1 00:00:00,001 --> 00:00:15,001 این زیرنویس شامل 4 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com 2 00:01:41,685 --> 00:01:45,104 ‫« خـانـدان اژدهـا » 3 00:01:56,874 --> 00:02:01,874 ‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا » 4 00:03:57,529 --> 00:03:59,156 ‫نتیجه‌ی نبرد...؟ 5 00:04:00,699 --> 00:04:02,299 ‫پیروز شدیم 6 00:04:25,265 --> 00:04:26,865 ‫من... 7 00:04:53,376 --> 00:04:54,976 ‫چیکار کردی؟ 8 00:04:59,966 --> 00:05:01,566 ‫جیس 9 00:05:09,935 --> 00:05:11,535 ‫جیس 10 00:05:13,563 --> 00:05:15,163 ‫چیکار کردی؟ 11 00:05:41,091 --> 00:05:42,691 ‫چطور تونستی؟ 12 00:05:48,557 --> 00:05:51,685 ‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟ چطور؟ 13 00:05:54,729 --> 00:05:57,399 ‫چطور تونستی این بلا رو سرم بیاری؟ 14 00:05:58,400 --> 00:06:00,000 ‫جواب منو بده! 15 00:06:05,448 --> 00:06:07,367 ‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟ 16 00:06:08,785 --> 00:06:12,622 ‫جوابمو بده! خواهش می‌کنم! 17 00:06:14,124 --> 00:06:16,709 ‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟ 18 00:06:16,710 --> 00:06:19,295 ‫علیاحضرت، ولش کنین 19 00:06:19,296 --> 00:06:21,047 ‫باید ولش کنین، علیاحضرت 20 00:06:22,424 --> 00:06:25,259 ‫چطور جرات می‌کنی به من دست بزنی! 21 00:06:25,260 --> 00:06:26,860 ‫چطور جرات می‌کنی! 22 00:06:46,865 --> 00:06:48,465 ‫ملکه‌ی من... 23 00:06:50,784 --> 00:06:52,384 ‫در حقتون کوتاهی کردم 24 00:06:59,711 --> 00:07:01,311 ‫باید با جونم تاوانش رو بدم 25 00:07:03,924 --> 00:07:05,592 ‫این چه فایده‌ای داره؟ 26 00:07:07,427 --> 00:07:09,179 ‫پسرم رو زنده می‌کنه؟ 27 00:07:10,931 --> 00:07:15,352 ‫نتیجه‌ی حماقت اون و تو رو عوض می‌کنه؟ 28 00:07:18,229 --> 00:07:19,829 ‫و حماقت شماها! 29 00:07:20,190 --> 00:07:23,902 ‫همه‌ی شماهایی که می‌دونستین ‫جیسیریس چیکار کرده و هیچ‌کاری نکردین! 30 00:07:24,861 --> 00:07:26,403 ‫نباید شماها هم ‫با جون‌تون تاوانش رو بدین؟ 31 00:07:26,404 --> 00:07:29,407 ‫شماها به ملکه‌تون خیانت نکردین؟ 32 00:08:18,164 --> 00:08:19,832 ‫لرد کورلیس! 33 00:08:35,724 --> 00:08:37,324 ‫لرد کورلیس! 34 00:08:43,523 --> 00:08:45,150 ‫لرد کورلیس! 35 00:08:55,618 --> 00:08:57,218 ‫وایسا، آروم باش 36 00:09:16,347 --> 00:09:17,947 ‫کمکم کنین 37 00:09:18,391 --> 00:09:19,991 ‫بانوی من 38 00:09:20,518 --> 00:09:22,771 ‫کار وحشتناکی کردم 39 00:09:24,230 --> 00:09:25,982 ‫چرا اومدی اینجا؟ 40 00:09:27,650 --> 00:09:28,817 ‫نبردی درگرفته بود 41 00:09:28,818 --> 00:09:30,820 ‫ظاهراً شاهزاده جیسیریس مُرده 42 00:09:36,576 --> 00:09:39,828 ‫- وقتشه بری ‫- همه‌جا پر از کشتی و دود بود 43 00:09:39,829 --> 00:09:41,872 ‫فقط می‌خواستم کمک کنم، واقعاً میگم 44 00:09:41,873 --> 00:09:43,917 ‫- ولی گوسفنددزد ترسید، برای همین... ‫- برام مهم نیست 45 00:09:45,877 --> 00:09:47,836 ‫قرار بود الان سوار کشتی ‫در راه پنتوس باشی 46 00:09:47,837 --> 00:09:50,172 ‫ازتون پناه می‌خوام، بانوی من 47 00:09:50,173 --> 00:09:53,175 ‫- جای دیگه‌ای رو ندارم برم ‫- چطور جرات می‌کنی؟ پناه می‌خوای؟ 48 00:09:53,176 --> 00:09:56,512 ‫از دست من فرار کردی ‫و همچین فاجعه‌ای برام به ارمغان آوردی 49 00:09:56,513 --> 00:09:59,182 ‫- شک نکن ملکه دنبالت می‌گرده ‫- هیچکس ندید منم 50 00:10:01,351 --> 00:10:03,143 ‫دلم می‌خواد بگم ‫عقلت رو از دست دادی 51 00:10:03,144 --> 00:10:05,063 ‫ولی بعید می‌دونم ‫از همون اول عقلی داشتی 52 00:10:07,941 --> 00:10:09,541 ‫دیگه برنگرد اینجا 53 00:10:12,654 --> 00:10:14,254 ‫اژدها می‌خواین یا نه؟ 54 00:10:16,116 --> 00:10:18,993 ‫خودتون گفتین ‫ سر معامله‌تون با ملکه فریب خوردین 55 00:10:20,078 --> 00:10:21,678 ‫که شما رو احمق فرض کردن 56 00:10:23,039 --> 00:10:25,500 ‫محافظت می‌خواستین ‫دارم همین رو بهتون پیشنهاد میدم 57 00:10:32,423 --> 00:10:34,023 ‫ویگار هنوز زنده‌ست 58 00:10:35,218 --> 00:10:37,803 ‫گوسفنددزد خیلی وقته ‫اینجا رو خونه‌ی خودش می‌دونه 59 00:10:37,804 --> 00:10:39,404 ‫تنها چیزی که از شما می‌خوایم... 60 00:10:40,557 --> 00:10:42,157 ‫اینه که ما رو نادیده بگیرین 61 00:10:49,440 --> 00:10:51,040 ‫ویل سرزمین وسیعیه 62 00:10:52,610 --> 00:10:55,321 ‫نمی‌تونم جلوی یه اژدها رو بگیرم ‫که جایی که دلش می‌خواد نمونه 63 00:10:57,782 --> 00:11:00,451 ‫نمی‌خوام دیگه چشمم بهت بیفته 64 00:11:06,541 --> 00:11:08,792 ‫داستان نبردی هولناک رو براتون میگم 65 00:11:08,793 --> 00:11:10,252 ‫خدایان رو شکر 66 00:11:10,253 --> 00:11:12,546 ‫ده هزار نفر سر رسیدن ‫ولی تعداد ما بیشتر بود 67 00:11:12,547 --> 00:11:14,423 ‫و دم ساحل گیرشون انداختیم 68 00:11:14,424 --> 00:11:16,258 ‫حالا دیگه نمیشه کفِ آب رو دید 69 00:11:16,259 --> 00:11:17,759 ‫هی، هی، هی! 70 00:11:17,760 --> 00:11:19,360 ‫چون دریاچه پر شده از استخون‌هاشون 71 00:11:21,014 --> 00:11:22,389 ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! 72 00:11:22,390 --> 00:11:24,641 ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! 73 00:11:24,642 --> 00:11:26,393 ‫تار و مار شدن! 74 00:11:26,394 --> 00:11:28,103 ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! 