1 00:00:01,000 --> 00:00:03,000 [موسیقی زهیِ دلهره‌آور پخش می‌شود] 2 00:00:28,625 --> 00:00:30,142 [آه می‌کشد] 3 00:00:30,166 --> 00:00:32,208 [صدای ترق تروق آتش] 4 00:00:38,791 --> 00:00:40,625 [مرد] سخته که بدونم از کجا شروع کنم. 5 00:00:41,833 --> 00:00:45,226 فکر کنم باید داستان قتل جمعه خوب را از نگاه خودم تعریف کنم، 6 00:00:45,250 --> 00:00:46,958 باید از اینجا شروع کنم. 7 00:00:47,625 --> 00:00:51,726 نه ماه پیش، وقتی این خادم عوضی یه حرف خیلی بی‌ربط زد، 8 00:00:51,750 --> 00:00:53,017 و من این کار را کردم. 9 00:00:53,041 --> 00:00:55,500 - [نامحسوس] - [غرغر] 10 00:00:56,041 --> 00:00:57,208 - [ضربه] - [کشیش نفس نفس می‌زند] 11 00:00:58,333 --> 00:00:59,958 اوه، لعنت. 12 00:01:00,750 --> 00:01:03,083 پس، پس تو یه مبارزی؟ 13 00:01:03,583 --> 00:01:05,684 نه، پدر، به هیچ وجه. 14 00:01:05,708 --> 00:01:09,017 خب، ما یه شماس داریم که اگه فکش نشکسته بود، خلاف این رو می‌گفت. 15 00:01:09,041 --> 00:01:11,750 در زندگی قبلی‌ام، بله، من یک بوکسور بودم، 16 00:01:12,250 --> 00:01:14,809 و من در خیابان‌ها زندگی می‌کردم. کارهای دیگری هم انجام می‌دادم. 17 00:01:14,833 --> 00:01:18,708 ما امروز به جنگجو نیاز داریم، اما برای جنگیدن با دنیا، 18 00:01:19,458 --> 00:01:21,059 نه خودمان. 19 00:01:21,083 --> 00:01:24,601 کشیش چوپان است. دنیا گرگ است. 20 00:01:24,625 --> 00:01:25,833 خیر. 21 00:01:29,250 --> 00:01:33,601 [آهی آرام می‌کشد] من... من این را باور نمی‌کنم، پدر، با احترام. 22 00:01:33,625 --> 00:01:36,476 [مکث می‌کند] شروع می‌کنی به جنگیدن با گرگ‌ها، و قبل از اینکه بفهمی، 23 00:01:36,500 --> 00:01:38,291 هر کسی را که نمی‌فهمی گرگ است. 24 00:01:39,333 --> 00:01:42,309 من هنوز آن غریزه مبارزه را دارم، و امروز تسلیم آن شدم، 25 00:01:42,333 --> 00:01:44,809 اما مسیح آمد تا جهان را شفا دهد، نه اینکه با آن بجنگد. 26 00:01:44,833 --> 00:01:46,184 من این را باور دارم. 27 00:01:46,208 --> 00:01:49,583 اینه، نه این، می‌دونی؟ [نفس عمیقی می‌کشد] 28 00:01:50,833 --> 00:01:52,666 من فقط می‌خواهم یک کشیش خوب باشم. 29 00:01:53,625 --> 00:01:56,892 به افراد شکسته‌ای مثل من، بخشش و عشق مسیح را نشان بده. 30 00:01:56,916 --> 00:01:59,000 دنیا به شدت به آن نیاز دارد. 31 00:02:01,708 --> 00:02:04,583 یه فرصت دیگه بهم بده، قول میدم که انجامش میدم. 32 00:02:05,083 --> 00:02:07,333 [صدای ناقوس کلیسا از دوردست] 33 00:02:11,333 --> 00:02:14,000 - [صدای ناقوس کلیسا همچنان به گوش می‌رسد] - [صدای بوق ماشین‌ها] 34 00:02:16,000 --> 00:02:16,851 [ایستگاه‌های عوارضی] 35 00:02:16,875 --> 00:02:18,125 جناب عالی، 36 00:02:18,833 --> 00:02:21,017 بارها و بارها گردنت را برای من دراز کردی. 37 00:02:21,041 --> 00:02:23,601 - ناامیدت کردم، و هرچی که باشه-- - باشه. 38 00:02:23,625 --> 00:02:24,791 گوش کن... 39 00:02:25,291 --> 00:02:28,226 دیکن کلارک به خاطر رفتارش معروفه که خیلی عوضیه. 40 00:02:28,250 --> 00:02:30,767 هیچکس واقعاً از اینکه بهش تیکه انداختی ناراحت نیست. 41 00:02:30,791 --> 00:02:32,351 در واقع، یه جورایی برعکس. 42 00:02:32,375 --> 00:02:35,041 - اما ما باید یه کاری در موردش بکنیم. - [نفس عمیق می‌کشد] 43 00:02:36,041 --> 00:02:39,226 ما شما را به یک کلیسای کوچک در چیمنی راک می‌فرستیم. 44 00:02:39,250 --> 00:02:42,351 الان فقط یک کشیش آنجاست. 45 00:02:42,375 --> 00:02:43,559 [صدای زنگ باد] 46 00:02:43,583 --> 00:02:44,976 معاون کشیش؟ 47 00:02:45,000 --> 00:02:47,226 آره، خب، جلوی هیجانت رو بگیر. 48 00:02:47,250 --> 00:02:48,250 چی؟ 49 00:02:48,666 --> 00:02:53,392 [آه می‌کشد] تو داری میری پیش بانوی شکیبایی جاودانه، 50 00:02:53,416 --> 00:02:56,583 به رهبری مونسینور جفرسون ویکس. آیا نام جفرسون ویکس را شنیده‌اید؟ 51 00:02:57,458 --> 00:03:00,934 باشه، ببین، ویکس اینجا طرفدار داره. من جزوشون نیستم. 52 00:03:00,958 --> 00:03:02,101 بین من و تو، 53 00:03:02,125 --> 00:03:05,142 به نظرم چند دانه تا تسبیح کامل فاصله داره و یه حرومزاده واقعیه. 54 00:03:05,166 --> 00:03:06,059 [می‌خندد] 55 00:03:06,083 --> 00:03:10,833 اما چیزی که غیرقابل انکار است این است که گله او در حال کوچک شدن و حتی رسوب کردن است. 56 00:03:11,791 --> 00:03:15,333 می‌تونه از بعضی از چیزهایی که اونجا گفتی استفاده کنه. فهمیدی؟ 57 00:03:15,958 --> 00:03:18,267 نه اصلاً، اما بله. 58 00:03:18,291 --> 00:03:20,434 بله، بله، بله، بله، بله، بله. 59 00:03:20,458 --> 00:03:23,392 روح منو گرفته. بذار برم سراغش. - هی. هی، هی. 60 00:03:23,416 --> 00:03:27,041 این، نه این، درسته؟ مممم؟ (این، این نه، درسته؟) 61 00:03:31,166 --> 00:03:32,375 موفق باشی بچه. 62 00:03:33,041 --> 00:03:35,250 [پخش موسیقی جذاب] 63 00:03:38,166 --> 00:03:40,791 [جاد] خب، این‌طوری بود که به چیمنی راک رسیدم. 64 00:03:43,333 --> 00:03:45,142 دانیال در چاه شیران. 65 00:03:45,166 --> 00:03:47,000 داوود در مقابل جالوت قرار گرفت. 66 00:03:47,500 --> 00:03:49,892 جوان، گنگ و سرشار از مسیح. 67 00:03:49,916 --> 00:03:51,726 آماده برای هر چیزی. 68 00:03:51,750 --> 00:03:54,184 [صدای جیرجیر در، بسته شدن در] 69 00:03:54,208 --> 00:03:56,291 [موسیقی جذاب ادامه دارد] 70 00:03:59,250 --> 00:04:00,291 [ضربه‌های کیسه] 71 00:04:04,083 --> 00:04:05,083 [موسیقی محو می‌شود] 72 00:04:09,875 --> 00:04:12,291 [صدای جیرجیر در] 73 00:04:23,791 --> 00:04:24,875 پدر جفرسون؟ 74 00:04:25,791 --> 00:04:28,059 سلام. جود دوپلنتیسی از آلبانی؟ 75 00:04:28,083 --> 00:04:30,875 خداوند یار و نگهدارت باشد، جاد دوپلنتیسی از آلبانی. 76 00:04:34,000 --> 00:04:36,125 تو اومدی که کلیسای منو ازم بگیری؟ 77 00:04:37,458 --> 00:04:39,250 [می‌خندد] اوه. نه. 78 00:04:39,833 --> 00:04:40,833 خوب. 79 00:04:41,583 --> 00:04:44,000 باشه، منو جناب کشیش ویکس صدا کن. 80 00:04:44,916 --> 00:04:46,208 می‌بینم که با مارتا آشنا شدی. 81 00:04:47,083 --> 00:04:48,309 مارتا؟ نه. 82 00:04:48,333 --> 00:04:49,892 - جناب ویکس. - عیسی مسیح! 83 00:04:49,916 --> 00:04:52,476 - من صبح زود بیدار شدم تا نقره‌ها را برق بیندازم. - [آه می‌کشد] 84 00:04:52,500 --> 00:04:53,851 کمی لکه‌دار بود. 85 00:04:53,875 --> 00:04:55,476 اشکالی نداره، مارتا. 86 00:04:55,500 --> 00:04:57,791 پدر... جود. 87 00:04:59,083 --> 00:05:00,375 به اینجا خوش آمدید. 88 00:05:00,875 --> 00:05:02,476 - ممنون، مارتا. - ممم. 89 00:05:02,500 --> 00:05:05,184 راستش داشتم به پدر ویکس می‌گفتم... 90 00:05:05,208 --> 00:05:06,875 مونسینور ویکس. 91 00:05:07,708 --> 00:05:09,583 جناب عالی، درست است. ببخشید. [خنده] 92 00:05:10,083 --> 00:05:11,708 و ببخشید که گفتم «عیسی». 93 00:05:13,500 --> 00:05:15,642 هو. [می‌خندد] فکر کنم اوضاع داره عالی پیش میره. 94 00:05:15,666 --> 00:05:18,291 - اسقف لانگستروم تو رو فرستاده، ها؟ - اممم-همم. 95 00:05:19,166 --> 00:05:20,250 جریان طولانی. 96 00:05:20,750 --> 00:05:22,392 من او را خوب می‌شناسم. - [می‌خندد] 97 00:05:22,416 --> 00:05:24,708 اون تو رو انتخاب کرد، فرستادت اینجا. 98 00:05:25,500 --> 00:05:27,000 یه چیزی بهم میگه. 99 00:05:29,583 --> 00:05:30,791 خیلی چیزا بهم میگه. 100 00:05:31,916 --> 00:05:34,708 خب، من... من می‌دونم که تو به پرواز انفرادی عادت داری، اما، اممم... 101 00:05:35,291 --> 00:05:36,916 من... من اینجام که خدمت کنم. 102 00:05:38,416 --> 00:05:39,625 اعترافم را بگیر. 103 00:05:41,291 --> 00:05:43,083 [ویکس ناله می‌کند] باشه. 104 00:05:43,791 --> 00:05:45,083 - ممم. - [می‌خندد] 105 00:05:47,166 --> 00:05:49,684 ای پدر، مرا برکت بده، زیرا من گناهکارم. 106 00:05:49,708 --> 00:05:51,000 شده است، آه، 107 00:05:51,875 --> 00:05:54,291 شش هفته از آخرین اعترافم گذشته. 108 00:05:55,041 --> 00:05:57,083 [نفس عمیق می‌کشد، آه می‌کشد] 109 00:05:58,708 --> 00:06:01,250 به ثروت مادی دیگران حسادت کرده‌ام. 110 00:06:02,125 --> 00:06:06,750 من این تبلیغ ماشین لوکس رو دیدم. سام اون رو توی تلویزیونش گذاشته بود. لکسوس. 111 00:06:07,416 --> 00:06:08,625 و من فکر کردم، 112 00:06:09,125 --> 00:06:11,851 - «آه! چه ماشین قشنگی.» - [هر دو می‌خندند] 113 00:06:11,875 --> 00:06:13,458 کوپه 114 00:06:14,583 --> 00:06:17,958 اه... من به قدرت مردان بزرگ حسادت کرده‌ام. 115 00:06:19,375 --> 00:06:22,726 به قدرت پدربزرگم به عنوان یک کشیش حسادت می‌کردم. من این را می‌خواستم. 116 00:06:22,750 --> 00:06:24,041 همیشه این کار را می‌کرد. 117 00:06:25,791 --> 00:06:26,791 آه... 118 00:06:27,541 --> 00:06:28,958 من خودارضایی کرده‌ام، 119 00:06:30,166 --> 00:06:33,684 امم، چهار بار این هفته. 120 00:06:33,708 --> 00:06:36,601 چهار یا پنج، عموماً، در... چی گفتم، شش هفته؟ 121 00:06:36,625 --> 00:06:39,791 خب، فرض کنیم ۳۰ بار، خودارضایی کرده. 122 00:06:40,833 --> 00:06:44,458 آه، این هفته، توی تختم، یه بار صبح. 123 00:06:44,958 --> 00:06:49,017 وقتی زیر دوش بودم، ایستاده بلند می‌شدم، که راحت‌تر بود. 124 00:06:49,041 --> 00:06:51,226 فقط از ژل حمام استفاده کنید. 125 00:06:51,250 --> 00:06:52,226 [نفس عمیق می‌کشد] 126 00:06:52,250 --> 00:06:55,517 اوه، یه بار نصف شب، بعد از یه خواب در مورد... 127 00:06:55,541 --> 00:06:58,184 - اشکالی نداره. - در مورد یکی از اون کافه‌های گربه ژاپنی. 128 00:06:58,208 --> 00:07:00,601 - باشه. - می‌دونی، من این مقاله رو خوندم، 129 00:07:00,625 --> 00:07:05,916 اما گربه‌ها دختر بودند، و خب، خب... 130 00:07:06,583 --> 00:07:07,976 و من آماده نکرده بودم، 131 00:07:08,000 --> 00:07:12,125 بنابراین مجبور شدم یک نسخه از مجله کاتولیک کرونیکل را تمام کنم، 132 00:07:12,833 --> 00:07:16,916 فقط چیزی که روی میز عسلی بود، که احتمالاً خودش نوعی گناه است. 133 00:07:17,416 --> 00:07:20,416 نمی‌دانم، شاید نه، اما... خوب نیست. [می‌خندد] 134 00:07:21,541 --> 00:07:23,809 [جاد] در آن زمان، فکر کردم این فقط عجیب است. 135 00:07:23,833 --> 00:07:24,726 [نامحسوس] 136 00:07:24,750 --> 00:07:26,892 اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌دانم. 137 00:07:26,916 --> 00:07:29,309 این اولین مشت ویکس بود. 138 00:07:29,333 --> 00:07:31,458 پنج بار درود بر مریم مقدس و یک بار جلال بر تو باد. 139 00:07:33,166 --> 00:07:34,458 متشکرم، پدر. 140 00:07:40,041 --> 00:07:41,517 [جاد] این آخرینش نبود. 141 00:07:41,541 --> 00:07:42,875 [ویکس] اوه، و خوش آمدید 142 00:07:43,666 --> 00:07:45,083 به کلیسای من . 143 00:07:45,916 --> 00:07:48,642 - [در باز می‌شود، بسته می‌شود] - [آه می‌کشد] 144 00:07:48,666 --> 00:07:51,184 طی چند هفته‌ی بعد، من در آنجا مستقر شدم 145 00:07:51,208 --> 00:07:53,500 در بانوی ما از استحکام ابدی. 146 00:07:54,333 --> 00:07:56,666 [پخش موسیقی جذاب] 147 00:07:59,166 --> 00:08:03,791 تنها کارمند تمام وقت دیگر، سمسون، متصدی محوطه بود. 148 00:08:04,500 --> 00:08:05,583 تنها. 149 00:08:11,125 --> 00:08:12,809 [سم] این مونسینور ویکس هست 150 00:08:12,833 --> 00:08:17,000 که هر روز به من قدرت می‌دهد تا دیگر به سمت شیشه نروم. 151 00:08:17,916 --> 00:08:19,017 او هم مشروب می‌خورد. 152 00:08:19,041 --> 00:08:20,017 [موسیقی محو می‌شود] 153 00:08:20,041 --> 00:08:24,083 اما یک بار به من گفت: «اگر من می‌توانم آن دیو را دفع کنم، تو هم می‌توانی.» 154 00:08:25,375 --> 00:08:27,291 و هر روز، این یک مبارزه است. 155 00:08:28,166 --> 00:08:29,250 اما من دارم. 156 00:08:30,541 --> 00:08:34,017 من از او و... مارتای عزیزم تشکر می‌کنم. 157 00:08:34,041 --> 00:08:36,601 مارتای نازنینت؟ (Martha, azizam, kardam?) 158 00:08:36,625 --> 00:08:38,333 من هر کاری برایش انجام می‌دادم. 159 00:08:39,708 --> 00:08:42,059 - فرشته من روی زمین. - [نواختن ارگ] 160 00:08:42,083 --> 00:08:45,434 [جاد] تا جایی که به کلیسا مربوط می‌شود، مارتا همه کارها را انجام می‌دهد. 161 00:08:45,458 --> 00:08:48,726 او دفاتر را نگه می‌دارد، کمک‌های مالی را مدیریت می‌کند و همه چیز را بایگانی می‌کند. 162 00:08:48,750 --> 00:08:49,958 آن را بایگانی کنید. 163 00:08:50,541 --> 00:08:52,934 او لباس‌ها را می‌شوید، لوازم را انبار می‌کند، 164 00:08:52,958 --> 00:08:55,166 به ویکس غذا می‌دهد، ارگ می‌نوازد. 165 00:08:58,875 --> 00:09:00,791 او می‌دانست اجساد کجا دفن شده‌اند. 166 00:09:01,583 --> 00:09:03,642 - پس این سردابه‌ست؟ - [سم] بله. 167 00:09:03,666 --> 00:09:06,708 خیلی حیف شد. باید یه دوربین امنیتی نصب کنم. 168 00:09:07,208 --> 00:09:09,333 - [جاد] ورودی داره؟ - داره. 169 00:09:10,500 --> 00:09:11,708 همین جا، 170 00:09:12,208 --> 00:09:13,333 این یک درِ لازاروس است. 171 00:09:14,041 --> 00:09:16,892 تجهیزات ساختمانی را برای باز کردن از بیرون می‌برد. 172 00:09:16,916 --> 00:09:19,875 اما به گونه‌ای معلق است که با یک فشار 173 00:09:20,458 --> 00:09:22,875 آن را از داخل به زمین خواهد انداخت. 174 00:09:24,125 --> 00:09:25,434 اونوقت کی اونجاست؟ 175 00:09:25,458 --> 00:09:26,541 - پرنتیس. - [نفس نفس می‌زند] 176 00:09:27,166 --> 00:09:30,625 پدربزرگ ویکس، بنیانگذار این کلیسا. 177 00:09:31,500 --> 00:09:33,000 مثل یه پدر بود برام. 178 00:09:33,666 --> 00:09:35,642 حالم را بد می‌کند. 179 00:09:35,666 --> 00:09:40,000 این بچه‌ها دارند همه جای آرامگاه مقدسش موشک نقاشی می‌کنند. 180 00:09:46,708 --> 00:09:49,416 - [ویکس] داری چیکار می‌کنی؟ - اوه، اوه... 181 00:09:50,208 --> 00:09:52,101 خب، من کمی نجاری می‌کنم، 182 00:09:52,125 --> 00:09:55,684 بنابراین فکر کردم می‌توانم چند تا از ابزارهای سم را قرض بگیرم، یک درست و حسابی درست کنم-- 183 00:09:55,708 --> 00:09:56,976 نه، ما این را کنار می‌گذاریم. 184 00:09:57,000 --> 00:09:59,958 یادآوری گناه شرم‌آور فاحشه. 185 00:10:01,500 --> 00:10:02,916 اعترافم را بگیر. 186 00:10:04,875 --> 00:10:06,625 [مارتا] بله، فاحشه ی هرزه. 187 00:10:08,125 --> 00:10:09,601 اون مادر ویکس بود. 188 00:10:09,625 --> 00:10:12,309 خب، پس ربطش چیه؟ 189 00:10:12,333 --> 00:10:14,625 او یک زن هرزه و فاحشه بود. 190 00:10:15,458 --> 00:10:16,267 باشه. 191 00:10:16,291 --> 00:10:19,559 وقتی پرنتیس وارد مقام کشیشی شد و این کلیسا را ​​​​تأسیس کرد، 192 00:10:19,583 --> 00:10:21,833 او با یک دختر بیوه شده بود. 193 00:10:22,958 --> 00:10:24,541 گریس نام او بود. 194 00:10:25,125 --> 00:10:26,726 همیشه یک بذر بد. 195 00:10:26,750 --> 00:10:32,142 او عاشق لباس‌های باز و برندهای لوکسش بود. 196 00:10:32,166 --> 00:10:33,851 برندهای فانتزی... اوف. 197 00:10:33,875 --> 00:10:35,017 - ممم. - آره. 198 00:10:35,041 --> 00:10:37,934 در نوجوانی، او در اطراف بارها فاحشه بازی می‌کرد، 199 00:10:37,958 --> 00:10:40,226 خیلی زود از یک ولگرد باردار شد. 200 00:10:40,250 --> 00:10:41,142 [نامحسوس] 201 00:10:41,166 --> 00:10:45,267 [مارتا] پرنتیس ثروت خانوادگی هنگفتی در بانک داشت. 202 00:10:45,291 --> 00:10:48,392 - [پخش موسیقی جذاب] - برای محافظت از نوه‌اش، ویکس، 203 00:10:48,416 --> 00:10:53,083 او قول داد که اگر گریس زیر سقف او بماند، 204 00:10:53,791 --> 00:10:56,916 ثروت به او بخشیده می‌شد. 205 00:10:57,916 --> 00:11:01,750 و بدین ترتیب فاحشه منتظر مرگ پدرش ماند. 206 00:11:02,666 --> 00:11:05,059 آه، این بار سنگینی بر دوشش بود. 207 00:11:05,083 --> 00:11:06,666 مارتا، این را به خاطر بسپار. 208 00:11:07,833 --> 00:11:10,666 ثروت و قدرتی که با آن می‌آید، 209 00:11:11,416 --> 00:11:12,666 سیب حوا است. 210 00:11:13,916 --> 00:11:16,041 وسوسه‌ای که منجر به سقوط می‌شود. 211 00:11:17,291 --> 00:11:21,125 من باید عزیزانمان را از نفوذ فاسد آن محافظت کنم، 212 00:11:22,208 --> 00:11:23,625 به هر قیمتی. 213 00:11:24,375 --> 00:11:26,184 بالاخره روزش رسید. 214 00:11:26,208 --> 00:11:27,541 من آنجا بودم. 215 00:11:28,625 --> 00:11:31,809 پرنتیس را دیدم که آخرین مراسم عشای ربانی‌اش را برگزار می‌کرد 216 00:11:31,833 --> 00:11:34,642 و بر روی محراب مقدس بمیر. 217 00:11:34,666 --> 00:11:36,166 در آرامش. 218 00:11:36,958 --> 00:11:40,458 آن فاحشه مستقیماً پیش وکیل پرنتیس رفت. 219 00:11:41,041 --> 00:11:44,125 زن گفت: «پولم را بده.» 220 00:11:45,375 --> 00:11:46,833 و می‌دانی چه گفت؟ 221 00:11:47,958 --> 00:11:52,458 «بله، شما وارث تک تک پول‌های پرنتیس هستید.» 222 00:11:53,250 --> 00:11:54,875 و در حساب‌هایش، 223 00:11:56,166 --> 00:11:59,166 حتی یک سکه‌ی ده سنتی هم گرم نیست. 224 00:11:59,875 --> 00:12:02,017 ممم، با ثروت چیکار کرد؟ 225 00:12:02,041 --> 00:12:04,041 بعضی‌ها می‌گویند آن را به فقرا داده است. 226 00:12:04,666 --> 00:12:07,541 دیگران می‌گویند آن را به اقیانوس انداخته‌اند. هیچ‌کس نمی‌داند. 227 00:12:08,416 --> 00:12:09,416 رفته بود. 228 00:12:10,375 --> 00:12:14,208 آخرین عملِ لطف‌آمیزِ آن مرد مقدس 229 00:12:15,333 --> 00:12:19,625 برای دور نگه داشتن شرارت و فساد از دستان پلید بود. 230 00:12:20,666 --> 00:12:22,500 تمام آنچه که برایش باقی گذاشته بود... 231 00:12:25,541 --> 00:12:26,541 این بود. (این بود.) 232 00:12:27,166 --> 00:12:29,208 او گفت: «این چیست؟» 233 00:12:30,291 --> 00:12:31,708 اما من می‌دانستم. 234 00:12:32,416 --> 00:12:34,250 دنبال سیب حوا نگرد. 235 00:12:34,916 --> 00:12:38,309 میراث شما اکنون مسیح است. 236 00:12:38,333 --> 00:12:40,583 [موسیقی شومی طنین‌انداز می‌شود] 237 00:12:44,208 --> 00:12:46,833 [مارتا] آن شب، او انتقامش را گرفت. 238 00:12:50,000 --> 00:12:51,976 در خشمی شیطانی، 239 00:12:52,000 --> 00:12:56,142 - او این مکان مقدس را آلوده کرد. - [ناله می‌کند] 240 00:12:56,166 --> 00:12:58,601 [موسیقی شومی پخش می‌شود] 241 00:12:58,625 --> 00:13:00,059 [غرغر کردن] 242 00:13:00,083 --> 00:13:01,083 [جیغ می‌زند] 243 00:13:01,916 --> 00:13:03,791 [غرغر، فریاد] 244 00:13:07,041 --> 00:13:08,041 [غرغر، فریاد] 245 00:13:11,416 --> 00:13:13,833 [مارتا] کفر، هتک حرمت. 246 00:13:15,416 --> 00:13:18,392 - شیطان مجسم. - [فریاد می‌زند] 247 00:13:18,416 --> 00:13:19,708 [موسیقی محو می‌شود] 248 00:13:21,250 --> 00:13:23,291 [گریس به سختی نفس می‌کشد] 249 00:13:27,458 --> 00:13:28,458 [جیغ] 250 00:13:29,166 --> 00:13:30,166 [غرغر می‌کند] 251 00:13:34,416 --> 00:13:35,458 [لرزش نفس] 252 00:13:37,208 --> 00:13:39,226 [موسیقی آرام و دلخراش پخش می‌شود] 253 00:13:39,250 --> 00:13:41,333 [به سختی نفس می‌کشد] 254 00:13:43,291 --> 00:13:44,291 [خرناس می‌کشد] 255 00:13:47,250 --> 00:13:49,250 [صدای رعد و برق] 256 00:13:54,083 --> 00:13:56,434 [مارتا] گفتم، «خواهر گریس، 257 00:13:56,458 --> 00:14:01,458 خدا، پدر تو، از روی محبتش تو را خواهد بخشید.» 258 00:14:05,083 --> 00:14:06,083 [موسیقی محو می‌شود] 259 00:14:07,541 --> 00:14:09,476 - [مارتا جیغ می‌زند] - [فریاد می‌زند] 260 00:14:09,500 --> 00:14:11,309 - [غرغر] - [جیغ] 261 00:14:11,333 --> 00:14:13,416 [موسیقی تهدیدآمیز پخش می‌شود] 262 00:14:16,541 --> 00:14:17,934 [داد زدن] 263 00:14:17,958 --> 00:14:19,541 - [موسیقی متوقف می‌شود] - او مُرد، 264 00:14:20,083 --> 00:14:22,351 خودش را به سمت مقبره پرنتیس پرتاب کرد. 265 00:14:22,375 --> 00:14:24,125 [جیغ می‌زند] 266 00:14:25,541 --> 00:14:27,541 [مارتا] گفتند آنوریسم مغزی. 267 00:14:28,750 --> 00:14:30,666 من می‌گویم، زمین خورده، 268 00:14:31,541 --> 00:14:34,875 به لطف و رحمت خداوند. 269 00:14:35,958 --> 00:14:37,500 لعنت بهش. 270 00:14:39,666 --> 00:14:40,666 متاسفم، متاسفم. 271 00:14:41,666 --> 00:14:42,892 [پخش موسیقی جذاب] 272 00:14:42,916 --> 00:14:46,309 [جاد] تاریکی آن داستان، سنگ بنای این مکان بود. 273 00:14:46,333 --> 00:14:48,642 - [ویکس نامفهوم صحبت می‌کند] - [جاد] می‌شد حسش کرد. 274 00:14:48,666 --> 00:14:50,059 و پرسید: «کی بهت گفته...؟» 275 00:14:50,083 --> 00:14:54,500 [جاد] خب، چه چیزی باعث می‌شود کسی اینجا را خانه معنوی خود بداند؟ 276 00:14:55,083 --> 00:14:58,059 گروه اصلی مشتریان همیشگی، هر کدام دلایل خودشان را داشتند. 277 00:14:58,083 --> 00:15:00,101 و اینها مظنونین ما خواهند بود. 278 00:15:00,125 --> 00:15:01,833 پس باید معرفیشون کنم. 279 00:15:02,500 --> 00:15:06,184 ورا دراون، وکیل محلی. او وفادار و فداکار بود. 280 00:15:06,208 --> 00:15:07,666 {\an8}- [صدای جیرجیر قفل] - [صدای سوت] 281 00:15:08,625 --> 00:15:11,934 [ورا] پدرم وکیل و رفیق مشروب‌خواری ویکس بود. 282 00:15:11,958 --> 00:15:14,142 [می‌خندد] پسرها. 283 00:15:14,166 --> 00:15:18,601 و بنابراین شما وکیل شدید تا بتوانید مطب خانوادگی او را به دست بگیرید؟ 284 00:15:18,625 --> 00:15:21,791 من وکیل شدم چون می‌خواستم کارهای بزرگی در دنیا انجام دهم. 285 00:15:23,125 --> 00:15:25,958 - اما این مکان میراث پدرم است. - [صدای تق‌تق قاشق] 286 00:15:26,708 --> 00:15:27,726 و از من خواست که... 287 00:15:27,750 --> 00:15:30,184 - ممنون. - ...بعد از فوتش هم ادامه بده. 288 00:15:30,208 --> 00:15:32,684 پس من اینجام. 289 00:15:32,708 --> 00:15:34,601 - یو، یو. هی، ورا. - [در بسته می‌شود] 290 00:15:34,625 --> 00:15:37,017 - سلام. اوه. ممنون. - میشه اینو پر کنی؟ 291 00:15:37,041 --> 00:15:39,601 [جاد] پسرخوانده‌اش، سای، تازه به خانه برگشته است. 292 00:15:39,625 --> 00:15:42,392 پس از تلاش و شکست برای ورود به عرصه سیاست. 293 00:15:42,416 --> 00:15:43,392 سلام. 294 00:15:43,416 --> 00:15:44,434 سلام. 295 00:15:44,458 --> 00:15:45,625 باشه. 296 00:15:46,666 --> 00:15:48,184 خوبه که برگشتیم؟ 297 00:15:48,208 --> 00:15:50,375 [پخش موسیقی جذاب] 298 00:15:51,416 --> 00:15:54,392 [جاد] وقتی ورا جوان بود، تازه از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شده بود، 299 00:15:54,416 --> 00:15:58,226 پدرش به طور غیرمنتظره‌ای با سای ده ساله به خانه آمد، 300 00:15:58,250 --> 00:16:00,642 و به ورا گفت که قرار است او را بزرگ کند. 301 00:16:00,666 --> 00:16:02,166 هیچ سوالی پرسیده نشد. 302 00:16:03,750 --> 00:16:07,416 تمام شهر می‌دانستند که او آشکارا برادر نامشروع اوست. 303 00:16:08,083 --> 00:16:09,500 اما ورا آن را پذیرفت. 304 00:16:10,458 --> 00:16:11,726 او این کار را کرد. 305 00:16:11,750 --> 00:16:14,392 من از خیلی چیزا گذشتم تا... [نفس عمیقی می‌کشد] 306 00:16:14,416 --> 00:16:19,041 ... به پدرم و سای و ویکس وفادار باش. 307 00:16:20,375 --> 00:16:21,684 بنابراین من فکر می‌کنم که 308 00:16:21,708 --> 00:16:25,184 وقتی پدرم از بهشت ​​به من نگاه می‌کند، 309 00:16:25,208 --> 00:16:28,684 فکر می‌کنم او خیلی... [نفس عمیقی می‌کشد] 310 00:16:28,708 --> 00:16:30,500 ... از من راضی است. 311 00:16:32,875 --> 00:16:34,291 پس حدس می‌زنم که قشنگه. 312 00:16:34,958 --> 00:16:36,017 [سای] من تا این حد بهش نزدیک شدم. 313 00:16:36,041 --> 00:16:38,642 من پسر طلایی حزب جمهوری‌خواه، امید بزرگ، بودم. 314 00:16:38,666 --> 00:16:41,267 من ارتباطات و اطلاعات شخصی دارم. 315 00:16:41,291 --> 00:16:43,476 من در آستانه‌ی [انتخابات] بودم، اما نمی‌توانستم با رأی‌دهندگان ارتباط برقرار کنم. 316 00:16:43,500 --> 00:16:47,476 فکر کنم... [نفس عمیق می‌کشد] آن حس کیش شخصیت را نداشتم. 317 00:16:47,500 --> 00:16:50,392 ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها به روشی اصیل سخت است. 318 00:16:50,416 --> 00:16:52,184 - می‌دونم. - [جاد] مممم. 319 00:16:52,208 --> 00:16:54,684 من همه چیز را امتحان کردم. باور کنید، من در مورد مسابقه خیلی خوب عمل کردم. 320 00:16:54,708 --> 00:16:56,976 من مسئله جنسیت، مسئله تراجنسیتی‌ها را با شدت تمام بررسی کردم، 321 00:16:57,000 --> 00:16:59,184 ماجرای مرز، ماجرای بی‌خانمان‌ها، 322 00:16:59,208 --> 00:17:03,125 ماجرای جنگ، ماجرای انتخابات، ماجرای سقط جنین، ماجرای تغییرات اقلیمی. 