1 00:00:18,428 --> 00:00:28,428 ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::. 2 00:00:28,453 --> 00:00:38,453 جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez 3 00:00:38,791 --> 00:00:40,625 ‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم 4 00:00:41,833 --> 00:00:45,309 ‫گمونم اگه بخوام ماجرای قتل جمعه‌ی نیک رو ‫از نگاه خودم تعریف کنم، 5 00:00:45,333 --> 00:00:46,958 ‫باید از همین‌جا شروع کنیم 6 00:00:47,625 --> 00:00:51,809 ‫نُه ماه پیش، ‫وقتی اون شمّاس نمک‌به‌حروم زرِ زیادی زد، 7 00:00:51,833 --> 00:00:53,041 اینطوری از خجالتش دراومدم 8 00:00:58,333 --> 00:00:59,958 ‫گندت بزنن 9 00:01:00,750 --> 00:01:03,083 ‫پس اهلِ بزن‌بزنی؟ 10 00:01:03,583 --> 00:01:05,767 ‫اصلاً و ابداً، پدر 11 00:01:05,791 --> 00:01:09,101 ‫والا اگه فک اون شمّاس بنده‌خدا رو ‫نمی‌آوردی پایین، الان باهات مخالفت می‌کرد 12 00:01:09,125 --> 00:01:11,750 ‫قدیم‌ها، بله، یه‌زمانی بوکسور بودم و 13 00:01:12,250 --> 00:01:14,892 ‫زندگیم کفِ خیابون بود. ‫یه سِری کارهای دیگه هم کردم. 14 00:01:14,916 --> 00:01:18,708 ‫مبارز که لازمـه، منتها ‫برای اینکه جلوی دنیا سینه سپر کنیم، 15 00:01:19,458 --> 00:01:21,142 ‫نه خودمون 16 00:01:21,166 --> 00:01:24,684 ‫کشیش حکم شبان رو داره و ‫دنیا هم مصداقِ گله‌ی گرگ‌هاست 17 00:01:24,708 --> 00:01:25,833 ‫خیر 18 00:01:29,250 --> 00:01:33,684 ‫جسارتـه، پدر، ‫ولی من این‌جوری فکر نمی‌کنم 19 00:01:33,708 --> 00:01:36,559 ‫آدم وقتی با گرگ‌ها سرشاخ میشه، ‫یهو به خودش میاد می‌بینه 20 00:01:36,583 --> 00:01:38,291 ‫عالم و آدم براش حکم گرگ رو دارن 21 00:01:39,333 --> 00:01:42,392 ‫هنوز از شرّ روحیه‌ی دعوایی‌ام خلاص نشدم و ‫امروز نتونستم جلوش مقاومت کنم 22 00:01:42,416 --> 00:01:44,892 ‫ولی مسیح اومد که مرهمی باشه بر جهانیان، ‫نه اینکه سرِ جنگ داشته باشه 23 00:01:44,916 --> 00:01:46,267 ‫اعتقادم اینـه 24 00:01:46,291 --> 00:01:49,583 ‫راهش اینـه، نه این، درست میگم؟ 25 00:01:50,833 --> 00:01:52,666 ‫من فقط می‌خوام کشیشِ خوبی باشم 26 00:01:53,625 --> 00:01:56,976 ‫شفقت و محبت مسیح رو نشونِ ‫آدم‌های درهم‌شکسته‌ای مثل خودم بدم 27 00:01:57,000 --> 00:01:59,000 ‫دنیا لنگِ همین چیزهاست 28 00:02:01,708 --> 00:02:04,583 ‫یه فرصت دیگه بهم بدید، ‫قول میدم روسفیدتون کنم 29 00:02:06,933 --> 00:02:16,933 « ترجمه از نهـال، علی محمدخانی، امیر فرحناک و آریـن » .:: Cardinal & FarahSub & AliMK_Sub & iredprincess ::. 30 00:02:16,958 --> 00:02:18,125 ‫عالیجناب، 31 00:02:18,833 --> 00:02:21,101 ‫بارها دیدم برام ریش گِرو گذاشتید 32 00:02:21,125 --> 00:02:23,684 ‫- من روسیاه شدم و هر چی شما... ‫- بسـه 33 00:02:23,708 --> 00:02:24,791 ‫گوش بده... 34 00:02:25,291 --> 00:02:28,309 ‫همه می‌دونن شمّاس کلارک آدم بی‌شعوریـه 35 00:02:28,333 --> 00:02:30,851 ‫تازه، هیچکس هم شاکی نیست که ‫زدی فکش رو آوردی پایین 36 00:02:30,875 --> 00:02:32,434 ‫اتفاقاً خیلی هم ثواب کردی 37 00:02:32,458 --> 00:02:35,041 ‫اما باید یه فکری بکنیم 38 00:02:36,041 --> 00:02:39,309 ‫می‌فرستیمت یه کلیسای کوچیک توی چیمنی‌ راک 39 00:02:39,333 --> 00:02:42,375 ‫کلاً یه کشیش بیشتر اونجا نیست 40 00:02:43,666 --> 00:02:45,059 ‫یعنی میشم دستیارِ کشیش؟ 41 00:02:45,083 --> 00:02:47,309 ‫آره، ولی خیلی ذوق‌زده نشو 42 00:02:47,333 --> 00:02:48,333 ‫چرا؟ 43 00:02:48,666 --> 00:02:53,476 ‫باید بری کلیسای «بانوی همیشه بردبار» 44 00:02:53,500 --> 00:02:56,583 ‫زیر دستِ مانسینیور جفرسون ویکز. ‫جفرسون ویکز رو می‌شناسی؟ (مانسینیور: نوعی لقب برای پدر روحانی) 45 00:02:57,458 --> 00:03:01,017 ‫خیلی‌خب، ببین، ویکز اینجا ‫حامی‌های خودش رو داره. البته مِنهای من 46 00:03:01,041 --> 00:03:02,184 ‫بین خودمون بمونه، 47 00:03:02,208 --> 00:03:05,166 ‫به چشم من یه تخته‌اش کمـه، ‫اما تخم‌سگیـه که اون سرش ناپیدا 48 00:03:06,166 --> 00:03:10,833 ‫ولی خوشبختانه پیروهاش کمتر و کمتر شدن و ‫یه مُشت فسیل ازشون مونده 49 00:03:11,791 --> 00:03:15,333 ‫لازمـه روحیه‌ای که داخل از خودت نشون دادی رو ببری اونجا، فهمیدی؟ 50 00:03:15,958 --> 00:03:18,351 ‫اصلاً ولی باشه 51 00:03:18,375 --> 00:03:20,517 ‫باشه، باشه، باشه، باشه 52 00:03:20,541 --> 00:03:23,476 ‫- الان روح‌القدس منقلبم کرده. برم حالشو بگیرم ‫- آی، آی، آی 53 00:03:23,500 --> 00:03:27,041 ‫با مِهر و محبت، نه دعوا و درگیری، خب؟ 54 00:03:31,166 --> 00:03:32,375 ‫خِیر پیش، جوون 55 00:03:38,166 --> 00:03:40,791 ‫خلاصه این‌جوری شد که ‫پام به چیمنی راک باز شد 56 00:03:43,333 --> 00:03:45,226 ‫مثل حکایتِ دانیال نبی توی لونه‌ی شیرها 57 00:03:45,250 --> 00:03:47,000 ‫یا داوود در برابر جالوت 58 00:03:47,500 --> 00:03:49,976 ‫خام و کله‌خراب، لبریز از عشقِ به مسیح 59 00:03:50,000 --> 00:03:51,750 ‫آماده برای هر چیزی 60 00:04:04,765 --> 00:04:14,765 61 00:04:14,790 --> 00:04:17,711 ‫« برخیز، اِی مُرده » 62 00:04:23,791 --> 00:04:24,875 ‫پدر جفرسون؟ 63 00:04:25,791 --> 00:04:28,142 ‫سلام، جاد دوپلنسی هستم از آلبانی 64 00:04:28,166 --> 00:04:30,875 ‫خداوند یار و یاورت، جاد دوپلنتیسی از آلبانی 65 00:04:34,000 --> 00:04:36,125 ‫اومدی کلیسام رو ازم بگیری؟ 66 00:04:37,458 --> 00:04:39,250 ‫نه 67 00:04:39,833 --> 00:04:40,833 ‫خوبـه 68 00:04:41,583 --> 00:04:44,000 ‫بسیارخب، من رو مانسینیور ویکز صدا کن 69 00:04:44,916 --> 00:04:46,208 ‫با مارتا هم که آشنا شدی 70 00:04:47,083 --> 00:04:48,392 ‫مارتا؟ نه 71 00:04:48,416 --> 00:04:49,976 ‫- مانسینیور ویکز ‫- یا عیسی! 72 00:04:50,000 --> 00:04:52,559 ‫صبحِ زود پا شدم ظروف نقره رو برق بندازم 73 00:04:52,583 --> 00:04:53,934 ‫یکمی لک داشتن 74 00:04:53,958 --> 00:04:55,559 ‫نیازی نیست، مارتا 75 00:04:55,583 --> 00:04:57,791 ‫پدر... جاد 76 00:04:59,083 --> 00:05:00,375 ‫خوش اومدی 77 00:05:00,875 --> 00:05:02,559 ‫ممنونم، مارتا 78 00:05:02,583 --> 00:05:05,267 ‫والا داشتم خدمتِ پدر ویکز عرض می‌کردم که... 79 00:05:05,291 --> 00:05:06,875 ‫مانسینیور ویکز 80 00:05:07,708 --> 00:05:09,583 ‫بله، مانسینیور. شرمنده 81 00:05:10,083 --> 00:05:11,708 ‫شرمنده گفتم عیسی 82 00:05:13,500 --> 00:05:15,726 ‫گمونم داریم خوب پیش می‌ریم 83 00:05:15,750 --> 00:05:18,291 ‫پس اسقف لنگستروم فرستادتت؟ 84 00:05:19,166 --> 00:05:20,250 ‫لنگستروم 85 00:05:20,750 --> 00:05:22,476 ‫خوب می‌شناسمش 86 00:05:22,500 --> 00:05:24,708 ‫خودش انتخابت کرده و فرستاده اینجا 87 00:05:25,500 --> 00:05:27,000 ‫همین گویای همه‌چیز هست 88 00:05:29,583 --> 00:05:30,791 ‫همچین هم بی‌خبر نیستم 89 00:05:31,916 --> 00:05:34,708 ‫خب، می... می‌دونم آدم تَک‌رویی هستید، ولی... 90 00:05:35,291 --> 00:05:36,916 ‫من... برای خدمت اومدم 91 00:05:38,416 --> 00:05:39,625 ‫پس اعترافاتم رو بشنو 92 00:05:41,291 --> 00:05:43,083 ‫بسیارخب 93 00:05:47,166 --> 00:05:49,767 ‫پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام 94 00:05:49,791 --> 00:05:51,000 ‫آخرین باری که 95 00:05:51,875 --> 00:05:54,291 ‫اعتراف کردم، شش هفته‌ی پیش بود 96 00:05:58,708 --> 00:06:01,250 به مال و منال مردم حسادت کردم 97 00:06:02,125 --> 00:06:06,750 ‫تبلیغِ یه ماشین آن‌چنانی رو ‫توی تلویزیونِ سم دیدم. لکسوس بود 98 00:06:07,416 --> 00:06:08,625 ‫همون لحظه به سرم زد که 99 00:06:09,125 --> 00:06:11,934 ‫بَه، عجب ماشینِ قشنگی 100 00:06:11,958 --> 00:06:13,458 ‫مدلِ کوپه بود 101 00:06:14,583 --> 00:06:17,958 ‫حسرتِ جاه و مقام بزرگ‌مردها رو خوردم 102 00:06:19,375 --> 00:06:22,809 ‫حسرتِ جلال و جبروتِ پدربزرگم رو تو ‫دوران کشیش‌بودنش خوردم. آرزوم بود 103 00:06:22,833 --> 00:06:24,041 ‫تو همه‌ی بُرهه‌ها 104 00:06:27,541 --> 00:06:28,958 ‫این هفته 105 00:06:30,166 --> 00:06:33,767 ‫چهار بار خودارضایی کردم 106 00:06:33,791 --> 00:06:36,684 ‫چهار یا پنج بار، کلاً توی... ‫شش هفته گفتم؟ 107 00:06:36,708 --> 00:06:39,791 ‫خب، سرجمع ۳۰ بار خودارضایی کردم 108 00:06:40,833 --> 00:06:44,458 ‫این هفته، یه بار صبح تو رختخواب 109 00:06:44,958 --> 00:06:49,101 ‫یه بار ایستاده زیرِ دوش. اتفاقاً راحت هم بود 110 00:06:49,125 --> 00:06:51,250 ‫فقط یه ژل حموم لازم بود 111 00:06:52,333 --> 00:06:55,601 ‫یه بار هم نصفه‌شب، ‫بعدِ اینکه خواب دیدم... 112 00:06:55,625 --> 00:06:58,267 ‫- نیازی نیست بگید ‫- تو یکی از اون کافه‌های پر از گربه‌های ژاپنی‌ام 113 00:06:58,291 --> 00:07:00,684 ‫- خیلی‌خب ‫- عرض کنم که یه مقاله‌ای خونده بودم 114 00:07:00,708 --> 00:07:05,916 ‫گربه‌ها دختر بودن تو لباسِ گربه و واسه همین هم... 115 00:07:06,583 --> 00:07:08,059 ‫حالا چیزی هم دمِ دست نبود، 116 00:07:08,083 --> 00:07:12,125 ‫به‌ناچار ریختمش روی جلدِ ‫مجله‌ی «شرح وقایعِ کاتولیک» 117 00:07:12,833 --> 00:07:16,916 ‫چیزِ دیگه‌ای رو میز نبود که ‫یحتمل خودش هم به نوعی گناه محسوب میشه 118 00:07:17,416 --> 00:07:20,416 ‫نمی‌دونم، شاید هم نباشه، ‫ولی... کار درستی نیست 119 00:07:21,541 --> 00:07:23,833 ‫اون‌موقع پیش خودم می‌گفتم ‫چقدر این بابا عجیب‌غریبـه 120 00:07:24,833 --> 00:07:26,976 ‫ولی حالا که به عقب نگاه می‌کنم، تازه می‌فهمم 121 00:07:27,000 --> 00:07:29,392 ‫این اولین مُشت ویکز بود 122 00:07:29,416 --> 00:07:31,458 ‫پنج بار دعای سلام بر مریم و ‫یک بار جلال بر پدر رو بخون 123 00:07:33,166 --> 00:07:34,458 ‫ممنون، پدر 124 00:07:40,041 --> 00:07:41,601 ‫تازه ماجرا شروع شده بود 125 00:07:41,625 --> 00:07:42,875 ‫به کلیسای من هم 126 00:07:43,666 --> 00:07:45,083 ‫خوش اومدی 127 00:07:48,750 --> 00:07:51,267 ‫خلاصه ظرف چند هفته، ‫کلیسای بانوی همیشه بردبار 128 00:07:51,291 --> 00:07:53,500 شد خونه‌ی جدیدم 129 00:07:54,458 --> 00:07:56,138 ‫« شرح وقایع کاتولیک » 130 00:07:59,166 --> 00:08:03,791 ‫جز من، تنها کارمندِ تمام‌وقتِ اونجا ‫سمسون، سرایدارِ کلیسا بود 131 00:08:04,500 --> 00:08:05,583 ‫سم 132 00:08:11,125 --> 00:08:12,892 ‫مانسینیور ویکز کسیـه که 133 00:08:12,916 --> 00:08:17,000 ‫هر روز بهم قدرت میده ‫دوباره به مشروب‌خوری نیفتم 134 00:08:17,916 --> 00:08:19,041 ‫خودش هم یه زمانی مشروب‌خور بود 135 00:08:20,125 --> 00:08:24,083 ‫ولی یه بار بهم گفت: ‫«وقتی من تونستم جلوی هوای نفسم رو بگیرم، تو هم می‌تونی» 136 00:08:25,375 --> 00:08:27,291 ‫هر روز سر این با خودم کلنجار میرم 137 00:08:28,166 --> 00:08:29,250 ‫ولی تا حالا کم نیاوردم 138 00:08:30,541 --> 00:08:34,101 ‫به لطف اون و مارتای نازنینم 139 00:08:34,125 --> 00:08:36,684 ‫مارتای نازنینِ شما؟ 140 00:08:36,708 --> 00:08:38,333 ‫جونم رو هم واسش میدم 141 00:08:39,708 --> 00:08:42,142 ‫فرشته‌ی منـه رو زمین 142 00:08:42,166 --> 00:08:45,517 ‫کلیسا کلاً رو انگشتِ مارتا می‌چرخه 143 00:08:45,541 --> 00:08:48,809 ‫حساب‌کتاب‌ها دستشـه، ‫کمک‌های مالی با اونـه و همه‌چی رو بایگانی می‌کنه 144 00:08:48,833 --> 00:08:49,958 ‫این هم بایگانی کن 145 00:08:50,541 --> 00:08:53,017 ‫رداها رو می‌شوره، انبار رو پُر می‌کنه، 146 00:08:53,041 --> 00:08:55,166 ‫به ویکز غذا میده، ارگ می‌زنه 147 00:08:58,875 --> 00:09:00,791 ‫از زیر و بم همه‌چی خبر داشت 148 00:09:01,583 --> 00:09:03,726 ‫- پس مقبره اینجاست؟ ‫- آره 149 00:09:03,750 --> 00:09:06,708 ‫بگم خدا چیکارشون کنه. ‫باید یه دوربین مداربسته نصب کنم. 150 00:09:07,208 --> 00:09:09,333 ‫- در هم داره؟ ‫- بله 151 00:09:10,500 --> 00:09:11,708 ‫اینجاست 152 00:09:12,208 --> 00:09:13,333 ‫درِ لازاروسیـه 153 00:09:14,041 --> 00:09:16,976 ‫برای باز کردنش از بیرون، ‫دم و دستگاه لازمـه 154 00:09:17,000 --> 00:09:19,875 ‫ولی جوری تراز شده که ‫با یه هُل از داخل، 155 00:09:20,458 --> 00:09:22,875 ‫پخشِ زمین میشه 156 00:09:24,125 --> 00:09:25,517 ‫کی اون تو هست حالا؟ 157 00:09:25,541 --> 00:09:26,541 ‫پرنتیس 158 00:09:27,166 --> 00:09:30,625 ‫پدربزرگِ ویکز، مؤسس این کلیسا 159 00:09:31,500 --> 00:09:33,000 ‫حق پدری به گردنم داشت 160 00:09:33,666 --> 00:09:35,726 ‫حالم بد میشه 161 00:09:35,750 --> 00:09:40,000 ببین این بچه‌ها چطوری ‫روی مقبره‌اش عکسِ موشک کشیدن 162 00:09:46,708 --> 00:09:49,416 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 163 00:09:50,208 --> 00:09:52,184 ‫خب، من یه‌نمه نجاری بلدم، 164 00:09:52,208 --> 00:09:55,767 ‫گفتم با ابزارِ سم، یه چیزِ درست‌وحسابی بسا... 165 00:09:55,791 --> 00:09:57,059 ‫نه، بهش دست نزن 166 00:09:57,083 --> 00:09:59,958 ‫تا هیچوقت یادمون نره ‫اون هرزه‌ی تن‌فروش چه گناهی کرد 167 00:10:01,500 --> 00:10:02,916 ‫بیا اعترافاتم رو بشنو 168 00:10:04,875 --> 00:10:06,625 ‫آره، هرزه‌ی تن‌فروش ‫« باشگاه کتاب‌خوانی؛ فهرست کتاب‌های بهاره » 169 00:10:08,125 --> 00:10:09,684 ‫مادر ویکز بود 170 00:10:09,708 --> 00:10:12,392 ‫آها، جریانش چیـه حالا؟ 171 00:10:12,416 --> 00:10:14,625 ‫یه هرزه‌ی تن‌فروش بود 172 00:10:15,458 --> 00:10:16,351 ‫خیلی‌خب 173 00:10:16,375 --> 00:10:19,642 ‫پرنتیس که کشیش شد و ‫این کلیسا رو بنا کرد، 174 00:10:19,666 --> 00:10:21,833 ‫زنش به رحمت خدا رفته بود و ‫یه دختر داشت 175 00:10:22,958 --> 00:10:24,541 ‫اسمش هم گریس بود 176 00:10:25,125 --> 00:10:26,809 ‫از همون اول بدذات بود 177 00:10:26,833 --> 00:10:32,226 ‫عاشق لباس‌های باز و برندهای آن‌چنانی بود 178 00:10:32,250 --> 00:10:33,934 ‫امان از این قِر و فِرها 179 00:10:33,958 --> 00:10:35,101 ‫آره 180 00:10:35,125 --> 00:10:38,017 ‫دبیرستانی که بود ‫توی این بار و اون بار تن‌فروشی می‌کرد، 181 00:10:38,041 --> 00:10:40,250 ‫بعدش هم خیلی زود از یه ولگرد حامله شد 182 00:10:41,250 --> 00:10:45,351 ‫پرنتیس ارث و میراث هنگفتی توی بانک داشت 183 00:10:45,375 --> 00:10:48,476 ‫برای اینکه نوه‌اش، ویکز رو بگیره زیرِ بال و پرش، 184 00:10:48,500 --> 00:10:53,083 ‫به گریس قول داد که اگه پیشش بمونه، 185 00:10:53,791 --> 00:10:56,916 ‫همه‌ی اون مال و ثروت برسه بهش 186 00:10:57,916 --> 00:11:01,750 ‫این‌طوری شد که اون زنیکه ‫منتظر نشست تا پدرش بمیره 187 00:11:02,666 --> 00:11:05,142 این مسئله خیلی پرنتیس رو آزار می‌داد 188 00:11:05,166 --> 00:11:06,666 ‫مارتا، یادت نره 189 00:11:07,833 --> 00:11:10,666 ثروت، و قدرتی که به همراه میاره :حکم یه چیز رو داره 190 00:11:11,416 --> 00:11:12,666 ‫سیبِ حوّا 191 00:11:13,916 --> 00:11:16,041 ‫وسوسه‌ای که تو رو از عرش به فرش می‌کِشونه 192 00:11:17,291 --> 00:11:21,125 ‫باید به هر قیمتی که شده، ‫عزیزهامون رو از شرّ چنین فسادی 193 00:11:22,208 --> 00:11:23,625 ‫حفظ کنیم 194 00:11:24,375 --> 00:11:26,267 ‫عاقبت اجلش رسید 195 00:11:26,291 --> 00:11:27,541 ‫من پیشش بودم 196 00:11:28,625 --> 00:11:31,892 ‫دیدم پرنتیس آخرین عشای ربانیش رو انجام داد و 197 00:11:31,916 --> 00:11:34,726 ‫همون‌جا دمِ محراب از دنیا رفت 198 00:11:34,750 --> 00:11:36,166 به آرامش رسید 199 00:11:36,958 --> 00:11:40,458 ‫این هرزه هم یه‌راست رفت سراغ وکیلِ پرنتیس 200 00:11:41,041 --> 00:11:44,125 ‫بهش گفت: ‫«پولم رو رد کن بیاد» 201 00:11:45,375 --> 00:11:46,833 ‫می‌دونی وکیلـه چی جوابش رو داد؟ 202 00:11:47,958 --> 00:11:52,458 ‫گفت: «بله، تو وارث تمام و کمالِ ‫دارایی‌های پرنتیس هستی» 203 00:11:53,250 --> 00:11:54,875 ‫ولی دریغ از 204 00:11:56,166 --> 00:11:59,166 ‫یه پاپاسی تو حساب‌هاش 205 00:11:59,875 --> 00:12:02,101 ‫با اون همه ثروت چیکار کرد؟ 206 00:12:02,125 --> 00:12:04,041 ‫طبق گفته‌ی بعضی‌ها بخشیدتشون به فقرا 207 00:12:04,666 --> 00:12:07,541 ‫یه سِری‌هام میگن ریختتشون تو دریا. خدا عالِمـه 208 00:12:08,157 --> 00:12:09,157 ‫همش پَر 209 00:12:10,375 --> 00:12:14,208 ‫برای بارِ آخر این مرد مؤمن بزرگی کرد و 210 00:12:15,333 --> 00:12:19,625 ‫نذاشت عامل فساد بیفته تو چنگالِ بدکاره‌ها 211 00:12:20,666 --> 00:12:22,500 ‫تنها چیزی که براش گذاشت... 212 00:12:25,541 --> 00:12:26,541 ‫این بود 213 00:12:27,166 --> 00:12:29,208 ‫خودش نمی‌دونست این چیـه 214 00:12:30,291 --> 00:12:31,708 ‫ولی من می‌دونستم 215 00:12:32,416 --> 00:12:34,250 ‫پیِ سیبِ حوّا نگرد 216 00:12:34,916 --> 00:12:38,333 ‫میراثِ تو خودِ مسیحـه 217 00:12:44,208 --> 00:12:46,833 ‫همون شب زهرش رو ریخت 218 00:12:50,000 --> 00:12:52,059 ‫عنان از کف داد و 219 00:12:52,083 --> 00:12:56,166 ‫حرمت این مکان مقدس رو شکست 220 00:13:11,416 --> 00:13:13,833 ‫کُفر، هتک حرمت 221 00:13:15,416 --> 00:13:18,416 ‫شیطان رفته بود تو جلدش 222 00:13:54,083 --> 00:13:56,517 ‫من بهش گفتم: «خواهر گریس، 223 00:13:56,541 --> 00:14:01,458 ‫خداوند، پدرِ آسمانیِ تو، ‫با قلبی آکنده از عشق، از سر تقصیراتت می‌گذره» 224 00:14:18,041 --> 00:14:19,541 ...همینطوری 225 00:14:20,083 --> 00:14:22,375 ‫آویزون سنگ مقبره‌ی پرنتیس شده بود و همونجا تموم کرد 226 00:14:25,541 --> 00:14:27,541 ‫دکترها گفتن رگ مغزش پاره شده 227 00:14:28,750 --> 00:14:30,666 ‫ولی من میگم خداوند از سرِ رحمت 228 00:14:31,541 --> 00:14:34,875 ‫جونش رو گرفت 229 00:14:35,958 --> 00:14:37,500 ‫پشمام 230 00:14:39,666 --> 00:14:40,666 ‫ببخشید، شرمنده 231 00:14:43,000 --> 00:14:46,392 این داستان تلخ و ناگوار ‫توی تار و پود کلیسا ریشه دوونده بود 232 00:14:46,416 --> 00:14:48,726 ‫سنگینیش حس می‌شد 233 00:14:48,750 --> 00:14:50,142 ‫از من پرسید: «کی بهت گفت...» 234 00:14:50,166 --> 00:14:54,500 ‫پس واسه چی ‫بقیه اینجا رو خونه‌ی معنوی‌شون می‌دونن؟ 235 00:14:55,083 --> 00:14:58,142 ‫حضار همیشگی همه دلیل خاص خودشون رو داشتن 236 00:14:58,166 --> 00:15:00,184 ‫یعنی مظنون‌های پرونده‌ی ما 237 00:15:00,208 --> 00:15:01,833 ‫پس باید معرفی‌شون کنم 238 00:15:02,500 --> 00:15:06,208 ‫وِرا دریون، وکیلِ محل. ‫هم معتمد بود و هم دلسوز. 239 00:15:08,625 --> 00:15:12,017 ‫بابام هم وکیلِ ویکز بود و ‫هم پایه‌ی عرق‌خوریش 240 00:15:12,041 --> 00:15:14,226 ‫رفیقِ شفیق هم بودن 241 00:15:14,250 --> 00:15:18,684 ‫پس وکالت خوندی ‫بلکه پا بذاری جاپای بابات؟ 242 00:15:18,708 --> 00:15:21,791 ‫وکیل شدم چون می‌خواستم دنیا رو تغییر بدم 243 00:15:23,125 --> 00:15:25,958 ‫اما این خونه یادگار بابامـه 244 00:15:26,708 --> 00:15:27,809 ‫وصیت کرد که... 245 00:15:27,833 --> 00:15:30,267 ‫- ممنونم ‫- بعدِ مرگش، ولش نکنم به امونِ خدا 246 00:15:30,291 --> 00:15:32,767 ‫واسه همینـه که اینجام 247 00:15:32,791 --> 00:15:34,684 ‫سلام، سلام. سلام، ورا 248 00:15:34,708 --> 00:15:37,101 ‫- سلام. ممنون ‫- اینو پُرش می‌کنی؟ 249 00:15:37,125 --> 00:15:39,684 ‫پسرخونده‌اش، سای هم ‫بعدِ اینکه نتونست ‫با سیاست به نون‌ونوایی برسه، 250 00:15:39,708 --> 00:15:42,476 ‫دست از پا درازتر برگشته بود خونه 251 00:15:42,500 --> 00:15:43,476 ‫سلام 252 00:15:43,500 --> 00:15:44,517 ‫سلام 253 00:15:44,541 --> 00:15:45,625 ‫خیلی‌خب 254 00:15:46,666 --> 00:15:48,208 ‫خوشحالی برگشته؟ 