75 00:11:28,104 --> 00:11:29,897 ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! ‫- خوراک ماهی‌ها شدن! 76 00:11:29,898 --> 00:11:31,690 ‫سبزهای لعنتی رو غرق کردیم 77 00:11:31,691 --> 00:11:33,817 ‫داستان حقه‌ای زیرکانه رو براتون میگم 78 00:11:33,818 --> 00:11:35,277 ‫چه حقه‌ای؟ 79 00:11:35,278 --> 00:11:37,154 ‫گفتن "ایموند داره میاد، زود باشین فرار کنین" 80 00:11:37,155 --> 00:11:39,239 ‫با اون یه چشم سالمش ‫قیافه‌ش کیری شده 81 00:11:39,240 --> 00:11:41,784 ‫و ما دیمون رو داریم، پس... 82 00:11:42,410 --> 00:11:44,954 ‫اژدهات رو بکن تو کونت! 83 00:11:45,997 --> 00:11:48,081 ‫سـر سایمون استرانگ تشریف آوردن، اعلی‌حضرت 84 00:11:48,082 --> 00:11:50,168 ‫به به 85 00:11:51,211 --> 00:11:52,921 ‫آدمو یاد قدیما می‌اندازه 86 00:11:54,255 --> 00:11:55,797 ‫دوران شکوه سرزمین‌های رودخانه... 87 00:11:55,798 --> 00:11:58,468 ‫که پر از موسیقی و گوشت ‫و مردان جوون قوی‌بنیه بود 88 00:11:59,761 --> 00:12:03,513 ‫و کدوم یکی از این‌ها باعث شده ‫این همه راه رو تا اینجا بیای؟ 89 00:12:03,514 --> 00:12:08,645 ‫براتون پیشکشی آوردم، برای تقدیر بابت ‫پیروزی‌هاتون در ردفورک و ساحل دریاچه 90 00:12:09,729 --> 00:12:12,607 ‫بهترین شراب انبار خاندان استرانگ 91 00:12:15,276 --> 00:12:16,876 ‫شراب! 92 00:12:17,654 --> 00:12:19,254 ‫و یه پیام برای شما آوردم 93 00:12:22,617 --> 00:12:24,217 ‫از طرف ملکه‌ست 94 00:12:43,930 --> 00:12:45,530 ‫اعلی‌حضرت؟ 95 00:12:45,765 --> 00:12:47,365 ‫مشکلی پیش اومده؟ 96 00:12:51,938 --> 00:12:53,690 ‫ولیعهد مُرده 97 00:12:56,526 --> 00:12:59,945 ‫به بارانداز پادشاه فرا خونده شدم ‫تا تخت آهنین رو برای ملکه‌مون تصاحب کنم 98 00:12:59,946 --> 00:13:02,656 ‫ازتون می‌خوام به سمت جنوب بیاین ‫ و اونجا بهم ملحق بشین 99 00:13:02,657 --> 00:13:05,450 ‫و تعدادی رو بفرست در هارنهال مستقر بشن ‫ولی اکثر نیروها رو با خودتون بیارین 100 00:13:05,451 --> 00:13:07,786 ‫و وقتی رینیرا ‫تخت آهنین رو تصاحب کرد 101 00:13:07,787 --> 00:13:09,955 ‫براتون اژدها می‌فرستیم ‫که از آسمون همراهی‌تون کنن 102 00:13:09,956 --> 00:13:11,957 ‫زیرک و ثبات‌قدم باشین 103 00:13:11,958 --> 00:13:13,918 ‫هرکس هنوزم جلوتون مقاومت کرد رو بکشین 104 00:13:15,461 --> 00:13:17,254 ‫ما مشت ملکه خواهیم بود 105 00:13:17,255 --> 00:13:19,215 ‫هیچکس نمی‌تونه جلومون بایسته 106 00:13:27,598 --> 00:13:29,198 ‫به امید تسخیر بارانداز پادشاه! 107 00:13:30,601 --> 00:13:33,604 ‫- و روزی که دوباره همدیگه رو ببینیم ‫- بارانداز پادشاه! 108 00:13:39,152 --> 00:13:42,363 ‫دیدم که اومدنت ‫پیام‌آور پایان بوده 109 00:13:43,031 --> 00:13:45,992 ‫- پایان چی؟ ‫- خیلی چیزها 110 00:13:48,995 --> 00:13:50,662 ‫و شروع چیزهای دیگه 111 00:13:50,663 --> 00:13:52,706 ‫دلم می‌خواد بابت کمکت تشکر کنم ‫ولی هنوز مطمئن نیستم 112 00:13:52,707 --> 00:13:54,166 ‫چه هدفی داشتی 113 00:13:54,167 --> 00:13:55,792 ‫به ملکه خدمت کردم 114 00:13:55,793 --> 00:13:58,379 ‫ارتش ۴۰ هزار نفری ‫مردان رودخانه رو به خدمتش درآوردم 115 00:13:59,714 --> 00:14:01,314 ‫بهش بگو... 116 00:14:02,050 --> 00:14:03,650 ‫هارنهال رو می‌خوام 117 00:14:05,720 --> 00:14:07,971 ‫تمام عمرم اونجا زندگی کردم 118 00:14:07,972 --> 00:14:10,557 ‫و دیدم چطور دست به دست شده 119 00:14:10,558 --> 00:14:12,851 ‫ولی ظاهراً هیچکس قدرش رو نمی‌دونه 120 00:14:12,852 --> 00:14:15,063 ‫چرا نباید به من برسه؟ 121 00:14:16,439 --> 00:14:20,902 ‫نه اسمی داری، نه مقامی ‫نه شوهر اشراف‌زاده‌ای 122 00:14:22,111 --> 00:14:26,157 ‫تاج‌و‌تخت قلعه‌هاش رو به ماماها نمیده 123 00:14:27,658 --> 00:14:30,244 ‫و فکر می‌کنی ‫من چیزی جز یه ماما نیستم؟ 124 00:14:35,458 --> 00:14:37,502 ‫باهاش صحبت می‌کنم. شاید... 125 00:14:38,628 --> 00:14:40,797 ‫پاداش دیگه‌ای بهت بده 126 00:14:41,506 --> 00:14:43,132 ‫پاداش دیگه‌ای؟ 127 00:14:45,051 --> 00:14:47,470 ‫ازت غذا می‌خوام ‫و به‌جاش بهم وعده‌ی یاقوت میدی 128 00:14:49,680 --> 00:14:51,280 ‫هرچقدرم ارزش داشته باشن... 129 00:14:52,767 --> 00:14:55,019 ‫هرگز نمی‌تونن من رو سیر کنن 130 00:14:57,855 --> 00:14:59,455 ‫برو خونه، دیمون 131 00:15:00,817 --> 00:15:02,693 ‫و دیگه برنگرد اینجا 132 00:15:04,153 --> 00:15:05,753 ‫یادت نره چی بهت گفتم 133 00:15:51,033 --> 00:15:53,493 ‫تابحال خیلی‌ها پدربزرگم رو مُرده فرض کردن 134 00:15:53,494 --> 00:15:55,580 ‫و همه‌شون اشتباه می‌کردن 135 00:15:56,581 --> 00:15:58,181 ‫پیداش می‌کنیم 136 00:16:14,682 --> 00:16:16,282 ‫شما... 137 00:16:17,185 --> 00:16:18,853 ‫شما از بچگی ایشون رو می‌شناختین 138 00:16:21,647 --> 00:16:23,900 ‫سخت‌گیر... 139 00:16:25,776 --> 00:16:27,376 ‫ولی مهربون بود 140 00:16:28,112 --> 00:16:29,712 ‫حداقل از نظر من 141 00:16:30,031 --> 00:16:31,656 ‫عشقی که به مادربزرگم داشت رو 142 00:16:31,657 --> 00:16:34,534 ‫در وجود کمتر مردی ‫نسبت به زن‌هاشون دیدم 143 00:16:34,535 --> 00:16:36,204 ‫فکر کنم بخاطر اون بود... 144 00:16:37,121 --> 00:16:41,209 ‫که سعی کرد شما رو فراموش کنه 145 00:16:43,586 --> 00:16:45,186 ‫برادرت بهم گفت 146 00:16:48,549 --> 00:16:51,427 ‫ما خاطرات نبودیم که بخوایم فراموش بشیم 147 00:16:53,012 --> 00:16:54,612 ‫نـه 148 00:16:56,390 --> 00:16:58,225 ‫مغرور هم هست... 149 00:16:58,226 --> 00:16:59,826 ‫اونقدر که به ضرر خودش تموم میشه 150 00:17:00,603 --> 00:17:02,203 ‫یک‌دنده‌ست 151 00:17:08,069 --> 00:17:11,155 ‫این بخش از شخصیتش رو خوب می‌شناسم 152 00:17:12,865 --> 00:17:14,465 ‫می‌شناختم 153 00:17:15,159 --> 00:17:16,953 ‫به این زودی ناامید نشو 154 00:17:24,252 --> 00:17:25,852 ‫نامزدتون چی؟ 