1 00:00:00,031 --> 00:00:05,836 این زیرنویس شامل 6 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد ‫بامابین تقدیم می‌کند ‫.:: Bamabin.com ::. 2 00:00:05,961 --> 00:00:09,625 ..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::.. .:: Telegram: @Bamabin_com ::. .:: Instagram: @Bamabin_Com ::. 3 00:03:57,529 --> 00:03:59,156 ‫نبرد.. 4 00:04:00,628 --> 00:04:01,754 ‫پیروز شدیم. 5 00:04:25,265 --> 00:04:26,516 ‫من... 6 00:04:53,376 --> 00:04:54,669 ‫چه‌کار کردی؟ 7 00:04:59,966 --> 00:05:01,176 ‫جیس. 8 00:05:09,935 --> 00:05:11,061 ‫جیس. 9 00:05:13,563 --> 00:05:14,898 ‫چه‌کار کردی؟ 10 00:05:41,091 --> 00:05:42,425 ‫چطور تونستی؟ 11 00:05:48,557 --> 00:05:51,685 ‫چطوری تونستی این کار رو بکنی؟ چطور؟ 12 00:05:54,580 --> 00:05:57,250 ‫چطور تونستی این کار رو با من بکنی؟ 13 00:05:58,400 --> 00:05:59,734 ‫جواب بده! 14 00:06:05,378 --> 00:06:07,297 ‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟ 15 00:06:08,675 --> 00:06:12,512 ‫جوابم رو بده! خواهش می‌کنم! 16 00:06:14,022 --> 00:06:16,523 ‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟ 17 00:06:16,548 --> 00:06:19,133 ‫علیاحضرت، ولش کنین. 18 00:06:19,251 --> 00:06:21,086 ‫باید رهاش کنین، علیاحضرت. 19 00:06:22,424 --> 00:06:25,175 ‫چطور جرئت می‌کنی به من دست بزنی! 20 00:06:25,200 --> 00:06:26,702 ‫چطور جرئت می‌کنی! 21 00:06:46,865 --> 00:06:48,033 ‫ملکه‌ من... 22 00:06:50,785 --> 00:06:52,120 ‫من در حق شما کوتاهی کردم. 23 00:06:59,711 --> 00:07:01,254 ‫باید جونم رو فدا کنم. 24 00:07:03,646 --> 00:07:05,592 ‫خب، این چه فایده‌ای داره؟ 25 00:07:07,332 --> 00:07:09,084 ‫پسرم رو زنده می‌کنه؟ 26 00:07:10,931 --> 00:07:15,352 ‫حقیقت حماقت اون ‫و تو رو عوض می‌کنه؟ 27 00:07:18,229 --> 00:07:19,230 ‫و حماقت شماها! 28 00:07:20,057 --> 00:07:23,769 ‫همه‌ شماهایی که می‌دونستین جسریس ‫چه‌کار کرده و کاری نکردین. 29 00:07:24,861 --> 00:07:26,320 ‫زندگی شما نباید فدا شه؟ 30 00:07:26,321 --> 00:07:29,407 ‫شماها به ملکه‌تون خیانت نکردین؟ 31 00:08:18,164 --> 00:08:19,833 ‫لرد کورلیس! 32 00:08:35,724 --> 00:08:37,225 ‫لرد کورلیس! 33 00:08:43,523 --> 00:08:45,150 ‫لرد کورلیس! 34 00:08:55,618 --> 00:08:57,078 ‫هوی، آروم. 35 00:09:16,222 --> 00:09:17,223 ‫کمکم کنین. 36 00:09:18,216 --> 00:09:19,155 ‫بانوی من. 37 00:09:20,314 --> 00:09:22,567 ‫کار وحشتناکی کردم. 38 00:09:24,073 --> 00:09:25,825 ‫چرا اومدی اینجا؟ 39 00:09:27,650 --> 00:09:28,734 ‫جنگی درگرفته بود. 40 00:09:28,735 --> 00:09:30,820 ‫به نظر میاد شاهزاده جسریس مرده. 41 00:09:36,576 --> 00:09:39,745 ‫- باید همین الان بری. ‫- کشتی و دود زیادی بود. 42 00:09:39,746 --> 00:09:41,789 ‫من واقعاً فقط می‌خواستم کمک کنم. 43 00:09:41,790 --> 00:09:43,917 ‫- ولی شیپ‌استیلر ترسیده بود، برای همین... ‫- برام مهم نیست. 44 00:09:45,877 --> 00:09:47,753 ‫قرار بود با کشتی بری پنتوس. 45 00:09:47,754 --> 00:09:49,999 ‫خب، بانو، من پناه می‌خوام. 46 00:09:50,024 --> 00:09:53,026 ‫- جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتم. ‫- چطور جرئت می‌کنی؟ پناه؟ 47 00:09:53,093 --> 00:09:56,428 ‫از دستور من شونه خالی می‌کنی ‫و چنین بلایی به سر منزل من میاری. 48 00:09:56,453 --> 00:09:59,307 ‫- ملکه دنبالت می‌گرده. ‫- هیچ‌کس ندید که من بودم. 49 00:10:01,351 --> 00:10:03,060 ‫میخواستم بگم عقلت رو پاک از دست دادی، 50 00:10:03,061 --> 00:10:05,063 ‫ولی شک دارم ‫که اصلا عقلی داشته باشی. 51 00:10:07,854 --> 00:10:09,188 ‫دیگه اینجا برنگرد. 52 00:10:12,654 --> 00:10:14,197 ‫اژدها می‌خوای یا نه؟ 53 00:10:15,998 --> 00:10:19,067 ‫خودتون گفتید که در قرارهاتون ‫با ملکه فریب خوردید. 54 00:10:19,898 --> 00:10:21,274 ‫خرت کردن. 55 00:10:22,820 --> 00:10:25,281 ‫شما محافظت می‌خواستی. ‫منم دارم بهتون پیشنهادش می‌کنم. 56 00:10:32,204 --> 00:10:33,623 ‫وگار آزاده. 57 00:10:35,085 --> 00:10:37,586 ‫شیپ‌استیلر مدت‌هاست اینجا خونه کرده. 58 00:10:37,611 --> 00:10:39,113 ‫تنها چیزی که ازت می‌خوایم... 59 00:10:40,322 --> 00:10:41,615 ‫اینه که چشم‌هات رو ببندی. 60 00:10:49,440 --> 00:10:50,942 ‫ویل وسیعه. 61 00:10:52,500 --> 00:10:55,211 ‫یه اژدها هرجا بخواد میره ‫کاری از دست من ساخته نیست. 62 00:10:57,656 --> 00:11:00,325 ‫نمی‌خوام دیگه ببینمت. 63 00:11:06,541 --> 00:11:08,709 ‫داستان جنگی سهمگین رو براتون می‌گم 64 00:11:08,710 --> 00:11:10,169 ‫که حسابی شانس آوردیم 65 00:11:10,170 --> 00:11:12,462 ‫10 هزار نفر اومدن، ولی ما بیشتر بودیم 66 00:11:12,463 --> 00:11:14,339 ‫و اون‌ها رو به ساحل خونین کشوندیم 67 00:11:14,340 --> 00:11:16,175 ‫دیگه کف آب رو نمی‌تونیم ببینیم 68 00:11:16,176 --> 00:11:17,676 ‫هی، هی، هی! 69 00:11:17,677 --> 00:11:19,631 ‫چون دریاچه پر از استخوان‌های اون‌هاست 70 00:11:21,014 --> 00:11:24,558 ‫- خوراک ماهی‌ها! ‫- خوراک ماهی‌ها! 71 00:11:24,559 --> 00:11:26,310 ‫تارومار شدن! 72 00:11:26,311 --> 00:11:28,020 ‫خوراک ماهی‌ها! خوراک ماهی‌ها! 73 00:11:28,021 --> 00:11:29,813 ‫خوراک ماهی‌ها! 74 00:11:29,814 --> 00:11:31,607 ‫اون سبزهای کیری رو غرق کردیم. 