1 00:00:16,280 --> 00:00:18,880 ‫«این سریال از رویدادهایی ‫واقعی الهام گرفته است. 2 00:00:18,960 --> 00:00:21,160 ‫برخی از اسم‌ها و اتفاقات با اهداف نمایشی 3 00:00:21,200 --> 00:00:24,480 ‫و برای احترام به قربانی‌ها ‫و خانواده‌هایشان تغییر کرده‌اند. 4 00:00:24,560 --> 00:00:27,520 ‫تمام دیالوگ‌ها فرضی‌اند.» 5 00:00:32,000 --> 00:00:33,680 ‫28 ژوئن 1976 ‫هـنـد 6 00:00:33,760 --> 00:00:36,120 ‫- تو توی سایگون زندگی می‌کردی؟ ‫- بله 7 00:00:36,200 --> 00:00:41,240 ‫اون دوران مدام برخورد بمب و گلوله ‫و آثارشون به انسان‌ها رو می‌دیدم. 8 00:00:41,320 --> 00:00:43,560 ‫این نفرت انگیزه، رفیق 9 00:00:43,640 --> 00:00:44,640 ‫هر کسی که اسلحه می‌فروشه، 10 00:00:44,720 --> 00:00:46,840 ‫باید روی خانواده‌ خودش استفاده بشه. 11 00:00:46,920 --> 00:00:47,920 ‫ببینی خوششون میاد یا نه. 12 00:00:48,600 --> 00:00:50,720 ‫به همین دلیل سفر کردن خیلی مهمـه 13 00:00:50,800 --> 00:00:53,760 ‫مهربونی رو یادت میده، انسانیت. 14 00:00:54,560 --> 00:00:57,920 ‫هیچ لزومی نداشت به من ‫کمک کنی، دنیل، ولی کردی. 15 00:00:58,000 --> 00:01:00,040 ‫رفیق، شما رو خدا رسوند، لوک. 16 00:01:00,120 --> 00:01:02,040 ‫صبر کنید تا بقیه رو ببینید 17 00:01:16,920 --> 00:01:19,016 ‫هر چقدر که دوست دارن می‌تونن ‫کپی بگیرن و یادداشت برداری کنن، 18 00:01:19,040 --> 00:01:20,600 ‫ولی هیچکدوم‌شون نمی‌خوان کاری کنن. 19 00:01:20,680 --> 00:01:23,240 ‫بالاخره FBI رو هم برات آوردم، ‫ولی بازم داری گلایه می‌کنی. ‫(پلیس فدرال آمریکا) 20 00:01:23,320 --> 00:01:25,336 ‫ببین، می‌دونم اونا منافع خاص خودشونو دارن 21 00:01:25,360 --> 00:01:27,096 ‫- می‌دونم دارن از خودشون حفاظت می‌کنن... ‫- ردلند 22 00:01:27,120 --> 00:01:28,840 ‫...ولی واقعاً چه کاری ‫واسه کمک کردن انجام میدن؟ 23 00:01:29,960 --> 00:01:32,320 ‫خب این خودشه، «ایتان میر» 24 00:01:32,400 --> 00:01:35,480 ‫یه مهندس آب که مسموم شده توی ‫سوئیت هتلش در «واراناسی» پیداش کردن 25 00:01:36,280 --> 00:01:39,160 ‫پاسپورتش رو توی آپارتمان قدیمی‌شون پیدا کردیم 26 00:01:39,240 --> 00:01:42,880 ‫و پلیس هند هم جسدش رو توی سردخونه‌ی ‫واراناسی به عنوان پرونده قتل حل نشده نگه داشته. 27 00:01:57,400 --> 00:02:01,320 ‫به سلامتی رفیق. از دیدنت ‫خوشبختم، لوک. خوش اومدی. 28 00:02:05,040 --> 00:02:08,400 ‫- هی لوک، بجنب. بیا بریم برقصیم ‫- بجنب رفیق. برو باهاشون برقص 29 00:02:08,480 --> 00:02:12,120 ‫نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی. اونا هیچوقت ‫نمی‌خوان با من برقصن، درسته؟ 30 00:02:12,200 --> 00:02:13,440 ‫- یالا ‫- برو تو کارش 31 00:02:13,520 --> 00:02:14,520 ‫بریم 32 00:02:23,600 --> 00:02:25,360 ‫نمی‌تونن مدارک «گور» رو پیدا کنن 33 00:02:25,440 --> 00:02:27,600 ‫چون دارن توی بخش اشتباه می‌گردن 34 00:02:28,320 --> 00:02:31,760 ‫اون بخش "قربانیان"ـه. «دیوید آلن گور» ‫اینجاست، توی بخش "عدم مرگ" 35 00:02:31,840 --> 00:02:34,440 ‫ولی بهتره همونجایی که هستن بمونن و ‫پرونده بقیه آمریکایی‌ها رو بخونن 36 00:02:34,480 --> 00:02:36,880 ‫«تریسا نولتون» و همینطور «کانی‌جو برونزیچ» 37 00:02:36,960 --> 00:02:38,280 ‫اونا مطمئن نیستن 38 00:02:38,360 --> 00:02:40,920 ‫چه مدرکی داری که «کانی‌جو برونزیچ» ‫یکی از قربانی‌های اونه؟ 39 00:02:41,000 --> 00:02:43,960 ‫با چند تا دیگه از این احمقا باید رفیق بشیم؟ 40 00:02:44,040 --> 00:02:45,960 ‫ببین، منم از اینجا متنفرم 41 00:02:46,040 --> 00:02:47,480 ‫ولی یادت باشه، ما دیگه اجی رو نداریم 42 00:02:47,560 --> 00:02:49,480 ‫که واسمون پاسپورت‌های جدید ‫و چک مسافرتی پیدا کنه. 43 00:02:51,240 --> 00:02:54,480 ‫پس اگه می‌خوای از هند بریم، بهشون نیاز داریم. 44 00:02:59,840 --> 00:03:03,000 ‫هرمان، هیچ کدوممون پلیس نیستیم ‫پس مجبوریم به حرف پلیسا گوش بدیم 45 00:03:03,080 --> 00:03:06,120 ‫و اونا برای ادامه تحقیقات به چیزی بیش از یه ‫مقوای کبریت و مقاله‌ی یه روزنامه نیاز دارن. 46 00:03:06,200 --> 00:03:08,920 ‫گیلبرت، بذار تو رو به ‫آقای «آکاش سینگ» معرفی کنم 47 00:03:09,000 --> 00:03:11,560 ‫کاردار و دیپلمات سفارت نپال 48 00:03:11,640 --> 00:03:13,840 ‫ایشون لطف کردن یه سری گزارشات برامون آوردن 49 00:03:14,400 --> 00:03:17,480 ‫یه گزارش کالبدشکافی به همراه ‫یه گزارش پلیس از نپال هست 50 00:03:18,200 --> 00:03:20,960 ‫گزارش کالبدشکافی توصیف می‌کنه ‫چه بلایی سر این خانم جوان اومده 51 00:03:21,040 --> 00:03:23,560 ‫که اونا شک دارن به دست ‫چارلز سوبراج کشته شده باشه یا نه. 52 00:03:23,640 --> 00:03:25,040 ‫اسم اون زن کانی‌جو برانزیچ بوده 53 00:03:25,600 --> 00:03:27,160 ‫لعنتی بی‌فایده‌ـست 54 00:03:27,240 --> 00:03:29,160 ‫وقتی گفتی برشون دار چی بهت گفتم؟ 55 00:03:29,240 --> 00:03:30,600 ‫تا بفهمیم کجاها رفته بوده 56 00:03:31,160 --> 00:03:33,440 ‫کلی مُهر خورده، دیگه جا نداره پاسپورتش. 57 00:03:33,520 --> 00:03:38,400 ‫نمی‌تونم ازش استفاده کنم. چک‌های مسافرتیش؟ ‫چک‌های مسافرتیش کجان؟ 58 00:03:38,480 --> 00:03:40,520 ‫گزارش پلیس یه گفتگو و بازپرسی 59 00:03:40,600 --> 00:03:41,976 ‫رو توصیف کرده که با یه زوج خارجی انجام شده 60 00:03:42,000 --> 00:03:45,360 ‫که ظاهرشون با چارلز سوبراج و ‫ماری‌آندره لکلرک تطابق داره 61 00:03:45,440 --> 00:03:47,680 ‫که اسامی ویلم بلوم و هلینا دکر رو داده بودن. 62 00:03:47,760 --> 00:03:50,960 ‫اون دو تا هم‌وطن هلندی من، جایی که همه چی ‫شروع شد! از این بیشتر مدرک لازم دارن؟ 63 00:03:51,440 --> 00:03:52,800 ‫به زور داره نفس می‌کشه! 64 00:03:54,760 --> 00:03:56,320 ‫چه مرگشه؟ 65 00:03:57,760 --> 00:03:59,040 ‫چیکار کنیم؟ 66 00:03:59,960 --> 00:04:02,840 ‫شاید بهتر باشه شما رو ببرم پیش پلیس و ‫بهشون بگم چطوری چیز خورش کردید! 67 00:04:02,920 --> 00:04:04,680 ‫ولی من این کارو نکردم! 68 00:04:04,760 --> 00:04:07,120 ‫آره. آره، کار تو بود. 69 00:04:07,200 --> 00:04:09,640 ‫به نظر همه‌ـتون محو و ‫پریشون اتفاقاتی افتاده شدید 70 00:04:09,720 --> 00:04:12,720 ‫به جای اینکه نگران اتفاقاتی که ‫قراره بیوفته باشید چون قطعاً این مرد، 71 00:04:12,800 --> 00:04:14,960 ‫سوبراج، تا زمانی که ‫گیر نیوفته به کشتن ادامه میده! 72 00:04:15,520 --> 00:04:17,120 ‫پس، بگیریدش! 