155 00:17:26,546 --> 00:17:28,146 ‫با همدیگه بزرگ شدیم 156 00:17:31,175 --> 00:17:33,844 ‫خسته شدم از بس ‫اطرافیانم رو از دست دادم، الین 157 00:17:42,144 --> 00:17:43,771 ‫اونم داره می‌گرده 158 00:18:46,417 --> 00:18:49,045 ‫- ظاهراً دردتون کمتر شده ‫- نه، نشده 159 00:18:50,796 --> 00:18:52,213 ‫دیگه شیر خشخاش نمی‌خواین... 160 00:18:52,214 --> 00:18:54,007 ‫چون دیگه با توی لعنتی حرفی ندارم 161 00:18:54,008 --> 00:18:55,717 ‫صحیح 162 00:18:55,718 --> 00:18:57,344 ‫هنوزم بابت اینکه ‫جون‌تون رو نجات دادم عصبانی هستین 163 00:18:57,345 --> 00:18:59,054 ‫هویتم رو به اسیرکننده‌هامون لو دادی 164 00:18:59,055 --> 00:19:01,139 ‫که بی‌دلیل جلوشون دراومدین، اعلی‌حضرت 165 00:19:01,140 --> 00:19:02,767 ‫می‌خواستن شما رو بکشن 166 00:19:03,893 --> 00:19:05,810 ‫حداقل الان دارین به سمت ساحل... 167 00:19:05,811 --> 00:19:07,771 ‫که باید می‌رفتین، حرکت می‌کنین 168 00:19:07,772 --> 00:19:09,439 ‫آره، و وقتی رسیدیم چی میشه؟ 169 00:19:09,440 --> 00:19:10,899 ‫وقتی منو کشوندن جلوی رینیرا 170 00:19:10,900 --> 00:19:13,778 ‫و دربار کوفتی پر از بی‌شرفش ‫که به ریشم می‌خندن؟ 171 00:19:16,155 --> 00:19:17,755 ‫چی شده؟ 172 00:19:19,784 --> 00:19:21,384 ‫چی شده؟ 173 00:19:21,661 --> 00:19:22,869 ‫پشت سرمون چیزی جز جاده نمی‌بینم 174 00:19:22,870 --> 00:19:24,872 ‫ولی تعجبی نداره اگه... 175 00:19:26,999 --> 00:19:28,125 ‫اینا دیگه کین؟ 176 00:19:29,794 --> 00:19:31,545 ‫اشتباه می‌کردم. واقعاً تعجب کردم 177 00:19:36,926 --> 00:19:38,677 ‫مرتیکه‌ی خودنما، تایلند لنیستر 178 00:19:38,678 --> 00:19:41,889 ‫واقعاً تونسته سه‌سالاری رو راضی کنه ‫علیه رینیرا لشکرکشی کنن 179 00:19:43,307 --> 00:19:44,907 ‫ولی ظاهراً نتیجه‌ی مطلوبی نداشته 180 00:19:45,851 --> 00:19:47,451 ‫برو دوباره بندازشون توی قفس 181 00:19:49,855 --> 00:19:51,941 ‫شنیدین که چی گفت! برین داخل! 182 00:19:58,656 --> 00:20:01,367 ‫ظاهراً سفرمون به دراگون‌استون ‫کمی به تاخیر میفته 183 00:20:19,093 --> 00:20:20,693 ‫اعلی‌حضرت 184 00:20:21,303 --> 00:20:23,555 ‫بهتره هرچه سریع‌تر ‫توی جنگل پناه بگیرین 185 00:20:23,556 --> 00:20:25,515 ‫اونقدر طلا دارم ‫که بتونیم سوار کشتی بشیم 186 00:20:25,516 --> 00:20:26,891 ‫می‌تونیم بریم داسکندیل 187 00:20:26,892 --> 00:20:28,492 ‫میریم روکزرست 188 00:20:29,562 --> 00:20:31,980 ‫بهتره نریم اونجا ‫ممکنه دوباره اسیر بشیم 189 00:20:31,981 --> 00:20:33,898 ‫کول اونجا نیرو داره، مگه نه؟ 190 00:20:33,899 --> 00:20:35,984 ‫- اونا بهم وفادارن ‫- ولی مسیر تا اونجا 191 00:20:35,985 --> 00:20:37,585 ‫طولانی و خطرناکه، اعلی‌حضرت 192 00:20:43,993 --> 00:20:45,703 ‫اگر پیروزی اینه... 193 00:20:46,829 --> 00:20:48,429 ‫امیدوارم دیگه هرگز پیروز نشم 194 00:21:05,848 --> 00:21:08,184 ‫الین، الان دیگه ‫هیچی ندارم بهتون بدم 195 00:21:09,351 --> 00:21:10,951 ‫به‌جز اسمم 196 00:21:22,823 --> 00:21:26,452 ‫ولی ارزش این برام... 197 00:21:27,828 --> 00:21:29,428 ‫از کوهی از طلا بیشتره 198 00:22:08,410 --> 00:22:10,454 ‫با فرمانده لارجنت کار دارم 199 00:22:16,836 --> 00:22:18,436 ‫بفرمایید، علیاحضرت 200 00:22:21,882 --> 00:22:24,552 ‫ببخشید که مزاحم ‫رداطلایی‌هات شدم، ولی... 201 00:22:26,679 --> 00:22:28,305 ‫مسئله بسیار جدیه 202 00:22:29,765 --> 00:22:32,560 ‫اگر خبرش پخش بشه ‫به مرگ تمام کسایی که توش دخیلن ختم میشه 203 00:22:38,941 --> 00:22:40,776 ‫رینیرا داره برمی‌گرده 204 00:22:43,654 --> 00:22:45,238 ‫چطوری این رو می‌دونین؟ 205 00:22:45,239 --> 00:22:46,739 ‫در نبود شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه 206 00:22:46,740 --> 00:22:49,076 ‫اختیار شهر با ملکه‌ی هلیناست 207 00:22:50,119 --> 00:22:51,619 ‫در جهت ایجاد صلح 208 00:22:51,620 --> 00:22:55,374 ‫می‌خواد اجازه بده رینیرا وارد ‫قلعه‌ی سرخ بشه و تخت پادشاهی رو تصاحب کنه 209 00:22:56,417 --> 00:22:58,460 ‫- بعضی‌ها به این‌کار میگن خیانت ‫- آره بعضی‌ها میگن 210 00:23:00,754 --> 00:23:02,354 ‫سوال اینه که، توام جزوشونی؟ 211 00:23:29,366 --> 00:23:30,993 ‫ببین کی اومده، شاهزاده‌ی سرکش 212 00:23:36,874 --> 00:23:38,474 ‫اینجا چیکار می‌کنین؟ 213 00:23:39,335 --> 00:23:40,835 ‫شاهزاده‌ی من 214 00:23:40,836 --> 00:23:42,795 ‫تازه از هارنهال برگشتیم 215 00:23:42,796 --> 00:23:44,396 ‫و آب‌گذر 216 00:23:45,090 --> 00:23:47,927 ‫مطمئن نبودیم بریم بالا یا نه 217 00:23:49,637 --> 00:23:51,237 ‫اتفاق وحشتناکی افتاده 218 00:23:53,223 --> 00:23:55,351 ‫ملکه ازتون خواست ‫به ویگار حمله یا تعقیبش کنین 219 00:23:57,770 --> 00:23:59,370 ‫نکنه اشتباه می‌کنم؟ 220 00:23:59,855 --> 00:24:02,191 ‫ایموند نیومد 221 00:24:04,234 --> 00:24:07,655 ‫و فقط دو روز صبر کردین ‫و بعد وظیفه‌تون رو رها کردین؟ 