75 00:11:31,608 --> 00:11:33,734 ‫داستان یه حقهٔ زیرکانه رو براتون تعریف می‌کنم 76 00:11:33,735 --> 00:11:35,194 ‫چطوری اتفاق افتاد؟ 77 00:11:35,195 --> 00:11:37,070 ‫گفتن، ایموند داره میاد، زود فرار کنین! 78 00:11:37,071 --> 00:11:39,156 ‫با اون یه چشم سالمش، ‫قیافه‌ش کیریه! 79 00:11:39,181 --> 00:11:41,808 ‫ما دیمون رو داریم، پس برو اون... 80 00:11:42,410 --> 00:11:44,954 ‫اژهات رو بکن تو کونت! 81 00:11:45,997 --> 00:11:47,998 ‫سر سایمون استرانگ، علیاحضرت. 82 00:11:48,023 --> 00:11:50,192 ‫به‌به، به‌به. 83 00:11:51,211 --> 00:11:52,921 ‫آدم یاد گذشته‌ها می‌کنه. 84 00:11:54,255 --> 00:11:55,714 ‫وقتی ریورلندز قدرت داشت، 85 00:11:55,739 --> 00:11:58,683 ‫موسیقی و گوشت و جوان‌های نیرومند. 86 00:11:59,682 --> 00:12:03,351 ‫و کدوم‌یکی از این لذت‌ها شما رو ‫از میان دشت و دره به سمت ما کشوند؟ 87 00:12:03,431 --> 00:12:08,645 ‫براتون هدیه آوردم، به پاس پیروزی‌هاتون ‫در رد فورک و کنار دریاچه. 88 00:12:09,729 --> 00:12:12,606 ‫بهترین شراب از سرداب‌های خاندان استرانگ. 89 00:12:12,607 --> 00:12:14,317 ‫وای! 90 00:12:15,276 --> 00:12:16,444 ‫شراب! 91 00:12:17,654 --> 00:12:19,239 ‫و یه پیام برای شما. 92 00:12:22,617 --> 00:12:23,743 ‫از طرف ملکه. 93 00:12:43,930 --> 00:12:45,014 ‫اعلی‌حضرت؟ 94 00:12:45,765 --> 00:12:47,141 ‫مشکلی پیش اومده؟ 95 00:12:51,812 --> 00:12:53,564 ‫ولیعهد مُرده. 96 00:12:56,512 --> 00:12:59,861 ‫الان به کینگز لندینگ فراخونده شدم ‫تا تخت آهنین رو برای ملکه‌مون بگیرم. 97 00:12:59,862 --> 00:13:02,572 ‫دستور می‌دم که به جنوب لشکرکشی کرده ‫و وعده ما اونجاست. 98 00:13:02,573 --> 00:13:05,367 ‫و افرادتون رو برای نگهبانی هرنهال بفرستین، ‫ولی با قدرت پیشروی کنین. 99 00:13:05,368 --> 00:13:07,703 ‫و وقتی رینیرا تخت آهنین رو تصاحب کرد، 100 00:13:07,704 --> 00:13:09,871 ‫ما اژدهاها رو می‌فرستیم ‫تا آسمان بالای سرتون رو پاک کنن. 101 00:13:09,872 --> 00:13:11,873 ‫زیرک باشین، استوار باشین. 102 00:13:11,874 --> 00:13:13,918 ‫هر کسی که موند تا مقاومت کنه رو از بین ببرین. 103 00:13:15,461 --> 00:13:17,170 ‫ما مشت ملکه خواهیم بود. 104 00:13:17,171 --> 00:13:19,215 ‫هیچ‌کس جلودار ما نیست. 105 00:13:27,598 --> 00:13:28,808 ‫به سوی کینگز لندینگ! 106 00:13:30,601 --> 00:13:33,604 ‫- و روزی که دوباره همدیگه رو ببینیم. ‫- کینگز لندینگ! 107 00:13:39,152 --> 00:13:42,363 ‫دیدم که اومدن تو ‫نشونه‌ای از پایان بوده. 108 00:13:42,882 --> 00:13:45,843 ‫- پایان چی؟ ‫- خیلی چیزها. 109 00:13:48,995 --> 00:13:50,579 ‫و شروع چیزهای دیگه. 110 00:13:50,580 --> 00:13:52,622 ‫می‌خواستم از کمکت تشکر کنم، ‫ولی هنوز مطمئن نیستم 111 00:13:52,623 --> 00:13:54,082 ‫که هدفت چی بوده. 112 00:13:54,083 --> 00:13:55,709 ‫من به ملکه خدمت کردم. 113 00:13:55,710 --> 00:13:58,379 ‫من 40 هزار نفر از مردان رودخانه رو ‫تحت فرمان اون قرار دادم. 114 00:13:59,714 --> 00:14:00,840 ‫بهش بگو... 115 00:14:01,858 --> 00:14:03,217 ‫من هرنهال رو می‌خوام. 116 00:14:05,720 --> 00:14:07,888 ‫من تمام عمر طولانیم رو اونجا زندگی کردم، 117 00:14:07,889 --> 00:14:10,474 ‫و دیدم که دست‌به‌دست شده. 118 00:14:10,475 --> 00:14:12,768 ‫هرچند هیچ‌کس انگار قدرش رو نمی‌دونه. 119 00:14:12,769 --> 00:14:15,063 ‫چرا نباید به من برسه؟ 120 00:14:16,290 --> 00:14:20,753 ‫تو نه اسم و رسمی داری، ‫نه شوهر اشرافی. 121 00:14:22,111 --> 00:14:26,157 ‫تاج و تخت عادت نداره ‫به ماماها قلعه بده. 122 00:14:27,556 --> 00:14:30,142 ‫و ماما تنها چیزیه ‫که فکر می‌کنی من هستم؟ 123 00:14:35,458 --> 00:14:37,502 ‫باهاش صحبت می‌کنم. شاید... 124 00:14:38,338 --> 00:14:40,797 ‫پاداش دیگه‌ای باشه که بتونه بهت بده. 125 00:14:41,506 --> 00:14:43,132 ‫پاداش دیگه؟ 126 00:14:45,051 --> 00:14:47,470 ‫من غذا می‌خوام ‫و تو بهم یاقوت پیشنهاد می‌کنی. 127 00:14:49,617 --> 00:14:51,077 ‫با تمام ارزششون... 128 00:14:52,767 --> 00:14:55,019 ‫اون‌ها هرگز گرسنگیم رو برطرف نمی‌کنن. 129 00:14:57,855 --> 00:14:59,148 ‫برو خونه، دیمون. 130 00:15:00,691 --> 00:15:02,567 ‫ولی دیگه اینجا برنگرد. 131 00:15:04,153 --> 00:15:05,696 ‫یادت باشه چی بهت گفتم. 132 00:15:51,009 --> 00:15:53,386 ‫در گذشته هم خیلی‌ها ‫پدربزرگم رو رها کردن تا بمیره، 133 00:15:53,411 --> 00:15:55,580 ‫و همه‌شون اشتباه می‌کردن. 134 00:15:56,323 --> 00:15:57,574 ‫پیداش می‌کنیم. 135 00:16:14,471 --> 00:16:15,681 ‫تو... 136 00:16:17,199 --> 00:16:18,853 ‫تو اون رو از بچگی می‌شناختی. 137 00:16:21,647 --> 00:16:23,900 ‫اون سخت‌گیر بود... 138 00:16:25,776 --> 00:16:26,903 ‫ولی مهربان. 139 00:16:28,205 --> 00:16:29,290 ‫حداقل به چشم من. 140 00:16:29,854 --> 00:16:31,573 ‫مادربزرگم رو دوست داشت 141 00:16:31,574 --> 00:16:34,451 ‫بیشتر از معدود مردانی ‫که دیدم همسرانشون رو دوست داشته باشن. 142 00:16:34,452 --> 00:16:36,204 ‫به خاطر مادربزرگ بود... 143 00:16:37,121 --> 00:16:41,209 ‫فکر می‌کنم که سعی کرد ‫تو رو فراموش کنه. 144 00:16:43,385 --> 00:16:44,615 ‫برادرت بهم گفت. 145 00:16:48,549 --> 00:16:51,427 ‫ما خاطره نبودیم که فراموش بشیم. 146 00:16:53,008 --> 00:16:54,013 ‫نه. 147 00:16:56,390 --> 00:16:58,141 ‫اون همچنین مغروره، 148 00:16:58,142 --> 00:16:59,685 ‫که به ضررش تموم میشه. 149 00:17:00,469 --> 00:17:01,512 ‫کله‌شق. 150 00:17:08,069 --> 00:17:11,155 ‫اون جنبه ازش رو می‌شناسم. 