73 00:04:18,520 --> 00:04:30,120 ‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com 74 00:04:30,130 --> 00:04:55,120 ‫ترجمه و تنظیم از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN 75 00:04:55,130 --> 00:05:03,120 ‫The Serpent Episode 8 ‫1400/02/25 76 00:05:06,840 --> 00:05:09,000 ‫یک روز بعد ‫دهلی - هند 77 00:05:13,120 --> 00:05:15,520 ‫وقتی بردمش هتلش نفس نمی‌کشید 78 00:05:15,920 --> 00:05:17,160 ‫لینیا اینو گفت 79 00:05:18,400 --> 00:05:20,000 ‫که مُرده بوده. همینطور بود؟ 80 00:05:23,800 --> 00:05:25,800 ‫پلیس رفته به هتلی که اون یارو توش بود 81 00:05:27,080 --> 00:05:28,320 ‫اینطور میگن 82 00:05:29,920 --> 00:05:31,440 ‫چه اتفاقی افتاد، مونیک؟ 83 00:05:42,000 --> 00:05:43,840 ‫[بانک بین المللی اسپانیا - ا.لورینو] 84 00:05:43,920 --> 00:05:45,720 ‫می‌خوام همه رو نقد کنم، لطفاً 85 00:05:52,920 --> 00:05:54,360 ‫ممنون، خانم فرناندز 86 00:06:12,760 --> 00:06:15,560 ‫دنیل هیچوقت هیچی از ‫کشته شدن کسی نگفت، مونیک 87 00:06:16,240 --> 00:06:18,880 ‫هیچکس کشته نشده. هیچکس نمُرده. 88 00:06:18,960 --> 00:06:20,456 ‫چیه فکر کردی دنیل احمقـه؟ 89 00:06:20,480 --> 00:06:22,360 ‫بارها و بارها این کارو باهاش کردم 90 00:06:22,440 --> 00:06:24,280 ‫و هیچوقت تابحال کسی نمُرده. هرگز. 91 00:06:24,360 --> 00:06:27,440 ‫- اون یه حرفه‌ای‌ـه، متوجهی؟ ‫- آره 92 00:06:28,120 --> 00:06:29,240 ‫تو چی هستی؟ 93 00:06:30,800 --> 00:06:33,880 ‫یه ولگرد که شانس آورده ‫و اون بهش فرصت مجدد داده 94 00:06:33,960 --> 00:06:36,120 ‫اون بهت خونه داده و همش زیر سوال می‌بریش؟ 95 00:06:38,320 --> 00:06:39,360 ‫شرمنده، مونیک 96 00:06:45,000 --> 00:06:46,480 ‫باید تلفن بزنم 97 00:06:57,560 --> 00:07:02,160 ‫- برای تماس‌های بین المللی ‫- بله، کِبک، کانادا 98 00:07:03,080 --> 00:07:05,240 ‫شما رو به یه تماس از دهلی وصل می‌کنم 99 00:07:05,560 --> 00:07:08,760 ‫الو؟ ماری آندره؟ 100 00:07:09,680 --> 00:07:12,280 ‫فکر می‌کردم توی پاریسی و داری بچه دار میشی 101 00:07:13,200 --> 00:07:17,080 ‫- خواهش می‌کنم، مامان ‫- و حالا توی دهلی هستی؟ 102 00:07:17,160 --> 00:07:19,120 ‫و عکست توی تمام روزنامه‌ها هست 103 00:07:21,320 --> 00:07:22,360 ‫حقیقت نداره 104 00:07:24,960 --> 00:07:26,280 ‫من بی‌گناهم 105 00:07:27,760 --> 00:07:29,640 ‫کار اون بود. همه‌اش. 106 00:07:30,760 --> 00:07:32,040 ‫باید بیام خونه 107 00:07:32,680 --> 00:07:34,840 ‫حالا می‌خواد خونه هم بیاد! 108 00:07:37,600 --> 00:07:41,480 ‫من پاسپورتی ندارم؛ پولی ندارم... 109 00:07:43,640 --> 00:07:46,280 ‫باید کمکم کنید 110 00:07:46,360 --> 00:07:50,520 ‫ولی چطور؟ بگو چطور؟ ماری آندره؟ 111 00:07:51,680 --> 00:07:52,800 ‫ماری آندره؟ 112 00:07:53,920 --> 00:07:55,040 ‫نه، نه 113 00:07:55,120 --> 00:07:57,600 ‫ماری آندره؟ 114 00:08:50,400 --> 00:08:51,520 ‫جان کجاست؟ 115 00:08:53,320 --> 00:08:54,320 ‫کیفت کوش؟ 116 00:08:57,720 --> 00:08:58,720 ‫برداشت برد 117 00:08:59,800 --> 00:09:00,800 ‫چی؟ 118 00:09:02,680 --> 00:09:04,000 ‫وقتی برش داشت کجا بودی؟ 119 00:09:04,080 --> 00:09:05,600 ‫- بهت حمله کرد؟ ‫- نه 120 00:09:07,360 --> 00:09:08,400 ‫حواسم پرت بود 121 00:09:08,480 --> 00:09:12,040 ‫حواست پرت بود؟ چیکار داشتی می‌کردی؟ 122 00:09:12,600 --> 00:09:15,520 ‫تقصیر من نیست که معتادا و دزدا رو استخدام می‌کنی 123 00:09:17,400 --> 00:09:18,440 ‫حلقه 124 00:09:20,520 --> 00:09:21,600 ‫مونیک 125 00:09:25,000 --> 00:09:26,400 ‫حالا می‌خوای به کی بدیش؟ 126 00:09:27,160 --> 00:09:29,480 ‫به یکی که گروگیر. ‫حالا همگی به پول نیاز داریم. 127 00:09:29,560 --> 00:09:31,120 ‫پول برای مواد؟ 128 00:09:34,480 --> 00:09:35,520 ‫بگیرش 129 00:09:36,360 --> 00:09:37,880 ‫احتمالاً از فلز بی‌کیفیت و شیشه درست شده 130 00:09:39,520 --> 00:09:44,280 ‫نه، اینطور نیست. یاقوت کبوده که با ‫الماس روی یه حلقه پلاتینی گذاشته شده. 131 00:09:44,360 --> 00:09:47,040 ‫اون پاسپورتا راه خروجمون از اینجا بودن 132 00:09:47,120 --> 00:09:48,760 ‫ولی همه رو به گا دادی! 133 00:09:50,680 --> 00:09:52,280 ‫نمی‌دونم چرا تعجب کردم 134 00:09:52,360 --> 00:09:54,400 ‫تو بدترین اشتباه منی، ماری 135 00:09:54,480 --> 00:09:59,120 ‫فقط یه کِبکی بدبخت که واسه ‫یه مدت بهش زیبایی دادم. 136 00:10:00,360 --> 00:10:02,240 ‫ولی نیستی. تو یه شخص عاجزی. 137 00:10:03,520 --> 00:10:04,560 ‫هیچ ارزشی نداری 138 00:10:16,040 --> 00:10:17,280 ‫درسته... 139 00:10:19,040 --> 00:10:20,320 ‫من همینایی هستم که گفتی 140 00:10:23,040 --> 00:10:24,680 ‫ولی حداقل می‌دونم چی هستم 141 00:10:27,400 --> 00:10:28,760 ‫تو چی، چارلز؟ 142 00:10:30,320 --> 00:10:32,360 ‫جنایتکار ماهر 143 00:10:33,400 --> 00:10:35,240 ‫فروشنده بین المللی جواهرات 144 00:10:35,320 --> 00:10:38,160 ‫فقط حرف می‌زنه، اونم درمورد آزادی، 145 00:10:38,240 --> 00:10:40,600 ‫اینکه چطوری زندگیش پیروزی بر دنیا بوده 146 00:10:40,680 --> 00:10:42,080 ‫این یه شوخی‌ـه! 147 00:10:44,680 --> 00:10:46,160 ‫ما رو نگاه 148 00:10:48,200 --> 00:10:49,560 ‫همه‌ـمونو نگاه 149 00:10:49,640 --> 00:10:51,920 ‫5 تامون توی یه اتاقیم 150 00:10:52,000 --> 00:10:53,816 ‫یا توی یه ماشین کیری می‌خوابیم! 151 00:10:53,840 --> 00:10:55,680 ‫همه چی درموردش دروغه 152 00:10:55,760 --> 00:10:57,040 ‫همه چی جز این: 153 00:10:57,760 --> 00:11:01,640 ‫اون پسر مادریه که مادرش ازش نفرت داره! 154 00:11:01,720 --> 00:11:04,200 ‫- برید بیرون! ‫- پسری که هیچکس هیچوقت یا هیچ چیز 155 00:11:04,280 --> 00:11:06,760 ‫- اونو نخواسته... ‫- خفه شو! 156 00:11:06,840 --> 00:11:08,640 ‫احمقای رقت انگیز مثل من! 157 00:11:10,920 --> 00:11:12,080 ‫حالا چی؟ 158 00:11:13,400 --> 00:11:16,040 ‫یه زمانی بود که می‌مُردم بچه‌ـتو ‫توی شکمم داشته باشم 159 00:11:17,240 --> 00:11:20,920 ‫ولی اگه الان به دنیا می‌اومد... 160 00:11:22,320 --> 00:11:24,760 ‫جلوی چشمت مغزش رو خرد و خاکشیر می‌کردم 161 00:11:38,720 --> 00:11:41,120 ‫یک هفته بعد 162 00:11:43,560 --> 00:11:46,320 ‫تحت تعقیب: چارلز سوبراج 163 00:11:58,720 --> 00:12:01,240 ‫گوا - هند 164 00:12:10,920 --> 00:12:13,200 ‫آقای جان! تلفن باهاتون کار داره 165 00:12:20,840 --> 00:12:23,480 ‫- الو؟ ‫- آقای جان، من معاون سرپرست «تولی» 166 00:12:23,560 --> 00:12:24,920 ‫از دایره جنایی دهلی نو هستم. 167 00:12:25,000 --> 00:12:26,480 ‫اینجا زنگ زدید تا یه پیغام بذارید 168 00:12:29,400 --> 00:12:33,600 ‫الو؟ می‌خواید گزارش جرم بدید؟ ‫مواد مخدر؟ سرقت؟ 169 00:12:36,240 --> 00:12:37,800 ‫لطفاً وقت منو تلف نکنید، آقا 170 00:12:37,880 --> 00:12:40,120 ‫اگه چیزی برای گفتن ندارید چرا ‫خواستید بهتون زنگ بزنیم؟ 171 00:12:44,040 --> 00:12:45,040 ‫یه مرد مُرد 172 00:12:49,360 --> 00:12:50,920 ‫اینجا سرویس بده 173 00:13:25,280 --> 00:13:27,560 ‫این مرد، شبیه من و شما نیست 174 00:13:27,640 --> 00:13:29,080 ‫روی هم رفته یه چیز دیگه‌ـست 175 00:13:29,160 --> 00:13:31,680 ‫- اون یه جنایتکاره ‫- می‌دونم، صد البته، من... 176 00:13:32,600 --> 00:13:36,000 ‫ببینید، منظورم اینه که وقتی به 177 00:13:37,560 --> 00:13:40,360 ‫تمام جرایمی که وقتی آزادانه پرسه می‌زد ‫فکر می‌کنم، منو می‌ترسونه، 178 00:13:40,440 --> 00:13:43,456 ‫و حالا که دنیا داره بهش نزدیک میشه ‫چقدر ممکنه اون جرایم بدتر باشن. 179 00:13:43,480 --> 00:13:46,800 ‫جز احترام به تعهد شما روی این پرونده چیزی ندارم 180 00:13:46,880 --> 00:13:50,400 ‫ولی دیگه مسئولیت این جنایتکار روی دوش تو نیست 181 00:13:56,120 --> 00:14:00,360 ‫در واقع، افسر ارشدم ژنرال «چایکامدی» 182 00:14:00,440 --> 00:14:02,960 ‫خواسته که تمام مدارکتون رو به ما تحویل بدید 183 00:14:03,640 --> 00:14:06,640 ‫- از حالا به بعد اینترپل مسئولیت... ‫- ولی اونا مدارک من هستن 184 00:14:06,720 --> 00:14:09,160 ‫موقعی که هیچکس به تخمش هم نبود، ‫من این پرونده رو سر هم کردم. 185 00:14:09,240 --> 00:14:13,480 ‫اگه موافقت نکنی، از سفیرتون ‫درخواست رسمی می‌کنه 186 00:14:17,560 --> 00:14:18,920 ‫اون هم منو می‌فرسته خونه 187 00:14:19,000 --> 00:14:21,440 ‫و اگه توی هلند باشی ‫چه کمکی می‌تونی به ما بکنی؟ 188 00:14:28,680 --> 00:14:32,640 ‫خیلی خب. به افرادت بگو ‫فردا 7 صبح بیان خونه‌ی من 189 00:14:34,320 --> 00:14:36,120 ‫همه چیو واستون بسته بندی و آماده می‌کنم 190 00:14:42,840 --> 00:14:45,840 ‫چرا عجله می‌کنی؟ تا صبح که نمیاد 191 00:14:45,920 --> 00:14:47,360 ‫می‌دونم، ولی یه فکری دارم 192 00:14:48,920 --> 00:14:50,840 ‫نمیشه که همینطوری همه رو بدم بره، نه؟ 193 00:14:53,160 --> 00:14:56,360 ‫قضیه چیه؟ شب آخرمونه. ‫دارم غذا درست می‌کنم. 194 00:14:56,960 --> 00:14:59,200 ‫اگه قرار باشه هرمان ‫پرونده‌های باارزشش رو بده 195 00:14:59,280 --> 00:15:01,480 ‫بدون کپی گرفتن همچین کاری نمی‌کنه. 196 00:15:02,240 --> 00:15:04,480 ‫باید بشه توی دو تا ماشین بُردشون 197 00:15:27,560 --> 00:15:28,560 ‫تحت تعقیب ‫چارلز سوبراج 198 00:15:30,640 --> 00:15:33,480 ‫دهلی - هند 199 00:15:38,800 --> 00:15:41,800 ‫این... حرف نداره 200 00:15:41,880 --> 00:15:45,280 ‫نمی‌دونم چند تا هستن، ‫ولی این بیشتر از 30تاست. 201 00:15:45,840 --> 00:15:48,480 ‫و همه چیزای با ارزش‌ـشون ‫پاسپورتاشون، پولاشون... 202 00:15:49,600 --> 00:15:52,280 ‫همه‌اش داخل یه کیف دست یه زن و شوهر: 203 00:15:52,360 --> 00:15:54,160 ‫پروفسورشون و همسرش 204 00:15:54,720 --> 00:15:57,160 ‫فرصت دیدن مناظر رو خواهیم داشت 205 00:15:58,840 --> 00:16:01,080 ‫انگار سرنوشت خواسته 206 00:16:01,160 --> 00:16:02,720 ‫اومده سراغم و میگه: 207 00:16:02,800 --> 00:16:05,040 ‫"اینا مال تو هستن. برشون دار." 208 00:16:05,120 --> 00:16:08,680 ‫30 تا توی یه حرکت؟ این دیگه بی‌سابقه‌ـست! 209 00:16:08,760 --> 00:16:10,400 ‫یعنی، یه فرانسوی... 210 00:16:10,480 --> 00:16:14,640 ‫اگه من بگم نتیجه میده، حتماً نتیجه میده 211 00:16:32,840 --> 00:16:34,080 ‫آقای کنیپنبرگ؟ 212 00:16:34,720 --> 00:16:37,600 ‫اون اینجا نیست، ولی با احترام ‫اینا رو برای شما گذاشته 213 00:16:40,720 --> 00:16:42,360 ‫- ممنونم ‫- قربان 214 00:17:04,000 --> 00:17:06,800 ‫کانیت هاوس 215 00:17:13,880 --> 00:17:16,800 ‫سفر بی خطری به فرانسه ‫داشته باشید، آقای جیرز 216 00:17:17,960 --> 00:17:19,280 ‫ممنونم 217 00:17:29,280 --> 00:17:32,839 ‫لطفاً وقتی گرفتیدش، ‫اولین نفر با من تماس بگیرید 218 00:17:34,760 --> 00:17:36,040 ‫نادین، من... 219 00:17:37,560 --> 00:17:40,040 ‫خب، فکر فکر کردم... 220 00:17:41,920 --> 00:17:43,400 ‫اینو به عنوان هدیه خداحافظی در نظر بگیر 221 00:17:50,280 --> 00:17:51,280 ‫اینا گزارشاتت هستن 222 00:17:52,160 --> 00:17:53,360 ‫هرمان، خدایی؟ 223 00:17:54,040 --> 00:17:58,400 ‫خب، فکر کردم شاید توی فرانسه مفید تر باشن 224 00:18:05,160 --> 00:18:06,640 ‫اگه باهات آشنا نمی‌شدم... 225 00:18:08,080 --> 00:18:09,200 ‫نمی‌خوام خداحافظی کنم 226 00:18:13,280 --> 00:18:15,360 ‫حق با اونـه. دلمون برای جفت‌تون تنگ میشه 227 00:18:19,200 --> 00:18:20,240 ‫دیدی؟ 228 00:18:21,000 --> 00:18:23,560 ‫مستأجرهای جدید اومدن ‫توی آپارتمان آلن و مونیک 229 00:18:25,760 --> 00:18:28,440 ‫مشکلی نیست. زندگی ادامه داره. 230 00:18:32,000 --> 00:18:35,680 ‫اینجا نبودن‌شون حس عجیبی‌ـه. ‫انگار بچه‌هامون خونه رو ترک کرده باشن. 231 00:18:46,880 --> 00:18:49,280 ‫این آخر هفته بریم ساحل؟ 232 00:18:50,040 --> 00:18:51,200 ‫از شهر خارج بشیم؟ 233 00:18:52,360 --> 00:18:54,000 ‫شاید برامون خوب باشه 234 00:18:55,600 --> 00:18:56,800 ‫آره، شاید بهمون کمک کنه 235 00:18:59,160 --> 00:19:01,240 ‫ولی فکر می‌کنم بهتره توی بانکوک بمونم 236 00:19:02,440 --> 00:19:03,480 ‫شاید لازمم داشته باشن 237 00:19:05,040 --> 00:19:08,760 ‫مگه سرهنگ سومپول نگفت ‫دیگه مسئولیتش با تو نیست؟ 238 00:19:08,840 --> 00:19:10,800 ‫پس می‌تونیم بریم ساحل، مگه نه؟ 239 00:19:10,880 --> 00:19:13,296 ‫- چرا اینو میگی؟ ‫- فقط منظورم این بود که می‌تونی... 240 00:19:13,320 --> 00:19:14,400 ‫می‌تونم چی؟ 241 00:19:14,880 --> 00:19:17,440 ‫می‌تونم توی ساحل نوشیدنی بخورم 242 00:19:17,520 --> 00:19:19,600 ‫در حالی که چارلز سوبراج داره ‫یه جایی ول می‌چرخه؟ 243 00:19:19,680 --> 00:19:21,320 ‫و اگه هیچ وقت دستگیر نشه؟ اون وقت چی؟ 244 00:19:21,360 --> 00:19:23,440 ‫دیگه هیچ وقت بازم نمی‌تونیم بریم یه جای خوب؟ 245 00:19:30,200 --> 00:19:31,400 ‫ببین، اون... 246 00:19:34,600 --> 00:19:35,880 ‫اون دستگیر میشه 247 00:19:41,160 --> 00:19:43,400 ‫به علاوه، اینجا به قدر کافی خوبه، مگه نه؟ 248 00:19:43,480 --> 00:19:45,480 ‫خب، بستگی داره کی همراهت باشه 249 00:19:52,920 --> 00:19:55,800 ‫گمونم یه نوشیدنی دیگه لازم دارم. تو چی؟ 