222 00:24:08,322 --> 00:24:09,238 ‫آدام هم رفت 223 00:24:09,239 --> 00:24:12,785 ‫فکر کردیم شاید سوءتفاهمی پیش اومده 224 00:24:13,744 --> 00:24:16,120 ‫نمی‌دونستم علیاحضرت ملکه ‫الان یا هروقت دیگه 225 00:24:16,121 --> 00:24:20,000 ‫ازتون خواسته... فکر کنین 226 00:24:23,462 --> 00:24:25,880 ‫ولی چیز پلیدی توی اون جنگل هست 227 00:24:25,881 --> 00:24:27,481 ‫جدی میگم 228 00:24:27,967 --> 00:24:31,136 ‫صداهای عجیب‌غریبی شنیدیم ‫صدای آدم و اینا، منم یه... 229 00:24:36,141 --> 00:24:37,741 ‫اشتباه کردین 230 00:24:38,560 --> 00:24:40,603 ‫هر سه‌تاتون اشتباه کردین ‫و این اشتباه‌تون برامون گرون تموم میشه 231 00:24:40,604 --> 00:24:42,397 ‫بخشی از نیروهامون و یکی از ‫خاندان‌های وفادارمون رو اونجا رها کردم 232 00:24:42,398 --> 00:24:45,525 ‫زنی اومد و بهمون گفت نبردی درگرفته 233 00:24:45,526 --> 00:24:46,901 ‫فکر کردم یکی از استادهاست 234 00:24:46,902 --> 00:24:48,528 ‫یا... 235 00:24:48,529 --> 00:24:50,155 ‫شاید یه ساحره‌ست 236 00:24:52,491 --> 00:24:54,450 ‫- همراه دیگه‌تون کجاست؟ ‫- همراه بانو بیلا 237 00:24:54,451 --> 00:24:56,051 ‫برگشته آب‌گذر 238 00:25:00,916 --> 00:25:03,460 ‫الان برگردیم هارنهال، شاهزاده‌ی من؟ 239 00:25:18,559 --> 00:25:20,159 ‫داخله؟ 240 00:25:20,811 --> 00:25:23,313 ‫از زمان فوت جیس ‫گفته نمی‌خواد کسی رو ببینه 241 00:25:24,898 --> 00:25:27,775 ‫و در این حین، آهنگر و دائم‌الخمر ‫اجازه دادن ایموند یک‌چشم 242 00:25:27,776 --> 00:25:30,069 ‫- از چنگ‌شون فرار کنه ‫- ملکه عزاداره 243 00:25:30,070 --> 00:25:31,947 ‫- کارهای ایشون رو زیر سوال می‌برین؟ ‫- کارهای ملکه رو نه 244 00:25:32,948 --> 00:25:34,741 ‫کارهای اونا رو زیر سوال می‌برم 245 00:25:34,742 --> 00:25:36,342 ‫و کارهای تو 246 00:25:36,910 --> 00:25:38,494 ‫وقتی رفتم زندانی بودی 247 00:25:38,495 --> 00:25:41,372 ‫و قولی که بهم داده بودین رو شکستین 248 00:25:41,373 --> 00:25:44,208 ‫مثل یه مار خودتو به ملکه نزدیک کردی 249 00:25:44,209 --> 00:25:47,462 ‫اعتراف می‌کنم که ‫زیرکیت رو دست‌کم گرفتم 250 00:25:47,463 --> 00:25:50,256 ‫هرچقدر می‌خواین من رو تحریک کنین 251 00:25:50,257 --> 00:25:54,010 ‫من اعتماد ملکه رو جلب کردم ‫کاری که شما هنوز نکردین 252 00:25:54,011 --> 00:25:56,345 ‫- ملکه زن منه ‫- پس چرا درد و رنجی 253 00:25:56,346 --> 00:25:57,930 ‫که مجبور بوده تحمل کنه رو بیشتر کردین؟ 254 00:25:57,931 --> 00:25:59,767 ‫مسائل بین ما به تو ربطی نداره 255 00:26:01,477 --> 00:26:03,077 ‫نقشه‌ت چیه؟ 256 00:26:03,896 --> 00:26:07,024 ‫که انتقام توهین و تحقیرهایی که تحمل کردی ‫ یا خیال می‌کنی تحمل کردی رو بگیری؟ 257 00:26:08,734 --> 00:26:11,737 ‫اینجا چنبره زدی ‫که زهرت رو بهم بریزی؟ 258 00:26:13,572 --> 00:26:16,575 ‫همه‌چی بخاطر تو نیست، دیمون 259 00:26:29,338 --> 00:26:31,840 ‫پس نمی‌دونیم ایموند کجاست 260 00:26:46,980 --> 00:26:49,941 ‫به‌نظرت تصمیمات ملکه منطقیه؟ 261 00:26:49,942 --> 00:26:51,902 ‫اگر اینطور نبود ‫بهشون خدمت نمی‌کردم 262 00:26:53,153 --> 00:26:56,489 ‫ولی داره بابت حرف الیسنت هایتاور ‫خطر بزرگی به‌جون می‌خره 263 00:26:56,490 --> 00:26:58,090 ‫آره 264 00:26:59,159 --> 00:27:00,759 ‫در اون دیدارشون حضور نداشتم 265 00:27:01,620 --> 00:27:04,206 ‫همونطور که همه می‌دونن ‫با همدیگه بزرگ شدن 266 00:27:05,415 --> 00:27:08,251 ‫به‌نظرتون بعد از اتفاقاتی ‫که از اون موقع افتاده 267 00:27:08,252 --> 00:27:10,546 ‫هنوزم صمیمیتی بین‌شون باقی مونده؟ 268 00:27:11,547 --> 00:27:13,147 ‫شاید 269 00:27:14,925 --> 00:27:16,525 ‫این برات ناراحت‌کننده‌ست؟ 270 00:27:18,053 --> 00:27:21,556 ‫من فقط نگران ملکه‌م 271 00:27:21,557 --> 00:27:23,349 ‫علاقه‌ای به خاندان هایتاور ندارم 272 00:27:23,350 --> 00:27:25,434 ‫سر این موضوع هم‌نظریم ‫ولی به‌نظرم الیسنت 273 00:27:25,435 --> 00:27:27,353 ‫ذاتاً فتنه‌گره 274 00:27:27,354 --> 00:27:29,439 ‫و کسی نیست که ‫آشکارا دشمنش رو فریب بده 275 00:27:30,315 --> 00:27:32,567 ‫یا شایدم ابزار دیگرانه 276 00:27:32,568 --> 00:27:34,318 ‫عذر می‌خوام، شاهزاده‌ی من 277 00:27:34,319 --> 00:27:37,823 ‫ظاهراً ویگار رو دیدن ‫که داره بارانداز پادشاه رو ترک می‌کنه... 278 00:27:38,866 --> 00:27:41,618 ‫و به سمت سرزمین‌های رودخانه میره 279 00:27:42,202 --> 00:27:44,328 ‫می‌خواستم به ملکه اطلاع بدم، ولی... 280 00:27:44,329 --> 00:27:45,929 ‫خودم میرم 281 00:28:01,597 --> 00:28:03,197 ‫علیاحضرت! 282 00:28:03,932 --> 00:28:06,018 ‫فضای قلعه متشنجه 283 00:28:09,021 --> 00:28:12,524 ‫به‌نظرم بهتره دیگه بدون من جایی نرید 284 00:28:13,275 --> 00:28:15,526 ‫می‌خوام با سِـر سورن ‫فرمانده‌ی نگهبانان سلطنتی صحبت کنم 285 00:28:15,527 --> 00:28:16,569 ‫به‌نظرت الان کجاست؟ 286 00:28:16,570 --> 00:28:18,197 ‫هرجایی ممکنه باشه 287 00:28:19,615 --> 00:28:21,991 ‫- می‌تونم یه پیام براش بفرستم ‫- ممنون، نمی‌خواد 288 00:28:21,992 --> 00:28:24,577 ‫لطفاً برو مطمئن شو ‫اتاق شورای کوچک امنه 289 00:28:24,578 --> 00:28:26,537 ‫- می‌خوام فوراً اونجا جلسه تشکیل بدم ‫- علیاحضرت؟ 290 00:28:26,538 --> 00:28:28,138 ‫این یه دستوره 291 00:28:29,166 --> 00:28:30,958 ‫زود باش، سـر ریکارد 292 00:28:30,959 --> 00:28:32,559 ‫هرچی شما امر بفرمایید 293 00:28:39,134 --> 00:28:41,094 ‫در راه جنگیدن برای ملکه‌ش مُرد 294 00:28:42,804 --> 00:28:44,404 ‫همونطوری که می‌خواست 295 00:28:47,100 --> 00:28:48,700 ‫از دستورم سرپیچی کرد 296 00:28:51,188 --> 00:28:52,788 ‫پسرها کارشون همینه 297 00:28:55,567 --> 00:28:57,194 ‫یه اژدهای دیگه بود 298 00:28:58,695 --> 00:29:00,738 ‫بیلا میگه گوسفنددزد بوده 299 00:29:00,739 --> 00:29:02,339 ‫یه اژدهای وحشی؟ 