151 00:17:12,865 --> 00:17:13,783 ‫می‌شناختم. 152 00:17:15,159 --> 00:17:16,953 ‫هنوز این حرف رو نمی‌زنم. 153 00:17:24,252 --> 00:17:25,378 ‫و نامزدت؟ 154 00:17:26,546 --> 00:17:27,964 ‫ما با هم کودکی کردیم. 155 00:17:31,190 --> 00:17:33,859 ‫دیگه خسته شدم عزیزانم رو از دست دادم آلن. 156 00:17:42,144 --> 00:17:43,771 ‫اونم داره می‌گرده. 157 00:18:46,417 --> 00:18:49,045 ‫- به نظر میاد درد کمتری داری. ‫- نه، ندارم. 158 00:18:50,796 --> 00:18:52,130 ‫دیگه شیر خشخاش نمی‌خوای... 159 00:18:52,131 --> 00:18:53,923 ‫به خاطر اینه که دیگه باهات ‫صحبت نمی‌کنم کیری. 160 00:18:53,948 --> 00:18:55,033 ‫باشه. 161 00:18:55,325 --> 00:18:57,236 ‫هنوز از اینکه زندگیت رو نجات دادم ‫عصبانی هستی. 162 00:18:57,261 --> 00:18:58,970 ‫هویتم رو به اسیرکننده‌هامون لو دادی. 163 00:18:58,971 --> 00:19:01,133 ‫که شما بی‌مورد باهاشون درافتادی، ‫اعلی‌حضرت. 164 00:19:01,158 --> 00:19:02,868 ‫اون‌ها می‌خواستن شما رو بکشن. 165 00:19:03,893 --> 00:19:05,727 ‫حداقل الان 166 00:19:05,728 --> 00:19:07,687 ‫در جهت درست به سمت ساحل می‌رین. 167 00:19:07,688 --> 00:19:09,356 ‫آره، و وقتی رسیدیم اونجا چی میشه؟ 168 00:19:09,357 --> 00:19:10,815 ‫وقتی ما رو بندازن جلوی رنیرا... 169 00:19:10,816 --> 00:19:13,778 ‫و اون دربار جاکش‌های گوز گوز کننده‌ش؟ 170 00:19:16,014 --> 00:19:17,182 ‫چیه؟ 171 00:19:19,784 --> 00:19:20,785 ‫چیه؟ 172 00:19:21,661 --> 00:19:22,786 ‫من فقط جاده پشت سرمون رو می‌بینم، 173 00:19:22,811 --> 00:19:24,896 ‫ولی تعجبی نداره اگر... 174 00:19:27,046 --> 00:19:28,702 ‫اینجا چه خبره؟ 175 00:19:29,794 --> 00:19:31,545 ‫اشتباه کردم. متعجبم. 176 00:19:36,926 --> 00:19:38,593 ‫اون طاووس، تایلند لنیستر... 177 00:19:38,618 --> 00:19:42,220 ‫واقعاً تونسته «ترای‌آرکی» رو متقاعد کنه ‫تا علیه رینیرا وارد جنگ بشن. 178 00:19:43,307 --> 00:19:44,725 ‫با اینکه به نظر نمیاد ‫خیلی خوب پیش رفته باشه. 179 00:19:45,741 --> 00:19:46,993 ‫زندانی‌شون کن! 180 00:19:49,162 --> 00:19:51,941 ‫شنیدین چی گفت! برین داخل! 181 00:19:58,656 --> 00:20:01,367 ‫به نظر میاد سفرمون به دراگون‌استون ‫یه‌کم تأخیر خواهد داشت. 182 00:20:19,093 --> 00:20:20,136 ‫اعلی‌حضرت. 183 00:20:21,169 --> 00:20:23,337 ‫شما باید سریعاً ‫در جنگل پناه بگیرین. 184 00:20:23,362 --> 00:20:25,322 ‫اونقدری طلا دارم که جای خوابمون رو بخرم. 185 00:20:25,347 --> 00:20:26,722 ‫می‌تونیم بریم به داسکندل. 186 00:20:26,747 --> 00:20:28,248 ‫ می‌ریم به روکس رست. 187 00:20:29,562 --> 00:20:31,896 ‫عاقلانه اینه که از اونجا دوری کنیم. ‫ممکنه دوباره اسیر بشیم. 188 00:20:31,897 --> 00:20:33,815 ‫کُل اونجا پادگان داره، مگه نه؟ 189 00:20:33,816 --> 00:20:35,900 ‫- اون‌ها به من وفادار هستن. ‫- ولی راه اونجا، اعلی‌حضرت، 190 00:20:35,925 --> 00:20:37,343 ‫طولانی و خطرناکه. 191 00:20:43,993 --> 00:20:45,703 ‫اگر این پیروزیه... 192 00:20:46,500 --> 00:20:48,594 ‫امیدوارم دیگه هرگز به چشم نبینمش. 193 00:21:05,800 --> 00:21:08,136 ‫آلن، الان چیزی برای دادن بهت ندارم. 194 00:21:09,132 --> 00:21:10,551 ‫جز اسمم. 195 00:21:22,760 --> 00:21:26,389 ‫و با این حال، من اون رو باارزش‌تر می‌دونم... 196 00:21:27,835 --> 00:21:29,371 ‫تا کوهی از طلا. 197 00:22:08,410 --> 00:22:10,454 ‫مایلم با فرمانده لارجنت صحبت کنم. 198 00:22:16,749 --> 00:22:18,333 ‫پس صحبت کنین، علیاحضرت. 199 00:22:21,882 --> 00:22:24,552 ‫متأسفم که مزاحم ‫زره زرین‌هاتون شدم، ولی... 200 00:22:26,498 --> 00:22:28,124 ‫موضوع جدیه. 201 00:22:29,775 --> 00:22:32,560 ‫اگر خبرش درز کنه، ‫برای همهٔ کسانی که درگیرن مرگ رو به همراه داره. 202 00:22:38,596 --> 00:22:40,431 ‫رینیرا داره برمی‌گرده. 203 00:22:43,654 --> 00:22:45,154 ‫این اطلاعات رو از کجا آوردید؟ 204 00:22:45,155 --> 00:22:46,656 ‫در غیبت نایب‌السلطنه، 205 00:22:46,681 --> 00:22:49,100 ‫ملکه هلینا اختیار ‫شهر رو داره. 206 00:22:50,119 --> 00:22:51,536 ‫اون برای حفظ صلح، می‌خواد 207 00:22:51,561 --> 00:22:55,398 ‫به رینیرا اجازه بده وارد قلعه سرخ بشه ‫و بعد تخت رو بگیره. 208 00:22:56,292 --> 00:22:58,335 ‫- بعضی‌ها به این کار می‌گن خیانت. ‫- بعضی‌ها آرهو 209 00:23:00,754 --> 00:23:02,298 ‫حالا سال اینه، تو هم همین نظر رو داری؟ 210 00:23:29,366 --> 00:23:30,993 ‫جناب شاهزاده سرکش. 211 00:23:36,740 --> 00:23:38,074 ‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ 212 00:23:39,179 --> 00:23:40,596 ‫سرورم. 213 00:23:40,643 --> 00:23:42,602 ‫ما تازه از هرنهال برگشتیم. 214 00:23:42,634 --> 00:23:44,219 ‫و گلوگاه. 215 00:23:44,879 --> 00:23:47,954 ‫مطمئن نبودیم باید اونجا می‌رفتیم یا نه. 216 00:23:49,535 --> 00:23:51,119 ‫یه اتفاق وحشتناکی افتاده. 217 00:23:52,823 --> 00:23:55,691 ‫ملکه ازتون می‌خواست ‫به ویگار حمله یا دنبالش کنین. 218 00:23:57,770 --> 00:23:58,979 ‫یا اشتباه می‌کنم؟ 