323 00:17:03,916 --> 00:17:07,892 چیزهایی در مورد اجاق‌های القایی، اسرائیل، کتاب‌های کتابخانه، واکسن‌ها، 324 00:17:07,916 --> 00:17:11,059 ضمایر، کلاشینکف، سوسیالیسم، جنبش آزادی‌بخش سیاه‌پوستان (BLM)، 325 00:17:11,083 --> 00:17:15,000 سی آر تی، سی دی سی، دی ای آی، 5جی، همه چی. 326 00:17:15,708 --> 00:17:19,708 همه‌اش را من انجام دادم. هیچ‌کس، هیچ‌چیز. [آه می‌کشد] 327 00:17:20,458 --> 00:17:22,642 این روزها مردم فقط بی‌حس شده‌اند. نمی‌دانم چرا. 328 00:17:22,666 --> 00:17:25,601 [مکث می‌کند] شاید لازم باشد به اصول اولیه برگردیم، می‌دونی، 329 00:17:25,625 --> 00:17:29,142 اصول اولیه برای الهام بخشیدن واقعی به افراد. 330 00:17:29,166 --> 00:17:31,267 اصول اولیه، مثلاً چیزی را که از آن متنفرند به آنها نشان دهید 331 00:17:31,291 --> 00:17:34,017 و بعد آنها را بترساند که مبادا چیزی را که دوست دارند از آنها بگیرد؟ 332 00:17:34,041 --> 00:17:35,726 [موسیقی ملایم و دلنشینی پخش می‌شود] 333 00:17:35,750 --> 00:17:37,101 [مکث] خب، نه. 334 00:17:37,125 --> 00:17:38,517 - [پچ پچ نامفهوم] - ورا. 335 00:17:38,541 --> 00:17:41,309 - [جاد] نات شارپ، پزشک محلی شهر. - [نامحسوس] 336 00:17:41,333 --> 00:17:43,625 زندگی او حول محور همسرش، دارلا، می‌چرخید. 337 00:17:44,291 --> 00:17:45,934 او همه چیز او بود. 338 00:17:45,958 --> 00:17:47,851 - [موسیقی متوقف می‌شود] - دارلا هفته‌ی پیش من را ترک کرد. 339 00:17:47,875 --> 00:17:49,625 اوه، متاسفم. (or: اوه، متاسفم.) 340 00:17:50,125 --> 00:17:53,000 بچه‌ها رو برداشتم، به توسان نقل مکان کردم 341 00:17:54,166 --> 00:17:56,791 با یه پسری که تو یه انجمن فیشینگ باهاش ​​آشنا شده بود. 342 00:17:58,791 --> 00:17:59,791 [لب‌هایش را می‌مالد] 343 00:18:00,416 --> 00:18:01,601 گروه رو فیش کردن؟ 344 00:18:01,625 --> 00:18:03,125 من هیچ ایده‌ای نداشتم. 345 00:18:03,958 --> 00:18:06,851 - [موسیقی غمگین پخش می‌شود] - [جاد] دکتر نات داشت دور خودش می‌چرخید. 346 00:18:06,875 --> 00:18:10,767 او به اندازه کافی موفق، ثروتمند و مناسب برای او نبود. 347 00:18:10,791 --> 00:18:13,000 او هر کاری می‌کرد تا او را دوباره به دست بیاورد. 348 00:18:15,875 --> 00:18:17,101 [پخش موسیقی جذاب] 349 00:18:17,125 --> 00:18:19,809 نزدیکترین چیزی که به یک سلبریتی محلی داریم، 350 00:18:19,833 --> 00:18:22,041 نویسنده علمی تخیلی، لی راس. 351 00:18:23,125 --> 00:18:25,041 احتمالاً حداقل تعدادی از کتاب‌های او را می‌شناسید. 352 00:18:25,666 --> 00:18:28,059 {\an8}مجموعه هلال لیمبو ، یخ شکن زمان، 353 00:18:28,083 --> 00:18:29,500 پیوندگاه بلورین. 354 00:18:30,291 --> 00:18:32,767 ده سال پیش، لی از نیویورک به اینجا نقل مکان کرد، 355 00:18:32,791 --> 00:18:35,851 با ویکس و کلیسا در ارتباط بود، و همانطور که خودش می‌گوید... 356 00:18:35,875 --> 00:18:37,434 مغزم رو از برق کشیدم، می‌دونی، 357 00:18:37,458 --> 00:18:41,958 از... [دم می‌گیرد] ذهن لیبرال و... [بازدم می‌کند] بیایید اینجا و... 358 00:18:42,875 --> 00:18:46,833 [جاد] از آن زمان تاکنون، فروش کتاب‌ها و جایگاه محبوب او به آرامی رو به کاهش بوده است. 359 00:18:47,958 --> 00:18:51,351 اما او سال گذشته را صرف نوشتن کتابی حجیم درباره ویکس کرده بود. 360 00:18:51,375 --> 00:18:52,934 آموزه‌های او، تأملات من، 361 00:18:52,958 --> 00:18:56,434 مقالات و خاطرات یک شاگرد در پای یک پیامبر. 362 00:18:56,458 --> 00:18:58,684 [یعقوب] مرد مقدس و تروبادور. 363 00:18:58,708 --> 00:19:02,392 خواندنش برایم سخت بود، اما او تمام امیدش را به آن بسته بود. 364 00:19:02,416 --> 00:19:05,851 این آخرین شانس من برای خروج از جهنم ساب‌استک است. 365 00:19:05,875 --> 00:19:08,625 دیگه طاقت ندارم. خواننده‌های من این روزا... 366 00:19:09,125 --> 00:19:11,517 منظورم این است که آنها دیوانه‌های بقا هستند. 367 00:19:11,541 --> 00:19:14,226 همه آنها شبیه جان گودمن در فیلم لبوفسکی بزرگ هستند. 368 00:19:14,250 --> 00:19:15,583 [می‌خندد] 369 00:19:16,458 --> 00:19:18,101 [صدای ناقوس کلیسا] 370 00:19:18,125 --> 00:19:21,291 این کوچولوی مزخرف، سای. 371 00:19:22,041 --> 00:19:25,226 او اخیراً نیش‌های کوچک اینفلوئنسری خود را در مونسینور زده است. 372 00:19:25,250 --> 00:19:27,976 ما از او خوشمان نمی‌آید. همه‌مان می‌گوییم: «ویکس. مراقب باش،» 373 00:19:28,000 --> 00:19:32,166 باید از شرش خلاص شی. اون یه خبر بدِ. یه شاعرِ فرصت‌طلب. 374 00:19:33,166 --> 00:19:36,767 ما باید از ویکس در برابر این نسل هزاره ی زالو صفت محافظت کنیم. 375 00:19:36,791 --> 00:19:39,642 [جاد] سیمون تازه به شهر و کلیسا آمده بود. 376 00:19:39,666 --> 00:19:43,291 - او یک نوازنده ویولنسل در سطح جهانی بود. - [آهنگی غم‌انگیز و دراماتیک می‌نوازد] 377 00:19:46,500 --> 00:19:49,559 پنج سال پیش به دلایل سلامتی مجبور به بازنشستگی شد. 378 00:19:49,583 --> 00:19:52,476 درد مزمن. یه چیز عصبی مرموز. 379 00:19:52,500 --> 00:19:54,809 - که پزشکان نمی‌توانند تشخیص دهند. - متاسفم. [نفس نفس می‌زند] 380 00:19:54,833 --> 00:19:57,059 من ایمان داشتم که آنها می‌توانند مرا درمان کنند. 381 00:19:57,083 --> 00:19:58,791 [زبانش را تکان می‌دهد] مکیده. 382 00:19:59,291 --> 00:20:00,684 گند بزنن بهم. 383 00:20:00,708 --> 00:20:02,142 [نفس عمیق می‌کشد] 384 00:20:02,166 --> 00:20:04,476 منظورم این است که ایمان کسی را گرفتن 385 00:20:04,500 --> 00:20:06,208 و از آن برای پول سوءاستفاده کنید 386 00:20:08,083 --> 00:20:09,500 نهایت شر است. 387 00:20:11,750 --> 00:20:13,142 فکر نمی‌کنی که هست؟ 388 00:20:13,166 --> 00:20:15,375 آره. آره، خیلی بده. 389 00:20:16,791 --> 00:20:18,916 اما من میل به باور کردن را درک می‌کنم. 390 00:20:20,958 --> 00:20:22,559 هرچند این حس متفاوتی دارد. 391 00:20:22,583 --> 00:20:24,309 [پخش موسیقی جذاب] 392 00:20:24,333 --> 00:20:26,833 ایمان به خدا که مرا شفا دهد. 393 00:20:29,041 --> 00:20:30,250 این فرق دارد. 394 00:20:33,625 --> 00:20:36,250 الان احساس امیدواری می‌کنم. 395 00:20:38,125 --> 00:20:40,416 انگار یه معجزه ممکنه اتفاق بیفته 396 00:20:43,500 --> 00:20:45,916 این حسی است که از دیدن مونسینور ویکس به من دست می‌دهد. 397 00:20:49,750 --> 00:20:52,125 - [موسیقی جذاب ادامه می‌یابد] - [وزش باد] 398 00:20:55,041 --> 00:20:56,684 [پچ پچ نامفهوم] 399 00:20:56,708 --> 00:20:59,708 - روح القدس امروز واقعاً او را تحت تأثیر قرار داد، ها؟ - [نفس نفس می‌زند] 400 00:21:00,958 --> 00:21:02,166 مونسینور! 401 00:21:03,083 --> 00:21:04,333 آه، جنگجوی من. 402 00:21:04,916 --> 00:21:07,976 - [جاد] ویکس گروه اصلی‌اش را محکم نگه داشت. - [می‌خندد] 403 00:21:08,000 --> 00:21:11,583 [جاد] و قدرت اغواکننده‌ی کاریزمای او غیرقابل انکار بود. 404 00:21:13,666 --> 00:21:14,875 اما روش او... 405 00:21:15,875 --> 00:21:17,892 هر هفته، او کسی را انتخاب می‌کرد، 406 00:21:17,916 --> 00:21:20,934 معمولاً یک تازه وارد بود، و حمله می‌کرد. 407 00:21:20,958 --> 00:21:24,125 دنیا می‌خواهد همه ما خوب باشیم. 408 00:21:25,958 --> 00:21:29,791 هر کدام از انتخاب‌هایت را بکن. انتخاب‌هایت را بکن. آنها انتخاب‌های تو هستند. 409 00:21:30,291 --> 00:21:31,500 احساس بدی نداشته باش. 410 00:21:32,208 --> 00:21:33,500 اون رابطه رو داشته باش. 411 00:21:34,000 --> 00:21:35,184 اون دروغ رو بگو. 412 00:21:35,208 --> 00:21:37,601 اون بچه رو از راه نامشروع به دنیا بیار. 413 00:21:37,625 --> 00:21:40,500 دل خودخواه خود را راضی کن. 414 00:21:41,125 --> 00:21:42,517 خودخواهانه. 415 00:21:42,541 --> 00:21:43,666 بله. 416 00:21:44,208 --> 00:21:47,333 محروم کردن آن کودک از داشتن خانواده. 417 00:21:48,250 --> 00:21:49,583 از یک پدر. 418 00:21:50,083 --> 00:21:52,267 حمله به قلعه ما. 419 00:21:52,291 --> 00:21:54,351 نهاد مردانگی. 420 00:21:54,375 --> 00:21:56,892 مادرم این انتخاب خودخواهانه را در مورد من انجام داد. 421 00:21:56,916 --> 00:21:59,101 و من قلب خودخواهش را به خاطر این کار نفرین می‌کنم. 422 00:21:59,125 --> 00:22:01,601 هر روز از زندگیم. 423 00:22:01,625 --> 00:22:05,851 نیازها و خواسته‌های خودش را بر خانواده‌ای که خدا در نظر گرفته بود، مقدم می‌دانست. 424 00:22:05,875 --> 00:22:07,166 من کافی هستم! 425 00:22:07,750 --> 00:22:10,392 - من! - [موسیقی پرتنش پخش می‌شود] 426 00:22:10,416 --> 00:22:14,416 ای قلب خودخواه و فاحشه، تو چنین نیستی. 427 00:22:15,208 --> 00:22:16,684 حتی ممکن است آن کودک را کتک بزند. 428 00:22:16,708 --> 00:22:19,434 بله، بهتر است آن کودک را از گرسنگی بمیرانید. 429 00:22:19,458 --> 00:22:22,351 از خانواده‌ای که خداوند در نظر داشته سرپیچی کنید. 430 00:22:22,375 --> 00:22:26,291 و ببین که فرزندت زیر بار آن می‌سوزد. 431 00:22:27,208 --> 00:22:29,101 - [موسیقی فروکش می‌کند] - [نامحسوس] 432 00:22:29,125 --> 00:22:31,333 [یعقوب] این کلیسای حقیقی نیست. 433 00:22:32,291 --> 00:22:35,351 حتی از سرسخت‌ترین افراد روی نیمکت‌های کلیسا هم می‌پرسی، 434 00:22:35,375 --> 00:22:38,101 آنها خواهند گفت، نه، البته که این چیزی نیست که آنها باور دارند. 435 00:22:38,125 --> 00:22:40,934 ویکس داره بیش از حد پیش میره، ویکس دیگه داره زیاده‌روی می‌کنه. 436 00:22:40,958 --> 00:22:44,934 و چیزی که او هر بار برای آن پافشاری می‌کند، ترک جلسه است. 437 00:22:44,958 --> 00:22:46,351 [پخش موسیقی جذاب] 438 00:22:46,375 --> 00:22:47,875 چرا او این کار را می‌کند؟ 439 00:22:48,458 --> 00:22:51,458 چون وقتی آن شخص بیرون می‌رود، همه تماشا می‌کنند. 440 00:22:52,041 --> 00:22:54,767 و حتی اگر در روشنایی روز غیرقابل دفاع باشد، 441 00:22:54,791 --> 00:22:58,017 در اعماق تاریکی، خارشی را می‌خاراند. 442 00:22:58,041 --> 00:22:59,916 [نامحسوس] 443 00:23:02,250 --> 00:23:05,666 [جاد] و با ماندن روی آن نیمکت، یک طرف قضیه گرفته می‌شود. 444 00:23:06,916 --> 00:23:08,601 طرف ویکس. 445 00:23:08,625 --> 00:23:11,684 آزمایش تلرانس‌ها، بهره‌برداری از چاه‌های عمیق مسموم، 446 00:23:11,708 --> 00:23:13,767 سخت شدن، با همدستی به هم پیوستن. 447 00:23:13,791 --> 00:23:17,309 [مردی از پشت بیسیم] ... برای یک هوم ران دو امتیازی و این باعث میشه کابز... 448 00:23:17,333 --> 00:23:18,916 [غرغر می‌کند] مم. 449 00:23:20,000 --> 00:23:22,559 - [جاد] پس من سعی می‌کنم یه تعادل ایجاد کنم. - [موسیقی محو می‌شود] 450 00:23:22,583 --> 00:23:26,017 بسیار خب، به اولین گروه دعای پدر جود خوش آمدید. 451 00:23:26,041 --> 00:23:28,583 امم، از همه‌تون ممنونم که اینجا هستید. 452 00:23:29,250 --> 00:23:32,017 و این همه چیز در مورد شکستن دیوارهاست 453 00:23:32,041 --> 00:23:34,541 بین ما و مسیح، 454 00:23:35,250 --> 00:23:38,083 ما و یکدیگر، ما و جهان. 455 00:23:39,333 --> 00:23:40,958 وقتی ۱۷ ساله بودم، 456 00:23:41,458 --> 00:23:42,976 من بوکسور بودم 457 00:23:43,000 --> 00:23:45,583 و من... من... یه نفر رو تو رینگ کشتم. 458 00:23:47,458 --> 00:23:49,375 من دیوارهای زیادی از ... ساختم. 459 00:23:50,041 --> 00:23:52,833 از خشم، اعتیاد، خشونت. 460 00:23:54,333 --> 00:23:56,541 فقط وقتی احساس امنیت کردم که... 461 00:23:57,125 --> 00:24:00,934 تا دوک‌هایم را زمین بگذارم، آغوشم را باز کنم، 462 00:24:00,958 --> 00:24:03,125 ام، به عمیق‌ترین گناهم اعتراف کن. 463 00:24:03,791 --> 00:24:06,208 آن روزی بود که مسیح جان مرا نجات داد. 464 00:24:06,958 --> 00:24:09,559 آن... او... او من را متحول نکرد. 465 00:24:09,583 --> 00:24:12,351 او هر روز از من حمایت می‌کند. 466 00:24:12,375 --> 00:24:13,851 [تیک تاک ساعت] 467 00:24:13,875 --> 00:24:15,458 این نان روزانه است، درست است؟ 468 00:24:16,958 --> 00:24:19,083 به نظر من کلیسا باید همین باشد. 469 00:24:20,000 --> 00:24:22,416 این چیزی است که می‌خواهم این کلیسا برای من باشد 470 00:24:23,083 --> 00:24:24,500 و برای همه شما. 471 00:24:29,166 --> 00:24:30,458 - [ورا آرام می‌خندد] - خب... 472 00:24:33,625 --> 00:24:36,041 جناب آقای ویکس نمیاد؟ 473 00:24:38,041 --> 00:24:39,666 [مکث] نه، اما... 474 00:24:40,458 --> 00:24:41,434 خیر. 475 00:24:41,458 --> 00:24:44,601 خب، فکر کردم می‌توانیم فقط صحبت کنیم و شروع به اشتراک‌گذاری کنیم و... 476 00:24:44,625 --> 00:24:46,309 اما او می‌داند که ما این کارها را انجام می‌دهیم؟ 477 00:24:46,333 --> 00:24:48,559 البته، البته. البته، به او خواهم گفت. 478 00:24:48,583 --> 00:24:50,809 من فقط... من می‌خواستم که ما با هم ارتباط برقرار کنیم و، اه... 479 00:24:50,833 --> 00:24:53,101 بهش میگی؟ بهش میگی... بهش میگی؟ 480 00:24:53,125 --> 00:24:56,625 شکل خلاصه‌ی زمان آینده‌ی ساده به این معنی که شما هنوز این کار را نکرده‌اید 481 00:24:57,250 --> 00:24:58,458 به او گفت؟ 482 00:24:59,416 --> 00:25:00,809 چرا بهش نمیگی؟ 483 00:25:00,833 --> 00:25:02,875 - یه جورایی حس عجیبی داره. - [جاد] خب بچه‌ها. 484 00:25:03,458 --> 00:25:06,517 [می‌خندد] این یه جلسه دعاست. این... این یه راز یا چیزی شبیه به این نیست. 485 00:25:06,541 --> 00:25:08,767 خب، این یه جلسه دعای مخفیه. نه. 486 00:25:08,791 --> 00:25:10,559 به معنای واقعی کلمه همین است. 487 00:25:10,583 --> 00:25:11,809 من همین الان به جناب کشیش پیام دادم. 488 00:25:11,833 --> 00:25:14,309 عالیه، پس... [می‌خندد] دیگه یه راز نیست. 489 00:25:14,333 --> 00:25:17,601 حالا، اگر بتوانیم از طریق عشق مسیح به فرو ریختن آن دیوارها برگردیم... 490 00:25:17,625 --> 00:25:18,642 [صدای زنگ موبایل] 491 00:25:18,666 --> 00:25:21,142 - اون میگه: «چه مسخره‌بازی‌ای؟» - اوه. 492 00:25:21,166 --> 00:25:23,434 - خدای من. - [ورا] من... من متاسفم. پدر، 493 00:25:23,458 --> 00:25:27,517 من آمدم چون فکر می‌کردم این یک مراسم رسمی کلیساست. 494 00:25:27,541 --> 00:25:29,809 فقط از کلمه "لعنتی" استفاده نکرد. 495 00:25:29,833 --> 00:25:31,434 - [می‌خندد] - باشه، ممنون مارتا. 496 00:25:31,458 --> 00:25:32,851 این یه مراسم کلیساییه، ورا. 497 00:25:32,875 --> 00:25:34,767 توی یه کلیساست. پیش منه. رسمیه. 498 00:25:34,791 --> 00:25:36,142 - امم... - یا «مقدس». 499 00:25:36,166 --> 00:25:38,434 - نشون بده... میشه ببینمش؟ - فکر کنم باید برم. 500 00:25:38,458 --> 00:25:39,517 - [نات] باشه. - [لی] خداحافظ. 501 00:25:39,541 --> 00:25:41,476 - [ورا] ممنون. اه، سایرس؟ - آره. 502 00:25:41,500 --> 00:25:42,434 [نات] اوه، وای. 503 00:25:42,458 --> 00:25:44,875 آره، ببخشید پدر. نمی‌خوام عصبانیش کنم. 504 00:25:45,583 --> 00:25:47,059 تلاش خوبی بود، پسر. 505 00:25:47,083 --> 00:25:48,101 ممنون، دکتر. 506 00:25:48,125 --> 00:25:50,601 احتمالاً فردا این پست رو میذارم. میشه تگتون کنم؟ 507 00:25:50,625 --> 00:25:51,851 ترجیح می‌دادم این کار را نکنی. 508 00:25:51,875 --> 00:25:53,017 احتمالاً در هر صورت این کار را خواهم کرد. 509 00:25:53,041 --> 00:25:54,166 - می‌دونم. - [در باز می‌شود] 510 00:25:55,000 --> 00:25:56,000 [در بسته می‌شود] 511 00:25:56,625 --> 00:26:00,351 پدر، خیلی متاسفم که کودتای کوچکتان امروز بعد از ظهر شکست خورد. 512 00:26:00,375 --> 00:26:02,017 کودتای من؟ مارتا، واقعاً؟ 513 00:26:02,041 --> 00:26:05,517 اگر می‌خواهیم دعا کنیم یا نیاز به اعتراف چیزی داریم، 514 00:26:05,541 --> 00:26:07,976 ما می‌توانیم این کار را با مونسینور ویکس انجام دهیم. 515 00:26:08,000 --> 00:26:10,892 می‌تونی؟ چون انگار همه‌تون از این یارو تا سر حد مرگ ترسیدین. 516 00:26:10,916 --> 00:26:13,976 آیا می‌توانید با اراده‌ی آزاد خود وارد آن کلیسا شوید؟ 517 00:26:14,000 --> 00:26:17,267 و بدون ترس، عمیق‌ترین گناهت را پیش ویکس، مارتا، اعتراف کنی؟ 518 00:26:17,291 --> 00:26:20,726 چون... چون اگه نه، کل این مکان یه مقبره‌ی سفیدکاری شده‌ست. 519 00:26:20,750 --> 00:26:23,226 بله، می‌توانستم. 520 00:26:23,250 --> 00:26:24,416 خب، 521 00:26:25,625 --> 00:26:27,041 خوب! 522 00:26:30,041 --> 00:26:32,041 [صدای ناقوس کلیسا] 523 00:26:40,666 --> 00:26:41,666 [پوزخند می‌زند] 524 00:26:48,458 --> 00:26:49,684 [ناله می‌کند] 525 00:26:49,708 --> 00:26:52,250 [نفس نفس زدن] 526 00:26:56,916 --> 00:26:58,416 [نفسش را با شدت بیرون می‌دهد] 527 00:26:59,583 --> 00:27:03,416 [یهو] هفته مقدس، هفته برگزاری مراسم ویژه منتهی به عید پاک. 528 00:27:04,375 --> 00:27:07,184 {\an8} بالاخره یکشنبه نخل بود که ورشکست شدم. 529 00:27:07,208 --> 00:27:10,500 [ویکس] و بعدش، اه... این هفته دو بار زیر دوش 530 00:27:11,333 --> 00:27:14,791 اون کاری که بهت گفتم رو انجام میدی که توش دستمو برعکس میگیرم؟ 531 00:27:16,041 --> 00:27:18,458 پنج پدر ما، پنج درود بر مریم مقدس. 532 00:27:19,791 --> 00:27:22,250 خب، جاد، ما الان نه ماهه هستیم. 533 00:27:23,791 --> 00:27:28,583 اینجا چطور ازش لذت می‌بری؟ داری یه سری... دیوار رو خراب می‌کنی؟ 534 00:27:32,250 --> 00:27:36,125 پدر، مرا برکت بده، زیرا گناه کرده‌ام. یک هفته از آخرین اعترافم می‌گذرد. 535 00:27:38,916 --> 00:27:40,101 [تند نفس می‌کشد] 536 00:27:40,125 --> 00:27:42,833 من به حریم خصوصی یک کشیش دیگر خیانت کردم. 537 00:27:44,041 --> 00:27:47,458 من می‌دانم که مارتا صورتحساب‌های پزشکی‌اش را در مطب بایگانی می‌کند، بنابراین... 538 00:27:48,416 --> 00:27:49,625 از میان آنها گذشتم. 539 00:27:50,666 --> 00:27:53,351 و فهمیدم که پنج سال پیش عمل جراحی رادیکال پروستاتکتومی انجام دادی، 540 00:27:53,375 --> 00:27:56,708 شما را از نظر فیزیکی در نعوظ ناتوان می‌کند. 541 00:27:59,166 --> 00:28:01,583 من میتونم از پس این هرچی که هست بربیام. 542 00:28:02,125 --> 00:28:05,684 در نه ماه گذشته، من نحوه مراقبت شما از این گله را دیده‌ام، 543 00:28:05,708 --> 00:28:07,101 و من آن را دوست ندارم. 544 00:28:07,125 --> 00:28:08,267 خوشت نمیاد؟ (or: خوشت نمیاد؟) 545 00:28:08,291 --> 00:28:10,184 نه، جناب کشیش، من این کار را نمی‌کنم. 546 00:28:10,208 --> 00:28:11,476 نات شارپ. 547 00:28:11,500 --> 00:28:14,767 انسان باید ببخشد و زندگی خود را آغاز کند. 548 00:28:14,791 --> 00:28:17,767 و عشق مسیح باید سکوی پرتابی برای آن باشد، و در عوض، 549 00:28:17,791 --> 00:28:19,559 او فقط، هر روز، 550 00:28:19,583 --> 00:28:22,851 بیشتر و بیشتر از همسر سابقش عصبانی و تندخو می‌شود، 551 00:28:22,875 --> 00:28:23,958 - علیه زنان. - [ناله می‌کند] 552 00:28:24,916 --> 00:28:28,226 بد است. و لی، او یک قصه‌گو است. 553 00:28:28,250 --> 00:28:31,809 و انگار قدرت خارق‌العاده‌اش علیه خودش به کار گرفته شده است. 554 00:28:31,833 --> 00:28:34,767 تنها داستانی که او تعریف می‌کند این است: «دنیا دارد برای من دردسر درست می‌کند.» 555 00:28:34,791 --> 00:28:38,101 او فوق‌العاده بامزه، باهوش و مورد احترام بود، 556 00:28:38,125 --> 00:28:43,767 و حالا او مدام عصبانی و بدگمان است. 557 00:28:43,791 --> 00:28:46,916 آیا می‌دانستید که او به معنای واقعی کلمه خندقی دور خانه‌اش ساخته است؟ 558 00:28:47,500 --> 00:28:48,500 واقعاً؟ 559 00:28:49,500 --> 00:28:52,333 [جاد] منظورم اینه که، بیشترش نمادینه، اما آره. 560 00:28:53,125 --> 00:28:55,101 و سیمون، متاسفم، جناب عالی، 561 00:28:55,125 --> 00:28:57,392 اما می‌ترسم که از او سوءاستفاده کرده باشی. 562 00:28:57,416 --> 00:28:59,333 من شماره‌های کمک‌های مالی را دیده‌ام. 563 00:29:00,000 --> 00:29:02,101 من میدونم چقدر داره میده، و چند ماه گذشته، 564 00:29:02,125 --> 00:29:03,892 او اساساً از این مکان حمایت می‌کند. 565 00:29:03,916 --> 00:29:07,684 و بله، من به امکان معجزات از طریق مسیح ایمان دارم، 566 00:29:07,708 --> 00:29:09,791 اما چیزی که تو بهش میدی اون نیست. 567 00:29:11,000 --> 00:29:13,184 این یک معامله است، از طریق شما، 568 00:29:13,208 --> 00:29:15,625 و خدا به دادت برسه، این باعث میشه دوباره احساس کنه بهش خیانت شده. 569 00:29:16,208 --> 00:29:17,851 خدا کمکم کنه. چیز دیگه ای هم هست؟ 570 00:29:17,875 --> 00:29:20,184 آره، چرا که نه؟ سای دریون. 571 00:29:20,208 --> 00:29:23,642 این کارهای جدیدش تو یوتیوب نگرانت نمی‌کنه؟ 572 00:29:23,666 --> 00:29:26,142 الان هر هفته، از حرف‌های تو توی مراسم عشای ربانی کلیپ می‌گیره. {\an8} 573 00:29:26,166 --> 00:29:30,726 و آنها را وارد یاوه‌گویی‌های سیاسی خود می‌کند. او دارد همکاری می‌کند، و راستش را بخواهید، 574 00:29:30,750 --> 00:29:33,392 به نظر من ، بد جلوه دادن کلیسا به شیوه‌ای خطرناک. 575 00:29:33,416 --> 00:29:34,559 [آه می‌کشد] 576 00:29:34,583 --> 00:29:38,333 آخرین باری که یک فرد جدید بیشتر از یک یکشنبه دوام آورد، کی بود؟ 577 00:29:38,958 --> 00:29:40,333 خبرش پخش شده. 578 00:29:40,916 --> 00:29:42,892 الان هر هفته، فقط همینه... 579 00:29:42,916 --> 00:29:44,976 این کیست سفت شده‌ی معمولی، 580 00:29:45,000 --> 00:29:49,375 و به نظر می‌رسد که عمداً آنها را عصبانی و ترسان نگه می‌دارید. 581 00:29:50,333 --> 00:29:52,017 آیا مسیح اینگونه گله خود را رهبری کرد؟ 582 00:29:52,041 --> 00:29:54,250 آیا این کاری است که قرار است ما انجام دهیم؟ 583 00:29:59,250 --> 00:30:00,642 - [غرغر] - [ناله] 584 00:30:00,666 --> 00:30:02,684 - [قارقار کلاغ‌ها، بال زدن] - [سرفه] 585 00:30:02,708 --> 00:30:06,434 الان، تو عصبانی هستی. باید هم باشی. 586 00:30:06,458 --> 00:30:08,851 اگر اینطور نبودی خطرناک می‌شد. می‌دیدم که درمانده می‌شوی، 587 00:30:08,875 --> 00:30:11,000 و من این کار را بارها و بارها انجام می‌دادم. 588 00:30:11,791 --> 00:30:14,142 من جهان هستم. تو کلیسا هستی. 589 00:30:14,166 --> 00:30:17,125 - اونجا بمون. اونجا بمون. بمون. - [ناله می‌کند] 590 00:30:18,500 --> 00:30:21,958 - آها. خوبه. درسته. بله. - [شلوار، ناله] 591 00:30:22,541 --> 00:30:26,625 خشم. خشم به ما اجازه می‌دهد تا مقابله کنیم، و زمینی را که از دست داده‌ایم، پس بگیریم. 592 00:30:27,208 --> 00:30:29,375 و ما خیلی چیزها را از دست داده‌ایم. 593 00:30:29,958 --> 00:30:31,059 و حالا تو می‌ترسی. 594 00:30:31,083 --> 00:30:34,041 ببین اون غرایز بدون قید و شرط دوباره دارن برمی‌گردن. خوبه! 595 00:30:34,875 --> 00:30:37,309 می‌ترسی دوباره بهت حمله کنم. 596 00:30:37,333 --> 00:30:40,750 - اما تو داری از خودت محافظت می‌کنی. - [شلوار می‌پوشد، نفسش را بیرون می‌دهد] 597 00:30:43,125 --> 00:30:46,541 چون دنیا می‌خواهد ما را نابود کند. 598 00:30:47,500 --> 00:30:51,309 نسخه شما از عشق و بخشش، یک دروغ بزرگ است. 599 00:30:51,333 --> 00:30:54,392 دارد با مدرنیته کنار می‌آید، 600 00:30:54,416 --> 00:30:56,684 نمی‌خواهم به این دنیای کثیف توهین کنم. 601 00:30:56,708 --> 00:31:00,041 در همین حال، آنها ما را نابود می‌کنند. 602 00:31:00,708 --> 00:31:05,125 فاحشه‌های فمینیست مارکسیست. ذره ذره، این کار را می‌کنند. 603 00:31:07,208 --> 00:31:10,416 اما من بار خودم را به دوش می‌کشم. من از پسش برمی‌آیم. 604 00:31:12,458 --> 00:31:13,541 و شما؟ 605 00:31:14,750 --> 00:31:17,166 ای بچه‌ی پوزخندزنِ اهل آلبانی؟ 606 00:31:19,666 --> 00:31:21,291 عصبانی میشی؟ 607 00:31:22,375 --> 00:31:23,750 و بجنگ؟ 608 00:31:32,083 --> 00:31:34,083 تو داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی. 609 00:31:35,250 --> 00:31:37,666 و من هر کاری که لازم باشد برای نجاتش انجام خواهم داد. 610 00:31:39,458 --> 00:31:41,291 تا تو را مثل یک سرطان از بین ببرند. 611 00:31:44,500 --> 00:31:46,916 پنج پدر ما، پنج درود بر مریم مقدس. 612 00:32:02,666 --> 00:32:03,666 [در باز می‌شود] 613 00:32:07,583 --> 00:32:09,583 [جاد] خدای من، تو از من ناامید نشدی. 614 00:32:10,166 --> 00:32:12,392 من از این کلیسا دست نمی‌کشم. 615 00:32:12,416 --> 00:32:14,809 [صدای رعد و برق] 616 00:32:14,833 --> 00:32:16,833 اما او یک قدم از من جلوتر بود. 617 00:32:17,666 --> 00:32:20,083 [ویکس] جلسه دعای پدر جود؟ 618 00:32:20,791 --> 00:32:22,267 من این کلیسا را ​​​​نگه داشته‌ام. 619 00:32:22,291 --> 00:32:24,059 من آن را با حقیقت خدا تقویت کرده‌ام. 620 00:32:24,083 --> 00:32:27,434 و حالا خیانت برای پیدا کردن اقتدارم 621 00:32:27,458 --> 00:32:30,642 و ایمان و خودِ زندگی به چالش کشیده شده‌اند، 622 00:32:30,666 --> 00:32:32,833 و از درون پناهگاه خودم. 623 00:32:35,333 --> 00:32:36,416 برو بیرون! 