255 00:15:51,416 --> 00:15:54,476 ‫ورا که تازه از دانشکده‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شده بود، 256 00:15:54,500 --> 00:15:58,309 ‫یه روز دید که باباش دستِ یه پسرِ ده ساله رو گرفته و با خودش آورده خونه 257 00:15:58,333 --> 00:16:00,726 ‫به وِرا گفت که مسئولیتش با اونـه 258 00:16:00,750 --> 00:16:02,166 ‫اما و اگر هم نداره 259 00:16:03,750 --> 00:16:07,416 ‫مثل روز برای عالم و آدم روشن بود که ‫برادرِ نامشروعشـه 260 00:16:08,083 --> 00:16:09,500 ‫ولی ورا قبول کرد 261 00:16:10,458 --> 00:16:11,809 ‫بزرگش کرد 262 00:16:11,833 --> 00:16:14,476 ‫من قیدِ خیلی چیزها رو زدم تا 263 00:16:14,500 --> 00:16:19,041 ‫پایِ بابام و سای و ویکز وایسم 264 00:16:20,375 --> 00:16:21,767 ‫برای همین به نظرم 265 00:16:21,791 --> 00:16:25,267 ‫بابام که از بهشت بهم نگاه می‌کنه، 266 00:16:25,291 --> 00:16:28,767 ‫حتماً خیلی... 267 00:16:28,791 --> 00:16:30,500 ‫از من راضیـه 268 00:16:32,875 --> 00:16:34,291 ‫گمونم همینـه که قشنگش می‌کنه 269 00:16:34,958 --> 00:16:36,101 ‫خیلی نزدیک شده بودم 270 00:16:36,125 --> 00:16:38,726 ‫شده بودم نورچشمیِ حزب. ‫چشم امید جمهوری‌خواه‌ها به من بود. 271 00:16:38,750 --> 00:16:41,351 ‫کُلی آشناماشنا و سوراخ‌سنبه بلد بودم 272 00:16:41,375 --> 00:16:43,559 ‫تا پایِ چشمه رفتم، ولی ‌تشنه‌لب برگشتم 273 00:16:43,583 --> 00:16:47,559 ‫گمونم اون جذبه‌ی لازم برای رهبری رو نداشتم 274 00:16:47,583 --> 00:16:50,476 ‫خیلی سختـه آدم بتونه از تهِ دل با بقیه بجوشه 275 00:16:50,500 --> 00:16:52,267 ‫قبول دارم 276 00:16:52,291 --> 00:16:54,767 ‫به هر دری زدم. باور کن، ‫تا تونستم روی بحث‌های نژادپرستی مانور دادم 277 00:16:54,791 --> 00:16:57,059 ‫حتی موضوع جنسیت یا که ترنس‌ها، 278 00:16:57,083 --> 00:16:59,267 ‫یا بحث مرز و کارتن‌خواب‌ها یا 279 00:16:59,291 --> 00:17:03,125 ‫موضوع جنگ و انتخابات و سقط جنین و ‫تغییرات اقلیمی رو پیش کِشیدم 280 00:17:03,916 --> 00:17:07,976 ‫دیگه از اجاق برقی القایی و اسرائیل و ‫کتاب‌های کتابخونه و واکسن و 281 00:17:08,000 --> 00:17:11,142 ‫ضمایر و آزادیِ اسلحه و سوسیالیستم و ‫حقوق سیاه‌پوست‌ها و 282 00:17:11,166 --> 00:17:15,000 ‫مرکز بهداشت و تنوع جنسیتی و ‫فناوری فایوجی و همه و همه نگم برات 283 00:17:15,708 --> 00:17:19,708 ‫همش رو مطرح کردم. ‫دریغ از یه نفر، انگار نه انگار. 284 00:17:20,458 --> 00:17:22,726 ‫نمی‌دونم چرا دیگه ملت ‫چیزی براشون مهم نیست 285 00:17:22,750 --> 00:17:25,684 ‫شاید بهتره برگردیم به اصول پایه، ببین، 286 00:17:25,708 --> 00:17:29,226 ‫اینکه چطور میشه واقعاً مردم رو به وجد آورد 287 00:17:29,250 --> 00:17:31,351 ‫منظورت از اصول اولیه اینـه که ‫یه چیز منزجرکننده نشون‌شون بدم 288 00:17:31,375 --> 00:17:34,041 ‫بعد از این بترسونم‌شون که ‫قراره عزیزترین چیزشون رو ازشون بگیره؟ 289 00:17:35,833 --> 00:17:37,184 ‫خب، نه 290 00:17:37,208 --> 00:17:38,601 ‫وِرا 291 00:17:38,625 --> 00:17:41,392 ‫نَت شارپ، دکتر شهر 292 00:17:41,416 --> 00:17:43,625 ‫زندگیش توی خانمش، دارلا، خلاصه می‌شد 293 00:17:44,291 --> 00:17:46,017 ‫جونش به جونش بسته بود 294 00:17:46,041 --> 00:17:47,934 ‫دارلا هفته‌ی پیش ولم کرد رفت 295 00:17:47,958 --> 00:17:49,625 ‫متأسفم 296 00:17:50,125 --> 00:17:53,000 ‫دستِ بچه‌ها رو گرفت ‫با یه یارویی که توی 297 00:17:54,166 --> 00:17:56,791 ‫سایتِ طرفدارای «فیش» باهاش آشنا شده بود، ‫پا شدن رفتن توسان 298 00:18:00,416 --> 00:18:01,684 ‫همون بَندِ راک؟ 299 00:18:01,708 --> 00:18:03,125 ‫اصلاً نمی‌دونستم 300 00:18:03,958 --> 00:18:06,934 ‫دکتر نَت پاک رد داده بود 301 00:18:06,958 --> 00:18:10,851 ‫نه پول‌وپَله‌ای داشت و نه آدم حسابی بود. ‫کلاً به چشمش نمیومد. 302 00:18:10,875 --> 00:18:13,000 ‫حاضر بود دار و ندارش رو بده تا اون برگرده 303 00:18:17,208 --> 00:18:19,892 ‫تنها کسی که تو این شهر یه اسم و رسمی در کرده، 304 00:18:19,916 --> 00:18:22,041 ‫لی راس، نویسنده‌ی رمان‌های علمی‌تخیلیـه 305 00:18:23,125 --> 00:18:25,041 ‫یحتمل اسم بعضی از آثارش رو شنیدید 306 00:18:25,666 --> 00:18:28,142 ‫سری کتاب‌های برزخ هلالی، ‫یخ‌شکنِ زمان، 307 00:18:28,166 --> 00:18:29,500 ‫تلاقی بلورین 308 00:18:30,291 --> 00:18:32,851 ‫ده سالِ پیش، پا شد از نیویورک اومد اینجا و 309 00:18:32,875 --> 00:18:35,934 ‫با ویکز و کلیسا جور شد. ‫به قول خودش... 310 00:18:35,958 --> 00:18:37,517 ‫از اون تفکر گوسفندی و 311 00:18:37,541 --> 00:18:41,958 ‫گله‌ای لیبرال‌جماعت پناه آوردم به اینجا 312 00:18:42,875 --> 00:18:46,833 ‫از اون موقع به بعد، فروش کتاب‌هاش و ‫محبوبیتش کمتر و کمتر شده 313 00:18:47,958 --> 00:18:51,434 ‫ولی کل یک سال گذشته رو صرفِ نوشتن یه کتاب قطور درباره‌ی ویکز کرده 314 00:18:51,458 --> 00:18:53,017 ‫تعالیم ایشون با تأملات بنده 315 00:18:53,041 --> 00:18:56,517 ‫جستارها و خاطراتِ مُریدی در محضرِ یک پیامبر 316 00:18:56,541 --> 00:18:58,767 ‫مؤمن و خنیاگر 317 00:18:58,791 --> 00:19:02,476 ‫خوندنش حکم عذاب الهی رو داشت، ‫ولی چشم امید خودش به همین کتاب بود 318 00:19:02,500 --> 00:19:05,934 ‫این آخرین شانسم برای خلاص‌شدن از ‫نویسندگیِ آنلاین تو سابستکـه 319 00:19:05,958 --> 00:19:08,625 ‫دیگه بُریدم. مخاطب‌های این روزهام... 320 00:19:09,125 --> 00:19:11,601 ‫یه مُشت خل‌وضعن که منتظرن دنیا کن‌فیکون بشه 321 00:19:11,625 --> 00:19:14,250 ‫دسته‌جمع یکی‌ان عینهو جان گودمن توی ‫فیلم لبوفسکی بزرگ 322 00:19:18,208 --> 00:19:21,291 ‫این سایِ تخم‌سگ رو ببین ها 323 00:19:22,041 --> 00:19:25,309 ‫مردکِ اینفلوئنسر عین زالو چسبیده بهش 324 00:19:25,333 --> 00:19:28,059 ‫همه سایه‌اش رو با تیر می‌زنیم. ‫همیشه هم به ویکز گفتیم حواسش رو جمع کنه، 325 00:19:28,083 --> 00:19:32,166 ‫یجوری دَکِش کنه وگرنه ‫پسره‌ی فرصت‌طلبِ دوزاری کار دستش میده 326 00:19:33,166 --> 00:19:36,851 ‫باید ویکز رو از چنگِ ‫این نسلِ جدیدهای زالوصفت دربیاریم 327 00:19:36,875 --> 00:19:39,726 ‫سیمون توی شهر و کلیسا کس و کاری نداشت 328 00:19:39,750 --> 00:19:43,291 ‫نوازنده‌ی ویولنسلِ درجه‌یکی بود 329 00:19:46,500 --> 00:19:49,642 ‫پنج سال پیش، به‌خاطر مریضیش ‫مجبور شد ساز رو بذاره کنار 330 00:19:49,666 --> 00:19:52,559 ‫درد مزمن. یه مشکل عصبیِ مرموز که 331 00:19:52,583 --> 00:19:54,892 ‫- دکترها نمی‌دونستن چی باعثش شده ‫- متأسفم 332 00:19:54,916 --> 00:19:57,142 ‫خیال می‌کردم یه کاری از دستِ دکترها برمیاد 333 00:19:57,166 --> 00:19:58,791 ‫سیمونِ خوش‌خیال 334 00:19:59,291 --> 00:20:00,708 ‫خرم دیگه 335 00:20:02,250 --> 00:20:04,559 ‫سرکیسه‌کردنِ ملت 336 00:20:04,583 --> 00:20:06,208 ‫به وسیله‌ی اعتقادات‌شون 337 00:20:08,083 --> 00:20:09,500 ‫تهِ رذالت و پستیـه 338 00:20:11,750 --> 00:20:13,226 ‫قبول داری؟ 339 00:20:13,250 --> 00:20:15,375 ‫چرا. چرا، ناجوره 340 00:20:16,791 --> 00:20:18,916 ‫ولی می‌فهمم که آدمی به امید زنده‌ست 341 00:20:20,958 --> 00:20:22,583 ‫ولی این یکی بحثش فرق داره 342 00:20:24,416 --> 00:20:26,833 ‫به خدا متوسل شدم که شفام بده 343 00:20:29,041 --> 00:20:30,250 فرق می‌کنه 344 00:20:33,625 --> 00:20:36,250 ‫الان دلم روشنـه 345 00:20:38,125 --> 00:20:40,416 ‫انگار که قراره معجزه بشه 346 00:20:43,500 --> 00:20:45,916 ‫مانسینیور ویکز همچین حس و حالی بهم میده 347 00:20:56,791 --> 00:20:59,708 ‫امروز روح‌القدس حسابی منقلبش کرده، نه؟ 348 00:21:00,958 --> 00:21:02,166 ‫مانسینیور! 349 00:21:03,083 --> 00:21:04,333 ‫شیرمردِ من 350 00:21:04,916 --> 00:21:08,059 ‫ویکز خیلی هوای مُریدهای اصلیش رو داشت 351 00:21:08,083 --> 00:21:11,583 ‫نمی‌شد مُنکرِ جذبه و ابهتش شد 352 00:21:13,666 --> 00:21:14,875 ‫منتها شگردش... 353 00:21:15,875 --> 00:21:17,976 ‫هر هفته، یکی رو نشون می‌کرد 354 00:21:18,000 --> 00:21:21,017 ‫معمولاً دست می‌ذاشت روی یه تازه‌وارد و ‫سرش خراب می‌شد 355 00:21:21,041 --> 00:21:24,125 ‫دنیا می‌خواد همه خوش و خرم باشیم 356 00:21:25,958 --> 00:21:29,791 ‫هر کاری عشقت می‌کِشه بکن. ‫انتخاب با توئـه. زندگیِ خودتـه. 357 00:21:30,291 --> 00:21:31,500 ‫عذاب وجدان نگیر 358 00:21:32,208 --> 00:21:33,500 ‫برو خیانت کن 359 00:21:34,000 --> 00:21:35,267 ‫دروغ بگو 360 00:21:35,291 --> 00:21:37,684 ‫بچه‌ی نامشروع پس بنداز 361 00:21:37,708 --> 00:21:40,500 ‫دلِ خودخواهِ خودت رو راضی کن 362 00:21:41,125 --> 00:21:42,601 ‫خودخواهیـه 363 00:21:42,625 --> 00:21:43,666 ‫بله 364 00:21:44,208 --> 00:21:47,333 ‫اون طفل معصوم رو ‫از نعمتِ خانواده محروم می‌کنی 365 00:21:48,250 --> 00:21:49,583 ‫از سایه‌ی پدر 366 00:21:50,083 --> 00:21:52,351 ‫این یعنی یورش به قلعه‌ی ما 367 00:21:52,375 --> 00:21:54,434 ‫یورش به ساحتِ مقدس مردانگی 368 00:21:54,458 --> 00:21:56,976 ‫مادر خودم هم خودخواهانه ‫این بلا رو سرم آورد 369 00:21:57,000 --> 00:21:59,184 ‫من هم هر روزِ خدا، ‫به قلبِ سیاهش 370 00:21:59,208 --> 00:22:01,684 ‫لعن و نفرین می‌فرستم 371 00:22:01,708 --> 00:22:05,934 ‫نیازها و خواسته‌های خودش رو مقدم بر ‫خانواده‌ای دونست که خدا مقدر کرده بود 372 00:22:05,958 --> 00:22:07,166 ‫من کافی هستم! 373 00:22:07,750 --> 00:22:10,476 ‫خودم! 374 00:22:10,500 --> 00:22:14,416 ‫اما تو نه، هرزه‌ی تن‌فروشِ خودخواه 375 00:22:15,208 --> 00:22:16,767 ‫این کارِت با کتک‌زدنِ بچه فرقی نداره 376 00:22:16,791 --> 00:22:19,517 ‫بله، حکماً دریغ کردنِ غذا از اون طفل معصومـه 377 00:22:19,541 --> 00:22:22,434 ‫خانواده‌ای که پروردگار برات ‫مقدر دیده رو پس بزن 378 00:22:22,458 --> 00:22:26,291 ‫تا شاهدِ ذره‌ذره تلف شدنِ اون بچه ‫زیرِ بار این بلا باشی 379 00:22:29,208 --> 00:22:31,333 ‫این دیگه اسمش کلیسا نیست 380 00:22:32,291 --> 00:22:35,434 ‫حتی اگه از متعصب‌ترین آدم‌های روی این نیمکت‌ها هم بپرسی، 381 00:22:35,458 --> 00:22:38,184 ‫می‌بینی اصلاً هیچکدوم‌شون همچین اعتقاداتی ندارن 382 00:22:38,208 --> 00:22:41,017 ‫ویکز طبق معمول شروع کرده به زیاده‌روی و 383 00:22:41,041 --> 00:22:44,958 ‫هر دفعه هم دنبال اینـه که ‫یکی پا شه از کلیسا بره 384 00:22:46,458 --> 00:22:47,875 ‫حالا چرا؟ 385 00:22:48,458 --> 00:22:51,458 ‫چون وقتی طرف پا میشه بره، ‫همه‌ی نگاه‌ها خیره میشه به اون 386 00:22:52,041 --> 00:22:54,851 ‫حتی اگه در ظاهر اصلاً کار قابل‌قبولی نباشه، 387 00:22:54,875 --> 00:22:58,041 ،ولی توی باطن تاریک افراد حالت ارضای خاصی رو ایجاد می‌کنه 388 00:23:02,250 --> 00:23:05,666 ‫اگه رو نیمکت بمونی و جُم نخوری، ‫یعنی طرفت رو انتخاب کردی 389 00:23:06,916 --> 00:23:08,684 ‫طرفِ ویکز هستی 390 00:23:08,708 --> 00:23:11,767 ‫آستانه‌ی تحمل‌شون رو می‌سنجه، ‫به کثافت و پلیدی وجودشون متوسل میشه، 391 00:23:11,791 --> 00:23:13,851 ‫قلب‌شون رو تبدیل به سنگ و ‫در آخر هم نمک‌گیرشون می‌کنه 392 00:23:13,875 --> 00:23:17,333 ‫...یه ضربه‌ی دو امتیازی و تیم کابز جلو... 393 00:23:20,000 --> 00:23:22,642 ‫واسه همین هم من تصمیم گرفتم ‫نقطه‌ی مقابلش باشم 394 00:23:22,666 --> 00:23:26,101 ‫خب، همگی به اولین حلقه‌ی دعای پدر جاد خوش اومدید 395 00:23:26,125 --> 00:23:28,583 ‫از همتون ممنونم اومدید 396 00:23:29,250 --> 00:23:31,273 ‫دور هم جمع شدیم تا 397 00:23:31,298 --> 00:23:38,083 ‫دیوارهای بین خودمون با مسیح و همدیگه و ‫کلِ دنیا رو در هم بشکنیم 398 00:23:39,333 --> 00:23:40,958 ‫من که ۱۷ سالم بود، 399 00:23:41,458 --> 00:23:43,059 ‫بوکس کار می‌کردم و 400 00:23:43,083 --> 00:23:45,583 ‫توی رینگ... یکی دیگه رو به قتل رسوندم 401 00:23:47,458 --> 00:23:49,375 ‫دورتادورِ خودم دیوار کشیدم؛ 402 00:23:50,041 --> 00:23:52,833 ‫دیواری از خشم، اعتیاد و خشونت 403 00:23:54,333 --> 00:23:56,541 ‫تازه وقتی دلم قُرص شد که 404 00:23:57,125 --> 00:24:01,017 ‫دست از مبارزه برداشتم و با رویِ باز 405 00:24:01,041 --> 00:24:03,125 ‫بزرگ‌ترین گناهم رو به زبون آوردم 406 00:24:03,791 --> 00:24:06,208 ‫اون روز بود که دوباره به دستِ مسیح متولد شدم 407 00:24:06,958 --> 00:24:09,642 ‫چیزه... متحول... متحولم نکرد 408 00:24:09,666 --> 00:24:12,375 ‫بلکه هر روز بهم قوت قلب میده 409 00:24:13,958 --> 00:24:15,458 ‫منظور از روزی خداوند همینـه دیگه، نه؟ 410 00:24:16,958 --> 00:24:19,083 ‫به نظرم کلیسا باید ‫همچین مسلکی رو در پیش بگیره 411 00:24:20,000 --> 00:24:22,416 ‫دلم می‌خواد این کلیسا هم همین‌طوری باشه، هم برای من و 412 00:24:23,083 --> 00:24:24,500 ‫هم برای تک‌تکِ شما 413 00:24:29,166 --> 00:24:30,458 ‫خب... 414 00:24:33,625 --> 00:24:36,041 ‫مانسینیور ویکز نمیاد؟ 415 00:24:38,041 --> 00:24:39,666 ‫نه، ولی... 416 00:24:40,458 --> 00:24:41,517 ‫نه 417 00:24:41,541 --> 00:24:44,684 ‫گفتم دورِ هم جمع بشیم و ‫یکم دردِ دل کنیم... 418 00:24:44,708 --> 00:24:46,392 ‫می‌دونه الان اینجاییم دیگه؟ 419 00:24:46,416 --> 00:24:48,642 ‫حتماً، چرا که نه؟ خودم بهش میگم 420 00:24:48,666 --> 00:24:50,892 ‫چیزه... دوست داشتم دور هم حرف بزنیم... 421 00:24:50,916 --> 00:24:53,184 ‫بهش میگی؟ یعنی... قراره بهش بگی؟ 422 00:24:53,208 --> 00:24:56,625 ‫چرا از آینده حرف می‌زنی؟ ...‫یعنی هنوز هیچی بهش 423 00:24:57,250 --> 00:24:58,458 ‫نگفتی؟ 424 00:24:59,416 --> 00:25:00,892 ‫چرا بهش نگفتی خب؟ 425 00:25:00,916 --> 00:25:02,875 ‫- عجیبـه ‫- خیلی‌خب، دوستان 426 00:25:03,458 --> 00:25:06,601 ‫جمع شدیم دعا بخونیم. ‫قایمکی که نیومدیم کاری بکنیم. 427 00:25:06,625 --> 00:25:08,851 ‫- ولی جلسه‌ی دعاخونیِ مخفیـه ‫- نه 428 00:25:08,875 --> 00:25:10,642 ‫چرا، دقیقاً همینـه 429 00:25:10,666 --> 00:25:11,892 ‫همین الان به مانسینیور پیام دادم 430 00:25:11,916 --> 00:25:14,392 ‫عالیـه، پس دیگه چیزی مخفیانه نیست 431 00:25:14,416 --> 00:25:17,625 ‫حالا میشه برگردیم سراغ ‫بحث درباره‌ی شفقتِ مسیح و... 432 00:25:18,750 --> 00:25:21,226 ‫نوشته: «خدا به دور، چه غلطا!» 433 00:25:21,250 --> 00:25:23,517 ‫- وای ‫- من... من شرمنده‌ام، پدرجان 434 00:25:23,541 --> 00:25:27,601 ‫من اومدم چون فکر کردم جلسه‌ی رسمی کلیساست 435 00:25:27,625 --> 00:25:29,892 ‫البته «چه غلطا!» رو خودم گفتم 436 00:25:29,916 --> 00:25:31,517 ‫خیلی‌خب، ممنون، مارتا 437 00:25:31,541 --> 00:25:32,934 ‫جلسه‌ی رسمیـه دیگه، ورا 438 00:25:32,958 --> 00:25:34,851 ‫تو خودِ کلیساست. ‫من هم هستم. رسمیـه دیگه. 439 00:25:34,875 --> 00:25:36,226 ‫- آم... ‫- خدا به دور هم نگفت 440 00:25:36,250 --> 00:25:38,517 ‫- میشه... میشه پیامش رو ببینم؟ ‫- من دیگه باید برم 441 00:25:38,541 --> 00:25:39,601 ‫- باشه ‫- خداحافظ 442 00:25:39,625 --> 00:25:41,559 ‫- ممنونم. سایروس؟ ‫- بله 443 00:25:41,583 --> 00:25:42,517 ‫عجب 444 00:25:42,541 --> 00:25:44,875 ‫شرمنده، پدر. دلم نمی‌خواد عصبانیش کنم 445 00:25:45,583 --> 00:25:47,142 ‫خسته نباشی، داداش 446 00:25:47,166 --> 00:25:48,184 ‫ممنون، دکترجون 447 00:25:48,208 --> 00:25:50,684 ‫یحتمل فردا پُستش کنم. ‫میشه تگت کنم؟ 448 00:25:50,708 --> 00:25:51,934 ‫ممنون میشم نکنی 449 00:25:51,958 --> 00:25:53,101 ‫حالا احتمالاً بکنم 450 00:25:53,125 --> 00:25:54,166 ‫می‌دونم 451 00:25:56,625 --> 00:26:00,434 ‫متأسفم که نیمچه‌کودتات ‫تو نطفه خفه شد، پدرجان 452 00:26:00,458 --> 00:26:02,101 کودتا؟ مارتا، شوخیت گرفته؟ 453 00:26:02,125 --> 00:26:05,601 ‫ما اگه بخوایم دعا بخونیم یا ‫بارِ گناهی رو از روی دوشمون برداریم، 454 00:26:05,625 --> 00:26:08,059 ‫میریم پیشِ مانسینیور ویکز 455 00:26:08,083 --> 00:26:10,976 ‫جدی؟ آخه از قیافه‌هاتون مشخصـه ‫از سایه‌اش هم وحشت دارید 456 00:26:11,000 --> 00:26:14,059 ‫جرئت داری با پای خودت بری توی اون کلیسا و 457 00:26:14,083 --> 00:26:17,351 ‫بدون ترس‌ولرز بدترین گناهت رو ‫پیشِ ویکز اعتراف کنی، مارتا؟ 458 00:26:17,375 --> 00:26:20,809 ‫چون... اگه اینجوری نباشه، اینجا فقط در ظاهر کلیسا محسوب میشه 459 00:26:20,833 --> 00:26:23,309 ‫چرا، می‌تونم 460 00:26:23,333 --> 00:26:24,416 ‫خب، 461 00:26:25,625 --> 00:26:27,041 ‫خوبـه! 462 00:26:59,583 --> 00:27:03,416 ‫هفته‌ی مقدس، همون هفته‌ای که ‫با مراسمات خاصش به عید پاک ختم میشه 463 00:27:04,375 --> 00:27:07,267 ‫توی عید شعانین بود که دیگه زدم به سیم آخر 464 00:27:07,291 --> 00:27:10,500 ‫دیگه اینکه... این هفته دوبار زیرِ دوش 465 00:27:11,333 --> 00:27:14,791 ‫همون کاری رو کردم که گفتم ‫دستم رو اون‌وَری می‌گیرم 466 00:27:16,041 --> 00:27:18,458 ‫پنج بار دعای ربّانی و پنج بار هم سلام بر مریم 467 00:27:19,791 --> 00:27:22,250 ‫خب، نُه ماهـه که اینجایی، جاد 468 00:27:23,791 --> 00:27:28,583 ‫اینجا بهت خوش می‌گذره؟ ‫تونستی اون دیوارها رو در هم بشکنی؟ 469 00:27:32,250 --> 00:27:36,125 ‫پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام. ‫آخرین بار هفته‌ی پیش اعتراف کردم. 470 00:27:40,208 --> 00:27:42,833 ‫به حریم خصوصی یه کشیش دیگه تجاوز کردم 471 00:27:44,041 --> 00:27:47,458 ‫می‌دونم مارتا پرونده‌های پزشکیش رو ‫توی دفتر بایگانی می‌کنه، برای همین... 472 00:27:48,416 --> 00:27:49,625 همه رو گشتم 473 00:27:50,666 --> 00:27:53,434 ‫فهمیدم که پنج سالِ پیش ‫پروستاتت رو عمل کردی و کلاً برداشتیش، 474 00:27:53,458 --> 00:27:56,708 ‫این یعنی دیگه قابلیت نعوظ نداری 475 00:27:59,166 --> 00:28:01,583 من تحمل این بازی‌هات رو دارم 476 00:28:02,125 --> 00:28:05,767 ‫تو این نُه ماه دیدم چطوری مُریدهات رو ‫عین گوسفند این‌طرف و اون‌طرف می‌کِشونی 477 00:28:05,791 --> 00:28:07,184 ‫اصلاً هم نمی‌پسندمش 478 00:28:07,208 --> 00:28:08,351 ‫نمی‌پسندی؟ 479 00:28:08,375 --> 00:28:10,267 ‫نه، مانسینیور. نمی‌پسندم 480 00:28:10,291 --> 00:28:11,559 ‫مثلاً نَت شارپ 481 00:28:11,583 --> 00:28:14,851 ‫اون بنده‌ی خدا باید بخشش پیشه کنه و ‫بچسبه به زندگیش 482 00:28:14,875 --> 00:28:17,851 ‫محبتِ مسیح باید براش حکم بالِ پرواز رو داشته باشه، ولی در عوض 483 00:28:17,875 --> 00:28:19,642 ‫هر روز بیشتر از دیروز 484 00:28:19,666 --> 00:28:22,934 ‫نسبت به زنِ سابقش و کلاً زن‌جماعت 485 00:28:22,958 --> 00:28:23,958 ‫کینه‌ای‌تر و زخم‌خورده‌تر میشه 486 00:28:24,916 --> 00:28:28,309 ‫خیلی بده. بعد لی مثلاً نویسنده‌ست 487 00:28:28,333 --> 00:28:31,892 ‫انگار این استعدادش شده بلای جون خودش 488 00:28:31,916 --> 00:28:34,851 ‫وردِ زبونش شده: ‫«دنیا کمر بسته به نابودیِ من» 489 00:28:34,875 --> 00:28:38,184 ‫انگار نه انگار که یه زمانی باهوش و بامزه بود و ‫همه قبولش داشتن 490 00:28:38,208 --> 00:28:43,851 ‫الان عملاً رد داده و همیشه شاکیـه و بدبین 491 00:28:43,875 --> 00:28:46,916 ‫اصلاً خبر داشتی دورتادورِ خونه‌اش خندق کَنده؟ 492 00:28:47,500 --> 00:28:48,500 ‫واقعاً؟ 493 00:28:49,500 --> 00:28:52,333 ‫می‌دونم بیشتر جنبه‌ی نمادین داره، ولی آره 494 00:28:53,125 --> 00:28:55,184 ‫سیمونِ بیچاره رو بگو. ‫شرمنده، مانسینیور، 495 00:28:55,208 --> 00:28:57,476 ‫ولی متأسفانه داری ازش سوءاستفاده می‌کنی 496 00:28:57,500 --> 00:28:59,333 ‫اعداد و ارقام کمک‌های مالی رو دیدم 497 00:29:00,000 --> 00:29:02,184 ‫می‌دونم چقدر پول میده و ‫طی چند ماه گذشته، 498 00:29:02,208 --> 00:29:03,976 ‫عملاً تمام و کمال خرج اینجا رو اون داده 499 00:29:04,000 --> 00:29:07,767 ‫ضمناً بله، من هم مُنکر معجزه‌ی مسیح نمیشم 500 00:29:07,791 --> 00:29:09,791 ‫ولی چیزی که شما داری به خوردش میدی، ‫چیز دیگه‌ست 501 00:29:11,000 --> 00:29:13,267 ‫عملاً معامله‌ست، ‫معامله‌ای که تو واسطه‌اش هستی 502 00:29:13,291 --> 00:29:15,625 وای به حالت اگه بفهمه از تو هم رَکَب خورده 503 00:29:16,208 --> 00:29:17,934 وای به حالم. دیگه؟ 504 00:29:17,958 --> 00:29:20,267 ‫بله، معلومـه که آره. سای دریون 505 00:29:20,291 --> 00:29:23,726 ‫نگرانِ این کارهایی که تو یوتیوب می‌کنه نیستی؟ 506 00:29:23,750 --> 00:29:26,226 ‫هر هفته، یه تیکه‌هایی از خطبه‌هات پشتِ منبر رو برمی‌داره و 507 00:29:26,250 --> 00:29:30,809 ‫می‌چسبونه به اراجیفِ سیاسیِ خودش. ‫رسماً داره از اعتبارِ تو سوءاستفاده می‌کنه و حقیقتاً، 508 00:29:30,833 --> 00:29:33,416 ‫به نظرم داره وجهه‌ی کلیسا رو خراب می‌کنه 509 00:29:34,666 --> 00:29:38,333 ‫اصلاً یادت میاد آخرین بار کِی یه تازه‌وارد ‫اومد اینجا و موندگار شد؟ 510 00:29:38,958 --> 00:29:40,333 ‫خبرش پیچیده 511 00:29:40,916 --> 00:29:42,976 ‫هر هفته برنامه فقط همینـه 512 00:29:43,000 --> 00:29:45,059 ‫شُدید عین یه غدّه‌ی بدخیم دورِ هم و 513 00:29:45,083 --> 00:29:49,375 ‫انگار عمداً داری اونا رو ‫توی جهل و ترس نگه می‌داری 514 00:29:50,333 --> 00:29:52,101 ‫مسیح همچین شبانی بود برای اُمتش؟ 515 00:29:52,125 --> 00:29:54,250 ‫رسالتِ ما اینـه واقعاً؟ 516 00:30:02,791 --> 00:30:06,517 ‫الان عصبانی هستی. حق هم داری 517 00:30:06,541 --> 00:30:08,934 ‫اگه نباشی نگران‌کننده‌ست. ‫اونوقت می‌فهمیدم آبی ازت گرم نمیشه و 518 00:30:08,958 --> 00:30:11,000 ‫هی می‌زدم تو سرت 519 00:30:11,791 --> 00:30:14,226 من حکم دنیا رو دارم، تو هم کلیسا 520 00:30:14,250 --> 00:30:17,125 ‫همونجا بمون. تکون نخور. بمون 521 00:30:18,500 --> 00:30:21,958 ‫آها، باریکلا. خودشـه 522 00:30:22,541 --> 00:30:26,625 ‫خشم. خشم به ما جرئتِ جنگیدن میده. ‫اینطوری سنگرهای ازدست‌رفته‌مون رو پس می‌گیریم. 