219 00:23:59,855 --> 00:24:02,191 ‫ایموند نیومد. 220 00:24:04,163 --> 00:24:07,584 ‫و شما فقط دو روز صبر کردین ‫و بعد مأموریتتون رو رها کردید؟ 221 00:24:08,132 --> 00:24:09,155 ‫آدام هم رفت. 222 00:24:09,156 --> 00:24:12,785 ‫فکر کردیم شاید ‫یه سوءتفاهمی پیش اومده باشه. 223 00:24:13,400 --> 00:24:16,037 ‫خبر نداشتم که علیاحضرت، ‫ملکه، از شما خواسته 224 00:24:16,038 --> 00:24:20,000 ‫در این لحظه یا هر لحظه دیگه، ‫نظراتتون رو بدونن. 225 00:24:23,438 --> 00:24:25,773 ‫ولی یه مشکلی ‫تو اون جنگلا هست. 226 00:24:25,813 --> 00:24:26,981 ‫باور کنید. ‫- بأمأبین - 227 00:24:27,967 --> 00:24:31,136 ‫ما همه جور صدایی شنیدیم، ‫مثلاً صدای آدما. من یه... 228 00:24:35,969 --> 00:24:37,304 ‫اشتباه کردین. 229 00:24:38,560 --> 00:24:40,520 ‫هر سه نفرتون، ‫و اشتباهتون برامون گرون تموم می‌شه. 230 00:24:40,521 --> 00:24:42,313 ‫من اونجا یه پادگان ‫ و یه عده خدمه گذاشته بودم. 231 00:24:42,314 --> 00:24:45,441 ‫یه زنی اونجا بود ‫که خبر نبردی رو آورد. 232 00:24:45,442 --> 00:24:46,818 ‫فکر کردم یه حکیم بود. 233 00:24:46,819 --> 00:24:47,903 ‫یا... 234 00:24:48,529 --> 00:24:50,155 ‫شاید یه ساحره. 235 00:24:52,145 --> 00:24:54,367 ‫- همرزمت کجاست؟ ‫- با بانو بیلا رفته 236 00:24:54,368 --> 00:24:55,619 ‫برگشته به گلوگاه. 237 00:25:00,910 --> 00:25:03,460 ‫الان باید برگردیم ‫به هرنهال، سرورم؟ 238 00:25:18,567 --> 00:25:19,818 ‫داخله؟ 239 00:25:20,811 --> 00:25:23,313 ‫از وقتی جیس مرده، نخواسته کسی ببینتش. 240 00:25:24,898 --> 00:25:27,692 ‫بعد اون بی‌عرضه‌ها ‫اجازه می‌دن ایموند یک چشم 241 00:25:27,693 --> 00:25:29,986 ‫- از دستشون در بره. ‫- اون عزاداره. 242 00:25:30,011 --> 00:25:31,971 ‫- روش‌های اون رو زیر سوال می‌بری؟ ‫- مال اون رو نه. 243 00:25:32,760 --> 00:25:33,886 ‫مال اونا رو. 244 00:25:34,742 --> 00:25:35,826 ‫و مال تو رو. 245 00:25:36,784 --> 00:25:38,285 ‫من تو رو اینجا زندانی کرده بودم. 246 00:25:38,310 --> 00:25:41,187 ‫تو قولی رو که ‫به من دادی، زیر پا گذاشتی. 247 00:25:41,212 --> 00:25:44,047 ‫تو خودت رو مثل مارماهی ‫به سمت تاج و تخت رسوندی. 248 00:25:44,072 --> 00:25:47,324 ‫اعتراف می‌کنم، حیله‌گریت ‫رو دست کم گرفته بودم. 249 00:25:47,379 --> 00:25:50,173 ‫هر چقدر می‌خوای من رو تحریک کن. 250 00:25:50,174 --> 00:25:53,926 ‫من اعتماد ملکه رو دارم، ‫چیزی که تو هنوز به دست نیاوردی. 251 00:25:53,927 --> 00:25:56,262 ‫- ملکه همسر منه. ‫- پس چرا تو هم 252 00:25:56,263 --> 00:25:57,847 ‫به رنج‌هایی که داره اضافه کردی؟ 253 00:25:57,848 --> 00:25:59,767 ‫مسائل بین ما ‫به تو ربطی نداره. 254 00:26:01,477 --> 00:26:02,811 ‫چه بازی‌ای راه انداختی؟ 255 00:26:03,896 --> 00:26:07,024 ‫انتقام توهین‌ها، چه واقعی و چه خیالی؟ 256 00:26:08,734 --> 00:26:11,737 ‫اینجا کمین کردی ‫که به من ضربه بزنی؟ 257 00:26:13,572 --> 00:26:16,575 ‫همه چیز درباره تو نیست، دیمون. 258 00:26:29,338 --> 00:26:31,840 ‫پس ایموند ناپدید شده. 259 00:26:46,815 --> 00:26:49,692 ‫باور داری که قضاوت ‫ملکه درست و عاقلانه‌ست؟ 260 00:26:49,717 --> 00:26:51,761 ‫در غیر این صورت بهش خدمت نمی‌کردم. 261 00:26:53,129 --> 00:26:56,381 ‫ولی اون خیلی روی حرف ‫آلیسنت های‌تاور حساب باز کرده. 262 00:26:56,414 --> 00:26:57,958 ‫هوم، آره. 263 00:26:58,960 --> 00:27:00,619 ‫من تو جلسه‌شون حضور نداشتم. 264 00:27:01,526 --> 00:27:04,112 ‫اونا با هم بزرگ شدن، همه می‌دونن. 265 00:27:05,415 --> 00:27:08,167 ‫به نظرت، بعد از اتفاقاتی ‫که افتاده، 266 00:27:08,168 --> 00:27:10,546 ‫هنوز پیوندی بینشون مونده؟ 267 00:27:11,547 --> 00:27:12,548 ‫شاید. 268 00:27:14,925 --> 00:27:16,093 ‫این موضوع ناراحتت می‌کنه؟ 269 00:27:18,053 --> 00:27:21,472 ‫دغدغه فقط ملکه‌ست. 270 00:27:21,473 --> 00:27:23,266 ‫من با های‌تاورها رفیق نیستم. 271 00:27:23,267 --> 00:27:25,351 ‫خب، سر این یکی توافق داریم، ‫گرچه به نظرم آلیسنت 272 00:27:25,352 --> 00:27:27,270 ‫ذاتاً دسیسه‌چینه... 273 00:27:27,295 --> 00:27:29,463 ‫تا کسی که آشکارا فریب می‌ده. 274 00:27:30,135 --> 00:27:32,303 ‫شایدم یه ابزار. 275 00:27:32,484 --> 00:27:34,235 ‫با عرض پوزش، سرورم. 276 00:27:34,236 --> 00:27:37,823 ‫ظاهراً ویگار در حال ترک ‫کنیگز لند دیده شده... 277 00:27:38,740 --> 00:27:41,501 ‫و به سمت ریورلندز پرواز می‌کرده. 278 00:27:42,202 --> 00:27:44,245 ‫می‌خواستم به ملکه اطلاع بدم، ولی... 279 00:27:44,246 --> 00:27:45,789 ‫من می‌رم. 280 00:28:01,597 --> 00:28:02,723 ‫علیاحضرت! 281 00:28:03,932 --> 00:28:06,018 ‫جو متشنجه. 282 00:28:09,021 --> 00:28:12,524 ‫فکر می‌کنم بهتره دوباره ‫از تحت نظارت من خارج نشید. 283 00:28:13,275 --> 00:28:15,443 ‫می‌خوام با فرمانده ‫گارد کاخ، سر سورن، صحبت کنم. 284 00:28:15,444 --> 00:28:16,485 ‫ممکنه کجا باشه؟ 285 00:28:16,486 --> 00:28:18,197 ‫هر جایی می‌تونه باشه. 286 00:28:19,521 --> 00:28:21,814 ‫- می‌تونم براش پیام بفرستم. ‫- ممنونم، نه. 287 00:28:21,839 --> 00:28:24,423 ‫لطفاً حواست باشه که ‫اتاق شورای کوچک امنه. 288 00:28:24,448 --> 00:28:26,408 ‫- همین الان اونجا جلسه تشکیل می‌دم. ‫- علیاحضرت؟ 