624 00:32:37,875 --> 00:32:38,684 [صدای بسته شدن در] 625 00:32:38,708 --> 00:32:40,059 [به سختی نفس می‌کشد] 626 00:32:40,083 --> 00:32:41,767 حرکت آخر [جاد] ویکس. 627 00:32:41,791 --> 00:32:43,684 جنگ علنی علیه من. 628 00:32:43,708 --> 00:32:46,392 - [موسیقی راک از بلندگوها پخش می‌شود] - [پچ پچ‌های پرجنب‌وجوش] 629 00:32:46,416 --> 00:32:48,166 [جاد] خیلی ذوق کردم. 630 00:32:48,750 --> 00:32:51,559 دنیا گرگینه. ای شیطان. 631 00:32:51,583 --> 00:32:53,291 ای گرگ شیطان صفت. 632 00:32:53,791 --> 00:32:55,208 تو یه گرگ شیطانی. 633 00:32:56,000 --> 00:32:57,208 لعنت. 634 00:32:57,708 --> 00:33:01,226 - اوه! نیکولای، متاسفم. من اون رو شکستم... - نه، نه، نه. نگرانش نباش. 635 00:33:01,250 --> 00:33:03,726 - ...با دستم. - اونا لامپ‌های قراضه هستن. اونا لامپ‌های قراضه هستن. 636 00:33:03,750 --> 00:33:05,559 بیا دیگه. هی، رانندگیت خوبه؟ - آره. 637 00:33:05,583 --> 00:33:06,476 مطمئنی؟ 638 00:33:06,500 --> 00:33:08,583 [موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود] 639 00:33:20,958 --> 00:33:22,601 - [غرغر] - [شکستن شیشه] 640 00:33:22,625 --> 00:33:23,833 - [سم] هی! - [نفس نفس می‌زند] 641 00:33:26,625 --> 00:33:27,809 کی اونجاست؟ 642 00:33:27,833 --> 00:33:28,875 اوه، لعنت. 643 00:33:30,333 --> 00:33:32,458 [جاد] و این ما را به جمعه خوب می‌رساند. 644 00:33:34,625 --> 00:33:35,976 بفرمایید. 645 00:33:36,000 --> 00:33:38,208 مراسم ساعت ۳ بعد از ظهر بود. 646 00:33:39,125 --> 00:33:40,375 فقط مشتری‌های همیشگی. 647 00:33:41,208 --> 00:33:43,000 تنش عجیبی در فضا حاکم بود. 648 00:33:43,708 --> 00:33:46,000 یادم نمی‌آید موعظه چه بود، اما حس متفاوتی داشت. 649 00:33:47,500 --> 00:33:49,875 خشم، کمتر حساب‌شده به نظر می‌رسید. 650 00:33:50,875 --> 00:33:51,767 آشفته‌تر. 651 00:33:51,791 --> 00:33:54,833 - [نامحسوس] - [موسیقی دلهره‌آور ادامه می‌یابد] 652 00:33:57,708 --> 00:34:01,351 مثل همیشه، بعد از موعظه، ویکس تمام شد، 653 00:34:01,375 --> 00:34:04,666 از نظر احساسی و جسمی، و به کمی زمان برای بهبودی نیاز داشت. 654 00:34:06,708 --> 00:34:09,017 او به داخل کمد کوچک انباری پناه می‌برد 655 00:34:09,041 --> 00:34:12,000 درست کنار محراب تا از دید پنهان باشد. 656 00:34:13,208 --> 00:34:16,267 او خودش را تقویت می‌کرد، و من به خدمت ادامه می‌دادم 657 00:34:16,291 --> 00:34:19,517 تا اینکه احساس کرد به اندازه کافی قوی است که دوباره به جمع آنها بپیوندد و زمام امور را به دست بگیرد. 658 00:34:19,541 --> 00:34:22,434 ♪ چوب صلیب را بنگر ♪ 659 00:34:22,458 --> 00:34:25,601 ♪ که رستگاری جهان بر آن آویخته شده است ♪ 660 00:34:25,625 --> 00:34:27,125 - [ضربه] - [صدای برخورد اشیاء] 661 00:34:34,458 --> 00:34:35,684 [جاد] مونسینور؟ 662 00:34:35,708 --> 00:34:38,208 [موسیقی آرام و پرتعلیق پخش می‌شود] 663 00:34:50,166 --> 00:34:51,250 چه اشکالی دارد؟ 664 00:34:53,083 --> 00:34:54,125 جفرسون؟ 665 00:34:57,000 --> 00:34:59,000 [موسیقی دلهره‌آور اوج می‌گیرد] 666 00:35:16,583 --> 00:35:17,583 جود 667 00:35:20,625 --> 00:35:21,833 یه چیزی تو کمرش هست. 668 00:35:22,416 --> 00:35:23,583 نات. صبر کن. بهش دست نزن. 669 00:35:24,500 --> 00:35:25,916 به چیزی دست نزن... به چیزی دست نزن. 670 00:35:36,875 --> 00:35:38,684 [موسیقی شدت می‌گیرد] 671 00:35:38,708 --> 00:35:39,958 [جیغ زدن] 672 00:35:44,458 --> 00:35:46,559 شیطان! شیطان او را به زمین زد! 673 00:35:46,583 --> 00:35:48,142 - شیطان ... شیطان ... - [ورا] مارتا. 674 00:35:48,166 --> 00:35:49,809 - ...او را نقش بر زمین کرد! - اوه، نه. 675 00:35:49,833 --> 00:35:52,708 - [مارتا فریاد می‌زند] - [ورا] مارتا! خواهش می‌کنم. 676 00:35:57,208 --> 00:35:59,208 [موسیقی دراماتیک و شوم پخش می‌شود] 677 00:36:12,458 --> 00:36:13,458 [موسیقی متوقف می‌شود] 678 00:36:16,250 --> 00:36:18,291 [صدای ترق تروق آتش] 679 00:36:19,791 --> 00:36:21,416 [صدای رعد و برق از دوردست‌ها می‌آمد] 680 00:36:29,500 --> 00:36:32,059 [جاد] آمبولانس فقط پنج دقیقه طول کشید تا برسد. 681 00:36:32,083 --> 00:36:34,351 - [صدای جیرجیر آژیرها] - [صدای ناله آژیرها] 682 00:36:34,375 --> 00:36:36,583 [جاد] ویکس در محل حادثه جان باخت. 683 00:36:37,291 --> 00:36:40,892 وقتی به بقیه بیرون ملحق شدم، پلیس تازه داشت می‌رسید. 684 00:36:40,916 --> 00:36:43,809 [مارتا] شیطان آن مرد را نخواهد برد. [پوزخندی می‌زند] 685 00:36:43,833 --> 00:36:46,750 او دوباره در جلال خداوند قیام خواهد کرد. 686 00:36:47,750 --> 00:36:50,559 [جاد] این یه اتفاق دیوونه کننده برای یه شهر کوچیک بود، 687 00:36:50,583 --> 00:36:54,642 و جرالدین بیچاره، رئیس محلی، با سر به درون گودال پرتاب شد. 688 00:36:54,666 --> 00:36:56,166 مسیح 689 00:36:57,375 --> 00:37:00,583 ساعت‌ها بازجویی در تمام طول روز شنبه 690 00:37:01,250 --> 00:37:03,934 - تا اینکه بالاخره... - [جرالدین] تو تنها کسی هستی که روی صحنه‌ای 691 00:37:03,958 --> 00:37:06,291 با جناب کشیش در زمان قتلش. 692 00:37:07,041 --> 00:37:09,142 و تو قبلاً مجسمه سر گرگ را داشتی 693 00:37:09,166 --> 00:37:10,666 به آلت قتل متصل شده است. 694 00:37:12,500 --> 00:37:14,934 و تو تنها کسی توی اون کلیسا هستی که ازش متنفری. 695 00:37:14,958 --> 00:37:16,851 من... من از هیچ روده ای بدم نمی آید. 696 00:37:16,875 --> 00:37:22,166 اما به معنای واقعی کلمه غیرممکن است که کسی این کار را انجام داده باشد، بنابراین من ... 697 00:37:23,750 --> 00:37:26,833 [آه] اوه، من نمی‌دانم این چیست. 698 00:37:31,250 --> 00:37:34,226 باشه. پدر، چرا نمیری یه کم استراحت کنی؟ 699 00:37:34,250 --> 00:37:37,208 اما قبل از اینکه از اینجا بری باید بهت هشدار بدم، شهر داره حرف میزنه. 700 00:37:37,833 --> 00:37:40,309 سای دریون این را امروز صبح در یوتیوبش گذاشت. 701 00:37:40,333 --> 00:37:42,517 [صدای قاضی در حال ضبط] ...مسموم کردن این کلیسا. 702 00:37:42,541 --> 00:37:44,750 و من هر کاری که لازم باشد برای نجاتش انجام خواهم داد. 703 00:37:45,291 --> 00:37:49,125 تا تو را مثل یک سرطان از بین ببرند. 704 00:37:50,958 --> 00:37:53,333 - [نفس عمیق می‌کشد] - [جرالدین] دوباره پست شده. 705 00:37:54,833 --> 00:37:56,017 خیلی کم. 706 00:37:56,041 --> 00:37:58,125 [پخش موسیقی جذاب] 707 00:37:59,083 --> 00:38:00,958 [صحبت‌های نامفهوم از رادیوی پلیس] 708 00:38:03,166 --> 00:38:04,666 [خرد شدن شیء] 709 00:38:09,416 --> 00:38:11,416 [موسیقی حال و هوای تعلیق به خود می‌گیرد] 710 00:38:31,208 --> 00:38:35,625 [جاد] من گوشیم را دو دقیقه روشن گذاشتم، و این یک اشتباه بود. 711 00:38:36,166 --> 00:38:39,666 سیل پیام‌ها به کشیش قاتل. 712 00:38:41,875 --> 00:38:45,541 اما من به دستگیری یا خلع لباس فکر نمی‌کردم. 713 00:38:46,083 --> 00:38:49,916 داشتم فکر می‌کردم ویکس برنده شده. 714 00:38:51,125 --> 00:38:54,017 زیرا در آن بخش از روحم که نمی‌تواند به مسیح دروغ بگوید، 715 00:38:54,041 --> 00:38:56,934 یا من، یا تو... 716 00:38:56,958 --> 00:38:58,309 [صدای جیرجیر در] 717 00:38:58,333 --> 00:38:59,625 [صدای تق تق در] 718 00:39:00,333 --> 00:39:03,392 ...خوشحال بودم که پیرمرد مرده بود. 719 00:39:03,416 --> 00:39:05,333 [موسیقی موقر پخش می‌شود] 720 00:39:07,625 --> 00:39:08,708 [نفسش را بیرون می‌دهد] 721 00:39:11,791 --> 00:39:12,875 عیسی 722 00:39:13,708 --> 00:39:16,291 کمکم کن. [پوزخندی می‌زند] 723 00:39:17,333 --> 00:39:19,750 لطفا راه عبور از این مرحله را به من نشان دهید. 724 00:39:23,208 --> 00:39:24,059 [موسیقی محو می‌شود] 725 00:39:24,083 --> 00:39:25,666 [مرد] سلام؟ 726 00:39:29,416 --> 00:39:31,041 اوه، متاسفم. امم... 727 00:39:32,500 --> 00:39:33,916 آیا شما باز هستید؟ 728 00:39:35,041 --> 00:39:36,125 همیشه. 729 00:39:36,708 --> 00:39:37,916 حالت خوبه؟ (or: حالت خوبه؟) 730 00:39:39,000 --> 00:39:41,500 آره. اممم. ببخشید. [آه می‌کشد] 731 00:39:42,875 --> 00:39:47,767 - اه، مراسم عشای ربانی عید پاک برگزار نمیشه. متاسفم. - اوه، من... 732 00:39:47,791 --> 00:39:51,517 - خواهش می‌کنم. بفرمایید تو. بفرمایید تو. - متشکرم. متشکرم. 733 00:39:51,541 --> 00:39:56,041 الان که نمی‌خوام از وظایف کشیشی‌ات دست بکشی، نه؟ 734 00:39:56,833 --> 00:39:57,833 [زبان بنوا به هم می‌خورد] 735 00:39:58,416 --> 00:40:01,142 خب... [نیشخند] این چیزی نیست؟ 736 00:40:01,166 --> 00:40:02,059 درسته؟ (JUD) 737 00:40:02,083 --> 00:40:06,375 خیلی سخته اینجا باشی و حضورشو حس نکنی... 738 00:40:07,000 --> 00:40:08,083 مال کی؟ 739 00:40:09,041 --> 00:40:12,059 اوه. خدا... اوه. آره. [می‌خندد] 740 00:40:12,083 --> 00:40:13,726 آره. تو کاتولیک نیستی. 741 00:40:13,750 --> 00:40:16,000 نه، خیلی نه، نه. [می‌خندد] 742 00:40:16,875 --> 00:40:18,291 مرتدِ مغرور. 743 00:40:19,250 --> 00:40:21,434 من در محراب عقلانیت زانو می‌زنم. 744 00:40:21,458 --> 00:40:24,500 اممم. تو با ایمان بزرگ نشدی؟ 745 00:40:25,250 --> 00:40:27,934 مادرم... بود، اه، 746 00:40:27,958 --> 00:40:30,875 خیلی خیلی مذهبی، می‌دونی. 747 00:40:32,583 --> 00:40:34,416 - باهاش ​​صمیمی بودی؟ - نه. 748 00:40:35,250 --> 00:40:39,101 وقتی پسر بچه بودم، ما، امم... اما این... 749 00:40:39,125 --> 00:40:41,184 - پیچیده. خانواده. - [می‌خندد] پیچیده‌ست. 750 00:40:41,208 --> 00:40:42,708 آره. درسته. 751 00:40:47,791 --> 00:40:49,500 همه اینها چه احساسی به شما می‌دهد؟ 752 00:40:52,791 --> 00:40:54,625 چه احساسی به من دست می‌دهد؟ 753 00:40:59,208 --> 00:41:00,017 راستش را بخواهید؟ 754 00:41:00,041 --> 00:41:01,208 مطمئناً. 755 00:41:03,541 --> 00:41:05,375 خب، معماری، چیزیه که به من علاقه داره. 756 00:41:06,375 --> 00:41:09,559 من عظمت، رمز و راز را احساس می‌کنم، 757 00:41:09,583 --> 00:41:13,375 تأثیر احساسی مورد نظر. این... [نفس عمیق می‌کشد] 758 00:41:15,750 --> 00:41:20,958 و انگار کسی داستانی را به من القا کرده که خودم باورش نمی‌کنم. 759 00:41:21,833 --> 00:41:25,476 بر اساس وعده‌های پوچ یک افسانه کودکانه ساخته شده است 760 00:41:25,500 --> 00:41:30,226 پر از بدخواهی و زن ستیزی و همجنس گرا ستیزی 761 00:41:30,250 --> 00:41:34,476 و اعمال خشونت و ظلم بی حد و حصر آن توجیه شده است 762 00:41:34,500 --> 00:41:36,559 در حالی که در تمام این مدت، و هنوز، 763 00:41:36,583 --> 00:41:39,476 پنهان کردن اعمال شرم‌آور خود. 764 00:41:39,500 --> 00:41:41,684 پس مانند قاطری بدخلق که به عقب لگد می‌زند، 765 00:41:41,708 --> 00:41:44,976 می‌خواهم آن را از هم بپاشم و حبابِ خائنانه‌ی باورش را بترکانم 766 00:41:45,000 --> 00:41:50,291 و به حقیقتی برسم که بتوانم بدون خفگی آن را ببلعم. 767 00:41:57,708 --> 00:42:02,833 [با صدای خش‌خش] جزئیات تیرهای سقف خیلی خوب هستند. این... 768 00:42:04,500 --> 00:42:07,309 گوش کن... می‌خوای منو بیرون کنی، همین الان برو. 769 00:42:07,333 --> 00:42:08,500 نه نه. 770 00:42:09,958 --> 00:42:11,601 راست میگی، خوبه. 771 00:42:11,625 --> 00:42:15,142 - گفتن حقیقت می‌تواند مثل نوازش شکم باشد. - [به آرامی می‌خندد] 772 00:42:15,166 --> 00:42:18,976 حالا، گمان می‌کنم که شما نمی‌توانید همیشه با اعضای کلیسایتان صادق باشید. 773 00:42:19,000 --> 00:42:22,250 شما همیشه می‌توانید با نگفتن بخش غیرصادقانه، صادق باشید. 774 00:42:23,000 --> 00:42:24,875 آره. [می‌خندد] 775 00:42:26,125 --> 00:42:28,125 حق با شماست. این داستان سرایی است. 776 00:42:29,416 --> 00:42:32,958 و این کلیسا،... قرون وسطایی نیست. ما در نیویورک هستیم. 777 00:42:33,708 --> 00:42:35,809 مربوط به نئوگوتیک قرن نوزدهم است. 778 00:42:35,833 --> 00:42:38,434 بیشتر به دیزنی‌لند شباهت دارد تا نوتردام... 779 00:42:38,458 --> 00:42:40,750 - [می‌خندد] - ... و مناسک و آیین‌ها 780 00:42:42,000 --> 00:42:43,625 و لباس‌ها، همه‌اش. 781 00:42:44,458 --> 00:42:45,875 داستان‌سرایی است. 782 00:42:47,333 --> 00:42:48,416 حق با شماست. 783 00:42:51,291 --> 00:42:52,916 حدس می‌زنم سوال این است که 784 00:42:54,625 --> 00:42:56,750 آیا این داستان‌ها ما را به دروغ بودن متقاعد می‌کنند؟ 785 00:42:58,625 --> 00:43:02,708 یا اینکه با چیزی در اعماق وجودمان که عمیقاً حقیقت دارد، طنین‌انداز می‌شوند؟ 786 00:43:05,458 --> 00:43:08,125 [زبانمان را فشار می‌دهیم] که نمی‌توانیم به روش دیگری بیانش کنیم... 787 00:43:10,416 --> 00:43:11,833 به جز داستان سرایی 788 00:43:15,125 --> 00:43:17,333 لمس شدم. پدر. 789 00:43:19,208 --> 00:43:22,833 [خنده، هق هق] 790 00:43:25,833 --> 00:43:27,250 - پسرم. - متاسفم. 791 00:43:28,416 --> 00:43:29,625 من فقط... 792 00:43:30,875 --> 00:43:33,291 دوباره حس کردم یه کشیشم، 793 00:43:33,916 --> 00:43:36,041 و حالا قراره اونو از دست بدم و... 794 00:43:37,000 --> 00:43:39,517 و هدفم را از دست بدهم و بترسم، من... 795 00:43:39,541 --> 00:43:42,101 -نمی‌دانم چطور زندگی خواهم کرد. - [در باز می‌شود] 796 00:43:42,125 --> 00:43:43,291 [جرالدین] بلانک! 797 00:43:44,041 --> 00:43:46,642 هی! پیداش کردی! آیا او... 798 00:43:46,666 --> 00:43:49,291 [صحبت‌های نامفهوم از رادیوی پلیس] 799 00:43:52,708 --> 00:43:54,458 - [در بسته می‌شود] - [می‌خندد] 800 00:43:55,208 --> 00:43:56,184 تو کی هستی؟ 801 00:43:56,208 --> 00:43:57,892 احتمالاً باید با این شروع می‌کردم. 802 00:43:57,916 --> 00:44:00,059 اسم من بنوا بلان است. من یک کارآگاه هستم. 803 00:44:00,083 --> 00:44:03,583 من به قتل جفرسون ویکس علاقه‌مند شده‌ام. 804 00:44:04,958 --> 00:44:06,767 تو یه کارآگاهی، پس با پلیسی؟ 805 00:44:06,791 --> 00:44:09,059 نه، نه. من در یک شرکت خصوصی کار می‌کنم. 806 00:44:09,083 --> 00:44:12,250 همه فکر می‌کنند من این کار را کردم. من این کار را نکردم. 807 00:44:12,833 --> 00:44:14,851 اما شاید در قلبم این کار را کردم، 808 00:44:14,875 --> 00:44:17,434 و نحوه‌ی وقوع آن نوعی معجزه بود. 809 00:44:17,458 --> 00:44:18,541 و... 810 00:44:19,041 --> 00:44:21,541 نمی‌دانم. گم شده‌ام. نمی‌دانم. 811 00:44:22,708 --> 00:44:24,708 اجازه میدی کمکت کنم؟ 812 00:44:27,041 --> 00:44:28,101 چی؟ 813 00:44:28,125 --> 00:44:30,934 لب‌هایتان از کم‌آبی ترک خورده است. 814 00:44:30,958 --> 00:44:32,458 تمام شب را نخوابیده ای. 815 00:44:33,041 --> 00:44:34,392 تو آن را بیرون از خانه خرج کردی، 816 00:44:34,416 --> 00:44:37,333 به حالت پاچه‌های شلوارت، که در حال دعا زانو زده‌ای. 817 00:44:38,083 --> 00:44:41,500 آنچه من می‌بینم، مرد گناهکاری در عذاب نیست، 818 00:44:42,250 --> 00:44:45,458 بلکه مردی بی‌گناه که از گناه رنج می‌برد. 819 00:44:47,083 --> 00:44:48,291 بذار کمکت کنم. 820 00:44:48,833 --> 00:44:49,684 چگونه؟ 821 00:44:49,708 --> 00:44:51,708 این به عنوان یک معجزه پوشیده شده بود. 822 00:44:52,208 --> 00:44:55,625 این فقط یه قتله و من معماهای قتل رو حل می‌کنم. 823 00:44:56,125 --> 00:44:57,392 [نفس می‌کشد] 824 00:44:57,416 --> 00:44:59,666 صبر کن... [مکث] تو بودی؟ 825 00:45:00,500 --> 00:45:03,642 ماجرای دربی کنتاکی با قتل و مردی که دستگیرش کردند 826 00:45:03,666 --> 00:45:05,226 - با دوربین فتوفینیش؟ - آره. 827 00:45:05,250 --> 00:45:06,416 پس تو... 828 00:45:07,250 --> 00:45:08,434 شما در برنامه‌ی «The View» بودید . 829 00:45:08,458 --> 00:45:10,142 - آره - اینجا چیکار میکنی؟ 830 00:45:10,166 --> 00:45:13,976 من باید سریعاً از وقایع آن مراسم جمعه خوب مطلع شوم 831 00:45:14,000 --> 00:45:17,041 و اتفاقاتی که اینجا در کلیسای بانوی شکیبایی جاودان ما می‌افتد. 832 00:45:17,708 --> 00:45:20,559 جرالدین با لطف به من اجازه دسترسی داده است. 833 00:45:20,583 --> 00:45:24,750 اگر بتوانید امروز را به من اختصاص دهید و در تحقیقاتم همراهم باشید، 834 00:45:25,375 --> 00:45:28,517 مشاهده جسد، ردیابی آلت قتاله، بازرسی صحنه جرم، 835 00:45:28,541 --> 00:45:32,125 تو در موقعیت بی‌نظیری برای کمک به من هستی. 836 00:45:33,791 --> 00:45:35,000 بدن؟ 837 00:45:35,583 --> 00:45:37,583 [موسیقی زهیِ دلخراش پخش می‌شود] 838 00:45:38,250 --> 00:45:39,375 [موسیقی محو می‌شود] 839 00:45:40,916 --> 00:45:43,625 آره، نظرم عوض شد. فکر نمی‌کنم باید اینجا باشم. 840 00:45:44,708 --> 00:45:47,309 بلانک، من به روش تو اعتماد دارم، اما با اون موافقم. 841 00:45:47,333 --> 00:45:51,476 نه، نه، نه. می‌خوام یه تصویر بالینی واضح از اتفاقی که اینجا افتاده بهت بدم. 842 00:45:51,500 --> 00:45:55,642 دیدن ویکس همانطور که هست، یک جسد. فقط یک ظرف خالی. 843 00:45:55,666 --> 00:45:59,184 نه آن هیولای افسانه‌ای که در ذهن شماست، بلکه صرفاً از گوشت و خون. 844 00:45:59,208 --> 00:46:01,684 می‌توانیم تجزیه و تحلیل کنیم که بر اثر زخم چاقو مرده است. 845 00:46:01,708 --> 00:46:04,541 فقط... از گوشت و خون. 846 00:46:05,208 --> 00:46:06,476 از گوشت و خون، آره. 847 00:46:06,500 --> 00:46:09,250 بله، این همون حرکت موجی و ویجلینگ ماست. [می‌خندد] 848 00:46:09,833 --> 00:46:12,041 آره. بهش نگاه کن. - خواهش می‌کنم بس کن این کارو. 849 00:46:13,125 --> 00:46:15,767 - تامی. میشه گوشت رو برگردونی؟ - [تامی] مم. 850 00:46:15,791 --> 00:46:17,392 - پنکیک بزن. آره. - [بنوا] مممم. 851 00:46:17,416 --> 00:46:18,541 [جرالدین گلویش را صاف می‌کند] 852 00:46:21,958 --> 00:46:23,559 [تامی، خفه] یک، دو، سه. 853 00:46:23,583 --> 00:46:24,625 [ضربه‌های بدن] 854 00:46:26,000 --> 00:46:28,458 [نفس نفس زدن] 855 00:46:29,500 --> 00:46:32,601 - هی! هی. - نه، نه، نه. من جایم اینجا نیست. 856 00:46:32,625 --> 00:46:35,059 من نمی‌تونم اینجا باشم، نمی‌دونم چرا منو آوردی اینجا. 857 00:46:35,083 --> 00:46:36,208 - نمی‌تونم-- - هی! 858 00:46:37,416 --> 00:46:38,809 اگر خواهان بخشش هستی، 859 00:46:38,833 --> 00:46:42,351 اگر می‌خواهی دوباره کشیش شوی، پس باید این مسیر را با من طی کنی. 860 00:46:42,375 --> 00:46:46,101 قاتل واقعی اون بیرونه. ما باید پیداش کنیم، دستگیرش کنیم، من... 861 00:46:46,125 --> 00:46:47,017 متاسفم. 862 00:46:47,041 --> 00:46:50,017 - منظورم اینه که بگیرش و زندگیتو پس بگیر. - [در باز و بسته می‌شود] 863 00:46:50,041 --> 00:46:51,333 پدر. 864 00:46:52,083 --> 00:46:54,392 باید بدونم که شرایط رو درک می‌کنی. 865 00:46:54,416 --> 00:46:57,809 ما همه رفیق نیستیم که این‌ور و آن‌ور برویم و دنبال حل یک پرونده بگردیم. 866 00:46:57,833 --> 00:46:59,517 تو هنوز یه مظنونی. 867 00:46:59,541 --> 00:47:03,684 نکته اینه که لازم نیست بدون وکیل اینجا باشی، می‌فهمی؟ 868 00:47:03,708 --> 00:47:05,476 [پخش موسیقی جذاب] 869 00:47:05,500 --> 00:47:08,333 [نفس عمیق می‌کشد] من این کار را نکردم. 870 00:47:09,583 --> 00:47:11,250 اگه بتونم کمکت کنم بفهمی کی این کارو کرده، 871 00:47:11,916 --> 00:47:14,434 پس من اینجام، آره، بیا انجامش بدیم، آره. 872 00:47:14,458 --> 00:47:15,750 باشه. 873 00:47:16,625 --> 00:47:17,809 بدن. 874 00:47:17,833 --> 00:47:19,476 بعدش آلت قتل. 875 00:47:19,500 --> 00:47:20,666 بعدش صحنه جرم. 876 00:47:21,958 --> 00:47:23,375 با من همراه باشید. 877 00:47:24,000 --> 00:47:26,166 [نواختن موسیقی زهی جذاب] 878 00:47:29,000 --> 00:47:30,017 [موسیقی متوقف می‌شود] 879 00:47:30,041 --> 00:47:32,726 یه چیزی بهت بگم، من حتی از شیطان هم خوشم نمیاد. 880 00:47:32,750 --> 00:47:36,892 می‌دونی، ایل دیاولو، به نظر باکلاس میاد، ایتالیاییه، اشکالی نداره، می‌دونی، 881 00:47:36,916 --> 00:47:39,101 بعدش همسرم، یه تابلوی شیطان خرید، 882 00:47:39,125 --> 00:47:41,101 سپس او چراغ‌های شیطان را می‌خرد 883 00:47:41,125 --> 00:47:44,767 و بعد مردم شروع می‌کنند، "اوه، هی، برایش یک چیز شیطانی برای بار بگیرید، عاشقش است." 884 00:47:44,791 --> 00:47:48,476 و بعد، می‌دونی، اه، شیطان، شیطان، شیطان، بنگ، نمی‌دونم. 885 00:47:48,500 --> 00:47:50,934 - [بنوا] اما اون... اما همینه، درسته؟ - [نیکولای] آره. 886 00:47:50,958 --> 00:47:52,142 [بنوا] اوه، آره. 887 00:47:52,166 --> 00:47:55,101 - [موسیقی راک با صدای ضعیفی از بلندگوها پخش می‌شود] - [نیکلای] اما، اه... 888 00:47:55,125 --> 00:47:58,684 اما می‌دونی، هرچند قرمز نبود، الان قرمزه، رنگه. 889 00:47:58,708 --> 00:48:01,166 - بله، بله، تازه رنگ شده. - امیدوارم. هوم. 890 00:48:01,750 --> 00:48:05,351 آنها آن را با نوعی گچ پر کردند و تیغه را به آن روش چسباندند. 891 00:48:05,375 --> 00:48:07,809 [قضاوت در مورد ضبط صدا] هر کاری لازم باشه برای نجاتش انجام میدم. 892 00:48:07,833 --> 00:48:11,101 تا تو را مثل یک سرطان از بین ببرند. 893 00:48:11,125 --> 00:48:14,434 [نیکولای] هی، هی، هی. یالا، ایکنای. این اصلاً خوب نیست. یالا. 894 00:48:14,458 --> 00:48:16,809 ماجرای کله شیطان قرمز، آخرش به کجا رسید؟ 895 00:48:16,833 --> 00:48:21,476 در کلیسا، آن را به سمت کلیسا پرتاب کردم و شیشه پنجره شکست، نمی‌دانم چرا. 896 00:48:21,500 --> 00:48:22,976 - [صدای ناقوس کلیسا] - [نفس نفس زدن] 897 00:48:23,000 --> 00:48:25,267 و بعد از مراسم کریسمس در روز دوشنبه ، 898 00:48:25,291 --> 00:48:27,684 مارتا گفت که یک پنجره کوچک شکسته پیدا کرده است. 899 00:48:27,708 --> 00:48:28,767 بچه‌ها. 900 00:48:28,791 --> 00:48:30,267 اما هیچ چیز دیگری. 901 00:48:30,291 --> 00:48:33,166 [از بلندگوها] ♪ من می‌دونم مشکل چیه، من قاطیش نمی‌کنم ♪ 902 00:48:34,541 --> 00:48:36,726 ♪ تمام چیزی که واقعاً سعی دارم بگم اینه ♪ 903 00:48:36,750 --> 00:48:39,250 ♪ چرا باید شیطان همه موسیقی‌های خوب رو داشته باشه؟ ♪ 904 00:48:39,916 --> 00:48:42,333 ♪ من هر روز احساس خوبی دارم ♪ 905 00:48:44,166 --> 00:48:47,583 ♪ چون عیسی مسیح صخره است و غم‌های مرا از بین برد ♪ 906 00:48:48,666 --> 00:48:49,934 [بنوا] می‌بینیش؟ 907 00:48:49,958 --> 00:48:52,708 ♪ میگن موهامو کوتاه کن دارن دیوونم میکنن... ♪ 908 00:48:53,583 --> 00:48:54,583 [بنوا] هوم. 909 00:48:56,083 --> 00:48:57,083 آره. 910 00:48:58,625 --> 00:48:59,708 آره. 911 00:49:03,375 --> 00:49:05,375 اوه. یعنی، آه... 912 00:49:07,708 --> 00:49:08,916 دکتر نات. 913 00:49:10,291 --> 00:49:11,500 اوه، ف... 914 00:49:13,791 --> 00:49:15,875 [گلویش را صاف می‌کند] هی. 915 00:49:17,791 --> 00:49:19,208 فقط یه ناهار مختصر خوردم. 916 00:49:20,958 --> 00:49:21,958 [گلویش را صاف می‌کند] 917 00:49:25,750 --> 00:49:29,351 نات، من... اگه... اگه بخوای حرف بزنیم، می‌تونم بعداً بیام اینجا. 918 00:49:29,375 --> 00:49:31,559 فکر نمی‌کنم... آره، من... آره. 919 00:49:31,583 --> 00:49:33,559 فکر نمی‌کنم این را ترجیح بدهم. 920 00:49:33,583 --> 00:49:35,083 ترجیح می‌دهم اینطور نباشد. 921 00:49:35,833 --> 00:49:39,083 آه، اینم ازش. این چیزیه که باهاش ​​درستش کردی. ها؟ 922 00:49:39,625 --> 00:49:41,767 - یالا، نات. - «مثل یه سرطان از بین ببرش.» 923 00:49:41,791 --> 00:49:43,642 ای حرومزاده. 924 00:49:43,666 --> 00:49:45,375 - [مرد] نات، تو بهش بگو. - آره. 925 00:49:46,583 --> 00:49:49,708 -حرامزاده! کشیش قاتل! - [در به شدت بسته می‌شود] 926 00:49:50,958 --> 00:49:53,583 [موسیقی جذاب و دلهره‌آور پخش می‌شود] 927 00:50:07,041 --> 00:50:08,521 - [صدای تق تق] - [تلویزیون به طور نامفهوم پخش می‌شود] 928 00:50:22,166 --> 00:50:23,059 اول از همه، 929 00:50:23,083 --> 00:50:26,101 من به کارآگاه الیوت به خاطر اینکه شماره شما را به من داد، یک سبد میوه بدهکارم. 930 00:50:26,125 --> 00:50:28,017 فقط خوشحالم که در خدمت هستم. 931 00:50:28,041 --> 00:50:29,934 جرالدین، تو دوراندیش بودی 932 00:50:29,958 --> 00:50:32,601 تا ببینیم که این فراتر از کار عادی پلیس است، 933 00:50:32,625 --> 00:50:36,934 این چیزی است که حتی من هم تجربه نکرده‌ام. 934 00:50:36,958 --> 00:50:41,125 یک نمونه‌ی کلاسیک از یک جنایت کاملاً غیرممکن. 935 00:50:41,958 --> 00:50:43,559 از جنس داستان‌های پلیسی. 936 00:50:43,583 --> 00:50:47,000 این نباید در دنیای واقعی ما وجود داشته باشد. 937 00:50:48,041 --> 00:50:49,458 و با این حال اینجاست. 