523 00:30:27,208 --> 00:30:29,375 ‫ما خیلی جاها هم سنگر خالی کردیم 524 00:30:29,958 --> 00:30:31,142 ‫حالا هم ترس برِت داشته 525 00:30:31,166 --> 00:30:34,041 ‫نگاه کن، اون خوی وحشی‌گریت داره برمی‌گرده. آفرین! 526 00:30:34,875 --> 00:30:37,392 ‫می‌ترسی باز بزنم تو سر و کله‌ات 527 00:30:37,416 --> 00:30:40,750 ‫از خودت دفاع می‌کنی 528 00:30:43,125 --> 00:30:46,541 ‫چون دنیا کمر بسته به نابودیِ ما 529 00:30:47,500 --> 00:30:51,392 ‫این محبت و شفقتی که تو ازش دَم می‌زنی، ‫به جون خریدنِ حقارتـه 530 00:30:51,416 --> 00:30:54,476 ‫این یعنی همراه شدن با موجِ دنیای مدرن؛ 531 00:30:54,500 --> 00:30:56,767 ‫بلکه مبادا یه‌وقت ‫به این دنیای غرقِ لجن توهین بشه 532 00:30:56,791 --> 00:31:00,041 ‫غافل از اینکه دارن تیشه می‌زنن به ریشه‌مون 533 00:31:00,708 --> 00:31:05,125 ‫پتیاره‌های مارکسیستِ فمینیست. ‫یواش‌یواش نابودمون می‌کنن. 534 00:31:07,208 --> 00:31:10,416 ‫ولی من شونه خالی نمی‌کنم. ‫یه‌تنه سنگر رو حفظ می‌کنم. 535 00:31:12,458 --> 00:31:13,541 ‫تو چی؟ 536 00:31:14,750 --> 00:31:17,166 ‫آلبانی‌زاده‌ی لوسِ نُنُر؟ 537 00:31:19,666 --> 00:31:21,291 ‫رگِ غیرتت باد نمی‌کنه؟ 538 00:31:22,375 --> 00:31:23,750 ‫سینه سپر نمی‌کنی؟ 539 00:31:32,083 --> 00:31:34,083 ‫تو داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی 540 00:31:35,250 --> 00:31:37,666 ‫من هم هر کاری از دستم بر بیاد ‫برای نجاتش انجام میدم 541 00:31:39,458 --> 00:31:41,291 ‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون 542 00:31:44,500 --> 00:31:46,916 ‫پنج بار دعای ربّانی، پنج بار سلام بر مریم 543 00:32:07,781 --> 00:32:10,234 مسیح مقدس، تو از من قطع امید نکردی 544 00:32:10,259 --> 00:32:12,509 من هم از این کلیسا قطع امید نمی‌کنم 545 00:32:14,916 --> 00:32:17,353 ولی اون یه قدم از من جلوتر بود 546 00:32:17,720 --> 00:32:20,137 جلسه‌ی دعاخوانیِ پدر جاد؟ 547 00:32:20,747 --> 00:32:22,351 من این کلیسا رو سرپا نگه داشتم 548 00:32:22,375 --> 00:32:24,142 با حقیقت الهی مستحکمش کردم 549 00:32:24,166 --> 00:32:28,867 حالا می‌بینم که از سمتِ پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛ 550 00:32:28,892 --> 00:32:33,491 اختیار، ایمان و خود زندگیم زیر سؤال رفته 551 00:32:35,285 --> 00:32:36,368 !برو بیرون 552 00:32:40,391 --> 00:32:42,076 آخرین حرکتِ ویکز 553 00:32:42,101 --> 00:32:43,934 جنگِ رو در رو علیه من 554 00:32:46,500 --> 00:32:48,166 حسابی مست کردم 555 00:32:48,750 --> 00:32:51,642 دنیا یه گرگـه. شیطانِ پست 556 00:32:51,666 --> 00:32:53,291 گرگِ شیطان‌صفت 557 00:32:53,791 --> 00:32:55,208 تو یه گرگ شیطان‌صفتی 558 00:32:56,000 --> 00:32:57,208 گندش بزنن 559 00:32:57,708 --> 00:33:01,309 ...نیکولای، شرمنده. این چیزه رو - نه، نه، نه. غصه‌شو نخور - 560 00:33:01,333 --> 00:33:03,809 دست‌خالی شکستم - این لامپ‌ها آشغالن. ارزش ندارن - 561 00:33:03,833 --> 00:33:06,101 یالا. میگم، می‌تونی پشت فرمون بشینی؟ - آره - 562 00:33:06,126 --> 00:33:07,126 مطمئنی؟ 563 00:33:07,150 --> 00:33:09,791 « مِیخونه‌ی ایل دیاولو » 564 00:33:22,708 --> 00:33:23,833 !آهای 565 00:33:26,625 --> 00:33:27,892 کی هستی؟ 566 00:33:27,916 --> 00:33:28,916 لعنتی 567 00:33:30,333 --> 00:33:32,458 این شد که رسیدیم به جمعه‌ی نیک 568 00:33:34,625 --> 00:33:36,059 برو که رفتیم 569 00:33:36,083 --> 00:33:38,639 مراسم ساعت ۳ بعد از ظهر بود 570 00:33:39,203 --> 00:33:40,764 همون همیشگی‌ها اومده بودن 571 00:33:41,309 --> 00:33:43,660 جو سنگین و عجیب و غریبی حاکم بود 572 00:33:43,801 --> 00:33:46,644 ،یادم نیست خطبه چی بود ولی به نظر با همیشه فرق داشت 573 00:33:47,507 --> 00:33:49,882 خشمش مثل قبلاً سنجیده نبود 574 00:33:50,855 --> 00:33:52,371 کنترلش رو از دست داده بود 575 00:33:57,708 --> 00:34:00,043 طبق معمول، ویکز بعد از خطبه 576 00:34:00,068 --> 00:34:05,316 از نظر روحی و جسمی بی‌رمق شده بود و نیاز به زمان داشت تا تجدید قوا کنه 577 00:34:06,708 --> 00:34:09,987 تو اتاقکِ کنار عبادتگاه قایم می‌شد تا 578 00:34:10,012 --> 00:34:12,132 از دید بقیه دور بمونه 579 00:34:13,184 --> 00:34:16,351 ،اون خودش رو جمع و جور می‌کرد من هم مراسم رو تا زمانی که 580 00:34:16,375 --> 00:34:19,855 حس کنه آماده‌ست تا برگرده و کنترل رو به دست بگیره ادامه می‌دادم 581 00:34:19,879 --> 00:34:22,734 ♪ بنگرید چوب صلیب را ♪ 582 00:34:22,759 --> 00:34:25,976 ♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪ 583 00:34:34,528 --> 00:34:35,778 مانسینیور؟ 584 00:34:50,587 --> 00:34:51,671 چی شده؟ 585 00:34:53,199 --> 00:34:54,410 جفرسون؟ 586 00:35:16,629 --> 00:35:17,629 جاد 587 00:35:20,719 --> 00:35:22,214 یه چیزی تو کمرشـه 588 00:35:22,308 --> 00:35:24,034 وایسا. دست نزن 589 00:35:24,500 --> 00:35:26,245 به هیچی...دست نزن 590 00:35:44,458 --> 00:35:46,642 !ابلیس! ابلیس اون رو کُشته 591 00:35:46,666 --> 00:35:48,226 ...ابلیس...شیطان - مارتا - 592 00:35:48,250 --> 00:35:49,892 !اون رو کُشته - نه - 593 00:35:49,916 --> 00:35:53,378 مارتا! خواهش می‌کنم 594 00:36:29,664 --> 00:36:32,247 آمبولانس پنج دقیقه‌ای اومد 595 00:36:34,458 --> 00:36:36,583 همونجا مرگش رو اعلام کردن 596 00:36:37,405 --> 00:36:41,090 ،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه پلیس تازه رسیده بود 597 00:36:41,115 --> 00:36:43,892 شیطان نمی‌تونه اون مرد رو بگیره 598 00:36:43,916 --> 00:36:47,089 به خواست خدای بزرگ دوباره برمی‌خیزه 599 00:36:47,740 --> 00:36:50,642 همچین اتفاقی توی یه شهر کوچیک غیرطبیعی بود 600 00:36:50,666 --> 00:36:54,842 ،جرالدینِ بیچاره هم، رئیس‌پلیس شهر دستش لای پوست گردو بود 601 00:36:54,867 --> 00:36:56,544 خدای بزرگ 602 00:36:57,586 --> 00:37:01,060 تمام شنبه رو ازم بازجویی کرد 603 00:37:01,249 --> 00:37:04,016 ...تا اینکه - تو تنها کسی بودی که - 604 00:37:04,041 --> 00:37:06,495 زمان مرگش، با مانسینیور توی محراب بودی 605 00:37:07,041 --> 00:37:09,226 اون کله‌ی گرگ که به آلت‌قتاله وصل بود هم 606 00:37:09,250 --> 00:37:10,666 قبلاً دست تو بوده 607 00:37:12,283 --> 00:37:15,017 تنها کسی که توی اون کلیسا ازش متنفر بود هم تو بودی 608 00:37:15,041 --> 00:37:16,934 من...از هیچکس متنفر نیستم 609 00:37:17,122 --> 00:37:22,572 ولی عملاً امکان نداره ...کار هیچکس بوده باشه، پس 610 00:37:23,750 --> 00:37:26,833 نمی‌دونم قضیه از چه قراره 611 00:37:31,250 --> 00:37:34,309 خیلی‌خب. پدر، برو یکم استراحت کن 612 00:37:34,333 --> 00:37:37,808 ولی قبل از اینکه از اینجا بری بذار بهت هشدار بدم، ملت پشت سرت حرف می‌زنن 613 00:37:37,833 --> 00:37:40,392 سای دریون امروز صبح این ویدئو رو گذاشت تو کانال یوتیوبش 614 00:37:40,416 --> 00:37:42,601 این کلیسا رو مسموم می‌کنی... 615 00:37:42,625 --> 00:37:45,080 من هم هر کاری از دستم بر بیاد برای نجاتش انجام میدم 616 00:37:45,291 --> 00:37:49,125 ‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون 617 00:37:50,958 --> 00:37:53,541 بقیه هم منتشرش کردن 618 00:37:54,833 --> 00:37:56,095 کم هم نبوده 619 00:37:58,208 --> 00:38:01,708 « رئیس پلیس بخش، جرالدین اسکات » 620 00:38:31,208 --> 00:38:35,895 ...دو دقیقه گوشیم رو روشن کردم و اشتباه بزرگی بود 621 00:38:36,090 --> 00:38:40,148 سیل پیام‌هایی رو دیدم که برای کشیش قاتل فرستاده بودن 622 00:38:41,875 --> 00:38:45,872 ولی من به بازداشت و خلع کسوت فکر نمی‌کردم 623 00:38:46,083 --> 00:38:50,059 به این فکر می‌کردم که ویکز برنده شده 624 00:38:51,125 --> 00:38:54,584 چون اون قسمت از روحم که ...نمی‌تونست به مسیح دروغ بگه 625 00:38:54,609 --> 00:38:57,578 ...یا به خودم، یا به شما 626 00:39:00,333 --> 00:39:03,416 خوشحال بود که اون پیرمرد خرفت مُرده 627 00:39:11,791 --> 00:39:12,875 عیسی مسیح 628 00:39:13,708 --> 00:39:16,291 کمکم کن 629 00:39:17,380 --> 00:39:20,406 لطفاً راهنمایی‌ام کن تا این وضعیت رو پشت سر بذارم 630 00:39:24,166 --> 00:39:25,666 سلام؟ 631 00:39:29,416 --> 00:39:31,552 ...ببخشید. آم 632 00:39:32,500 --> 00:39:33,916 کلیسا بازه؟ 633 00:39:35,150 --> 00:39:36,234 همیشه بازه 634 00:39:36,957 --> 00:39:38,165 حالتون خوبـه؟ 635 00:39:39,000 --> 00:39:41,500 آره. ببخشید 636 00:39:42,875 --> 00:39:47,851 خبری از مراسم عید پاک نیست. شرمنده - ...من - 637 00:39:47,875 --> 00:39:51,601 خوش اومدید. بفرمایید. بفرمایید - ممنون. ممنون - 638 00:39:51,625 --> 00:39:56,041 نمی‌خوام مزاحم انجام وظایف کشیشی‌تون بشم، خب؟ 639 00:39:58,416 --> 00:40:01,386 خب...چه کلیسای قشنگیـه 640 00:40:01,411 --> 00:40:02,476 دقیقاً 641 00:40:02,501 --> 00:40:06,710 وقتی اینجا باشی سختـه که حضورش رو حس نکنی 642 00:40:07,000 --> 00:40:08,083 حضور کی رو؟ 643 00:40:09,041 --> 00:40:12,142 آها، خدا...آره 644 00:40:12,166 --> 00:40:13,809 آره - کاتولیک نیستید - 645 00:40:13,833 --> 00:40:16,000 نه، اصلاً نیستم، نوچ 646 00:40:16,875 --> 00:40:18,291 با افتخار مرتد هستم 647 00:40:19,250 --> 00:40:21,517 جلوی محرابِ عقل زانو می‌زنم 648 00:40:21,541 --> 00:40:24,500 صحیح. پدر و مادرتون به خدا ایمان نداشتن؟ 649 00:40:25,250 --> 00:40:28,017 ...مادرم خیلی 650 00:40:28,041 --> 00:40:31,208 مذهبیـه...یعنی بود 651 00:40:32,583 --> 00:40:34,416 رابطه‌تون صمیمی بود؟ - نه - 652 00:40:35,250 --> 00:40:39,184 ...بچه که بودم، ما، آم...چیزه 653 00:40:39,208 --> 00:40:41,267 پیچیده‌ست. خانواده همینـه دیگه - پیچیده‌ست - 654 00:40:41,291 --> 00:40:42,708 آره. درستـه 655 00:40:47,986 --> 00:40:50,005 اینکه الان اینجایی چه حسی بهت میده؟ 656 00:40:52,791 --> 00:40:54,625 چه حسی بهم میده؟ 657 00:40:59,208 --> 00:41:00,467 راستشو بگم؟ 658 00:41:00,492 --> 00:41:01,575 صد البته 659 00:41:03,541 --> 00:41:05,982 خب، معماریش برام جالبـه 660 00:41:06,375 --> 00:41:09,642 می‌فهمم که می‌خواستن فضاش 661 00:41:09,666 --> 00:41:13,375 یه حس و حال باشکوه و رازآلودگونه داشته باشه 662 00:41:15,750 --> 00:41:20,958 اما انگار یکی داره داستانی برام تعریف می‌کنه که تو کَتم نمیره 663 00:41:21,833 --> 00:41:25,643 زیربناش یه وعده‌ی توخالیـه و شاکله‌اش 664 00:41:25,668 --> 00:41:30,309 بدجنسی، زن‌ستیزی و همجنس‌گراهراسیـه 665 00:41:30,333 --> 00:41:34,745 مثل یه قصه‌ی بچه‌گانه که خشونت و ظلم بی‌حد و حصرش رو توجیه می‌کنه و 666 00:41:34,770 --> 00:41:37,659 در عین حال کارهای شرم‌آورش رو 667 00:41:37,684 --> 00:41:39,854 پنهون نگه می‌داره 668 00:41:39,879 --> 00:41:42,033 پس مثل قاطر کله‌شقی که ،می‌خواد واکنش نشون بده 669 00:41:42,058 --> 00:41:46,174 می‌خوام مو رو از ماست بکِشم بیرون و حباب این باورهای واهی‌اش رو بترکونم و 670 00:41:46,199 --> 00:41:50,730 پرده از حقیقتی بردارم که قابل‌هضم باشه 671 00:41:57,829 --> 00:42:03,462 ولی جزئیاتِ کار شده روی ...تیرچه‌ها با ظرافت خاصی انجام شده. چیزه 672 00:42:04,500 --> 00:42:07,392 ببین...اگه می‌خوای منو بندازی بیرون، راحت باش 673 00:42:07,416 --> 00:42:08,500 نه، نه 674 00:42:09,958 --> 00:42:11,984 حرفت رو رک و راست می‌زنی، خیلی خوبـه 675 00:42:12,009 --> 00:42:15,226 گفتنِ حقیقت بعضی وقتا خیلی حال میده 676 00:42:15,250 --> 00:42:19,276 گمون نکنم همیشه بتونی با اعضای کلیسات صادق باشی 677 00:42:19,301 --> 00:42:22,754 ،همیشه می‌تونی صادق باشی فقط کافیـه اون بخشش که دروغـه رو نگی 678 00:42:23,093 --> 00:42:24,968 آره 679 00:42:26,125 --> 00:42:28,769 درست میگی. داستان پشتشـه 680 00:42:29,510 --> 00:42:33,433 .این کلیسا هم برای قرون وسطی نیست .ناسلامتی وسط نیویورک‌ایم 681 00:42:33,708 --> 00:42:35,892 سبک نئوگوتیک قرن نوزدهمـه 682 00:42:35,916 --> 00:42:38,517 ...بیشتر شبیه دیزنی‌لنده تا نوتردام و 683 00:42:38,541 --> 00:42:41,400 ...مراسم‌ها، آیین‌ها و 684 00:42:42,031 --> 00:42:43,656 لباس‌ها، همش 685 00:42:44,527 --> 00:42:45,944 داستان پشتشـه 686 00:42:47,333 --> 00:42:48,416 حق با توئـه 687 00:42:51,291 --> 00:42:52,916 گمونم سؤال اصلی اینـه که 688 00:42:54,625 --> 00:42:57,379 این داستان‌ها سعی دارن دروغ به خوردمون بدن؟ 689 00:42:58,625 --> 00:43:03,012 یا با حقیقتی عمیق‌تر توی دل خودمون هم‌راستا هستن؟ 690 00:43:05,458 --> 00:43:08,557 ...که راه دیگه‌ای برای بیان‌شون نداریم 691 00:43:10,447 --> 00:43:11,864 جز داستان‌سرایی 692 00:43:15,125 --> 00:43:17,333 گل گفتی. پدر 693 00:43:25,833 --> 00:43:27,426 جوون - ببخشید - 694 00:43:28,416 --> 00:43:29,625 ...فقط 695 00:43:30,875 --> 00:43:33,291 ،دوباره حس کردم کشیش هستم 696 00:43:33,916 --> 00:43:36,041 ،ولی باید باهاش خداحافظی کنم 697 00:43:37,000 --> 00:43:39,601 ...هدفم رو از دست میدم و می‌ترسم 698 00:43:39,625 --> 00:43:42,184 نمی‌دونم چطوری باید ادامه بدم 699 00:43:42,208 --> 00:43:43,291 !بلانک 700 00:43:44,041 --> 00:43:46,789 ...هی! پیداش کردی! اون 701 00:43:55,208 --> 00:43:56,267 تو کی هستی؟ 702 00:43:56,291 --> 00:43:57,976 احتمالاً بهتر بود اول خودم رو معرفی می‌کردم 703 00:43:58,000 --> 00:44:00,142 بنده بنوا بلانک هستم. کارآگاه 704 00:44:00,166 --> 00:44:03,789 قتل جفرسون ویکز توجهم رو جلب کرده 705 00:44:04,958 --> 00:44:06,851 کارآگاهی، پس با پلیس کار می‌کنی؟ 706 00:44:06,875 --> 00:44:09,142 نه، نه. من کارآگاه خصوصی‌ام 707 00:44:09,166 --> 00:44:12,250 همه خیال می‌کنن من کُشتمش. کار من نبوده 708 00:44:12,833 --> 00:44:14,934 ،ولی ته دلم شاید نیتش رو داشتم 709 00:44:14,958 --> 00:44:17,517 مرگش هم مثل معجزه بود 710 00:44:17,541 --> 00:44:18,541 ...درضمن 711 00:44:19,041 --> 00:44:21,997 نمی‌دونم. مغزم درست کار نمی‌کنه. نمی‌دونم 712 00:44:22,708 --> 00:44:24,708 اجازه میدی بهت کمک کنم؟ 713 00:44:27,041 --> 00:44:28,184 چی؟ 714 00:44:28,208 --> 00:44:31,017 لب‌هات از کم‌آبی خشک شده 715 00:44:31,041 --> 00:44:32,458 کل شب رو نخوابیدی 716 00:44:33,041 --> 00:44:34,476 از پارچه‌ی شلوارت معلومـه که 717 00:44:34,500 --> 00:44:37,333 بیرون داشتی دعا می‌کردی 718 00:44:38,083 --> 00:44:42,020 کسی که جلوی منـه ،یه آدم گناهکار در عذاب نیست 719 00:44:42,250 --> 00:44:45,458 بلکه یه آدم بی‌گناهـه که عذاب‌وجدان وجودشو فرا گرفته 720 00:44:47,083 --> 00:44:48,372 بذار کمکت کنم 721 00:44:48,637 --> 00:44:49,767 چطوری؟ 722 00:44:49,791 --> 00:44:51,708 جامه‌ی معجزه به این قتل پوشوندن 723 00:44:52,208 --> 00:44:55,625 ولی صرفاً یه قتلـه، کار من هم پیدا کردن قاتلـه 724 00:44:57,500 --> 00:45:00,421 ...صبر کن...تو همونی هستی که 725 00:45:00,500 --> 00:45:02,609 توی کنتاکی دربی، قاتل رو 726 00:45:02,634 --> 00:45:05,309 با دوربینِ پایان‌نما گیر انداختی؟ - آره - 727 00:45:05,333 --> 00:45:06,416 ...پس تو 728 00:45:07,250 --> 00:45:08,517 توی برنامه‌ی «ویو» بودی 729 00:45:08,541 --> 00:45:10,226 آره - اینجا چیکار می‌کنی؟ - 730 00:45:10,250 --> 00:45:12,632 می‌خوام سریع جریان جمعه‌ی نیک و 731 00:45:12,657 --> 00:45:17,671 اتفاقاتِ اینجا توی کلیسای بانوی همیشه بردبار» رو برام تعریف کنی» 732 00:45:17,708 --> 00:45:20,642 جرالدین لطف کرده و بهم اجازه داده 733 00:45:20,666 --> 00:45:24,750 ،اگه امروز وقت داری بیا تو تحقیقاتم بهم کمک کن 734 00:45:25,156 --> 00:45:28,601 بیا بریم جسد رو ببینیم، صحنه‌ی جرم رو بررسی کنیم، ببینیم آلت قتاله از کجا اومده 735 00:45:28,625 --> 00:45:32,312 کمک خیلی بزرگی بهم می‌کنی 736 00:45:33,962 --> 00:45:35,171 جسد؟ 737 00:45:41,251 --> 00:45:44,578 .خب، نظرم عوض شد .اشتباه کردم اومدم 738 00:45:44,708 --> 00:45:47,392 ،بلانک، روش‌هات رو زیر سؤال نمی‌برم ولی باهاش موافقم 739 00:45:47,416 --> 00:45:51,559 نه، نه. می‌خوام یه تصویر دقیق و علمی از اتفاقی که افتاده تو ذهنت شکل بگیره 740 00:45:51,583 --> 00:45:55,726 تا به ویکز به چشم همون چیزی که هست نگاه کنی، یه جسد. یه جسم توخالی 741 00:45:55,750 --> 00:45:59,267 نه اون هیولای افسانه‌ای که توی ذهنت ازش ساختی، صرفاً گوشت و خونِ عادی 742 00:45:59,291 --> 00:46:01,767 کُشته شده توسط یه زخم به وسیله‌ی چاقو که می‌تونیم بررسیش کنیم 743 00:46:01,791 --> 00:46:04,541 صرفاً...گوشت و خون 744 00:46:05,208 --> 00:46:06,559 گوشت و خون، آره 745 00:46:06,583 --> 00:46:09,250 آره، ببین چقدر می‌لرزه 746 00:46:09,833 --> 00:46:12,041 آره. نگاش کن - لطفاً تمومش کن - 747 00:46:13,125 --> 00:46:15,851 تمی، میشه بچرخونیش؟ 748 00:46:15,875 --> 00:46:17,416 عینهو پنکیک. آره 749 00:46:21,958 --> 00:46:23,583 یک، دو، سه 750 00:46:24,708 --> 00:46:27,416 « سردخانه » 751 00:46:29,500 --> 00:46:32,684 هی! هی - نه، نه، نه. اینجا جای من نیست - 752 00:46:32,708 --> 00:46:35,142 .من نباید اینجا باشم .نمی‌دونم اصلاً چرا من رو آوردی 753 00:46:35,166 --> 00:46:36,208 ...من نمـ - !آهای - 754 00:46:37,416 --> 00:46:38,892 ،اگه دنبال رستگاری هستی 755 00:46:38,916 --> 00:46:42,434 ،اگه می‌خوای دوباره کشیش بشی پس باید پا به پام بیای 756 00:46:42,458 --> 00:46:46,184 .قاتل واقعی اون بیرونـه ...باید پیداش کنیم، به صلیب بکِشیمش، من 757 00:46:46,208 --> 00:46:47,316 ببخشید 758 00:46:47,341 --> 00:46:50,101 منظورم اینـه بگیریمش و زندگیتو پس بگیریم 759 00:46:50,125 --> 00:46:51,333 پدر 760 00:46:52,083 --> 00:46:54,476 بگو که شرایط رو درک می‌کنی 761 00:46:54,500 --> 00:46:57,857 رفاقتی دور هم جمع نشدیم تا پرونده رو حل کنیم 762 00:46:57,882 --> 00:46:59,567 همچنان مظنونی 763 00:46:59,592 --> 00:47:04,037 حرفم اینـه لازم نیست بدون وکیل اینجا باشی، فهمیدی؟ 764 00:47:05,583 --> 00:47:08,333 من نکُشتمش 765 00:47:09,347 --> 00:47:11,097 ،اگه بتونم تو پیدا کردن قاتلش کمک کنم 766 00:47:11,122 --> 00:47:14,789 پس هستم، آره. بریم پیداش کنیم، آره 767 00:47:14,814 --> 00:47:16,023 خیلی‌خب 768 00:47:16,625 --> 00:47:17,892 جسد 769 00:47:17,916 --> 00:47:19,559 بعدش آلت قتاله 770 00:47:19,583 --> 00:47:21,222 بعدش هم صحنه‌ی جرم 771 00:47:21,958 --> 00:47:23,487 نزدیک من بمون 772 00:47:30,125 --> 00:47:32,809 دروغ چرا؟ اصلاً از شیطان خوشم نمیاد 773 00:47:32,833 --> 00:47:36,976 ،ایل دیاولو باکلاسـه ایتالیاییـه، قشنگـه، می‌دونید؟ 774 00:47:37,000 --> 00:47:39,184 ،بعد زنم رفت تابلوی شیطان خرید 775 00:47:39,208 --> 00:47:41,184 ،پشت‌بندش لامپ‌های شیطانی خرید 776 00:47:41,208 --> 00:47:45,374 کم‌کم ملت با خودشون گفتن: «هر چی با طرحِ «شیطان پیدا کردید برای مِیخونه‌اش بخرید. دوست داره 777 00:47:45,399 --> 00:47:48,559 اینجوری شد که اینجا پُر شد از چیزای شیطانی مختلف 778 00:47:48,583 --> 00:47:51,017 ولی این...خودشـه، نه؟ - آره - 779 00:47:51,041 --> 00:47:52,226 آره 780 00:47:53,477 --> 00:47:55,184 ...ولی 781 00:47:55,208 --> 00:47:58,767 ولی قرمز نبود ها. الان قرمزه. رنگ شده 782 00:47:58,791 --> 00:48:01,166 آره، آره. تازگی رنگ شده - امیدوارم - 783 00:48:01,750 --> 00:48:05,434 با یجور گچ پُرش کردن و چاقو رو اینجوری وصل کردن 784 00:48:05,458 --> 00:48:07,892 من هم هر کاری از دستم بر بیاد برای نجاتش انجام میدم 785 00:48:07,916 --> 00:48:11,184 ‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون 786 00:48:11,208 --> 00:48:14,517 .آهای. بیخیال. بس کن .کار قشنگی نیست. تمومش کن 787 00:48:14,541 --> 00:48:17,342 ،اون سر قرمز شیطان چیکارش کردی؟ 788 00:48:17,367 --> 00:48:21,961 ،پرتش کردم سمت کلیسا خورد به شیشه و شکست. نمی‌دونم چرا 789 00:48:23,083 --> 00:48:25,351 ،بعد از مراسم روز دوشنبه 790 00:48:25,375 --> 00:48:27,922 مارتا گفته دیده یکی از شیشه‌ها شکسته 791 00:48:27,947 --> 00:48:29,007 از دست بچه‌ها 792 00:48:29,257 --> 00:48:30,673 ولی فقط همین 793 00:48:48,666 --> 00:48:49,958 شما هم می‌بینید؟ 