300 00:29:03,200 --> 00:29:04,800 ‫یه سوارکار داشته 301 00:29:06,578 --> 00:29:08,913 ‫غیرممکنه. هرگز نمیشه ‫یه اژدهای وحشی رو رام کرد 302 00:29:08,914 --> 00:29:12,542 ‫به مون‌دنسر حمله کردن ‫و جیس رو به کام مرگ کشوندن 303 00:29:13,877 --> 00:29:15,753 ‫سبزها چطور تونستن ‫یه اژدهای دیگه رو تصاحب کنن؟ 304 00:29:15,754 --> 00:29:17,881 ‫- ازت می‌خوام پیداشون کنی ‫- بله حتماً 305 00:29:24,763 --> 00:29:27,139 ‫ولی قبلش مسائل مهم‌تری هست 306 00:29:27,140 --> 00:29:28,740 ‫نه، حوصله‌ی این حرفا رو ندارم 307 00:29:32,771 --> 00:29:34,606 ‫ویگار بارانداز پادشاه رو ترک کرده 308 00:29:52,958 --> 00:29:55,002 ‫پسرهایی که... 309 00:29:56,628 --> 00:29:58,228 ‫بهم می‌چسبیدن، که... 310 00:30:00,173 --> 00:30:03,175 ‫صورت‌های کوچیک‌شون رو ‫زیر دامنم قایم می‌کردن، مُردن 311 00:30:03,176 --> 00:30:06,596 ‫تا من بتونم روی تختی ‫از جنس شمشیر بشینم؟ 312 00:30:12,477 --> 00:30:14,477 ‫می‌خوای بذاری مرگ‌شون ‫برای هیچ و پوچ باشه؟ 313 00:30:22,863 --> 00:30:24,448 ‫دیدمش، رینیرا 314 00:30:25,991 --> 00:30:27,492 ‫توی هارنهال 315 00:30:28,035 --> 00:30:31,705 ‫ظلمتی که در شمال نهفته‌ست ‫نغمه‌ی یخ و آتش 316 00:30:33,582 --> 00:30:36,667 ‫دختری با موهای نقره‌ای رو ‫در صحراهای دوردست دیدم 317 00:30:36,668 --> 00:30:40,463 ‫و اژدهاهایی روی سینه‌ش نشسته بودن 318 00:30:40,464 --> 00:30:42,340 ‫خیلی خسته‌م 319 00:30:42,341 --> 00:30:43,941 ‫نه، نه 320 00:30:45,010 --> 00:30:46,928 ‫ولی اگر حقیقت داشته باشه... 321 00:30:47,596 --> 00:30:51,558 ‫اون چیزهایی که برادرم بهت گفت... 322 00:30:53,685 --> 00:30:56,104 ‫اگر حقیقت داشته باشن 323 00:30:57,939 --> 00:31:00,067 ‫اون‌موقع چیکار می‌کنی؟ 324 00:31:03,706 --> 00:31:06,706 ‫ارائــــ.ـه از سـ ــایـ.ـت سـ ــی‌نـ.ـمـ ـا 325 00:31:12,037 --> 00:31:13,337 ‫خب 326 00:31:16,083 --> 00:31:17,459 ‫ببخشید؟ 327 00:31:17,542 --> 00:31:20,462 ‫چه موجود کوچیک کوشایی هستی 328 00:31:20,545 --> 00:31:22,631 ‫همه‌جا هستی. ‫یه عالمه کار انجام می‌دی 329 00:31:22,714 --> 00:31:24,674 ‫بهتره جایگاهت رو فراموش نکنی، لرد جسپر 330 00:31:24,758 --> 00:31:27,094 ‫جایگاهم رو خوب یادمه 331 00:31:27,928 --> 00:31:30,055 ‫جایگاه تو رو هم یادمه، علیاحضرت، 332 00:31:30,138 --> 00:31:33,809 ‫زمانی که در اوج جوونی ‫مثل یه مار توی راهروهای قدرت می‌خزیدی 333 00:31:35,394 --> 00:31:36,694 ‫خیلی جوون بودی 334 00:31:38,438 --> 00:31:39,981 ‫خیلی جسور بودی 335 00:31:42,651 --> 00:31:45,570 ‫من با وفاداری به ویسریس خدمت کردم. ‫با وفاداری به این قلمرو خدمت کردم 336 00:31:45,654 --> 00:31:47,489 ‫کاری که لازم بود رو انجام دادی 337 00:31:48,865 --> 00:31:50,492 ‫هیچ مردی نمی‌تونه ‫این رو انکار کنه 338 00:31:54,121 --> 00:31:55,421 ‫زندگی کوتاهه 339 00:31:55,914 --> 00:31:57,214 ‫خدایان بی‌رحم هستن 340 00:31:57,541 --> 00:32:02,045 ‫در حال که دنیا به سمت تاریکی می‌ره ‫هر لذتی که می‌تونیم رو تجربه می‌کنیم 341 00:32:05,882 --> 00:32:07,300 ‫خود تو… 342 00:32:07,384 --> 00:32:08,684 ‫به عنوان مثال 343 00:32:11,513 --> 00:32:14,391 ‫خیلی لذت بردی 344 00:32:17,310 --> 00:32:18,645 ‫با سِر کریستون 345 00:32:20,355 --> 00:32:22,023 ‫- مگه نه؟ ‫- لرد… 346 00:32:22,899 --> 00:32:24,127 ‫لرد جسپر 347 00:32:24,151 --> 00:32:25,451 ‫خیلی… 348 00:32:26,194 --> 00:32:27,463 ‫لذت بردی 349 00:32:27,487 --> 00:32:29,281 ‫مجازات چنین کاری مرگه 350 00:32:29,364 --> 00:32:30,782 ‫اون‌وقت مجازات کار تو چیه 351 00:32:30,866 --> 00:32:32,242 ‫که مخفیانه با نگهبانان شهر دیدار داشتی؟ 352 00:32:32,325 --> 00:32:34,119 ‫می‌خوام بدونم اون‌جا چیکار داشتی؟ 353 00:32:34,202 --> 00:32:35,502 ‫لرد جسپر، لطفاً 354 00:32:36,496 --> 00:32:38,915 ‫- بازم بگو ‫- چی؟ 355 00:32:40,250 --> 00:32:41,710 ‫التماسم کن 356 00:32:43,211 --> 00:32:44,511 ‫نه! 357 00:32:57,601 --> 00:32:58,703 ‫نه! 358 00:32:58,727 --> 00:33:00,270 ‫نه! نه! 359 00:33:01,229 --> 00:33:03,231 ‫نه! نه! 360 00:33:04,608 --> 00:33:06,693 ‫نه! نه! 361 00:33:06,776 --> 00:33:08,076 ‫نه! 362 00:33:11,281 --> 00:33:12,581 ‫لرد جسپر 363 00:33:17,746 --> 00:33:19,046 ‫اورویل… 364 00:33:19,456 --> 00:33:20,756 ‫خوبه 365 00:33:21,583 --> 00:33:23,418 ‫به نظر می‌رسه یه خائن داریم 366 00:33:24,461 --> 00:33:26,004 ‫می‌خواستم خبرت کنم، سِر سورن 367 00:33:26,087 --> 00:33:28,548 ‫باید دستگیر بشه ‫تا دیگه دردسر درست نکنه 368 00:33:28,632 --> 00:33:30,175 ‫استاد اعظم، التماس می‌کنم 369 00:33:30,258 --> 00:33:31,885 ‫ازش بپرس یه ساعت پیش کجا بوده 370 00:33:33,345 --> 00:33:35,472 ‫نمی‌دونم ممکنه کجا بوده باشن 371 00:33:36,223 --> 00:33:39,184 ‫اما می‌دونم با چشم‌هام چی دیدم 372 00:33:39,267 --> 00:33:40,567 ‫دستگیرش کنید! 373 00:33:40,685 --> 00:33:43,230 ‫جرأت کرده به مادر پادشاه ‫دست‌درازی کنه! 374 00:33:43,313 --> 00:33:45,815 ‫ملکه‌ی بیوه بهمون خیانت کرده 375 00:33:45,899 --> 