
1778
01:51:11,416 --> 01:51:13,041
صبر کن. بهش دست نزن
1779
01:51:15,333 --> 01:51:17,750
صبر میکنه یه لحظه حواس همه پرت بشه و
1780
01:51:20,333 --> 01:51:22,333
سریع زهر خودشو میریزه
1781
01:51:23,833 --> 01:51:25,142
،آخرین کاری که باید بکنه
1782
01:51:25,166 --> 01:51:29,559
اینـه که فلاسک پر از دارو رو برداره
1783
01:51:29,583 --> 01:51:32,416
ولی پیداش نمیکرد. اونجا نبود
1784
01:51:33,541 --> 01:51:35,809
تنها ایراد توی نقشهاش
1785
01:51:35,833 --> 01:51:39,708
حاصل لحظهای ترحم احمقانه
از جانب پدر جاد که
1786
01:51:40,291 --> 01:51:44,892
فلاسک رو قایم کرد تا
کسی نفهمه ویکز مشروب میخورده و
1787
01:51:44,916 --> 01:51:47,750
بعداً برگشت تا ببرتش
1788
01:51:50,083 --> 01:51:51,291
خدای من
1789
01:51:51,791 --> 01:51:53,017
نت
1790
01:51:53,041 --> 01:51:54,250
دلیلش چی بوده؟
1791
01:51:54,750 --> 01:51:57,059
ویکز میخواست زندگی همه رو نابود کنه
1792
01:51:57,083 --> 01:51:58,767
میخواست به خاک سیاه بشونتش
1793
01:51:58,791 --> 01:52:01,684
.نه. دلیل مهمتر رو میگم
.دلیل اینکه اومدی اینجا
1794
01:52:01,708 --> 01:52:04,184
این نقشههای پیچیدهی عجیب برای چی بوده؟
1795
01:52:04,208 --> 01:52:07,142
این کارهای نمایشی؟ جرم غیرممکن؟
1796
01:52:07,166 --> 01:52:08,375
دلیلش چی بوده؟
1797
01:52:09,041 --> 01:52:10,309
دقیقاً
1798
01:52:10,333 --> 01:52:12,833
،خب، پس...اگه دکتر نت ویکز رو کُشته
1799
01:52:13,375 --> 01:52:14,434
پس کی نت رو کُشته؟
1800
01:52:14,458 --> 01:52:16,291
خب، الان به اون هم میرسیم
1801
01:52:17,000 --> 01:52:19,809
این یه معمای در بستهی پیچیده
1802
01:52:19,833 --> 01:52:23,267
با یه سری ماسماسک و سرنخ نیست
1803
01:52:23,291 --> 01:52:26,767
بلکه توطئهی خیلی بزرگتری در کاره که
1804
01:52:26,791 --> 01:52:31,934
ریشه در پایه و بنای این کلیسا داره
1805
01:52:31,958 --> 01:52:33,767
،توطئهای که به خاطرش من
1806
01:52:33,791 --> 01:52:37,101
،مردی که کوچکترین باور و اعتقادی ندارم
1807
01:52:37,125 --> 01:52:40,041
وارد حیطهی ایمان شدم
1808
01:52:41,666 --> 01:52:43,500
،برای حل این پرونده
1809
01:52:44,541 --> 01:52:48,684
باید باور غلطی که در حال
شکلگیری بود رو درک میکردم
1810
01:52:48,708 --> 01:52:51,601
،نباید میفتادم دنبال صحت و سقم بودن ماجرا
1811
01:52:51,625 --> 01:52:54,101
بلکه باید با تمام پوست و استخونم
1812
01:52:54,125 --> 01:52:57,250
ماهیت اصلی تبعات این اتفاق رو درک میکردم
1813
01:53:00,541 --> 01:53:01,958
یه کشیش مقدس
1814
01:53:02,708 --> 01:53:08,184
،که نه به دست آدمی
بلکه توسط خود شیطان کُشته شده
1815
01:53:08,208 --> 01:53:11,625
،توی مقبرهی مهر و موم شدهی پدرش دفن شده
1816
01:53:12,208 --> 01:53:13,625
،ولی به ارادهی خداوند
1817
01:53:14,333 --> 01:53:16,017
از مرگ برمیگرده
1818
01:53:16,041 --> 01:53:18,101
به عنوان موجودی جدید
1819
01:53:18,125 --> 01:53:20,184
،که دیگه انسانی جایزالخطا نیست
1820
01:53:20,208 --> 01:53:24,041
بلکه تبدیل شده به نماد
قدرت خداوند در کنترل مرگ
1821
01:53:26,000 --> 01:53:27,625
عدالتش در حق افراد پاکدامن
1822
01:53:28,125 --> 01:53:30,375
انتقامی که از افراد پلید میگیره
1823
01:53:33,166 --> 01:53:37,059
،خیلیخب. حالا بگو ببینم