794 00:48:56,083 --> 00:48:57,083 آره 795 00:48:58,625 --> 00:48:59,708 آره 796 00:49:03,375 --> 00:49:05,375 ...اون 797 00:49:07,708 --> 00:49:08,916 دکتر نت 798 00:49:10,291 --> 00:49:11,500 ...لعـ 799 00:49:13,791 --> 00:49:15,875 سلام 800 00:49:17,791 --> 00:49:19,208 اومدم ناهار بخورم 801 00:49:25,750 --> 00:49:29,434 نت، اگه خواستی بعداً می‌تونم بیام صحبت کنیم 802 00:49:29,458 --> 00:49:31,642 گمون نکنم...آره...آره 803 00:49:31,666 --> 00:49:33,642 ترجیح میدم صحبت نکنیم 804 00:49:33,666 --> 00:49:35,083 بهتره صحبت نکنیم 805 00:49:35,833 --> 00:49:39,083 .ایناهاشش .همون چاقویی که ویکز رو باهاش کُشتی 806 00:49:39,625 --> 00:49:41,851 بیخیال، نت - مثل غده‌ی سرطانی از ریشه کشیدیش بیرون؟ - 807 00:49:41,875 --> 00:49:43,726 حرومزاده 808 00:49:43,750 --> 00:49:45,375 باریکلا، نت - آره - 809 00:49:46,583 --> 00:49:49,708 !حرومزاده! کشیشِ قاتل 810 00:50:22,071 --> 00:50:23,142 ،اول از همه 811 00:50:23,166 --> 00:50:26,184 یه سبد میوه به کارآگاه الیوت بابت شماره‌ات بدهکارم 812 00:50:26,208 --> 00:50:28,101 خوشحالم کمکی ازم ساخته‌ست 813 00:50:28,125 --> 00:50:30,017 جرالدین، اونقدر باهوش بودی که 814 00:50:30,041 --> 00:50:32,684 ،فهمیدی این پرونده برای پلیس عادی زیادیـه 815 00:50:32,708 --> 00:50:37,017 حتی برای من هم بی‌سابقه‌ست 816 00:50:37,041 --> 00:50:41,810 مصداق بارزِ یه جرم کاملاً غیرممکن 817 00:50:41,958 --> 00:50:43,642 انگار وسط داستان جنایی هستیم 818 00:50:43,666 --> 00:50:47,000 توی دنیای ما همچین چیزی نباید ممکن باشه 819 00:50:48,244 --> 00:50:49,661 با اینحال اتفاق افتاده 820 00:50:50,241 --> 00:50:51,657 یه دستاورد محال 821 00:50:52,258 --> 00:50:53,809 عاشق این روحیه‌اتم 822 00:50:53,833 --> 00:50:56,392 فقط می‌خوام ببینم مطمئنی که می‌تونی این پرونده رو حل کنی یا نه 823 00:50:56,416 --> 00:50:58,708 اصلاً در وجودم نیست که معمایی رو حل‌نشده بذارم 824 00:50:59,458 --> 00:51:01,453 ،اون لحظه‌ی تیر خلاص 825 00:51:01,958 --> 00:51:05,969 وقتی میام روی صحنه و ...دست حریفم رو رو می‌کنم 826 00:51:07,125 --> 00:51:08,975 !حالا می‌بینید. خیلی حال میده 827 00:51:09,000 --> 00:51:11,469 عالیـه، چطوری برسیم به اون مرحله؟ - ،منبع اصلی - 828 00:51:12,000 --> 00:51:14,583 مرد توخالی» اثر جان دیکسون کار» 829 00:51:15,294 --> 00:51:17,684 یه رمان کارآگاهی از عصر طلایی و 830 00:51:17,708 --> 00:51:19,892 ،یه نمونه‌ی واقعی از قتل پشتِ در بسته 831 00:51:19,916 --> 00:51:21,497 همون جرم غیرممکن 832 00:51:22,958 --> 00:51:24,041 وایسا ببینم 833 00:51:29,375 --> 00:51:31,500 « باشگاه کتاب‌خوانی » « فهرست کتاب‌های بهار » 834 00:51:32,375 --> 00:51:35,875 پدر جاد، باز هم نشون دادی که حضورت بی‌تأثیر نیست 835 00:51:37,541 --> 00:51:40,226 «جسد کی؟» .«قتل‌های خیابان مورگ» 836 00:51:40,250 --> 00:51:42,726 .«قتل راجر آکروید» .«قتل در خانه‌ی کشیش» 837 00:51:42,750 --> 00:51:47,958 خدای من، این عملاً راهنمای گام‌به‌گامِ انجام این جنایتـه 838 00:51:48,543 --> 00:51:51,146 اونوقت کل مُریدان کلیسا توی این باشگاه هستن؟ 839 00:51:54,000 --> 00:51:55,625 کی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده؟ 840 00:51:56,291 --> 00:51:57,291 اُپرا 841 00:51:58,333 --> 00:51:59,333 اُپرا 842 00:51:59,833 --> 00:52:01,976 مارتا کتاب‌ها رو از سایت اُپرا انتخاب می‌کنه 843 00:52:02,000 --> 00:52:03,833 خب، فرضیه‌ام به نظریه تبدیل شد 844 00:52:04,416 --> 00:52:06,392 قطع به یقین قاتل روش‌های 845 00:52:06,416 --> 00:52:09,166 قدیمی یه قتل پشتِ در بسته رو تقلید کرده 846 00:52:09,708 --> 00:52:11,976 که یعنی کارمون ساده‌تر شد 847 00:52:12,000 --> 00:52:13,671 وقت کتاب‌خونیـه 848 00:52:13,750 --> 00:52:15,166 یالا، بچه‌ها 849 00:52:21,833 --> 00:52:24,226 ،توی رمان مرد توخالی کارآگاه گیدیون فل 850 00:52:24,250 --> 00:52:29,226 تمام روش‌های قتل پشتِ در بسته رو توضیح میده 851 00:52:29,250 --> 00:52:31,434 پس بیاید همشون رو دونه‌دونه بررسی کنیم 852 00:52:31,458 --> 00:52:33,642 ،احتمال شماره‌ی یک 853 00:52:33,666 --> 00:52:37,083 ویکز قبل از اینکه وارد اتاقک بشه 854 00:52:37,988 --> 00:52:40,600 چاقو خورده 855 00:52:40,663 --> 00:52:44,079 پدر جاد، میشه بری همونجا که موقع مراسم بودی؟ 856 00:52:47,208 --> 00:52:49,333 ویکز خطبه‌اش رو تموم می‌کنه 857 00:52:51,083 --> 00:52:52,809 اگر دستگاهی پُشتش می‌بوده 858 00:52:52,833 --> 00:52:58,387 با این قابلیت که یه خنجر سنگین و ...نامتوازن رو پرت کنه سمت کمرش 859 00:53:00,791 --> 00:53:05,450 از دید دوربین و حضار کلیسا ...پنهون می‌مونده اما 860 00:53:05,739 --> 00:53:09,231 پدر جاد قطعاً می‌دیدتش 861 00:53:10,625 --> 00:53:13,726 نه، من رباتِ چاقوپرت‌کُنی پشت سرش ندیدم 862 00:53:13,750 --> 00:53:16,351 نه. احتمال شماره‌ی یک رد میشه 863 00:53:16,375 --> 00:53:18,208 ...احتمال شماره‌ی دو 864 00:53:20,083 --> 00:53:21,500 در حالی که داخل اتاقک بوده 865 00:53:22,000 --> 00:53:23,892 توسط یه نفر یا 866 00:53:23,916 --> 00:53:27,747 یه چیزی که بیرونِ اتاقک بوده 867 00:53:28,291 --> 00:53:30,125 کُشته شده 868 00:53:30,833 --> 00:53:34,476 منظورت اینـه یه چیزی چاقو رو از این بیرون پرت کرده سمتش؟ 869 00:53:34,500 --> 00:53:35,976 نه، مسخره‌ست 870 00:53:36,000 --> 00:53:38,439 مسخره و از چندین جهت غیرممکن 871 00:53:38,464 --> 00:53:41,142 .احتمال شماره‌ی دو هم رد میشه !یه قدم رو به جلو 872 00:53:41,166 --> 00:53:43,309 چندتا احتمال دیگه وجود داره؟ 873 00:53:43,333 --> 00:53:45,333 ...زیاد نیستن. سه 874 00:53:46,166 --> 00:53:49,101 وقتی داخل اتاقک بوده 875 00:53:49,125 --> 00:53:52,231 ،توسط یه دستگاهی که اون هم داخل اتاقک بوده 876 00:53:53,041 --> 00:53:54,601 کُشته شده 877 00:53:54,625 --> 00:53:56,892 پس یه چیزی از قبل اونجا جاساز شده و 878 00:53:56,916 --> 00:53:58,601 با یه کنترل فعال شده؟ 879 00:53:58,625 --> 00:54:00,684 ،خب، دیوارهای اینجا ضخیمـه 880 00:54:00,708 --> 00:54:04,125 ولی یه سیگنال رادیویی قوی می‌تونه ازشون عبور کنه 881 00:54:04,866 --> 00:54:07,519 اگه بخوای یه دستگاه پرتابِ چاقوی 882 00:54:07,718 --> 00:54:12,558 کنترل از راه دورِ سالم رو توی ،یه جعبه‌ی خالی قایم کنی 883 00:54:12,793 --> 00:54:14,953 کجا می‌ذاریش؟ 884 00:54:15,000 --> 00:54:17,327 ویکز به شکم افتاد 885 00:54:17,668 --> 00:54:20,376 یادمـه یه صدای تقِ فلزی شنیدم 886 00:54:21,583 --> 00:54:24,142 ،صورتش هم رو به در بود 887 00:54:24,166 --> 00:54:26,930 ،پس اون ته، رو به بیرون وایساده بوده 888 00:54:27,166 --> 00:54:30,583 پس چاقو حتماً یجوری از دیوارِ پشتی پرتاب شده 889 00:54:31,083 --> 00:54:34,016 صدای تقِ فلزی. خوبـه 890 00:54:34,041 --> 00:54:35,250 ،اگرچه 891 00:54:36,250 --> 00:54:38,125 صخره‌ی جبل‌الطارق 892 00:54:38,958 --> 00:54:40,041 ...ممکنـه 893 00:54:40,360 --> 00:54:43,184 دیوار کاذبی بوده باشه و بعداً برداشته شده باشه؟ 894 00:54:43,208 --> 00:54:45,226 الحق که با استعدادی، پدرجان 895 00:54:45,250 --> 00:54:46,767 چی؟ نه، نه 896 00:54:46,791 --> 00:54:49,524 ،اگه دیوار کاذبی بود افرادم می‌فهمیدن 897 00:54:52,750 --> 00:54:56,583 آره. برداشتنش هم کار ساده‌ای نیست 898 00:54:58,416 --> 00:55:01,656 توی این قسمت روی زمین چیز دیگه‌ای پیدا نکردید، نه؟ 899 00:55:01,833 --> 00:55:04,664 نه. نه، فقط همون نخ‌های قرمز 900 00:55:06,500 --> 00:55:07,976 ...وایسا، چی؟ نـ 901 00:55:08,000 --> 00:55:09,977 نخ‌های قرمز؟ 902 00:55:11,666 --> 00:55:15,351 دو تیکه نخ قرمزِ حدوداً ۸ سانتی اونجا کنارِ 903 00:55:15,375 --> 00:55:17,720 رانِ قربانی پیدا شده 904 00:55:19,122 --> 00:55:21,564 خب، احتمال شماره‌ی چهار چیـه؟ 905 00:55:26,125 --> 00:55:27,208 مارتا؟ 906 00:55:28,166 --> 00:55:30,434 بیرون‌شون کن - مارتا؟ - 907 00:55:30,458 --> 00:55:31,809 !بیرون‌شون کن 908 00:55:31,833 --> 00:55:35,142 سرشون رو انداختن اومدن توی 909 00:55:35,166 --> 00:55:37,793 این مکان مقدس انگار صحنه‌ی جرمـه 910 00:55:37,818 --> 00:55:42,766 مثل این سریال‌های پلیسی مبتذل !مدام در مورد ربات‌ها حرف می‌زنن 911 00:55:42,791 --> 00:55:46,291 .کار درستی نیست، پدر !اشتباهـه 912 00:55:48,916 --> 00:55:51,541 مارتا، برو خونه استراحت کن 913 00:55:52,293 --> 00:55:53,847 کمکی از من برمیاد؟ 914 00:55:54,041 --> 00:55:55,083 برو 915 00:55:55,791 --> 00:55:57,957 دیگه کسی دوست نداره اینجا باشی 916 00:55:58,125 --> 00:56:03,416 از اولش هم از مانسینیور بدت میومد و با دید حقارت به ما نگاه می‌کردی 917 00:56:03,441 --> 00:56:05,559 اشتباه می‌کنی - ...قلباً می‌خواستی بکُشیش - 918 00:56:05,583 --> 00:56:07,401 نه - دستات هم به خون آلوده‌ست - 919 00:56:07,426 --> 00:56:09,351 مثل همون هرزه‌ی تن‌فروش 920 00:56:09,375 --> 00:56:13,074 گناه نخستینت اینجا رو آلوده کرده 921 00:56:13,333 --> 00:56:15,083 !کشیشِ دروغین 922 00:56:17,958 --> 00:56:19,541 ببخشید 923 00:56:20,176 --> 00:56:22,601 ولی آره، اگه پیدا کردن حقیقت با اون کارآگاه باعث میشه که 924 00:56:22,625 --> 00:56:25,222 با تو و مُریدان کلیسا چپ بیفتم، عیب نداره 925 00:56:27,583 --> 00:56:28,666 شرمنده 926 00:56:39,541 --> 00:56:41,291 می‌تونم از کیسه‌بوکست استفاده کنم؟ 927 00:56:42,791 --> 00:56:44,416 آره. راحت باش 928 00:56:47,958 --> 00:56:49,375 حالت خوبـه؟ 929 00:56:50,000 --> 00:56:53,434 .مِه داشت کنار می‌رفت .مثل اینکه این معما قابل‌حلـه 930 00:56:53,458 --> 00:56:56,142 ،جسد، آلت قتاله، صحنه‌ی جرم ربات پرتاب چاقو و 931 00:56:56,166 --> 00:56:59,208 زاویه‌ی دید و دیوارهای سنگی و کنترل از راه دور 932 00:57:01,666 --> 00:57:03,362 کنترل از راه دور 933 00:57:12,010 --> 00:57:14,801 موقع مراسم جمعه، گزارش بازی رو 934 00:57:14,875 --> 00:57:16,476 با رادیوت گوش نکردی 935 00:57:16,500 --> 00:57:20,083 همینطوره. مارتا اجازه نمیده 936 00:57:21,875 --> 00:57:23,369 پس ضبطش کردی 937 00:57:23,958 --> 00:57:25,041 آره 938 00:57:26,708 --> 00:57:31,079 خیلی‌خب. یه زمان‌بندی روش گذاشتم و تأخیر پخش رو هم در نظر گرفتم 939 00:57:31,104 --> 00:57:35,184 دکتر شارپ ساعت ۳:۴۷ ظهر با بیمارستان تماس گرفته و 940 00:57:35,208 --> 00:57:37,625 ...نود ثانیه قبلش 941 00:57:43,523 --> 00:57:46,124 اون پرش تصویر ممکنـه ،دلایل گوناگونی داشته باشه 942 00:57:46,149 --> 00:57:47,684 ،ولی در جواب سؤال‌تون، بله 943 00:57:47,708 --> 00:57:53,892 ممکنـه ناشی از یه جریان شدید سیگنال رادیوییِ ساطع شده از یه کنترل قوی باشه 944 00:57:53,916 --> 00:57:55,559 پشمام 945 00:57:55,583 --> 00:57:56,698 خودشـه، نه؟ 946 00:57:56,723 --> 00:57:58,517 همین ربات چاقوپرت‌کُن رو فعال کرده 947 00:57:58,541 --> 00:58:01,392 .حتماً خودشـه حالا می‌تونی پرونده رو حل کنی، نه؟ 948 00:58:01,416 --> 00:58:03,892 اینا رو با تصاویر سای هم هماهنگ کردی؟ 949 00:58:03,916 --> 00:58:07,398 آره. فیلمی که با آیفونش گرفته زمان‌بندی داره. خیلی دقیقـه 950 00:58:07,423 --> 00:58:09,809 خیلی‌خب. میشه نشون‌مون بدی لطفاً؟ - بله - 951 00:58:09,833 --> 00:58:10,875 چی رو؟ 952 00:58:10,907 --> 00:58:14,906 ♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪ 953 00:58:16,875 --> 00:58:17,958 مانسینیور؟ 954 00:58:31,014 --> 00:58:33,198 ،پس وقتی سیگنال ارسال شده 955 00:58:33,223 --> 00:58:36,258 مقتول قبلش چاقو خورده و افتاده روی زمین و 956 00:58:36,541 --> 00:58:38,875 پدر جاد هم داشته نگاش می‌کرده 957 00:58:39,375 --> 00:58:41,226 چطوری میشه؟ 958 00:58:41,250 --> 00:58:44,017 خب، با رباتِ چاقوپرت‌کُن که جور در نمیاد 959 00:58:44,041 --> 00:58:46,623 پس همش الکی بود؟ 960 00:58:46,648 --> 00:58:47,684 نه، نه 961 00:58:47,708 --> 00:58:51,101 یه چیزایی دستگیرمون شد 962 00:58:51,125 --> 00:58:54,017 الان تمام سرنخ‌ها و شواهد جلوی چشمامونـه 963 00:58:54,041 --> 00:58:55,226 جدی؟ - آره - 964 00:58:55,250 --> 00:58:58,517 ،منشأ سر شیطان رو در نظر بگیر ،نخ قرمز 965 00:58:58,541 --> 00:59:01,958 ،صدای تق فلزی زمان‌بندیِ سیگنال رادیویی 966 00:59:02,958 --> 00:59:04,562 همش با هم جور در میاد 967 00:59:05,555 --> 00:59:07,763 پس معما رو حل کن 968 00:59:09,048 --> 00:59:10,340 نمی‌تونم 969 00:59:11,666 --> 00:59:15,267 ،گفتی اگه تمام قطعات پازل رو پیدا کنی به جواب می‌رسی 970 00:59:15,291 --> 00:59:16,601 ،می‌دونم. با اینحال 971 00:59:16,625 --> 00:59:18,767 ،با اینکه همه‌ی قطعات روی میزه 972 00:59:18,791 --> 00:59:21,958 همچنان این جنایت به نظر 973 00:59:22,750 --> 00:59:23,958 غیرممکن می‌رسه 974 00:59:24,798 --> 00:59:26,976 گفتی می‌تونی حلش کنی 975 00:59:28,541 --> 00:59:30,041 کارت همینـه 976 00:59:31,083 --> 00:59:33,726 بهت اعتماد کردم 977 00:59:33,750 --> 00:59:37,309 ای خدا. ای خدا 978 00:59:37,333 --> 00:59:41,434 ‫۳۶ ساعتـه نخوابیدی. ‫به نظرم وقتشـه استراحت کنی. 979 00:59:41,458 --> 00:59:42,541 آره 980 00:59:43,166 --> 00:59:45,934 .روز سختی بود .شب بخیر، پدر جاد 981 00:59:45,958 --> 00:59:47,500 یالا. می‌رسونمت 982 00:59:56,833 --> 00:59:59,434 می‌دونی، حق با توئـه 983 00:59:59,458 --> 01:00:02,083 نمیشه غیرممکن باشه که 984 01:00:03,333 --> 01:00:05,166 حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم 985 01:00:06,458 --> 01:00:08,458 به نظرم تو می‌دونی کجا می‌تونیم پیداش کنیم 986 01:00:09,041 --> 01:00:11,851 فکر می‌کنم یه چیزی توی ذهنتـه که 987 01:00:11,875 --> 01:00:14,291 برای حل این پرونده لازمش دارم 988 01:00:14,958 --> 01:00:17,791 ،ببخشید، ولی اگه به زبون خوش نگی 989 01:00:18,333 --> 01:00:21,257 مجبور میشم خودم دست به کار شم و به زور پیداش کنم 990 01:00:23,250 --> 01:00:25,166 خیلی‌خب، دیگه داری می‌ترسونیم 991 01:00:27,250 --> 01:00:29,559 من...نمی‌فهمم 992 01:00:29,583 --> 01:00:32,601 .نمی‌فهمم چه فایده‌ای داره می‌خوای برات داستان رو بنویسم؟ 993 01:00:32,625 --> 01:00:34,892 آره، داستان رو بنویس 994 01:00:34,916 --> 01:00:37,684 داستان قتل کشیش ویکز 995 01:00:37,708 --> 01:00:38,851 مانسینیور ویکز 996 01:00:38,875 --> 01:00:40,767 اصلاً سرآشپز ویکز. به کتفم 997 01:00:40,791 --> 01:00:44,267 می‌خوام قتلش و اتفاقاتی که قبلش افتاده رو از دید تو ببینم 998 01:00:44,291 --> 01:00:45,226 از کجا شروع کنم؟ 999 01:00:45,250 --> 01:00:46,392 هر جا دوست داری 1000 01:00:46,416 --> 01:00:49,684 ،فقط خسته‌کننده نشه روون ببرش جلو و از هیچ جزئیاتی دریغ نکن 1001 01:00:49,708 --> 01:00:51,059 بلانک، من که نویسنده نیستم 1002 01:00:51,083 --> 01:00:53,083 عجله نکن 1003 01:00:53,625 --> 01:00:56,375 من از خودم پذیرایی می‌کنم 1004 01:01:04,041 --> 01:01:07,516 من هم یک ساعت گذشته رو دقیقاً مشغول همین بودم و 1005 01:01:07,564 --> 01:01:11,119 حالا این خودکار رو می‌ذارم کنار و تحویل تو میدم 1006 01:01:11,250 --> 01:01:12,517 بعدش هم صبر می‌کنم تا 1007 01:01:12,541 --> 01:01:14,517 روایتِ من از 1008 01:01:14,541 --> 01:01:17,500 قتل مانسینیور جفرسون ویکز رو بخونی 1009 01:01:44,083 --> 01:01:45,291 چرا این کار رو کردی؟ 1010 01:01:48,625 --> 01:01:50,125 :بهتر بود بپرسی 1011 01:01:50,708 --> 01:01:53,476 چرا خیال کردم می‌تونم بهت دروغ بگم و» «قسر در برم؟ 1012 01:01:53,500 --> 01:01:56,125 .نه، دروغ نگفتی .می‌دونستم دروغ نمیگی 1013 01:01:57,000 --> 01:01:59,375 فقط اون قسمت دروغش رو بلند نگفتی 1014 01:02:03,125 --> 01:02:07,625 ،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه» «پلیس تازه رسیده بود 1015 01:02:10,000 --> 01:02:11,625 «اومدم پیش بقیه» 1016 01:02:12,125 --> 01:02:14,184 پس داخل مونده بودی 1017 01:02:14,208 --> 01:02:17,101 پس تو تنها کسی بودی که بعد از قتل و ،قبل از اینکه پلیس اتاقک لوازم رو بگرده 1018 01:02:17,125 --> 01:02:21,500 بدون اینکه کسی تو رو ببینه بهش دسترسی داشتی 1019 01:02:23,541 --> 01:02:25,041 ...چرا؟ یعنی 1020 01:02:28,000 --> 01:02:29,351 چرا ازش محافظت کردی؟ 1021 01:02:29,375 --> 01:02:31,375 برای ویکز این کار رو نکردم 1022 01:02:33,041 --> 01:02:35,434 این کار رو کردم تا آدمایی که بهش ایمان داشتن 1023 01:02:35,458 --> 01:02:36,934 یکم کمتر دل‌سرد بشن 1024 01:02:36,958 --> 01:02:39,851 خب، معلومـه همه خبر داشتن 1025 01:02:39,875 --> 01:02:43,434 شک ندارم بعد از هر مراسم دهنش بوی سگ می‌داده 1026 01:02:43,458 --> 01:02:46,476 .«خودش رو جمع و جور می‌کرد» .انتخاب کلماتت هوشمندانه بود 1027 01:02:46,500 --> 01:02:48,726 ولی حتماً همه خبر داشتن 1028 01:02:48,750 --> 01:02:51,142 ‫امروز روح‌القدس حسابی منقلبش کرده، نه؟ 1029 01:02:51,541 --> 01:02:52,958 نه، همه نه 1030 01:02:53,458 --> 01:02:54,541 سم 1031 01:02:55,333 --> 01:02:57,601 تنها آدم درستِ این خراب‌شده 1032 01:02:57,625 --> 01:02:59,625 کنار گذاشتنِ مشروب زندگیش رو نجات داده بود 1033 01:03:01,041 --> 01:03:04,875 .می‌دونستم مطبوعات و پلیس میان .لازم نبود همه این بخش از داستان رو بفهمن 1034 01:03:07,375 --> 01:03:09,851 ویکز چاقو خورده بود 1035 01:03:09,875 --> 01:03:13,684 ...نمی‌دونم توسط کی و چطوری ولی می‌دونستم که چاقو خورده بود 1036 01:03:13,708 --> 01:03:15,767 پس ربطی به الکل خوردنش نداشت 1037 01:03:15,791 --> 01:03:17,976 یه حرکت غریزی بود 1038 01:03:18,000 --> 01:03:20,601 یکم داستان‌سرایی برای محافظت از مُریدان کلیسا 1039 01:03:20,625 --> 01:03:22,309 !چرند محضـه 1040 01:03:22,333 --> 01:03:26,416 ،برای محافظت از باورهای خام‌شون !سپر بلای یه قاتل شدی 1041 01:03:29,000 --> 01:03:30,625 فلاسکش کجاست؟ 1042 01:03:31,916 --> 01:03:34,833 !لعنتی 1043 01:03:37,458 --> 01:03:39,666 لعنتی. اینجا نیست 1044 01:03:40,833 --> 01:03:41,916 بلانک 1045 01:03:42,875 --> 01:03:44,083 متأسفم 1046 01:03:44,708 --> 01:03:46,767 ...چاقو خورده بود، برای همین با خودم فکر کردم 1047 01:03:46,791 --> 01:03:48,976 نه. فکر نکردی 1048 01:03:49,030 --> 01:03:51,770 ،ولی الان تو گِل گیر کردیم پس بهتره کم‌کم از مغزت کار بکِشی 1049 01:03:53,291 --> 01:03:55,125 یکی یواشکی اومده توی اتاقم 1050 01:03:56,125 --> 01:03:57,416 الان دوزاریم افتاد 1051 01:03:57,958 --> 01:04:00,851 با هم این نقشه‌ی مکارانه رو کِشیدن تا برای من پاپوش درست کنن 1052 01:04:00,875 --> 01:04:03,208 حالا فهمیدی طرف حسابمون کیـه 1053 01:04:05,125 --> 01:04:08,059 ،با آرامش و هم‌دلی به قصه‌هاشون گوش دادی 1054 01:04:08,083 --> 01:04:09,892 اما دیگه کافیـه 1055 01:04:09,916 --> 01:04:11,601 به قدر کافی وقت تلف کردیم 1056 01:04:11,625 --> 01:04:14,101 ،فردا که برای خاکسپاری جمع شدن از فرصت استفاده می‌کنیم و 1057 01:04:14,125 --> 01:04:15,809 از همشون بازجویی می‌کنیم 1058 01:04:15,833 --> 01:04:18,666 باید بفهمیم اون شب چه اتفاقی افتاده 1059 01:04:19,750 --> 01:04:23,833 همینطور اینکه این گرگ‌های شرور چی رو مخفی کردن 1060 01:04:34,916 --> 01:04:37,375 « آخرین خطبه‌ی جفرسون ویکز: روز مرگش » 1061 01:04:40,916 --> 01:04:42,333 به او خیانت شد 1062 01:04:43,333 --> 01:04:44,541 مورد ضرب و شتم قرار گرفت 1063 01:04:46,666 --> 01:04:47,875 مضحکه‌ی خاص و عام شد 1064 01:04:48,916 --> 01:04:50,125 به صلیب کِشیده شد 1065 01:04:52,291 --> 01:04:53,375 به قتل رسید 1066 01:04:57,375 --> 01:05:00,000 سپس در گودالی رها شد تا بپوسد 1067 01:05:00,916 --> 01:05:02,000 تا به دست فراموشی سپرده شود 1068 01:05:03,208 --> 01:05:06,041 ،سرنوشت منجی‌مان که هم‌اینک گریبان کلیسایمان را گرفته 1069 01:05:06,708 --> 01:05:10,267 کلیسای ما مورد هجمه‌ی ،این دنیای جدید قرار گرفته 1070 01:05:10,291 --> 01:05:12,559 مورد غضب دشمنانِ خدا 1071 01:05:12,708 --> 01:05:14,642 ،هرزه‌های تن‌فروش 1072 01:05:14,762 --> 01:05:18,229 آفاتی که قصد دارند ما را در هم بشکنند، خاموش کنند و 1073 01:05:18,254 --> 01:05:21,300 از جایگاه به حق‌مان، یعنی حکمرانی بر 1074 01:05:21,325 --> 01:05:23,411 ملتی مسیحی بازدارند 1075 01:05:23,598 --> 01:05:26,851 حتی اکنون که به عنوان جنگجوی مسیح ،پیش روی شما ایستاده‌ام 1076 01:05:26,875 --> 01:05:30,767 زره الهی بر تن کرده و آماده‌ام ،تا آخرین قطره‌ی خون در این راه بجنگم 1077 01:05:30,791 --> 01:05:33,911 !