250 00:20:02,680 --> 00:20:05,200 ‫گمونم برم دیدن پدر مادرم 251 00:20:08,600 --> 00:20:11,120 ‫- توی آلمان؟ ‫- زمان خیلی زیادی گذشته 252 00:20:11,600 --> 00:20:14,120 ‫و همونطور که گفتی... 253 00:20:15,960 --> 00:20:17,160 ‫تو سرت خیلی شلوغه 254 00:20:23,720 --> 00:20:25,000 ‫خیلی خب 255 00:20:57,000 --> 00:20:58,520 ‫آگرا - هند 256 00:20:58,600 --> 00:21:02,360 ‫واقعاً؟ همسرت حالش بهتر نشده؟ ‫ولی امروز قراره از تاج محل بازدید کنیم 257 00:21:02,440 --> 00:21:06,120 ‫- خیلی حیف شد واسش ‫- آره، ولی خیلی مریضـه 258 00:21:06,200 --> 00:21:08,400 ‫خب، لازم نیست بهت بگم، ‫ولی هر کسی که میاد هند 259 00:21:08,480 --> 00:21:10,280 ‫از همین مریضی و بیماری می‌ناله. 260 00:21:11,200 --> 00:21:13,000 ‫می‌تونه اوقاتی که قرار بود ‫جادویی باشن خراب کنه 261 00:21:14,160 --> 00:21:17,000 ‫تو واسه محافظت از خودت چیکار می‌کنی؟ 262 00:21:18,360 --> 00:21:21,120 ‫میوه رو پوست می‌گیرم می‌خورم، ‫از یخ و گوشت هم دور می‌کنم. 263 00:21:23,760 --> 00:21:25,960 ‫ولی یه قرص آنتی باکتریال هم استفاده می‌کنم 264 00:21:27,320 --> 00:21:30,320 ‫یه داروساز توی تهران بهم توصیه‌اش کرد 265 00:21:30,400 --> 00:21:31,480 ‫که اینطور 266 00:21:36,040 --> 00:21:37,680 ‫اگه بخوای می‌تونم یه مقدار واست پیدا کنم 267 00:21:39,200 --> 00:21:40,920 ‫آره. آره. 268 00:21:55,440 --> 00:21:58,560 ‫به مدت سه روز، یه زن رو دست و پا ‫بسته توی هتل آشوکا نگه داشت 269 00:21:59,120 --> 00:22:02,520 ‫درحالی که داشت یه حفره روی زمین می‌کند و ‫از گالری جواهرات طبقه پایین سرقت کرد. 270 00:22:05,800 --> 00:22:07,360 ‫این دنیل شما روی آپاندیسش زخم داره؟ 271 00:22:08,400 --> 00:22:09,520 ‫شاید 272 00:22:13,320 --> 00:22:17,320 ‫بعد از دستگیری و زندانی شدنش، ‫وانمود کرد آپاندیسش عود کرده. 273 00:22:18,840 --> 00:22:20,120 ‫کاری کرد آپاندیسش رو بردارن، 274 00:22:20,200 --> 00:22:21,920 ‫و موقعی که توی بیمارستان بود غیبش زد 275 00:22:26,560 --> 00:22:28,520 ‫با زنی که حالا باهاش سفر می‌کنه ملاقات کردی؟ 276 00:22:33,720 --> 00:22:34,960 ‫مونیک 277 00:22:35,640 --> 00:22:37,320 ‫اون یه فرانسوی-کانادایی‌ـه درسته؟ 278 00:22:41,680 --> 00:22:42,720 ‫چطور همه اینا رو می‌دونید؟ 279 00:22:43,800 --> 00:22:46,840 ‫چون به جز دایره جنایی دهلی نو، ‫افراد دیگه‌ای هم دنبالشون هستن 280 00:22:47,760 --> 00:22:50,600 ‫و همینطور در جاهایی به جز هند. 281 00:22:55,960 --> 00:23:00,680 ‫اینا حکم بازداشت بین المللی هستن که ‫توسط پلیس اینترپل بانکوک صادر شدن 282 00:23:09,240 --> 00:23:10,600 ‫پس گنده تر از این حرفاست 283 00:23:12,120 --> 00:23:13,480 ‫میشه گفت آره 284 00:23:23,320 --> 00:23:25,000 ‫اگه چیزی رو که می‌خواید بدونید بهتون بگم... 285 00:23:25,960 --> 00:23:27,200 ‫هوامو دارید؟ 286 00:23:28,840 --> 00:23:29,840 ‫منو می‌رسونید خونه؟ 287 00:23:32,200 --> 00:23:33,680 ‫خیلی وقته خونه نرفتم 288 00:24:08,760 --> 00:24:10,280 ‫لطفاً مواظب خودت باش - آنجلا 289 00:24:41,240 --> 00:24:43,240 ‫اولین روزی که اومدم هند، 290 00:24:43,320 --> 00:24:46,040 ‫یکی قبل شام خوردم دو تا هم قبل خواب 291 00:24:46,120 --> 00:24:48,320 ‫بعدشم یکی صبح 292 00:24:50,440 --> 00:24:54,000 ‫- خب دنیل، واسه شام می‌مونی؟ ‫- البته 293 00:24:59,360 --> 00:25:01,560 ‫یکی قبل شام، دو تا قبل خواب 294 00:25:03,400 --> 00:25:06,240 ‫- ممنون ‫- ممنون دنیل 295 00:25:07,800 --> 00:25:09,160 ‫نشونم بده 296 00:25:17,680 --> 00:25:21,040 ‫چیزی نمونده بود... باهاش به همسرم شلیک کنم 297 00:25:21,800 --> 00:25:24,360 ‫رفیق، لعنت بهش. ‫همه‌ـمون همچین شرایطی داشتیم. 298 00:25:29,520 --> 00:25:34,200 ‫می‌دونی هرمان، اگه کمتر ‫فکر می‌کردی خوشحال تر بودی 299 00:25:34,760 --> 00:25:35,960 ‫منظورت مثل خودته؟ 300 00:25:36,920 --> 00:25:38,080 ‫پائول ِخوشحال 301 00:25:39,560 --> 00:25:43,920 ‫- تو زیبایی. همسرت هم زیباست ‫- الان نه... 302 00:25:44,000 --> 00:25:47,280 ‫باید برید توی مراتع کوهستانی سکس کنید 303 00:25:47,360 --> 00:25:49,680 ‫و هلندی‌های کوچولو بزرگ کنید 304 00:25:49,760 --> 00:25:52,240 ‫نه که توی یه همچین جایی بشینی... 305 00:25:53,080 --> 00:25:54,840 ‫تو این فکر باشی که برمی‌گرده یا نه 306 00:25:54,920 --> 00:25:56,440 ‫برمی‌گرده 307 00:25:59,480 --> 00:26:02,160 ‫رفته مادرشو ببینه، ولی... 308 00:26:03,760 --> 00:26:04,760 ‫برمی‌گرده 309 00:26:04,840 --> 00:26:06,560 ‫به زودی برمی‌گرده 310 00:26:07,120 --> 00:26:08,480 ‫و حتی اگه برنگرده... 311 00:26:10,400 --> 00:26:12,360 ‫اینجا بانکوکـه، کنیپنبرگ 312 00:26:13,240 --> 00:26:17,760 ‫- کلاً عشق و حاله، دوست من ‫- محض رضای خدا، لیور، گم شو 313 00:26:17,840 --> 00:26:19,720 ‫شنیدی چی گفت. بریم. 314 00:26:22,200 --> 00:26:23,960 ‫هنوز حالت بهتر نشده؟ 315 00:26:27,760 --> 00:26:29,200 ‫من داره حالم پریشون میشه 316 00:26:30,000 --> 00:26:33,080 ‫بریم بالا؟ بیا، می‌برمت طبقه بالا 317 00:26:33,160 --> 00:26:36,600 ‫اریکا؟ اریکا؟ 318 00:26:39,400 --> 00:26:42,440 ‫میشه یه ذره آب بیارید؟ یه لیوان آب؟ 319 00:26:42,520 --> 00:26:44,920 ‫دنیل! 320 00:26:47,440 --> 00:26:49,360 ‫اریکا! 321 00:26:51,360 --> 00:26:54,320 ‫- چی شد؟ ‫- نمی‌دونم. پخش زمین شد 322 00:26:54,400 --> 00:26:56,280 ‫- معده‌اش. یه مشکلی داره. ‫- آروم باش 323 00:26:56,360 --> 00:27:00,080 ‫- داروی دیگه‌ای مصرف می‌کرد؟ ‫- تا جایی که خبر دارم نه 324 00:27:00,160 --> 00:27:02,616 ‫- یه ذره آب بدید لطفاً ‫- مثلاً «کینین»؟ برای مالاریا؟ 325 00:27:02,640 --> 00:27:04,800 ‫یه دکتر بیارید لطفاً. یه دکتر لازم داریم. 326 00:27:05,600 --> 00:27:07,480 ‫اون یه دغل باز بی ارزشـه 327 00:27:08,080 --> 00:27:09,400 ‫یه دزد بی قید و بند خیابونی 328 00:27:10,280 --> 00:27:12,760 ‫حتی اندازه یه موی سفید ‫روی سرت هم ارزش نداره! 329 00:27:13,960 --> 00:27:16,200 ‫- سوبراج؟ ‫- آره، سوبراج ِجاکش 330 00:27:16,280 --> 00:27:18,720 ‫کون لقش. کون لقش! 331 00:27:28,000 --> 00:27:31,760 ‫- لعنتی، پلیسا. برای ما اینجان؟ ‫- وایستا، به خاطر ما اومدن اینجا؟ 332 00:27:32,360 --> 00:27:34,000 ‫باید بریم. واقعاً باید بریم. 333 00:27:35,320 --> 00:27:36,440 ‫خیلی خب 334 00:27:45,440 --> 00:27:47,096 ‫بجنبید، نذارید فرار کنن. 335 00:28:11,520 --> 00:28:13,896 ‫- یکی یه کاری بکنه ‫- اون بهمون چی داد؟ 