واقعاً چه اتفاقی افتاده؟
1824
01:53:37,083 --> 01:53:39,142
آره. آره
1825
01:53:39,166 --> 01:53:43,059
دیگه وقتشـه پرده از این دروغهای مضحکِ
1826
01:53:43,083 --> 01:53:47,142
معجزه و رستاخیز بردارم و
حقیقت اصلی رو نمایان کنم
1827
01:53:47,166 --> 01:53:49,642
وقتشـه که بنوا بلانک
1828
01:53:49,666 --> 01:53:52,750
تیر خلاص رو به معماهای ایمان بزنه
1829
01:54:21,291 --> 01:54:23,291
بلانک، تو...حالت خوبـه؟
1830
01:54:25,416 --> 01:54:26,625
دمشق
1831
01:54:27,666 --> 01:54:28,875
دمشق؟
1832
01:54:30,250 --> 01:54:33,351
یعنی...ماجرای مسیر دمشق رو میگی؟
1833
01:54:33,375 --> 01:54:35,250
آره، آره. همون دمشق
1834
01:54:38,791 --> 01:54:40,416
لعنتی
1835
01:54:41,291 --> 01:54:42,375
بلانک؟
1836
01:54:58,916 --> 01:55:00,541
نمیتونم این پرونده رو حل کنم
1837
01:55:04,500 --> 01:55:05,500
چی؟
1838
01:55:06,583 --> 01:55:09,434
بنوا بلانک، داری میگی که در نهایت
1839
01:55:09,458 --> 01:55:12,476
به این نتیجه رسیدی که
مانسینیور ویکز از مرگ برگشته؟
1840
01:55:12,500 --> 01:55:13,976
که معجزه شده؟
1841
01:55:14,000 --> 01:55:18,125
گفتم نمیتونم این پرونده رو حل کنم
1842
01:55:19,666 --> 01:55:20,750
همین کافیـه
1843
01:55:21,250 --> 01:55:22,250
ممنون
1844
01:55:24,458 --> 01:55:25,541
بلانک؟
1845
01:55:26,250 --> 01:55:28,726
،اگه میدونی واقعاً چی شده
باید به همه بگی
1846
01:55:28,750 --> 01:55:32,517
الان مثلاً نمیخوای به ایمانمون
ضربه بزنی یا داری احترام میذاری؟
1847
01:55:32,541 --> 01:55:34,809
چون حقمونـه حقیقت رو بدونم
1848
01:55:34,833 --> 01:55:36,250
همچین قصدی ندارم
1849
01:55:37,625 --> 01:55:39,250
باید حقیقت رو بدونم
1850
01:55:40,541 --> 01:55:42,892
...نمیشه فقط
1851
01:55:42,916 --> 01:55:45,791
همه چی رو روشن کنی؟
مگه هدف از این کارهات همین نیست؟
1852
01:55:48,583 --> 01:55:51,601
راستی میشه یه معرفینامه
واسه کتابم بنویسی؟
1853
01:55:51,625 --> 01:55:53,333
چی...نه
1854
01:55:53,958 --> 01:55:56,500
.باشه. خیلیخب
.نمایش تموم شد. همه بیرون
1855
01:55:57,333 --> 01:55:59,750
بیرون. بیرون
1856
01:56:00,458 --> 01:56:02,166
میشه لطفاً عقب وایسید؟
1857
01:56:06,750 --> 01:56:09,642
یه فصل دیگه اضافه میکنم و...بعدش حاضره
1858
01:56:09,666 --> 01:56:12,059
آمادهی چاپ میشیم. آلن، اعتماد کن
1859
01:56:12,083 --> 01:56:14,708
.به «رندوم هاوس» و بقیه زنگ بزن
.حسابی میگیره
1860
01:56:17,833 --> 01:56:21,767
اینجا شاهد معجزهای بودیم که خود شخص
بنوا بلانک بهش مهر تأیید زده
1861
01:56:21,791 --> 01:56:25,184
تمام دنیا از اتفاقی که امروز
توی چیمنی راک افتاده خبردار میشه
1862
01:56:25,208 --> 01:56:29,267
.خودتون میتونید ببینید
...کانال یوتیوبم رو دنبال کنید
1863
01:56:29,291 --> 01:56:30,500
عجب بلبشویی
1864
01:56:32,000 --> 01:56:34,416
لابد الان پدر جاد رو دستگیر میکنن
1865
01:56:35,000 --> 01:56:36,083
آره
1866
01:56:37,041 --> 01:56:38,666
گمونم همینطوره
1867
01:56:44,833 --> 01:56:46,333
این دیگه چه کاری بود؟
1868
01:56:46,875 --> 01:56:48,875
مسیر دمشق
1869
01:56:49,583 --> 01:56:52,059
حقیقت یهو خورد توی صورتم
1870
01:56:52,083 --> 01:56:53,976
پس چی؟ دیگه حقایق به یهورتن؟
1871
