1 00:00:12,532 --> 00:00:22,557 زيرنويسِ مجدّد و ويرايشِ کامل توسطِ ميثم مرادي meysammoradi.it@gmail.com !فروردينِ 1399 - در قرنطينه‌ي کرونايي 2 00:00:22,657 --> 00:00:28,964 با سپاس از MrP پيام ايناللو وبسایت 30نما 30NAMA.COM DK_Lucifer (Ali) که برای تسهیل و تسریع در امرِ ترجمه کمی از زیرنویس‌های این عزیزان استفاده شد 3 00:00:30,125 --> 00:00:31,569 ‫ (جنگ دوم جهانی) 4 00:00:31,869 --> 00:00:36,278 ‫ در نهم آپریل سال 1940 ‫ نروژ به اِشغال آلمان نازی در‌آمد و هیتلر دستور احداث "دژ نروژ" را داد 5 00:00:36,478 --> 00:00:44,800 ‫ ماشین جنگی آلمان به سوی شمال حرکت، ‫ و به "متحدین" شکست‌های سنگینی را تحمیل کرد 6 00:01:01,628 --> 00:01:04,279 اسكاتلند 1943 7 00:01:04,379 --> 00:01:11,387 ‫ سرباز‌های نروژی توسط نیروهای بیریتانیایی آموزش داده می‌شدند ‫ تا در عملیات‌هایی خرابکارانه‌ای در خاک نروژ شرکت کنند 8 00:01:20,299 --> 00:01:21,567 ‫فرمانده‌ـت کجاست؟ 9 00:01:24,083 --> 00:01:26,071 ‫ عملیات «مارتین قرمز» در 24 ماه مارس آغاز شد 10 00:01:26,171 --> 00:01:28,979 ‫ 12 نفر از اعضای نیروی مقاوت نروژ از راه دریا به نروژ فرستاده شدند 11 00:01:29,079 --> 00:01:33,526 ‫ مامویت آنها: خرابکاری در فرودگاه‌ها و ‫ تجهیزات آلمانی ها بود 12 00:01:34,508 --> 00:01:38,432 ‫از میان آنها تنها یک نفر زنده بازگشت 13 00:01:40,691 --> 00:01:43,672 ‫برای دریافت گزارش از ستوان «یان بالسرود» اومدم 14 00:01:43,772 --> 00:01:45,399 ‫اون خودشه 15 00:02:02,874 --> 00:02:08,582 ‫ اکثر اتفاقات باورنکردنی در این داستان در واقعیت اتفاق افتاده است 16 00:02:15,482 --> 00:02:19,397 "دوازدهمين مرد" 17 00:02:25,740 --> 00:02:29,251 (فوق محرمانه) 18 00:02:29,551 --> 00:02:34,969 ‫ (گزارش یان بالسرود از عملیات مارتین قرمز) 19 00:02:45,590 --> 00:02:51,679 ‫ اینجا لندن است در زمان‌هایی مثل این ‫ مطمئناً خیلی‌ها در نروژ 20 00:02:51,846 --> 00:02:55,432 ‫ از اینکه حال‌ و‌ هوای انگلیس چگونه هست، ‫ شگفت زده خواهند شد 21 00:02:55,599 --> 00:03:00,187 ‫ از خود می پرسند باید به اعصاب خود ‫ مسلط شویم یا اینکه دلسرد شویم؟ 22 00:03:00,354 --> 00:03:04,191 ‫ بگزارید من صریح و قاطع پاسخ دهم 23 00:03:04,358 --> 00:03:08,946 ‫ ما آرامش خویش را حفظ کرده‏ایم. ‫ روحیه بالایی داریم و احساس ضعف نمی‌کنیم 24 00:03:09,113 --> 00:03:13,159 ‫ به همین خاطر هر روز امیدوارتر و قویتر می‌شویم 25 00:03:35,682 --> 00:03:37,809 ‫سیگورد! بیا 26 00:04:31,404 --> 00:04:34,742 ‫زانو بزنید! زانو بزنید! 