938 00:50:50,000 --> 00:50:51,416 جام مقدس. 939 00:50:52,500 --> 00:50:53,726 [جرالدین] من عاشق این شور و اشتیاق هستم. 940 00:50:53,750 --> 00:50:56,309 فقط باید مطمئن باشم که تو می‌دونی این پرونده قابل حله. 941 00:50:56,333 --> 00:50:58,708 [بنوا] من نمی‌تونم یه جنایت رو حل نکنم. 942 00:50:59,458 --> 00:51:01,083 آن لحظه مات شدن 943 00:51:01,958 --> 00:51:05,375 وقتی روی صحنه میرم و تار عنکبوت حریفم رو از هم میپاشم... 944 00:51:07,125 --> 00:51:08,416 اوه، خواهی دید. خیلی جالبه! 945 00:51:09,000 --> 00:51:11,166 - عالیه، چطور به اونجا برسیم؟ - [بنوا] منبع، 946 00:51:12,000 --> 00:51:14,583 مرد توخالی اثر جان دیکسون کار . 947 00:51:15,375 --> 00:51:17,601 رمان کارآگاهی عصر طلایی 948 00:51:17,625 --> 00:51:19,809 و یک مقدمه‌ی کامل بر راز درِ قفل‌شده، 949 00:51:19,833 --> 00:51:21,208 جنایت غیرممکن 950 00:51:22,958 --> 00:51:24,017 صبر کن. 951 00:51:24,041 --> 00:51:26,125 [پخش موسیقی جذاب] 952 00:51:32,375 --> 00:51:35,875 پدر جاد، یه بار دیگه، حقت رو گرفتی. [خنده] 953 00:51:37,541 --> 00:51:40,142 جسد چه کسی؟ قتل‌های خیابان مورگ. 954 00:51:40,166 --> 00:51:42,642 راجر اکروید. قتل در خانه کشیش. 955 00:51:42,666 --> 00:51:47,958 خدای من، این عملاً یک دستورالعمل برای چگونگی ارتکاب این جرم است. 956 00:51:48,458 --> 00:51:50,375 و کل گله در این گروه قرار دارد؟ 957 00:51:54,000 --> 00:51:55,625 چه کسی این کتاب‌ها را انتخاب کرده است؟ 958 00:51:56,291 --> 00:51:57,291 اپرا 959 00:51:58,333 --> 00:51:59,333 اپرا 960 00:51:59,833 --> 00:52:01,892 مارتا فهرستی از موضوعات را از سایت اپرا بیرون می‌کشد. 961 00:52:01,916 --> 00:52:03,833 خب، این نظریه من را تایید می‌کند. 962 00:52:04,416 --> 00:52:06,309 قاتل قطعاً تقلید کرده است 963 00:52:06,333 --> 00:52:09,166 روش‌های سنتی داستان‌های معماییِ پشت درهای بسته. 964 00:52:09,708 --> 00:52:11,892 که کارها را ساده می‌کند. 965 00:52:11,916 --> 00:52:13,208 زمان باشگاه کتابخوانی. 966 00:52:13,750 --> 00:52:15,166 بیاین دیگه بچه ها. 967 00:52:20,666 --> 00:52:21,726 [موسیقی محو می‌شود] 968 00:52:21,750 --> 00:52:24,142 در فیلم مرد توخالی، کارآگاه گیدئون فل 969 00:52:24,166 --> 00:52:29,142 خلاصه‌ای از تمام روش‌های ممکن برای قتل پشت درهای بسته ارائه می‌دهد. [با خنده‌ی از روی رضایت] 970 00:52:29,166 --> 00:52:31,351 پس بیایید آنها را به صف کنیم و سرنگونشان کنیم. 971 00:52:31,375 --> 00:52:33,559 احتمال شماره یک، 972 00:52:33,583 --> 00:52:37,083 ویکس با چاقو مورد اصابت قرار گرفت 973 00:52:37,708 --> 00:52:40,041 قبل از ورود به کمد. 974 00:52:40,625 --> 00:52:44,041 پدر جاد، میشه سر جای قبلیت برگردی؟ 975 00:52:47,208 --> 00:52:49,333 ویکس خطبه‌اش را کامل می‌کند. 976 00:52:51,083 --> 00:52:52,726 هر دستگاهی که پشت سر او باشد 977 00:52:52,750 --> 00:52:57,833 قادر به فرو کردن خنجری سنگین و نامتعادل در پشتش... 978 00:53:00,791 --> 00:53:04,875 از دوربین و شاهدان حاضر در شبستان پنهان می‌ماند، 979 00:53:05,500 --> 00:53:09,000 اما مطمئناً پدر جود شاهد آن می‌بود. 980 00:53:10,625 --> 00:53:13,642 نه، من پشت سرش یه ربات چاقوکش ندیدم. 981 00:53:13,666 --> 00:53:16,267 [بنوا] نه. احتمال اول، منتفی است. 982 00:53:16,291 --> 00:53:18,208 احتمال دو... 983 00:53:20,083 --> 00:53:21,500 او کشته شد. 984 00:53:22,000 --> 00:53:23,809 در حالی که داخل کمد دیواری است 985 00:53:23,833 --> 00:53:27,541 توسط کسی یا چیزی که بود 986 00:53:28,291 --> 00:53:30,125 بیرون کمد. 987 00:53:30,833 --> 00:53:34,392 مثلاً، یه چیزی از اینجا چاقو رو پرت کرد تو کمد؟ 988 00:53:34,416 --> 00:53:35,892 نه، این دیوونه‌کننده‌ست. 989 00:53:35,916 --> 00:53:37,976 از چندین جهت احمقانه و غیرممکن است. 990 00:53:38,000 --> 00:53:41,059 احتمال دوم، رد شد. پیشرفت! 991 00:53:41,083 --> 00:53:43,226 [آه] چند احتمال دیگه وجود داره؟ 992 00:53:43,250 --> 00:53:45,333 زیاد نیست. سه تا... 993 00:53:46,166 --> 00:53:49,017 او در حالی که داخل کمد بود کشته شد 994 00:53:49,041 --> 00:53:51,750 توسط دستگاهی که همچنین 995 00:53:53,041 --> 00:53:54,517 داخل کمد. 996 00:53:54,541 --> 00:53:56,809 بنابراین چیزی از قبل قرار داده شده بود و، 997 00:53:56,833 --> 00:53:58,517 چی، با ریموت فعال میشه؟ 998 00:53:58,541 --> 00:54:00,601 خب، این دیوارها ضخیم هستند، 999 00:54:00,625 --> 00:54:04,125 اما یک سیگنال RF بسیار قوی می‌تواند از آنها عبور کند. 1000 00:54:04,875 --> 00:54:07,083 - پس کجا باید پنهان شد... - [صدای لامپ] 1001 00:54:07,625 --> 00:54:12,041 ... یک دستگاه پرتاب چاقوی کنترل از راه دور کاملاً کاربردی 1002 00:54:12,583 --> 00:54:14,333 توی یه جعبه خالی، ممم؟ 1003 00:54:15,125 --> 00:54:16,851 ویکس روی شکمش افتاد. 1004 00:54:16,875 --> 00:54:19,642 - [پخش موسیقی جذاب] - من آن صدای ضربه‌ی گوش‌خراش را به یاد دارم. 1005 00:54:19,666 --> 00:54:20,833 - [ضربه] - [صدای برخورد اشیاء] 1006 00:54:21,583 --> 00:54:24,059 و رویش به سوی در بود ، 1007 00:54:24,083 --> 00:54:26,125 بنابراین او در عقب و رو به بیرون ایستاده بود، 1008 00:54:27,166 --> 00:54:30,583 بنابراین چاقو حتماً به نحوی از دیوار پشتی وارد شده است. 1009 00:54:31,083 --> 00:54:33,500 صدای تق تق. خیلی خوب. 1010 00:54:34,041 --> 00:54:35,250 با این حال، 1011 00:54:36,250 --> 00:54:38,125 صخره جبل الطارق. 1012 00:54:38,958 --> 00:54:40,041 در مورد ... چطور؟ 1013 00:54:40,541 --> 00:54:43,101 در مورد دیوار کاذبی که بعداً برداشته شده چطور؟ 1014 00:54:43,125 --> 00:54:45,142 برو به شهر، پدر براون. 1015 00:54:45,166 --> 00:54:46,684 [جرالدین] چی؟ نه، نه. 1016 00:54:46,708 --> 00:54:48,851 پسرهایم متوجه دیوار مصنوعی می‌شدند. 1017 00:54:48,875 --> 00:54:51,541 [کلیک روی سوئیچ] 1018 00:54:52,750 --> 00:54:56,583 آره. و برداشتنش بعداً کار کوچیکی نبود. 1019 00:54:58,416 --> 00:55:01,166 هیچ چیز دیگری روی کف این فضا پیدا نشد، درسته؟ 1020 00:55:01,833 --> 00:55:04,458 نه. نه، فقط نخ قرمز. 1021 00:55:06,500 --> 00:55:07,892 صبر کن، چی؟ اون... 1022 00:55:07,916 --> 00:55:09,684 نخ قرمز؟ 1023 00:55:09,708 --> 00:55:11,559 [موسیقی اوج می‌گیرد، محو می‌شود] 1024 00:55:11,583 --> 00:55:15,267 دو رشته نخ قرمز ضخیم به طول حدود سه اینچ، در آنجا یافت شد 1025 00:55:15,291 --> 00:55:17,375 روی بدن، کنار لگن. 1026 00:55:19,333 --> 00:55:20,916 خب، احتمال چهارم چیه؟ 1027 00:55:22,375 --> 00:55:25,333 [مارتا در حال هق هق] 1028 00:55:26,125 --> 00:55:27,208 مارتا؟ 1029 00:55:28,166 --> 00:55:30,351 - [مارتا] بندازشون بیرون. - [جاد] مارتا؟ 1030 00:55:30,375 --> 00:55:31,726 [مارتا] بندازشون بیرون! 1031 00:55:31,750 --> 00:55:35,059 [گریه] قدم زدن در این مکان مقدس 1032 00:55:35,083 --> 00:55:38,476 مثل یه صحنه جرم. مثل یه چیزی 1033 00:55:38,500 --> 00:55:42,208 نمایش پلیسیِ مبتذل که درباره ربات‌ها صحبت می‌کند! 1034 00:55:42,791 --> 00:55:46,267 درست نیست پدر، درست نیست، درست نیست! 1035 00:55:46,291 --> 00:55:47,684 [در باز می‌شود] 1036 00:55:47,708 --> 00:55:48,809 [در بسته می‌شود] 1037 00:55:48,833 --> 00:55:51,541 مارتا، باید بری خونه، یه کم استراحت کنی. 1038 00:55:52,083 --> 00:55:53,208 آیا می‌توانم کاری برای شما انجام دهم؟ 1039 00:55:54,041 --> 00:55:55,083 ترک کنید. 1040 00:55:55,791 --> 00:55:57,625 دیگه اینجا کسی تو رو نمیخواد. 1041 00:55:58,125 --> 00:56:02,976 تو همیشه از جناب کشیش متنفر بودی و جز تحقیر، هیچ چیز دیگری از ما نمی‌بینی. 1042 00:56:03,000 --> 00:56:05,476 - این درست نیست. - قتل توی قلبت... 1043 00:56:05,500 --> 00:56:07,184 - نه - ...دستات به خون آلوده‌ست 1044 00:56:07,208 --> 00:56:09,267 درست مثل آن فاحشه. 1045 00:56:09,291 --> 00:56:12,583 گناه نخستین تو این مکان را لکه‌دار کرده است. 1046 00:56:13,333 --> 00:56:15,083 کاهن دروغین! 1047 00:56:17,958 --> 00:56:19,541 - ببخشید. - [آرام نفس نفس می‌زند] 1048 00:56:20,375 --> 00:56:22,517 اما، آره، اگه پیدا کردن حقایق با اون کارآگاه 1049 00:56:22,541 --> 00:56:24,791 مرا در مقابل تو و این گله قرار دهد، پس باشد که چنین شود. 1050 00:56:27,583 --> 00:56:28,666 متاسفم. 1051 00:56:31,000 --> 00:56:32,958 [موسیقی غمگین می‌شود] 1052 00:56:36,541 --> 00:56:38,226 [غرغر کردن] 1053 00:56:38,250 --> 00:56:39,434 [موسیقی محو می‌شود] 1054 00:56:39,458 --> 00:56:41,291 میشه از کیفت استفاده کنم؟ [غرغر] 1055 00:56:42,791 --> 00:56:44,392 حتماً. ادامه بده. 1056 00:56:44,416 --> 00:56:47,250 - [به غرغر کردن ادامه می‌دهد] - [تلویزیون به طور نامفهوم پخش می‌شود] 1057 00:56:47,958 --> 00:56:49,375 حالت خوبه؟ 1058 00:56:50,000 --> 00:56:53,351 [جاد] مه داشت محو می‌شد. این معمایی بود که قابل حل بود. 1059 00:56:53,375 --> 00:56:56,059 جسد، سلاح، صحنه جرم، تفنگ‌های چاقوی رباتیک، 1060 00:56:56,083 --> 00:56:59,184 و زوایای دید و دیوارهای سنگی و کنترل از راه دور. 1061 00:56:59,208 --> 00:57:01,559 - [نفس نفس زدن] - [موسیقی ارگ از تلویزیون پخش می‌شود] 1062 00:57:01,583 --> 00:57:02,934 و ریموت کنترل‌ها. 1063 00:57:02,958 --> 00:57:06,476 [تفسیر در تلویزیون] اما امروز روز جدیدی است... کابز... 1064 00:57:06,500 --> 00:57:09,309 چه کسی در آن بازی قهرمان می‌شد... 1065 00:57:09,333 --> 00:57:11,684 اما دیدیم که چطور پیش رفت... 1066 00:57:11,708 --> 00:57:14,208 تو موقع مراسم جمعه به بازی گوش ندادی. 1067 00:57:14,875 --> 00:57:16,392 در رادیوی شما. 1068 00:57:16,416 --> 00:57:20,083 - من که این کار را نمی‌کنم. مارتا موافق نیست. - [ادامه‌ی توضیحات] 1069 00:57:21,875 --> 00:57:23,291 پس ضبطش کردی. 1070 00:57:23,958 --> 00:57:25,041 بله. 1071 00:57:26,708 --> 00:57:30,767 باشه. من یه مهر زمانی با در نظر گرفتن تأخیر پخش اضافه کردم. 1072 00:57:30,791 --> 00:57:35,101 تماس دکتر شارپ با بیمارستان ساعت ۳:۴۷ بعد از ظهر اتفاق افتاد. 1073 00:57:35,125 --> 00:57:37,601 و ۹۰ ثانیه قبل از آن... 1074 00:57:37,625 --> 00:57:39,000 [تق تق کیبورد] 1075 00:57:43,625 --> 00:57:46,142 بنابراین، چندین چیز می‌توانسته باعث آن اشکال شده باشد، 1076 00:57:46,166 --> 00:57:47,601 اما در پاسخ به سوال شما، بله، 1077 00:57:47,625 --> 00:57:51,184 با یک موج قوی تداخل RF سازگار است 1078 00:57:51,208 --> 00:57:53,809 که ممکن است از یک کنترل از راه دور ارتقا یافته دریافت کنید. 1079 00:57:53,833 --> 00:57:55,476 - [با خیالی آسوده می‌خندد] - لعنت. 1080 00:57:55,500 --> 00:57:56,476 همینه، درسته؟ 1081 00:57:56,500 --> 00:57:58,434 - این باعث فعال شدن ربات چاقوکش شد. - [دندان‌هایش را می‌مکد] 1082 00:57:58,458 --> 00:58:01,309 باید همین باشه. تو می‌تونی... تو می‌تونی الان حلش کنی، درسته؟ 1083 00:58:01,333 --> 00:58:03,809 تو، امم... تو اینو با فیلم سای هماهنگ کردی؟ 1084 00:58:03,833 --> 00:58:07,642 آره، بله. آیفون تصویری یه مُهر زمانی داره. خیلی هم دقیق. 1085 00:58:07,666 --> 00:58:09,726 باشه. میشه لطفا نشونمون بدی؟ - آره 1086 00:58:09,750 --> 00:58:10,851 چی رو به ما نشون بده؟ 1087 00:58:10,875 --> 00:58:13,809 {\an8}[Jud] ♪ که رستگاری جهان بر آن آویخته شده است ♪ 1088 00:58:13,833 --> 00:58:15,791 {\an8}- [ضربه] - [صدای تق تق اشیاء] 1089 00:58:16,875 --> 00:58:17,958 {\an8}[یعقوب] مونسینور؟ 1090 00:58:23,916 --> 00:58:24,916 {\an8صدای تق تق کیبورد] 1091 00:58:29,333 --> 00:58:30,767 - اوه. - [بنوا ناله می‌کند] 1092 00:58:30,791 --> 00:58:32,976 بنابراین وقتی انفجار RF اتفاق افتاد، 1093 00:58:33,000 --> 00:58:35,916 او از قبل با چاقویی در پشتش روی زمین افتاده بود. 1094 00:58:36,541 --> 00:58:38,875 و پدر جود مستقیم به او خیره شده بود. 1095 00:58:39,375 --> 00:58:41,142 این چطور کار می‌کند؟ 1096 00:58:41,166 --> 00:58:43,934 خب، برای ربات چاقوکش، اینطور نیست. 1097 00:58:43,958 --> 00:58:46,601 خب... این که چیزی نبود؟ 1098 00:58:46,625 --> 00:58:47,601 نه، نه. (Benoit) 1099 00:58:47,625 --> 00:58:51,017 این واقعاً یه چیز مهم بود. [نفس عمیقی می‌کشد] 1100 00:58:51,041 --> 00:58:53,934 حالا همه قطعات پازل را جلوی رویمان گذاشته‌ایم. 1101 00:58:53,958 --> 00:58:55,142 - داریم؟ - آره. 1102 00:58:55,166 --> 00:58:58,434 منشأ سر شیطان، نخ قرمز، را در نظر بگیرید، 1103 00:58:58,458 --> 00:59:01,958 صدای تق تقِ گوشخراش، زمان‌بندی کنترل از راه دور RF. 1104 00:59:02,958 --> 00:59:04,375 همه چی ردیف میشه. 1105 00:59:05,500 --> 00:59:07,708 [با تردید می‌خندد] پس جواب را به ما بده. 1106 00:59:08,916 --> 00:59:10,208 من که نمی‌توانم. 1107 00:59:11,666 --> 00:59:15,184 گفتی اگه همه قطعات پازل رو داشته باشی، جواب رو پیدا می‌کنی. 1108 00:59:15,208 --> 00:59:16,517 [بنوا] می‌دانم. و با این حال، 1109 00:59:16,541 --> 00:59:18,684 با تمام قطعات روی میز، 1110 00:59:18,708 --> 00:59:21,958 این جنایت هنوز هم واقعاً به نظر می‌رسد 1111 00:59:22,750 --> 00:59:23,958 غیرممکن است. 1112 00:59:24,791 --> 00:59:26,476 بهم گفتی که می‌تونی اینو حل کنی. 1113 00:59:26,500 --> 00:59:28,434 [موسیقی موقر پخش می‌شود] 1114 00:59:28,458 --> 00:59:30,041 این کاریه که تو می‌کنی. 1115 00:59:31,083 --> 00:59:33,642 [آه] من به تو ایمان دارم. 1116 00:59:33,666 --> 00:59:37,226 ای خدا. ای خدا. [آه می‌کشد] 1117 00:59:37,250 --> 00:59:41,351 [بنوا] ۳۶ ساعته که نخوابیدی. فکر کنم وقت خوابه. [گلویش را صاف می‌کند] 1118 00:59:41,375 --> 00:59:42,541 آره. 1119 00:59:43,166 --> 00:59:45,851 روز خیلی بدی بود. شب بخیر، پدر جود. 1120 00:59:45,875 --> 00:59:47,500 بیا. من تو را برمی‌گردانم. 1121 00:59:48,375 --> 00:59:50,375 [پخش موسیقی جذاب] 1122 00:59:56,833 --> 00:59:59,351 - [موسیقی محو می‌شود] - می‌دونی، حق با توئه. 1123 00:59:59,375 --> 01:00:02,083 این نمیتونه غیرممکن باشه. 1124 01:00:03,333 --> 01:00:05,166 حتماً یه قطعه ای کم داره. 1125 01:00:06,458 --> 01:00:08,458 و فکر می‌کنم می‌دانم کجا می‌توانم پیدایش کنم. 1126 01:00:09,041 --> 01:00:11,767 ببین، فکر کنم یه چیزی اون تو، تو کله‌ات هست، 1127 01:00:11,791 --> 01:00:14,291 که من باید این پرونده را حل کنم. 1128 01:00:14,958 --> 01:00:17,791 و اگر نمی‌توانم از آن خلاص شوم، متاسفم، 1129 01:00:18,333 --> 01:00:20,750 اما من باید برم اونجا و پیداش کنم. 1130 01:00:23,250 --> 01:00:25,166 باشه، الان داری منو دیوونه میکنی. 1131 01:00:27,250 --> 01:00:29,476 - من... من نمی‌فهمم. - [در بسته می‌شود] 1132 01:00:29,500 --> 01:00:32,517 نمی‌فهمم این چه کمکی می‌کنه. می‌خوای من داستان رو بنویسم؟ 1133 01:00:32,541 --> 01:00:34,809 بله، داستان. 1134 01:00:34,833 --> 01:00:37,601 داستان قتل کشیش ویکس. 1135 01:00:37,625 --> 01:00:38,767 مونسینور ویکس. 1136 01:00:38,791 --> 01:00:40,684 {\an8}حضرت موسینیور هالوپینو. برام مهم نیست. 1137 01:00:40,708 --> 01:00:44,184 من باید قتل او و وقایع منتهی به آن را از دریچه‌ی چشمان تو ببینم. 1138 01:00:44,208 --> 01:00:45,142 از کجا شروع کنیم؟ 1139 01:00:45,166 --> 01:00:46,309 اوه، هر جا که دوست داری. 1140 01:00:46,333 --> 01:00:49,601 فقط آن را جالب نگه دارید، آن را در حال حرکت نگه دارید و از هیچ جزئیاتی دریغ نکنید. 1141 01:00:49,625 --> 01:00:50,976 بلانک، من نویسنده نیستم. 1142 01:00:51,000 --> 01:00:53,083 وقت بذار. اوه. 1143 01:00:53,625 --> 01:00:56,351 {\an8}- [می‌خندد] من کاملاً راحت خواهم بود. - [صدای جیرجیر چوب پنبه] 1144 01:00:56,375 --> 01:00:57,642 {\an8}- [صدای تق تق لیوان] - [ریختن مایع] 1145 01:00:57,666 --> 01:00:59,226 {\an8 زمزمه بنوا] 1146 01:00:59,250 --> 01:01:01,333 [موسیقی جذاب و دلهره‌آور پخش می‌شود] 1147 01:01:04,041 --> 01:01:07,041 {\an8}[Jud] خب، من یک ساعت گذشته را دقیقاً صرف همین کار کردم. 1148 01:01:07,541 --> 01:01:10,750 و حالا این خودکار را زمین می‌گذارم و به تو می‌دهم 1149 01:01:11,250 --> 01:01:12,434 و حدس می‌زنم، صبر کن 1150 01:01:12,458 --> 01:01:14,434 {\an8} در حالی که شما داستان من را می‌خوانید 1151 01:01:14,458 --> 01:01:17,500 از قتل مونسینور جفرسون ویکس. 1152 01:01:18,000 --> 01:01:20,000 {\an8موسیقی جذاب و پر تعلیق ادامه دارد] 1153 01:01:25,208 --> 01:01:26,250 [آهی آرام می‌کشد] 1154 01:01:31,791 --> 01:01:32,791 [آه می‌کشد] 1155 01:01:34,291 --> 01:01:35,291 [موسیقی محو می‌شود] 1156 01:01:44,083 --> 01:01:45,291 چرا این کار را کردی؟ (چرا این کار را کردی؟) 1157 01:01:48,625 --> 01:01:50,125 سوال بهتر این است که، 1158 01:01:50,708 --> 01:01:53,392 چرا فکر کردم می‌تونم بهت دروغ بگم و از مجازات فرار کنم؟ 1159 01:01:53,416 --> 01:01:56,125 اوه، نه، دروغ نگفتی. می‌دانستم که این کار را نمی‌کنی. 1160 01:01:57,000 --> 01:01:59,351 فقط قسمت نادرستش رو با صدای بلند نگفتی. 1161 01:01:59,375 --> 01:02:01,166 [موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود] 1162 01:02:03,125 --> 01:02:07,601 «وقتی به بقیه بیرون ملحق شدم، پلیس تازه داشت می‌رسید.» 1163 01:02:07,625 --> 01:02:09,892 - [آژیرهای دوردست به صدا در می‌آیند] - [موسیقی دلهره‌آور ادامه می‌یابد] 1164 01:02:09,916 --> 01:02:11,625 «به بقیه بیرون ملحق شدم.» 1165 01:02:12,125 --> 01:02:14,101 پس تو داخل ماندی. 1166 01:02:14,125 --> 01:02:17,017 پس تو تنها کسی بودی که دسترسی نامحسوس داشتی 1167 01:02:17,041 --> 01:02:21,500 به کمد ابزار بعد از قتل، اما قبل از اینکه پلیس آن را بگردد. 1168 01:02:23,541 --> 01:02:25,041 چرا؟ منظورم اینه که... [خنده] 1169 01:02:28,000 --> 01:02:29,267 چرا از او محافظت کنیم؟ 1170 01:02:29,291 --> 01:02:31,375 من این کار را برای محافظت از ویکس نکردم. 1171 01:02:33,041 --> 01:02:35,351 من این کار را کردم تا مردمی را که به او ایمان دارند نجات دهم 1172 01:02:35,375 --> 01:02:36,851 فقط کمی سرخوردگی. 1173 01:02:36,875 --> 01:02:39,767 خب، مطمئناً همه می‌دانستند. 1174 01:02:39,791 --> 01:02:43,351 منظورم این است که، بعد از هر مراسم عشای ربانی، نفسش بند می‌آمد. 1175 01:02:43,375 --> 01:02:46,392 «خودش را تقویت کرد.» عجب جمله‌بندی هوشمندانه‌ای. 1176 01:02:46,416 --> 01:02:48,642 اما حتماً همه می‌دانستند. 1177 01:02:48,666 --> 01:02:50,875 امروز روح واقعاً او را تحت تأثیر قرار داد، ها؟ 1178 01:02:51,541 --> 01:02:52,958 نه، نه همه. 1179 01:02:53,458 --> 01:02:54,541 تنها. 1180 01:02:55,333 --> 01:02:57,517 تنها آدم خوب توی این دنیا. 1181 01:02:57,541 --> 01:02:59,625 هوشیار شدن جان او را نجات داد. 1182 01:03:01,041 --> 01:03:04,875 می‌دانستم که مطبوعات و پلیس آنجا هستند. چرا باید اجازه می‌دادم که این بخشی از داستان باشد؟ 1183 01:03:06,458 --> 01:03:07,267 [صدای جرنگ جرنگ] 1184 01:03:07,291 --> 01:03:09,767 [جاد] ویکس چاقو خورده بود. 1185 01:03:09,791 --> 01:03:13,601 نمی‌دانم چطور یا توسط چه کسی، اما من... اما می‌دانستم که او چاقو خورده بود. 1186 01:03:13,625 --> 01:03:15,684 پس این ربطی به اون نداشت. 1187 01:03:15,708 --> 01:03:17,892 این یک انگیزه ناگهانی بود. 1188 01:03:17,916 --> 01:03:20,517 کمی قصه‌گویی برای محافظت از گله‌ام. 1189 01:03:20,541 --> 01:03:22,226 اوه، مزخرف! 1190 01:03:22,250 --> 01:03:26,416 و با محافظت از حباب اعتقادی آنها، شما یک قاتل را محافظت کرده‌اید! 1191 01:03:29,000 --> 01:03:30,625 اون فلاسک کجاست؟ 1192 01:03:31,916 --> 01:03:34,833 - [صدای برخورد اشیاء] - [جاد] لعنت! 1193 01:03:37,458 --> 01:03:39,642 لعنت. اینجا نیست. [نفس نفس می‌زند] 1194 01:03:39,666 --> 01:03:40,726 [موسیقی محو می‌شود] 1195 01:03:40,750 --> 01:03:41,916 بلانک 1196 01:03:42,875 --> 01:03:44,083 متاسفم. 1197 01:03:44,708 --> 01:03:46,684 او چاقو خورده بود، بنابراین فکر نمی‌کردم... 1198 01:03:46,708 --> 01:03:48,892 نه. فکر نکردی. 1199 01:03:48,916 --> 01:03:51,267 اما الان وارد جنگل شدیم، پس بهتره شروع کنی. 1200 01:03:51,291 --> 01:03:52,625 [نفس نفس زدن] 1201 01:03:53,291 --> 01:03:55,125 یه نفر به زور وارد اتاقم شد. 1202 01:03:56,125 --> 01:03:57,416 فقط داره بهم ضربه میزنه. 1203 01:03:57,958 --> 01:04:00,767 این حیله‌گریه، علیه من برنامه‌ریزی شده. 1204 01:04:00,791 --> 01:04:03,208 و حالا می‌بینید که با چه دشمنی روبرو هستیم. 1205 01:04:05,125 --> 01:04:07,976 تو با همدلی و لطف به داستان‌های این گله گوش داده‌ای، 1206 01:04:08,000 --> 01:04:09,809 اما حالا دیگر با آن کار نداریم. 1207 01:04:09,833 --> 01:04:11,517 به اندازه کافی وقت تلف کرده‌ایم. 1208 01:04:11,541 --> 01:04:14,017 فردا از گردهمایی در مراسم تدفین استفاده خواهیم کرد 1209 01:04:14,041 --> 01:04:15,726 تا همه آنها را با هم زیر سوال ببرند. 1210 01:04:15,750 --> 01:04:18,666 ما باید کشف کنیم که آن شب چه اتفاقی افتاده است. 1211 01:04:19,750 --> 01:04:23,833 و آنچه این گله گرگ‌های شرور پنهان می‌کنند. 1212 01:04:24,875 --> 01:04:28,934 [خرناس کشیدن] 1213 01:04:28,958 --> 01:04:29,958 [بنوا] مم. 1214 01:04:31,291 --> 01:04:33,041 [آه می‌کشد] 1215 01:04:40,916 --> 01:04:42,333 خیانت شده. 1216 01:04:43,333 --> 01:04:44,541 کتک خورده. 1217 01:04:46,666 --> 01:04:47,875 مسخره شده. 1218 01:04:48,916 --> 01:04:50,101 سوراخ شده. 1219 01:04:50,125 --> 01:04:52,184 [موسیقی پرانرژی پخش می‌شود] 1220 01:04:52,208 --> 01:04:53,351 به قتل رسیده. 1221 01:04:53,375 --> 01:04:54,583 [ضربه زدن] 1222 01:04:55,375 --> 01:04:56,583 [صدای چرخیدن دستگاه] 1223 01:04:57,375 --> 01:05:00,000 و در گودالی رهایش کردند تا بپوسد. 1224 01:05:00,916 --> 01:05:02,000 فراموش شدن. 1225 01:05:03,208 --> 01:05:06,041 همانطور که در مورد ناجی ما صادق است، در مورد کلیسا نیز صادق است. 1226 01:05:06,708 --> 01:05:10,184 کلیسای ما مورد هجوم مدرنیته‌ی شرور قرار گرفته است، 1227 01:05:10,208 --> 01:05:12,476 توسط دشمنان خدا. 1228 01:05:12,500 --> 01:05:14,559 فاحشه‌های هرزه، 1229 01:05:14,583 --> 01:05:17,976 آن جانور موذی که ظلم می‌کرد و ساکت می‌ساخت 1230 01:05:18,000 --> 01:05:20,476 و ما را از جایگاه شایسته‌مان باز دارند 1231 01:05:20,500 --> 01:05:23,208 به عنوان حاکمان یک ملت مسیحی با ایمان. 1232 01:05:23,708 --> 01:05:26,767 و حتی اکنون که من به عنوان یک جنگجوی مسیح در مقابل شما ایستاده‌ام، 1233 01:05:26,791 --> 01:05:30,684 در زره خدا، آماده‌ام تا آخرین نفس با دنیا بجنگم، 1234 01:05:30,708 --> 01:05:33,333 تو عبور نخواهی کرد! 1235 01:05:36,041 --> 01:05:39,125 همانطور که خداوند ما بود، یهودا به من خیانت کرد. 1236 01:05:39,666 --> 01:05:41,500 آقایان، ممکن است لحظه‌ای وقت داشته باشم؟ 1237 01:05:42,250 --> 01:05:44,226 [فتیله] یهودا در اشکال مختلف. 1238 01:05:44,250 --> 01:05:45,892 [موسیقی غمگین پخش می‌شود] 1239 01:05:45,916 --> 01:05:48,833 همیشه تهدید واقعی از درون می‌آید. 1240 01:05:50,291 --> 01:05:52,125 حرف‌های من را به خاطر بسپار. 1241 01:05:53,583 --> 01:05:56,934 در این جمعه خوب، به یاد داشته باشید که چه چیزی در انتظار شماست. 1242 01:05:56,958 --> 01:05:59,041 یادتان باشد، همه شما. 1243 01:06:00,666 --> 01:06:02,958 [مارتا گریه می‌کند] تو دوباره زنده خواهی شد. 1244 01:06:04,125 --> 01:06:05,541 اشکالی نخواهد داشت. 1245 01:06:06,041 --> 01:06:07,666 دوباره طلوع خواهی کرد. 1246 01:06:08,291 --> 01:06:09,476 تو قیام خواهی کرد. 1247 01:06:09,500 --> 01:06:12,958 [ویکس] ساعت نزدیک می‌شود. ساعتی که به شما هشدار داده بودم. 1248 01:06:14,541 --> 01:06:17,517 یادتان باشد به همه شما چه قولی داده‌ام، یکشنبه عید پاک از راه برسد. 1249 01:06:17,541 --> 01:06:21,434 زیرا من به آن وعده عمل خواهم کرد، بله، این کار را خواهم کرد. 1250 01:06:21,458 --> 01:06:23,392 [موسیقی دراماتیک پخش می‌شود] 1251 01:06:23,416 --> 01:06:25,684 [فتیله‌ها] زیرا بنگر، اگرچه او به زمین زده شده است، 1252 01:06:25,708 --> 01:06:29,125 پسر صالح خدا دوباره قیام خواهد کرد. 1253 01:06:29,666 --> 01:06:32,059 سیب حوا به درخت بازگردانده شد 1254 01:06:32,083 --> 01:06:35,833 و ثروت پادشاهی او و سلطنت رو به رشد او. 1255 01:06:36,458 --> 01:06:39,267 و همچنان که در تاریکی دندان‌هایت را به هم می‌فشاری، 1256 01:06:39,291 --> 01:06:40,976 ای شیاطین بی‌وفا، 1257 01:06:41,000 --> 01:06:45,476 همچنان که سرد و فراموش‌شده و تنها دراز کشیده‌ای، 1258 01:06:45,500 --> 01:06:50,000 او دوباره قیام خواهد کرد تا آنچه را که از آنِ اوست، بازپس گیرد. 1259 01:06:50,666 --> 01:06:52,291 و ستمکاران را سرکوب کنید 1260 01:06:53,041 --> 01:06:56,059 و پسر حقیقی خود را بر تخت سلطنت این ملت بنشاند! 