01:56:54,000 --> 01:56:56,601
حالا معتقدی خدا و تمام این خزعبلات واقعیـه؟
1872
01:56:56,625 --> 01:56:58,517
نه، نه. خدا که ساختگیـه
1873
01:56:58,541 --> 01:57:00,541
...چیزی که متحولم کرد
1874
01:57:01,625 --> 01:57:03,041
پدر جاد بود
1875
01:57:04,500 --> 01:57:06,916
بهم یاد داد ترحم نشون بدم
1876
01:57:09,583 --> 01:57:11,416
ترحم نسبت به دشمنم
1877
01:57:15,166 --> 01:57:16,541
نسبت به ضعفا
1878
01:57:19,000 --> 01:57:20,625
...نسبت به کسایی که
1879
01:57:21,416 --> 01:57:22,541
،اصلاً لایقش نیستن
1880
01:57:24,625 --> 01:57:26,041
ولی خیلی بهش نیاز دارن
1881
01:57:31,291 --> 01:57:32,500
در حق گناهکاران
1882
01:57:33,083 --> 01:57:34,166
آقای بلانک
1883
01:57:34,833 --> 01:57:36,458
شما حقیقت رو میدونید
1884
01:57:37,041 --> 01:57:39,041
بله، میدونم
1885
01:57:40,583 --> 01:57:43,976
ولی الان خودتون رو زدید به خریّت
1886
01:57:44,000 --> 01:57:46,625
تا با پای خودتون بیاید و اعتراف کنید
1887
01:57:47,916 --> 01:57:50,476
حالا بهتره حرفتون رو بزنید. سریع
1888
01:57:50,500 --> 01:57:51,708
ممنونم
1889
01:57:55,583 --> 01:57:57,000
پدر جاد
1890
01:58:04,000 --> 01:58:05,184
چیکار کنم؟
1891
01:58:05,208 --> 01:58:07,101
کاری که توی خونتـه
1892
01:58:07,125 --> 01:58:08,541
کشیشش باش
1893
01:58:09,041 --> 01:58:10,458
اعترافش رو گوش کن
1894
01:58:19,125 --> 01:58:21,184
پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شدهام
1895
01:58:21,208 --> 01:58:23,416
از آخرین اعترافم یک هفته میگذره
1896
01:58:27,916 --> 01:58:32,750
به خودم قبولوندم که نیّتم خیر بوده
1897
01:58:34,125 --> 01:58:35,541
...ولی راستش همه چی
1898
01:58:36,375 --> 01:58:39,458
با یه دروغ شروع شد
1899
01:58:40,416 --> 01:58:41,500
پرنتیس
1900
01:58:43,041 --> 01:58:44,041
پرنتیس
1901
01:58:45,625 --> 01:58:48,625
توی آخرین عشای ربانیش اون رو دیدم
1902
01:58:52,500 --> 01:58:54,625
این سیب حوّاست، مارتا
1903
01:58:55,208 --> 01:58:57,416
تمام ثروت نفرینشدهام
1904
01:58:57,916 --> 01:59:00,392
تمام گناهان دنیا
1905
01:59:00,416 --> 01:59:02,333
هر چی که حوّا بهش طمع داشت
1906
01:59:03,000 --> 01:59:04,625
همه رو این داخل حبس کردم
1907
01:59:05,208 --> 01:59:08,625
دیگه نمیذارم بیفته دست افراد شرور
1908
01:59:09,416 --> 01:59:11,333
بدن مسیح
1909
01:59:24,458 --> 01:59:27,875
اون جواهر رو با خودش به گور برد
1910
01:59:30,625 --> 01:59:35,291
من سوگند خوردم از این رازش حفاظت میکنم
1911
01:59:36,708 --> 01:59:40,684
ولی گریس فهمیده بود که
اون الماس رو خریده
1912
01:59:40,708 --> 01:59:42,059
نمیدونم چطوری
1913
01:59:42,083 --> 01:59:43,916
اون برندهای باکلاس رو میشناخت
1914
01:59:45,166 --> 01:59:48,559
میدونست توی یه جعبهی زینتی گرونقیمت که
1915
01:59:48,583 --> 01:59:50,809
ارزش خودش حدود ۲۰ هزار دلاره، چی میفروشن
1916
01:59:50,833 --> 01:59:54,976
توش یه سنگ بنجل یا مسیح پلاستیکی نمیذارن، نه
1917
01:59:55,000 --> 01:59:57,166
مال یه چیز تراشخوردهست که
واسه خودش یه گنجـه
1918
01:59:58,250 --> 01:59:59,392
یه جواهر
1919
01:59:59,416 --> 02:00:02,184
ولی نمیدونست کجا قایمش کرده
1920
02:00:02,208 --> 02:00:03,708
...پس اون شب