336 00:28:13,920 --> 00:28:15,280 ‫دارو بود 337 00:28:17,840 --> 00:28:19,840 ‫به پلیس زنگ بزنید 338 00:28:25,320 --> 00:28:27,240 ‫ربطی به من نداره! 339 00:28:27,320 --> 00:28:29,720 ‫ما کاری نکردیم، ای تخم سگ حروم زاده! 340 00:28:31,880 --> 00:28:33,360 ‫ترس‌ـت رو درک می‌کنم 341 00:28:33,440 --> 00:28:35,976 ‫- دارو بوده، آروم باش ‫- به پلیس زنگ بزنید 342 00:28:36,000 --> 00:28:40,920 ‫دوست من، حتماً به پلیس زنگ بزن. ‫ولی قبلش زنگ بزن اورژانس. 343 00:28:41,000 --> 00:28:42,920 ‫کارل! یه آمبولانس خبر کن! 344 00:28:57,160 --> 00:28:58,640 ‫زنگ بزنید پلیس! 345 00:28:58,680 --> 00:29:01,160 ‫خانم لکلرک. اسم من «تولی»ـه 346 00:29:02,040 --> 00:29:04,200 ‫اگه آقای سوبراج اینجا نیستن، لطفاً... 347 00:29:05,280 --> 00:29:07,800 ‫دستتو از من بکش! 348 00:29:09,880 --> 00:29:11,520 ‫...بهم میگید کجا می‌تونم پیداش کنم؟ 349 00:29:14,680 --> 00:29:16,040 ‫هی مرد خوش تیپ! 350 00:29:24,600 --> 00:29:26,520 ‫دنیل، کجا داری میری؟ 351 00:29:30,200 --> 00:29:31,560 ‫همونجا بایست! 352 00:29:31,640 --> 00:29:33,120 ‫کیف من دستشه! 353 00:29:33,200 --> 00:29:34,480 ‫منو نمی‌شناسی؟ 354 00:29:37,960 --> 00:29:39,280 ‫آقای سوبراج 355 00:30:05,640 --> 00:30:06,760 ‫بله. الو؟ 356 00:30:08,920 --> 00:30:11,040 ‫آه... نه 357 00:30:13,040 --> 00:30:16,320 ‫نه، سرهنگ... اصلاً مزاحمم نیستید. 358 00:30:20,200 --> 00:30:21,360 ‫چی؟ 359 00:30:21,440 --> 00:30:23,800 ‫بیش از 30 دانشجوی مهندسی آلمانی 360 00:30:25,000 --> 00:30:28,560 ‫همه با هم. آدم حس می‌کنه طرف ‫عقلشو از دست داده بوده. 361 00:30:30,000 --> 00:30:33,560 ‫سرهنگ سومپول از اینترپل بهم ‫اطمینان داده که تایلندی‌ها 362 00:30:33,640 --> 00:30:36,360 ‫هر کاری از دستشون بر بیاد انجام ‫میدن تا مجرم رو استرداد کنن. 363 00:30:36,440 --> 00:30:38,360 ‫- آماده‌ایم؟ ‫- بله قربان 364 00:30:41,800 --> 00:30:42,960 ‫سفیر؟ 365 00:30:47,520 --> 00:30:52,920 ‫تمام این قضایا، می‌دونم برای ‫شما سخت بوده، ولی... 366 00:30:55,000 --> 00:30:58,960 ‫حالا امیدوارم حداقل بتونید به ‫خانواده‌های مقتولین هلندی بگید 367 00:30:59,040 --> 00:31:00,440 ‫که عدالت اجرا شده. 368 00:31:08,160 --> 00:31:09,560 ‫صبح بخیر، آقایون 369 00:31:14,880 --> 00:31:16,320 ‫نه، آقای کنیپنبرگ... 370 00:31:17,280 --> 00:31:20,400 ‫می‌خوام از این به بعد آقای «دیوون» ‫خلاصه یادداشت‌ها رو بنویسه. 371 00:31:20,480 --> 00:31:21,560 ‫آقای دیوون 372 00:31:31,960 --> 00:31:35,400 ‫حالا، شروع کنیم؟ 373 00:32:05,000 --> 00:32:06,390 ‫یک سال بعد - دهلی 374 00:32:06,400 --> 00:32:09,400 ‫به جرم تجویز سمّ و تلاش برای سرقت از 375 00:32:09,480 --> 00:32:11,760 ‫بیش از 30 توریست آلمانی بازداشتش کردیم. 376 00:32:11,840 --> 00:32:14,760 ‫ولی دایره جنایی دهلی نو از گذشته ‫یه پرونده باز برای آقای سوبراج داشته 377 00:32:14,840 --> 00:32:18,560 ‫از موقعی که از هتل آشوکا دزدی کرد ‫و فرار پر سر و صداش. 378 00:32:18,640 --> 00:32:21,520 ‫بابت این فرصت ممنونم، آقا. ‫خیلی متشکرم. 379 00:32:21,600 --> 00:32:23,136 ‫- مفتخر شدیم ‫- ممنونم 380 00:32:24,560 --> 00:32:27,880 ‫تمام چیزایی که هندی‌ها می‌خواستن ‫انجام دادم. اعتراف کردم. 381 00:32:29,040 --> 00:32:31,840 ‫از هتل آشوکا جواهرات به ارزش ‫میلیون‌ها روپیه سرقت کردم 382 00:32:31,920 --> 00:32:34,800 ‫و بعدشم بله، نگهبان‌های زندانم رو ‫چیز خور کردم و فرار کردم 383 00:32:34,880 --> 00:32:36,920 ‫در حالی که هندوستان حسابی ‫این نمایش رو جشن گرفت 384 00:32:41,400 --> 00:32:46,440 ‫مقامات هند رو قانع کردی که ‫باید به بانکوک استرداد بشم؟ 385 00:32:50,480 --> 00:32:51,520 ‫نه 386 00:32:52,080 --> 00:32:53,600 ‫ببین، توی هند... 387 00:32:54,960 --> 00:32:55,960 ‫خیلی دوستم دارن 388 00:32:56,720 --> 00:32:58,600 ‫ولی توی هند هم آدم کُشتی 389 00:32:59,640 --> 00:33:01,080 ‫یه مرد فرانسوی، توی ماه ژوئن 390 00:33:02,000 --> 00:33:03,880 ‫متهم شدم ولی انکارش کردم 391 00:33:03,960 --> 00:33:06,120 ‫توی ژانویه هم آدم کُشتی 392 00:33:06,200 --> 00:33:07,600 ‫هیچ مدرکی براش نیست 393 00:33:18,200 --> 00:33:20,640 ‫یه شهروند اسرائیلی، «ایتان میر» 394 00:33:20,720 --> 00:33:25,160 ‫جسدش رو توی هتلش در واراناسی پیدا کردن ‫که به علت مصرف مواد اوردوز کرده بود 395 00:33:28,760 --> 00:33:30,000 ‫چطور اینو بدست آوردید؟ 396 00:33:30,920 --> 00:33:33,680 ‫پاسپورتش توی آپارتمانت پیدا شد 397 00:33:35,160 --> 00:33:38,520 ‫کار اون هلندی‌ـه‌ـست، نه؟ ‫آقای کنیپنبرگ 398 00:33:40,240 --> 00:33:42,240 ‫از طرف من بهش بگو، ‫دلم می‌خواد یه روز ملاقاتش کنم. 399 00:33:42,320 --> 00:33:43,480 ‫شایدم اینطور شد 400 00:33:45,040 --> 00:33:46,680 ‫ما خیلی صبوریم 401 00:33:47,680 --> 00:33:50,280 ‫به محض اینکه اینجا محکومیتت تموم بشه، 402 00:33:50,360 --> 00:33:53,440 ‫منتظرت هستم که با خودم ببرمت خونه 403 00:33:54,880 --> 00:33:57,400 ‫هندی‌ها حس می‌کنن روی ‫پرونده سوبراج اولویت دارن 404 00:33:58,560 --> 00:34:00,640 ‫گمونم حالا حالاها نگهش می‌دارن 405 00:34:03,680 --> 00:34:05,000 ‫و ما منتظر خواهیم بود 406 00:34:06,280 --> 00:34:08,960 ‫به محض اینکه محکومیتش توی هند تموم بشه 407 00:34:09,040 --> 00:34:11,200 ‫با اتهاماتش اینجا در تایلند رو به رو میشه 408 00:34:15,239 --> 00:34:17,480 ‫یه هدیه از هند برات آوردم 409 00:34:18,360 --> 00:34:21,960 ‫- به جای یه زندانی؟ ‫- آره، به جای یه زندانی 410 00:34:26,000 --> 00:34:28,239 ‫دو روز طول کشیده تا خانم لکلرک اینو بنویسه ‫[اظهارات ثبت شده توسط پلیس دهلی] 411 00:34:28,320 --> 00:34:31,560 ‫ولی به بازرس تولی اطمینان داده ‫که هیچی رو از قلم ننداخته 412 00:34:32,600 --> 00:34:35,960 ‫- الان بخونمش؟ نسبتاً طولانیه ‫- لازم نیست 413 00:34:36,040 --> 00:34:39,080 ‫برات یه کپی گرفتم. ‫تا بذاری کنار بقیه کپی‌هات. 414 00:34:40,880 --> 00:34:42,120 ‫بقیه؟ 415 00:34:42,199 --> 00:34:43,800 ‫کپی‌هایی که از تمام مدارک و شواهدت گرفتی 416 00:34:43,880 --> 00:34:45,760 ‫قبل اینکه اونا رو بهمون بدی. 417 00:34:49,600 --> 00:34:54,000 ‫- از کجا فهمیدی؟ ‫- تجربه معلم خوبیـه، آقای کنیپنبرگ 418 00:35:06,400 --> 00:35:11,360 ‫من در «سنت چارلز» ِ ‫«کِبک» ِ«کانادا» در تاریخ... 