1261 01:06:56,083 --> 01:06:59,351 بله، او قیام خواهد کرد! بله، او قیام خواهد کرد! 1262 01:06:59,375 --> 01:07:02,059 بله، از ترس بلرزید، 1263 01:07:02,083 --> 01:07:07,642 زیرا او دوباره در جلال و انتقام و قدرت قیام خواهد کرد! 1264 01:07:07,666 --> 01:07:09,666 - [موسیقی محو می‌شود] - [صدای غژغژ دستگاه، هیس هیس] 1265 01:07:14,208 --> 01:07:15,958 [صدای بوق لیفتراک] 1266 01:07:17,541 --> 01:07:20,791 بابت فقدانت متاسفم، پدر. بفرمایید، پایین را امضا کنید. [گلویش را صاف می‌کند] 1267 01:07:21,666 --> 01:07:23,017 گوش کن، بین من و تو، 1268 01:07:23,041 --> 01:07:26,434 برام مهم نیست اینترنت چی میگه. فکر می‌کنم یه احتمال وجود داره که خودت این کار رو نکرده باشی. 1269 01:07:26,458 --> 01:07:27,458 [به پشت دست می‌زند] 1270 01:07:29,666 --> 01:07:31,851 خیلی خب، همگی. گوش کنید. 1271 01:07:31,875 --> 01:07:34,184 اوه، میشه ببینی کیه؟ یهودا جوداس هست. 1272 01:07:34,208 --> 01:07:37,142 - [پوزخندی می‌زند] - پدر، اینجا جای شما نیست. 1273 01:07:37,166 --> 01:07:38,434 خیلی خب، بس کن! 1274 01:07:38,458 --> 01:07:39,726 این چیزی است که قرار است اتفاق بیفتد. 1275 01:07:39,750 --> 01:07:42,392 من و بنوا فريکن بلانک قراره از همتون چندتا سوال بپرسيم، 1276 01:07:42,416 --> 01:07:45,642 تو بهشون جواب میدی و ما میفهمیم کی مونسینور ویکس رو کشته 1277 01:07:45,666 --> 01:07:48,000 و چرا و بعد... 1278 01:07:48,791 --> 01:07:50,184 همین! 1279 01:07:50,208 --> 01:07:53,125 باشه؟ باشه، پس... 1280 01:07:54,916 --> 01:07:57,017 ممنون، پدر جاد، همین بود. 1281 01:07:57,041 --> 01:07:58,267 خیلی خوب. اممم، 1282 01:07:58,291 --> 01:07:59,976 و ما شروع خواهیم کرد... [آه] 1283 01:08:00,000 --> 01:08:04,142 ... با اتفاقی که اون شب، همین جا، توی همین اتاق افتاد. 1284 01:08:04,166 --> 01:08:07,267 منظورت اون دفعه‌ایه که جود به همه ما اعتراف کرد که یه نفر رو کشته. 1285 01:08:07,291 --> 01:08:10,392 باشه، نه، اون... اون قضیه بوکس بود، من... 1286 01:08:10,416 --> 01:08:13,434 و حالا او با حمله به ما، دارد خودش را پنهان می‌کند. او یک پینو (PINO) است. 1287 01:08:13,458 --> 01:08:14,476 یه... یه پینو؟ 1288 01:08:14,500 --> 01:08:16,142 فقط اسماً کشیش. 1289 01:08:16,166 --> 01:08:20,351 کمک به بنوا بلانک برای رمزگشایی از راز کلیسای شیطانی 1290 01:08:20,375 --> 01:08:23,684 و بعدش یه آدم عوضی و بی‌عرضه یه پادکست در مورد همه اینا درست می‌کنه 1291 01:08:23,708 --> 01:08:27,684 و قبل از اینکه متوجه شوید، نسخه‌های احمق همه ما سر از نتفلیکس درخواهند آورد. 1292 01:08:27,708 --> 01:08:30,476 اوه، چه نسخه‌های احمقانه‌ای. خدا ازشون نگذره. 1293 01:08:30,500 --> 01:08:31,809 [جیغ می‌زند] 1294 01:08:31,833 --> 01:08:33,267 - [جیغ می‌زند] - [نات] خدای من! 1295 01:08:33,291 --> 01:08:34,791 معجزه است! 1296 01:08:36,041 --> 01:08:38,916 - مارتا، من می‌تونم راه برم. فقط درد می‌کنه. - [نفس عمیق] اوه. 1297 01:08:39,958 --> 01:08:41,875 - [آه می‌کشد] اوه. - و من می‌گویم، خوب است. 1298 01:08:42,541 --> 01:08:43,750 همه چیز را افشا کنید. 1299 01:08:44,291 --> 01:08:46,041 ویکس یک کلاهبردار بود. 1300 01:08:46,791 --> 01:08:50,208 معجزه و قدرت ماوراء طبیعی خدا مزخرفه. 1301 01:08:50,791 --> 01:08:53,000 [خنده] من واقعاً باور کردم. 1302 01:08:54,875 --> 01:08:56,476 هنوزم می‌خوام باور کنم. 1303 01:08:56,500 --> 01:08:58,291 [می‌خندد] این چقدر تهوع‌آوره؟ 1304 01:08:58,791 --> 01:09:03,017 خب، راستش را بخواهید، من در مورد گروه دعای جود سوال نمی‌پرسیدم، 1305 01:09:03,041 --> 01:09:05,517 اما در مورد ملاقات مرموز با ویکس 1306 01:09:05,541 --> 01:09:08,625 که در این اتاق در روز یکشنبه نخل اتفاق افتاد. 1307 01:09:09,833 --> 01:09:10,809 [نامحسوس] 1308 01:09:10,833 --> 01:09:12,851 [نغمه ی پر تعلیق استینگ پخش می شود] 1309 01:09:12,875 --> 01:09:16,416 [بنوا] اون جلسه واقعاً در مورد چی بود؟ 1310 01:09:18,458 --> 01:09:20,291 کی می‌خواد اول بره؟ 1311 01:09:21,625 --> 01:09:22,833 من به شما خواهم گفت. 1312 01:09:26,041 --> 01:09:29,059 - [نات] سای. هی. صبر کن، صبر کن رفیق. هی! - [لی] نه، نه، نه. 1313 01:09:29,083 --> 01:09:30,892 دهنت رو ببند، راسوی عوضیِ عوضی. 1314 01:09:30,916 --> 01:09:32,684 - این تصمیم تو نیست! - بهش چیزی نگو! 1315 01:09:32,708 --> 01:09:34,517 هی، ببین... وای. آروم باش، پدر جاد. 1316 01:09:34,541 --> 01:09:36,601 بهت قول میدم که چیزی که اون شب در موردش صحبت کردیم 1317 01:09:36,625 --> 01:09:39,184 هيچ ربطي به قتل ويکس نداره، باشه؟ 1318 01:09:39,208 --> 01:09:42,059 اما به چیزهایی مربوط می‌شود که اگر علنی شوند، 1319 01:09:42,083 --> 01:09:43,601 می‌تواند افراد حاضر در این اتاق را نابود کند. 1320 01:09:43,625 --> 01:09:46,333 من کلش رو ضبط کردم. فقط پلی کن. 1321 01:09:48,875 --> 01:09:50,851 - [مارتا] نه! این... نیست - [لی] رذل! 1322 01:09:50,875 --> 01:09:54,392 - این در رو باز کن، حرومزاده! - داری پرونده‌های منو لوث می‌کنی! 1323 01:09:54,416 --> 01:09:56,226 - بزنش. - [لی] بازش کن-- 1324 01:09:56,250 --> 01:09:58,125 [تیک تاک ساعت] 1325 01:10:03,916 --> 01:10:05,125 [صدای قدم‌ها نزدیک می‌شود] 1326 01:10:07,000 --> 01:10:09,416 [ویکس] خیلی خب. خیلی دراماتیک، ورا. 1327 01:10:10,416 --> 01:10:12,500 مخاطب خودت را پیدا کردی. این دیگه چیه؟ 1328 01:10:16,208 --> 01:10:18,416 داشتم به مامانت فکر می‌کردم. 1329 01:10:19,875 --> 01:10:24,767 من هرگز او را نمی‌شناختم، اما در این کلیسا بزرگ شدم، 1330 01:10:24,791 --> 01:10:28,059 من داستان فاحشه را می‌دانستم 1331 01:10:28,083 --> 01:10:31,559 و من به این فکر کرده‌ام که زندگی او چگونه باید بوده باشد 1332 01:10:31,583 --> 01:10:35,625 در خانه‌ای گیر افتاده باشد، به همراه پدر و پسرش. 1333 01:10:36,458 --> 01:10:39,601 رتبه پایانی، او را شرمنده می‌کند 1334 01:10:39,625 --> 01:10:42,125 و به همه ما یاد می‌دهد که او را شرمنده کنیم. 1335 01:10:44,000 --> 01:10:45,416 اون دختر بیچاره. 1336 01:10:49,791 --> 01:10:51,684 [زبانش را صدا می‌دهد، نفس می‌کشد] 1337 01:10:51,708 --> 01:10:56,625 دیروز، از یکی از همکاران حقوق خانواده در بروکلین با من تماس گرفتند. 1338 01:10:57,375 --> 01:11:00,559 [لب‌هایش را می‌مالد] می‌خواست اطلاعات تماس را دوباره بررسی کند 1339 01:11:00,583 --> 01:11:04,351 برای مونسینور جفرسون ویکس، موکل من، 1340 01:11:04,375 --> 01:11:08,541 چون موکل من یک دادخواست تجدیدنظرخواهی (AOP) به او ارائه داده بود. 1341 01:11:09,500 --> 01:11:10,708 در بروکلین. 1342 01:11:11,458 --> 01:11:13,666 بنابراین من نمی‌دانستم. 1343 01:11:14,708 --> 01:11:16,250 AOP چیست؟ 1344 01:11:19,625 --> 01:11:22,041 «اقرار نسب»؟ 1345 01:11:25,375 --> 01:11:28,142 «تأکید می‌کنم که من، جفرسون ویکس، 1346 01:11:28,166 --> 01:11:31,625 من پدر بیولوژیکی سایرس دریون هستم. 1347 01:11:36,666 --> 01:11:39,083 [ورا] شرمندت نکن. 1348 01:11:40,125 --> 01:11:42,017 درسته؟ [خنده] 1349 01:11:42,041 --> 01:11:43,666 مادر کی بود؟ 1350 01:11:45,208 --> 01:11:46,833 آیا اصلاً اهمیتی دارد؟ 1351 01:11:47,458 --> 01:11:53,291 نه. نه! [خنده] نه، برگشت و این بچه‌ی بیچاره رو انداخت تو بغلت. 1352 01:11:53,916 --> 01:11:56,226 و بعد او رفت و زندگی خودش را داشت. 1353 01:11:56,250 --> 01:11:59,809 و پدر وفادارم به کمک آمد. 1354 01:11:59,833 --> 01:12:04,226 یک بار دیگر، باشگاه پسرانه جمع شد و من آنجا بودم، آن احمق کوچولوی وفادار. 1355 01:12:04,250 --> 01:12:05,517 به دام افتاده. 1356 01:12:05,541 --> 01:12:10,851 و من اطاعت کردم و پسرت را گرامی داشتم و بزرگ کردم 1357 01:12:10,875 --> 01:12:14,017 در حالی که تو بی‌شرمانه بر منبر خود نشسته بودی. 1358 01:12:14,041 --> 01:12:17,892 تو... حرومزاده‌ی ریاکار! 1359 01:12:17,916 --> 01:12:20,291 [به سختی نفس می‌کشد] 1360 01:12:21,583 --> 01:12:22,892 [ویکس نفسش را به آرامی بیرون می‌دهد] 1361 01:12:22,916 --> 01:12:24,083 [نات] سای؟ 1362 01:12:24,708 --> 01:12:25,684 آیا می‌دانستید؟ 1363 01:12:25,708 --> 01:12:27,791 نه تا وقتی که ورا امروز صبح بهم گفت. 1364 01:12:28,458 --> 01:12:29,458 [ویکس] بله. 1365 01:12:30,291 --> 01:12:31,916 سی پسر من است. 1366 01:12:34,625 --> 01:12:36,434 از زنی هرزه و بی‌اهمیت 1367 01:12:36,458 --> 01:12:39,309 کسی که یک شب بود می‌شناختمش و سی ساله ندیدمش. 1368 01:12:39,333 --> 01:12:42,416 من و پدر ورا این راز را پیش خودمان نگه داشته بودیم. اما دیگر نه. 1369 01:12:42,958 --> 01:12:44,625 او وارث من است. 1370 01:12:46,041 --> 01:12:47,125 پسرم. 1371 01:12:49,625 --> 01:12:51,750 حالا قرار است دنیا آن را بداند. 1372 01:12:53,208 --> 01:12:55,416 بنابراین، موش‌ها، 1373 01:12:56,500 --> 01:12:57,791 از کشتی در حال غرق شدن فرار کنید. 1374 01:13:00,250 --> 01:13:01,059 [نات گلویش را صاف می‌کند] 1375 01:13:01,083 --> 01:13:02,601 اوه، بس کن دیگه. 1376 01:13:02,625 --> 01:13:04,476 شما همگی پشت مردتان ایستاده‌اید. 1377 01:13:04,500 --> 01:13:07,851 [می‌خندد] فقط می‌خواستم ببینمش. می‌خواستم خودم ببینم. 1378 01:13:07,875 --> 01:13:10,851 با قاشق گهش رو می‌خوری و برای چند ثانیه برمی‌گردی. 1379 01:13:10,875 --> 01:13:12,726 [لی] این یه جورایی تحقیرآمیزه، ورا. 1380 01:13:12,750 --> 01:13:14,767 -تو که نمی‌دونی ما چه حالیم. - [خنده] اوه. 1381 01:13:14,791 --> 01:13:18,916 فکر می‌کنم همه ما، به عنوان مسیحیان، از حرف‌های شما بسیار متحیر شده‌ایم. 1382 01:13:20,916 --> 01:13:23,601 اما ما اینجا در حال جنگ هستی‌گرایانه‌ای هستیم 1383 01:13:23,625 --> 01:13:25,726 جایی که هدف، وسیله را توجیه می‌کند. 1384 01:13:25,750 --> 01:13:27,642 کلیسا به یه عوضی که قراره چیکار کنه نیاز نداره 1385 01:13:27,666 --> 01:13:29,767 دراز بکش و بگیرش، ما به یه جنگجو نیاز داریم. 1386 01:13:29,791 --> 01:13:31,476 به یک جنگجو نیاز داریم 1387 01:13:31,500 --> 01:13:35,666 و من معتقدم که خداوند، مونسینور ویکس را به عنوان جنگجوی خود برگزید. 1388 01:13:36,416 --> 01:13:39,250 پس، شمشیر من پیش تو و پسرت است. 1389 01:13:39,958 --> 01:13:41,000 و... 1390 01:13:42,083 --> 01:13:43,708 ما این زن را نمی‌شناسیم. 1391 01:13:44,708 --> 01:13:46,333 ما او را نمی‌شناسیم. 1392 01:13:46,916 --> 01:13:49,541 ما نمی‌دانیم، درست است، او چطور... 1393 01:13:51,541 --> 01:13:54,142 حقیقت چیست؟ درست است؟ با منابع مختلف. 1394 01:13:54,166 --> 01:13:56,684 ما نمی‌دانیم که... ما نمی‌دانیم... [مکث می‌کند] چه چیزی وجود دارد؟ 1395 01:13:56,708 --> 01:13:58,392 آیا از این موارد وجود دارد؟ 1396 01:13:58,416 --> 01:14:01,101 بنابراین... 1397 01:14:01,125 --> 01:14:02,476 عالی گفتی، دکتر. 1398 01:14:02,500 --> 01:14:03,750 متشکرم. 1399 01:14:04,458 --> 01:14:07,083 [سیمونه] تو قول دادی اگه باهات بمونم، می‌تونی منو خوب کنی. 1400 01:14:08,291 --> 01:14:09,500 اگر این درست باشد، 1401 01:14:10,041 --> 01:14:11,666 لازم نیست تو یه قدیس باشی. 1402 01:14:12,166 --> 01:14:13,708 [لی] ما با تو هستیم، جناب ویکس. 1403 01:14:14,375 --> 01:14:18,833 و به معنای واقعی کلمه، هیچ چیزی که شما بگویید یا انجام دهید، این را تغییر نخواهد داد. 1404 01:14:24,416 --> 01:14:25,809 [نفس عمیق می‌کشد] 1405 01:14:25,833 --> 01:14:28,666 آخرین خدمتم را خواهم کرد 1406 01:14:30,083 --> 01:14:32,500 یک هفته از امروز، یکشنبه عید پاک. 1407 01:14:33,791 --> 01:14:35,208 و سپس 1408 01:14:35,958 --> 01:14:39,851 درهای این کلیسای کوچک و غمگین را برای همیشه خواهم بست. 1409 01:14:39,875 --> 01:14:42,541 [ویکس نفس عمیقی می‌کشد] 1410 01:14:43,250 --> 01:14:47,500 اما نه قبل از اینکه تک تک شما را نابود کنم. 1411 01:14:48,083 --> 01:14:50,642 [موسیقی پرانرژی پخش می‌شود] 1412 01:14:50,666 --> 01:14:51,934 ببخشید. صبر کن، چی؟ 1413 01:14:51,958 --> 01:14:53,434 مشروب می‌خوری، نات؟ 1414 01:14:53,458 --> 01:14:54,726 آره. چی؟ 1415 01:14:54,750 --> 01:14:56,583 اوه، تو یه آدم خطرناکی. 1416 01:14:57,333 --> 01:14:58,726 مست سر کار رفتن. 1417 01:14:58,750 --> 01:15:01,916 درمان بیماران، کودکان، در حالت مستی. 1418 01:15:02,708 --> 01:15:04,517 این جامعه باید بداند. 1419 01:15:04,541 --> 01:15:06,684 هیئت پزشکی باید بداند. 1420 01:15:06,708 --> 01:15:11,166 هیچ کس دیگر هرگز نباید به شما اعتماد کند یا شما را استخدام کند. 1421 01:15:11,791 --> 01:15:12,875 و، لی. 1422 01:15:13,500 --> 01:15:16,476 این، اه، کتاب تروبدور که داشتی می‌نوشتی. 1423 01:15:16,500 --> 01:15:21,267 حماقت چاپلوسانه‌اش توهینی به وزارت من است. 1424 01:15:21,291 --> 01:15:25,184 این... وظیفه منه که نه تنها به عموم مردم هشدار بدم، بلکه... [نفس عمیق می‌کشد] 1425 01:15:25,208 --> 01:15:27,267 ... دوستان من در دنیای نشر. 1426 01:15:27,291 --> 01:15:30,250 باید دفن بشه. تو باید دفن بشی. 1427 01:15:30,833 --> 01:15:34,434 به عنوان یک دلقک بی‌ربط که هستی، رسوا شدی. 1428 01:15:34,458 --> 01:15:36,934 چه جهنمی؟ الان اصلاً چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ 1429 01:15:36,958 --> 01:15:38,125 [ویکس] و، ورا. 1430 01:15:38,666 --> 01:15:41,000 تو کابوس پدرت هستی. 1431 01:15:41,791 --> 01:15:43,416 او خیلی شرمنده می‌شد. 1432 01:15:45,333 --> 01:15:48,416 سیمون. من نمی‌توانم یک زن بی‌وفا را شفا دهم. 1433 01:15:49,125 --> 01:15:50,517 من نمی‌توانم کمکت کنم. 1434 01:15:50,541 --> 01:15:53,101 گفتی میتونی از دلم بیرونش کنی. 1435 01:15:53,125 --> 01:15:55,000 ممم، من هیچ قولی بهت ندادم. 1436 01:15:56,166 --> 01:15:58,767 من تمام پس‌اندازم را به تو داده‌ام. 1437 01:15:58,791 --> 01:16:00,958 شما نمی‌توانید شفای خدا را بخرید. 1438 01:16:01,750 --> 01:16:03,559 تو هرگز شفا نخواهی یافت. 1439 01:16:03,583 --> 01:16:06,500 تو توی زندان اون صندلی از درد خواهی مرد. 1440 01:16:07,125 --> 01:16:10,142 چرا این کار را می‌کنی؟ نمی‌فهمم. 1441 01:16:10,166 --> 01:16:13,392 - [لی] این یه شوخیه. درسته؟ یه شوخی. - [نات] من خیلی گیج شدم. 1442 01:16:13,416 --> 01:16:16,726 آیا این تلافی جلسه دعای پدر جود است، چون او به ما حمله کرد؟ 1443 01:16:16,750 --> 01:16:18,416 جلسه دعای پدر جود؟ 1444 01:16:19,875 --> 01:16:21,767 من این کلیسا را ​​​​نگه داشته‌ام. 1445 01:16:21,791 --> 01:16:23,976 من آن را با حقیقت خدا تقویت کرده‌ام. 1446 01:16:24,000 --> 01:16:27,892 و حالا خیانت برای پیدا کردن اقتدارم 1447 01:16:27,916 --> 01:16:31,267 - و ایمان و خودِ زندگی به چالش کشیده می‌شوند... - [در باز می‌شود] 1448 01:16:31,291 --> 01:16:33,791 ... و از درون پناهگاه خودم! 1449 01:16:36,333 --> 01:16:37,541 برو بیرون! 1450 01:16:39,500 --> 01:16:41,750 - [در به شدت بسته می‌شود] - ضعیف. 1451 01:16:42,583 --> 01:16:43,976 همه شما. 1452 01:16:44,000 --> 01:16:46,267 تو نمیتونی راه منو ادامه بدی. 1453 01:16:46,291 --> 01:16:48,559 بله، ما در حال جنگ هستیم 1454 01:16:48,583 --> 01:16:51,125 و تو را از قلعه‌ام بیرون انداختم. 1455 01:16:51,708 --> 01:16:52,892 ای حرومزاده. 1456 01:16:52,916 --> 01:16:55,851 در یکشنبه عید پاک، وقتی نیمکت‌ها پر از مردم شهر می‌شود، 1457 01:16:55,875 --> 01:16:58,351 من گناهان این گله را آشکار خواهم کرد. 1458 01:16:58,375 --> 01:17:02,875 خودت را رها کن و گرد و غبار اینجا را از روی صندل‌هایم بتکان. 1459 01:17:04,083 --> 01:17:05,291 و به جهنم 1460 01:17:06,625 --> 01:17:07,684 با همه شما. 1461 01:17:07,708 --> 01:17:09,791 [موسیقی شومی بلند می‌شود] 1462 01:17:16,958 --> 01:17:18,166 [موسیقی متوقف می‌شود] 1463 01:17:21,416 --> 01:17:25,559 [نفس عمیقی می‌کشد] خب، خدا خیرش بدهد. اتاق خلوت شد. [پوزخندی می‌زند] 1464 01:17:25,583 --> 01:17:26,750 سی. 1465 01:17:28,041 --> 01:17:30,101 - چرا این کار را کرد؟ - [آه می‌کشد] 1466 01:17:30,125 --> 01:17:32,434 [جاد] سای. بهم بگو. چه اتفاقی داشت می‌افتاد؟ 1467 01:17:32,458 --> 01:17:34,892 چرا همه آنها را آتش زد؟ چرا باید این کار را بکند؟ 1468 01:17:34,916 --> 01:17:36,333 چون بهش گفتم که بره. 1469 01:17:37,291 --> 01:17:39,916 وقتی ورا حقیقت را به من گفت، رفتم و او را پیدا کردم. 1470 01:17:40,791 --> 01:17:44,000 و او برای اولین بار در زندگی‌ام مرا به عنوان پسر خود در آغوش گرفت. 1471 01:17:44,750 --> 01:17:46,666 خودش را سبکبار کرد. 1472 01:17:47,375 --> 01:17:49,375 [ویکس] از اینجا متنفرم. 1473 01:17:50,541 --> 01:17:52,958 از این گله غمگینِ بازنده‌ها متنفرم. 1474 01:17:53,791 --> 01:17:55,416 می‌خواهم بیرون بروم. 1475 01:17:56,208 --> 01:17:57,833 و حالا، بالاخره... 1476 01:17:58,958 --> 01:18:00,166 من می‌توانم. 1477 01:18:01,958 --> 01:18:03,166 او به من گفت، 1478 01:18:03,958 --> 01:18:06,767 ثروت خانوادگی پدربزرگش، که در تمام این سال‌ها از دست رفته بود، 1479 01:18:06,791 --> 01:18:09,059 او به من گفت که آن را پیدا کرده است. درست همین هفته. 1480 01:18:09,083 --> 01:18:10,976 نه. نه، آن پول تمام شده است. 1481 01:18:11,000 --> 01:18:14,767 هیچ‌کس نمی‌داند پرنتیس آن را کجا گذاشته، اما بدون هیچ ردی ناپدید شده است. 1482 01:18:14,791 --> 01:18:17,476 - به من گفت که پیداش کرده. - [با تمسخر می‌خندد] 1483 01:18:17,500 --> 01:18:20,625 [سای] او می‌خواست این زباله‌دان را ببندد و با ثروت کثیف بازنشسته شود. 1484 01:18:21,291 --> 01:18:24,392 و بهش گفتم: دیوونه شدی؟ 1485 01:18:24,416 --> 01:18:27,267 بازنشسته شوی؟ آیا از قدرت کاری که روی آن صحنه انجام می‌دهی، آگاه هستی؟ 1486 01:18:27,291 --> 01:18:28,601 گله را کوچک کرده‌ام. 1487 01:18:28,625 --> 01:18:30,375 نه. تو اونا رو رادیکال کردی. 1488 01:18:31,041 --> 01:18:32,083 این یعنی قدرت. 1489 01:18:32,875 --> 01:18:36,851 در یک شهر کوچک، فقط تعداد محدودی جادوگر برای سوزاندن و متعصبان برای فعال کردن وجود دارد. 1490 01:18:36,875 --> 01:18:39,351 شعله ات سوخت کم دارد. 1491 01:18:39,375 --> 01:18:40,875 اما در اینترنت، 1492 01:18:41,375 --> 01:18:42,583 آتش‌سوزی جنگلی. 1493 01:18:43,875 --> 01:18:45,083 این پول. 1494 01:18:45,875 --> 01:18:48,684 کیش شخصیتت. داری مسخره‌ام می‌کنی؟ 1495 01:18:48,708 --> 01:18:50,309 چهار سال به من فرصت بده. 1496 01:18:50,333 --> 01:18:51,833 تو می‌توانستی رئیس جمهور شوی. 1497 01:18:52,916 --> 01:18:55,041 ما با هم می‌توانیم یک امپراتوری واقعی بسازیم. 1498 01:18:56,250 --> 01:18:59,250 به عنوان پدر و پسر. 1499 01:19:01,666 --> 01:19:03,059 مثل جنگ ستارگان؟ 1500 01:19:03,083 --> 01:19:05,934 آره. دقیقاً، مثل شورشیان. - اوه. 1501 01:19:05,958 --> 01:19:09,434 وزارت او و غرایز سیاسی من با پول کافی تقویت شدند. 1502 01:19:09,458 --> 01:19:11,833 آیا می‌توانید تصور کنید که ما به نام مسیح چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟ 1503 01:19:12,500 --> 01:19:14,101 آره. آره، فکر کنم می‌تونم. 1504 01:19:14,125 --> 01:19:17,517 اول، بهش گفتم، و قبول دارم که این یه کم شخصیه، 1505 01:19:17,541 --> 01:19:20,351 اول به او گفتم که باید این گله را بسوزانیم. 1506 01:19:20,375 --> 01:19:21,809 آنها مایه دردسر هستند. 1507 01:19:21,833 --> 01:19:24,017 اگر آنها خودشان را با ما مرتبط کنند، 1508 01:19:24,041 --> 01:19:26,976 در اخبار کابلی حاضر شوید، حتی می‌خواهید جایی در این ماجرا داشته باشید... 1509 01:19:27,000 --> 01:19:29,333 باید مثل زالو بسوزونیمشون. 1510 01:19:30,250 --> 01:19:31,875 [جاد] برای همین همه‌شون رو آتیش زد. 1511 01:19:32,541 --> 01:19:34,375 به خاطر کینه توزی حقیرانه ات. 1512 01:19:34,958 --> 01:19:37,500 ممکن بود یکی از آنها به خاطر این کار او را بکشد. خودت که این را می‌دانی، نه؟ 1513 01:19:38,083 --> 01:19:40,916 برگردیم به این ثروت عظیم. 1514 01:19:41,500 --> 01:19:42,767 یعنی الان مال خودته؟ 1515 01:19:42,791 --> 01:19:44,625 - از نظر فنی، بله. - از نظر فنی؟ 1516 01:19:45,208 --> 01:19:47,416 - بهت نگفت کجا بوده. - [سای] نه. 1517 01:19:48,000 --> 01:19:50,208 حساب‌هایش خالی است. هیچی نیست. 1518 01:19:51,083 --> 01:19:52,083 پس کجاست؟ 1519 01:19:52,708 --> 01:19:55,267 و بعد، متوجه شدم، ۵۰ سال پیش، 1520 01:19:55,291 --> 01:19:59,125 امن‌ترین راه برای پنهان کردن ۸۰ میلیون دلار توسط پرنتیس چه بود؟ 1521 01:19:59,708 --> 01:20:02,500 - یه حساب بانکی سوئیسی. - [بنوا] آها! 1522 01:20:03,000 --> 01:20:06,416 و بنابراین تنها کاری که باید انجام دهید این است که آن شماره حساب را پیدا کنید. 1523 01:20:07,333 --> 01:20:08,726 شانسی اونجا نیست؟ 1524 01:20:08,750 --> 01:20:11,559 [آهی از روی ناراحتی می‌کشد] باید یه جایی نوشته بشه. 1525 01:20:11,583 --> 01:20:13,892 مارتا همه چیز را بایگانی می‌کند و اینجا نیست. 1526 01:20:13,916 --> 01:20:15,208 نمی‌دانم. 1527 01:20:15,791 --> 01:20:18,642 اینجا. فکر کردم شاید یه رمز باشه چون هی می‌گفت، 1528 01:20:18,666 --> 01:20:20,517 «سیب حوا به درخت بازگردانده می‌شود.» 1529 01:20:20,541 --> 01:20:24,184 این یه چیز بود. انگار سیبِ حوا، بخت و اقباله. 1530 01:20:24,208 --> 01:20:26,726 اما یک حساب سوئیسی، ما دنبال ۱۹ عدد هستیم، 1531 01:20:26,750 --> 01:20:28,041 بنابراین کار نمی‌کند. 1532 01:20:28,583 --> 01:20:30,708 ورا، آیا او تا به حال چیزی به تو گفته است؟ 1533 01:20:31,583 --> 01:20:34,708 حتی اگر این کار را هم می‌کرد، قبل از اینکه آن را به تو بدهم، به قبر خودم می‌رفتم. 1534 01:20:35,500 --> 01:20:36,583 آره. 1535 01:20:37,666 --> 01:20:40,892 تو حاضر بودی هر کاری بکنی تا نگذاری پسر ولخرج ثروت رو به دست بیاره. 1536 01:20:40,916 --> 01:20:42,208 داره داغونت می‌کنه. 1537 01:20:42,916 --> 01:20:44,333 ای عجوزه تلخ. 1538 01:20:45,375 --> 01:20:46,791 اون پول 1539 01:20:47,375 --> 01:20:52,791 این یکی از مزامیر کتاب مقدس تلخی منه، ای کودک لعنتی. 1540 01:20:53,458 --> 01:20:57,541 باید بیای و کارت رو انجام بدی، همه‌ش تو خیابون پیدا می‌شه. [خنده] 1541 01:21:01,000 --> 01:21:03,101 [در باز می‌شود، بسته می‌شود] 1542 01:21:03,125 --> 01:21:06,601 تو. تو یه کارآگاهی. بهت پول میدم. برام مهم نیست، این خیلی مهمه، 1543 01:21:06,625 --> 01:21:09,517 ارث و میراث و آینده سیاسی من به آن بستگی دارد. 1544 01:21:09,541 --> 01:21:11,726 میشه به چیزی فکر کرد؟ 1545 01:21:11,750 --> 01:21:15,250 مربوط به سیب حوا که ممکن است حاوی آن شماره باشد؟ 1546 01:21:17,208 --> 01:21:20,291 اوه، اممم... مممم. [فین فین فین] 1547 01:21:20,916 --> 01:21:22,726 اما اگه چیزی به ذهنت رسید، بهم زنگ میزنی؟ 1548 01:21:22,750 --> 01:21:24,833 - اوه، آره. شرط می‌بندم. - باشه. 1549 01:21:25,625 --> 01:21:26,767 [موتور روشن می‌شود] 1550 01:21:26,791 --> 01:21:28,916 [پخش موسیقی جذاب] 1551 01:21:32,208 --> 01:21:33,541 باید همه جا را بگردیم. 1552 01:21:38,458 --> 01:21:41,541 ممکنه، اه، توی آستر دوخته شده باشه. 1553 01:21:42,166 --> 01:21:44,458 - حک شده روی فلز. - [در حال کندن] 1554 01:21:53,958 --> 01:21:55,083 [بنوا آهی می‌کشد] 1555 01:22:00,166 --> 01:22:01,166 [ضربات توخالی] 1556 01:22:04,875 --> 01:22:06,166 این توخالی است. 1557 01:22:06,750 --> 01:22:08,166 آره. انجامش بده. 1558 01:22:16,083 --> 01:22:17,291 [آه می‌کشد] 1559 01:22:24,125 --> 01:22:25,125 [آه می‌کشد] 1560 01:22:25,791 --> 01:22:26,791 [تق تق] 1561 01:22:29,625 --> 01:22:31,226 یادم باشه اینو بایگانی کنم. 1562 01:22:31,250 --> 01:22:32,541 آن را بایگانی کنید. 1563 01:22:33,791 --> 01:22:35,726 - منطقی نیست. - می‌دونم. 1564 01:22:35,750 --> 01:22:37,851 ثروتی بالغ بر ۸۰ میلیون دلار. 1565 01:22:37,875 --> 01:22:39,684 اما اگر سیبِ حوا، بخت و اقبال باشد 1566 01:22:39,708 --> 01:22:42,875 و این یه عالمه پول نقد تو یه حساب سوئیسی نیست، چیه؟ 