1921
02:00:06,166 --> 02:00:08,291
از سر عصبانیت به کلیسا بیحرمتی نکرد
1922
02:00:08,875 --> 02:00:11,976
نه، دنبال جواهری میگشت که قایم کرده
1923
02:00:12,000 --> 02:00:15,500
بعد از یه زندگی تلخ عاری از امید
1924
02:00:16,041 --> 02:00:19,125
،توی زندانی ننگین از قضاوتهای دیگران
1925
02:00:19,625 --> 02:00:21,625
اون تنها راه خلاصیش بود
1926
02:00:22,625 --> 02:00:24,041
دختر بیچاره
1927
02:00:25,583 --> 02:00:27,416
مارتا، تو چی بهش گفتی؟
1928
02:00:29,541 --> 02:00:31,434
میدونم کجا قایمش کرده
1929
02:00:31,458 --> 02:00:33,559
هیچوقت دستت بهش نمیرسه
1930
02:00:33,583 --> 02:00:35,000
هرزهی تنفروش
1931
02:00:40,208 --> 02:00:42,125
کجاست؟
1932
02:00:44,833 --> 02:00:47,208
کجاست، کثافت؟
1933
02:00:48,208 --> 02:00:51,351
من راز سیب حوّا رو
1934
02:00:51,375 --> 02:00:55,958
شصت سال پیش خودم نگه داشتم
1935
02:00:57,125 --> 02:00:59,750
بار سنگینِ روی دوشم
1936
02:01:00,958 --> 02:01:01,892
...تا اینکه
1937
02:01:01,916 --> 02:01:03,166
...تا اینکه
1938
02:01:05,166 --> 02:01:07,309
ترغیبت کردم اعتراف کنی
1939
02:01:07,333 --> 02:01:10,708
،من هم با شهامت هر چه تمامتر
1940
02:01:11,750 --> 02:01:13,166
اعتراف کردم
1941
02:01:16,750 --> 02:01:18,375
ولی به کشیش اشتباه
1942
02:01:22,583 --> 02:01:24,684
الان وقت زیادی نداریم
1943
02:01:24,708 --> 02:01:26,767
،یکشنبهی پیش توی اقامتگاه
1944
02:01:26,791 --> 02:01:30,017
ورا راز ویکز رو فاش کرد و
تو دربارهی سای فهمیدی
1945
02:01:30,041 --> 02:01:33,059
گمراهیش برام قابلقبول بود
1946
02:01:33,083 --> 02:01:36,791
،ولی با ادامهی حرفهاش
یه چیزی برام روشن شد
1947
02:01:37,708 --> 02:01:39,916
قضیه خیلی بزرگتر از این حرفهاست
1948
02:01:40,416 --> 02:01:44,833
اون پسر وحشتناک رو
با آغوش باز پذیرفته بود
1949
02:01:46,541 --> 02:01:48,726
اونجا بود که شک کردم
1950
02:01:48,750 --> 02:01:51,184
واسه همین زنگ زدی شرکت ساخت و ساز
1951
02:01:51,208 --> 02:01:52,625
ممنون، جیمز
1952
02:01:54,875 --> 02:01:56,083
بعد مطمئن شدم
1953
02:01:57,000 --> 02:02:00,476
.اون تجهیزات رو سفارش داده بود
میخواست مقبره رو باز کنه تا
1954
02:02:00,500 --> 02:02:06,392
الماس رو از روی طمع و
عطش قدرت بدزده
1955
02:02:06,416 --> 02:02:10,875
،با این کار گناه فسادپرور سیب حوّا آشکار
1956
02:02:11,541 --> 02:02:14,017
و کلیسامون نابود میشد؛
1957
02:02:14,041 --> 02:02:18,726
به خاطر تمام چیزهایی که
پرنتیس بهم گوشزد کرده بود
1958
02:02:18,750 --> 02:02:20,166
من مأیوسش کردم
1959
02:02:22,750 --> 02:02:23,958
،تمام عمرم
1960
02:02:24,583 --> 02:02:27,916
من آدم بده نبودم. آدم خوبی بودم
1961
02:02:28,500 --> 02:02:30,142
باایمان بودم
1962
02:02:30,166 --> 02:02:32,791
به کلیسا خدمت و ازش مراقبت کردم
1963
02:02:33,416 --> 02:02:36,559
،اگه توی وظیفهام شکست میخوردم
زندگیم پوچ و واهی میشد
1964
02:02:36,583 --> 02:02:37,726
متوجهم
1965
02:02:37,750 --> 02:02:40,434
...این تنها رسالتم بود و
1966
02:02:40,458 --> 02:02:41,875
نمیتونستم انجامش بدم
1967
02:02:42,958 --> 02:02:44,166
...مگر اینکه
1968
02:02:48,166 --> 02:02:49,166
...مگر اینکه
1969
02:02:51,833 --> 02:02:55,642