419 00:35:12,080 --> 00:35:15,040 ‫26 جولای 1945 به دنیا اومدم. 420 00:35:15,120 --> 00:35:18,840 ‫سه خواهر و دو برادر دارم 421 00:35:19,880 --> 00:35:21,560 ‫هم پدر و هم مادرم کانادایی هستن 422 00:35:24,040 --> 00:35:27,480 ‫بهم گفته بود که یه دوست تایلندی [سودا] ‫داره که صاحب یه جواهرفروشی‌ـه 423 00:35:28,960 --> 00:35:32,080 ‫و اینکه اون [سودا] کمکش می‌کرده برای ‫تجارت جواهرات رابط پیدا کنه. 424 00:35:33,400 --> 00:35:36,160 ‫منو به عنوان همسرش به همه معرفی می‌کرد... 425 00:35:38,280 --> 00:35:41,480 ‫ولی از من خواست به اون [سودا] ‫بگم که منشی‌ـش هستم... 426 00:35:44,880 --> 00:35:46,160 ‫منم موافقت کردم 427 00:35:50,080 --> 00:35:51,360 ‫توی بانکوک 428 00:35:52,320 --> 00:35:56,360 ‫هرکسی اسهال خونی می‌گیره میره نزدیک ترین ‫مغازه و داروی «کائوپکتیت» می‌خره. 429 00:35:58,720 --> 00:36:01,840 ‫آلن، یا... چارلز... 430 00:36:04,680 --> 00:36:07,720 ‫مُسکّن نیترازپام رو با آب مخلوط می‌کرد 431 00:36:07,800 --> 00:36:09,400 ‫و با کائوپکتیت ترکیبش می‌کرد... 432 00:36:11,280 --> 00:36:13,880 ‫و می‌دادش به آدمایی که باهامون می‌موندن 433 00:36:23,560 --> 00:36:26,360 ‫فکر می‌کنم بهتر باشه بقیه‌ـشو صبح ادامه بدیم 434 00:36:31,160 --> 00:36:32,480 ‫ممنونم، خانم لکلرک 435 00:36:36,120 --> 00:36:37,240 ‫شبتون خوش، خواهر 436 00:36:40,200 --> 00:36:41,400 ‫راحت هستید؟ 437 00:36:42,360 --> 00:36:44,280 ‫لازمه بگم چیز خاصی براتون بیارن؟ 438 00:36:45,120 --> 00:36:47,000 ‫خدا رو دارم، بازرس تولی 439 00:36:47,560 --> 00:36:48,680 ‫فقط همینو لازم دارم 440 00:37:04,240 --> 00:37:06,760 ‫7 سال بعد 441 00:37:11,880 --> 00:37:13,240 ‫کمکم کنید! 442 00:37:20,560 --> 00:37:22,000 ‫کمکم کنید! 443 00:37:34,080 --> 00:37:36,600 ‫می‌خوای چی بگم؟ ‫تو بهم خیانت کردی 444 00:37:38,160 --> 00:37:39,640 ‫بهت خیانت کردم؟ من؟ 445 00:37:41,200 --> 00:37:43,000 ‫آره. تو. 446 00:37:44,160 --> 00:37:46,680 ‫به سوالاتشون جواب دادی. ‫بهم خیانت کردی. 447 00:38:00,760 --> 00:38:02,760 ‫اومدم خداحافظی کنم، چارلز 448 00:38:03,560 --> 00:38:05,280 ‫دیگه هیچ وقت قرار نیست بازم همدیگه رو ببینیم 449 00:38:08,040 --> 00:38:09,760 ‫موافقت کردن منو بفرستن خونه 450 00:38:10,840 --> 00:38:11,880 ‫تا بمیرم 451 00:38:12,720 --> 00:38:14,040 ‫میرم خونه تا بمیرم 452 00:38:19,560 --> 00:38:22,240 ‫نگاه کن، حتی الان هم بی‌رحمی. 453 00:38:24,400 --> 00:38:26,120 ‫چیزی که همیشه می‌دونستم، ولی... 454 00:38:27,720 --> 00:38:30,120 ‫خودمو به برعکسش متقاعد کردم. 455 00:38:35,680 --> 00:38:36,880 ‫توی رَحِم منه... 456 00:38:39,280 --> 00:38:40,480 ‫سرطان 457 00:38:42,520 --> 00:38:44,840 ‫رَحِمی که یه زمان امیدوار بودم بچه‌ام داخلش باشه 458 00:38:47,720 --> 00:38:49,000 ‫یه بچه؟ 459 00:38:51,280 --> 00:38:55,480 ‫خواهرا بهم گفتن باید همه رو... ببخشم 460 00:38:57,120 --> 00:38:59,600 ‫تو. خودم. 461 00:39:12,280 --> 00:39:13,560 ‫و خب... 462 00:39:18,520 --> 00:39:19,600 ‫می‌بخشی؟ 463 00:39:22,120 --> 00:39:23,240 ‫هنوز نه 464 00:39:25,920 --> 00:39:27,000 ‫دارم سعی می‌کنم 465 00:39:33,000 --> 00:39:35,040 ‫اصلاً سوال می‌کنی چیکار کردی؟ 466 00:39:35,800 --> 00:39:37,840 ‫چیکار کردیم؟ 467 00:39:38,640 --> 00:39:41,200 ‫یا هنوزم نشستی اینجا و فکر می‌کنی... 468 00:39:42,000 --> 00:39:43,360 ‫به یه جور پیروزی دست پیدا کردی؟ 469 00:39:44,280 --> 00:39:46,280 ‫می‌تونم بهت بگم چه اتفاقی قراره بیوفته 470 00:39:48,320 --> 00:39:50,120 ‫هندی‌ها منو آزاد می‌کنن... 471 00:39:50,960 --> 00:39:52,560 ‫و دوباره آزاد خواهم بود 472 00:39:57,000 --> 00:40:00,320 ‫آره... از این بابت مطمئنم 473 00:40:02,160 --> 00:40:05,240 ‫غرورت به قدر کافی قوی هست ‫که هرچیزی رو شکست بده 474 00:40:13,800 --> 00:40:15,200 ‫آزاد میشی 475 00:40:18,160 --> 00:40:20,320 ‫و منم برمی‌گردم کِبک 476 00:40:22,320 --> 00:40:23,640 ‫زیر زمین 477 00:40:26,600 --> 00:40:27,840 ‫یه کِبکی ِ... 478 00:40:29,080 --> 00:40:30,200 ‫احمق ِ 479 00:40:31,160 --> 00:40:32,240 ‫بی‌ارزش ِ 480 00:40:34,960 --> 00:40:36,280 ‫مُرده. 481 00:41:03,080 --> 00:41:05,000 ‫21 جولای 1997 ‫پاریس - فرانسه 482 00:41:05,001 --> 00:41:07,000 ‫امشب، «مویرا کالاهان» در پاریس 483 00:41:07,080 --> 00:41:11,480 ‫اولین مصاحبه تلوزیونی رو با مردی که ‫به نام «افعی» شناخته میشه خواهد داشت 484 00:41:11,560 --> 00:41:13,840 ‫هنگامی که سوبراج محکومیتش را در هند گذراند 485 00:41:13,920 --> 00:41:16,960 ‫مقامات پرونده وی را به جریان ‫انداختند تا به محض تمام شدن محکومیتش 486 00:41:17,040 --> 00:41:19,360 ‫به تایلند استرداد شود. 487 00:41:19,440 --> 00:41:22,200 ‫در تایلند، اون با حکم اعدام رو به رو میشد. 488 00:41:22,280 --> 00:41:24,320 ‫ولی درست یک ماه قبل از آزاد شدنش، 489 00:41:24,400 --> 00:41:27,040 ‫سوبراج یک بار دیگر نیز از اسارت گریخت 490 00:41:27,120 --> 00:41:28,880 ‫او به مدت 22 روز آزاد بود 491 00:41:28,960 --> 00:41:31,640 ‫قبل از اینکه خودش را تسلیم مقامات کند 492 00:41:31,720 --> 00:41:35,760 ‫دیوان عالی هند پس از آن، او ‫را به 10 سال حبس مجدد محکوم کرد 493 00:41:35,840 --> 00:41:39,080 ‫قبل از اینکه استردادی اجرا شود. 494 00:41:39,160 --> 00:41:42,160 ‫تا زمان آزادی وی، و دقیقاً ‫همانطور که برآورد کرده بود، 495 00:41:42,240 --> 00:41:45,560 ‫اعتبار حکم قضایی قتل وی در تایلند منقضی شد 496 00:41:45,640 --> 00:41:48,400 ‫و همینطور حکم بازداشتش. 497 00:41:48,480 --> 00:41:53,440 ‫در فوریه 1997، به چارلز سوبراج، ‫بدنام ترین قاتل آسیا، 498 00:41:53,520 --> 00:41:55,840 ‫پاسپورت فرانسوی جدیدی اعطا شد 499 00:41:55,920 --> 00:41:58,480 ‫و به عنوان یک مرد آزاد ‫به آنجا بازگشت تا زندگی کند 500 00:41:59,160 --> 00:42:01,520 ‫- آقای سوبراج ‫- خانم 501 00:42:01,600 --> 00:42:03,480 ‫- بریم؟ ‫- البته 502 00:42:37,800 --> 00:42:39,920 ‫فرستنده: آنجلا کین ‫از ایالات متحده آمریکا 503 00:42:51,600 --> 00:42:55,200 ‫[اینم واسه مجموعه‌ات] ‫[امیدوارم حالت خوب باشه - آنجلا] 504 00:43:01,200 --> 00:43:02,560 ‫شما مرد خطرناکی هستید؟ 505 00:43:03,960 --> 00:43:06,120 ‫سوال اول اینه که آیا مرتکب قتل شدم یا نه 506 00:43:06,800 --> 00:43:07,880 ‫مرتکب شدید؟ 