289 00:28:26,455 --> 00:28:27,915 ‫دستور می‌دم. 290 00:28:29,033 --> 00:28:30,742 ‫فوراً، سر ریکارد. 291 00:28:30,767 --> 00:28:32,435 ‫امر امر شماست. 292 00:28:39,056 --> 00:28:41,016 ‫اون برای ملکه‌ش جنگید و مرد. 293 00:28:42,655 --> 00:28:44,240 ‫همون‌طور که خودش می‌خواست. 294 00:28:46,958 --> 00:28:48,460 ‫اون از من سرپیچی کرد. 295 00:28:51,188 --> 00:28:52,648 ‫پسرها همین‌طورن. 296 00:28:55,567 --> 00:28:57,194 ‫یه اژدهای دیگه بود. 297 00:28:58,484 --> 00:29:00,444 ‫بیلا می‌گه شیپ‌استیلر بود. 298 00:29:00,469 --> 00:29:01,845 ‫یه اژدهای وحشی؟ 299 00:29:03,200 --> 00:29:04,618 ‫یه سوارکار داشت. 300 00:29:06,107 --> 00:29:08,829 ‫غیرممکنه. یه اژدهای وحشی ‫رو هیچ‌وقت نمی‌شه رام کرد. 301 00:29:08,830 --> 00:29:12,542 ‫اونا به مون‌دنسر حمله کردن ‫و جیس رو به کام مرگ کشوندن. 302 00:29:13,877 --> 00:29:15,670 ‫سبزها چطور تونستن ‫یکی دیگه رو به دست بیارن؟ 303 00:29:15,671 --> 00:29:17,881 ‫- می‌خوام پیداشون کنی. ‫- چشم. 304 00:29:24,763 --> 00:29:27,056 ‫ولی اول کارهای مهم‌تری هست. 305 00:29:27,057 --> 00:29:28,725 ‫نه، من حوصله این کار رو ندارم. 306 00:29:32,338 --> 00:29:34,606 ‫ویگار کنیگز لند رو ترک کرده. 307 00:29:52,958 --> 00:29:55,002 ‫پسرایی که... 308 00:29:56,628 --> 00:29:58,088 ‫بهم می‌چسبیدن، که... 309 00:30:00,170 --> 00:30:03,092 ‫صورت‌های کوچیکشون رو ‫بین دامنم قایم می‌کردن، مُردن، 310 00:30:03,093 --> 00:30:06,596 ‫تا من بتونم روی یه تخت شمشیر بنشینم؟ 311 00:30:12,477 --> 00:30:14,062 ‫می‌ذاری بی‌خود بمیرن؟ 312 00:30:22,791 --> 00:30:24,534 ‫من دیدمش رینرا. 313 00:30:25,354 --> 00:30:26,909 ‫در هرنهال. 314 00:30:27,627 --> 00:30:30,651 ‫تاریکی شمال. نغمه آتش و یخ. 315 00:30:31,674 --> 00:30:32,667 ..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::.. .:: Telegram: @Bamabin_com ::. .:: Instagram: @Bamabin_Com ::. 316 00:30:33,230 --> 00:30:36,535 ‫دختری با موی نقره‌ای ‫در بیابان‌های دوردست دیدم، 317 00:30:36,560 --> 00:30:40,236 ‫و اژدهاها به سینه‌ش بودن. 318 00:30:40,261 --> 00:30:42,066 ‫خیلی خسته‌م. 319 00:30:42,341 --> 00:30:43,508 ‫نه، نه. 320 00:30:44,770 --> 00:30:46,543 ‫اما حقیقت داره. 321 00:30:47,271 --> 00:30:50,966 ‫چیزی که برادرم بهت گفت... 322 00:30:53,625 --> 00:30:55,805 ‫اگر حقیقت داشته باشه، 323 00:30:56,805 --> 00:30:59,281 ‫اون موقع چه کنیم؟ 324 00:31:12,037 --> 00:31:13,038 ‫خب. 325 00:31:16,083 --> 00:31:17,458 ‫ببخشید؟ 326 00:31:17,459 --> 00:31:20,461 ‫چه موجود کوچولوی ‫پرکاری هستی تو. 327 00:31:20,462 --> 00:31:22,630 ‫این‌ور و اون‌ور. چقدر کار داری. 328 00:31:22,631 --> 00:31:24,673 ‫بهتره جایگاهت رو ‫یادت باشه، لرد جاسپر. 329 00:31:24,698 --> 00:31:27,118 ‫من جایگاه خودم رو خوب می‌دونم. 330 00:31:27,928 --> 00:31:30,054 ‫من شما رو هم یادمه، علیاحضرت، 331 00:31:30,079 --> 00:31:33,833 ‫که وقتی فقط یه دختربچه بودی ‫راهت رو به تالارهای قدرت باز کردی. 332 00:31:35,199 --> 00:31:36,408 ‫چه جوان بودی. 333 00:31:38,438 --> 00:31:39,981 ‫چه جسور. 334 00:31:42,651 --> 00:31:45,569 ‫من به ویسریس وفادارانه خدمت کردم. ‫به این قلمرو هم وفادارانه خدمت کردم. 335 00:31:45,594 --> 00:31:47,513 ‫کاری رو کردی که مجبور بودی. 336 00:31:48,669 --> 00:31:50,296 ‫هیچ مردی نمی‌تونه این رو انکار کنه. 337 00:31:53,839 --> 00:31:55,080 ‫زندگی کوتاهه. 338 00:31:55,753 --> 00:31:56,998 ‫خدایان ظالم هستن. 339 00:31:57,447 --> 00:32:01,951 ‫همه ما هر لذتی که می‌تونیم رو پیدا می‌کنیم ‫درحالی که دنیا به سوی تباهی میره. 340 00:32:05,882 --> 00:32:07,299 ‫شما... 341 00:32:07,300 --> 00:32:08,343 ‫مثلاً. 342 00:32:11,505 --> 00:32:14,383 ‫شما خیلی لذت بردی. 343 00:32:17,177 --> 00:32:18,512 ‫با سر کریستن. 344 00:32:20,355 --> 00:32:22,023 ‫- مگه نه؟ ‫- لرد... 345 00:32:22,773 --> 00:32:23,940 ‫لرد جاسپر. 346 00:32:24,067 --> 00:32:25,193 ‫خیلی... 347 00:32:26,061 --> 00:32:27,270 ‫لذت. 348 00:32:27,404 --> 00:32:29,280 ‫مجازات این کار، مرگ خواهد بود. 349 00:32:29,281 --> 00:32:32,241 ‫پس مجازات این کار تو چیه که رفتی ‫به جلسه مخفی با نگهبان‌های شهر گرفتی؟ 350 00:32:32,242 --> 00:32:34,118 ‫می‌تونم بپرسم اونجا چیکار داشتی؟ 351 00:32:34,119 --> 00:32:35,328 ‫لرد جاسپر، لطفاً. 352 00:32:36,474 --> 00:32:38,915 ‫- دوباره بگو. ‫- چی؟ 353 00:32:40,070 --> 00:32:41,530 ‫بهم التماس کن. 354 00:32:43,054 --> 00:32:44,097 ‫نه! 355 00:32:57,601 --> 00:33:00,270 ‫نه! نه! 356 00:33:01,229 --> 00:33:03,231 ‫نه! نه! 357 00:33:04,608 --> 00:33:06,692 ‫نه! نه! 358 00:33:06,693 --> 00:33:07,777 ‫نه! 359 00:33:11,281 --> 00:33:12,365 ‫لرد جاسپر. 360 00:33:17,746 --> 00:33:18,622 ‫اورویل... 361 00:33:19,307 --> 00:33:20,308 ‫خوبه. 362 00:33:21,583 --> 00:33:23,418 ‫انگار یه خائن در دست و بالمون داریم. 