مگر اینکه زودتر جواهر رو بدزدم و
1970
02:02:55,666 --> 02:02:57,416
برای همیشه شرّش رو کم کنم
1971
02:02:58,416 --> 02:02:59,892
،و در عین حال
1972
02:02:59,916 --> 02:03:04,226
ویکز رو در قالب یه قدیس
با یه معجزه از مرگ برگردونم
1973
02:03:04,250 --> 02:03:07,666
،نه انسانی جایزالخطا
بلکه نمادی که
1974
02:03:08,500 --> 02:03:10,500
کلیسام رو نجات میداد
1975
02:03:11,666 --> 02:03:14,208
فقط یه معجزه لازم بود
1976
02:03:15,583 --> 02:03:17,416
واسه همین نقشهام رو کشیدم
1977
02:03:18,416 --> 02:03:22,500
مرگ ویکز باید تبدیل میشد
به یه معمای مذهبی
1978
02:03:23,291 --> 02:03:26,375
غیرقابلحل و الهی
1979
02:03:27,375 --> 02:03:29,125
ولی تنهایی از پسش برنمیومدی
1980
02:03:29,833 --> 02:03:30,916
نه
1981
02:03:32,458 --> 02:03:34,083
گفتم برم سراغ یه آدم ضعیف
1982
02:03:34,666 --> 02:03:35,934
مستأصل
1983
02:03:35,958 --> 02:03:38,767
کسی که برای نجات کلیسا
به حرفم گوش میده و
1984
02:03:38,791 --> 02:03:41,375
،برای حفظ آبروش
تا آخر خط باهام میاد
1985
02:03:41,958 --> 02:03:45,976
کسی که به آرامبخشهای پزشکی هم دسترسی داشت
1986
02:03:46,000 --> 02:03:48,041
آره. این هم بود
1987
02:03:51,458 --> 02:03:54,416
همه چیز طبق نقشه پیش رفت
1988
02:03:56,000 --> 02:03:58,142
خدای من
1989
02:03:58,166 --> 02:03:59,309
خودبینی کورم کرده بود
1990
02:03:59,333 --> 02:04:00,750
کارم وحشتناک بود
1991
02:04:01,291 --> 02:04:02,416
مارتا
1992
02:04:03,041 --> 02:04:05,500
درک میکنم. باور کن درک میکنم
1993
02:04:06,083 --> 02:04:07,976
ادامه بده. من اینجام
1994
02:04:08,000 --> 02:04:10,375
فکر نمیکردم چنین
بهای سنگینی داشته باشه
1995
02:04:11,458 --> 02:04:13,291
من رو ببخش، سمسون
1996
02:04:13,833 --> 02:04:16,309
سمسون قوی و وفادارم
1997
02:04:16,333 --> 02:04:18,875
سمسون. اون تابوتها رو میساخت
1998
02:04:21,541 --> 02:04:23,833
لعنتی
1999
02:04:24,625 --> 02:04:26,041
دوباره زنده میشی
2000
02:04:27,000 --> 02:04:28,892
همه چی درست میشه
2001
02:04:28,916 --> 02:04:30,541
دوباره زنده میشی
2002
02:04:31,125 --> 02:04:33,375
همه چی درست میشه
2003
02:04:35,416 --> 02:04:36,625
قول میدم
2004
02:04:37,333 --> 02:04:40,601
نمیدونست چرا داریم این کار رو میکنیم
2005
02:04:40,625 --> 02:04:43,458
برای تو هر کاری میکنم، فرشتهی من
2006
02:04:44,208 --> 02:04:45,375
ولی بهم اعتماد داشت
2007
02:04:45,875 --> 02:04:47,708
چون دوستم داشت
2008
02:04:48,375 --> 02:04:50,500
خدایا
2009
02:04:55,250 --> 02:04:57,083
چطوری کار به اینجا کشید؟
2010
02:04:59,750 --> 02:05:01,809
قرار بود خیلی ساده پیش بره
2011
02:05:01,833 --> 02:05:03,791
دکتر علامت میده
2012
02:05:16,208 --> 02:05:18,625
سمسون جواهر رو برمیداره و
2013
02:05:19,875 --> 02:05:22,708
درِ لازاروسی بالاخره به یه دردی میخوره
2014
02:05:26,875 --> 02:05:30,166
همه چی طبق نقشه
توسط دوربینها ضبط میشه
2015
02:05:30,791 --> 02:05:33,583
دکتر نت جسد ویکز رو میذاره
پشت وانتش و
2016
02:05:34,500 --> 02:05:37,892
توی مادهی متعفن زیرزمینش
اون رو نابود میکنه
2017
02:05:37,916 --> 02:05:42,059
فرداش هم سمسون داستان قدیسِ
از مرگ برگشته رو تعریف و
2018
02:05:42,083 --> 02:05:46,142