507 00:43:09,680 --> 00:43:12,600 ‫دادگاه‌ها تصمیم گرفتن... نه. 508 00:43:14,680 --> 00:43:17,960 ‫من تحت محاکمه قرار گرفتم. ‫تهمت‌های زیادی بهم زده شد. 509 00:43:19,280 --> 00:43:20,880 ‫و دادگاه، تصمیمش رو گرفت. 510 00:43:22,120 --> 00:43:24,120 ‫این سوال منو پاسخ نمیده، مگه نه؟ 511 00:43:28,040 --> 00:43:29,360 ‫این پاسخ منه 512 00:43:36,120 --> 00:43:40,200 ‫افرادی هستن که میگن قِصِر در رفتی 513 00:43:41,840 --> 00:43:43,320 ‫مجله «تایم» اینو گفته 514 00:43:44,840 --> 00:43:46,160 ‫شایدم درسته 515 00:43:46,800 --> 00:43:49,200 ‫بالاخره، الان دیگه هیچ جای دنیا... 516 00:43:50,720 --> 00:43:52,080 ‫محاکمه نمیشم. 517 00:43:55,000 --> 00:43:56,520 ‫تخم سگ 518 00:44:11,960 --> 00:44:14,800 ‫آفرین، عزیزم. عالی بود. 519 00:44:16,800 --> 00:44:18,080 ‫ممنونم، جولیت 520 00:44:56,240 --> 00:45:00,160 ‫6 سال بعد ‫کاتماندو - نپال 521 00:45:10,920 --> 00:45:13,360 ‫[به کاتماندو خوش آمدید - نپال] 522 00:45:27,800 --> 00:45:28,880 ‫سلام آقای سوبراج 523 00:45:28,960 --> 00:45:31,040 ‫همونطور که خواسته بودید اینجام. ‫عکس بگیرم؟ 524 00:45:31,120 --> 00:45:32,800 ‫دوست من، ممنون که اومدی 525 00:45:41,560 --> 00:45:42,640 ‫خیلی خب 526 00:45:45,480 --> 00:45:48,440 ‫- وایستا! یکی دیگه هم بگیر ‫- باشه 527 00:45:48,520 --> 00:45:50,200 ‫بذار مطمئن بشیم می‌دونن کجام 528 00:46:02,920 --> 00:46:04,400 ‫قربان، باید اینو ببینید 529 00:46:11,960 --> 00:46:13,640 ‫[چارلز سوبراج به کاتماندو بازگشته] 530 00:46:13,720 --> 00:46:15,480 ‫[مظنون تحت تعقیب در پرونده قتل تاریخی دو نفر] 531 00:46:45,000 --> 00:46:46,920 ‫این یه سو تفاهمـه 532 00:46:47,000 --> 00:46:49,160 ‫می‌بینید؟ دارم بدون مقاومت میرم 533 00:47:06,080 --> 00:47:07,240 ‫عکسا قدیمی هستن 534 00:47:07,720 --> 00:47:09,720 ‫ولی خاطره‌ام از دیدن‌ـشون؟ 535 00:47:11,800 --> 00:47:13,840 ‫انگار همین امروز صبح اتفاق افتاده 536 00:47:13,920 --> 00:47:15,800 ‫آ... 537 00:47:15,880 --> 00:47:20,120 ‫مسأله وحشتناکیـه، ولی ‫بهتون اطمینان میدم بازرس 538 00:47:20,200 --> 00:47:21,920 ‫من در سال 1975 اینجا نبودم 539 00:47:23,120 --> 00:47:25,400 ‫تابحال هرگز به عمرم پا توی کشور شما نذاشتم 540 00:47:26,200 --> 00:47:27,760 ‫یادم میاد باهم حرف زدیم، جناب 541 00:47:28,840 --> 00:47:30,520 ‫شما و همراه‌ـتون 542 00:47:32,000 --> 00:47:35,080 ‫اسم اون دو تا مظنون‌ـتون چی بودن، بازرس؟ 543 00:47:38,320 --> 00:47:41,520 ‫بلوم و دکر اسامی روی پاسپورتی ‫بودن که استفاده کردید 544 00:47:43,600 --> 00:47:44,760 ‫ولی ببینید... 545 00:47:46,440 --> 00:47:47,840 ‫اسم من چارلز سوبراجـه 546 00:47:51,200 --> 00:47:54,920 ‫بازرس، از تلاش و دلسوزی ‫شما تقدیر می‌کنم، 547 00:47:55,000 --> 00:47:56,920 ‫ولی فکر نمی‌کنم بتونید برای ‫مدت طولانی منو اینجا نگه دارید 548 00:48:00,000 --> 00:48:01,720 ‫نه بدون مدرک 549 00:48:01,800 --> 00:48:03,560 ‫[چارلز سوبراج - ملیت فرانسوی] 550 00:48:05,960 --> 00:48:09,120 ‫«جزیره شمالی»،«نیوزیلند» 551 00:48:11,200 --> 00:48:13,480 ‫- نه مشکلی نیست، خودم... ‫- باشه 552 00:48:18,760 --> 00:48:20,200 ‫ساختمان سازمان ملل - نیویورک 553 00:48:20,280 --> 00:48:24,280 ‫- هرمان کنیپنبرگ بفرمایید ‫- هرمان؟ منم آنجلا 554 00:48:26,960 --> 00:48:28,160 ‫سلام آنجلا 555 00:48:29,240 --> 00:48:30,440 ‫«ونسا» حالش چطوره؟ 556 00:48:33,160 --> 00:48:36,240 ‫آره، حالش خوبه. ممنون. 557 00:48:37,400 --> 00:48:38,840 ‫ایمیلت رو باز کن، هرمان 558 00:48:40,120 --> 00:48:41,240 ‫یه لحظه 559 00:48:45,720 --> 00:48:46,840 ‫همه چی مرتبه؟ 560 00:48:50,840 --> 00:48:51,840 ‫صحیح 561 00:48:51,920 --> 00:48:53,000 ‫[افعی در کاتماندو بازداشت شد] 562 00:48:53,080 --> 00:48:56,240 ‫[سوبراج قتل یک زوج در سال 1975 را انکار ‫می‌کند. او می‌گوید اولین بار است که به نپال رفته] 563 00:48:57,680 --> 00:48:59,680 ‫- این مقاله‌ی کجاست؟ ‫- روزنامه‌ی پُست 564 00:49:01,440 --> 00:49:02,920 ‫چی؟ واشنگتن پست؟ 565 00:49:03,000 --> 00:49:06,160 ‫نه هرمان. بانکوک پست. 566 00:49:07,000 --> 00:49:08,200 ‫چه غلطی داره می‌کنه؟ 567 00:49:08,760 --> 00:49:10,840 ‫فکر کردم اگه کسی بدونه اون تویی 568 00:49:13,800 --> 00:49:16,600 ‫سال‌ها بود کسی درموردش ‫نه گفته بود نه نوشته بود 569 00:49:17,200 --> 00:49:18,880 ‫اون که این همه مغروره، ‫حتماً از این قضیه راضی نبوده 570 00:49:19,960 --> 00:49:21,880 ‫از عمد خودشو گیر انداخته 571 00:49:26,960 --> 00:49:28,600 ‫اون از دو تا چیز لذت می‌بره 572 00:49:29,960 --> 00:49:31,240 ‫انگشت نما بودن... 573 00:49:32,000 --> 00:49:34,960 ‫پس این شیرین کاری رو کرده ‫تا دنیا دوباره اسمشو به یاد بیاره 574 00:49:35,720 --> 00:49:38,200 ‫می‌خوای ازت بپرسم اون یکی چیه، نه؟ 575 00:49:40,440 --> 00:49:41,640 ‫اون یکی چیه؟ 576 00:49:42,240 --> 00:49:43,440 ‫از فرار کردن خوشش میاد 577 00:49:48,960 --> 00:49:51,240 ‫- «تاپا» بفرمایید ‫- من هرمان کنیپنبرگ هستم 578 00:49:51,320 --> 00:49:53,080 ‫وقت برای توضیح دادن ندارم، 579 00:49:53,160 --> 00:49:54,736 ‫ولی علاقه‌ی خاصی به اون مردی که الان... 580 00:49:54,760 --> 00:49:56,840 ‫در بازداشت شماست دارم. ‫فکر می‌کنم بتونم کمکتون کنم. 581 00:49:56,920 --> 00:49:59,080 ‫بله آقای کنیپنبرگ. می‌دونم اون کیه. 582 00:49:59,160 --> 00:50:01,200 ‫دفعه قبلی که توی نپال بود ملاقاتش کردم 583 00:50:01,280 --> 00:50:04,520 ‫- لطفاً گوش بدید. باید معطلش کنید ‫- اصلاً نمی‌تونم نگهش دارم 584 00:50:04,600 --> 00:50:07,960 ‫میگه هیچی علیه‌ـش نداریم و راست میگه. ‫من هیچ مدرکی ندارم. 585 00:50:08,040 --> 00:50:09,960 ‫- شرمنده ‫- ببینید... 586 00:50:11,160 --> 00:50:12,560 ‫باید نگهش دارید 587 00:50:12,640 --> 00:50:14,560 ‫خواهش می‌کنم. هر کاری از دستتون برمیاد بکنید. 588 00:50:35,000 --> 00:50:36,500 ‫[اظهارات خانم ماری آندره لکلرک] 589 00:50:36,560 --> 00:50:41,360 ‫حدوداً ساعت 3 بعد از ظهر ‫بود که رسیدیم کاتماندو 590 00:50:41,920 --> 00:50:44,640 ‫در هتل «رویال آناپارنا گرند» اقامت داشتیم 591 00:50:45,520 --> 00:50:48,920 ‫اسمشو به عنوان «بلوم» ثبت کرد، ‫همون پسر هلندی 592 00:50:50,400 --> 00:50:53,280 ‫و اسم منم نوشت «دکر»، همون دختره 593 00:50:56,160 --> 00:50:58,480 ‫با یه زوج آشنا شدیم که باهم سفر می‌کردن 594 00:50:58,560 --> 00:51:02,680 ‫یه پسر کانادایی و یه دختر آمریکایی ‫اسماشونو یادم نیست 595 00:51:04,480 --> 00:51:05,920 ‫ولی در 22 دسامبر... 