شما حق عبور ندارید 1078 01:05:36,041 --> 01:05:39,125 ،همانند پروردگارمان من نیز توسط یهودا خیانت دیدم 1079 01:05:39,666 --> 01:05:41,500 آقایون، میشه چند دقیقه تنها باشم؟ 1080 01:05:42,250 --> 01:05:44,250 خائنی با شکل‌های گوناگون 1081 01:05:46,125 --> 01:05:48,958 تهدید واقعی همواره از درون سربرمی‌آورد 1082 01:05:50,291 --> 01:05:52,125 سخنانم را آویزه‌ی گوش کنید 1083 01:05:53,582 --> 01:05:57,016 ‫در این جمعه‌ی نیک، ‫سخنانم را آویزه‌ی گوش کنید 1084 01:05:57,041 --> 01:05:59,041 ‫همگی شما، به یاد داشته باشید 1085 01:06:01,689 --> 01:06:03,377 دوباره زنده میشی 1086 01:06:04,125 --> 01:06:05,541 همه چی درست میشه 1087 01:06:06,041 --> 01:06:07,815 دوباره زنده میشی 1088 01:06:08,291 --> 01:06:09,559 دوباره زنده میشی 1089 01:06:09,583 --> 01:06:13,178 ‫زمان موعود نزدیکـه. ‫همون زمانی که به شما هشدار داده بودم. 1090 01:06:14,541 --> 01:06:17,601 ‫وعده‌ی عید پاک رو از یاد نبرید 1091 01:06:17,625 --> 01:06:21,808 ‫چرا که من پای قولم هستم، ‫بله، درست شنیدید 1092 01:06:23,500 --> 01:06:27,654 ‫آگاه باشید که ‫اگر فرزند صالح خدا را سرنگون کنید، 1093 01:06:27,678 --> 01:06:29,641 ‫او دوباره بر می‌خیزد 1094 01:06:29,666 --> 01:06:32,142 ‫سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود و 1095 01:06:32,166 --> 01:06:35,833 ‫شکوهِ پادشاهی او و فرمانرواییِ ‫رو به اعتلایش نمایان می‌شود و 1096 01:06:36,458 --> 01:06:39,351 ‫شما، ای شیاطین سست‌پیمان، ‫همان‌گونه که در تاریکی 1097 01:06:39,375 --> 01:06:41,059 ‫از خشم دندان به هم می‌سایید و 1098 01:06:41,083 --> 01:06:45,559 ‫سرد، فراموش‌شده و تنها بر زمین افتاده‌اید، 1099 01:06:45,583 --> 01:06:50,242 ‫او دوباره برمی‌خیزد تا ‫آنچه که از آن خودش است بازستاند و 1100 01:06:50,666 --> 01:06:52,494 ‫گناهکاران را از پای در بیاورد و 1101 01:06:53,041 --> 01:06:56,142 ‫فرزند راستینش را ‫بر تخت این ملت بنشاند 1102 01:06:56,166 --> 01:06:59,434 ‫بله، او بر می‌خیزد! ‫بله، او بر می‌خیزد! 1103 01:06:59,458 --> 01:07:02,142 ‫بله، از ترس به خود بلرزید، 1104 01:07:02,166 --> 01:07:07,666 ‫چرا که او باری دیگر با شکوه، ‫کیفر و قدرت قیام خواهد کرد! 1105 01:07:09,630 --> 01:07:11,719 ‫« ویکز » 1106 01:07:17,541 --> 01:07:20,791 ‫تسلیت میگم، پدر. ‫این پایین رو امضا کن. 1107 01:07:21,666 --> 01:07:23,101 ‫بین خودمون بمونه، 1108 01:07:23,125 --> 01:07:26,458 ‫برام مهم نیست چی تو اینترنت میگن. ‫به نظرم احتمالش هست کار شما نباشه. 1109 01:07:29,666 --> 01:07:32,093 ‫خیلی‌خب، همگی. خوب گوش کنید 1110 01:07:32,118 --> 01:07:34,856 ‫ببین کی افتخار داده. ‫جادِ یهودا. 1111 01:07:34,881 --> 01:07:37,226 ‫پدر، شما اینجا جایی ندارید 1112 01:07:37,250 --> 01:07:38,683 ‫خیلی‌خب، بسـه! 1113 01:07:38,708 --> 01:07:39,809 ‫ماجرا از این قراره: 1114 01:07:39,833 --> 01:07:42,476 ‫من و بنوا بلانک ‫چندتا سؤال ازتون می‌پرسیم، 1115 01:07:42,500 --> 01:07:45,726 ‫شما هم جواب می‌دید و ته و توی ماجرا رو ‫در میاریم که کی مانسینیور ویکز رو کُشته و 1116 01:07:45,750 --> 01:07:48,641 ‫چرا این کار رو کرده و بعدش... 1117 01:07:48,791 --> 01:07:50,267 ‫فقط همین! 1118 01:07:50,540 --> 01:07:53,374 ‫خب؟ خیلی‌خب، پس... 1119 01:07:54,916 --> 01:07:57,101 ‫ممنون، پدر جاد. واقعاً... 1120 01:07:57,125 --> 01:07:58,351 ‫سنگ‌تموم گذاشتی 1121 01:07:58,375 --> 01:08:00,059 ‫اول از همه... 1122 01:08:00,083 --> 01:08:04,226 ‫میریم سراغ این که ‫اون شب چه اتفاقی توی این اتاق افتاد 1123 01:08:04,250 --> 01:08:07,351 ‫منظورت همون شبیـه که جاد ‫جلوی هممون اعتراف کرد آدم کُشته؟ 1124 01:08:07,375 --> 01:08:10,476 ‫خب حالا. نه، اون... ‫این همون قضیه‌ی بوکسـه 1125 01:08:10,500 --> 01:08:13,517 ‫حالا دستِ پیش گرفته که پس نیفته. ‫چه آدم یدک‌کشیـه. 1126 01:08:13,541 --> 01:08:14,559 ‫یدک چی؟ 1127 01:08:14,583 --> 01:08:16,647 ‫فقط اسم کشیش رو یدک می‌کشی 1128 01:08:16,672 --> 01:08:20,434 ‫اومده به بنوا بلانک کمک کنه تا ‫راز کلیسای شرور و شیطانی رو افشا کنه و 1129 01:08:20,458 --> 01:08:23,767 ‫اونوقت یه لیبرالِ کودن بیاد ‫در مورد همه‌ی اینا پادکست درست کنه و 1130 01:08:23,791 --> 01:08:27,767 ‫تا به خودت میای، می‌بینی ‫نسخه‌ی احمقانه‌ی خودمون رفته رو نتفلیکس 1131 01:08:27,791 --> 01:08:30,937 ‫نسخه‌ی احمقانه. ‫خدا اون روز رو نیاره. 1132 01:08:32,116 --> 01:08:33,350 ‫خدایا! 1133 01:08:33,585 --> 01:08:35,001 ‫معجزه! 1134 01:08:36,041 --> 01:08:39,092 ‫می‌تونم راه برم، مارتا. ‫فقط درد داره. 1135 01:08:40,599 --> 01:08:42,517 ‫چه بهتر 1136 01:08:42,541 --> 01:08:43,941 ‫همه چی رو لو بده 1137 01:08:44,603 --> 01:08:46,493 ‫ویکز یه شیاد بود 1138 01:08:46,791 --> 01:08:50,417 ‫معجزه و قدرت‌های ماوراییِ خدا ‫کسشعر محضـه 1139 01:08:51,869 --> 01:08:53,855 ‫واقعاً باورم شده بود 1140 01:08:54,945 --> 01:08:56,629 ‫هنوز هم دلم می‌خواد باور کنم 1141 01:08:57,058 --> 01:08:58,766 ‫من چه خری‌ام، هان؟ 1142 01:08:58,791 --> 01:09:03,101 ‫خب، سؤال من در واقع ‫در مورد گروه دعاخوانی جاد نبود 1143 01:09:03,125 --> 01:09:05,601 ‫منظورم اون جلسه‌ی پنهونی با ویکز بود که 1144 01:09:05,625 --> 01:09:09,276 ‫توی عید شعانین ‫تو این اتاق تشکیل شد 1145 01:09:13,161 --> 01:09:16,619 ‫می‌خوام بدونم اون واسه چی بود 1146 01:09:18,871 --> 01:09:20,704 ‫کی اول شروع می‌کنه؟ 1147 01:09:21,765 --> 01:09:22,973 ‫من بهتون میگم 1148 01:09:26,041 --> 01:09:29,142 ‫- سای. هی. وایسا، صبر کن، رفیق ‫- نه، نه، نه 1149 01:09:29,166 --> 01:09:30,976 ‫دهنت رو وا نمی‌کنی ها، ‫پسره‌ی آب‌زیرکاه 1150 01:09:31,000 --> 01:09:32,767 ‫- تصمیمش با تو نیست! ‫- چیزی بهش نگو! 1151 01:09:32,791 --> 01:09:34,769 ‫هی، ببین... آروم باش، پدر جاد 1152 01:09:34,793 --> 01:09:36,853 ‫قسم می‌خورم حرف‌هایی که اون شب زدیم 1153 01:09:36,877 --> 01:09:39,267 ‫هیچ ربطی به قتل ویکز نداره، خب؟ 1154 01:09:39,291 --> 01:09:41,901 ‫ولی در مورد چیزهایی حرف زدیم که ‫اگه درز پیدا کنن، 1155 01:09:41,925 --> 01:09:44,009 ‫ممکنـه زندگی آدمای ‫تو این اتاق خراب بشه 1156 01:09:44,034 --> 01:09:46,659 ‫همش رو ضبط کردم. ‫فقط پخشش کن. 1157 01:09:48,875 --> 01:09:50,934 ‫- نه! نباید... ‫- ای شارلاتان! 1158 01:09:50,958 --> 01:09:54,476 ‫- در رو باز کن، حرومزاده! ‫- عفت پرونده‌هام رو لکه‌دار می‌کنید! 1159 01:09:54,500 --> 01:09:56,250 ‫- پخشش کن ‫- باز کن... 1160 01:10:07,000 --> 01:10:10,030 ‫خیلی‌خب. توجه همه رو جلب کردی، ورا 1161 01:10:10,416 --> 01:10:12,724 ‫همه دور هم جمع شدیم. ‫چی می‌خواستی بگی؟ 1162 01:10:16,208 --> 01:10:18,416 ‫داشتم به مادرت فکر می‌کردم 1163 01:10:19,875 --> 01:10:24,851 ‫هیچوقت نمی‌شناختمش، ‫ولی چون تو این کلیسا بزرگ شدم، 1164 01:10:24,875 --> 01:10:28,142 ‫با داستان هرزه‌ی‌ تن‌فروش ‫آشنام و 1165 01:10:28,166 --> 01:10:31,642 ‫داشتم به این فکر می‌کردم ‫زندگیش توی خونه‌ای که 1166 01:10:31,667 --> 01:10:35,904 ‫با پدر و پسرش توش حبس بود، ‫چطور بوده 1167 01:10:36,457 --> 01:10:39,683 ‫دست‌به‌یکی کردن‌ها، ‫خوار و خفیف کردنش، 1168 01:10:39,708 --> 01:10:42,292 ‫به همه‌ی ما یاد دادن که ‫رفتارش رو سرزنش کنیم 1169 01:10:44,000 --> 01:10:45,416 ‫دختر طفلکی 1170 01:10:51,791 --> 01:10:56,853 ‫دیروز یکی از همکارهام توی حوزه‌ی امور خانواده ‫از بروکلین باهام تماس گرفت 1171 01:10:57,375 --> 01:11:00,642 ‫می‌خواست اطلاعات تماس موکلم، 1172 01:11:00,666 --> 01:11:04,434 ‫مانسینیور جفرسون ویکز رو ‫مجدداً بررسی کنه 1173 01:11:04,458 --> 01:11:09,033 ‫چون موکلم پیشش ‫فرم «اِی‌او‌پی» پر کرده بود 1174 01:11:09,500 --> 01:11:10,708 ‫توی بروکلین 1175 01:11:11,458 --> 01:11:13,666 ‫تا من متوجه نشم 1176 01:11:14,442 --> 01:11:15,984 ‫ای‌او‌پی دیگه چیـه؟ 1177 01:11:19,734 --> 01:11:22,150 ‫«اقرار به والدیت»؟ 1178 01:11:25,375 --> 01:11:28,233 ‫«تأیید می‌کنم که اینجانب، ‫جفرسون ویکز، 1179 01:11:28,741 --> 01:11:32,116 ‫پدر بیولوژیکی سایرس دریون هستم» 1180 01:11:36,666 --> 01:11:39,494 واقعاً خجالت نمی‌کِشی 1181 01:11:40,054 --> 01:11:41,248 ‫مگه نه؟ 1182 01:11:42,125 --> 01:11:44,069 ‫مادرش کی بود؟ 1183 01:11:45,208 --> 01:11:46,833 ‫اصلاً اهمیتی داره؟ 1184 01:11:47,458 --> 01:11:53,810 ‫نه. نه! نه، اون فقط برگشت، ‫این بچه‌ی بیچاره رو تحویلت داد و 1185 01:11:53,916 --> 01:11:56,309 ‫رفت پی زندگی خودش 1186 01:11:56,333 --> 01:11:59,892 ‫اونوقت پدرِ باایمان من ‫شد دایه‌ی مهربون‌تر از مادر 1187 01:11:59,916 --> 01:12:04,309 ‫دوباره پسرها دست‌به‌یکی کردن و ‫منِ احمق هم که غلام حلقه‌به‌گوش 1188 01:12:04,333 --> 01:12:05,601 ‫موندم لای منگنه و 1189 01:12:05,625 --> 01:12:10,934 ‫هر چی گفتید، گفتم چشم، احترام گذاشتم و بچه‌ی جنابعالی رو بزرگ کردم 1190 01:12:10,958 --> 01:12:14,310 ‫در حالی که تو بدون هیچ ‫شرم و حیایی می‌رفتی بالای منبر 1191 01:12:14,335 --> 01:12:18,126 ‫مرتیکه‌ی ریاکار حرومزاده! 1192 01:12:23,109 --> 01:12:24,192 ‫سای؟ 1193 01:12:24,823 --> 01:12:26,056 ‫تو خبر داشتی؟ 1194 01:12:26,080 --> 01:12:28,080 ‫نه تا وقتی که امروز صبح ورا بهم گفت 1195 01:12:28,458 --> 01:12:29,458 ‫آره 1196 01:12:30,291 --> 01:12:31,916 ‫سای پسر منـه 1197 01:12:34,625 --> 01:12:36,784 ‫از یه زنِ بی بند و باری که ‫برام فاقد اهمیتـه و 1198 01:12:36,808 --> 01:12:39,392 ‫فقط یه شب باهاش بودم و ‫۳۰ سالـه ندیدمش 1199 01:12:39,416 --> 01:12:43,111 ‫من و پدر ورا این راز رو مخفی کردیم. ‫ولی دیگه از کسی پنهون نیست. 1200 01:12:43,419 --> 01:12:45,086 ‫اون وارث منـه 1201 01:12:46,041 --> 01:12:47,125 ‫پسرمـه 1202 01:12:49,625 --> 01:12:51,973 ‫حالا همه ازش خبردار میشن 1203 01:12:53,208 --> 01:12:55,747 ‫خب، آدم‌فروش‌ها... 1204 01:12:56,500 --> 01:12:59,047 ‫کشتی داره غرق میشه، ‫بزنید به چاک 1205 01:13:01,080 --> 01:13:02,598 ‫مزخرف نگو 1206 01:13:02,623 --> 01:13:05,090 ‫همتون پشت این آدم می‌مونید 1207 01:13:05,115 --> 01:13:07,934 ‫فقط خواستم ببینم. ‫خواستم با چشمای خودم ببینم. 1208 01:13:07,958 --> 01:13:10,934 ‫هر کسشعری تفت میده، باور می‌کنید و ‫از شنیدنش سیرمونی ندارید 1209 01:13:10,958 --> 01:13:12,982 ‫یکم نگاهت بالا به پایینـه، ورا 1210 01:13:13,006 --> 01:13:14,851 ‫تو که نمی‌دونی چی تو دلمون می‌گذره 1211 01:13:14,875 --> 01:13:19,125 ‫به نظرم هممون به عنوان یه مسیحی ‫از حرف‌هایی که زدی شوکه شدیم 1212 01:13:20,916 --> 01:13:23,684 ‫ولی داریم واسه بقا می‌جنگیم 1213 01:13:23,708 --> 01:13:25,809 به هر قیمتی باید توی این جنگ پیروز شیم 1214 01:13:25,833 --> 01:13:27,726 ‫کلیسا یه آدم بزدل نمی‌خواد که 1215 01:13:27,750 --> 01:13:29,987 ‫توسری بخوره و دم نزنه. ‫ما یه جنگجو می‌خوایم. 1216 01:13:30,012 --> 01:13:31,558 ‫یه جنگجو می‌خوایم و 1217 01:13:31,583 --> 01:13:36,079 ‫فکر می‌کنم خدا مانسینیور ویکز رو ‫جنگجوی خودش قلمداد کرده 1218 01:13:36,416 --> 01:13:39,441 ‫بنابراین من شخصاً ‫خدمتگزار شما و پسرت هستم 1219 01:13:40,224 --> 01:13:41,266 ‫و... 1220 01:13:42,083 --> 01:13:43,975 ‫ما این زن رو نمی‌شناسیم 1221 01:13:44,708 --> 01:13:46,333 ‫واقعاً نمی‌شناسیمش 1222 01:13:46,916 --> 01:13:49,541 ‫ما که نمی‌دونیم اصلاً چطوری... 1223 01:13:51,541 --> 01:13:54,226 ‫کی می‌دونه حقیقت چیـه؟ ‫مگه نه؟ با هزار جور منابع 1224 01:13:54,250 --> 01:13:56,767 ‫ما که نمی‌دونیم... ‫چمی‌دونیم... کدومش حقیقت داره؟ 1225 01:13:56,791 --> 01:13:58,743 ‫همه‌ی اینا حقیقت داره؟ 1226 01:14:00,080 --> 01:14:01,434 ‫پس... 1227 01:14:01,458 --> 01:14:02,918 ‫گل گفتی، دکی 1228 01:14:02,942 --> 01:14:04,213 ‫خواهش می‌کنم 1229 01:14:04,458 --> 01:14:07,528 ‫قول دادی اگه همراهت باشم، ‫بیماریم رو شفا میدی 1230 01:14:08,291 --> 01:14:09,704 ‫اگه حقیقت داشته باشه، 1231 01:14:10,255 --> 01:14:12,141 ‫نیازی به پرهیزکار بودنت نیست 1232 01:14:12,166 --> 01:14:14,351 ‫ما پشتتیم، مانسینیور ویکز 1233 01:14:14,375 --> 01:14:18,833 ‫هر حرفی بزنی و هر کاری هم بکنی، ‫نظرمون عوض نمیشه 1234 01:14:25,916 --> 01:14:28,827 ‫من یه هفته‌ی دیگه، ‫توی عید پاک 1235 01:14:30,083 --> 01:14:32,500 ‫آخرین مراسم خودم رو برگزار می‌کنم 1236 01:14:33,791 --> 01:14:35,208 ‫بعدش... 1237 01:14:35,958 --> 01:14:39,875 ‫برای همیشه درهای ‫این کلیسای ماتم‌زده رو می‌بندم 1238 01:14:43,250 --> 01:14:47,500 ‫ولی قبلش تک‌تک شماها رو ‫به خاک سیاه می‌شونم 1239 01:14:50,750 --> 01:14:52,093 ‫ببخشید. چی؟ 1240 01:14:52,117 --> 01:14:53,671 ‫مشروب می‌خوری، نت؟ 1241 01:14:53,695 --> 01:14:54,809 ‫آره. چی؟ 1242 01:14:54,833 --> 01:14:56,807 ‫آدم خطرناکی هستی 1243 01:14:57,333 --> 01:14:58,816 ‫مست لایعقل میری سر کار 1244 01:14:58,840 --> 01:15:02,239 حین مستی بیمارها و ‫بچه‌ها رو معالجه می‌کنی 1245 01:15:02,708 --> 01:15:04,601 ‫مردم باید بدونن 1246 01:15:04,625 --> 01:15:06,774 ‫کمیته‌ی پزشکی باید بدونه 1247 01:15:06,798 --> 01:15:11,173 ‫هیچکس نباید دیگه بهت ‫اعتماد یا استخدامت کنه 1248 01:15:11,993 --> 01:15:13,324 ‫و لی 1249 01:15:13,500 --> 01:15:16,660 ‫این کتاب خُنیاگری که مشغول نوشتنشی 1250 01:15:16,684 --> 01:15:21,351 ‫این چاپلوسی ابلهانه‌ات ‫توهین به وظایف من تو کلیساست 1251 01:15:21,375 --> 01:15:25,267 ‫وظیفه‌ی منـه که نه تنها به مردم، ‫بلکه به دوستان خودم 1252 01:15:25,291 --> 01:15:27,351 ‫توی صنعت نشر هشدار بدم 1253 01:15:27,375 --> 01:15:30,544 ‫اون کتاب رو باید انداخت دور. ‫تو رو باید بندازن دور. 1254 01:15:30,833 --> 01:15:34,517 ‫باید بدونن چه دلقک بی‌ارزشی هستی 1255 01:15:34,541 --> 01:15:37,017 ‫چی میگی؟ چه‌خبر شده؟ 1256 01:15:37,041 --> 01:15:38,750 ‫و تو، ورا 1257 01:15:38,876 --> 01:15:41,210 ‫تو کابوس پدرتی 1258 01:15:41,791 --> 01:15:44,076 ‫اگه اینجا بود، ‫نمی‌تونست از خجالت سرش رو بلند کنه 1259 01:15:45,027 --> 01:15:48,978 ‫سیمون. من که نمی‌تونم ‫یه زن بی‌ایمان رو شفا بدم 1260 01:15:49,125 --> 01:15:50,601 ‫نمی‌تونم کمکت کنم 1261 01:15:50,625 --> 01:15:53,184 ‫گفتی می‌تونی از شرش خلاصم کنی 1262 01:15:53,208 --> 01:15:55,612 ‫ولی هیچ قولی بهت ندادم 1263 01:15:56,166 --> 01:15:58,851 ‫من همه‌ی پس‌اندازم رو بهت دادم 1264 01:15:58,875 --> 01:16:01,329 ‫شفای خدا رو که نمیشه خرید 1265 01:16:01,750 --> 01:16:03,798 ‫هرگز خوب نمیشی 1266 01:16:03,822 --> 01:16:06,906 ‫با همون درد، ‫توی بندِ ویلچری که روشی می‌میری 1267 01:16:07,125 --> 01:16:10,226 ‫چرا این حرف‌ها رو می‌زنی؟ ‫متوجه نمیشم 1268 01:16:10,250 --> 01:16:13,476 ‫- شوخیـه دیگه؟ مگه نه؟ شوخیـه ‫- من که سر در نمیارم 1269 01:16:13,500 --> 01:16:16,809 ‫این تلافی جلسه‌ی دعاخوانی با پدر جاده؟ ‫چون ما خودمون بی‌خبر بودیم 1270 01:16:16,833 --> 01:16:18,783 ‫جلسه‌ی دعاخوانی با پدر جاد؟ 1271 01:16:19,875 --> 01:16:21,851 ‫این کلیسا رو من سرپا نگه داشتم 1272 01:16:21,875 --> 01:16:24,059 ‫با حقیقت الهی مستحکمش کردم 1273 01:16:24,083 --> 01:16:30,314 ‫حالا می‌بینم که از سمتِ ‫پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛ 1274 01:16:30,338 --> 01:16:34,200 ‫اختیار، ایمان و خود زندگیم ‫زیر سؤال رفته! 1275 01:16:36,333 --> 01:16:37,541 ‫برو بیرون! 1276 01:16:40,515 --> 01:16:42,027 ‫سست‌ایمان‌ها 1277 01:16:42,583 --> 01:16:44,059 ‫با همتونم 1278 01:16:44,083 --> 01:16:46,351 ‫نمی‌تونید پا جا پای من بذارید 1279 01:16:46,375 --> 01:16:48,642 ‫درستـه، ما توی جنگیم و 1280 01:16:48,666 --> 01:16:51,684 ‫شما رو از قلعه‌ی خودم بیرون می‌کنم 1281 01:16:51,708 --> 01:16:52,976 ‫مرتیکه‌ی حرومزاده 1282 01:16:53,000 --> 01:16:55,934 ‫توی عید پاک، ‫وقتی همه به کلیسا اومدن، 1283 01:16:55,958 --> 01:16:58,434 ‫گناه‌های این جمع از ‫مریدان رو افشا می‌کنم و 1284 01:16:58,458 --> 01:17:03,076 ‫وقتی که شرتون رو کم کردم، میرم و پشت سرم رو هم نگاه نمی‌کنم 1285 01:17:04,083 --> 01:17:05,291 ‫امیدوارم همگی... 1286 01:17:06,625 --> 01:17:07,708 ‫برید به جهنم 1287 01:17:22,233 --> 01:17:25,642 ‫خدا رو شکر. انگاری همه رفتن 1288 01:17:25,666 --> 01:17:26,750 ‫سای 1289 01:17:28,041 --> 01:17:30,184 ‫چرا این کار رو کرد؟ 1290 01:17:30,208 --> 01:17:32,639 ‫سای. بگو ببینم. چه‌خبر شده بود؟ 1291 01:17:32,663 --> 01:17:34,976 ‫چرا به همشون حمله کرد؟ ‫چرا باید همچین کاری می‌کرد؟ 1292 01:17:35,000 --> 01:17:36,333 ‫چون خودم بهش گفتم 1293 01:17:37,423 --> 01:17:40,240 ‫وقتی ورا حقیقت رو بهم گفت، ‫خودم رفتم سراغش و 1294 01:17:40,791 --> 01:17:44,000 ‫واسه اولین بار تو زندگیم ‫من رو به عنوان پسرش قبول کرد 1295 01:17:44,976 --> 01:17:46,892 حقیقت رو برام فاش کرد 1296 01:17:47,375 --> 01:17:49,375 ‫از اینجا متنفرم 1297 01:17:50,642 --> 01:17:53,436 ‫از این جماعت ماتم‌زده و بیچاره متنفرم 1298 01:17:53,791 --> 01:17:55,416 ‫می‌خوام بزنم بیرون 1299 01:17:56,481 --> 01:17:58,106 ‫حالا بالاخره... 1300 01:17:58,958 --> 01:18:00,166 ‫می‌تونم 1301 01:18:01,958 --> 01:18:03,166 ‫بهم گفت... 1302 01:18:04,178 --> 01:18:06,851 ‫ثروت خانوادگیِ پدربزرگش که ‫تمام این سال‌ها گم شده بود رو 1303 01:18:06,875 --> 01:18:09,142 ‫این هفته بالاخره پیدا کرده 1304 01:18:09,166 --> 01:18:11,059 ‫نه. نه، اون پول ناپدید شده 1305 01:18:11,083 --> 01:18:14,851 ‫کسی نمی‌دونه پرنتیس اون رو ‫کجا گذاشته، ولی دیگه ردی ازش نیست 1306 01:18:14,875 --> 01:18:17,559 ‫بهم گفت پیداش کرده 1307 01:18:17,763 --> 01:18:21,267 ‫می‌خواست کلیسای خراب‌شده رو ‫تعطیل کنه و با یه پول قلمبه بازنشسته بشه 1308 01:18:21,291 --> 01:18:24,692 ‫من هم بهش گفتم: «مگه خل شدی؟» 1309 01:18:24,716 --> 01:18:27,351 ‫بازنشسته بشی؟ ‫می‌دونی اون بالا چه قدرتی داری؟ 1310 01:18:27,375 --> 01:18:28,684 ‫مُریدهای کلیسا رو کم کردم 1311 01:18:28,708 --> 01:18:30,933 ‫نه. افراطی‌شون کردی 1312 01:18:30,957 --> 01:18:32,468 ‫این یعنی قدرت 1313 01:18:32,875 --> 01:18:35,314 ‫توی یه شهر کوچیک، ‫تعداد کمی جادوگر برای سوزوندن و 1314 01:18:35,338 --> 01:18:36,933 ‫متعصب برای تحریک کردن هست 1315 01:18:36,957 --> 01:18:39,434 ‫شعله‌ی تو سوختِ کافی نداره 1316 01:18:39,458 --> 01:18:41,036 ‫ولی توی اینترنت... 1317 01:18:41,547 --> 01:18:42,911 همه جا رو به آتیش می‌کشه 1318 01:18:43,875 --> 01:18:45,083 ‫با این پول 1319 01:18:45,875 --> 01:18:48,767 .‫اینجوری که می‌پرستنت ‫شوخیت گرفته؟ 1320 01:18:48,791 --> 01:18:50,392 ‫فقط چهار سال بهم فرصت بده 1321 01:18:50,416 --> 01:18:51,959 ‫رئیس‌جمهورت می‌کنم 1322 01:18:52,916 --> 01:18:55,341 ‫با هم می‌تونیم یه امپراتوری واقعی بسازیم 1323 01:18:56,633 --> 01:18:59,633 ‫پدر و پسری 1324 01:19:01,666 --> 01:19:03,142 ‫مثل جنگ ستارگان؟ 1325 01:19:03,166 --> 01:19:05,891 ‫آره، دقیقاً. عینهو اتحاد شورشی‌ها 1326 01:19:05,916 --> 01:19:09,517 ‫با مقامی که اون داره و شمِ سیاسی من که پول پشتشـه 1327 01:19:09,556 --> 01:19:12,475 ‫باورت میشه که به اسم مسیح ‫می‌تونیم دست به چه کارهایی بزنیم؟ 