سخنان متبرکش به سرایدار وفادارش رو
2019
02:05:46,166 --> 02:05:49,000
قبل از اینکه برگرده بهشت، منتقل میکنه
2020
02:05:49,666 --> 02:05:51,083
یه معجزه
2021
02:05:51,666 --> 02:05:53,500
نقشهی بینقصی بود
2022
02:05:55,416 --> 02:05:57,601
من قرار نبود اونجا باشم
2023
02:05:57,625 --> 02:05:59,666
دقیقاً همینطوره
2024
02:06:00,458 --> 02:06:04,767
،وقتی جسد سمسون رو پیدا کردی
فهمیدی چی شده؟
2025
02:06:04,791 --> 02:06:06,559
یه حدسی داشتم
2026
02:06:06,583 --> 02:06:08,583
!نه! نه
2027
02:06:09,250 --> 02:06:11,083
ولی باید مطمئن میشدم
2028
02:06:14,541 --> 02:06:15,750
خدا رو شکر
2029
02:06:16,250 --> 02:06:17,458
موفق شدیم
2030
02:06:42,208 --> 02:06:44,267
بعدش دروغکی بهم گفت که
2031
02:06:44,291 --> 02:06:47,291
همه چی دقیقاً طبق نقشه پیش رفته
2032
02:06:48,750 --> 02:06:52,208
بعدش بهش گفتم رفتم مقبره
2033
02:06:54,000 --> 02:06:56,666
گفتم میدونم داره دروغ میگه
2034
02:06:58,416 --> 02:07:00,541
بعد حقیقت رو بهم گفت
2035
02:07:05,333 --> 02:07:07,750
لعنتی. نباید بذاریم ما رو ببینه
2036
02:07:16,333 --> 02:07:17,541
خدایا
2037
02:07:20,541 --> 02:07:22,166
این اشتباه دومم بود
2038
02:07:22,666 --> 02:07:27,291
دستکم گرفتن وسوسههای سیب حوّا
2039
02:07:28,541 --> 02:07:33,059
،ما توافق کرده بودیم نابودش کنیم
یا بندازیمش توی دریا
2040
02:07:33,083 --> 02:07:37,500
ولی نتونست در برابر قدرتش دووم بیاره
2041
02:07:38,416 --> 02:07:41,601
،عیسی مسیح میتونست در برابر وسوسه مقاومت کنه
2042
02:07:41,625 --> 02:07:44,833
...ولی اون انسان حقیر بدبخت
2043
02:07:45,333 --> 02:07:48,541
تنها موانع سر راهش
من و سمسون بودیم
2044
02:07:49,375 --> 02:07:51,375
فرصت خوبی نصیبش شده بود
2045
02:07:52,250 --> 02:07:55,500
تا موانع رو از سر راهش برداره
2046
02:07:56,583 --> 02:08:00,642
همه چی رو بندازه گردن
یه کشیش جوان با سابقهی خشونت و
2047
02:08:00,666 --> 02:08:02,500
جواهر رو برای خودش نگه داره
2048
02:08:04,458 --> 02:08:05,458
اون از این فرصت استفاده کرد
2049
02:08:09,833 --> 02:08:13,791
بعد فقط من سر راهش بودم
2050
02:08:14,791 --> 02:08:19,291
اون با دوز مرگبار پنتوباربیتال
قهوهام رو مسموم کرده بود
2051
02:08:20,208 --> 02:08:22,833
بعد مصرف دیگه راه درمانی نداره
2052
02:08:23,583 --> 02:08:24,976
بدون درد
2053
02:08:25,000 --> 02:08:27,833
یه ذره لبها بیحس میشن
2054
02:08:28,500 --> 02:08:31,583
بعدش ظرف ده دقیقه
باید اشهدت رو بخونی
2055
02:08:32,416 --> 02:08:35,726
ازم کلی خواهش کرد که درک کنم
چرا این کارها رو کرده
2056
02:08:35,750 --> 02:08:39,267
گفت با اون پول زن سلیطهاش
دوباره برمیگرده پیشش و
2057
02:08:39,291 --> 02:08:41,125
از این چرندیات
2058
02:08:41,833 --> 02:08:44,083
بهش گفتم درک میکنم
2059
02:08:45,416 --> 02:08:47,416
میدونستم چرا اون کارها رو کرده
2060
02:08:51,875 --> 02:08:54,500
همه چی رو میدونستم
2061
02:09:14,708 --> 02:09:20,083
،وقتی این کارها رو کردم
قلبم آکنده از نفرت بود
2062
02:09:25,166 --> 02:09:27,583
«خداوند میگه «انتقام از آن من است
2063
02:09:33,125 --> 02:09:36,625
صحنهی جرم هم داستان انتقام خدا رو
...برای همه شرح میده ولی
2064
02:09:39,583 --> 02:09:41,416
،توی اعماق وجودم...