00:33:48,151 ‫محافظ سوگندخورده‌ش ‫بهم هشدار داد 376 00:33:48,235 --> 00:33:49,903 ‫باید همراه‌مون بیایید، لرد جسپر 377 00:33:49,986 --> 00:33:53,031 ‫محض رضای خدایان ‫من ارباب قوانین هستیم 378 00:33:54,074 --> 00:33:55,450 ‫ولم کنید! 379 00:34:03,625 --> 00:34:05,835 ‫مدیون‌تون هستم، ارباب اعظم 380 00:34:08,380 --> 00:34:10,715 ‫نمی‌دونم چیکار کردید، علیاحضرت 381 00:34:11,550 --> 00:34:13,467 ‫می‌ترسم از سرِ استیصال ‫دست به کاری زده باشید 382 00:34:34,322 --> 00:34:36,116 ‫از صمیم قلب بهتون ‫تسلیت می‌گیم، علیاحضرت 383 00:34:37,492 --> 00:34:38,594 ‫این… 384 00:34:38,618 --> 00:34:40,161 ‫اتفاق خیلی فاجعه‌باریه 385 00:34:43,623 --> 00:34:45,667 ‫می‌خوام برم به بارانداز پادشاه 386 00:34:46,458 --> 00:34:47,918 ‫چی؟ علیاحضرت، شما نمی‌تونید… 387 00:34:48,003 --> 00:34:49,879 ‫چیزی که من از حرف ملکه شنیدم ‫هیچ ابهامی نداشت، 388 00:34:49,963 --> 00:34:51,840 ‫لرد بارتیموس، به نظرت ابهام داشت؟ 389 00:34:51,922 --> 00:34:53,842 ‫من همراه با همسرم به اون‌جا می‌رم 390 00:34:53,925 --> 00:34:55,635 ‫و اژدهاسوارهای جدیدم هم ‫به عنوان محافظ در کنارم خواهند بود 391 00:34:55,719 --> 00:34:58,555 ‫خیلی خوبه، اما نمی‌تونید با اژدهاتون 392 00:34:58,638 --> 00:35:00,974 ‫وارد قلعه بشید، ملکه‌ی من 393 00:35:01,057 --> 00:35:03,184 ‫ارتش ولاریون پراکنده شده 394 00:35:03,268 --> 00:35:05,228 ‫اونا رو برای محافظت ندارید 395 00:35:05,312 --> 00:35:06,646 ‫من رو داره 396 00:35:06,730 --> 00:35:09,858 ‫اِیموند به هارنهال رفته، ‫همون‌طور که آلیسون وعده داد 397 00:35:09,941 --> 00:35:11,610 ‫و وقتی برگرده، ‫فرصت‌مون رو از دست می‌دیم 398 00:35:11,693 --> 00:35:16,573 ‫من رو ببخشید، ملکه‌ی من، ‫اما به نظر می‌رسه یه تله باشه 399 00:35:16,656 --> 00:35:18,950 ‫اگه تله باشه هم برام مهم نیست. ‫دیگه نمی‌خوام در موردش حرف بزنم 400 00:35:22,370 --> 00:35:24,789 ‫بذارید سِر لورنت خودش ‫انتخاب کنه چطور می‌خواد بمیره 401 00:35:31,630 --> 00:35:33,214 ‫فکر کنم به این نیاز پیدا می‌کنید 402 00:35:38,219 --> 00:35:40,180 ‫امیدوارم من رو فراموش نکنید 403 00:35:43,642 --> 00:35:45,935 ‫یادتون باشه چه کسایی ‫بهتون وفادار بودن 404 00:36:04,412 --> 00:36:07,123 ‫از وقتی رفتم ‫خیلی چیزها عوض شدن 405 00:36:07,207 --> 00:36:08,583 ‫مشاور جدیدی انتخاب کردی 406 00:36:08,667 --> 00:36:11,336 ‫کارهای زیادی برامون انجام داده 407 00:36:11,419 --> 00:36:13,880 ‫- برای من ‫- حدس می‌زدم 408 00:36:13,963 --> 00:36:16,174 ‫نیازی به تأیید تو ندارم 409 00:36:17,092 --> 00:36:18,551 ‫فقط نظرم رو گفتم 410 00:36:21,763 --> 00:36:23,807 ‫شاهزاده. علیاحضرت 411 00:36:27,602 --> 00:36:28,902 ‫سیراکس! 412 00:36:37,320 --> 00:36:39,614 ‫امروز، بارانداز پادشاه ‫میزبان ملکه‌ش خواهد بود 413 00:36:41,116 --> 00:36:43,243 ‫برای محافظت پرواز می‌کنید. منطقه‌ی وسیعی رو ‫پوشش بدید و مراقب باشید 414 00:36:43,326 --> 00:36:44,626 ‫نمی‌ذارید از آسمون کسی نزدیک بشه 415 00:36:44,703 --> 00:36:46,621 ‫دستورات به اندازه‌ی کافی ‫براتون ساده هستن؟ 416 00:36:47,956 --> 00:36:49,332 ‫بله 417 00:36:49,416 --> 00:36:51,126 ‫تا وقتی بهتون خبر بدم ‫باید مراقب باشید 418 00:36:51,209 --> 00:36:53,253 ‫و هیچ موقع نیاز نیست 419 00:36:53,336 --> 00:36:54,754 ‫بخواید فکر بکنید، 420 00:36:54,838 --> 00:36:58,383 ‫یا تصمیم‌گیری بکنید ‫و ایده‌های جدید به سرتون بزنه 421 00:37:00,635 --> 00:37:03,304 ‫- نه، اعلی‌حضرت ‫- نه 422 00:37:05,098 --> 00:37:07,934 ‫وقتی شهر رو تصاحب کردیم، ‫دوباره روی وِیگار تمرکز می‌کنیم 423 00:37:09,978 --> 00:37:12,647 ‫از این لحظه به بعد ‫همه باید طبق نقشه عمل کنن 424 00:37:16,484 --> 00:37:18,069 ‫ناامیدم نکنید 425 00:37:51,686 --> 00:37:53,938 ‫هلینا. هلینا 426 00:37:55,607 --> 00:37:58,443 ‫عجیبه. الان فصلش نیست 427 00:37:58,526 --> 00:38:00,528 ‫رینیرا داره میاد 428 00:38:00,612 --> 00:38:03,364 ‫- بهت نیاز دارم ‫- قراره درگیری رخ بده؟ 429 00:38:03,448 --> 00:38:04,866 ‫نه. نه 430 00:38:04,949 --> 00:38:08,077 ‫بهش اجازه‌ی ورود می‌دیم ‫و بعدش فرار می‌کنیم 431 00:38:08,161 --> 00:38:09,954 ‫باهاش صحبت کردی؟ 432 00:38:11,414 --> 00:38:12,714 ‫اما معطل شدم 433 00:38:12,749 --> 00:38:14,584 ‫به نظر می‌رسه سِر ریکارد ‫بهم خیانت کرده 434 00:38:15,668 --> 00:38:16,825 ‫باید نگهبانان مستقر روی دیوارها 435 00:38:16,826 --> 00:38:18,880 ‫و محافظ‌های کاخ رو تا جایی که می‌تونیم ‫وادار به تسلیم بکنیم 436 00:38:18,963 --> 00:38:20,263 ‫فکر می‌کنن دیوونه شدی 437 00:38:21,132 --> 00:38:22,318 ‫اما از یه ملکه اطاعت می‌کنن 438 00:38:22,342 --> 00:38:24,511 ‫تو یه ملکه‌ای 439 00:38:24,594 --> 00:38:26,221 ‫هلینا، ملکه تویی 440 00:38:26,304 --> 00:38:27,764 ‫بجنب 441 00:38:28,848 --> 00:38:30,725 ‫گفتی پدرم نظرش رو عوض کرده 442 00:38:31,684 --> 00:38:33,978 ‫تو اِگان رو پادشاه کردی، ‫تو و سِر کریستون 443 00:38:34,062 --> 00:38:36,231 ‫و پدربزرگم، و روحانی 444 00:38:36,314 --> 00:38:38,191 ‫اشتباه کردم 445 00:38:38,274 --> 00:38:40,235 ‫- اما با گوش‌های خودت شنیدی ‫- دیگه خودمم نمی‌دونم 446 00:38:40,318 --> 00:38:41,618 ‫واقعاً چی شنیدم 447 00:38:41,694 --> 00:38:42,994 ‫اما هلینا… 448 00:38:44,030 --> 00:38:46,115 ‫خودت چند وقت پیش بهم گفتی 449 00:38:46,199 --> 00:38:47,909 ‫که قبل از ملکه شدن ‫خیلی خوش‌حال‌تر بودی 450 00:38:48,785 --> 00:38:50,537 ‫اون حرفت مثل نیزه ‫قلبم رو سوراخ کرد 451 00:38:52,247 --> 00:38:57,043 ‫الان به این فکر نمی‌کنم که سزاوار چی هستی، ‫فقط دنبال اینم که خوش‌حال بشی 452 00:38:58,461 --> 00:39:00,463 ‫شاید بتونم تو رو به رستگاری برسونم 453 00:39:06,219 --> 00:39:09,222 ‫فکر کنم دوست دارم مرغ پرورش بدم 454 00:39:17,397 --> 00:39:19,190 ‫- ملکه‌ی من ‫- علیاحضرت 455 00:39:21,943 --> 00:39:23,212 ‫- علیاحضرت ‫- ملکه‌ی من 456 00:39:23,236 --> 00:39:24,536 ‫تو 457 00:39:24,612 --> 00:39:26,781 ‫- فرمانده‌ت کیه؟ ‫- سِر فردریک، علیاحضرت 458 00:39:32,036 --> 00:39:33,371 ‫مشکلی پیش اومده، علیاحضرت؟ 459 00:39:33,454 --> 00:39:35,623 ‫نباید هیچ اقدامی انجام بدید، سِر فردریک 460 00:39:35,707 --> 00:39:37,542 ‫به دستور ملکه هلینا 461 00:39:39,502 --> 00:39:41,462 ‫دستور ثابت ما اینه، علیاحضرت 462 00:39:41,546 --> 00:39:43,047 ‫هر اژدهایی به جز ویگار ‫به این‌جا نزدیک بشه رو هدف قرار می‌دیم 463 00:39:43,131 --> 00:39:44,632 ‫دستورات‌تون لغو می‌شن 464 00:39:45,216 --> 00:39:48,636 ‫- اما شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه… ‫- شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه شهر رو ترک کرده 465 00:39:48,720 --> 00:39:50,847 ‫الان تحت اختیار ملکه هستید 466 00:39:52,098 --> 00:39:54,267 ‫نمی‌خوام هیچ جونوری آسیب ببینه 467 00:39:58,146 --> 00:40:00,523 ‫رینیرا تارگرین قراره بیاد، سِر فردریک 468 00:40:01,691 --> 00:40:04,027 ‫با شاهزاده دیمون و چند نفر دیگه میاد 469 00:40:04,944 --> 00:40:06,244 ‫پادشاه کناره‌گیری کرده 470 00:40:06,279 --> 00:40:08,573 ‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه ‫از شهر فرار کرده 471 00:40:09,532 --> 00:40:11,326 ‫مبارزه می‌کنید و جون‌تون رو ‫از دست می‌دید، 472 00:40:11,409 --> 00:40:13,036 ‫و بارانداز پادشاه هم ‫به آتش کشیده می‌شه، 473 00:40:13,119 --> 00:40:15,705 ‫یا به امید صلح و آرامش ‫بهش اجازه‌ی ورود می‌دید؟ 474 00:40:15,788 --> 00:40:17,707 ‫پسرهاش همیشه مهربان بودن 475 00:40:21,544 --> 00:40:22,844 ‫سِر فردریک 476 00:40:58,206 --> 00:40:59,506 ‫به هارنهال می‌ریم 477 00:41:00,416 --> 00:41:01,716 ‫به هارنهال می‌ریم! 478 00:41:44,627 --> 00:41:45,927 ‫اژدها! 479 00:41:48,245 --> 00:41:49,649 ‫اژدها! 480 00:43:27,980 --> 00:43:29,941 ‫دنبال دیمون تارگرین هستم 481 00:43:31,359 --> 00:43:33,361 ‫باید اعتراف کنم که انتظار ‫اومدن شما رو نداشتیم 482 00:43:36,114 --> 00:43:37,414 ‫شمشیر بکش 483 00:43:39,033 --> 00:43:41,744 ‫- اعلی‌حضرت، من شمشیر ندارم ‫- پس یه شمشیر پیدا کن 484 00:43:45,456 --> 00:43:47,333 ‫نمی‌خوام در برابر شما بایستم 485 00:43:52,255 --> 00:43:54,715 ‫چندین سالی می‌شه ‫که دست به شمشیر نشدم 486 00:43:56,467 --> 00:44:00,263 ‫حتماً یه راه دیگه‌ای وجود داره ‫که براتون راضی‌کننده باشه؟ 487 00:44:05,726 --> 00:44:07,353 ‫ارتش از این‌جا رفته 488 00:44:09,814 --> 00:44:11,816 ‫چیزی جلوتون رو نمی‌گیره 489 00:44:20,616 --> 00:44:21,916 ‫پدر! 490 00:45:35,233 --> 00:45:36,533 ‫کمکم کن 491 00:45:41,197 --> 00:45:42,740 ‫کمک… 492 00:46:06,041 --> 00:46:07,614 ‫دست نگه دارید 493 00:47:00,301 --> 00:47:02,235 ‫برو پایین، کاراکسس 494 00:48:02,797 --> 00:48:04,507 ‫آلیسون به قولش عمل کرده 495 00:48:06,509 --> 00:48:08,386 ‫آزمون واقعی داخله 496 00:48:11,680 --> 00:48:13,057 ‫نترسید 497 00:48:15,684 --> 00:48:17,311 ‫اومدم همه‌چیز رو درست کنم 498 00:48:47,384 --> 00:48:48,684 ‫صبر کن 499 00:49:20,416 --> 00:49:23,794 ‫چه کَس دیگه‌ای جرأت داره ‫توی خونه‌ی خودمون علیه‌مون شمشیر بکشه؟ 500 00:50:04,877 --> 00:50:06,177 ‫علیاحضرت 501 00:50:37,701 --> 00:50:39,245 ‫ایست! 502 00:50:47,169 --> 00:50:48,469 ‫اِگان کجاست؟ 503 00:50:48,504 --> 00:50:50,381 ‫هیچ ربطی به شما نداره 504 00:50:50,464 --> 00:50:51,764 ‫باهاش کار دارم 505 00:50:51,840 --> 00:50:54,552 ‫توله‌سگ تازه به دوران رسیده ‫اون‌قدر بزدله که با ملکه‌ش رو در رو نمی‌شه؟ 506 00:50:54,635 --> 00:50:56,887 ‫باید اعتراف کنم که جسور هستید 507 00:50:57,930 --> 00:50:59,230 ‫جسور یا احمق 508 00:51:01,225 --> 00:51:03,435 ‫فکر کنم به این بستگی داره ‫که پیروز بشم یا شکست بخورم 509 00:51:07,314 --> 00:51:09,316 ‫این چیزیه که تا حالا ندیده بودم 510 00:51:19,034 --> 00:51:20,578 ‫نزدیکم بمون، رینیرا 511 00:51:40,723 --> 00:51:42,023 ‫از دیدنت خوش‌حالم… 512 00:51:42,725 --> 00:51:44,025 ‫سِر لوتر 513 00:51:46,020 --> 00:51:49,148 ‫ما نگهبانان شهر فرمانده‌مون ‫دیمون تارگرین… 514 00:51:50,649 --> 00:51:52,568 ‫و مکله رینیرا، 515 00:51:52,651 --> 00:51:54,820 ‫تنها وارث برحقِ تخت آهنین رو یادمونه 516 00:51:57,197 --> 00:51:59,617 ‫نگهبانان دروازه‌ها شمشیرهاشون رو ‫روی زمین گذاشتن 517 00:51:59,700 --> 00:52:02,953 ‫شما هم همین کار رو بکنید، ‫وگرنه به عنوان خائن کشته خواهید شد 518 00:52:22,139 --> 00:52:25,017 ‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه ‫چنین چیزی رو تحمل نخواهد کرد 519 00:52:25,100 --> 00:52:27,311 ‫- دست پادشاه هم همین‌طور! ‫- دستگیرشون کنید! 520 00:52:29,813 --> 