1328 01:19:12,500 --> 01:19:14,456 ‫آره. آره، باورم میشه 1329 01:19:14,480 --> 01:19:17,601 ‫اول بهش گفتم... ‫اعتراف می‌کنم اینجاش یکم شخصیـه، 1330 01:19:17,625 --> 01:19:20,627 ‫ولی اول بهش گفتم ‫باید مریدانش رو نابود کنیم 1331 01:19:20,651 --> 01:19:22,163 ‫اونا فقط مایه‌ی دردسرن 1332 01:19:22,187 --> 01:19:24,101 ‫اگه باهامون در ارتباط باشن، 1333 01:19:24,125 --> 01:19:27,262 ‫توی اخبار نشون‌شون بدن یا ‫دنبال جایگاهی باشن... 1334 01:19:27,286 --> 01:19:29,998 ‫باید مثل زالو زیر پا له‌شون کنیم 1335 01:19:30,374 --> 01:19:32,266 ‫واسه همین بهشون حمله کرد 1336 01:19:32,806 --> 01:19:35,152 ‫به خاطر کینه‌ی کوچیک تو 1337 01:19:35,176 --> 01:19:38,059 ‫می‌دونی ممکنـه به خاطر همین ‫یکی اون رو کُشته باشه؟ 1338 01:19:38,083 --> 01:19:41,197 ‫برگردیم به این ثروت عظیمی که گفتی 1339 01:19:41,500 --> 01:19:42,851 ‫الان مال تو میشه؟ 1340 01:19:42,875 --> 01:19:45,048 ‫- عملاً، آره ‫- عملاً؟ 1341 01:19:45,329 --> 01:19:47,976 ‫- بهت نگفت کجاست ‫- نه 1342 01:19:48,000 --> 01:19:50,208 ‫حساب‌هاش خالی‌ان. ‫هیچی توشون نیست. 1343 01:19:51,356 --> 01:19:52,684 ‫دیگه کجا می‌تونه باشه؟ 1344 01:19:52,708 --> 01:19:55,795 ‫بعدش به این فکر افتادم ‫پنجاه سال پیش، 1345 01:19:55,819 --> 01:19:59,684 ‫امن‌ترین راه واسه پرنتیس برای مخفی کردن ‫۸۰ میلیون دلار چی می‌تونست باشه؟ 1346 01:19:59,708 --> 01:20:02,613 ‫- حساب بانک سوئیس ‫- خودشـه! 1347 01:20:02,637 --> 01:20:06,548 ‫پس فقط کافیـه ‫شماره‌ی حسابش رو پیدا کنی؟ 1348 01:20:07,333 --> 01:20:08,809 ‫اونجا نبود؟ 1349 01:20:09,691 --> 01:20:11,352 ‫حتماً یه جایی نوشتتش 1350 01:20:11,376 --> 01:20:14,241 ‫مارتا همه چی رو ‫بایگانی می‌کنه و اینجا نیست 1351 01:20:14,265 --> 01:20:15,473 ‫نمی‌دونم 1352 01:20:15,791 --> 01:20:18,726 ‫خودتون ببینید. فکر می‌کردم ‫کدی چیزی باشه چون همش می‌گفت: 1353 01:20:18,750 --> 01:20:20,991 ‫«سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود» 1354 01:20:21,015 --> 01:20:24,394 ‫مثل یه پیام بود. ‫انگار سیب حوّا همون سرمایهه‌ست. 1355 01:20:24,418 --> 01:20:26,592 ‫ولی شماره‌ی حساب بانک سوئیس ۱۹ رقمیـه، 1356 01:20:26,617 --> 01:20:28,131 ‫پس ربطی به اون نداره 1357 01:20:28,762 --> 01:20:31,275 ‫ورا، به تو چیزی نگفت؟ 1358 01:20:31,832 --> 01:20:35,157 ‫اگه گفته بود هم، ‫رازش رو با خودم به گور می‌بردم 1359 01:20:35,500 --> 01:20:36,583 ‫آره 1360 01:20:37,666 --> 01:20:40,976 ‫دست به هر کاری می‌زدی تا ‫چیزی به پسر ناخلف خانواده نرسه 1361 01:20:41,000 --> 01:20:42,428 ‫حسابی فشاریت می‌کنه 1362 01:20:42,916 --> 01:20:44,608 ‫عفریته‌ی گوشت‌تلخ 1363 01:20:45,515 --> 01:20:46,931 ‫اون پول... 1364 01:20:47,516 --> 01:20:53,308 ‫یه قطره توی اقیانوس تلخی منـه، ‫بچه‌ی تازه به دوران رسیده 1365 01:20:53,458 --> 01:20:57,365 ‫بهتره بیای وسایلت رو جمع کنی تا ‫نریختم‌شون تو خیابون 1366 01:21:03,208 --> 01:21:06,684 ‫تو. تو کارآگاهی. بهت پول میدم. ‫برام اهمیتی نداره، این مسئله مهمـه. 1367 01:21:06,708 --> 01:21:09,601 ‫ارث و آینده‌ی حرفه‌ی سیاسی من ‫بهش وابسته‌ست 1368 01:21:09,625 --> 01:21:11,809 ‫چیزی یادت میاد که 1369 01:21:11,833 --> 01:21:15,250 ‫مربوط به سیب حوّا باشه و ‫روش همچین شماره‌ای باشه؟ 1370 01:21:20,916 --> 01:21:22,809 ‫اگه چیزی یادت اومد، ‫حتماً بهم زنگ بزن 1371 01:21:22,833 --> 01:21:25,030 ‫- حتماً. شک نکن ‫- ما رفتیم 1372 01:21:26,862 --> 01:21:28,976 ‫« سیب حوّا » 1373 01:21:32,442 --> 01:21:33,775 ‫باید همه جاش رو بگردیم 1374 01:21:38,458 --> 01:21:41,744 ‫ممکنـه زیر دوخت باشه 1375 01:21:42,330 --> 01:21:44,044 یا توی بدنه‌اش جاساز شده باشه 1376 01:22:04,875 --> 01:22:06,166 ‫این توخالیـه 1377 01:22:06,750 --> 01:22:08,166 ‫آره. بشکنش 1378 01:22:29,811 --> 01:22:31,496 ‫یادم بنداز بایگانیش کنم 1379 01:22:31,520 --> 01:22:32,728 ‫بایگانیش کن 1380 01:22:33,791 --> 01:22:36,107 ‫- با عقل جو در نمیاد ‫- می‌دونم 1381 01:22:36,131 --> 01:22:38,162 ‫یه ثروت ۸۰ میلیون دلاری 1382 01:22:38,186 --> 01:22:39,869 ‫ولی اگه سیب حوّا اون ثروت باشه و 1383 01:22:39,893 --> 01:22:43,279 ‫خبری از یه کپه پول نقد ‫توی بانک سوئیس نباشه، پس چیـه؟ 1384 01:22:47,109 --> 01:22:48,125 ‫چیـه؟ 1385 01:22:48,149 --> 01:22:50,233 ‫حتماً تاریخش رو اشتباه چاپ کردن 1386 01:22:51,223 --> 01:22:54,723 ‫اینجا نوشته چهارشنبه‌ی گذشته ‫درخواست کردن مقبره رو باز کنن 1387 01:22:55,430 --> 01:22:56,846 ‫امکان نداره 1388 01:22:58,666 --> 01:23:02,103 ‫کی واسه آدمی که هنوز زنده‌ست تجهیزات کفن و دفن سفارش میده؟ 1389 01:23:03,125 --> 01:23:06,309 ‫کسی که مطمئنـه اون قراره ‫دقیقاً چه روز و ساعتی بمیره 1390 01:23:06,333 --> 01:23:07,541 ‫بده من ببینم 1391 01:23:08,583 --> 01:23:11,434 ‫این که کامپیوتریـه. ‫اشتباه چاپی نیست. درستـه. 1392 01:23:11,458 --> 01:23:13,976 ‫کلید حل معما ‫کسیـه که اون تماس رو گرفته 1393 01:23:14,000 --> 01:23:15,583 ‫خیلی‌خب. باشه. باشه 1394 01:23:19,333 --> 01:23:21,517 ‫شرکت ساخت و ساز «استیل ویلز». ‫لوئیس هستم، بفرمایید. 1395 01:23:21,541 --> 01:23:24,777 ‫سلام، لوئیس. من پدر جاد هستم از ‫کلیسای بانوی همیشه بردبار 1396 01:23:25,250 --> 01:23:27,476 ‫- سلام ‫- سلام، لوئیس 1397 01:23:27,500 --> 01:23:29,976 ‫امروز یکی از ‫تجهیزات ساختمانی‌تون اینجا بود 1398 01:23:30,000 --> 01:23:32,642 ‫- یه لیفتراک برای باز کردن... مقبره ‫- آره. می‌دونم 1399 01:23:32,666 --> 01:23:35,101 ‫کم پیش میاد واسه ‫باز کردن مقبره باهامون تماس بگیرن 1400 01:23:35,125 --> 01:23:36,677 ‫عالیـه. می‌خواستم بدونم... 1401 01:23:36,701 --> 01:23:38,934 ‫خودم به اون سفارش رسیدگی کردم. ‫رسیدگی به همه‌ی سفارش‌ها با خودمـه. 1402 01:23:38,958 --> 01:23:40,684 ‫آره. لوئیس، سؤال من اینـه که... 1403 01:23:40,708 --> 01:23:42,767 ‫- اینجا رو من و برادرم، جیمز، می‌چرخونیم ‫- درستـه 1404 01:23:42,791 --> 01:23:44,501 ‫سفارش‌ها رو اون ثبت می‌کنه ‫ولی من بهشون رسیدگی می‌کنم 1405 01:23:44,525 --> 01:23:47,059 ‫درستـه. خب، لوئیس، ‫واسه این بهت زنگ زدم که... 1406 01:23:47,083 --> 01:23:50,215 ‫کلیساتون اومدم، ولی شما رو ندیدم 1407 01:23:50,239 --> 01:23:52,976 ‫- نه، من تازه اومدم، نسبتاً تازه اومدم ‫- تبریک میگم 1408 01:23:53,000 --> 01:23:55,809 ‫- لوئیس، یه سؤالی ازت دارم... ‫- نه، یه آدم مُسنی بود 1409 01:23:55,833 --> 01:23:58,267 ‫- پدر... اسمش... ‫- مانسینیور، مانسینیور 1410 01:23:58,291 --> 01:24:00,321 ‫- پدر مانسینیور، خب... ‫- لوئیس... 1411 01:24:00,345 --> 01:24:03,824 ‫وقتی اومدم، داشت موعظه می‌کرد و ‫راستش رو بخواید، آدم خوبی نبود 1412 01:24:03,848 --> 01:24:06,559 ‫- ولی متأسفم که... ‫- خیلی‌خب 1413 01:24:06,583 --> 01:24:09,059 ‫در عین ناباوری مُرد و ‫واسه فقدان همگی شما... 1414 01:24:09,083 --> 01:24:11,559 ‫آره، واقعاً مصیبت بدی برای همه بود، لوئیس 1415 01:24:11,583 --> 01:24:14,059 ‫میشه... شرمنده حرفت رو قطع می‌کنم 1416 01:24:14,083 --> 01:24:16,142 ‫- یه سؤالی دارم ‫- بپرس 1417 01:24:16,166 --> 01:24:19,601 ‫می‌خوام بدونم کی لیفتراک رو سفارش داده 1418 01:24:19,625 --> 01:24:22,465 ‫- جیمز سفارش‌ها رو ثبت می‌کنه و... ‫- جیمز اونا رو ثبت می‌کنه 1419 01:24:22,489 --> 01:24:24,767 ‫- امروز دیگه نیست ‫- میشه شماره‌ی جیمز رو بدی؟ 1420 01:24:24,791 --> 01:24:27,476 ‫مسئله‌ی خیلی مهمیـه. ‫باید ببینیم کی اون رو سفارش داده. 1421 01:24:27,500 --> 01:24:30,934 ‫- نه، نه. فکر نکنم بتونم. می‌دونی... ‫- نه، مسئله‌ی مرگ و زندگیـه 1422 01:24:30,958 --> 01:24:33,142 ‫- ببخشید، پدر ‫- خیلی... 1423 01:24:33,166 --> 01:24:35,391 ‫داشتم می‌گفتم، ‫کاری که از من بر میاد اینـه که 1424 01:24:35,416 --> 01:24:38,184 ‫می‌تونم خبرش رو بگیرم و ‫بعدش می‌تونم بهتون... 1425 01:24:38,208 --> 01:24:39,892 ‫- زنگ بزنم ‫- خودشـه. عالیـه 1426 01:24:39,916 --> 01:24:42,601 ‫اگه همین الان به جیمز زنگ بزنی، ‫خیلی ممنون میشم 1427 01:24:42,625 --> 01:24:44,601 ‫- مرسی، لوئیس ‫- بگو بعدش بهت خبر بده 1428 01:24:44,625 --> 01:24:46,985 ‫حتماً. راستی، پدر، ‫می‌تونم یه چیزی ازتون بخوام؟ 1429 01:24:47,009 --> 01:24:49,457 ‫می‌دونی... الان... 1430 01:24:49,583 --> 01:24:51,142 ‫فقط سریع بگو 1431 01:24:51,166 --> 01:24:54,184 ‫- اولویت‌مون الان با سفارشـه ‫- بگو می‌تونه بعداً زنگ بزنه؟ 1432 01:24:54,208 --> 01:24:56,513 ‫پدر جاد میشه... می‌تونید... 1433 01:24:57,817 --> 01:24:58,960 ‫لوئیس؟ 1434 01:24:59,788 --> 01:25:01,400 ‫خدایا 1435 01:25:02,250 --> 01:25:03,333 ‫لوئیس؟ 1436 01:25:04,543 --> 01:25:06,543 ‫میشه برام دعا کنید؟ 1437 01:25:11,375 --> 01:25:13,000 ‫آره، حتماً 1438 01:25:14,416 --> 01:25:16,836 ‫میشه بپرسم واسه چی؟ 1439 01:25:18,708 --> 01:25:20,333 ‫واسه مادرم 1440 01:25:22,814 --> 01:25:24,023 ‫مریضـه؟ 1441 01:25:24,531 --> 01:25:25,674 ‫آره 1442 01:25:25,698 --> 01:25:28,396 ‫توی مرکز نگهداری از بیماران صعب‌العلاجـه 1443 01:25:29,708 --> 01:25:31,245 ‫متأسفم، لوئیس 1444 01:25:31,269 --> 01:25:33,483 ‫دیگه باهام حرف نمی‌زنه 1445 01:25:33,507 --> 01:25:36,069 ‫آخرین باری که صحبت کردیم، ‫بحث‌مون شد 1446 01:25:36,567 --> 01:25:41,517 ‫تو سرش یه تومور داره که اذیتش می‌کنه و 1447 01:25:41,541 --> 01:25:45,142 ‫باعث میشه حرف‌های زشتی بزنه و 1448 01:25:45,166 --> 01:25:47,441 ‫من هم جوابش رو دادم، 1449 01:25:47,465 --> 01:25:52,166 ‫حالا می‌ترسم این ‫آخرین مکالمه‌ی ما دوتا باشه 1450 01:25:54,833 --> 01:25:56,916 ‫پدر، من... 1451 01:25:58,833 --> 01:26:02,433 ‫تنهایی داره وجودم رو می‌خوره 1452 01:26:07,072 --> 01:26:09,623 ‫واقعاً متأسفم، لوئیس 1453 01:26:10,083 --> 01:26:11,546 ‫تو تنها نیستی 1454 01:26:12,750 --> 01:26:14,166 ‫من پیشتم 1455 01:26:14,958 --> 01:26:16,166 ‫من اینجام 1456 01:26:17,041 --> 01:26:18,899 ‫می‌تونی اسم مادرت رو بگی؟ 1457 01:26:47,458 --> 01:26:50,282 ‫دعا می‌کنم باربارا ‫عشق و محبت دخترش رو حس کنه و 1458 01:26:51,314 --> 01:26:55,277 ‫این باعث آرامشش بشه و ‫خدایا، برای لوئیس دعا می‌کنم 1459 01:26:56,416 --> 01:26:58,684 ‫کنارش باش و خرد و ‫رهنمودت رو پیشکشش کن 1460 01:26:58,708 --> 01:27:02,125 ‫اون رو در آغوش شفابخشت بگیر و ‫بذار محبتت رو احساس کنه 1461 01:27:02,666 --> 01:27:04,291 ‫بذار بدونه که تنها نیست 1462 01:27:04,939 --> 01:27:08,515 ‫این دعا رو به نام ‫پروردگارمون مسیح تقدیم می‌کنم. آمین 1463 01:27:09,166 --> 01:27:10,332 ‫خیلی‌خب، لوئیس 1464 01:27:10,750 --> 01:27:13,476 ‫شماره‌ی من رو داری. ‫شب و روز نداره، هر وقت که خواستی، 1465 01:27:13,500 --> 01:27:14,791 ‫من در خدمتم 1466 01:27:15,291 --> 01:27:17,332 ‫می‌تونی کلیسا هم بیای 1467 01:27:17,356 --> 01:27:18,743 ‫خدا پشت و پناهت. خیلی‌خب 1468 01:27:19,041 --> 01:27:22,041 ‫طوفانـه. اومدم تعطیل کنم 1469 01:27:23,791 --> 01:27:26,416 ‫کلیسا با من. ‫تو کارهای اقامتگاه رو بکن. 1470 01:27:30,374 --> 01:27:32,684 ‫دنبال من نیا، بلانک. ‫من دیگه نیستم. 1471 01:27:32,708 --> 01:27:34,601 ‫چرا اونوقت؟ 1472 01:27:34,625 --> 01:27:37,142 ‫یه اتفاقی مثل داستان ‫«مسیر دمشق» برام افتاد 1473 01:27:37,166 --> 01:27:39,809 ‫پولسِ رسول توی مسیرش به دمشق متحول و دین‌دار میشه 1474 01:27:39,833 --> 01:27:42,767 ‫آره، خودم می‌دونم. از آسمون ‫نور میاد و کور میشه و از این چرندیات 1475 01:27:42,791 --> 01:27:44,941 ‫احتمالاً فقط التهاب ملتحمه بوده 1476 01:27:44,966 --> 01:27:48,434 ‫ولی وقتی این اتفاق براش افتاد ‫در آستانه‌ی حل پرونده‌ی قتل نبود 1477 01:27:48,458 --> 01:27:50,875 ‫فکر کردی اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟ 1478 01:27:51,541 --> 01:27:55,271 ‫فکر می‌کنی چرا کشیش شدم؟ ‫چرند تحویلم نده. جدی. چرا؟ 1479 01:27:58,302 --> 01:27:59,717 عذاب وجدان داشتی 1480 01:28:00,000 --> 01:28:02,174 ‫به خاطر جَوونی که کُشتی و کلیسا 1481 01:28:02,199 --> 01:28:04,983 ‫جایی برای مخفی شدن و مسیری روشن 1482 01:28:05,007 --> 01:28:07,710 ‫برای تجربه‌ی آمرزش داد 1483 01:28:07,844 --> 01:28:10,719 ‫من از اون آدمی که ‫توی رینگ کُشتم متنفر بودم 1484 01:28:10,992 --> 01:28:12,892 ‫قشنگ یادمـه، ‫می‌دونستم خیلی دووم نمیاره 1485 01:28:12,916 --> 01:28:15,184 ‫اینقدری ادامه دادم تا دیدم کم آورد 1486 01:28:15,208 --> 01:28:17,892 ‫یه اتفاق نبود. ‫با نفرتی که تو قلبم بود کُشتمش. 1487 01:28:17,916 --> 01:28:20,309 ‫از این نمیشه مخفی شد، ‫نمیشه درستش کرد 1488 01:28:20,333 --> 01:28:24,226 ‫خدا پنهون یا درمانم نکرد. ‫اون وقتی گناهکار هستم، دوستم داره. 1489 01:28:24,250 --> 01:28:26,129 ‫من هم باید برای این آدما همین کار رو بکنم 1490 01:28:26,153 --> 01:28:27,809 ‫نه اینجور کارآگاه‌بازی‌ها 1491 01:28:27,833 --> 01:28:29,083 ‫نه، صبر کن ببینم 1492 01:28:29,297 --> 01:28:32,397 ‫« بانوی همیشه بردبار » 1493 01:28:35,375 --> 01:28:37,583 ‫ببخشید. با توئم، من... 1494 01:28:38,333 --> 01:28:40,226 ‫میشه وقتی دارم باهات صحبت می‌کنم ‫به من نگاه کنی؟ 1495 01:28:40,250 --> 01:28:42,221 ‫دنبال یه قاتل می‌گردیم. ‫این که بازی نیست. 1496 01:28:42,245 --> 01:28:43,767 ‫معلومـه که بازیـه! 1497 01:28:43,791 --> 01:28:45,476 ‫حل کردنش، برنده شدنش 1498 01:28:45,500 --> 01:28:47,601 ‫رسیدن به لحظه‌ی تیر خلاصت 1499 01:28:47,625 --> 01:28:49,062 ‫حالا با کشیدن پای من به ماجرا، 1500 01:28:49,086 --> 01:28:51,517 ‫داری من رو مقابل تنها هدف واقعیم ‫تو زندگی قرار میدی که 1501 01:28:51,541 --> 01:28:54,226 ‫هیچ ربطی به مبارزه با شرارت و ‫به عدالت کشیدنش نداره، 1502 01:28:54,250 --> 01:28:57,517 ‫هدف من خدمت و ‫هدایت‌شون به سمت مسیحـه 1503 01:28:57,541 --> 01:28:59,434 ‫وگرنه چه فرقی بین من و ویکزه؟ 1504 01:28:59,458 --> 01:29:01,831 ‫می‌خواست جای مسیح، خودش مرکز توجه باشه 1505 01:29:02,500 --> 01:29:04,976 ‫ببین، لازم نیست من رو درک کنی، بلانک 1506 01:29:05,000 --> 01:29:06,601 ‫ولی ازت خواهش می‌کنم، 1507 01:29:06,625 --> 01:29:09,159 ‫خواهشاً، خواهشاً، خواهشاً ‫دست از سر من بردار 1508 01:29:15,625 --> 01:29:17,517 ‫- یه بار دیگه میگی؟ ‫- نه 1509 01:29:17,541 --> 01:29:20,476 ‫اون جا که گفتی ویکز می‌خواد ‫توجهات جای مسیح، به خودش باشه 1510 01:29:20,500 --> 01:29:22,767 ‫پدر، این مسئله مهمـه 1511 01:29:22,791 --> 01:29:24,218 ‫کمکم کن بفهمم! 1512 01:29:24,242 --> 01:29:28,101 ‫ما اینجاییم تا به جهان خدمت کنیم، ‫نه این که به زانو در بیاریمش 1513 01:29:28,125 --> 01:29:30,392 ‫- مسیح هم همین کار رو کرد ‫- خب؟ 1514 01:29:30,416 --> 01:29:33,309 ‫خب، وقتی ویکز می‌گفت ‫به خاطر مسیح با جهان بجنگیم، 1515 01:29:33,333 --> 01:29:36,851 ‫منظورش مسیح نبود، ‫منظورش غرور خودش بود و 1516 01:29:36,875 --> 01:29:39,950 ‫قدرت. من که ندیدم هیچوقت ‫راجع‌به مسیح حرفی بزنه 1517 01:29:41,833 --> 01:29:45,101 ‫آره، بارها و بارها گفت ‫مسیح با قدرت قیام می‌کنه و 1518 01:29:45,125 --> 01:29:47,101 ‫انتقامش رو از افراد بی‌ایمان می‌گیره 1519 01:29:47,125 --> 01:29:49,017 ‫سیب حوّا همون گنجـه 1520 01:29:49,041 --> 01:29:51,517 ‫«سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود» 1521 01:29:51,541 --> 01:29:53,184 ‫این اصلاً یعنی چی؟ 1522 01:29:53,208 --> 01:29:55,625 ‫بلانک، نمی‌دونم 1523 01:29:56,291 --> 01:29:57,916 ‫برام اهمیتی هم نداره 1524 01:30:03,875 --> 01:30:06,684 ‫جرالدینـه. ‫اومده ببینه پرونده به کجا رسیده. 1525 01:30:06,708 --> 01:30:09,392 ‫ببین، پدر، حق با توئـه 1526 01:30:09,416 --> 01:30:11,476 ‫این بازیِ منـه، نه تو 1527 01:30:11,500 --> 01:30:14,862 ‫نظرت چیـه برگردی به اقامتگاه و ‫بذاری خودم باهاش صحبت کنم؟ 1528 01:30:16,291 --> 01:30:17,500 ‫ممنون 1529 01:30:18,208 --> 01:30:20,333 ‫وقتی رفتی، در هم پشت سرت ببند 1530 01:30:23,999 --> 01:30:26,053 ‫امیدوارم قاتلت رو پیدا کنی، بلانک 1531 01:30:26,458 --> 01:30:27,833 ‫ممنون. حتماً 1532 01:30:45,250 --> 01:30:46,666 ‫پدر جاد؟ 1533 01:30:47,333 --> 01:30:49,142 ‫- پدر جاد ‫- اینجا نیستش 1534 01:30:49,439 --> 01:30:50,439 ‫بیا 1535 01:30:50,666 --> 01:30:53,875 ‫می‌خوام اون اتاق‌های پشتی و ‫اون اتاقک رو بگردی 1536 01:30:55,909 --> 01:30:57,151 ‫« مرد توخالی » 1537 01:30:59,166 --> 01:31:00,642 ‫کتاب خوبیـه، مگه نه؟ 1538 01:31:00,666 --> 01:31:02,017 ‫راستش، عالیـه 1539 01:31:02,041 --> 01:31:04,434 ‫مخصوصاً اونجایی که ‫گیدیون فِل راه‌حل‌های احتمالی 1540 01:31:04,458 --> 01:31:06,434 ‫معمای قتل پشت در بسته رو شرح میده 1541 01:31:06,660 --> 01:31:07,679 ‫آره 1542 01:31:07,703 --> 01:31:10,041 ‫سه‌تا از احتمالات رو گفتی، ‫بعدش یهو جا زدی 1543 01:31:10,291 --> 01:31:12,817 ‫الان که چهارمی رو خوندم، ‫دلیلش رو فهمیدم 1544 01:31:13,125 --> 01:31:15,828 ‫من دوباره فیلم رو دیدم و ‫متوجه یه چیزی شدم 1545 01:31:16,463 --> 01:31:18,912 ‫از لحظه‌ای که جاد وارد اتاقک میشه، 1546 01:31:19,125 --> 01:31:23,514 ‫تا وقتی که اولین مُرید کلیسا ‫چشمش به داخل اتاقک میفته، 1547 01:31:24,000 --> 01:31:25,416 ‫نُه ثانیه طول می‌کشه 1548 01:31:25,916 --> 01:31:28,750 ‫نُه ثانیه‌ای که جاد تنها بوده و ‫کسی اون رو ندیده 1549 01:31:29,666 --> 01:31:33,500 ‫کلی زمان داشته تا ‫با یه چاقوی مخفی کارش رو بکنه 1550 01:31:37,166 --> 01:31:39,059 ‫همینجوری کُشته شده، مگه نه؟ 1551 01:31:39,083 --> 01:31:40,475 ‫هیچ حقه‌ای در کار نبوده 1552 01:31:40,791 --> 01:31:43,416 ‫هیچ اتفاق عجیبی نیفتاده. ‫اینجوری اون رو کُشته. 1553 01:31:45,375 --> 01:31:46,586 ‫آره 1554 01:31:48,250 --> 01:31:50,934 ‫و تو می‌دونستی. تمام مدت ‫می‌دونستی و با اون بچه‌ی بدبخت 1555 01:31:50,958 --> 01:31:52,512 ‫- موش و گربه بازی کردی ‫- نه 1556 01:31:52,537 --> 01:31:55,225 ‫هنوز به همه‌ی جواب‌هایی که می‌خواستم نرسیدم 1557 01:31:55,250 --> 01:31:57,667 ‫- اگه یکم دیگه بهم زمان بدی... ‫- نه 1558 01:31:57,692 --> 01:31:59,846 ‫- اینجوری می‌تونم... ‫- نه! 1559 01:31:59,871 --> 01:32:02,288 ‫من قاتلم رو پیدا کردم و بازداشتش می‌کنم 1560 01:32:03,356 --> 01:32:04,564 ‫کجاست؟ 1561 01:32:48,056 --> 01:32:50,577 ‫« ویکز » 1562 01:33:40,583 --> 01:33:41,583 ‫سم! 1563 01:34:58,291 --> 01:34:59,500 ‫کی اونجاست؟ 1564 01:35:04,833 --> 01:35:06,041 ‫وایسا! 1565 01:35:13,625 --> 01:35:14,767 ‫بلانک؟ 1566 01:35:14,791 --> 01:35:15,875 ‫من اینجام 1567 01:35:17,232 --> 01:35:19,595 ‫گندش بزنن. جنازه‌ی کیـه؟ 1568 01:35:19,619 --> 01:35:21,453 سرایدار، سمسون 1569 01:35:22,875 --> 01:35:24,944 ‫چه بلایی سرش اومد؟ 1570 01:35:50,324 --> 01:35:51,642 ‫آره 1571 01:35:51,666 --> 01:35:52,666 ‫خیلی‌خب 1572 01:35:53,208 --> 01:35:56,863 ‫ویکز از لحاظ پزشکی قطعاً مُرده بود 1573 01:35:56,887 --> 01:35:59,601 ‫این یکی رو دیگه مطمئنیم، ‫می‌دونی... 1574 01:35:59,625 --> 01:36:01,041 ‫خواستم یادآوری کنم، درستـه؟ 1575 01:36:02,333 --> 01:36:03,416 ‫آره 1576 01:36:05,915 --> 01:36:09,434 ‫خب، پس می‌تونم با اطمینان بگم، 1577 01:36:09,458 --> 01:36:11,867 ‫آدم مُرده واسه خودش زنده نمیشه 1578 01:36:11,891 --> 01:36:14,791 ‫مشخصاً این وسط ‫یه دوز و کلکی در کاره 1579 01:36:15,291 --> 01:36:16,767 ‫«دوز و کلکِ زیاد» 1580 01:36:16,791 --> 01:36:20,684 ‫خدایا، تو رو شکر می‌کنم! ‫ستایش و جلال از آن توست! 1581 01:36:20,708 --> 01:36:22,184 ‫تو رو شکر می‌کنم! 1582 01:36:22,208 --> 01:36:26,184 ‫خدایا، تو رو شکر می‌کنم! ‫ستایش و جلال از آن توست! 1583 01:36:26,208 --> 01:36:29,059 ‫- اون فرزندش رو از گور بلند کرد ‫- هی، ریتز 1584 01:36:29,083 --> 01:36:30,559 ‫جاده رو مسدود کن 1585 01:36:30,583 --> 01:36:33,059 ‫خبرها زود پخش میشن و ‫نمی‌خوام کسی تو کارمون سرک بکشه 1586 01:36:33,083 --> 01:36:34,559 ‫- ردیفـه ‫- رئیس! 1587 01:36:34,583 --> 01:36:35,476 ‫چی شده؟ 1588 01:36:35,500 --> 01:36:37,969 ‫اون حسگر حرکتی‌ای که اونجاست ‫دوربین هم هست 1589 01:36:37,993 --> 01:36:40,145 ‫ولی به جایی وصل نیست 1590 01:36:40,169 --> 01:36:41,226 ‫دوربین؟ 1591 01:36:41,250 --> 01:36:43,809 ‫نمی‌دونم. شاید حافظه‌ی داخلی داره 1592 01:36:43,833 --> 01:36:46,295 ‫نظرت چیـه ببریش واحد فنی؟ 