2065
02:09:42,166 --> 02:09:43,375
من میدونم
2066
02:09:47,458 --> 02:09:49,083
من بودم که انتقام گرفتم
2067
02:09:52,916 --> 02:09:56,559
من گناهانم رو اعتراف میکنم، پدر
2068
02:09:56,583 --> 02:09:59,791
،من دروغ گفتم، آدم کُشتم
2069
02:10:00,500 --> 02:10:01,708
...حالا هم
2070
02:10:02,708 --> 02:10:05,333
یه کاری کردم نور علی نور
2071
02:10:13,000 --> 02:10:14,684
پدر. زودباش، سریع
2072
02:10:14,708 --> 02:10:16,059
چه خبره؟
2073
02:10:16,083 --> 02:10:18,125
وقتی لبهاش رو دیدم فهمیدم
2074
02:10:20,166 --> 02:10:21,875
دیگه کار از کار گذشته بود
2075
02:10:23,708 --> 02:10:25,767
اون پنتوباربیتال مصرف کرده
2076
02:10:25,791 --> 02:10:28,767
!خدایا. همین الان آمبولانس خبر کن -
باشه -
2077
02:10:28,791 --> 02:10:31,208
!شاید یه کیت ضدسم توی ماشین باشه
2078
02:10:42,708 --> 02:10:44,333
پدر، من رو ببخش
2079
02:10:45,541 --> 02:10:46,958
خیلی بهت بد کردم
2080
02:10:48,625 --> 02:10:53,458
...خدایا، بابت ویکز و نت من رو ببخش و
2081
02:10:55,666 --> 02:10:56,875
سمسون
2082
02:10:57,500 --> 02:10:59,125
سمسون عزیزم
2083
02:11:00,208 --> 02:11:01,416
گریس هم همینطور
2084
02:11:06,000 --> 02:11:08,083
مارتا
2085
02:11:08,833 --> 02:11:10,041
گریس
2086
02:11:12,625 --> 02:11:13,833
دیگه خطری نیست
2087
02:11:16,666 --> 02:11:17,875
خودت رو رها کن
2088
02:11:19,458 --> 02:11:21,083
نفرتت رو رها کن
2089
02:11:26,458 --> 02:11:27,541
گریس
2090
02:11:31,208 --> 02:11:32,333
آره
2091
02:11:33,208 --> 02:11:34,625
حالا میفهمم
2092
02:11:36,541 --> 02:11:38,166
دختر بیچاره
2093
02:11:41,333 --> 02:11:43,166
گریس، من رو ببخش
2094
02:11:47,375 --> 02:11:48,583
...پدر
2095
02:11:51,583 --> 02:11:53,208
کارت رو خوب بلدی
2096
02:11:58,708 --> 02:12:00,875
،پروردگارا، پدرِ رحمت بیپایان
2097
02:12:01,625 --> 02:12:04,184
،به وسیلهی مرگ و رستاخیز پسر خویش
2098
02:12:04,208 --> 02:12:06,833
جهان را غرق در آرامش کرد و
2099
02:12:07,583 --> 02:12:11,750
روحالقدس را چون باران بر دلها
فرو ریخت تا گناهان شسته شوند؛
2100
02:12:12,583 --> 02:12:14,559
،باشد که به خاطر خدماتت به کلیسا
2101
02:12:14,583 --> 02:12:17,000
،خداوند تو را قرین رحمت و آمرزش کند
2102
02:12:18,000 --> 02:12:20,208
تو را از بند گناهانت آزاد میکنم
2103
02:12:28,000 --> 02:12:31,208
،به نام پدر، پسر
2104
02:12:32,291 --> 02:12:33,708
و روحالقدس
2105
02:12:49,416 --> 02:12:50,500
لعنتی
2106
02:13:20,041 --> 02:13:21,875
جواهر هیچوقت پیدا نشد
2107
02:13:25,825 --> 02:13:28,325
کلیسا یه مدت تعطیل شد
(یک سال بعد)
2108
02:13:28,541 --> 02:13:31,708
،مُریدان کلیسا
البته اونایی که باقی موندن، متفرق شدن
2109
02:13:32,291 --> 02:13:35,155
یه سری به خواستههاشون رسیدن، ولی در نهایت
(معجزهی رستاخیز مانسینیور جفرسون ویکز)
2110
02:13:35,179 --> 02:13:37,833
چیزی رو فهمیدن که هر فرد دینداری میدونه
2111
02:13:42,208 --> 02:13:43,833
خدا حس شوخطبعی خودش رو داره
2112
02:13:49,375 --> 02:13:51,791
بعضیها تونستن از نو شروع کنن
2113
02:13:52,458 --> 02:13:55,291
امیدوارم تونسته باشن
راه خودشون رو پیدا کنن
2114
02:13:59,041 --> 02:14:00,666
بعضیها هم به معجزهای که
میخواستن رسیدن
2115
02:14:01,958 --> 02:14:04,375
،خوب یا درمان نشدن
2116
02:14:05,041 --> 02:14:08,184
بلکه صاحب عزم راسخی شدن که
هر روز باهاش بیدار میشن و
2117
02:14:08,208 --> 02:14:10,333
کاری رو میکنن که براش
،وارد این دنیا شدیم
2118
02:14:11,208 --> 02:14:12,833
علیرغم تمام درد و سختیها
2119
02:14:14,000 --> 02:14:15,208