363 00:33:24,461 --> 00:33:26,003 ‫داشتم صدات می‌کردم، ‫سر سورن. 364 00:33:26,004 --> 00:33:28,547 ‫این زن باید جایی زندانی بشه ‫که دیگه نتونه مشکلی ایجاد کنه. 365 00:33:28,548 --> 00:33:30,174 ‫میستر بزرگ، ازتون خواهش می‌کنم. 366 00:33:30,175 --> 00:33:31,885 ‫ازش بپرس یه ساعت پیش کجا بود. 367 00:33:33,228 --> 00:33:35,355 ‫من نمی‌دونم اون کجا بوده. 368 00:33:36,136 --> 00:33:39,096 ‫ولی می‌دونم چی رو با ‫چشمای خودم اینجا دیدم. 369 00:33:39,184 --> 00:33:40,268 ‫دستگیرش کنین! 370 00:33:40,685 --> 00:33:43,229 ‫به خودش جرئت داده به مادر ‫پادشاه دست درازی کنه! 371 00:33:43,230 --> 00:33:45,814 ‫ملکه مادر به ما خیانت کرده. 372 00:33:45,815 --> 00:33:48,150 ‫محافظ قسم‌خورده خودش بهم هشدار داده. 373 00:33:48,151 --> 00:33:49,902 ‫با ما میای، لرد جاسپر. 374 00:33:49,903 --> 00:33:53,119 ‫محض رضای خدایان ‫من وزیر قوانینم، 375 00:33:53,956 --> 00:33:55,332 ‫رهام کنین! 376 00:34:03,452 --> 00:34:05,662 ‫مدیونتونم، میستر بزرگ. 377 00:34:08,224 --> 00:34:10,559 ‫من نمی‌دونم چیکار کردین، ‫علیاحضرت. 378 00:34:11,487 --> 00:34:13,405 ‫می‌ترسم از سر ناچاری باشه. 379 00:34:34,322 --> 00:34:36,665 ‫عمیق‌ترین تسلیت‌های ‫ما رو بپذیید، علیاحضرت. 380 00:34:37,492 --> 00:34:38,534 ‫این... 381 00:34:38,535 --> 00:34:40,161 ‫این اتفاق ناگوار. 382 00:34:43,623 --> 00:34:45,667 ‫من الان دارم می‌رم کنیگز لندینگ. 383 00:34:46,285 --> 00:34:47,918 ‫چی؟ علیاحضرت، نکنه... 384 00:34:47,919 --> 00:34:49,878 ‫من ابهامی تو گفته ‫ملکه نشنیدم، 385 00:34:49,879 --> 00:34:51,839 ‫لرد بارتیموس، شما شنیدین؟ 386 00:34:51,840 --> 00:34:53,841 ‫من با همسرم... 387 00:34:53,842 --> 00:34:55,634 ‫و با سوارکاران جدیدم به عنوان محافظ پرواز میکنم. 388 00:34:55,635 --> 00:34:58,554 ‫همه‌ش هم خیلی خوبه، ‫ولی شما نمی‌تونین 389 00:34:58,555 --> 00:35:00,973 ‫با اژدهاتون وارد قلعه بشین، ملکه‌ من. 390 00:35:00,974 --> 00:35:03,183 ‫نیروهای ولاریون پراکنده شدن. 391 00:35:03,184 --> 00:35:05,227 ‫اونا نیستن که از شما دفاع کنن. 392 00:35:05,228 --> 00:35:06,645 ‫اون من رو داره. 393 00:35:06,646 --> 00:35:09,857 ‫ایموند داره به هرنهال پرواز می‌کنه، ‫همون‌طور که آلیسنت قول داد. 394 00:35:09,858 --> 00:35:11,609 ‫وقتی برگرده، فرصت ما از دست می‌ره. 395 00:35:11,610 --> 00:35:16,572 ‫من رو ببخشین، ملکه‌ من، ‫ولی این بوی یه تله رو می‌ده. 396 00:35:16,573 --> 00:35:18,950 ‫اگه همینه، پس باشه. ‫ من دیگه از حرف زدن خسته شدم. 397 00:35:22,370 --> 00:35:24,789 ‫بذارین سر لورنت انتخاب کنه چطور می‌میره. 398 00:35:31,630 --> 00:35:33,214 ‫به نظرم به این نیاز خواهید داشت. 399 00:35:38,219 --> 00:35:40,180 ‫امیدوارم دنبالم بفرستین. 400 00:35:43,315 --> 00:35:45,935 ‫یادت باشه کدوم یکی از ما ‫وفادار بوده. 401 00:36:04,412 --> 00:36:07,122 ‫از وقتی نبودم، خیلی چیزها عوض شده. 402 00:36:07,123 --> 00:36:08,582 ‫یه مشاور جدید گرفتی. 403 00:36:08,583 --> 00:36:11,335 ‫اون خیلی کارها برامون انجام داده. 404 00:36:11,336 --> 00:36:13,879 ‫- برای من. ‫- معلومه. 405 00:36:13,880 --> 00:36:16,174 ‫من به تأیید تو نیازی ندارم. 406 00:36:16,956 --> 00:36:18,433 ‫مشاهده بود. 407 00:36:21,738 --> 00:36:23,807 ‫سرورم. علیاحضرت. 408 00:36:27,438 --> 00:36:28,648 ‫سیراکس! 409 00:36:37,320 --> 00:36:39,614 ‫امروز، کنیگز لندینگ پذیرای ملکه‌ش می‌شه. 410 00:36:41,116 --> 00:36:43,242 ‫پوشش هوایی می‌دی. ‫فاصله بگیرید و مراقب باشید. 411 00:36:43,243 --> 00:36:44,618 ‫اجازه نده کسی از آسمون نزدیک بشه. 412 00:36:44,619 --> 00:36:46,621 ‫اونقدری ساده بود که بفهمید؟ 413 00:36:47,951 --> 00:36:49,331 ‫آره. 414 00:36:49,332 --> 00:36:51,125 ‫همین‌جا نگهبانی بده تا خبرت کنم. 415 00:36:51,126 --> 00:36:53,252 ‫اصلاً لازم نیست که در این روند... 416 00:36:53,253 --> 00:36:54,753 ‫به فکرکردن مشغول بشی. 417 00:36:54,754 --> 00:36:58,383 ‫تصمیم بگیری یا نظری داشته باشی. 418 00:37:00,635 --> 00:37:03,304 ‫- نه، سرورم. ‫- نه. 419 00:37:05,098 --> 00:37:07,934 ‫وقتی شهر رو گرفتیم، ‫دوباره میریم سراغ وگار. 420 00:37:09,829 --> 00:37:12,498 ‫از این لحظه به بعد، ‫همه چیز باید طبق برنامه پیش بره. 421 00:37:16,484 --> 00:37:18,069 ‫ناامیدم نکن. 422 00:37:51,686 --> 00:37:53,938 ‫هلنا. هلنا. 423 00:37:55,505 --> 00:37:58,340 ‫عجیبه. فصلش نیست. 424 00:37:58,443 --> 00:38:00,527 ‫رینیرا داره میاد. 425 00:38:00,528 --> 00:38:03,363 ‫- الان بهت نیاز دارم. ‫- قراره جنگ بشه؟ 426 00:38:03,364 --> 00:38:04,582 ‫نه. نه. 427 00:38:04,607 --> 00:38:07,817 ‫اجازه می‌دیم وارد بشه، ‫بعدش فرار می‌کنیم. 428 00:38:08,077 --> 00:38:09,954 ‫باهاش حرف زدی؟ 429 00:38:11,515 --> 00:38:12,765 ‫ولی تو کارم تأخیر افتاد. 430 00:38:12,790 --> 00:38:14,709 ‫انگار سر ریکارد بهم خیانت کرده. 431 00:38:15,573 --> 00:38:17,199 ‫باید به نگهبان‌های روی برج‌وبارو ‫دستور عقب‌نشینی بدیم... 432 00:38:17,295 --> 00:38:18,879 ‫و همین‌طور به هر تعداد ‫از محافظ‌های قلعه که می‌تونیم. 433 00:38:18,880 --> 00:38:20,302 ‫فکر می‌کنن دیوونه شدی. 434 00:38:21,132 --> 00:38:22,257 ‫ولی حرف یه ملکه رو گوش می‌کنن. 435 00:38:22,258 --> 00:38:24,510 ‫تو ملکه‌ای. 436 00:38:24,511 --> 00:38:26,220 ‫هلنا، تو ملکه‌ای. 437 00:38:26,221 --> 00:38:27,764 ‫سریع باش. 438 00:38:28,848 --> 00:38:30,725 ‫گفتی پدم نظرش عوض شده بود. 439 00:38:31,684 --> 00:38:33,977 ‫تو اگان رو شاه کردی، تو و سر کریستن 440 00:38:33,978 --> 00:38:36,230 ‫و پدربزرگم، و سپتون. 