1593 01:36:46,625 --> 01:36:48,267 ‫خدایا، حمد و سپاس 1594 01:36:48,291 --> 01:36:50,767 ‫اون خادمش رو از مرگ برگردوند 1595 01:36:50,791 --> 01:36:53,476 ‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟ ‫کل این ناحیه رو تا درختستان نوار بکش 1596 01:36:53,500 --> 01:36:54,976 ‫- اطاعت میشه ‫- صحنه‌ی قتلـه 1597 01:36:55,000 --> 01:36:56,791 سرایدار مُرده 1598 01:37:08,958 --> 01:37:10,750 ‫نه! خواهش می‌کنم! 1599 01:37:11,791 --> 01:37:14,267 ‫- گندش بزنن ‫- نه! نه، نه، نه، نه! 1600 01:37:14,291 --> 01:37:15,767 ‫یکی میاد کمک؟ 1601 01:37:15,791 --> 01:37:17,851 ‫- کمک بیارید! مارتا ‫- نه! نه، نه! 1602 01:37:17,875 --> 01:37:20,142 ‫- مارتا، باید بیای عقب ‫- نه! 1603 01:37:20,166 --> 01:37:22,120 ‫مارتا... 1604 01:37:22,867 --> 01:37:25,908 ‫فرار کن توی تاریکی، قاتل! 1605 01:37:27,708 --> 01:37:29,333 ‫ولی بدون که اون برگشته و 1606 01:37:29,833 --> 01:37:33,541 ‫با خودش کیفر و مرگ به همراه میاره 1607 01:37:50,750 --> 01:37:52,226 ‫پدر جاد هستم، بفرمایید 1608 01:37:52,398 --> 01:37:54,814 ‫پدر جاد، منم لوئیس. ‫حالتون چطوره؟ 1609 01:37:58,814 --> 01:38:00,578 ‫آره... سلام، لوئیس 1610 01:38:00,791 --> 01:38:03,267 ‫امیدوارم دیروقت نباشه، ولی ‫خودتون گفتید مسئله‌ی مرگ و زندگیـه، 1611 01:38:03,291 --> 01:38:04,976 ‫واسه همین خواستم بهتون بگم که 1612 01:38:05,000 --> 01:38:07,684 ‫با جیمز صحبت کردم و ‫لیفتراک رو شخصِ 1613 01:38:07,708 --> 01:38:10,333 ‫مانسینیور ویکز سفارش داده بود 1614 01:38:11,231 --> 01:38:13,014 ‫ایشون خودش شخصاً با جیمز صحبت کرد 1615 01:38:13,038 --> 01:38:15,892 ‫امیدوارم الان دیگه ‫همه چی براتون حل و فصل شده باشه 1616 01:38:15,916 --> 01:38:19,392 ‫خدا پشت و پناهتون، پدر. ‫شب خوبی داشته باشید. 1617 01:38:21,126 --> 01:38:22,642 ‫حتماً 1618 01:38:22,666 --> 01:38:25,416 ‫تو هم همینطور، لوئیس 1619 01:38:48,261 --> 01:38:50,892 ‫« قلعه » 1620 01:38:50,916 --> 01:38:52,125 ‫خدایا 1621 01:38:53,916 --> 01:38:55,000 ‫بله؟ 1622 01:38:56,125 --> 01:38:57,958 ‫یواش‌تر، مارتا. چی؟ 1623 01:39:00,750 --> 01:39:02,726 ‫چی؟ 1624 01:39:02,750 --> 01:39:04,774 ‫- معجزه‌ست ‫- چرنده 1625 01:39:04,798 --> 01:39:07,107 ‫نه، واقعاً اتفاق افتاده. ‫مارتا گفت مقبره خالیـه. 1626 01:39:07,166 --> 01:39:09,375 .به همه زنگ می‌زنم .خودم هم دارم میرم اونجا 1627 01:39:15,291 --> 01:39:16,500 ...تو 1628 01:39:17,041 --> 01:39:19,101 چیکار می‌کنی؟ تو که سیگاری نیستی 1629 01:39:19,125 --> 01:39:20,333 هستم 1630 01:39:21,166 --> 01:39:23,059 پونزده ساله سیگار می‌کشم 1631 01:39:23,083 --> 01:39:25,000 لی بهت زنگ زد؟ بهت گفت؟ 1632 01:39:25,500 --> 01:39:26,708 آره 1633 01:39:27,958 --> 01:39:30,309 باشه. خب، من میرم شاهد یه معجزه باشم 1634 01:39:30,333 --> 01:39:33,416 تو هم بشین همینجا سیگار دود کن 1635 01:40:05,083 --> 01:40:06,291 خدا رو شکر 1636 01:40:07,416 --> 01:40:08,833 موفق شدیم 1637 01:40:10,833 --> 01:40:13,875 زودباش 1638 01:40:15,791 --> 01:40:17,500 ...زودباش، دیگه 1639 01:40:18,333 --> 01:40:19,541 پیداش کرد 1640 01:40:23,041 --> 01:40:26,184 ...خیلی‌خب. کیفیتش عالی نیست 1641 01:40:26,208 --> 01:40:27,625 عیبی نداره - ...ولی - 1642 01:40:38,458 --> 01:40:39,875 این دیگه چیـه؟ 1643 01:40:46,833 --> 01:40:47,892 خیلی‌خب 1644 01:40:47,916 --> 01:40:51,434 ،آره، خب، هر بار تحرکی صورت بگیره شروع می‌کنه به ضبط کردن و 1645 01:40:51,458 --> 01:40:54,875 این کلیپ مال چهار ثانیه بعده 1646 01:41:07,041 --> 01:41:09,059 خب؟ 1647 01:41:09,083 --> 01:41:11,000 اثر انگشت‌های روی ابزار باغبونی 1648 01:41:12,291 --> 01:41:15,958 .تمام پایگاه داده‌مون رو نگشتیم .فقط مظنون‌هایی که بازجویی کردید 1649 01:41:16,666 --> 01:41:17,875 اثر انگشت پدر جاده 1650 01:41:22,750 --> 01:41:23,958 اون کجاست؟ 1651 01:41:24,583 --> 01:41:26,416 واقعاً کاش می‌دونستم 1652 01:41:46,041 --> 01:41:47,875 !بلانک. بلانک 1653 01:41:48,500 --> 01:41:51,184 ...من میرم. می‌خوام...می‌خوام خودمو تحویل 1654 01:41:55,625 --> 01:41:57,625 خودم رو تحویل میدم - عمراً بذارم - 1655 01:42:03,166 --> 01:42:05,976 .کار من بود. من سمسون رو کُشتم .گناهکارم. باید اعتراف کنم 1656 01:42:06,000 --> 01:42:07,142 بذار برم - گوش کن - 1657 01:42:07,166 --> 01:42:09,642 بعداً همه چی رو دقیق ،برام تعریف می‌کنی، ولی فعلاً 1658 01:42:09,666 --> 01:42:11,351 چطوری برم خونه‌ی دکتر نت؟ 1659 01:42:11,375 --> 01:42:12,875 دکتر نت؟ - آره، سریع - 1660 01:42:13,375 --> 01:42:14,642 متأسفانه الکی وقت تلف کردم 1661 01:42:14,666 --> 01:42:17,000 .فقط امیدوارم کار از کار نگذشته باشه !حالا سرت رو بیار پایین 1662 01:42:21,416 --> 01:42:23,601 .درود بر تو ای مریم، پر از نعمت .خدا با توست 1663 01:42:23,625 --> 01:42:25,101 ...میان همه زنان تو مبارک هستی 1664 01:42:25,125 --> 01:42:27,351 قربان، من برای شما و نشان‌تون احترام قائلم... 1665 01:42:27,375 --> 01:42:30,642 ولی اینجا کلیسای ماست و نمی‌خوام ،به خشونت متوسل بشم 1666 01:42:30,666 --> 01:42:34,476 .ولی اگه لازم باشه کل شب همینجا می‌مونیم !باید اون مقبره رو ببینیم 1667 01:42:34,500 --> 01:42:36,559 واقعیـه؟ - نمی‌ذارن رد شیم - 1668 01:42:36,583 --> 01:42:39,166 باید ببینم 1669 01:42:39,875 --> 01:42:41,791 خواهش می‌کنم. باید ببینم 1670 01:42:59,541 --> 01:43:00,750 دکتر نت؟ 1671 01:43:35,625 --> 01:43:37,833 خدایا 1672 01:43:38,583 --> 01:43:40,000 این چه بوییـه؟ 1673 01:43:45,375 --> 01:43:47,000 فقط همینجا وایسا 1674 01:43:49,041 --> 01:43:50,125 بلانک 1675 01:43:50,666 --> 01:43:51,750 بله 1676 01:43:56,708 --> 01:43:58,125 وای خدا 1677 01:44:11,333 --> 01:44:12,416 درستـه 1678 01:44:14,083 --> 01:44:18,750 ...خدایا، چقدر 1679 01:44:30,166 --> 01:44:31,309 ویکز 1680 01:44:31,333 --> 01:44:33,500 آره، این...خودشـه 1681 01:44:34,375 --> 01:44:35,791 اون...؟ - آره - 1682 01:44:36,500 --> 01:44:39,958 البته تا جایی که عقلم قد میده 1683 01:44:42,583 --> 01:44:44,708 ...بذار ببینم. بیا 1684 01:44:48,000 --> 01:44:49,250 خیلی‌خب 1685 01:44:50,750 --> 01:44:53,142 احتمالاً یکم ناجور شه 1686 01:44:53,166 --> 01:44:54,791 یعنی بیشتر از این 1687 01:45:30,333 --> 01:45:31,416 دکتر نت 1688 01:45:32,666 --> 01:45:35,500 خودشـه. البته...چیزی که ازش باقی مونده 1689 01:46:02,575 --> 01:46:04,475 « پنتوباربیتال » 1690 01:46:08,500 --> 01:46:10,500 ...جرالدین، من...بلانک هستم 1691 01:46:11,625 --> 01:46:13,851 آره، همینجاست 1692 01:46:13,875 --> 01:46:15,434 گوش کن 1693 01:46:15,458 --> 01:46:17,684 باید بیای خونه‌ی دکتر نت 1694 01:46:17,708 --> 01:46:21,125 یه جسد هست. البته دوتا 1695 01:46:22,250 --> 01:46:23,666 همه چی اینجاست 1696 01:46:24,166 --> 01:46:27,041 آره، آره. تموم شد. آره 1697 01:46:28,166 --> 01:46:29,666 بهت زنگ می‌زنم 1698 01:46:30,958 --> 01:46:32,851 پدر جاد. وایسا، وایسا 1699 01:46:32,875 --> 01:46:35,000 .من سمسون رو کُشتم .باید خودم رو تحویل بدم 1700 01:46:35,625 --> 01:46:38,250 ،باید با پای خودم برم وگرنه هیچ ارزشی نداره 1701 01:46:58,000 --> 01:47:00,125 میشه با جرالدین تماس بگیرید؟ 1702 01:47:00,625 --> 01:47:03,458 بگید پدر جاد برگشته کلیسا و آماده‌ست اعتراف کنه 1703 01:47:20,041 --> 01:47:22,809 پدر جاد. اومدم شما رو به جرم قتل 1704 01:47:22,833 --> 01:47:25,142 مانسینیور جفرسون ویکز و سمسون هولت بازداشت کنم 1705 01:47:25,166 --> 01:47:29,392 ضمناً شما مظنون اصلی پرونده‌ی قتل دکتر ناتانیل شارپ هم هستید 1706 01:47:29,416 --> 01:47:30,833 نت مُرده؟ 1707 01:47:32,041 --> 01:47:33,333 توی خونه‌اش به قتل رسیده 1708 01:47:34,333 --> 01:47:36,833 جسد ویکز رو هم پیدا کردیم. همه چی تمومـه 1709 01:47:37,333 --> 01:47:40,517 هر چی که بگی در دادگاه علیه‌ات استفاده میشه 1710 01:47:40,541 --> 01:47:43,226 ،ولی اگه می‌خوای اعتراف کنی 1711 01:47:43,250 --> 01:47:46,083 اینجا جای خیلی خوبیـه 1712 01:47:48,250 --> 01:47:49,333 آره 1713 01:47:52,375 --> 01:47:54,184 ،چندین سال پیش 1714 01:47:54,208 --> 01:47:56,625 من یه نفر رو توی رینگ بوکس به قتل رسوندم 1715 01:47:58,333 --> 01:48:00,375 وقتی کُشتمش، قلبم آکنده از نفرت بود 1716 01:48:02,500 --> 01:48:05,916 ...دیشب همین نفرت برگشت به وجودم و از روی 1717 01:48:06,875 --> 01:48:09,041 ...ترس و عصبانیت، من 1718 01:48:09,125 --> 01:48:11,416 ♪ The Phantom of The Opera - Overture ♪ 1719 01:48:13,500 --> 01:48:17,601 ،شرمنده. خیلی پیازداغش رو زیاد کردم ولی باید دهنت رو می‌بستم 1720 01:48:17,625 --> 01:48:19,934 ...نه. پدر جاد - الان می‌خواستم به همه توضیح بدم - 1721 01:48:19,958 --> 01:48:21,767 بشین و گوش کن - حرف نزن - 1722 01:48:21,791 --> 01:48:24,809 ...بذار بگه. داشتی می‌گفتی ...گفتی که دیشب 1723 01:48:24,833 --> 01:48:27,226 ...از روی ترس و عصبانیت - می‌خواستم اعتراف کنم - 1724 01:48:27,250 --> 01:48:30,392 !در برابر صدای پروردگار سکوت کنید 1725 01:48:30,416 --> 01:48:35,392 بنشینید و نظاره‌گر شرارت و ننگ گناهکارانی باشید که 1726 01:48:35,416 --> 01:48:38,250 !در برابر همگی‌تان نمایان میشه 1727 01:48:51,000 --> 01:48:54,125 چیکار می‌کنی؟ 1728 01:48:57,208 --> 01:49:00,476 اجازه بدید با قتل ویکز شروع کنیم 1729 01:49:00,500 --> 01:49:03,333 همینجا توی جمعه‌ی نیک 1730 01:49:04,041 --> 01:49:05,875 جنایت غیرممکن 1731 01:49:07,250 --> 01:49:09,934 جرالدین، استنتاجت درست بود 1732 01:49:09,958 --> 01:49:14,184 وقتی مانسینیور توی اون اتاقک از حال رفت، هنوز زنده بود 1733 01:49:14,208 --> 01:49:16,333 حتی هنوز چاقو هم نخورده بود 1734 01:49:17,333 --> 01:49:20,809 ،داخل فلاسکی که توی جعبه فیوز قایم کرده بود 1735 01:49:20,833 --> 01:49:24,601 یه آرام‌بخش خیلی قوی ریخته شده بود 1736 01:49:24,625 --> 01:49:26,476 اون ازش خورد 1737 01:49:26,500 --> 01:49:28,434 خودش رو جمع و جور کرد 1738 01:49:28,458 --> 01:49:31,726 بعد ظرف چند دقیقه بیهوش افتاد زمین 1739 01:49:31,750 --> 01:49:34,767 صدای تقِ فلز 1740 01:49:34,791 --> 01:49:36,684 در این وهله بی‌دفاع بود و 1741 01:49:36,708 --> 01:49:40,125 بهترین فرصت برای قاتل بود که وارد اتاقک بشه و 1742 01:49:40,708 --> 01:49:42,375 ضربه‌ی مرگبار رو وارد کنه 1743 01:49:43,000 --> 01:49:44,208 من...همه‌ی اینا رو گفتم 1744 01:49:44,791 --> 01:49:45,684 پدر جاد 1745 01:49:45,708 --> 01:49:48,601 ،نه. وقتی پیداش کردم چاقو توی بدنش بود 1746 01:49:48,625 --> 01:49:50,267 یه چیزی تو کمرشـه 1747 01:49:50,291 --> 01:49:53,392 پس چطوری؟ کِی؟ غیرممکنـه. خودم دیدم 1748 01:49:53,416 --> 01:49:54,875 تو چی دیدی؟ 1749 01:49:56,083 --> 01:49:57,559 سر شیطان سرخ 1750 01:49:57,583 --> 01:50:00,851 خونی که فرض کردی مال ویکزه 1751 01:50:00,875 --> 01:50:03,125 من این معما رو برات حل کردم. متوجه شدی؟ 1752 01:50:04,375 --> 01:50:05,726 ایل دیاولو 1753 01:50:05,750 --> 01:50:07,333 پیتزافروشیـه. عکسـه 1754 01:50:08,666 --> 01:50:10,666 ،فکر کردی متوجه شدی 1755 01:50:11,208 --> 01:50:13,184 ولی نه، یه چیز دیگه هم بود 1756 01:50:13,208 --> 01:50:15,476 یه چراغ مشابه اونجا بود 1757 01:50:15,500 --> 01:50:18,375 یه سر شیطان مشابه 1758 01:50:19,708 --> 01:50:20,791 آره 1759 01:50:23,791 --> 01:50:25,416 اون هم سر جاش نبود 1760 01:50:26,041 --> 01:50:27,517 دوتا شیطان 1761 01:50:27,541 --> 01:50:28,934 آره 1762 01:50:28,958 --> 01:50:30,166 چرا دوتا؟ 1763 01:50:31,041 --> 01:50:32,726 و چرا قرمز بودن؟ 1764 01:50:32,750 --> 01:50:34,226 ولی قرمز نبود. الان قرمزه 1765 01:50:34,250 --> 01:50:37,059 همون رنگ رداهای جمعه‌ی نیک 1766 01:50:37,083 --> 01:50:42,083 دقیقاً رنگ نخ‌های مرموزی که توی اتاقک پیدا شدن 1767 01:50:42,791 --> 01:50:46,642 چون سر شیطان دوم تمام مدت همونجا بوده 1768 01:50:46,666 --> 01:50:49,059 دوخته شده بوده پشت رداش 1769 01:50:49,083 --> 01:50:50,434 توخالی، سبک و 1770 01:50:50,458 --> 01:50:52,541 پر از مقدار کمی خون که 1771 01:50:53,125 --> 01:50:56,041 با فشار یه کنترل ریخت بیرون 1772 01:50:57,000 --> 01:51:00,267 دقیقاً توی لحظه‌ی مناسب 1773 01:51:00,291 --> 01:51:01,291 مانسینیور؟ 1774 01:51:02,500 --> 01:51:03,500 دکتر 1775 01:51:05,125 --> 01:51:06,476 یه فرد باصلاحیت که 1776 01:51:06,500 --> 01:51:10,101 می‌تونه صبر کنه جسد رو پیدا کنی و بعدش کنترل اوضاع رو دست بگیره 1777 01:51:10,125 --> 01:51:11,392 یه چیزی تو کمرشـه 1778 01:51:11,416 --> 01:51:13,041 صبر کن. بهش دست نزن 1779 01:51:15,333 --> 01:51:17,750 صبر می‌کنه یه لحظه حواس همه پرت بشه و 1780 01:51:20,333 --> 01:51:22,333 سریع زهر خودشو می‌ریزه 1781 01:51:23,833 --> 01:51:25,142 ،آخرین کاری که باید بکنه 1782 01:51:25,166 --> 01:51:29,559 اینـه که فلاسک پر از دارو رو برداره 1783 01:51:29,583 --> 01:51:32,416 ولی پیداش نمی‌کرد. اونجا نبود 1784 01:51:33,541 --> 01:51:35,809 تنها ایراد توی نقشه‌اش 1785 01:51:35,833 --> 01:51:39,708 حاصل لحظه‌ای ترحم احمقانه از جانب پدر جاد که 1786 01:51:40,291 --> 01:51:44,892 فلاسک رو قایم کرد تا کسی نفهمه ویکز مشروب می‌خورده و 1787 01:51:44,916 --> 01:51:47,750 بعداً برگشت تا ببرتش 1788 01:51:50,083 --> 01:51:51,291 خدای من 1789 01:51:51,791 --> 01:51:53,017 نت 1790 01:51:53,041 --> 01:51:54,250 دلیلش چی بوده؟ 1791 01:51:54,750 --> 01:51:57,059 ویکز می‌خواست زندگی همه رو نابود کنه 1792 01:51:57,083 --> 01:51:58,767 می‌خواست به خاک سیاه بشونتش 1793 01:51:58,791 --> 01:52:01,684 .نه. دلیل مهمتر رو میگم .دلیل اینکه اومدی اینجا 1794 01:52:01,708 --> 01:52:04,184 این نقشه‌های پیچیده‌ی عجیب برای چی بوده؟ 1795 01:52:04,208 --> 01:52:07,142 این کارهای نمایشی؟ جرم غیرممکن؟ 1796 01:52:07,166 --> 01:52:08,375 دلیلش چی بوده؟ 1797 01:52:09,041 --> 01:52:10,309 دقیقاً 1798 01:52:10,333 --> 01:52:12,833 ،خب، پس...اگه دکتر نت ویکز رو کُشته 1799 01:52:13,375 --> 01:52:14,434 پس کی نت رو کُشته؟ 1800 01:52:14,458 --> 01:52:16,291 خب، الان به اون هم می‌رسیم 1801 01:52:17,000 --> 01:52:19,809 این یه معمای در بسته‌ی پیچیده 1802 01:52:19,833 --> 01:52:23,267 با یه سری ماسماسک و سرنخ نیست 1803 01:52:23,291 --> 01:52:26,767 بلکه توطئه‌ی خیلی بزرگتری در کاره که 1804 01:52:26,791 --> 01:52:31,934 ریشه در پایه و بنای این کلیسا داره 1805 01:52:31,958 --> 01:52:33,767 ،توطئه‌ای که به خاطرش من 1806 01:52:33,791 --> 01:52:37,101 ،مردی که کوچکترین باور و اعتقادی ندارم 1807 01:52:37,125 --> 01:52:40,041 وارد حیطه‌ی ایمان شدم 1808 01:52:41,666 --> 01:52:43,500 ،برای حل این پرونده 1809 01:52:44,541 --> 01:52:48,684 باید باور غلطی که در حال شکل‌گیری بود رو درک می‌کردم 1810 01:52:48,708 --> 01:52:51,601 ،نباید میفتادم دنبال صحت و سقم بودن ماجرا 1811 01:52:51,625 --> 01:52:54,101 بلکه باید با تمام پوست و استخونم 1812 01:52:54,125 --> 01:52:57,250 ماهیت اصلی تبعات این اتفاق رو درک می‌کردم 1813 01:53:00,541 --> 01:53:01,958 یه کشیش مقدس 1814 01:53:02,708 --> 01:53:08,184 ،که نه به دست آدمی بلکه توسط خود شیطان کُشته شده 1815 01:53:08,208 --> 01:53:11,625 ،توی مقبره‌ی مهر و موم شده‌ی پدرش دفن شده 1816 01:53:12,208 --> 01:53:13,625 ،ولی به اراده‌ی خداوند 1817 01:53:14,333 --> 01:53:16,017 از مرگ برمی‌گرده 1818 01:53:16,041 --> 01:53:18,101 به عنوان موجودی جدید 1819 01:53:18,125 --> 01:53:20,184 ،که دیگه انسانی جایزالخطا نیست 1820 01:53:20,208 --> 01:53:24,041 بلکه تبدیل شده به نماد قدرت خداوند در کنترل مرگ 1821 01:53:26,000 --> 01:53:27,625 عدالتش در حق افراد پاکدامن 1822 01:53:28,125 --> 01:53:30,375 انتقامی که از افراد پلید می‌گیره 1823 01:53:33,166 --> 01:53:37,059 ،خیلی‌خب. حالا بگو ببینم واقعاً چه اتفاقی افتاده؟ 1824 01:53:37,083 --> 01:53:39,142 آره. آره 1825 01:53:39,166 --> 01:53:43,059 دیگه وقتشـه پرده از این دروغ‌های مضحکِ 1826 01:53:43,083 --> 01:53:47,142 معجزه و رستاخیز بردارم و حقیقت اصلی رو نمایان کنم 1827 01:53:47,166 --> 01:53:49,642 وقتشـه که بنوا بلانک 1828 01:53:49,666 --> 01:53:52,750 تیر خلاص رو به معماهای ایمان بزنه 1829 01:54:21,291 --> 01:54:23,291 بلانک، تو...حالت خوبـه؟ 1830 01:54:25,416 --> 01:54:26,625 دمشق 1831 01:54:27,666 --> 01:54:28,875 دمشق؟ 1832 01:54:30,250 --> 01:54:33,351 یعنی...ماجرای مسیر دمشق رو میگی؟ 1833 01:54:33,375 --> 01:54:35,250 آره، آره. همون دمشق 1834 01:54:38,791 --> 01:54:40,416 لعنتی 1835 01:54:41,291 --> 01:54:42,375 بلانک؟ 1836 01:54:58,916 --> 01:55:00,541 نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم 1837 01:55:04,500 --> 01:55:05,500 چی؟ 1838 01:55:06,583 --> 01:55:09,434 بنوا بلانک، داری میگی که در نهایت 1839 01:55:09,458 --> 01:55:12,476 به این نتیجه رسیدی که مانسینیور ویکز از مرگ برگشته؟ 1840 01:55:12,500 --> 01:55:13,976 که معجزه شده؟ 1841 01:55:14,000 --> 01:55:18,125 گفتم نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم 1842 01:55:19,666 --> 01:55:20,750 همین کافیـه 1843 01:55:21,250 --> 01:55:22,250 ممنون 1844 01:55:24,458 --> 01:55:25,541 بلانک؟ 1845 01:55:26,250 --> 01:55:28,726 ،اگه می‌دونی واقعاً چی شده باید به همه بگی 1846 01:55:28,750 --> 01:55:32,517 الان مثلاً نمی‌خوای به ایمان‌مون ضربه بزنی یا داری احترام می‌ذاری؟ 1847 01:55:32,541 --> 01:55:34,809 چون حقمونـه حقیقت رو بدونم 1848 01:55:34,833 --> 01:55:36,250 همچین قصدی ندارم 1849 01:55:37,625 --> 01:55:39,250 باید حقیقت رو بدونم 1850 01:55:40,541 --> 01:55:42,892 ...نمیشه فقط 1851 01:55:42,916 --> 01:55:45,791 همه چی رو روشن کنی؟ مگه هدف از این کارهات همین نیست؟ 1852 01:55:48,583 --> 01:55:51,601 راستی میشه یه معرفی‌نامه واسه کتابم بنویسی؟ 1853 01:55:51,625 --> 01:55:53,333 چی...نه 1854 01:55:53,958 --> 01:55:56,500 .باشه. خیلی‌خب .نمایش تموم شد. همه بیرون 1855 01:55:57,333 --> 01:55:59,750 بیرون. بیرون 1856 01:56:00,458 --> 01:56:02,166 میشه لطفاً عقب وایسید؟ 1857 01:56:06,750 --> 01:56:09,642 یه فصل دیگه اضافه می‌کنم و...بعدش حاضره 1858 01:56:09,666 --> 01:56:12,059 آماده‌ی چاپ میشیم. آلن، اعتماد کن 1859 01:56:12,083 --> 01:56:14,708 .به «رندوم هاوس» و بقیه زنگ بزن .حسابی می‌گیره 1860 01:56:17,833 --> 01:56:21,767 اینجا شاهد معجزه‌ای بودیم که خود شخص بنوا بلانک بهش مهر تأیید زده 1861 01:56:21,791 --> 01:56:25,184 تمام دنیا از اتفاقی که امروز توی چیمنی راک افتاده خبردار میشه 1862 01:56:25,208 --> 01:56:29,267 .خودتون می‌تونید ببینید ...کانال یوتیوبم رو دنبال کنید 1863 01:56:29,291 --> 01:56:30,500 عجب بلبشویی 1864 01:56:32,000 --> 01:56:34,416 لابد الان پدر جاد رو دستگیر می‌کنن 1865 01:56:35,000 --> 01:56:36,083 آره 1866 01:56:37,041 --> 01:56:38,666 گمونم همینطوره 1867 01:56:44,833 --> 01:56:46,333 این دیگه چه کاری بود؟ 1868 01:56:46,875 --> 01:56:48,875 مسیر دمشق 1869 01:56:49,583 --> 01:56:52,059 حقیقت یهو خورد توی صورتم 1870 01:56:52,083 --> 01:56:53,976 پس چی؟ دیگه حقایق به یه‌ورتن؟ 1871 01:56:54,000 --> 01:56:56,601 حالا معتقدی خدا و تمام این خزعبلات واقعیـه؟ 1872 01:56:56,625 --> 01:56:58,517 نه، نه. خدا که ساختگیـه 1873 01:56:58,541 --> 01:57:00,541 ...چیزی که متحولم کرد 1874 01:57:01,625 --> 01:57:03,041 پدر جاد بود 1875 01:57:04,500 --> 01:57:06,916 بهم یاد داد ترحم نشون بدم 1876 01:57:09,583 --> 01:57:11,416 ترحم نسبت به دشمنم 1877 01:57:15,166 --> 01:57:16,541 نسبت به ضعفا 1878 01:57:19,000 --> 01:57:20,625 ...