روزیِ خداوند
2120
02:14:22,541 --> 02:14:24,541
برای تو هم دعا میکنم
2121
02:14:25,416 --> 02:14:27,416
که چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی
2122
02:14:30,708 --> 02:14:33,392
کجاست؟ تو میدونی -
!نه! سای! سای -
2123
02:14:33,416 --> 02:14:35,226
!لعنت بهتون. میدونم هر دو میدونید
2124
02:14:35,250 --> 02:14:37,726
این آخرین فرصتتونـه وگرنه
شما رو میکشونیم دادگاه
2125
02:14:37,750 --> 02:14:39,559
آقای ویکز، خودتون رو کنترل کنید
2126
02:14:39,583 --> 02:14:42,267
امیدوار بودیم با این ملاقات
بتونیم مسئله رو حل کنیم
2127
02:14:42,291 --> 02:14:44,351
جواهر رو داده به اینا و
قایمش کردن. مطمئنم
2128
02:14:44,375 --> 02:14:47,601
ما اجازه دادیم نمایندههاتون همه جای
کلیسا و اقامتگاه کشیش رو بگردن
2129
02:14:47,625 --> 02:14:49,309
هیچی پیدا نکردن
2130
02:14:49,333 --> 02:14:51,809
ضمناً، موقع مرگ مارتا
آقای بلانک هم حضور داشتن و
2131
02:14:51,833 --> 02:14:53,833
میگن چنین چیزی اتفاق نیفتاده
2132
02:14:55,416 --> 02:14:58,250
هی
2133
02:14:58,750 --> 02:14:59,833
!هوی
2134
02:15:00,416 --> 02:15:03,351
اگه بو ببرم فروختیش، هر مبلغ هنگفتی
،بدی به خیریه، اگه سقفت رو تعمیر کنی
2135
02:15:03,375 --> 02:15:06,434
اگه شراب مرغوب واسه عشای ربانیِ
،داغونت بگیری، حواسم هست
2136
02:15:06,458 --> 02:15:08,708
حسابهات رو چک میکنم و متوجه میشم
2137
02:15:09,541 --> 02:15:11,958
امیدوارم یه روزی دوباره
برگردی کلیسا، سای
2138
02:15:12,500 --> 02:15:14,625
میراث واقعیات مسیحیتـه
2139
02:15:25,583 --> 02:15:28,208
بچهکونی ریقو
2140
02:15:32,375 --> 02:15:34,559
فیلمی که ازت گرفته
هنوز داره ترند میشه
2141
02:15:34,583 --> 02:15:35,726
آره
2142
02:15:35,750 --> 02:15:38,017
«بنوا بلانک سوکس شد»
2143
02:15:38,041 --> 02:15:40,875
نمیدونم چرا عین آدم ننوشته سوسک
2144
02:15:41,500 --> 02:15:43,476
ما همینطوری حقیقت رو پخش میکنیم
2145
02:15:43,500 --> 02:15:46,875
.دربارهی مارتا و اصل ماجرا
.ولی گویا هیچ تأثیری نداره
2146
02:15:47,458 --> 02:15:51,291
.پیروان ویکز همش هجوم میارن به فیسبوکمون
.نمیتونیم کاریشون کنیم
2147
02:15:52,625 --> 02:15:54,458
الحق عجب دوره زمونهایـه
2148
02:15:55,416 --> 02:15:58,041
وقتی کلیسا رو باز کنی، مشهور میشی
2149
02:15:58,750 --> 02:16:00,392
البته نه از نوع خوبش
2150
02:16:00,416 --> 02:16:01,916
آمادگی چنین چالشی رو داری؟
2151
02:16:03,708 --> 02:16:04,791
بذار بیان
2152
02:16:07,375 --> 02:16:08,458
موفق باشی، پسر
2153
02:16:11,791 --> 02:16:13,958
...گوش کن
2154
02:16:14,458 --> 02:16:16,833
من...من دیگه میرم
2155
02:16:26,750 --> 02:16:31,059
...میخوام اولین عشای ربانیم رو انجام بدم اگه
دوست داری بمونی
2156
02:16:31,083 --> 02:16:33,059
آم...واقعاً لطف داری
2157
02:16:33,083 --> 02:16:37,309
...ولی
هر چقدر بگم نمیخوام، کم گفتم
2158
02:16:37,333 --> 02:16:38,541
بدرود
2159
02:16:39,416 --> 02:16:42,750
♪ Tom Waits - Come On Up To The House ♪
2160
02:16:42,774 --> 02:16:46,274
« پدر جاد دوپلنسی »
« مقدم همه را گرامی میداریم »
2161
02:16:46,391 --> 02:16:56,391
« ترجمه از نهـال، علی محمدخانی، امیر فرحناک و آریـن »
.:: Cardinal & FarahSub & AliMK_Sub & iredprincess ::.
2162
02:16:56,454 --> 02:17:05,476
در تلگرام:
FarahSub & @AliMK_Sub & @IRedSub@
2163
02:17:05,500 --> 02:17:06,708
!خوش اومدید
2164
02:17:09,808 --> 02:17:19,808
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
2165
02:17:19,833 --> 02:17:29,833
ارائهای از وبسایت دیجیموویز
.:: DigiMoviez.Com ::.