441 00:38:36,231 --> 00:38:38,190 ‫من اشتباه کردم. 442 00:38:38,191 --> 00:38:40,234 ‫- ولی تو حرفش رو شنیدی. ‫- شنیده باشم یا نباشم، 443 00:38:40,235 --> 00:38:41,610 ‫دیگه تشخیصش سخت بود. 444 00:38:41,611 --> 00:38:42,779 ‫ولی هلنا... 445 00:38:43,952 --> 00:38:46,036 ‫همین چند روز پیش بهم گفتی 446 00:38:46,061 --> 00:38:47,855 ‫که قبل از ملکه شدن ‫خوشحال‌تر بودی. 447 00:38:48,636 --> 00:38:50,388 ‫حرفایی که مثل یه نیزه قلبم رو سوراخ کرد. 448 00:38:52,106 --> 00:38:56,902 ‫الان دیگه به چیزی که شاید سزاوارش باشی فکر نمی‌کنم، ‫بلکه به چیزی که خوشحالت می‌کنه. 449 00:38:58,055 --> 00:39:00,752 ‫تو رو شاید بتونم هنوز نجات بدم. 450 00:39:06,219 --> 00:39:09,222 ‫فکر کنم دلم بخواد مرغ داری کنم. 451 00:39:17,397 --> 00:39:19,190 ‫- ملکه‌ من. ‫- سرورم. 452 00:39:21,943 --> 00:39:23,151 ‫- سرورم. ‫- ملکه‌ من. 453 00:39:23,152 --> 00:39:24,528 ‫تو. 454 00:39:24,529 --> 00:39:26,781 ‫- فرمانده‌ت کیه؟ ‫- سر فردریک، سرورم. 455 00:39:32,036 --> 00:39:33,370 ‫مشکلی پیش اومده، سرورم؟ 456 00:39:33,371 --> 00:39:35,622 ‫شما باید پستتون رو ترک کنید، ‫سر فردریک، 457 00:39:35,623 --> 00:39:37,542 ‫به دستور ملکه هلنا. 458 00:39:39,502 --> 00:39:41,461 ‫دستورات ثابت داریم، سرورم. 459 00:39:41,462 --> 00:39:43,046 ‫هر اژدهایی غیر از وگار رو می‌زنیم. 460 00:39:43,071 --> 00:39:44,656 ‫دستوراتتون لغو شده. 461 00:39:45,130 --> 00:39:48,549 ‫- ولی نایب‌السلطنه... ‫- نایب‌السلطنه شهر رو ترک کرده. 462 00:39:48,574 --> 00:39:50,785 ‫الان ملکه مرجع شماست. 463 00:39:51,746 --> 00:39:54,267 ‫نمی‌ذارم به هیچ جانوری آسیب برسه. 464 00:39:58,029 --> 00:40:00,406 ‫رینیرا تارگرین داره نزدیک می‌شه، ‫سر فردریک. 465 00:40:01,389 --> 00:40:04,027 ‫با شاهزاده دیمون ‫و چند نفر دیگه میاد. 466 00:40:04,944 --> 00:40:06,194 ‫شاه از سلطنت کناره‌گیری کرده. 467 00:40:06,272 --> 00:40:08,650 ‫خود نایب‌السلطنه هم ‫از شهر فرار کرده. 468 00:40:09,532 --> 00:40:11,325 ‫می‌جنگید و می‌سوزید، 469 00:40:11,326 --> 00:40:13,035 ‫و کینگز لندینگ رو هم همراه خودتون می‌سوزونید، یا 470 00:40:13,036 --> 00:40:15,704 ‫اجازه می‌دید وارد بشه، ‫و دعا می‌کنید صلح شه؟ 471 00:40:15,729 --> 00:40:17,731 ‫پسرای اون همیشه مهربون بودن. 472 00:40:21,544 --> 00:40:22,670 ‫سر فردریک. 473 00:40:58,206 --> 00:40:59,457 ‫به هرنهال. 474 00:41:00,416 --> 00:41:01,584 ‫به هرنهال! 475 00:41:44,627 --> 00:41:45,837 ‫اژدها! 476 00:43:27,980 --> 00:43:29,941 ‫دنبال دیمون تارگرین هستم. 477 00:43:31,288 --> 00:43:33,290 ‫اقرار می‌کنم، انتظار شما رو نداشتیم. 478 00:43:36,043 --> 00:43:37,335 ‫شمشیرت رو بکش. 479 00:43:38,748 --> 00:43:41,744 ‫- سرورم، شمشیری ندارم. ‫- پس یه دونه پیدا کن! 480 00:43:45,459 --> 00:43:47,333 ‫نمی‌خوام باهاتون مخالفت کنم. 481 00:43:52,208 --> 00:43:54,668 ‫من سال‌هاست ‫که شمشیری به دست نگرفتم. 482 00:43:56,467 --> 00:44:00,263 ‫مطمئناً راه دیگه‌ای هست ‫که بتونید راضی بشید؟ 483 00:44:05,432 --> 00:44:07,337 ‫ارتش اردوگاه رو جمع کرده. 484 00:44:09,525 --> 00:44:11,902 ‫چیزی برای متوقف کردن شما نیست. 485 00:44:20,616 --> 00:44:21,701 ‫پدر! 486 00:45:35,233 --> 00:45:36,484 ‫کمکم کن. 487 00:45:41,197 --> 00:45:42,740 ‫کمکم کن... 488 00:48:02,703 --> 00:48:04,413 ‫آلیسنت به قولش عمل کرد. 489 00:48:06,360 --> 00:48:08,237 ‫امتحان واقعی داخله. 490 00:48:11,680 --> 00:48:13,057 ‫نترسید. 491 00:48:15,684 --> 00:48:17,311 ‫اومدم اوضاع رو درست کنم. 492 00:48:47,633 --> 00:48:48,843 ‫ایست. 493 00:49:20,384 --> 00:49:23,762 ‫کی جرئت داره ‫در منزل ما علیه‌ ما قیام کنه؟ 494 00:50:04,877 --> 00:50:06,045 ‫علیاحضرت. 495 00:50:37,701 --> 00:50:39,245 ‫ایست! 496 00:50:47,169 --> 00:50:48,419 ‫اگان کجاست؟ 497 00:50:48,420 --> 00:50:50,380 ‫به شما ربطی نداره. 498 00:50:50,381 --> 00:50:51,756 ‫من باهاش کار دارم. 499 00:50:51,757 --> 00:50:54,551 ‫این توله‌سگ تازه‌به‌دوران‌رسیده ‫می‌ترسه که با ملکه‌ش روبه‌رو شه؟ 500 00:50:54,552 --> 00:50:56,887 ‫جسوری، این رو قبول دارم. 501 00:50:57,938 --> 00:50:59,147 ‫جسور یا احمق. 502 00:51:01,225 --> 00:51:04,078 ‫فکر کنم این بستگی داره ‫که ببرم یا ببازم. 503 00:51:07,228 --> 00:51:09,230 ‫خب، این چیزیه که تا حالا ندیده بودم. 504 00:51:19,034 --> 00:51:20,578 ‫نزدیک بمون، رینیرا. 505 00:51:40,723 --> 00:51:41,974 ‫خوشحالم می‌بینمتون... 506 00:51:42,725 --> 00:51:43,809 ‫سر لوثر. 507 00:51:45,964 --> 00:51:49,092 ‫ما نگهبانان شهر فرمانده‌مون رو یادمونه، ‫دیمون تارگرین... 508 00:51:50,428 --> 00:51:52,346 ‫و ملکه رینیرا، 509 00:51:52,575 --> 00:51:54,827 ‫تنها وارث واقعی تاج‌وتخت آهنین. 510 00:51:57,075 --> 00:51:59,616 ‫نگهبانان دروازه‌ها ‫شمشیرشون رو انداختن. 511 00:51:59,641 --> 00:52:02,977 ‫شما هم همین کار رو بکنید، ‫وگرنه مثل خیانتکارا می‌میرید. 