1567 01:22:47,000 --> 01:22:47,809 چی؟ 1568 01:22:47,833 --> 01:22:50,000 حتماً تاریخ این را اشتباه نوشته‌اند. 1569 01:22:51,083 --> 01:22:54,583 نوشته شده که دستور باز کردن سردابه چهارشنبه‌ی پیش صادر شده. 1570 01:22:55,250 --> 01:22:56,666 این که نمی‌تونه درست باشه. 1571 01:22:58,541 --> 01:23:01,750 چه کسی تجهیزات کفن و دفن مردی را که نمرده است، از قبل سفارش می‌دهد؟ 1572 01:23:03,125 --> 01:23:06,226 کسی که با اطمینان کامل می‌دانست روز و ساعتش کی فرا می‌رسد. 1573 01:23:06,250 --> 01:23:07,541 اونو بده به من. 1574 01:23:08,583 --> 01:23:11,351 اوه، این چاپ کامپیوتریه. این اشتباه چاپی نیست. همین. 1575 01:23:11,375 --> 01:23:13,892 هر کی به اون ترتیب زنگ زده، کلید ماجرا همینه. 1576 01:23:13,916 --> 01:23:15,559 - باشه. آره. آره. - [صدای زنگ تلفن] 1577 01:23:15,583 --> 01:23:18,083 - [زنگ تلفن] - [موسیقی پاپ با صدای ضعیف پخش می‌شود] 1578 01:23:19,333 --> 01:23:21,434 ساخت چرخ‌های فولادی. من لوئیز هستم. 1579 01:23:21,458 --> 01:23:24,083 سلام، لوئیز. من پدر جاد از کلیسای پرپچوال فورتید هستم. 1580 01:23:25,250 --> 01:23:27,392 - اوه. سلام. - سلام، لوئیز. 1581 01:23:27,416 --> 01:23:29,892 ما امروز یک قطعه از تجهیزات ساختمانی شما را اینجا داشتیم. 1582 01:23:29,916 --> 01:23:32,559 - اه، یه لیفتراک برای باز کردن یه، امم... یه سردابه. - اوه، آره. می‌دونم. 1583 01:23:32,583 --> 01:23:35,017 خیلی کم پیش میاد که دستور باز کردن سردابه رو دریافت کنیم. 1584 01:23:35,041 --> 01:23:36,434 عالیه. پس من باید بدونم-- 1585 01:23:36,458 --> 01:23:38,851 من در واقع آن سفارش را پردازش کردم. من تمام مراحل پردازش را انجام می‌دهم. 1586 01:23:38,875 --> 01:23:40,601 آره. چیزی که باید بدونم، لوئیز، اینه که... 1587 01:23:40,625 --> 01:23:42,684 من اینجا رو با برادرم جیمز اداره می‌کنم. - درسته. 1588 01:23:42,708 --> 01:23:44,892 - اون دستور میگیره اما من انجامشون میدم. - آره. درسته. 1589 01:23:44,916 --> 01:23:46,976 پس دلیل اینکه زنگ زدم، لوئیز، اینه که... 1590 01:23:47,000 --> 01:23:49,809 من به آن کلیسای شما رفته‌ام، اما فکر نمی‌کنم شما آنجا بوده باشید. 1591 01:23:49,833 --> 01:23:52,892 - نه، من... من تازه واردم، نسبتاً تازه واردم. - تبریک میگم. 1592 01:23:52,916 --> 01:23:55,726 - لوئیز، من... من باید بپرسم... - نه، یه مرد مسن‌تر بود. 1593 01:23:55,750 --> 01:23:58,184 - پدر... آیا او... - جناب کشیش، جناب کشیش. 1594 01:23:58,208 --> 01:24:00,017 - پدر مونسینور، باشه، خب... - لوئیز-- 1595 01:24:00,041 --> 01:24:03,601 وقتی رفتم داشت موعظه می‌کرد و باید بهت بگم که مرد خوبی نیست. 1596 01:24:03,625 --> 01:24:06,476 - اما من متاسفم که او... - باشه. 1597 01:24:06,500 --> 01:24:08,976 ...وای، مرد و، می‌دونی، به خاطر همه چیزهایی که از دست دادین... 1598 01:24:09,000 --> 01:24:11,476 آره، این یه تراژدی وحشتناک برای همه‌ست، لوئیز. 1599 01:24:11,500 --> 01:24:13,976 میشه من... من باید، اه، حرفت رو قطع کنم؟ 1600 01:24:14,000 --> 01:24:16,059 یه سوال دارم - آره 1601 01:24:16,083 --> 01:24:19,517 اه، سفارش لیفتراک. باید بدونم کی سفارش داده. 1602 01:24:19,541 --> 01:24:22,017 - جیمز دستورات را می‌گیرد و... - جیمز دستورات را می‌گیرد. 1603 01:24:22,041 --> 01:24:24,684 - ...اون برای امروز مونده. - می‌تونم شماره جیمز رو داشته باشم؟ 1604 01:24:24,708 --> 01:24:27,392 این خیلی مهمه. باید بفهمیم کی این دستور رو داده. 1605 01:24:27,416 --> 01:24:30,851 - نه، نه. فکر نمی‌کنم بتونم همچین کاری بکنم... - نه، خیلی مهمه. 1606 01:24:30,875 --> 01:24:33,059 - ببخشید، پدر. - خیلی... 1607 01:24:33,083 --> 01:24:35,142 کاری که از دستم بر میاد، همونطور که داشتم میگفتم، 1608 01:24:35,166 --> 01:24:38,101 آیا می‌توانم آن اطلاعات را برای شما تهیه کنم و سپس به شما بدهم؟ 1609 01:24:38,125 --> 01:24:39,809 - یه صدای تق تق. - همین. عالیه. 1610 01:24:39,833 --> 01:24:42,517 و اگر بتوانید الان با جیمز تماس بگیرید، خیلی ممنون می‌شوم. 1611 01:24:42,541 --> 01:24:44,517 - ممنون، لوئیز. - و او دوباره با تو تماس خواهد گرفت. 1612 01:24:44,541 --> 01:24:46,684 حتماً. سلام، پدر، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟ 1613 01:24:46,708 --> 01:24:49,000 آره، درسته... هرچند، منظورم اینه که... 1614 01:24:49,583 --> 01:24:51,059 خب، اگه می‌تونی سریع انجامش بده. 1615 01:24:51,083 --> 01:24:54,101 - این الان برای ما اولویت داره. - شاید بتونه دوباره باهات تماس بگیره و-- 1616 01:24:54,125 --> 01:24:56,208 پدر جاد، میشه... میشه...؟ 1617 01:24:57,708 --> 01:24:58,767 لوئیز؟ 1618 01:24:58,791 --> 01:25:00,583 - [پوزخندی می‌زند] - [لوئیز] ای خدا. 1619 01:25:02,250 --> 01:25:03,333 لوئیز؟ 1620 01:25:03,958 --> 01:25:05,958 [آه] برام دعا می‌کنی؟ 1621 01:25:09,500 --> 01:25:10,500 آه... 1622 01:25:11,375 --> 01:25:13,000 آره، البته. 1623 01:25:14,416 --> 01:25:17,250 - می‌تونم بپرسم برای چی؟ - [لوئیز آب بینی‌اش را بالا می‌کشد] امم... 1624 01:25:18,708 --> 01:25:20,333 اون، اه، مادرمه. 1625 01:25:22,666 --> 01:25:23,875 اون مریضه؟ 1626 01:25:24,625 --> 01:25:25,684 آره. 1627 01:25:25,708 --> 01:25:28,333 امم، اون تو آسایشگاهه. 1628 01:25:29,708 --> 01:25:31,309 خیلی متاسفم، لوئیز. 1629 01:25:31,333 --> 01:25:33,392 اه، اون با من حرف نمیزنه. 1630 01:25:33,416 --> 01:25:35,559 دفعه قبل که با هم صحبت کردیم دعوا کردیم. 1631 01:25:35,583 --> 01:25:41,434 اه، اون یه تومور تو مغزش داره که داره روش تاثیر میذاره، 1632 01:25:41,458 --> 01:25:45,059 و این باعث میشه حرفای خیلی وحشتناکی بزنه، 1633 01:25:45,083 --> 01:25:47,267 و بنابراین من چیزهای بدی گفتم 1634 01:25:47,291 --> 01:25:50,059 و حالا می‌ترسم که این آخرین چیزی باشد که قرار است اتفاق بیفتد 1635 01:25:50,083 --> 01:25:52,166 که ما همیشه به هم می‌گوییم. 1636 01:25:54,833 --> 01:25:56,916 [با اشک] پدر، من، امم... 1637 01:25:58,833 --> 01:26:02,250 الان خیلی احساس تنهایی می‌کنم، امم، همین الان. 1638 01:26:05,541 --> 01:26:08,750 - [به آرامی گریه می‌کند] - لوئیز، خیلی متاسفم. 1639 01:26:10,083 --> 01:26:11,291 تو تنها نیستی. 1640 01:26:12,750 --> 01:26:14,166 من همینجا هستم. 1641 01:26:14,958 --> 01:26:16,166 من اینجام. 1642 01:26:17,041 --> 01:26:18,541 میشه اسم مادرت رو بهم بگی؟ 1643 01:26:23,625 --> 01:26:24,916 [زبانش را به آرامی فشار می‌دهد] 1644 01:26:26,166 --> 01:26:27,309 [آهی آرام می‌کشد] 1645 01:26:27,333 --> 01:26:30,416 - [غرش رعد] - [وزش باد] 1646 01:26:32,875 --> 01:26:33,875 [نفس می‌کشد] 1647 01:26:34,875 --> 01:26:36,208 [نفسش را با شدت بیرون می‌دهد] 1648 01:26:47,458 --> 01:26:50,083 دعا می‌کنم که باربارا عشق دخترش را حس کند. 1649 01:26:51,166 --> 01:26:55,000 که در این زمان او را تسلی دهد، و پروردگارا، برای لوئیز دعا می‌کنم. 1650 01:26:56,416 --> 01:26:58,601 با او باشید و به او حکمت و راهنمایی بدهید. 1651 01:26:58,625 --> 01:27:02,125 او را در آغوش شفابخش خود نگه دارید و به او بگویید که دوستش دارید. 1652 01:27:02,666 --> 01:27:04,291 او تنها نیست. 1653 01:27:04,916 --> 01:27:08,333 این را ما به واسطه‌ی مسیح، پروردگارمان، دعا می‌کنیم. آمین. 1654 01:27:09,166 --> 01:27:10,166 باشه، لوئیز. 1655 01:27:10,750 --> 01:27:13,392 شماره من رو داری. هر موقع، روز یا شب، 1656 01:27:13,416 --> 01:27:14,791 من اینجام برای تو. 1657 01:27:15,291 --> 01:27:17,226 - این کلیسا برای شما اینجاست. - [در باز می‌شود] 1658 01:27:17,250 --> 01:27:18,500 خدا خیرت بده. باشه. 1659 01:27:19,041 --> 01:27:22,041 [نفس نفس زنان] استورم. اومدم نزدیک تر. 1660 01:27:23,791 --> 01:27:26,416 [جاد] من کلیسا را ​​​​می‌برم. تو از خانه کشیش مراقبت کن. 1661 01:27:30,375 --> 01:27:32,601 - [وزش باد] - دنبالم نیا، بلانک. کارم تمومه. 1662 01:27:32,625 --> 01:27:34,517 و، اه، چرا دقیقاً؟ 1663 01:27:34,541 --> 01:27:37,059 من یه ماجرای «جاده دمشق» داشتم. 1664 01:27:37,083 --> 01:27:39,726 پولس در راه دمشق، مکاشفه‌ای مقدس دریافت کرد. 1665 01:27:39,750 --> 01:27:42,684 بله، می‌دانم. او کور شده بود و از این مزخرفات. 1666 01:27:42,708 --> 01:27:44,767 احتمالاً فقط یک مورد قرمزی چشم است. 1667 01:27:44,791 --> 01:27:48,351 اما او در آستانه حل یک قتل نبود که آن اتفاق افتاد. 1668 01:27:48,375 --> 01:27:50,875 منظورم اینه که، فکر می‌کنی ما اینجا چیکار می‌کنیم؟ 1669 01:27:51,541 --> 01:27:54,934 فکر می‌کنی چرا کشیش شدم؟ مزخرف نمی‌گم. واقعاً. چرا؟ 1670 01:27:54,958 --> 01:27:58,101 - [زوزه باد] - [غرش رعد] 1671 01:27:58,125 --> 01:27:59,416 احساس گناه می‌کردی. 1672 01:28:00,000 --> 01:28:01,976 برای گرفتن جان یک نفر. و کلیسا، 1673 01:28:02,000 --> 01:28:04,892 به شما جایی برای پنهان شدن و روشی روشن ارائه می‌داد 1674 01:28:04,916 --> 01:28:07,000 تا به شما حس رهایی بدهد. 1675 01:28:07,625 --> 01:28:10,500 از کسی که توی رینگ کشتمش متنفر بودم. 1676 01:28:11,000 --> 01:28:12,809 یادمه، می‌دونستم که تو دردسر افتاده 1677 01:28:12,833 --> 01:28:15,101 و من همینطور ادامه دادم و ادامه دادم تا اینکه حس کردم او شکست. 1678 01:28:15,125 --> 01:28:17,809 این یک تصادف نبود. من او را با نفرتی در قلبم کشتم. 1679 01:28:17,833 --> 01:28:20,226 هیچ راه فراری از آن نیست، هیچ راه حلی هم برایش وجود ندارد. 1680 01:28:20,250 --> 01:28:24,142 خدا نه مرا پنهان کرد و نه مرا اصلاح کرد. او وقتی گناهکارم مرا دوست دارد. 1681 01:28:24,166 --> 01:28:26,351 این کاریه که من باید برای این مردم انجام بدم. 1682 01:28:26,375 --> 01:28:27,726 نه این بازی جنایی. 1683 01:28:27,750 --> 01:28:29,059 نه، حالا یه لحظه صبر کن. 1684 01:28:29,083 --> 01:28:30,541 [وزش باد] 1685 01:28:35,375 --> 01:28:37,583 ببخشید. ببخشید، من-- 1686 01:28:38,333 --> 01:28:40,142 وقتی باهات حرف می‌زنم، بهم نگاه می‌کنی؟ 1687 01:28:40,166 --> 01:28:42,226 ما دنبال یه قاتلیم. این یه بازی نیست. 1688 01:28:42,250 --> 01:28:43,684 یک بازی است! 1689 01:28:43,708 --> 01:28:45,392 حلش کن، برنده شو. 1690 01:28:45,416 --> 01:28:47,517 لحظه مات شدن بزرگت رو بدست بیار. 1691 01:28:47,541 --> 01:28:51,434 و با استفاده از من در این کار، مرا در مقابل هدف واقعی و یگانه‌ام در زندگی قرار می‌دهی. 1692 01:28:51,458 --> 01:28:54,142 که این به معنای مبارزه با شریران و آوردن آنها به دست عدالت نیست، 1693 01:28:54,166 --> 01:28:57,434 بلکه برای خدمت به آنها و آوردنشان به سوی مسیح. 1694 01:28:57,458 --> 01:28:59,351 در غیر این صورت، من به اندازه ویکس بد هستم. 1695 01:28:59,375 --> 01:29:01,458 این را به من ربط دادن و نه به عیسی. 1696 01:29:02,500 --> 01:29:04,892 گوش کن، لازم نیست بفهمی، بلانک. 1697 01:29:04,916 --> 01:29:06,517 اما فقط لطفا، 1698 01:29:06,541 --> 01:29:08,892 لطفا، لطفا، لطفا اجازه دهید من باشم. 1699 01:29:08,916 --> 01:29:12,625 - [پخش موسیقی جذاب] - [غرش رعد] 1700 01:29:15,625 --> 01:29:17,434 - میشه دوباره بگی؟ - نه. 1701 01:29:17,458 --> 01:29:20,392 در مورد اینکه موضوع رو در مورد خودت می‌سازی، نه عیسی. مثل ویکس، خودت گفتی. 1702 01:29:20,416 --> 01:29:22,684 بابا، این مهمه. 1703 01:29:22,708 --> 01:29:24,267 کمکم کن بفهمم! 1704 01:29:24,291 --> 01:29:27,375 ما اینجا هستیم تا به جهان خدمت کنیم، نه اینکه آن را شکست دهیم. 1705 01:29:28,125 --> 01:29:30,309 - این کاریه که مسیح کرد. - خب؟ 1706 01:29:30,333 --> 01:29:33,226 بنابراین وقتی ویکس داشت درباره جنگیدن با دنیا به خاطر مسیح صحبت می‌کرد، 1707 01:29:33,250 --> 01:29:36,767 او درباره مسیح صحبت نمی‌کرد، درباره نفس خودش صحبت می‌کرد. 1708 01:29:36,791 --> 01:29:39,708 و قدرت. او هرگز در مورد مسیح صحبت نمی‌کرد. 1709 01:29:41,833 --> 01:29:45,017 بله، او بارها و بارها درباره ظهور قدرتمند مسیح صحبت کرد. 1710 01:29:45,041 --> 01:29:47,017 انتقامش را از بی‌وفاها می‌گیرد. 1711 01:29:47,041 --> 01:29:48,934 سیب حوا گنج است. 1712 01:29:48,958 --> 01:29:51,434 «سیب حوا به درخت بازگردانده شد.» 1713 01:29:51,458 --> 01:29:52,851 حالا، این یعنی چه؟ 1714 01:29:52,875 --> 01:29:55,375 بلان. نمی‌دانم. 1715 01:29:56,291 --> 01:29:57,916 و من اهمیتی نمی‌دهم. 1716 01:29:58,541 --> 01:30:01,267 [آژیرها نزدیک می‌شوند] 1717 01:30:01,291 --> 01:30:02,875 [صدای رعد و برق] 1718 01:30:03,875 --> 01:30:06,601 اون جرالدینه که میاد تا از آخرین اخبار پرونده باخبر بشه. 1719 01:30:06,625 --> 01:30:09,309 حالا، پدر، حق با توست. 1720 01:30:09,333 --> 01:30:11,392 این بازی منه، نه تو. 1721 01:30:11,416 --> 01:30:14,708 چرا به خانه کشیش برنمی‌گردی؟ من از پسش برمی‌آیم. 1722 01:30:16,291 --> 01:30:17,500 متشکرم. 1723 01:30:18,208 --> 01:30:20,333 موقع رفتن مطمئن شو که در بسته‌ست. 1724 01:30:23,750 --> 01:30:25,583 اميدوارم قاتلت رو بگيري، بلانک. 1725 01:30:26,458 --> 01:30:27,809 متشکرم. من... من این کار را خواهم کرد. 1726 01:30:27,833 --> 01:30:29,333 [صدای آژیر] 1727 01:30:35,958 --> 01:30:37,958 [صحبت‌های نامفهوم از رادیوی پلیس] 1728 01:30:45,250 --> 01:30:46,666 پدر جود؟ 1729 01:30:47,333 --> 01:30:49,059 پدر جاد. - اون اینجا نیست. 1730 01:30:49,083 --> 01:30:50,166 بیا. 1731 01:30:50,666 --> 01:30:53,851 می‌خوام اون اتاق‌های پشتی و اون کمد رو هم بگردی. 1732 01:30:53,875 --> 01:30:55,833 [صدای رعد و برق از دوردست‌ها] 1733 01:30:57,250 --> 01:30:58,250 اوه. 1734 01:30:59,166 --> 01:31:00,559 خوبه، درسته؟ 1735 01:31:00,583 --> 01:31:01,934 [جرالدین] عالیه، راستش. 1736 01:31:01,958 --> 01:31:04,351 مخصوصاً قسمتی که گیدئون فل شما را در آن راهنمایی می‌کند 1737 01:31:04,375 --> 01:31:06,351 راه‌حل‌های ممکن برای یک جرمِ پشت درهای بسته. 1738 01:31:06,375 --> 01:31:07,392 - ممم. - آره. 1739 01:31:07,416 --> 01:31:09,666 سه تا از آنها را پوشاندی، بعد متوقف شدی. 1740 01:31:10,291 --> 01:31:12,500 حالا که چهارمی را خوانده‌ام، می‌دانم چرا. 1741 01:31:13,125 --> 01:31:15,184 ببین، من ویدیو رو دوباره دیدم و یه چیزی فهمیدم. 1742 01:31:15,208 --> 01:31:16,309 [موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود] 1743 01:31:16,333 --> 01:31:18,625 از لحظه‌ای که جود وارد کمد می‌شود، 1744 01:31:19,125 --> 01:31:23,291 تا اینکه اولین نفر از گله بتواند به داخل آن کمد دید پیدا کند 1745 01:31:24,000 --> 01:31:25,416 نه ثانیه است. 1746 01:31:25,916 --> 01:31:28,750 نه ثانیه تنها و نادیده. 1747 01:31:29,666 --> 01:31:33,500 وقت زیادی برای انجام این کار با چاقوی مخفی وجود دارد. 1748 01:31:37,166 --> 01:31:38,976 اینجوری انجام شد، درسته؟ 1749 01:31:39,000 --> 01:31:40,291 هیچ بازی‌ای وجود ندارد. 1750 01:31:40,791 --> 01:31:43,392 مزخرف نگو. اینجوری انجام شد. 1751 01:31:43,416 --> 01:31:45,267 [صدای رعد و برق از دوردست‌ها] 1752 01:31:45,291 --> 01:31:47,041 - بله. - [پوزخندی می‌زند] 1753 01:31:48,250 --> 01:31:50,851 و تو می‌دانستی. تو از اول می‌دانستی و با آن بچه بیچاره بازی کردی 1754 01:31:50,875 --> 01:31:52,559 - مثل گربه‌ای که موش گرفته. - نه. 1755 01:31:52,583 --> 01:31:55,142 من هنوز تصویر کامل را ندارم. 1756 01:31:55,166 --> 01:31:57,476 - اگه میشه یه کم بیشتر بهم وقت بدید... - نه. 1757 01:31:57,500 --> 01:31:59,851 - من می‌تونم... - نه! 1758 01:31:59,875 --> 01:32:02,375 قاتلم را پیدا کردم و دارم او را دستگیر می‌کنم. 1759 01:32:03,208 --> 01:32:04,416 او کجاست؟ 1760 01:32:04,958 --> 01:32:07,916 - [صدای رعد] - [وزش باد] 1761 01:32:12,750 --> 01:32:14,958 [موسیقی آرام و دلهره‌آور پخش می‌شود] 1762 01:32:24,416 --> 01:32:26,500 [به سختی نفس می‌کشد] 1763 01:32:27,875 --> 01:32:29,666 [صدای خفه و خفه] 1764 01:32:38,166 --> 01:32:40,333 [ضربه زدن ادامه دارد] 1765 01:32:52,625 --> 01:32:55,333 [صدای خفه و خفه] 1766 01:33:02,625 --> 01:33:03,958 [غرش عمیق] 1767 01:33:15,333 --> 01:33:16,875 [به سختی نفس می‌کشد] 1768 01:33:40,583 --> 01:33:41,583 [جود] سم! 1769 01:33:42,000 --> 01:33:43,958 [نفس نفس زدن] 1770 01:33:48,291 --> 01:33:49,541 [زوزه، ناله] 1771 01:33:53,625 --> 01:33:56,333 [نفس نفس زدن] 1772 01:34:00,041 --> 01:34:03,041 - [پخش موسیقی شوم] - [اختلال در ریتم صدا] 1773 01:34:08,583 --> 01:34:10,583 [تپش نفس نفس زدن] 1774 01:34:20,666 --> 01:34:22,333 [به سختی نفس می‌کشد] 1775 01:34:26,125 --> 01:34:28,166 [ضربه‌های ریتمیک] 1776 01:34:31,250 --> 01:34:33,083 [ضربه‌ها تندتر می‌شوند] 1777 01:34:36,625 --> 01:34:38,666 [فریاد تحریف‌شده] 1778 01:34:49,541 --> 01:34:51,958 - [موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود] - [نفس نفس می‌زند] 1779 01:34:53,541 --> 01:34:56,226 [نفس نفس می‌زند، ناله می‌کند] 1780 01:34:56,250 --> 01:34:58,184 [نفس نفس زدن] 1781 01:34:58,208 --> 01:34:59,500 [بنوا] کی اونجاست؟ 1782 01:35:02,708 --> 01:35:04,250 [نفس نفس زدن، ناله کردن] 1783 01:35:04,833 --> 01:35:06,041 صبر کن! 1784 01:35:13,625 --> 01:35:14,684 [جرالدین] بلانک؟ 1785 01:35:14,708 --> 01:35:15,875 اینجا. 1786 01:35:16,541 --> 01:35:19,434 [نفس نفس می‌زند] اوه، لعنت. اون کیه؟ 1787 01:35:19,458 --> 01:35:21,375 متصدی محوطه، سامسون. 1788 01:35:22,875 --> 01:35:24,708 چه اتفاقی افتاد؟ (or: چه اتفاقی افتاد؟) 1789 01:35:39,125 --> 01:35:40,250 اوه... 1790 01:35:41,208 --> 01:35:43,708 [بنوا] مم. [زیر لب غرغر می‌کند، گلویش را صاف می‌کند] 1791 01:35:44,958 --> 01:35:45,958 [جرالدین] آه... 1792 01:35:49,625 --> 01:35:51,559 ممم. [زبانش را صدا می‌دهد] آره. 1793 01:35:51,583 --> 01:35:52,666 باشه. 1794 01:35:53,208 --> 01:35:56,601 خب، ویکس از نظر پزشکی صد در صد مرده بود. 1795 01:35:56,625 --> 01:35:59,125 منظورم اینه که، ما اینو میدونیم، من فقط... 1796 01:35:59,625 --> 01:36:01,041 فقط میگم، درسته؟ 1797 01:36:02,333 --> 01:36:03,416 درست است. 1798 01:36:05,666 --> 01:36:08,875 [جرالدین] باشه، پس می‌تونم با صدای بلند هم بگم، 1799 01:36:09,458 --> 01:36:11,851 یک مرد نمی‌تواند همین‌طوری از مرگ برخیزد. 1800 01:36:11,875 --> 01:36:14,791 منظورم اینه که، مشخصاً یه ماجرای اسکوبی دویی اینجا در جریانه. 1801 01:36:15,291 --> 01:36:16,684 «اسکوبی دوبی دو» 1802 01:36:16,708 --> 01:36:20,601 ستایش از آنِ خداست! ستایش و جلال از آنِ قادر متعال است! 1803 01:36:20,625 --> 01:36:22,101 - او را ستایش کنید! - [آژیر ناله می‌کند] 1804 01:36:22,125 --> 01:36:26,101 ستایش خدا! ستایش و جلال از آنِ قادر متعال است. 1805 01:36:26,125 --> 01:36:28,976 - او پسرش را بزرگ کرده است. - هی، ریتز. 1806 01:36:29,000 --> 01:36:30,476 یک حاشیه در جاده تعیین کنید. 1807 01:36:30,500 --> 01:36:32,976 خبرها سریع پخش میشن و من نمیخوام کسی دنبال جلب توجه باشه. 1808 01:36:33,000 --> 01:36:34,476 - گرفتی. - رئیس! 1809 01:36:34,500 --> 01:36:35,392 چی؟ 1810 01:36:35,416 --> 01:36:37,601 اون چراغ تشخیص حرکت اونجا، اون هم یه دوربینه. 1811 01:36:37,625 --> 01:36:39,934 اما به هیچ چیز وابسته نیست. 1812 01:36:39,958 --> 01:36:41,142 جرالدین: یه دوربین، ها؟ 1813 01:36:41,166 --> 01:36:43,726 نمی‌دانم. شاید دارد چیزی را روی یک تراشه داخلش ضبط می‌کند. 1814 01:36:43,750 --> 01:36:45,958 چرا آن را به آزمایشگاه رسانه نمی‌آورید؟ 1815 01:36:46,625 --> 01:36:48,184 هللویاه، ستایش خداوند. 1816 01:36:48,208 --> 01:36:50,684 او بنده خود را از مردگان برخیزانید. 1817 01:36:50,708 --> 01:36:53,392 هی، یه لطفی در حقم بکن؟ کل این منطقه رو تا بیشه با نوار چسب ببند. 1818 01:36:53,416 --> 01:36:54,892 گرفتمش - صحنه قتله. 1819 01:36:54,916 --> 01:36:56,767 متصدی زمین مرده است. 1820 01:36:56,791 --> 01:36:58,875 [موسیقی غمگین پخش می‌شود] 1821 01:37:04,833 --> 01:37:07,791 [جیغ، گریه] 1822 01:37:08,958 --> 01:37:10,750 نه! خواهش می‌کنم! (گریه) 1823 01:37:11,791 --> 01:37:14,184 - اوه، لعنت. - [مارتا] نه! نه، نه، نه! 1824 01:37:14,208 --> 01:37:15,684 [جرالدین] می‌تونم ازت کمک بگیرم؟ 1825 01:37:15,708 --> 01:37:17,767 - کمک بگیر! مارتا. - نه! اوه، نه، نه! 1826 01:37:17,791 --> 01:37:20,059 - مارتا، باید بری عقب - اوه، نه! 1827 01:37:20,083 --> 01:37:22,517 - مارتا... - [هق هق] 1828 01:37:22,541 --> 01:37:25,642 به تاریکی فرار کن، ای قاتل! 1829 01:37:25,666 --> 01:37:27,601 - [نفس نفس زدن] - [موسیقی دراماتیک پخش می‌شود] 1830 01:37:27,625 --> 01:37:29,333 اما او برگشته است! 1831 01:37:29,833 --> 01:37:33,541 و او انتقام می‌آورد! او مرگ می‌آورد! 1832 01:37:34,291 --> 01:37:35,309 [غرغر می‌کند] 1833 01:37:35,333 --> 01:37:36,226 [خرناس می‌کشد] 1834 01:37:36,250 --> 01:37:37,750 - [نفس نفس زدن] - [موسیقی محو می‌شود] 1835 01:37:39,708 --> 01:37:41,351 - [صدای زنگ تلفن همراه] - [نفس نفس زدن] 1836 01:37:41,375 --> 01:37:42,791 [زوزه باد] 1837 01:37:46,916 --> 01:37:47,916 [صدای تق تق تلفن همراه] 1838 01:37:50,750 --> 01:37:52,142 این پدر جود است. 1839 01:37:52,166 --> 01:37:54,666 اوه، پدر جاد، من لوئیز هستم. حالت چطوره؟ 1840 01:37:56,000 --> 01:37:57,291 آه... 1841 01:37:58,666 --> 01:38:00,291 آره... [مکث] سلام، لوئیز. 1842 01:38:00,791 --> 01:38:03,184 اميدوارم خيلي دير نشده باشه، اما شما گفتيد که فوري هست، 1843 01:38:03,208 --> 01:38:04,892 پس فقط می‌خواستم بهت بگم... 1844 01:38:04,916 --> 01:38:07,601 من با جیمز و سفارش لیفتراک صحبت کردم 1845 01:38:07,625 --> 01:38:10,333 در واقع توسط مونسینور ویکس قرار داده شد. 1846 01:38:11,208 --> 01:38:15,291 او مستقیماً با جیمز در این مورد صحبت کرد، بنابراین امیدوارم که این موضوع همه چیز را روشن کند. 1847 01:38:15,916 --> 01:38:19,309 سلام، خدا نگهدارت باشه پدر، و شب خوبی داشته باشی، باشه؟ 1848 01:38:19,333 --> 01:38:22,000 آه... آره. 1849 01:38:22,666 --> 01:38:25,416 آره، تو هم، لوئیز. [شلوار] 1850 01:38:26,916 --> 01:38:27,916 [صدای بوق موبایل] 1851 01:38:33,500 --> 01:38:35,166 - [موسیقی شومی پخش می‌شود] - [فریاد می‌زند] 1852 01:38:37,708 --> 01:38:38,916 [صدای رعد و برق] 1853 01:38:40,875 --> 01:38:42,333 [شلوار] 1854 01:38:48,250 --> 01:38:50,809 - [غرغر] - [زنگ زدن تلفن همراه] 1855 01:38:50,833 --> 01:38:52,125 خدای من. 1856 01:38:53,916 --> 01:38:55,000 بله؟ 1857 01:38:56,125 --> 01:38:57,958 آروم باش، مارتا. چی؟ 1858 01:39:00,750 --> 01:39:02,642 - چی؟ - [ضربه] 1859 01:39:02,666 --> 01:39:04,559 - [لی] این یه معجزه‌ست. - چرند نگو. 1860 01:39:04,583 --> 01:39:07,059 نه، این اتفاق افتاد. مارتا گفت که مقبره خالی است. 1861 01:39:07,083 --> 01:39:09,375 به همه زنگ می‌زنم. الان دارم می‌رسم. 1862 01:39:15,291 --> 01:39:16,500 آیا تو، آه... 1863 01:39:17,041 --> 01:39:19,017 چیکار میکنی؟ سیگار که نمیکشی. 1864 01:39:19,041 --> 01:39:20,333 من این کار را کردم. 1865 01:39:21,166 --> 01:39:22,976 من ۱۵ سال سیگار کشیدم. 1866 01:39:23,000 --> 01:39:25,000 لی بهت زنگ زد؟ بهت گفت؟ 1867 01:39:25,500 --> 01:39:26,708 بله. 1868 01:39:27,958 --> 01:39:30,226 باشه. خب، من می‌رم تا شاهد یه معجزه باشم. 1869 01:39:30,250 --> 01:39:33,416 - تو از سیگار کشیدنت توی خونه لذت می‌بری. - [در باز می‌شود] 1870 01:39:35,083 --> 01:39:36,184 [در بسته می‌شود] 1871 01:39:36,208 --> 01:39:38,333 {\an8}[لرزش می‌کند] 1872 01:39:40,875 --> 01:39:43,684 - [صدای محکم کوبیدن در] - [موسیقی آرام و پرتعلیق پخش می‌شود] 1873 01:39:43,708 --> 01:39:45,291 [صدای قدم‌ها نزدیک می‌شود] 1874 01:39:55,083 --> 01:39:57,083 [صدای محکم کوبیدن در] 1875 01:40:05,083 --> 01:40:06,291 ستایش باد. 1876 01:40:07,416 --> 01:40:08,809 انجام شده است. 1877 01:40:08,833 --> 01:40:10,726 [ارتعاش می‌کند] 1878 01:40:10,750 --> 01:40:13,875 - [زنگ زدن خط] - بفرمایید. 