27 00:04:45,627 --> 00:04:48,671 ‫اونا هنوز تو رو ندیدن 28 00:04:50,340 --> 00:04:53,218 ‫ثابت کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده 29 00:05:02,185 --> 00:05:06,731 ‫فقط یه بار سوال می‌کنم و به نفعته که جوابمو بدی 30 00:05:06,899 --> 00:05:10,068 ‫-چه ماموریتی داشتی؟ ‫-سرهنگ 31 00:05:15,407 --> 00:05:19,244 ‫-این چیه؟ ‫-نمی دونم 32 00:05:23,957 --> 00:05:26,835 ‫هی! یکی اونجاست! 33 00:05:27,002 --> 00:05:30,171 ‫داره فرار می کنه! تعقیبش کنید! سریعتر 34 00:06:15,468 --> 00:06:16,677 ‫ادامه بدید! 35 00:06:24,851 --> 00:06:26,894 ‫زود باشید! 36 00:06:38,531 --> 00:06:41,744 ‫-ردِ پاش ‫-تا اینجا اومده 37 00:06:45,413 --> 00:06:48,166 ‫از اینجا به بعد ناپدید شده 38 00:07:18,822 --> 00:07:22,743 روز اول،30 مارس، آبدره‌ی توفته 39 00:08:41,155 --> 00:08:45,243 ‫آب تقریباً داره منجمد میشه. ‫نمی‌تونسته این تو دووم بیاره 40 00:08:45,409 --> 00:08:48,955 ‫- در واقع دمای آب زیر صفر هستش ‫-بعد یخ نزده؟ 41 00:08:49,122 --> 00:08:51,833 ‫به خاطر نمک 42 00:09:28,577 --> 00:09:30,538 ‫سلام؟ 43 00:09:37,712 --> 00:09:41,633 ‫بهم کمک می‌کنید؟ لطفاً 44 00:09:46,095 --> 00:09:48,764 ‫بهتون آسیب نمی زنم 45 00:10:11,245 --> 00:10:14,958 ‫یه کم دیگه خودمو گرم کنم، زود میرم 46 00:10:21,422 --> 00:10:25,469 ‫اگه اونا اینجا اومدن، بگید که من مجبورتون ‫کردم بهم کمک کنید 47 00:10:25,635 --> 00:10:29,013 ‫تهدید کردم که می‌کشمتون 48 00:10:34,769 --> 00:10:37,939 ‫دارن تو «ربنسوی» دنبال یکی می گردن 49 00:10:38,106 --> 00:10:40,274 ‫بله 50 00:10:40,441 --> 00:10:44,195 ‫ولی بچه ها تو «وارویا» تو رو پیدا کردن 51 00:10:44,362 --> 00:10:46,905 ‫بله 52 00:10:48,241 --> 00:10:52,328 ‫پس تو از ربنسوی تا وارویا شنا کردی؟ 53 00:10:52,495 --> 00:10:54,873 ‫بله 54 00:11:11,931 --> 00:11:15,435 ‫-چی شده؟ ‫-تیر خوردم 55 00:11:15,602 --> 00:11:18,397 ‫چیزی نیست، به سختی چیزیو احساس میکنم 56 00:11:18,563 --> 00:11:21,316 چون یخ زدی 57 00:11:21,483 --> 00:11:24,903 ‫برم لباس و کفش خشک برات بیارم 58 00:11:25,070 --> 00:11:28,573 ‫جوراب و لباس های پشمی باید بپوشی 59 00:11:31,910 --> 00:11:34,662 ‫نه، این پسرمه! 60 00:11:38,750 --> 00:11:40,710 ‫ببخشید 61 00:11:48,217 --> 00:11:51,179 ‫سریعترین راه به «ترومسو» کدومه؟ 