نسبت به کسایی که 1879 01:57:21,416 --> 01:57:22,541 ،اصلاً لایقش نیستن 1880 01:57:24,625 --> 01:57:26,041 ولی خیلی بهش نیاز دارن 1881 01:57:31,291 --> 01:57:32,500 در حق گناهکاران 1882 01:57:33,083 --> 01:57:34,166 آقای بلانک 1883 01:57:34,833 --> 01:57:36,458 شما حقیقت رو می‌دونید 1884 01:57:37,041 --> 01:57:39,041 بله، می‌دونم 1885 01:57:40,583 --> 01:57:43,976 ولی الان خودتون رو زدید به خریّت 1886 01:57:44,000 --> 01:57:46,625 تا با پای خودتون بیاید و اعتراف کنید 1887 01:57:47,916 --> 01:57:50,476 حالا بهتره حرف‌تون رو بزنید. سریع 1888 01:57:50,500 --> 01:57:51,708 ممنونم 1889 01:57:55,583 --> 01:57:57,000 پدر جاد 1890 01:58:04,000 --> 01:58:05,184 چیکار کنم؟ 1891 01:58:05,208 --> 01:58:07,101 کاری که توی خونتـه 1892 01:58:07,125 --> 01:58:08,541 کشیشش باش 1893 01:58:09,041 --> 01:58:10,458 اعترافش رو گوش کن 1894 01:58:19,125 --> 01:58:21,184 پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام 1895 01:58:21,208 --> 01:58:23,416 از آخرین اعترافم یک هفته می‌گذره 1896 01:58:27,916 --> 01:58:32,750 به خودم قبولوندم که نیّتم خیر بوده 1897 01:58:34,125 --> 01:58:35,541 ...ولی راستش همه چی 1898 01:58:36,375 --> 01:58:39,458 با یه دروغ شروع شد 1899 01:58:40,416 --> 01:58:41,500 پرنتیس 1900 01:58:43,041 --> 01:58:44,041 پرنتیس 1901 01:58:45,625 --> 01:58:48,625 توی آخرین عشای ربانیش اون رو دیدم 1902 01:58:52,500 --> 01:58:54,625 این سیب حوّاست، مارتا 1903 01:58:55,208 --> 01:58:57,416 تمام ثروت نفرین‌شده‌ام 1904 01:58:57,916 --> 01:59:00,392 تمام گناهان دنیا 1905 01:59:00,416 --> 01:59:02,333 هر چی که حوّا بهش طمع داشت 1906 01:59:03,000 --> 01:59:04,625 همه رو این داخل حبس کردم 1907 01:59:05,208 --> 01:59:08,625 دیگه نمی‌ذارم بیفته دست افراد شرور 1908 01:59:09,416 --> 01:59:11,333 بدن مسیح 1909 01:59:24,458 --> 01:59:27,875 اون جواهر رو با خودش به گور برد 1910 01:59:30,625 --> 01:59:35,291 من سوگند خوردم از این رازش حفاظت می‌کنم 1911 01:59:36,708 --> 01:59:40,684 ولی گریس فهمیده بود که اون الماس رو خریده 1912 01:59:40,708 --> 01:59:42,059 نمی‌دونم چطوری 1913 01:59:42,083 --> 01:59:43,916 اون برندهای باکلاس رو می‌شناخت 1914 01:59:45,166 --> 01:59:48,559 می‌دونست توی یه جعبه‌ی زینتی گرون‌قیمت که 1915 01:59:48,583 --> 01:59:50,809 ارزش خودش حدود ۲۰ هزار دلاره، چی می‌فروشن 1916 01:59:50,833 --> 01:59:54,976 توش یه سنگ بنجل یا مسیح پلاستیکی نمی‌ذارن، نه 1917 01:59:55,000 --> 01:59:57,166 مال یه چیز تراش‌خورده‌ست که واسه خودش یه گنجـه 1918 01:59:58,250 --> 01:59:59,392 یه جواهر 1919 01:59:59,416 --> 02:00:02,184 ولی نمی‌دونست کجا قایمش کرده 1920 02:00:02,208 --> 02:00:03,708 ...پس اون شب 1921 02:00:06,166 --> 02:00:08,291 از سر عصبانیت به کلیسا بی‌حرمتی نکرد 1922 02:00:08,875 --> 02:00:11,976 نه، دنبال جواهری می‌گشت که قایم کرده 1923 02:00:12,000 --> 02:00:15,500 بعد از یه زندگی تلخ عاری از امید 1924 02:00:16,041 --> 02:00:19,125 ،توی زندانی ننگین از قضاوت‌های دیگران 1925 02:00:19,625 --> 02:00:21,625 اون تنها راه خلاصیش بود 1926 02:00:22,625 --> 02:00:24,041 دختر بیچاره 1927 02:00:25,583 --> 02:00:27,416 مارتا، تو چی بهش گفتی؟ 1928 02:00:29,541 --> 02:00:31,434 می‌دونم کجا قایمش کرده 1929 02:00:31,458 --> 02:00:33,559 هیچوقت دستت بهش نمی‌رسه 1930 02:00:33,583 --> 02:00:35,000 هرزه‌ی تن‌فروش 1931 02:00:40,208 --> 02:00:42,125 کجاست؟ 1932 02:00:44,833 --> 02:00:47,208 کجاست، کثافت؟ 1933 02:00:48,208 --> 02:00:51,351 من راز سیب حوّا رو 1934 02:00:51,375 --> 02:00:55,958 شصت سال پیش خودم نگه داشتم 1935 02:00:57,125 --> 02:00:59,750 بار سنگینِ روی دوشم 1936 02:01:00,958 --> 02:01:01,892 ...تا اینکه 1937 02:01:01,916 --> 02:01:03,166 ...تا اینکه 1938 02:01:05,166 --> 02:01:07,309 ترغیبت کردم اعتراف کنی 1939 02:01:07,333 --> 02:01:10,708 ،من هم با شهامت هر چه تمام‌تر 1940 02:01:11,750 --> 02:01:13,166 اعتراف کردم 1941 02:01:16,750 --> 02:01:18,375 ولی به کشیش اشتباه 1942 02:01:22,583 --> 02:01:24,684 الان وقت زیادی نداریم 1943 02:01:24,708 --> 02:01:26,767 ،یکشنبه‌ی پیش توی اقامتگاه 1944 02:01:26,791 --> 02:01:30,017 ورا راز ویکز رو فاش کرد و تو درباره‌ی سای فهمیدی 1945 02:01:30,041 --> 02:01:33,059 گمراهیش برام قابل‌قبول بود 1946 02:01:33,083 --> 02:01:36,791 ،ولی با ادامه‌ی حرف‌هاش یه چیزی برام روشن شد 1947 02:01:37,708 --> 02:01:39,916 قضیه خیلی بزرگتر از این حرف‌هاست 1948 02:01:40,416 --> 02:01:44,833 اون پسر وحشتناک رو با آغوش باز پذیرفته بود 1949 02:01:46,541 --> 02:01:48,726 اونجا بود که شک کردم 1950 02:01:48,750 --> 02:01:51,184 واسه همین زنگ زدی شرکت ساخت و ساز 1951 02:01:51,208 --> 02:01:52,625 ممنون، جیمز 1952 02:01:54,875 --> 02:01:56,083 بعد مطمئن شدم 1953 02:01:57,000 --> 02:02:00,476 .اون تجهیزات رو سفارش داده بود می‌خواست مقبره رو باز کنه تا 1954 02:02:00,500 --> 02:02:06,392 الماس رو از روی طمع و عطش قدرت بدزده 1955 02:02:06,416 --> 02:02:10,875 ،با این کار گناه فسادپرور سیب حوّا آشکار 1956 02:02:11,541 --> 02:02:14,017 و کلیسامون نابود می‌شد؛ 1957 02:02:14,041 --> 02:02:18,726 به خاطر تمام چیزهایی که پرنتیس بهم گوشزد کرده بود 1958 02:02:18,750 --> 02:02:20,166 من مأیوسش کردم 1959 02:02:22,750 --> 02:02:23,958 ،تمام عمرم 1960 02:02:24,583 --> 02:02:27,916 من آدم بده نبودم. آدم خوبی بودم 1961 02:02:28,500 --> 02:02:30,142 باایمان بودم 1962 02:02:30,166 --> 02:02:32,791 به کلیسا خدمت و ازش مراقبت کردم 1963 02:02:33,416 --> 02:02:36,559 ،اگه توی وظیفه‌ام شکست می‌خوردم زندگیم پوچ و واهی می‌شد 1964 02:02:36,583 --> 02:02:37,726 متوجهم 1965 02:02:37,750 --> 02:02:40,434 ...این تنها رسالتم بود و 1966 02:02:40,458 --> 02:02:41,875 نمی‌تونستم انجامش بدم 1967 02:02:42,958 --> 02:02:44,166 ...مگر اینکه 1968 02:02:48,166 --> 02:02:49,166 ...مگر اینکه 1969 02:02:51,833 --> 02:02:55,642 مگر اینکه زودتر جواهر رو بدزدم و 1970 02:02:55,666 --> 02:02:57,416 برای همیشه شرّش رو کم کنم 1971 02:02:58,416 --> 02:02:59,892 ،و در عین حال 1972 02:02:59,916 --> 02:03:04,226 ویکز رو در قالب یه قدیس با یه معجزه از مرگ برگردونم 1973 02:03:04,250 --> 02:03:07,666 ،نه انسانی جایزالخطا بلکه نمادی که 1974 02:03:08,500 --> 02:03:10,500 کلیسام رو نجات می‌داد 1975 02:03:11,666 --> 02:03:14,208 فقط یه معجزه لازم بود 1976 02:03:15,583 --> 02:03:17,416 واسه همین نقشه‌ام رو کشیدم 1977 02:03:18,416 --> 02:03:22,500 مرگ ویکز باید تبدیل می‌شد به یه معمای مذهبی 1978 02:03:23,291 --> 02:03:26,375 غیرقابل‌حل و الهی 1979 02:03:27,375 --> 02:03:29,125 ولی تنهایی از پسش برنمیومدی 1980 02:03:29,833 --> 02:03:30,916 نه 1981 02:03:32,458 --> 02:03:34,083 گفتم برم سراغ یه آدم ضعیف 1982 02:03:34,666 --> 02:03:35,934 مستأصل 1983 02:03:35,958 --> 02:03:38,767 کسی که برای نجات کلیسا به حرفم گوش میده و 1984 02:03:38,791 --> 02:03:41,375 ،برای حفظ آبروش تا آخر خط باهام میاد 1985 02:03:41,958 --> 02:03:45,976 کسی که به آرام‌بخش‌های پزشکی هم دسترسی داشت 1986 02:03:46,000 --> 02:03:48,041 آره. این هم بود 1987 02:03:51,458 --> 02:03:54,416 همه چیز طبق نقشه پیش رفت 1988 02:03:56,000 --> 02:03:58,142 خدای من 1989 02:03:58,166 --> 02:03:59,309 خودبینی کورم کرده بود 1990 02:03:59,333 --> 02:04:00,750 کارم وحشتناک بود 1991 02:04:01,291 --> 02:04:02,416 مارتا 1992 02:04:03,041 --> 02:04:05,500 درک می‌کنم. باور کن درک می‌کنم 1993 02:04:06,083 --> 02:04:07,976 ادامه بده. من اینجام 1994 02:04:08,000 --> 02:04:10,375 فکر نمی‌کردم چنین بهای سنگینی داشته باشه 1995 02:04:11,458 --> 02:04:13,291 من رو ببخش، سمسون 1996 02:04:13,833 --> 02:04:16,309 سمسون قوی و وفادارم 1997 02:04:16,333 --> 02:04:18,875 سمسون. اون تابوت‌ها رو می‌ساخت 1998 02:04:21,541 --> 02:04:23,833 لعنتی 1999 02:04:24,625 --> 02:04:26,041 دوباره زنده میشی 2000 02:04:27,000 --> 02:04:28,892 همه چی درست میشه 2001 02:04:28,916 --> 02:04:30,541 دوباره زنده میشی 2002 02:04:31,125 --> 02:04:33,375 همه چی درست میشه 2003 02:04:35,416 --> 02:04:36,625 قول میدم 2004 02:04:37,333 --> 02:04:40,601 نمی‌دونست چرا داریم این کار رو می‌کنیم 2005 02:04:40,625 --> 02:04:43,458 برای تو هر کاری می‌کنم، فرشته‌ی من 2006 02:04:44,208 --> 02:04:45,375 ولی بهم اعتماد داشت 2007 02:04:45,875 --> 02:04:47,708 چون دوستم داشت 2008 02:04:48,375 --> 02:04:50,500 خدایا 2009 02:04:55,250 --> 02:04:57,083 چطوری کار به اینجا کشید؟ 2010 02:04:59,750 --> 02:05:01,809 قرار بود خیلی ساده پیش بره 2011 02:05:01,833 --> 02:05:03,791 دکتر علامت میده 2012 02:05:16,208 --> 02:05:18,625 سمسون جواهر رو برمی‌داره و 2013 02:05:19,875 --> 02:05:22,708 درِ لازاروسی بالاخره به یه دردی می‌خوره 2014 02:05:26,875 --> 02:05:30,166 همه چی طبق نقشه توسط دوربین‌ها ضبط میشه 2015 02:05:30,791 --> 02:05:33,583 دکتر نت جسد ویکز رو می‌ذاره پشت وانتش و 2016 02:05:34,500 --> 02:05:37,892 توی ماده‌ی متعفن زیرزمینش اون رو نابود می‌کنه 2017 02:05:37,916 --> 02:05:42,059 فرداش هم سمسون داستان قدیسِ از مرگ برگشته رو تعریف و 2018 02:05:42,083 --> 02:05:46,142 سخنان متبرکش به سرایدار وفادارش رو 2019 02:05:46,166 --> 02:05:49,000 قبل از اینکه برگرده بهشت، منتقل می‌کنه 2020 02:05:49,666 --> 02:05:51,083 یه معجزه 2021 02:05:51,666 --> 02:05:53,500 نقشه‌ی بی‌نقصی بود 2022 02:05:55,416 --> 02:05:57,601 من قرار نبود اونجا باشم 2023 02:05:57,625 --> 02:05:59,666 دقیقاً همینطوره 2024 02:06:00,458 --> 02:06:04,767 ،وقتی جسد سمسون رو پیدا کردی فهمیدی چی شده؟ 2025 02:06:04,791 --> 02:06:06,559 یه حدسی داشتم 2026 02:06:06,583 --> 02:06:08,583 !نه! نه 2027 02:06:09,250 --> 02:06:11,083 ولی باید مطمئن می‌شدم 2028 02:06:14,541 --> 02:06:15,750 خدا رو شکر 2029 02:06:16,250 --> 02:06:17,458 موفق شدیم 2030 02:06:42,208 --> 02:06:44,267 بعدش دروغکی بهم گفت که 2031 02:06:44,291 --> 02:06:47,291 همه چی دقیقاً طبق نقشه پیش رفته 2032 02:06:48,750 --> 02:06:52,208 بعدش بهش گفتم رفتم مقبره 2033 02:06:54,000 --> 02:06:56,666 گفتم می‌دونم داره دروغ میگه 2034 02:06:58,416 --> 02:07:00,541 بعد حقیقت رو بهم گفت 2035 02:07:05,333 --> 02:07:07,750 لعنتی. نباید بذاریم ما رو ببینه 2036 02:07:16,333 --> 02:07:17,541 خدایا 2037 02:07:20,541 --> 02:07:22,166 این اشتباه دومم بود 2038 02:07:22,666 --> 02:07:27,291 دست‌کم گرفتن وسوسه‌های سیب حوّا 2039 02:07:28,541 --> 02:07:33,059 ،ما توافق کرده بودیم نابودش کنیم یا بندازیمش توی دریا 2040 02:07:33,083 --> 02:07:37,500 ولی نتونست در برابر قدرتش دووم بیاره 2041 02:07:38,416 --> 02:07:41,601 ،عیسی مسیح می‌تونست در برابر وسوسه مقاومت کنه 2042 02:07:41,625 --> 02:07:44,833 ...ولی اون انسان حقیر بدبخت 2043 02:07:45,333 --> 02:07:48,541 تنها موانع سر راهش من و سمسون بودیم 2044 02:07:49,375 --> 02:07:51,375 فرصت خوبی نصیبش شده بود 2045 02:07:52,250 --> 02:07:55,500 تا موانع رو از سر راهش برداره 2046 02:07:56,583 --> 02:08:00,642 همه چی رو بندازه گردن یه کشیش جوان با سابقه‌ی خشونت و 2047 02:08:00,666 --> 02:08:02,500 جواهر رو برای خودش نگه داره 2048 02:08:04,458 --> 02:08:05,458 اون از این فرصت استفاده کرد 2049 02:08:09,833 --> 02:08:13,791 بعد فقط من سر راهش بودم 2050 02:08:14,791 --> 02:08:19,291 اون با دوز مرگبار پنتوباربیتال قهوه‌ام رو مسموم کرده بود 2051 02:08:20,208 --> 02:08:22,833 بعد مصرف دیگه راه درمانی نداره 2052 02:08:23,583 --> 02:08:24,976 بدون درد 2053 02:08:25,000 --> 02:08:27,833 یه ذره لب‌ها بی‌حس میشن 2054 02:08:28,500 --> 02:08:31,583 بعدش ظرف ده دقیقه باید اشهدت رو بخونی 2055 02:08:32,416 --> 02:08:35,726 ازم کلی خواهش کرد که درک کنم چرا این کارها رو کرده 2056 02:08:35,750 --> 02:08:39,267 گفت با اون پول زن سلیطه‌اش دوباره برمی‌گرده پیشش و 2057 02:08:39,291 --> 02:08:41,125 از این چرندیات 2058 02:08:41,833 --> 02:08:44,083 بهش گفتم درک می‌کنم 2059 02:08:45,416 --> 02:08:47,416 می‌دونستم چرا اون کارها رو کرده 2060 02:08:51,875 --> 02:08:54,500 همه چی رو می‌دونستم 2061 02:09:14,708 --> 02:09:20,083 ،وقتی این کارها رو کردم قلبم آکنده از نفرت بود 2062 02:09:25,166 --> 02:09:27,583 «خداوند میگه «انتقام از آن من است 2063 02:09:33,125 --> 02:09:36,625 صحنه‌ی جرم هم داستان انتقام خدا رو ...برای همه شرح میده ولی 2064 02:09:39,583 --> 02:09:41,416 ،توی اعماق وجودم... 2065 02:09:42,166 --> 02:09:43,375 من می‌دونم 2066 02:09:47,458 --> 02:09:49,083 من بودم که انتقام گرفتم 2067 02:09:52,916 --> 02:09:56,559 من گناهانم رو اعتراف می‌کنم، پدر 2068 02:09:56,583 --> 02:09:59,791 ،من دروغ گفتم، آدم کُشتم 2069 02:10:00,500 --> 02:10:01,708 ...حالا هم 2070 02:10:02,708 --> 02:10:05,333 یه کاری کردم نور علی نور 2071 02:10:13,000 --> 02:10:14,684 پدر. زودباش، سریع 2072 02:10:14,708 --> 02:10:16,059 چه خبره؟ 2073 02:10:16,083 --> 02:10:18,125 وقتی لب‌هاش رو دیدم فهمیدم 2074 02:10:20,166 --> 02:10:21,875 دیگه کار از کار گذشته بود 2075 02:10:23,708 --> 02:10:25,767 اون پنتوباربیتال مصرف کرده 2076 02:10:25,791 --> 02:10:28,767 !خدایا. همین الان آمبولانس خبر کن - باشه - 2077 02:10:28,791 --> 02:10:31,208 !شاید یه کیت ضدسم توی ماشین باشه 2078 02:10:42,708 --> 02:10:44,333 پدر، من رو ببخش 2079 02:10:45,541 --> 02:10:46,958 خیلی بهت بد کردم 2080 02:10:48,625 --> 02:10:53,458 ...خدایا، بابت ویکز و نت من رو ببخش و 2081 02:10:55,666 --> 02:10:56,875 سمسون 2082 02:10:57,500 --> 02:10:59,125 سمسون عزیزم 2083 02:11:00,208 --> 02:11:01,416 گریس هم همینطور 2084 02:11:06,000 --> 02:11:08,083 مارتا 2085 02:11:08,833 --> 02:11:10,041 گریس 2086 02:11:12,625 --> 02:11:13,833 دیگه خطری نیست 2087 02:11:16,666 --> 02:11:17,875 خودت رو رها کن 2088 02:11:19,458 --> 02:11:21,083 نفرتت رو رها کن 2089 02:11:26,458 --> 02:11:27,541 گریس 2090 02:11:31,208 --> 02:11:32,333 آره 2091 02:11:33,208 --> 02:11:34,625 حالا می‌فهمم 2092 02:11:36,541 --> 02:11:38,166 دختر بیچاره 2093 02:11:41,333 --> 02:11:43,166 گریس، من رو ببخش 2094 02:11:47,375 --> 02:11:48,583 ...پدر 2095 02:11:51,583 --> 02:11:53,208 کارت رو خوب بلدی 2096 02:11:58,708 --> 02:12:00,875 ،پروردگارا، پدرِ رحمت بی‌پایان 2097 02:12:01,625 --> 02:12:04,184 ،به وسیله‌ی مرگ و رستاخیز پسر خویش 2098 02:12:04,208 --> 02:12:06,833 جهان را غرق در آرامش کرد و 2099 02:12:07,583 --> 02:12:11,750 روح‌القدس را چون باران بر دل‌ها فرو ریخت تا گناهان شسته شوند؛ 2100 02:12:12,583 --> 02:12:14,559 ،باشد که به خاطر خدماتت به کلیسا 2101 02:12:14,583 --> 02:12:17,000 ،خداوند تو را قرین رحمت و آمرزش کند 2102 02:12:18,000 --> 02:12:20,208 تو را از بند گناهانت آزاد می‌کنم 2103 02:12:28,000 --> 02:12:31,208 ،به نام پدر، پسر 2104 02:12:32,291 --> 02:12:33,708 و روح‌القدس 2105 02:12:49,416 --> 02:12:50,500 لعنتی 2106 02:13:20,041 --> 02:13:21,875 جواهر هیچوقت پیدا نشد 2107 02:13:25,825 --> 02:13:28,325 کلیسا یه مدت تعطیل شد (یک سال بعد) 2108 02:13:28,541 --> 02:13:31,708 ،مُریدان کلیسا البته اونایی که باقی موندن، متفرق شدن 2109 02:13:32,291 --> 02:13:35,155 یه سری به خواسته‌هاشون رسیدن، ولی در نهایت (معجزه‌ی رستاخیز مانسینیور جفرسون ویکز) 2110 02:13:35,179 --> 02:13:37,833 چیزی رو فهمیدن که هر فرد دین‌داری می‌دونه 2111 02:13:42,208 --> 02:13:43,833 خدا حس شوخ‌طبعی خودش رو داره 2112 02:13:49,375 --> 02:13:51,791 بعضی‌ها تونستن از نو شروع کنن 2113 02:13:52,458 --> 02:13:55,291 امیدوارم تونسته باشن راه خودشون رو پیدا کنن 2114 02:13:59,041 --> 02:14:00,666 بعضی‌ها هم به معجزه‌ای که می‌خواستن رسیدن 2115 02:14:01,958 --> 02:14:04,375 ،خوب یا درمان نشدن 2116 02:14:05,041 --> 02:14:08,184 بلکه صاحب عزم راسخی شدن که هر روز باهاش بیدار میشن و 2117 02:14:08,208 --> 02:14:10,333 کاری رو می‌کنن که براش ،وارد این دنیا شدیم 2118 02:14:11,208 --> 02:14:12,833 علیرغم تمام درد و سختی‌ها 2119 02:14:14,000 --> 02:14:15,208 روزیِ خداوند 2120 02:14:22,541 --> 02:14:24,541 برای تو هم دعا می‌کنم 2121 02:14:25,416 --> 02:14:27,416 که چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی 2122 02:14:30,708 --> 02:14:33,392 کجاست؟ تو می‌دونی - !نه! سای! سای - 2123 02:14:33,416 --> 02:14:35,226 !لعنت بهتون. می‌دونم هر دو می‌دونید 2124 02:14:35,250 --> 02:14:37,726 این آخرین فرصت‌تونـه وگرنه شما رو می‌کشونیم دادگاه 2125 02:14:37,750 --> 02:14:39,559 آقای ویکز، خودتون رو کنترل کنید 2126 02:14:39,583 --> 02:14:42,267 امیدوار بودیم با این ملاقات بتونیم مسئله رو حل کنیم 2127 02:14:42,291 --> 02:14:44,351 جواهر رو داده به اینا و قایمش کردن. مطمئنم 2128 02:14:44,375 --> 02:14:47,601 ما اجازه دادیم نماینده‌هاتون همه جای کلیسا و اقامتگاه کشیش رو بگردن 2129 02:14:47,625 --> 02:14:49,309 هیچی پیدا نکردن 2130 02:14:49,333 --> 02:14:51,809 ضمناً، موقع مرگ مارتا آقای بلانک هم حضور داشتن و 2131 02:14:51,833 --> 02:14:53,833 میگن چنین چیزی اتفاق نیفتاده 2132 02:14:55,416 --> 02:14:58,250 هی 2133 02:14:58,750 --> 02:14:59,833 !هوی 2134 02:15:00,416 --> 02:15:03,351 اگه بو ببرم فروختیش، هر مبلغ هنگفتی ،بدی به خیریه، اگه سقفت رو تعمیر کنی 2135 02:15:03,375 --> 02:15:06,434 اگه شراب مرغوب واسه عشای ربانیِ ،داغونت بگیری، حواسم هست 2136 02:15:06,458 --> 02:15:08,708 حساب‌هات رو چک می‌کنم و متوجه میشم 2137 02:15:09,541 --> 02:15:11,958 امیدوارم یه روزی دوباره برگردی کلیسا، سای 2138 02:15:12,500 --> 02:15:14,625 میراث واقعی‌ات مسیحیتـه 2139 02:15:25,583 --> 02:15:28,208 بچه‌کونی ریقو 2140 02:15:32,375 --> 02:15:34,559 فیلمی که ازت گرفته هنوز داره ترند میشه 2141 02:15:34,583 --> 02:15:35,726 آره 2142 02:15:35,750 --> 02:15:38,017 «بنوا بلانک سوکس شد» 2143 02:15:38,041 --> 02:15:40,875 نمی‌دونم چرا عین آدم ننوشته سوسک 2144 02:15:41,500 --> 02:15:43,476 ما همینطوری حقیقت رو پخش می‌کنیم 2145 02:15:43,500 --> 02:15:46,875 .درباره‌ی مارتا و اصل ماجرا .ولی گویا هیچ تأثیری نداره 2146 02:15:47,458 --> 02:15:51,291 .پیروان ویکز همش هجوم میارن به فیسبوک‌مون .نمی‌تونیم کاری‌شون کنیم 2147 02:15:52,625 --> 02:15:54,458 الحق عجب دوره زمونه‌ایـه 2148 02:15:55,416 --> 02:15:58,041 وقتی کلیسا رو باز کنی، مشهور میشی 2149 02:15:58,750 --> 02:16:00,392 البته نه از نوع خوبش 2150 02:16:00,416 --> 02:16:01,916 آمادگی چنین چالشی رو داری؟ 2151 02:16:03,708 --> 02:16:04,791 بذار بیان 2152 02:16:07,375 --> 02:16:08,458 موفق باشی، پسر 2153 02:16:11,791 --> 02:16:13,958 ...گوش کن 2154 02:16:14,458 --> 02:16:16,833 من...من دیگه میرم 2155 02:16:26,750 --> 02:16:31,059 ...می‌خوام اولین عشای ربانیم رو انجام بدم اگه دوست داری بمونی 2156 02:16:31,083 --> 02:16:33,059 آم...واقعاً لطف داری 2157 02:16:33,083 --> 02:16:37,309 ...ولی هر چقدر بگم نمی‌خوام، کم گفتم 2158 02:16:37,333 --> 02:16:38,541 بدرود 2159 02:16:39,416 --> 02:16:42,750 ♪ Tom Waits - Come On Up To The House ♪ 2160 02:16:42,774 --> 02:16:46,274 « پدر جاد دوپلنسی » « مقدم همه را گرامی می‌داریم » 2161 02:16:46,391 --> 02:16:56,391 « ترجمه از نهـال، علی محمدخانی، امیر فرحناک و آریـن » .:: Cardinal & FarahSub & AliMK_Sub & iredprincess ::. 2162 02:16:56,454 --> 02:17:05,476 ‫در تلگرام: ‫FarahSub & @AliMK_Sub & @IRedSub@ 2163 02:17:05,500 --> 02:17:06,708 !خوش اومدید 2164 02:17:09,808 --> 02:17:19,808 جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez 2165 02:17:19,833 --> 02:17:29,833 ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.