1879 01:40:15,791 --> 01:40:17,500 بیا، این... [صدای بوق موبایل] 1880 01:40:18,333 --> 01:40:19,541 او (مرد) آن را دارد. 1881 01:40:23,041 --> 01:40:26,101 باشه، پس... کیفیت خوبی نداره... 1882 01:40:26,125 --> 01:40:27,625 - اشکالی نداره. - ...اما، اه... 1883 01:40:38,458 --> 01:40:39,875 من اینجا به چی نگاه می‌کنم؟ 1884 01:40:46,833 --> 01:40:47,809 باشه. 1885 01:40:47,833 --> 01:40:51,351 امم، آره، پس، هر وقت حرکتی باشه ضبط می‌کنه 1886 01:40:51,375 --> 01:40:54,875 {\an8}- و این کلیپ چهار ثانیه بعد است. - [صدای تق تق ماوس و کیبورد] 1887 01:41:07,041 --> 01:41:08,976 - باشه؟ - [در می‌زند] 1888 01:41:09,000 --> 01:41:11,000 چاپ از ابزار باغبانی. 1889 01:41:12,291 --> 01:41:15,958 ما کل پایگاه داده رو بررسی نکردیم، فقط مظنون‌هایی که ازشون سوال پرسیدید رو بررسی کردیم. 1890 01:41:16,666 --> 01:41:17,875 پدر جود هستم. 1891 01:41:22,750 --> 01:41:23,958 او کجاست؟ 1892 01:41:24,583 --> 01:41:26,416 از صمیم قلب آرزو می‌کنم که می‌دانستم. 1893 01:41:31,208 --> 01:41:33,726 [موسیقی شدت می‌گیرد، محو می‌شود] 1894 01:41:33,750 --> 01:41:35,416 [صدای زنگ] 1895 01:41:36,375 --> 01:41:38,059 [صدای رعد و برق] 1896 01:41:38,083 --> 01:41:39,916 [صحبت‌های نامفهوم از رادیوی پلیس] 1897 01:41:46,041 --> 01:41:47,875 سفید. سفید! 1898 01:41:48,500 --> 01:41:51,101 - من انجامش میدم. من... خودم رو می‌چرخونم-- - [هیس] 1899 01:41:51,125 --> 01:41:53,208 - [افسر 1] ...388. - [افسر 2] 388، در مسیر. 1900 01:41:53,791 --> 01:41:54,791 [مامور ۱] ۴۳۳. 1901 01:41:55,625 --> 01:41:57,601 دارم خودم رو تسلیم می‌کنم. نه، تو تسلیم نمی‌شی. 1902 01:41:57,625 --> 01:42:01,976 [از رادیو، با صدای بلند] ♪ اسکیمبل‌شنک، گربه‌ی راه‌آهن! ♪ 1903 01:42:02,000 --> 01:42:03,059 [بنوا گلویش را صاف می‌کند] 1904 01:42:03,083 --> 01:42:05,892 من این کار را کردم. من سامسون را کشتم. من گناهکارم. باید اعتراف کنم. 1905 01:42:05,916 --> 01:42:07,059 بذار برم بیرون. گوش کن. 1906 01:42:07,083 --> 01:42:09,559 تو قراره دقیقاً بهم بگی چی شده، اما الان، 1907 01:42:09,583 --> 01:42:11,267 چطور می‌توانم به خانه دکتر نات بروم؟ 1908 01:42:11,291 --> 01:42:12,875 - دکتر نات؟ - بله، زود. 1909 01:42:13,375 --> 01:42:14,559 از تعللم پشیمانم. 1910 01:42:14,583 --> 01:42:16,976 فقط امیدوارم خیلی دیر نشده باشه. حالا، فقط برو پایین! 1911 01:42:17,000 --> 01:42:19,250 [صدای جیغ لاستیک‌ها] 1912 01:42:20,000 --> 01:42:21,309 [صدای رعد و برق] 1913 01:42:21,333 --> 01:42:23,517 سلام بر مریم، سرشار از فیض، خداوند با توست. 1914 01:42:23,541 --> 01:42:25,017 تو در میان زنان مبارکی... 1915 01:42:25,041 --> 01:42:27,267 ...آقا، من به شما احترام می‌گذارم. من به نشان احترام می‌گذارم. 1916 01:42:27,291 --> 01:42:30,559 اما این کلیسای ماست و من به شما نمی‌گویم که قرار است به خشونت متوسل شوم، 1917 01:42:30,583 --> 01:42:34,392 اما اگه مجبور باشیم، تمام شب اینجا می‌مونیم. داریم اون سردابه رو می‌بینیم! 1918 01:42:34,416 --> 01:42:36,476 -واقعیه؟ - [لی] اونا نمیذارن ما بریم تو. 1919 01:42:36,500 --> 01:42:39,166 [نفسش می لرزد] باید ببینم. 1920 01:42:39,875 --> 01:42:41,767 خواهش می‌کنم، باید ببینم. 1921 01:42:41,791 --> 01:42:43,333 [صدای جیغ ترمز] 1922 01:42:44,458 --> 01:42:46,333 [صدای آرام زنگ باد] 1923 01:42:48,833 --> 01:42:51,833 [موسیقی آرام و دلهره‌آور پخش می‌شود] 1924 01:42:53,333 --> 01:42:54,875 [صدای جیرجیر در] 1925 01:42:59,541 --> 01:43:00,750 دکتر نایت؟ 1926 01:43:12,500 --> 01:43:14,083 [صدای خرد شدن شیشه زیر پا] 1927 01:43:30,000 --> 01:43:31,166 [آه بلندی می‌کشد] 1928 01:43:35,625 --> 01:43:37,833 [خرناس می‌کشد، دهانش را می‌بندد] ای خدا. 1929 01:43:38,583 --> 01:43:39,976 اون بوی چیه؟ 1930 01:43:40,000 --> 01:43:41,791 [جود به سختی نفس می‌کشد] 1931 01:43:45,375 --> 01:43:47,000 فقط همینجا منتظر بمون. 1932 01:43:49,041 --> 01:43:50,125 بلانک 1933 01:43:50,666 --> 01:43:51,750 [بنوا] بله. 1934 01:43:53,583 --> 01:43:54,583 [کلیک‌های سوئیچ] 1935 01:43:55,166 --> 01:43:56,601 [موسیقی غمگین پخش می‌شود] 1936 01:43:56,625 --> 01:43:58,125 ای خدا. 1937 01:44:11,333 --> 01:44:12,416 درست است. 1938 01:44:14,083 --> 01:44:18,750 [نفس عمیقی می‌کشد] خدایا، یعنی... [سرفه می‌کند] 1939 01:44:20,958 --> 01:44:23,291 [ناله کردن] 1940 01:44:30,166 --> 01:44:31,226 [جاد] ویکس. 1941 01:44:31,250 --> 01:44:33,500 [بنوا] آره، خودشه... خودشه. 1942 01:44:34,375 --> 01:44:35,791 - [جاد] آیا او ... - بله. 1943 01:44:36,500 --> 01:44:39,958 منظورم اینه که، این روزها ارزشش رو داره. [گلوش رو صاف می‌کنه] 1944 01:44:42,583 --> 01:44:44,708 حالا ببینیم. بیایید... 1945 01:44:45,875 --> 01:44:46,875 [ناله می‌کند] 1946 01:44:48,000 --> 01:44:49,250 باشه. 1947 01:44:50,750 --> 01:44:53,059 این ممکن است ناخوشایند شود. 1948 01:44:53,083 --> 01:44:54,791 منظورم این است که ناخوشایندتر. 1949 01:44:55,333 --> 01:44:57,291 - [جیرجیر] - [خروج مایع] 1950 01:45:04,208 --> 01:45:06,208 [موسیقی دراماتیک و شوم پخش می‌شود] 1951 01:45:30,333 --> 01:45:31,416 دکتر نات. 1952 01:45:32,666 --> 01:45:35,500 در جسم. بله... یا، چیزی که از آن باقی مانده است. 1953 01:45:38,291 --> 01:45:39,291 [گلویش را صاف می‌کند] 1954 01:45:40,250 --> 01:45:41,375 [بنوا نفسش را بیرون می‌دهد] 1955 01:46:06,458 --> 01:46:08,392 [زنگ زدن خط] 1956 01:46:08,416 --> 01:46:10,500 جرالدین، من... من بلانک هستم. اممم... 1957 01:46:11,625 --> 01:46:13,767 آره، اون همینجا ایستاده. 1958 01:46:13,791 --> 01:46:15,351 [مکث] به حرفم گوش کن. 1959 01:46:15,375 --> 01:46:17,601 تو قراره بیای خونه دکتر نات. 1960 01:46:17,625 --> 01:46:21,125 [به سختی نفس می‌کشد] یه جسد اونجاست. یا دو تا. 1961 01:46:22,250 --> 01:46:23,666 همه چیز اینجاست. 1962 01:46:24,166 --> 01:46:27,041 - آره، آره. این... تموم شد، آره. - [صدای جیرجیر پله‌ها] 1963 01:46:28,166 --> 01:46:29,666 [آه] دوباره باهات تماس می‌گیرم. 1964 01:46:30,958 --> 01:46:32,767 پدر جاد. صبر کن، صبر کن. 1965 01:46:32,791 --> 01:46:35,000 من سامسون را کشتم. باید این کار را بکنم. 1966 01:46:35,625 --> 01:46:38,250 من باید این کار را با اراده آزاد خودم انجام دهم وگرنه هیچ معنایی نخواهد داشت. 1967 01:46:53,791 --> 01:46:57,892 [افسر زن از طریق بی‌سیم] پلاک خودرو را بررسی کنید. آن را کپی کنید. آیا واحدهای موجود برای پاسخگویی وجود دارند؟... 1968 01:46:57,916 --> 01:47:00,125 میشه لطفا به جرالدین زنگ بزنی؟ 1969 01:47:00,625 --> 01:47:03,458 فرض کنید پدر جود به کلیسایش برگشته و آماده اعتراف است. 1970 01:47:04,750 --> 01:47:06,226 [صدای جیرجیر در] 1971 01:47:06,250 --> 01:47:07,458 [صدای تق تق در] 1972 01:47:20,041 --> 01:47:22,726 پدر جاد. من اینجام تا شما رو به جرم قتل دستگیر کنم. 1973 01:47:22,750 --> 01:47:25,059 از مونسینور جفرسون ویکس و سامسون هولت. 1974 01:47:25,083 --> 01:47:29,309 و شما از افراد ذی‌نفع در مرگ دکتر ناتانیل شارپ هستید. 1975 01:47:29,333 --> 01:47:30,833 [با صدای بلند هق هق] نات مرده؟ 1976 01:47:32,041 --> 01:47:33,333 در خانه‌اش به قتل رسید. 1977 01:47:34,333 --> 01:47:36,833 ما جسد ویکس رو هم پیدا کردیم. تموم شد. 1978 01:47:37,333 --> 01:47:40,434 هر چیزی که بگویید می‌تواند در دادگاه علیه شما استفاده شود. 1979 01:47:40,458 --> 01:47:43,142 اما اگر دوست داری به چیزی اعتراف کنی، 1980 01:47:43,166 --> 01:47:46,083 به نظر می‌رسد اینجا جای خیلی خوبی برای انجام این کار است. 1981 01:47:48,250 --> 01:47:49,333 آره. 1982 01:47:52,375 --> 01:47:54,101 سال‌ها پیش، 1983 01:47:54,125 --> 01:47:56,625 من یه مرد رو تو رینگ بوکس کشتم. 1984 01:47:58,333 --> 01:48:00,375 من او را با نفرتی در قلبم کشتم. 1985 01:48:02,500 --> 01:48:05,916 دیشب، همان گناه در من بیدار شد و در لحظه ای از 1986 01:48:06,875 --> 01:48:09,017 ترس و خشم، من-- 1987 01:48:09,041 --> 01:48:11,416 ["اورتور" از شبح اپرا در حال پخش] 1988 01:48:13,500 --> 01:48:17,517 ببخشید، خیلی جدی شد، اما لازم بود دیگه حرف نزنی. 1989 01:48:17,541 --> 01:48:19,851 - نه. پدر جاد-- - داشتم برای همه توضیح می‌دادم... 1990 01:48:19,875 --> 01:48:21,684 - بشین و گوش کن. - حرف نزن. 1991 01:48:21,708 --> 01:48:24,726 خواهش می‌کنم، بذارش. داشتی ادامه می‌دادی... ادامه بده، دیشب گفتی... 1992 01:48:24,750 --> 01:48:27,142 - در یک لحظه ترس و خشم... - داشتم انجامش می‌دادم... 1993 01:48:27,166 --> 01:48:30,309 [به طرز چشمگیری] صدای خداوند را خاموش نخواهی کرد! 1994 01:48:30,333 --> 01:48:35,309 اما اکنون بنشین و شرارت و شرمساری گناهکاران را بنگر 1995 01:48:35,333 --> 01:48:38,250 در برابر همه شما برهنه شد! 1996 01:48:51,000 --> 01:48:54,125 - [زمزمه می‌کند] داری چیکار می‌کنی؟ - [گلویش را صاف می‌کند] 1997 01:48:55,833 --> 01:48:57,101 [لب‌هایش را می‌مالد] 1998 01:48:57,125 --> 01:49:00,392 بیایید با قتل ویکس شروع کنیم. 1999 01:49:00,416 --> 01:49:03,333 همین جا، در روز جمعه مقدس. 2000 01:49:04,041 --> 01:49:05,875 جنایت غیرممکن. 2001 01:49:07,250 --> 01:49:09,851 و جرالدین، استنتاج تو درست بود. 2002 01:49:09,875 --> 01:49:14,101 وقتی جناب کشیش ویکس توی اون کمد از حال رفت، نمرده بود. 2003 01:49:14,125 --> 01:49:16,333 او حتی چاقو هم نخورده بود، هنوز نه. 2004 01:49:17,333 --> 01:49:20,726 فلاسکی که او در جعبه‌ی برق مخفی نگه داشته بود 2005 01:49:20,750 --> 01:49:24,517 با یک آرامبخش بسیار قوی تقویت شده بود. 2006 01:49:24,541 --> 01:49:26,392 - [موسیقی پرتعلیق پخش می‌شود] - او از آن نوشید. 2007 01:49:26,416 --> 01:49:28,351 خودش را تقویت کرد. 2008 01:49:28,375 --> 01:49:31,642 و در عرض چند دقیقه، بیهوش روی زمین افتاد. 2009 01:49:31,666 --> 01:49:34,684 - [صدای تق‌تق فلاسک] - [بنوا] صدای تق‌تقِ خش‌خش‌کنان. 2010 01:49:34,708 --> 01:49:36,601 او را بی‌دفاع رها کردن 2011 01:49:36,625 --> 01:49:40,125 و به قاتل فرصت ورود به کمد را می‌دهد 2012 01:49:40,708 --> 01:49:42,375 و ضربه مهلک را وارد کند. 2013 01:49:43,000 --> 01:49:44,208 من... من که قبلاً گفتم. 2014 01:49:44,791 --> 01:49:45,601 پدر جود. 2015 01:49:45,625 --> 01:49:48,517 نه. وقتی پیداش کردم، چاقو تو کمرش بود. 2016 01:49:48,541 --> 01:49:50,184 یه چیزی تو کمرش هست. 2017 01:49:50,208 --> 01:49:53,309 خب چطور؟ کی؟ این غیرممکنه. من دیدم. 2018 01:49:53,333 --> 01:49:54,875 چی دیدی؟ 2019 01:49:56,083 --> 01:49:57,476 سر شیطان قرمز. 2020 01:49:57,500 --> 01:50:00,767 خونی که فکر می‌کردی مال ویکسه. 2021 01:50:00,791 --> 01:50:03,125 حالا، من جواب این را به شما نشان دادم، دیدید؟ 2022 01:50:04,375 --> 01:50:05,642 شیطان. (Avil) 2023 01:50:05,666 --> 01:50:07,333 پیتزا فروشی. عکس. 2024 01:50:08,666 --> 01:50:10,666 فکر کردی دیدی، 2025 01:50:11,208 --> 01:50:13,101 اما این نبود، نه. 2026 01:50:13,125 --> 01:50:15,392 این یک لامپ دوم دقیقاً مشابه بود. 2027 01:50:15,416 --> 01:50:18,375 یک سر شیطان مشابه دیگر. 2028 01:50:19,708 --> 01:50:20,791 آره. 2029 01:50:23,791 --> 01:50:25,416 و همچنین مفقود بود. 2030 01:50:26,041 --> 01:50:27,434 دو شیطان. 2031 01:50:27,458 --> 01:50:28,851 بله. (بله.) 2032 01:50:28,875 --> 01:50:30,166 چرا دو تا؟ 2033 01:50:31,041 --> 01:50:32,642 و چرا قرمز رنگ شده؟ 2034 01:50:32,666 --> 01:50:34,142 هرچند قرمز نبود. الان قرمز شده. 2035 01:50:34,166 --> 01:50:36,976 [بنوا] همان قرمزِ لباس‌های جمعه‌ی خوب. 2036 01:50:37,000 --> 01:50:38,892 دقیقاً همان قرمز 2037 01:50:38,916 --> 01:50:42,083 همچون نخ مرموزی که در کمد پیدا شد. 2038 01:50:42,791 --> 01:50:46,559 چون سر دوم شیطان همیشه آنجا بود. 2039 01:50:46,583 --> 01:50:48,976 به پشت لباس‌هایش دوخته شده بود. 2040 01:50:49,000 --> 01:50:50,351 توخالی، سبک، 2041 01:50:50,375 --> 01:50:52,541 و پر از یک فواره کوچک خون 2042 01:50:53,125 --> 01:50:56,041 - توسط یک ریموت RF فعال می‌شود. - [صدای ترق و تروق استاتیک] 2043 01:50:57,000 --> 01:51:00,184 [بنوا] دقیقاً در لحظه مناسب حرکت کن. 2044 01:51:00,208 --> 01:51:01,208 [جاد] مونسینور؟ 2045 01:51:02,500 --> 01:51:03,500 دکتر. 2046 01:51:05,125 --> 01:51:06,392 صدایی از اقتدار 2047 01:51:06,416 --> 01:51:10,017 کسی که می‌تواند منتظر کشفی باشد که نیاز دارد، قبل از اینکه مسئولیت را به عهده بگیرد. 2048 01:51:10,041 --> 01:51:11,309 یه چیزی تو کمرش هست. 2049 01:51:11,333 --> 01:51:13,041 صبر کن. بهش دست نزن. 2050 01:51:15,333 --> 01:51:17,726 لحظه‌ای حواس‌پرتی خودش را نشان می‌دهد. 2051 01:51:17,750 --> 01:51:19,166 [نامحسوس] 2052 01:51:20,333 --> 01:51:22,333 و عمل به سرعت انجام می‌شود. 2053 01:51:23,833 --> 01:51:25,059 وظیفه نهایی او، 2054 01:51:25,083 --> 01:51:29,476 برای برداشتن فلاسک آغشته به مواد مخدرِ متهم‌کننده. 2055 01:51:29,500 --> 01:51:32,416 اما کجا بود؟ ناپدید شده بود. 2056 01:51:33,541 --> 01:51:35,726 تنها مشکل در نقشه‌اش. 2057 01:51:35,750 --> 01:51:39,708 نتیجه‌ی یک لحظه لطف احمقانه‌ی پدر جود 2058 01:51:40,291 --> 01:51:44,809 چه کسی قمقمه را پنهان کرد تا نوشیدن ویکس را پنهان کند 2059 01:51:44,833 --> 01:51:47,750 و بعداً برای برداشتن آن برگشت. 2060 01:51:50,083 --> 01:51:51,291 خدای من. 2061 01:51:51,791 --> 01:51:52,934 نات 2062 01:51:52,958 --> 01:51:54,250 چرا؟ 2063 01:51:54,750 --> 01:51:56,976 [ورا] ویکس داشت زمین را به آتش می‌کشید. 2064 01:51:57,000 --> 01:51:58,684 داشت خرابش می‌کرد. 2065 01:51:58,708 --> 01:52:01,601 نه. دلیل بزرگتر. دلیلی که تو رو به اینجا کشونده. 2066 01:52:01,625 --> 01:52:04,101 چرا این همه کارهای دیوانه‌وار و پیچیده انجام می‌دهید؟ 2067 01:52:04,125 --> 01:52:07,059 صحنه‌آرایی؟ جنایت غیرممکن. 2068 01:52:07,083 --> 01:52:08,375 چرا؟ 2069 01:52:09,041 --> 01:52:10,226 واقعاً. 2070 01:52:10,250 --> 01:52:12,833 باشه، پس... اگه دکتر نات ویکس رو کشته، 2071 01:52:13,375 --> 01:52:14,351 چه کسی نات را کشت؟ 2072 01:52:14,375 --> 01:52:16,291 خب، حالا به آن می‌رسیم. 2073 01:52:17,000 --> 01:52:19,726 نه یک رازِ قفل‌شده‌یِ بی‌رحمانه 2074 01:52:19,750 --> 01:52:23,184 با دستگاه‌ها و سرنخ‌ها، 2075 01:52:23,208 --> 01:52:26,684 اما یک طرح بسیار بسیار بزرگتر. 2076 01:52:26,708 --> 01:52:31,851 کسی که ریشه‌هایش تا سنگ بنای این کلیسا امتداد دارد. 2077 01:52:31,875 --> 01:52:33,684 و یکی که مرا به خود جذب می‌کند، 2078 01:52:33,708 --> 01:52:37,017 یک کافر به تمام معنا 2079 01:52:37,041 --> 01:52:40,041 به قلمرو باورها. 2080 01:52:41,666 --> 01:52:43,500 برای درک این قضیه، 2081 01:52:44,541 --> 01:52:48,601 مجبور بودم به افسانه‌ای که ساخته می‌شد نگاه کنم. 2082 01:52:48,625 --> 01:52:51,517 نه برای اینکه حل کنم که آیا واقعی بوده یا نه، 2083 01:52:51,541 --> 01:52:54,017 بلکه در روحم احساس کنم 2084 01:52:54,041 --> 01:52:57,250 جوهره آنچه که در تلاش برای انتقال آن بود. 2085 01:53:00,541 --> 01:53:01,958 یک کاهن مقدس. 2086 01:53:02,708 --> 01:53:08,101 نه توسط کسی، بلکه به دست خود شیطان به زمین زده شد. 2087 01:53:08,125 --> 01:53:11,625 در آرامگاه مهر و موم شده پدرش آرمید، 2088 01:53:12,208 --> 01:53:13,625 اما سپس برخاست 2089 01:53:14,333 --> 01:53:15,934 به خواست خدا. 2090 01:53:15,958 --> 01:53:18,017 همچون چیزی نو برخاسته. 2091 01:53:18,041 --> 01:53:20,101 دیگر انسانِ جایزالخطایی نیست، 2092 01:53:20,125 --> 01:53:24,041 اما اکنون نمادی از قدرت خداوند بر مرگ است. 2093 01:53:26,000 --> 01:53:27,625 عدالت او برای مقدسین. 2094 01:53:28,125 --> 01:53:30,375 انتقام او از ستمکاران. 2095 01:53:33,166 --> 01:53:36,976 خب. و حالا، واقعاً چه اتفاقی افتاد؟ 2096 01:53:37,000 --> 01:53:39,059 - بله. بله. - [موسیقی جذابی پخش می‌شود] 2097 01:53:39,083 --> 01:53:42,976 وقت آن رسیده که این نمای ظاهریِ متظاهرانه را بشکنیم 2098 01:53:43,000 --> 01:53:47,059 از معجزات و رستاخیزها و آشکار کردن آنچه واقعاً اتفاق افتاده است. 2099 01:53:47,083 --> 01:53:49,559 وقت بنوا بلان است 2100 01:53:49,583 --> 01:53:52,750 مات نهایی بر سر اسرار ایمان! 2101 01:54:06,208 --> 01:54:07,309 [نفسش را به شدت بیرون می‌دهد] 2102 01:54:07,333 --> 01:54:09,583 [نواختن موسیقی زهی باشکوه] 2103 01:54:18,750 --> 01:54:19,750 [آهی آرام می‌کشد] 2104 01:54:21,291 --> 01:54:23,291 بلانک، حالت... حالت خوبه؟ 2105 01:54:25,416 --> 01:54:26,625 دمشق 2106 01:54:27,666 --> 01:54:28,875 دمشق؟ 2107 01:54:30,250 --> 01:54:33,267 مثلاً... ماجرای جاده‌ای به دمشق؟ 2108 01:54:33,291 --> 01:54:35,250 بله، بله، دمشق. 2109 01:54:38,791 --> 01:54:40,416 لعنت. [آه] 2110 01:54:41,291 --> 01:54:42,375 بلانک؟ 2111 01:54:43,000 --> 01:54:44,059 [نفس می‌کشد، زبانش را به هم می‌کوبد] 2112 01:54:44,083 --> 01:54:45,083 [نفسش را بیرون می‌دهد] 2113 01:54:58,916 --> 01:55:00,541 من نمیتونم این پرونده رو حل کنم. 2114 01:55:04,500 --> 01:55:05,500 چی؟ 2115 01:55:06,583 --> 01:55:09,351 بنوا بلانک، داری میگی که نتیجه گیریت اینه، 2116 01:55:09,375 --> 01:55:12,392 آیا این جناب کشیش ویکس است که از مرگ برخاسته است؟ 2117 01:55:12,416 --> 01:55:13,892 یعنی معجزه بود؟ 2118 01:55:13,916 --> 01:55:18,101 دارم میگم که نمیتونم این پرونده رو حل کنم. 2119 01:55:18,125 --> 01:55:19,559 [کلیک‌های تلفن همراه] 2120 01:55:19,583 --> 01:55:20,750 این کار می‌کند. 2121 01:55:21,250 --> 01:55:22,250 متشکرم. 2122 01:55:24,458 --> 01:55:25,541 [جاد] بلانک؟ 2123 01:55:26,250 --> 01:55:28,642 اگر واقعاً می‌دانید چه اتفاقی افتاده، باید به همه بگویید. 2124 01:55:28,666 --> 01:55:32,434 آیا این کار شما برای حفظ ایمان ماست یا احترام گذاشتن به ما یا چیزی شبیه به این؟ 2125 01:55:32,458 --> 01:55:34,726 چون ما لایق حقیقت هستیم. 2126 01:55:34,750 --> 01:55:36,226 اینطور نیست. 2127 01:55:36,250 --> 01:55:37,517 [تکان خوردن نفس] 2128 01:55:37,541 --> 01:55:39,250 من به حقیقت نیاز دارم. 2129 01:55:40,541 --> 01:55:42,809 [خنده] نمی‌تونی فقط؟ 2130 01:55:42,833 --> 01:55:45,791 جواب ما را بده؟ مگر همه این‌ها برای همین نیست؟ 2131 01:55:48,583 --> 01:55:51,517 و آیا به نظرت می‌رسد که کتاب من را خراب کنی؟ 2132 01:55:51,541 --> 01:55:53,333 [مکث] نه. 2133 01:55:53,958 --> 01:55:56,500 [جرالدین] باشه. خیلی خب. نمایش تموم شد. همه بیرون. 2134 01:55:57,333 --> 01:55:59,750 بیرون. بیرون. 2135 01:56:00,458 --> 01:56:02,142 [مامور ۱] بله، میشه عقب بایستید، قربان؟ 2136 01:56:02,166 --> 01:56:03,351 [پچ پچ نامفهوم] 2137 01:56:03,375 --> 01:56:05,059 [مامور ۲] باشه، می‌تونیم نگهشون داریم... 2138 01:56:05,083 --> 01:56:06,642 [موسیقی دلنشین و جذابی پخش می‌شود] 2139 01:56:06,666 --> 01:56:09,559 یه فصل دیگه اضافه می‌کنم و بعدش... ما آماده‌ایم. 2140 01:56:09,583 --> 01:56:11,976 ما آماده‌ی انتشار هستیم. به من اعتماد کن، آلن. 2141 01:56:12,000 --> 01:56:14,708 همه با رندوم هاوس تماس بگیرید. قراره خیلی خوب بشه! 2142 01:56:17,833 --> 01:56:21,684 آنچه ما شاهد بوده‌ایم معجزه‌ای است که خود بنوا بلان آن را تأیید کرده است. 2143 01:56:21,708 --> 01:56:25,101 دنیا خواهد فهمید که امروز اینجا در چیمنی راک چه اتفاقی افتاد. 2144 01:56:25,125 --> 01:56:29,184 خودت می‌تونی بفهمی. کانال یوتیوب من @CyDraven رو دنبال کن... 2145 01:56:29,208 --> 01:56:30,500 چه آشوبی. 2146 01:56:32,000 --> 01:56:34,416 فکر کنم الان پدر جود رو دستگیر می‌کنن. 2147 01:56:35,000 --> 01:56:36,083 بله. 2148 01:56:37,041 --> 01:56:38,666 گمان می‌کنم که این کار را خواهند کرد. 2149 01:56:44,833 --> 01:56:46,333 اون دیگه چی بود لعنتی؟ 2150 01:56:46,875 --> 01:56:48,875 جاده دمشق. 2151 01:56:49,583 --> 01:56:51,976 فلس‌ها از چشمانم افتادند. 2152 01:56:52,000 --> 01:56:53,892 خب که چی؟ واقعیت داره، احمق؟ 2153 01:56:53,916 --> 01:56:56,517 تو به خدا اعتقاد داری و همه این مزخرفات واقعیه؟ 2154 01:56:56,541 --> 01:56:58,434 نه، نه. خدا یک افسانه است. 2155 01:56:58,458 --> 01:57:00,541 الهام من از آنجا آمد که... 2156 01:57:01,625 --> 01:57:03,041 از پدر جود. 2157 01:57:04,500 --> 01:57:06,916 - الگوی او برای داشتن وقار. - [در باز می‌شود] 2158 01:57:09,583 --> 01:57:11,416 لطفی در حق دشمنم. 2159 01:57:15,166 --> 01:57:16,541 فیض برای شکسته دلان. 2160 01:57:19,000 --> 01:57:20,625 فیض برای کسانی که 2161 01:57:21,416 --> 01:57:22,541 کمترین لیاقتش را دارد. 2162 01:57:24,625 --> 01:57:26,041 اما چه کسی بیشتر به آن نیاز دارد. 2163 01:57:28,541 --> 01:57:30,458 [تنفس لرزان] 2164 01:57:31,291 --> 01:57:32,500 برای گناهکاران. 2165 01:57:33,083 --> 01:57:34,166 [مارتا] آقای بلانک. 2166 01:57:34,833 --> 01:57:36,458 تو حقیقت را می‌دانی. 2167 01:57:37,041 --> 01:57:39,041 بله، بله. 2168 01:57:40,583 --> 01:57:43,892 و تو همین الان خودت را احمق جلوه دادی. 2169 01:57:43,916 --> 01:57:46,625 تا بتوانید این کار را با اراده‌ی خودتان انجام دهید. 2170 01:57:47,916 --> 01:57:50,392 و حالا بهتره انجامش بدی. سریع. 2171 01:57:50,416 --> 01:57:51,708 متشکرم. 2172 01:57:55,583 --> 01:57:57,000 پدر جود. 2173 01:57:57,500 --> 01:57:59,500 [تنفس لرزان] 2174 01:58:04,000 --> 01:58:05,101 [با لحنی آرام] چیکار کنم؟ 2175 01:58:05,125 --> 01:58:07,017 کاری که برای انجامش به دنیا اومدی. 2176 01:58:07,041 --> 01:58:08,541 کشیش او باش. 2177 01:58:09,041 --> 01:58:10,458 اعترافش را بگیر. 2178 01:58:19,125 --> 01:58:21,101 ای پدر، مرا برکت بده، زیرا من گناهکارم. 2179 01:58:21,125 --> 01:58:23,416 یک هفته از آخرین اعترافم می‌گذرد. 2180 01:58:27,916 --> 01:58:32,750 به خودم گفتم با نیت خالص شروع شد. 2181 01:58:34,125 --> 01:58:35,541 اما حقیقت این است که 2182 01:58:36,375 --> 01:58:39,458 با یک دروغ شروع شد. 2183 01:58:40,416 --> 01:58:41,476 پرنتیس 2184 01:58:41,500 --> 01:58:42,934 [نواختن موسیقی زهی جذاب] 2185 01:58:42,958 --> 01:58:43,958 [مارتا] پرنتیس. 2186 01:58:45,625 --> 01:58:48,625 من او را دیدم که آخرین مراسم عشای ربانی‌اش را برگزار کرد. 2187 01:58:52,500 --> 01:58:54,625 این سیبِ ایو است، مارتا. 2188 01:58:55,208 --> 01:58:57,416 تمام ثروت نفرین شده من. 2189 01:58:57,916 --> 01:59:00,309 تمام گناهان دنیا. 2190 01:59:00,333 --> 01:59:02,333 تمام چیزی که حوا تشنه‌ی آن است. 2191 01:59:03,000 --> 01:59:04,625 من آن را به دام انداخته‌ام. 2192 01:59:05,208 --> 01:59:08,625 دیگر هرگز دست‌های پلید آن را نخواهند چید. 2193 01:59:09,416 --> 01:59:11,333 بدن مسیح. 2194 01:59:12,708 --> 01:59:14,101 [موسیقی شوم می‌شود] 2195 01:59:14,125 --> 01:59:15,250 [ناله کردن] 2196 01:59:16,375 --> 01:59:17,833 [پرنتیس آب دهانش را قورت می‌دهد، ناله می‌کند] 2197 01:59:19,916 --> 01:59:21,458 [نفسش را بیرون می‌دهد] 2198 01:59:24,458 --> 01:59:27,851 [مارتا] او جواهر را به گورش برد. 2199 01:59:27,875 --> 01:59:29,958 [موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود] 2200 01:59:30,625 --> 01:59:35,291 قسم خوردم که از این راز بزرگ محافظت کنم. 2201 01:59:36,708 --> 01:59:40,601 اما گریس، او کشف کرد که او الماس را خریده است. 2202 01:59:40,625 --> 01:59:41,976 نمی‌دانم چطور. 2203 01:59:42,000 --> 01:59:43,916 او برندهای لوکسش را می‌شناخت. 2204 01:59:45,166 --> 01:59:48,476 چه چیزهایی در یک جعبه‌ی فابرژه‌ی سفارشی قرار می‌گیرد، 2205 01:59:48,500 --> 01:59:50,726 خودش شاید 20،000 دلار ارزش داشته باشد؟ 2206 01:59:50,750 --> 01:59:54,892 نه یک زیورآلات تزئینی یا یک عیسی پلاستیکی، نه. 2207 01:59:54,916 --> 01:59:57,166 چیزی تراش‌خورده، با ارزش ثروت. 2208 01:59:58,250 --> 01:59:59,309 یک جواهر. 