00:52:33,108 ‫و هر کسی که نشان خاندان هایتاور رو ‫بر تن داره رو هم دستگیر کنید 521 00:52:41,492 --> 00:52:43,494 ‫ممنونم، سِر لوتر 522 00:52:44,536 --> 00:52:47,956 ‫شخص شاهزاده دیمون ‫به ما این رداهای طلایی رو داد… 523 00:52:49,291 --> 00:52:50,834 ‫‏۲۰ سال پیش 524 00:52:51,710 --> 00:52:53,253 ‫می‌دونستم دوباره یه روزی می‌بینمت 525 00:52:55,005 --> 00:52:56,840 ‫کاش می‌تونستم بگم منم مطمئن بودم ‫یه روزی شما رو می‌بینم 526 00:53:04,264 --> 00:53:05,974 ‫تخت سلطنت شماست، ملکه‌ی من 527 00:53:07,434 --> 00:53:08,811 ‫هنوز نه 528 00:53:10,854 --> 00:53:12,189 ‫اِگانِ… 529 00:53:13,357 --> 00:53:14,733 ‫غاصب رو… 530 00:53:15,859 --> 00:53:17,778 ‫بیارید پیش من! 531 00:53:42,344 --> 00:53:44,096 ‫- این‌جا نیست ‫- پس کجاست؟ 532 00:53:44,179 --> 00:53:45,479 ‫نمی‌دونم 533 00:53:47,015 --> 00:53:48,315 ‫قسم می‌خورم 534 00:53:48,851 --> 00:53:49,911 ‫فرار کرده، 535 00:53:49,935 --> 00:53:51,770 ‫و ارباب نجواها هم همراهش رفته 536 00:53:51,854 --> 00:53:53,081 ‫چه قانع‌کننده و راحت! 537 00:53:53,105 --> 00:53:55,607 ‫وقتی اِگان پادشاه شد ‫من این‌جا موندم 538 00:53:56,734 --> 00:53:58,569 ‫من یه شوالیه نیستم، ‫نگران جونم هستم 539 00:53:59,653 --> 00:54:02,322 ‫اما هر کاری ازم برمی‌اومد ‫انجام دادم، ملکه‌ی بیوه می‌تونه تأیید کنه 540 00:54:02,406 --> 00:54:03,706 ‫اون هم این‌جا نیست 541 00:54:06,368 --> 00:54:11,165 ‫من به وارث برحق ویسریس ‫وفاداری خودم رو اعلام می‌کنم، 542 00:54:11,248 --> 00:54:13,500 ‫ملکه‌ای به حقِ خون و به موجب سوگند 543 00:54:20,048 --> 00:54:23,719 ‫اگه غاصب فرار کرده، پس همون‌طور ‫که خودت خوب می‌دونی باید سر چند نفر رو جدا کنیم 544 00:54:23,802 --> 00:54:26,221 ‫با این‌که مایل نیستم ‫خون یه استاد رو بریزم 545 00:54:26,305 --> 00:54:27,973 ‫اگه نیازه، من رو بکشید 546 00:54:30,184 --> 00:54:32,728 ‫اما می‌تونم کَس دیگه‌ای رو ‫بهتون پیشنهاد بدم که بیشتر… 547 00:54:33,896 --> 00:54:35,314 ‫راضی‌کننده‌ست 548 00:54:50,496 --> 00:54:52,039 ‫نمی‌تونیم این‌طوری فرار کنیم 549 00:55:03,383 --> 00:55:05,469 ‫- آزادشون کنید ‫- چشم، شاهزاده 550 00:55:12,518 --> 00:55:14,853 ‫- چی شده؟ ‫- اورویل تو رو قربانی کرد 551 00:55:15,979 --> 00:55:19,316 ‫خیلی خوبه که می‌بینم ‫مثل عنکبوت به جون هم افتادید 552 00:55:19,399 --> 00:55:22,903 ‫همه‌ش تقصیر اونه. ‫جنده کوچولوی حقه‌باز 553 00:55:22,986 --> 00:55:25,864 ‫اگه به حرف زدن ادامه بدی ‫قبل از بریدن سرت، کیرت رو می‌برم، 554 00:55:25,948 --> 00:55:27,217 ‫فقط برای تفریح و خوش‌گذرونی 555 00:55:27,241 --> 00:55:28,909 ‫با اجازه‌تون، شاهزاده‌ی من 556 00:55:31,870 --> 00:55:34,623 ‫این هدیه برای شما نگهداری شده، 557 00:55:34,706 --> 00:55:36,291 ‫برای چنین زمانی که برمی‌گردید 558 00:55:37,459 --> 00:55:39,336 ‫از طرف لرد لاریس اِسترانگ 559 00:56:35,434 --> 00:56:38,061 ‫لرد "مری‌ودر" و بانو "فل" 560 00:56:38,145 --> 00:56:40,397 ‫به دلیل پایبندی به سوگندشون ‫زندانی شدن، علیاحضرت 561 00:56:42,065 --> 00:56:45,027 ‫- بانو فل ‫- ملکه‌ی من 562 00:56:45,110 --> 00:56:47,195 ‫لرد مری‌ودر، ازتون ممنونم 563 00:56:49,364 --> 00:56:51,199 ‫ارباب قوانین، 564 00:56:51,283 --> 00:56:53,118 ‫که با غاصب تبانی کرد 565 00:56:53,201 --> 00:56:55,454 ‫به‌خاطر این کار به دار آویخته می‌شی! 566 00:56:55,537 --> 00:56:57,164 ‫اگه نسوزی 567 00:56:58,040 --> 00:56:59,708 ‫چه کسی از اعضای شوراتون زنده‌ست؟ 568 00:57:00,959 --> 00:57:04,838 ‫موش‌های سیاه‌چال‌های بلک‌سلز ‫به طرز غیرمعمولی‌ای بزرگ شدن 569 00:57:20,145 --> 00:57:22,481 ‫انتظار دیگه‌ای هم نداشتم 570 00:57:38,455 --> 00:57:39,957 ‫زانو بزن 571 00:57:50,217 --> 00:57:52,761 ‫حدس می‌زنم همه مُردن 572 00:57:56,515 --> 00:57:59,559 ‫اِگان فرار کرده، اما این دوست قدیمی ‫می‌تونه جاش رو بگیره 573 00:58:05,565 --> 00:58:07,734 ‫سریع تمومش کنید، خب؟ 574 00:58:11,113 --> 00:58:12,413 ‫همه دارن نگاه می‌کنن 575 00:58:23,875 --> 00:58:26,962 ‫اگه می‌خوای حکومت کنی، ‫نشون‌شون بده که تردید نمی‌کنی 576 00:58:27,045 --> 00:58:28,839 ‫نمی‌دونم تواناییش رو دارم یا نه 577 00:58:31,967 --> 00:58:33,301 ‫بذار دیمون انجامش بده 578 00:58:37,347 --> 00:58:39,349 ‫حداقل کاری که می‌تونی بکنی ‫اینه که بذاری با یه ضربه‌ی شمشیر بمیرم 579 00:59:01,455 --> 00:59:03,707 ‫اگه پدرت می‌تونست ببینه ‫اوضاع چطور شده… 580 00:59:04,750 --> 00:59:06,376 ‫هرگز تصورش رو هم نمی‌کرد 581 00:59:06,460 --> 00:59:07,760 ‫دیگه حرف نزن 582 00:59:14,718 --> 00:59:17,846 ‫از این لحظه، ملکه می‌شی 583 00:59:57,511 --> 00:59:58,811 ‫تمام تلاشم… 584 01:00:23,703 --> 01:00:25,003 ‫به همسرم بگید… 585 01:02:05,096 --> 01:02:06,396 ‫راه رو باز کنید! 586 01:02:08,391 --> 01:02:09,691 ‫راه رو باز کنید! 587 01:02:10,352 --> 01:02:11,728 ‫برید کنار! 588 01:02:37,621 --> 01:02:42,621 ‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا » 589 01:02:42,622 --> 01:02:47,622 ‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@ 590 01:02:47,623 --> 01:02:52,623 ‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ] 591 01:02:52,624 --> 01:03:07,624 ‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com