596 00:51:07,800 --> 00:51:10,520 ‫آلن و اجی سوار ماشین باهاشون رفتن کوهستان 597 00:51:13,760 --> 00:51:16,000 ‫و این دختر و پسر جوان برگشتن؟ 598 00:51:18,960 --> 00:51:20,080 ‫نه 599 00:51:20,680 --> 00:51:24,920 ‫این آدما مهمون ما بودن. ‫ما به مهمونامون احترام میذاریم. 600 00:51:25,000 --> 00:51:27,600 ‫- منم مهمون‌ـتون هستم ‫- تو زندانی من هستی 601 00:51:28,320 --> 00:51:30,520 ‫فقط در صورتی که منو متهم کنید 602 00:51:34,200 --> 00:51:37,520 ‫قراره منو به غل و زنجیر بکشید یا... 603 00:51:43,440 --> 00:51:44,840 ‫میشه برم؟ 604 00:51:46,440 --> 00:51:47,840 ‫بله، درسته 605 00:51:47,920 --> 00:51:50,296 ‫اطلاعات محکمی دارم. ‫الان براتون فکس‌شون می‌کنم، 606 00:51:50,320 --> 00:51:52,336 ‫ولی باید بفرستیدشون برای پلیس کاتماندو 607 00:51:52,360 --> 00:51:54,280 ‫باید مطمئن بشید که ‫به دست سربازرس تاپا می‌رسن 608 00:51:55,040 --> 00:51:56,360 ‫بله، فوراً 609 00:52:02,200 --> 00:52:04,720 ‫[همگی در کاتماندو اقامت داشتیم...] 610 00:52:33,480 --> 00:52:35,360 ‫[نقل قول: با چارلز سوبراج ‫عزیزم پرواز کردیم نپال] 611 00:52:42,040 --> 00:52:46,240 ‫سرباز! فوراً اون مرد رو بازداشت کنید. 612 00:52:46,320 --> 00:52:47,560 ‫نذارید بره 613 00:52:50,400 --> 00:52:53,480 ‫شما، آقا، ایست! تکون نخورید. 614 00:52:58,480 --> 00:52:59,920 ‫آقای سوبراج 615 00:53:01,960 --> 00:53:04,480 ‫اظهارات و شهادت ثبت شده همدست‌ـتون... 616 00:53:05,960 --> 00:53:07,240 ‫خانم لکلرک 617 00:53:08,480 --> 00:53:12,720 ‫اون در سال 1975 همراه شما اینجا بود 618 00:53:25,680 --> 00:53:26,720 ‫اینو از کجا آوردید؟ 619 00:53:28,000 --> 00:53:30,760 ‫انگار من تنها کسی نیستم ‫که تو رو فراموش نکرده 620 00:53:35,440 --> 00:53:36,680 ‫کنیپنبرگ 621 00:53:44,440 --> 00:53:46,320 ‫- الو؟ ‫- آقای نیپنبرگ 622 00:53:47,000 --> 00:53:48,680 ‫گرفتیدش، سربازرس؟ 623 00:53:49,200 --> 00:53:52,160 ‫گرفتیمش. داریم به بازداشتگاه انتقالش میدیم. 624 00:53:52,200 --> 00:53:56,160 :آهنگ در حال پخش Moonlight Mile 625 00:53:56,201 --> 00:54:38,000 ‫کاری از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN 626 00:54:38,200 --> 00:54:42,000 ‫همچنان دلیل بازگشت چارلز سوبراج ‫به نپال در سال 2003 627 00:54:42,080 --> 00:54:45,320 ‫مورد بحث است و برای هیچکس ‫جز خودش روشن نیست. 628 00:54:45,400 --> 00:54:48,520 ‫در نوامبر 2004 توسط دادگاه نپال ‫به جرم قتل کانی‌جو برونزیچ 629 00:54:48,600 --> 00:54:52,320 ‫در دسامبر 1975 به حبس ابد محکوم شد. 630 00:54:52,400 --> 00:54:56,960 ‫هر دو درخواست سوبراج برای تجدید نظر رد شدند 631 00:54:58,240 --> 00:55:01,040 ‫در سال 2010 کمیته حقوق بشر ‫سازمان ملل ابراز کرد که 632 00:55:01,120 --> 00:55:03,360 ‫وی از دادرسی عادلانه برخوردار نبوده. 633 00:55:03,440 --> 00:55:06,040 ‫در سال 2014 دادگاه نپال او را ‫به جرم قتل «لورانت کریره» 634 00:55:06,120 --> 00:55:08,400 ‫در دسامبر 1975 مقصر شناخت. ‫وی به 20 سال حبس دیگر نیز محکوم شد. 635 00:55:08,480 --> 00:55:12,760 ‫سوبراج برای این محکومیت ‫درخواست تجدید نظر نداد 636 00:55:12,840 --> 00:55:18,080 ‫در دسامبر 2020، او همچنان ‫در کاتماندو زندانی است. 637 00:55:19,480 --> 00:55:22,760 ‫اگرچه پلیس تایلند در سال 1976 ‫حکم دستگیری وی را صادر کرد، 638 00:55:22,840 --> 00:55:24,600 ‫چارلز سوبراج هرگز به تایلند برنگشت و 639 00:55:24,680 --> 00:55:26,200 ‫به دلیل ارتکاب جرایم در آنجا محاکمه نشد. 640 00:55:26,280 --> 00:55:31,200 ‫در صورت عدم حضور متهم، ‫سوبراج بی‌گناه فرض می‌شود. 641 00:55:32,240 --> 00:55:37,360 ‫ماری‌آندره لکلرک در سال 1984 به علت ‫سرطان در خانه‌اش در کِبک، کانادا از دنیا رفت. 642 00:55:39,240 --> 00:55:41,880 ‫به جز یک مورد مشاهده ‫در اواخر سال 1976 در آلمان 643 00:55:41,960 --> 00:55:44,160 ‫اجی چودوری دیگر هرگز دیده نشد. 644 00:55:46,480 --> 00:55:51,480 ‫نادین و رمی جیرز برای زندگی در تایلند ‫بازگشتند ولی هم اکنون از هم طلاق گرفته‌اند. 645 00:55:53,120 --> 00:55:58,400 ‫نادین یک استراحتگاه ساحلی را ‫در جنوب کشور اداره می‌کند 646 00:55:58,410 --> 00:56:01,040 ‫رمی بازنشسته شد و به شمال نقل مکان کرد و ‫در آنجا میوه‌های گرمسیری برای فروش 647 00:56:01,120 --> 00:56:03,520 ‫در بازار پرورش می‌دهد. 648 00:56:03,600 --> 00:56:08,470 ‫پائول سیمونز در سال 1979 پس از مدت‌ها ‫خدمت و حفاظت از منافع خارجی کشورش، 649 00:56:08,480 --> 00:56:10,480 ‫از وزارت امور خارجه بلژیک بازنشسته شد. 650 00:56:10,490 --> 00:56:13,760 ‫او در سال 2004 از دنیا رفت. 651 00:56:15,120 --> 00:56:18,280 ‫دامینیک رینلیو همچنان در ‫زادگاهش در فرانسه زندگی می‌کند 652 00:56:18,360 --> 00:56:23,600 ‫او ازدواج کرده و بچه‌هاش بزرگ شده‌اند ‫و همچنان به طور مداوم سفر می‌کند. 653 00:56:25,240 --> 00:56:27,880 ‫سومپول سوتیمای در سال 1991 ‫با درجه‌ی سرتیپ پلیس 654 00:56:27,960 --> 00:56:30,120 ‫از اینترپل بازنشست شد. 655 00:56:30,200 --> 00:56:35,040 ‫هم اکنون او اوقاتش را بین ‫تایلند و فرانسه تقسیم می‌کند 656 00:56:37,280 --> 00:56:41,200 ‫هرمان و آنجلا در سال 1977 تایلند را ترک کردند 657 00:56:41,280 --> 00:56:45,000 ‫آنها در سال 1989 از هم جدا شدند ‫و هر دو مجدداً ازدواج کردند 658 00:56:46,560 --> 00:56:51,840 ‫آنجلا سالهای موفقی را برای ‫سازمان ملل متحد کار کرد تا اینکه 659 00:56:51,920 --> 00:56:56,400 ‫در سال 2015 با مقام ‫معاون دبیرکل بازنشست شد. 660 00:56:57,720 --> 00:57:02,120 ‫هرمان به کارش در حوزه دیپلماتیک ادامه ‫داد و در نقاط مختلف دنیا خدمت کرد. 661 00:57:02,200 --> 00:57:04,720 ‫اگرچه هم اکنون او با خوشحالی بازنشسته ‫شده، ولی اطمینان حاصل کرده 662 00:57:04,800 --> 00:57:07,680 ‫که پرونده‌هایش از چارلز سوبراج ‫دسته بندی شده و به روز و باز باشند. 663 00:57:14,600 --> 00:57:18,400 ‫تقدیم به تمام جوانان شجاعی که با ‫رویاهای بزرگ به راه افتادند. 664 00:57:18,480 --> 00:57:23,000 ‫ولی هرگز به خانه بازنگشتند. 665 00:57:23,001 --> 00:57:40,000 ‫‌سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم ‫www.30nama.com 666 00:57:40,001 --> 00:58:40,880 <امـیـدوارم لـذت بـرده بـاشـیـد> ‫T.me/H1tmaN ‫instagram.com/H1tmaN007