2209 01:59:59,333 --> 02:00:02,101 اما او نمی‌دانست که او آن را کجا پنهان کرده است. 2210 02:00:02,125 --> 02:00:03,708 پس آن شب... 2211 02:00:06,166 --> 02:00:08,291 او از روی خشم به کلیسا بی‌حرمتی نکرد. 2212 02:00:08,875 --> 02:00:11,892 [بنوا] نه، او دنبال جواهر پنهان می‌گشت. 2213 02:00:11,916 --> 02:00:15,500 - [گریس در حال هق هق] - [بنوا] زندگی تاریک و پر از ناامیدی. 2214 02:00:16,041 --> 02:00:19,125 زندانیِ شرم و قضاوت. 2215 02:00:19,625 --> 02:00:21,625 این تنها راه فرار او بود. 2216 02:00:22,625 --> 02:00:24,041 اون دختر بیچاره. 2217 02:00:25,583 --> 02:00:27,416 مارتا، بهش چی گفتی؟ 2218 02:00:29,541 --> 02:00:31,351 من می‌دانم کجا آن را پنهان کرده است. 2219 02:00:31,375 --> 02:00:33,476 و تو هرگز آن را نخواهی یافت. 2220 02:00:33,500 --> 02:00:35,000 ای فاحشه ی هرزه. 2221 02:00:40,208 --> 02:00:42,101 - [فریاد می‌زند] کجاست؟ - [جیغ می‌زند] 2222 02:00:42,125 --> 02:00:44,726 - [فریاد] - [خنده ریز] 2223 02:00:44,750 --> 02:00:47,208 کجاست، آشغال کوچولو؟ 2224 02:00:48,208 --> 02:00:51,267 من راز سیب حوا را نگه داشتم 2225 02:00:51,291 --> 02:00:55,958 شصت سال در قلبم حبس شده بود. 2226 02:00:57,125 --> 02:00:59,750 بار سنگین من. 2227 02:01:00,958 --> 02:01:03,142 تا اینکه... 2228 02:01:03,166 --> 02:01:05,059 [موسیقی غمگین پخش می‌شود] 2229 02:01:05,083 --> 02:01:07,226 من تو را به چالش کشیدم تا به آن اعتراف کنی. 2230 02:01:07,250 --> 02:01:10,708 - [نامحسوس] - [مارتا] با غروری جسورانه، 2231 02:01:11,750 --> 02:01:13,166 من اعتراف کردم. 2232 02:01:14,000 --> 02:01:16,166 [نفس نفس زدن] 2233 02:01:16,750 --> 02:01:18,375 به کشیش اشتباهی. 2234 02:01:19,916 --> 02:01:21,250 [نفسش میلرزد] 2235 02:01:22,583 --> 02:01:24,601 الان زمان خیلی مهمه. 2236 02:01:24,625 --> 02:01:26,684 یکشنبه گذشته، در کلیسای کاتولیک، 2237 02:01:26,708 --> 02:01:29,934 ورا با ویکس روبرو شد و تو از ماجرای سای باخبر شدی. 2238 02:01:29,958 --> 02:01:32,976 می‌توانستم بپذیرم که او منحرف شده است. 2239 02:01:33,000 --> 02:01:36,791 - [نامحسوس] - اما همینطور که صحبت می‌کرد، چیزی روشن شد. 2240 02:01:37,708 --> 02:01:39,916 این چیزی خیلی بزرگتر بود. 2241 02:01:40,416 --> 02:01:44,833 او آن پسر وحشتناک را در آغوش گرفته بود. 2242 02:01:46,541 --> 02:01:48,642 اون موقع بود که شک کردم. 2243 02:01:48,666 --> 02:01:51,101 بنابراین با شرکت ساختمانی تماس می‌گیرید. 2244 02:01:51,125 --> 02:01:52,625 متشکرم، جیمز. 2245 02:01:54,875 --> 02:01:56,083 {\an8}[مارتا] و من مطمئن بودم. 2246 02:01:57,000 --> 02:02:00,392 او به تجهیزات دستور داده بود تا سردابه را باز کنند 2247 02:02:00,416 --> 02:02:06,309 تا الماس را به خاطر طمع و شهوت قدرت خود بدزدد. 2248 02:02:06,333 --> 02:02:10,875 گناه فاسد سیب حوا آشکار می‌شد 2249 02:02:11,541 --> 02:02:13,934 و این کلیسا فرو خواهد ریخت 2250 02:02:13,958 --> 02:02:18,642 به خاطر تمام چیزهایی که پرنتیس در موردشان به من هشدار داده بود. 2251 02:02:18,666 --> 02:02:20,166 من او را ناامید کرده بودم. 2252 02:02:22,750 --> 02:02:23,958 تمام عمرم، 2253 02:02:24,583 --> 02:02:27,916 من آدم بد نبودم. من آدم خوب بودم. 2254 02:02:28,500 --> 02:02:30,059 آن مؤمن. 2255 02:02:30,083 --> 02:02:32,791 خدمت و محافظت از کلیسا. 2256 02:02:33,416 --> 02:02:36,476 اگر در آن شکست بخورم، زندگی من چه ارزشی دارد؟ 2257 02:02:36,500 --> 02:02:37,642 من می‌فهمم. 2258 02:02:37,666 --> 02:02:40,351 تنها هدف من 2259 02:02:40,375 --> 02:02:41,875 و من شکست خوردم. 2260 02:02:42,958 --> 02:02:44,166 مگر اینکه... 2261 02:02:45,375 --> 02:02:46,750 [نفسش میلرزد] 2262 02:02:48,166 --> 02:02:49,166 مگر اینکه... 2263 02:02:51,833 --> 02:02:55,559 مگر اینکه بتوانم... می‌توانم اول جواهر را بدزدم. 2264 02:02:55,583 --> 02:02:57,416 و برای همیشه از شرش خلاص شوید. 2265 02:02:58,416 --> 02:02:59,809 و با همان ضربه، 2266 02:02:59,833 --> 02:03:04,142 ویکس را به عنوان یک قدیسِ معجزه‌آسا که از مرگ برخاسته، برخیزانید. 2267 02:03:04,166 --> 02:03:07,666 نه یک انسان جایزالخطا ، بلکه یک نماد 2268 02:03:08,500 --> 02:03:10,500 این کلیسای مرا نجات خواهد داد. 2269 02:03:11,666 --> 02:03:14,208 فقط یک معجزه لازم است. 2270 02:03:15,583 --> 02:03:17,416 بنابراین نقشه‌ام را شکل دادم. 2271 02:03:18,416 --> 02:03:22,500 مرگ ویکس باید یه راز مقدس باشه. 2272 02:03:23,291 --> 02:03:26,375 حل نشدنی و الهی. 2273 02:03:27,375 --> 02:03:29,125 اما تو به تنهایی نمی‌توانستی این کار را انجام دهی. 2274 02:03:29,833 --> 02:03:30,916 خیر. 2275 02:03:32,458 --> 02:03:34,083 با خودم فکر کردم، یک مرد ضعیف. 2276 02:03:34,666 --> 02:03:35,851 ناامید. 2277 02:03:35,875 --> 02:03:38,684 کسی که حاضر باشد برای نجات کلیسا تلاش کند 2278 02:03:38,708 --> 02:03:41,375 و در صف بماند تا شرمساری‌اش را بپوشاند. 2279 02:03:41,958 --> 02:03:45,892 و چه کسی به آرامبخش‌های پزشکی دسترسی داشت؟ 2280 02:03:45,916 --> 02:03:48,041 بله. و آن. 2281 02:03:51,458 --> 02:03:54,416 همه چیز طبق برنامه پیش رفت. 2282 02:03:56,000 --> 02:03:58,059 ای خدا. [به سختی نفس می‌کشد] 2283 02:03:58,083 --> 02:03:59,226 غرور من. 2284 02:03:59,250 --> 02:04:00,750 خیلی شرور. 2285 02:04:01,291 --> 02:04:02,416 [یهودا] مارتا. 2286 02:04:03,041 --> 02:04:05,500 می‌فهمم، قول می‌دهم، درک می‌کنم. 2287 02:04:06,083 --> 02:04:07,892 ادامه بده. من اینجام. 2288 02:04:07,916 --> 02:04:10,375 [مارتا] من هزینه را حساب نکرده بودم. 2289 02:04:11,458 --> 02:04:13,291 منو ببخش، سامسون. 2290 02:04:13,833 --> 02:04:16,226 سامسون قوی، سامسون وفادار. 2291 02:04:16,250 --> 02:04:18,875 سامسون. چه کسی تابوت‌ها را ساخت؟ 2292 02:04:21,541 --> 02:04:23,833 [غرغر] لعنت. 2293 02:04:24,625 --> 02:04:26,041 [مارتا] تو دوباره زنده خواهی شد. 2294 02:04:27,000 --> 02:04:28,809 اشکالی نخواهد داشت. 2295 02:04:28,833 --> 02:04:30,541 دوباره طلوع خواهی کرد. 2296 02:04:31,125 --> 02:04:33,351 درست میشه. [نفس عمیق] 2297 02:04:33,375 --> 02:04:35,309 [موسیقی غمگین پخش می‌شود] 2298 02:04:35,333 --> 02:04:36,625 قول می‌دهم. 2299 02:04:37,333 --> 02:04:40,517 او نمی‌فهمید که چرا ما این کار را می‌کنیم. 2300 02:04:40,541 --> 02:04:43,458 هرچی که هست برای توئه، فرشته من. 2301 02:04:44,208 --> 02:04:45,375 [مارتا] اما او به من اعتماد داشت. 2302 02:04:45,875 --> 02:04:47,708 چون او مرا دوست داشت. 2303 02:04:48,375 --> 02:04:50,500 ای خدا. [گریه] 2304 02:04:55,250 --> 02:04:57,083 چطور اینقدر اشتباه پیش رفت؟ 2305 02:04:57,666 --> 02:04:59,642 [صدای رعد و برق] 2306 02:04:59,666 --> 02:05:01,726 [مارتا] قرار بود خیلی ساده باشه. 2307 02:05:01,750 --> 02:05:03,767 دکتر علامت می‌دهد. 2308 02:05:03,791 --> 02:05:05,000 [صدای زنگ موبایل] 2309 02:05:16,208 --> 02:05:18,625 [مارتا] سامسون جواهر را پس می‌گیرد. 2310 02:05:19,875 --> 02:05:22,708 درب لازاروس هدف خود را برآورده می‌کند. 2311 02:05:25,541 --> 02:05:26,767 [بوق] 2312 02:05:26,791 --> 02:05:30,166 همه چیز طبق نقشه ما جلوی دوربین ثبت شد. 2313 02:05:30,791 --> 02:05:33,583 دکتر نات با جسد ویکس در کامیونش فرار می‌کرد. 2314 02:05:34,500 --> 02:05:37,809 و آن را در آن کیسه کثیف توی زیرزمینش بیندازد. 2315 02:05:37,833 --> 02:05:41,976 و روز بعد، سامسون داستان قدیسِ برخاسته را تعریف می‌کرد 2316 02:05:42,000 --> 02:05:46,059 و کلام برکت او برای باغبان وفادارش 2317 02:05:46,083 --> 02:05:49,000 قبل از اینکه دوباره به آسمان صعود کند. 2318 02:05:49,666 --> 02:05:51,083 یک معجزه. 2319 02:05:51,666 --> 02:05:53,500 عالی می‌شد. 2320 02:05:55,416 --> 02:05:57,517 قرار نبود من آنجا باشم. 2321 02:05:57,541 --> 02:05:59,666 شما قطعاً اینطور نبودید. 2322 02:06:00,458 --> 02:06:01,517 [بنوا] آیا می‌دانستید؟ 2323 02:06:01,541 --> 02:06:04,684 وقتی جسد سامسون را پیدا کردی چه اتفاقی افتاد؟ 2324 02:06:04,708 --> 02:06:06,476 من یه ایده داشتم. 2325 02:06:06,500 --> 02:06:08,583 [گریه] نه، نه! 2326 02:06:09,250 --> 02:06:11,083 اما باید مطمئن می‌شدم. 2327 02:06:14,541 --> 02:06:15,750 [نات] ستایش باد. 2328 02:06:16,250 --> 02:06:17,458 انجام شده است. 2329 02:06:35,958 --> 02:06:39,291 - [تق تق] - اوه. اوه. اوه. 2330 02:06:42,208 --> 02:06:44,184 [مارتا] بعد اون داستان پریان رو برام تعریف کرد 2331 02:06:44,208 --> 02:06:47,291 از اینکه چطور همه چیز طبق نقشه پیش رفته بود. 2332 02:06:48,750 --> 02:06:52,208 تازه آن موقع بود که به او گفتم به سردابه رفته‌ام. 2333 02:06:54,000 --> 02:06:56,666 و من می‌دانستم که او دروغ می‌گوید. - [آب دهانش را قورت داد] 2334 02:06:58,416 --> 02:07:00,541 [مارتا] و بعد حقیقت را به من گفت. 2335 02:07:01,500 --> 02:07:03,250 - [غرش رعد] - [زوزه، ناله] 2336 02:07:05,333 --> 02:07:07,750 لعنت. نمی‌تونیم بذاریم ما رو ببینه. 2337 02:07:08,791 --> 02:07:10,375 [جود نفس نفس می‌زند، ناله می‌کند] 2338 02:07:12,250 --> 02:07:13,458 [آرام نفس نفس می‌زند] 2339 02:07:16,333 --> 02:07:17,541 [نات] عیسی. 2340 02:07:20,541 --> 02:07:22,166 [مارتا] اشتباه دوم من. 2341 02:07:22,666 --> 02:07:27,291 دست کم گرفتن وسوسه سیب حوا. 2342 02:07:28,541 --> 02:07:32,976 ماموریت توافق شده ما این بود که آن را نابود کنیم یا به دریا بیندازیم. 2343 02:07:33,000 --> 02:07:37,500 اما تمام این قدرت را من به تو خواهم داد. 2344 02:07:38,416 --> 02:07:41,517 خود مسیح می‌توانست در برابر وسوسه مقاومت کند، 2345 02:07:41,541 --> 02:07:44,833 اما این مرد کوچک ناامید، 2346 02:07:45,333 --> 02:07:48,541 تنها چیزی که سر راهش بود من و سامسون بودیم. 2347 02:07:49,375 --> 02:07:51,375 حالا، این فرصت برای او پیش آمده بود. 2348 02:07:52,250 --> 02:07:55,476 تا موانعش را برطرف کند. 2349 02:07:55,500 --> 02:07:56,476 [صدای رعد و برق] 2350 02:07:56,500 --> 02:08:00,559 یک کشیش جوان با گذشته‌ای خشونت‌آمیز را به تصویر بکشید 2351 02:08:00,583 --> 02:08:02,500 و جواهر را نگه دارید. 2352 02:08:04,458 --> 02:08:05,267 او آن را گرفت. 2353 02:08:05,291 --> 02:08:06,708 [فریاد می‌زند] 2354 02:08:09,833 --> 02:08:13,767 سپس تنها چیزی که سر راهش باقی ماند، من بودم. 2355 02:08:13,791 --> 02:08:14,684 [نامحسوس] 2356 02:08:14,708 --> 02:08:19,291 او قهوه‌ام را با دوز کشنده‌ای از پنتوباربیتال مسموم کرده بود. 2357 02:08:20,208 --> 02:08:22,833 هیچ درمانی پس از مصرف وجود ندارد. 2358 02:08:23,583 --> 02:08:24,892 اممم، بدون درد. 2359 02:08:24,916 --> 02:08:27,833 کمی بی‌حسی در لب‌ها. 2360 02:08:28,500 --> 02:08:31,583 سپس ده دقیقه دیگر، وقت دعای پایانی شماست. 2361 02:08:32,416 --> 02:08:35,642 بعد التماس کرد که بفهمم چرا این کارها را می‌کند. 2362 02:08:35,666 --> 02:08:39,184 که پول، همسر هارپی‌اش را به سوی خود جلب کند، 2363 02:08:39,208 --> 02:08:41,125 بله، بله، بله. (blah, blah, blah) 2364 02:08:41,833 --> 02:08:44,083 بهش گفتم که می‌فهمم. 2365 02:08:45,416 --> 02:08:47,416 فهمیدم چرا این کار را کرد. 2366 02:08:48,708 --> 02:08:49,791 - [تق تق] - اوه. 2367 02:08:51,875 --> 02:08:54,500 [مارتا] من همه چیز را فهمیده بودم. 2368 02:09:14,708 --> 02:09:16,708 [مارتا] این کارهایی که من با آنها انجام دادم 2369 02:09:17,458 --> 02:09:20,083 نفرت در قلبم. 2370 02:09:25,166 --> 02:09:27,583 [مارتا] خداوند فرمود: انتقام از آن من است. 2371 02:09:33,125 --> 02:09:36,625 و این داستانی است که صحنه جرم برای جهان تعریف خواهد کرد، اما... 2372 02:09:37,208 --> 02:09:39,476 - [جیرجیر] - [تلاطم مایعات] 2373 02:09:39,500 --> 02:09:41,416 [مارتا] ...درون قلبم، 2374 02:09:42,166 --> 02:09:43,375 من می‌دانم. 2375 02:09:44,375 --> 02:09:45,375 [کلیک‌های سوئیچ] 2376 02:09:47,458 --> 02:09:49,083 انتقام از آن من است. 2377 02:09:52,916 --> 02:09:56,476 این گناهان را به تو اعتراف می‌کنم، پدر. 2378 02:09:56,500 --> 02:09:59,791 [به سختی نفس می‌کشد] دروغ گفته‌ام، آدم کشته‌ام، 2379 02:10:00,500 --> 02:10:01,708 و حالا 2380 02:10:02,708 --> 02:10:05,309 من همه چیز را با یک چرت و پرت واقعی تمام کردم. 2381 02:10:05,333 --> 02:10:07,541 [به سختی نفس می‌کشد] 2382 02:10:09,958 --> 02:10:11,208 [نفس نفس می‌زند] 2383 02:10:13,000 --> 02:10:14,601 پدر. زود باش، زود باش. 2384 02:10:14,625 --> 02:10:15,976 [مکث] چی شده؟ 2385 02:10:16,000 --> 02:10:18,125 وقتی لباشو دیدم فهمیدم... 2386 02:10:20,166 --> 02:10:21,851 دیگر خیلی دیر شده بود. 2387 02:10:21,875 --> 02:10:22,875 [آه می‌کشد] 2388 02:10:23,708 --> 02:10:25,684 اون پنتوباربیتال مصرف کرده. 2389 02:10:25,708 --> 02:10:28,684 - اوه. اوه، تو رو خدا. همین الان به آمبولانس زنگ بزن! - بفرمایید! 2390 02:10:28,708 --> 02:10:31,208 ممکنه یه کیت سم تو اون پرسه زن باشه! 2391 02:10:38,750 --> 02:10:40,916 [تنفس دشوار] 2392 02:10:42,708 --> 02:10:44,333 مرا ببخش، پدر، 2393 02:10:45,541 --> 02:10:46,958 برای تمام چیزهایی که تحمل کردی. 2394 02:10:48,625 --> 02:10:53,458 خدایا، منو ببخش به خاطر... به خاطر ویکس و نات و... 2395 02:10:55,666 --> 02:10:56,875 سامسون 2396 02:10:57,500 --> 02:10:59,125 [هق هق] سامسون عزیزم. 2397 02:11:00,208 --> 02:11:01,416 و گریس. 2398 02:11:06,000 --> 02:11:08,083 - [خنده] - [جاد] مارتا. 2399 02:11:08,833 --> 02:11:10,041 گریس. 2400 02:11:12,625 --> 02:11:13,833 حالا در امانی. 2401 02:11:16,666 --> 02:11:17,875 ولش کن. 2402 02:11:19,458 --> 02:11:21,083 بگذار نفرت از بین برود. 2403 02:11:26,458 --> 02:11:27,541 گریس. 2404 02:11:31,208 --> 02:11:32,333 بله. 2405 02:11:33,208 --> 02:11:34,625 الان دارم می‌بینمش. 2406 02:11:36,541 --> 02:11:38,166 اون دختر بیچاره. 2407 02:11:41,333 --> 02:11:43,166 منو ببخش، گریس. 2408 02:11:47,375 --> 02:11:48,583 پدر... 2409 02:11:51,583 --> 02:11:53,184 تو واقعاً تو این کار خوبی. 2410 02:11:53,208 --> 02:11:54,291 [می‌خندد] 2411 02:11:58,708 --> 02:12:00,875 خدا، پدر رحمت‌ها، 2412 02:12:01,625 --> 02:12:04,101 از طریق مرگ و رستاخیز پسرش 2413 02:12:04,125 --> 02:12:06,833 جهان را با خود آشتی داده است 2414 02:12:07,583 --> 02:12:11,750 و روح القدس را برای آمرزش گناهان ریخت، 2415 02:12:12,583 --> 02:12:14,476 و از طریق خدمت کلیسا، 2416 02:12:14,500 --> 02:12:17,000 خداوند به شما عفو و آرامش عطا فرماید، 2417 02:12:18,000 --> 02:12:20,208 و من تو را از گناهانت مبرا می‌سازم. 2418 02:12:28,000 --> 02:12:31,208 به نام پدر و پسر 2419 02:12:32,291 --> 02:12:33,708 و روح القدس. 2420 02:12:46,166 --> 02:12:47,666 [صدای جرنگ جرنگ] 2421 02:12:49,416 --> 02:12:50,500 لعنت. 2422 02:13:11,333 --> 02:13:13,125 [جود به سختی نفس می‌کشد] 2423 02:13:15,875 --> 02:13:17,875 [موسیقی ملایم ویولنسل پخش می‌شود] 2424 02:13:20,041 --> 02:13:21,875 [جاد] جواهر هرگز پیدا نشد. 2425 02:13:26,125 --> 02:13:27,625 کلیسا برای مدتی بسته شد . 2426 02:13:28,541 --> 02:13:31,708 گله ، آنچه از آنها باقی مانده بود، پراکنده شد. 2427 02:13:32,291 --> 02:13:37,833 بعضی‌ها به هر چه می‌خواستند رسیدند ، فقط کشف یک چیز که هر مرد مقدسی می‌داند... 2428 02:13:42,208 --> 02:13:43,833 {\an8} خدا حس شوخ طبعی دارد. 2429 02:13:49,375 --> 02:13:51,791 و بعضی‌ها شروع تازه‌ای داشتند. 2430 02:13:52,458 --> 02:13:55,291 شاید برای اینکه مسیری را پیدا کنند که مال خودشان باشد، امیدوارم که اینطور باشد. 2431 02:13:59,041 --> 02:14:00,666 و برخی معجزه خود را دریافت کردند. 2432 02:14:01,958 --> 02:14:04,375 درمان نشده یا ثابت نشده است، 2433 02:14:05,041 --> 02:14:08,101 بلکه یافتن نیروی پایدار برای بیدار شدن هر روز است 2434 02:14:08,125 --> 02:14:10,333 و کاری را که برای انجامش اینجا هستیم انجام دهیم 2435 02:14:11,208 --> 02:14:12,833 علیرغم درد. 2436 02:14:14,000 --> 02:14:15,208 نان روزانه. 2437 02:14:18,250 --> 02:14:19,291 [موسیقی تمام می‌شود] 2438 02:14:20,458 --> 02:14:21,875 [نفسش را آرام بیرون می‌دهد] 2439 02:14:22,541 --> 02:14:24,541 و این چیزی است که من با شما برای آن دعا می‌کنم. 2440 02:14:25,416 --> 02:14:27,392 که چیزی که دنبالش هستی رو پیدا کنی. 2441 02:14:27,416 --> 02:14:29,291 [تیک تاک ساعت] 2442 02:14:30,708 --> 02:14:33,309 - کجاست؟ خودت که می‌دانی. - نه! سای، سای! 2443 02:14:33,333 --> 02:14:35,142 لعنت بهش، می‌دونم که هر دوتون می‌دونین. 2444 02:14:35,166 --> 02:14:37,642 این آخرین فرصتته وگرنه کارمون به دادگاه می‌کشه. 2445 02:14:37,666 --> 02:14:39,476 [لنگستروم] آقای ویکس، خودت رو کنترل کن. 2446 02:14:39,500 --> 02:14:42,184 ما امیدوار بودیم که این میانجیگری این موضوع را حل کند. 2447 02:14:42,208 --> 02:14:44,267 اون بهشون داده و اونا دارن قایمش می‌کنن. می‌دونم. 2448 02:14:44,291 --> 02:14:47,517 ما به نمایندگان شما اجازه داده‌ایم که کلیسا و خانه کشیش را کاملاً جستجو کنند. 2449 02:14:47,541 --> 02:14:49,226 - آنها چیزی پیدا نکردند. - [سای آه می‌کشد] 2450 02:14:49,250 --> 02:14:51,726 همچنین، آقای بلانک هنگام فوت مارتا آنجا بود 2451 02:14:51,750 --> 02:14:53,833 و هر چیز ناپسندی را انکار می‌کند. 2452 02:14:55,416 --> 02:14:58,250 - [صدای ناقوس کلیسا] - [سای] هی. 2453 02:14:58,750 --> 02:14:59,833 سلام! 2454 02:15:00,416 --> 02:15:03,267 هر نشونه‌ای که فروختیش، هر کمک خیریه بزرگی، سقف رو تعمیر می‌کنی، 2455 02:15:03,291 --> 02:15:06,351 تو شراب عشای ربانی مزخرفت رو ارتقا میدی، من تماشات میکنم، 2456 02:15:06,375 --> 02:15:08,708 من حسابرسی خواهم کرد، متوجه خواهم شد. 2457 02:15:09,541 --> 02:15:11,958 امیدوارم یه روزی دوباره به کلیسا برگردی، سای. 2458 02:15:12,500 --> 02:15:14,625 میراث واقعی شما در مسیح است. 2459 02:15:15,125 --> 02:15:16,166 [به آرامی پوزخند می‌زند] 2460 02:15:24,458 --> 02:15:25,476 [درهای ماشین بسته می‌شوند] 2461 02:15:25,500 --> 02:15:28,208 - [موتور روشن می‌شود] - هرزه کوچولوی بی‌غیرت. 2462 02:15:29,458 --> 02:15:30,666 [صدای جیغ لاستیک‌ها] 2463 02:15:32,375 --> 02:15:34,476 ویدیوی او با شما هنوز هم پرطرفدار است. 2464 02:15:34,500 --> 02:15:35,642 بله. 2465 02:15:35,666 --> 02:15:37,934 «بنوا بلان 'پنهان' شد.» 2466 02:15:37,958 --> 02:15:40,875 با حرف «پ» مشخص شده. هر معنی که داشته باشد. 2467 02:15:41,500 --> 02:15:43,392 ما مدام حقایق را مطرح می‌کنیم. 2468 02:15:43,416 --> 02:15:46,875 مارتا، واقعاً چه اتفاقی افتاده. اما انگار مهم نیست. 2469 02:15:47,458 --> 02:15:51,291 طرفداران ویکس مدام فیسبوک ما را پر می‌کنند. این یک آتش‌سوزی بیرونی است. 2470 02:15:52,625 --> 02:15:54,458 چه وقت زنده بودن. 2471 02:15:55,416 --> 02:15:58,041 به محض اینکه باز بشی خیلی محبوب میشی. 2472 02:15:58,750 --> 02:16:00,309 شاید نه به معنای خوبش. 2473 02:16:00,333 --> 02:16:01,916 آیا آماده‌ای که این مسئولیت را به عهده بگیری؟ 2474 02:16:03,708 --> 02:16:04,791 بگذار بیایند. 2475 02:16:07,375 --> 02:16:08,458 موفق باشی بچه. 2476 02:16:11,791 --> 02:16:13,958 [بنوا] گوش کن، اه... امم... 2477 02:16:14,458 --> 02:16:16,833 [زبانش را تکان می‌دهد] من... من... من می‌روم. 2478 02:16:22,250 --> 02:16:23,875 - [آه می‌کشد] هوم. - [جاد می‌خندد] 2479 02:16:26,750 --> 02:16:30,976 اه، اولین مراسم عشای ربانی من نزدیکه اگه... اگه بخوای اینجا بمونی. 2480 02:16:31,000 --> 02:16:32,976 امم... این خیلی لطف داری. 2481 02:16:33,000 --> 02:16:37,226 هیچ کاری نیست که ترجیح بدهم انجام ندهم. 2482 02:16:37,250 --> 02:16:38,541 تودل-او. 2483 02:16:39,416 --> 02:16:42,726 [آهنگ «بیا بریم خونه» از تام ویتس در حال پخش] 2484 02:16:42,750 --> 02:16:44,083 [کلیک‌های سبک‌تر، تکان‌های ناگهانی] 2485 02:16:49,458 --> 02:16:54,208 ♪ خب، ماه شکسته و آسمان ترک خورده ♪ 2486 02:16:55,583 --> 02:16:58,958 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2487 02:17:00,041 --> 02:17:04,916 ♪ تنها چیزهایی که می‌تونی ببینی، تمام چیزیه که نداری ♪ 2488 02:17:05,500 --> 02:17:06,684 خوش آمدید! 2489 02:17:06,708 --> 02:17:09,750 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2490 02:17:11,500 --> 02:17:16,041 ♪ تمام گریه‌هات هیچ فایده‌ای نداره ♪ 2491 02:17:17,041 --> 02:17:20,375 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2492 02:17:21,458 --> 02:17:26,851 ♪ از صلیب بیا پایین، می‌تونیم از چوب استفاده کنیم ♪ 2493 02:17:26,875 --> 02:17:30,958 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2494 02:17:33,000 --> 02:17:36,625 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2495 02:17:38,250 --> 02:17:41,625 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2496 02:17:42,500 --> 02:17:47,809 ♪ دنیا خانه‌ی من نیست، من فقط دارم ازش عبور می‌کنم ♪ 2497 02:17:47,833 --> 02:17:52,958 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2498 02:17:58,750 --> 02:18:04,416 ♪ هیچ نوری در تونل نیست، هیچ آهنی در آتش نیست ♪ 2499 02:18:05,125 --> 02:18:08,875 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2500 02:18:09,541 --> 02:18:14,809 ♪ و تو داری خواننده‌ی سوپرانو توی گروه کر یه مسافرکش میخونی ♪ 2501 02:18:14,833 --> 02:18:19,583 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2502 02:18:20,500 --> 02:18:25,625 ♪ آیا زندگی به نظرت زشت، وحشیانه و کوتاه می‌آید؟ ♪ 2503 02:18:26,416 --> 02:18:30,125 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2504 02:18:30,791 --> 02:18:35,809 ♪ دریاها طوفانی هستند و هیچ بندری پیدا نمی‌کنی ♪ 2505 02:18:35,833 --> 02:18:41,351 ♪ باید بیام بالا خونه، آره ♪ 2506 02:18:41,375 --> 02:18:45,833 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2507 02:18:47,708 --> 02:18:51,250 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2508 02:18:52,166 --> 02:18:57,309 {\an8} ♪ دنیا خونه‌ی من نیست، من فقط یه رهگذرم ♪ 2509 02:18:57,333 --> 02:19:02,500 {\an8} ♪ باید بیای بالا، به سمت خونه، آره ♪ 2510 02:19:24,416 --> 02:19:28,833 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2511 02:19:30,750 --> 02:19:34,125 ♪ بیا بالا خونه ♪ 2512 02:19:35,125 --> 02:19:40,309 ♪ دنیا خانه‌ی من نیست، من فقط دارم ازش عبور می‌کنم ♪ 2513 02:19:40,333 --> 02:19:44,750 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2514 02:19:46,000 --> 02:19:50,892 ♪ هیچ کاری تو دنیا نیست که تو بتونی انجام بدی ♪ 2515 02:19:50,916 --> 02:19:55,333 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2516 02:19:56,375 --> 02:20:01,851 ♪ و تو توسط نیروهایی که درونت هستن شلاق خوردی ♪ 2517 02:20:01,875 --> 02:20:06,125 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2518 02:20:07,208 --> 02:20:12,476 ♪ خب، تو بالای کوه غم و اندوهت هستی ♪ 2519 02:20:12,500 --> 02:20:16,666 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2520 02:20:17,666 --> 02:20:23,017 ♪ خب، میدونی که باید تسلیم بشی اما نمیتونی ولش کنی ♪ 2521 02:20:23,041 --> 02:20:27,875 ♪ باید بیای بالا، به سمت خونه، آره ♪ 2522 02:20:28,583 --> 02:20:32,791 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2523 02:20:33,875 --> 02:20:38,208 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2524 02:20:38,958 --> 02:20:44,309 ♪ دنیا خانه‌ی من نیست، من فقط دارم ازش عبور می‌کنم ♪ 2525 02:20:44,333 --> 02:20:49,000 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2526 02:20:50,000 --> 02:20:54,500 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2527 02:20:55,083 --> 02:21:01,708 ♪ باید بیای بالا خونه ♪ 2528 02:21:02,333 --> 02:21:08,750 ♪ اوه، آره ♪ 2529 02:21:14,041 --> 02:21:17,041 [موسیقی زهی پخش می‌شود]