512 00:52:22,139 --> 00:52:25,016 ‫نایب‌السلطنه این رو تحمل نمی‌کنه. 513 00:52:25,041 --> 00:52:27,335 ‫- جناب دست هم تحمل نمی‌کنه! ‫- دستگیرشون کنید! 514 00:52:29,813 --> 00:52:33,108 ‫و همراه اونا، هر کسی که ‫نشان های‌تاور رو به تن داره. 515 00:52:41,366 --> 00:52:43,368 ‫ازتون ممنونم، سر لوثر. 516 00:52:44,411 --> 00:52:47,831 ‫شخص شاهزاده دیمون بود ‫که این شنل زرین رو بهم داد... 517 00:52:49,291 --> 00:52:50,834 ‫20 سال پیش. 518 00:52:51,600 --> 00:52:53,143 ‫می‌دونستم یه روز دوباره می‌بینمتون. 519 00:52:54,688 --> 00:52:56,909 ‫کاش می‌تونستم بگم ‫که درباره دیدن شما هم مطمئن بودم. 520 00:53:04,264 --> 00:53:05,974 ‫این تخت شماست، ملکه‌ام. 521 00:53:07,434 --> 00:53:08,811 ‫هنوز نه. 522 00:53:10,854 --> 00:53:12,189 ‫اگان رو بیارید... 523 00:53:13,316 --> 00:53:14,709 ‫غاصب رو... 524 00:53:15,859 --> 00:53:17,778 ‫بیارید پیش من! 525 00:53:42,344 --> 00:53:44,095 ‫- اینجا نیست. ‫- پس کجاست؟ 526 00:53:44,252 --> 00:53:45,587 ‫نمی‌دونم. 527 00:53:47,015 --> 00:53:48,225 ‫قسم می‌خورم. 528 00:53:48,851 --> 00:53:49,851 ‫فرار کرده، 529 00:53:49,852 --> 00:53:51,769 ‫و ارباب شایعات هم باهاش بود. 530 00:53:51,770 --> 00:53:53,020 ‫چه به‌موقع. 531 00:53:53,021 --> 00:53:55,607 ‫وقتی اگان تخت رو گرفت، ‫من اینجا موندم. 532 00:53:56,520 --> 00:53:58,569 ‫من شوالیه نیستم، از جونم می‌ترسیدم. 533 00:53:59,387 --> 00:54:02,055 ‫ولی هر کاری تونستم کردم، ‫ملکه‌مادر هم می‌تونه تأیید کنه. 534 00:54:02,212 --> 00:54:03,464 ‫اونم اینجا نیست. 535 00:54:06,258 --> 00:54:11,054 ‫به وارث برحق ویسریس سوگند وفاداری می‌خورم، 536 00:54:11,165 --> 00:54:13,500 ‫ملکه‌ای که حق خون و سوگندشه. 537 00:54:20,000 --> 00:54:23,670 ‫اگه غاصب فرار کرده، ‫پس باید سر ببریم، که خودتون می‌دونید، 538 00:54:23,719 --> 00:54:26,220 ‫هر چند از کشتن یه میستر بیزارم. 539 00:54:26,221 --> 00:54:27,973 ‫اگه لازمه، من رو می‌کشید. 540 00:54:29,830 --> 00:54:32,728 ‫ولی می‌تونم یه نفر دیگه رو بهتون پیشنهاد بدم ‫که شاید بیشتر... 541 00:54:33,903 --> 00:54:35,321 ‫راضی‌تون کنه. 542 00:54:41,848 --> 00:54:45,504 ‫بـآمابین 543 00:54:50,496 --> 00:54:52,039 ‫نمی‌تونیم از این راه فرار کنیم. 544 00:55:03,383 --> 00:55:05,469 ‫- آزادشون کن. ‫- الساعه شاهزاده من. 545 00:55:12,518 --> 00:55:14,853 ‫- چی شده؟ ‫- اورویل شما رو لو داده. 546 00:55:15,870 --> 00:55:19,206 ‫چه لذت‌بخشه که می‌بینم ‫مثل عنکبوت‌ها به جون هم افتادید. 547 00:55:19,231 --> 00:55:22,817 ‫این کار اونه. ‫دختره‌ی مکار. 548 00:55:22,842 --> 00:55:25,802 ‫اگه حرف بزنی، قبل از اینکه سرت رو بزنم، ‫کیرت رو قطع کردم، 549 00:55:25,864 --> 00:55:27,156 ‫فقط برای تفریح. 550 00:55:27,157 --> 00:55:28,909 ‫با اجازه‌تون، شاهزاده‌ام. 551 00:55:31,870 --> 00:55:34,622 ‫یه هدیه برای شما 552 00:55:34,623 --> 00:55:36,291 ‫برای روزی که برگشتید 553 00:55:37,345 --> 00:55:39,578 ‫از طرف لرد لاریس استرانگ. 554 00:56:35,067 --> 00:56:37,693 ‫لرد مری‌ودر و لیدی فل، 555 00:56:38,061 --> 00:56:40,397 ‫به خاطر پایبندی ‫به سوگندشون زندانی شدن، سرورم. 556 00:56:41,994 --> 00:56:44,955 ‫- آه، لیدی فل. ‫- ملکه‌ من. 557 00:56:45,027 --> 00:56:47,195 ‫لرد مری‌ودر. ازتون ممنونم. 558 00:56:49,247 --> 00:56:51,081 ‫ارباب قوانین، 559 00:56:51,199 --> 00:56:53,117 ‫که با غاصب توطئه کرد. 560 00:56:53,118 --> 00:56:55,453 ‫به خاطر این کار دار زده می‌شی! 561 00:56:55,454 --> 00:56:57,164 ‫اگه سوزونده نشی. 562 00:56:57,828 --> 00:56:59,708 ‫از شورای شما دیگه کی زنده مونده؟ 563 00:57:00,857 --> 00:57:04,736 ‫موش‌های سلول‌های سیاه ‫غیرعادی بزرگ شدن. 564 00:57:19,888 --> 00:57:22,481 ‫بیشتر از اینم انتظار نداشتم. 565 00:57:38,455 --> 00:57:39,957 ‫زانو بزن. 566 00:57:50,217 --> 00:57:52,761 ‫حدس می‌زنم بقیه همه مردن. 567 00:57:56,289 --> 00:57:59,559 ‫اگان فرار کرده، ولی دوست قدیمی‌مون ‫می‌تونه جایگزینش شه. 568 00:58:05,346 --> 00:58:07,515 ‫خب، تمومش کن، باشه؟ 569 00:58:11,113 --> 00:58:12,406 ‫دارن نگاه می‌کنن. 570 00:58:23,781 --> 00:58:26,867 ‫اگه می‌خوای حکومت کنی، ‫نشون بده که تردید نداری. 571 00:58:26,962 --> 00:58:28,839 ‫نمی‌دونم بتونم یا نه. 572 00:58:31,880 --> 00:58:33,214 ‫بذار دیمون این کار رو بکنه. 573 00:58:37,347 --> 00:58:39,349 ‫حداقل من رو از سلاخی شدن نجات بده. 574 00:59:01,455 --> 00:59:03,707 ‫اگه پدرت می‌دید ‫به کجا رسیدیم... 575 00:59:04,750 --> 00:59:06,375 ‫هرگز تصورش رو نمی‌کرد. 576 00:59:06,376 --> 00:59:07,753 ‫دیگه حرف نزن! 577 00:59:14,718 --> 00:59:17,846 ‫در این لحظه، تو ملکه می‌شی. 578 00:59:57,511 --> 00:59:58,762 ‫من تمام تلاشم رو کردم-- 579 01:00:23,703 --> 01:00:24,871 ‫به همسر عزیزم بگو هر چی که... 580 01:02:05,096 --> 01:02:06,139 ‫کنار! 581 01:02:08,391 --> 01:02:09,392 ‫کنار! 582 01:02:10,352 --> 01:02:11,728 ‫برید کنار! 583 01:02:29,387 --> 01:02:32,272 ..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::.. .:: Telegram: @Bamabin_com ::. .:: Instagram: @Bamabin_Com ::. 584 01:02:32,297 --> 01:02:38,516 ‫بامابین، تنها پلتفرم دانلود و تماشای آنلاین ‫فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی! ‫ .:: Bamabin.Com ::.