62 00:12:22,962 --> 00:12:25,546 ‫ترجمه کن 63 00:12:25,714 --> 00:12:28,299 ‫یه نروژی لو ـشون داده 64 00:12:29,383 --> 00:12:33,555 ‫با این اوضاع دیگه هیچ امیدی برامون نمی مونه 65 00:12:33,722 --> 00:12:36,725 باید از این آقا تشکر کنیم 66 00:12:36,891 --> 00:12:39,853 ‫-سورنشن ‫-سورنسن؟ 67 00:12:41,229 --> 00:12:43,022 ‫بسیار عالی 68 00:12:45,734 --> 00:12:49,028 ‫اینا گزارش عملیات هستن 69 00:12:49,196 --> 00:12:52,866 ‫ولی بعضی چیز ها رمزگذاری شده 70 00:12:53,033 --> 00:12:55,452 ‫دژ نروژ 71 00:12:55,619 --> 00:12:59,081 ‫دیگه نروژی های زیادی باقی نموندن 72 00:13:45,335 --> 00:13:47,462 ‫-یازده؟ ‫-بله 73 00:13:50,215 --> 00:13:52,802 ‫باید دوازده نفر باشن 74 00:13:54,595 --> 00:13:57,682 ‫دوازدهمین مرد کجاست؟ 75 00:13:57,848 --> 00:13:59,108 ‫دوازدهمی کجاست؟ ‫ 76 00:13:59,234 --> 00:14:01,527 ما تا آبدره تعقيبش كرديم 77 00:14:02,269 --> 00:14:05,565 ‫-اون به سطح آب نیومد ‫-پس اینطور 78 00:14:10,444 --> 00:14:12,946 و جسدش کجاس؟ 79 00:14:15,532 --> 00:14:19,578 همونطور که گفتم به سطح آب نیومد 80 00:14:19,744 --> 00:14:22,497 ‫چقدر صبر کردید؟ 81 00:14:26,126 --> 00:14:29,713 ‫نه. ‫اون تو دمای زیر صفر درجه داخل آب بود 82 00:14:29,880 --> 00:14:32,758 ‫و اونجا هم دریا بود، می دونید که... 83 00:14:32,925 --> 00:14:36,637 عمیق و گستردس ‫زخمی هم شده بود 84 00:14:36,804 --> 00:14:41,433 ‫-اون خونریزی داشت ‫-با این وجود نتونستید بگیرینش 85 00:14:43,060 --> 00:14:46,481 چرا اینجایی، وندرز؟ 86 00:14:46,647 --> 00:14:48,733 ‫پس تعهدت چی شد؟ 87 00:14:51,402 --> 00:14:53,738 ‫اینو می بینی؟ 88 00:14:53,904 --> 00:14:56,949 ‫پاداش صداقت هستش 89 00:14:57,117 --> 00:15:02,121 ‫در طول خدمتم، هیچکسی از دستم فرار نکرده 90 00:15:03,122 --> 00:15:05,540 ‫همه خونه های منطقه رو بگردید 91 00:15:05,707 --> 00:15:09,669 ‫مخصوصاً اونایی که از پزشکی سر در میارن 92 00:15:09,837 --> 00:15:12,464 ‫دکترها ماماها 93 00:15:15,009 --> 00:15:17,678 ‫جناب فرمانده 94 00:15:17,845 --> 00:15:22,642 ‫با اطمینان میگم اون مرد تا الان مرده 95 00:15:22,808 --> 00:15:29,023 ‫منم به تو میگم، تا وقتی که جسدش رو پیدا نکنید ‫اون زنده محسوب میشه 96 00:15:46,582 --> 00:15:52,171 ‫اینو می دونم که هیچ کسی نمی تونه تو اون آبدره ‫شنا کنه، حتی تو خود تابستون 97 00:15:52,337 --> 00:15:57,092 ‫-ترومسو با آلمانی ها پُر شده ‫- باید اونجا برم 98 00:15:57,259 --> 00:16:02,097 ‫می خوای بقیه رو نجات بدی؟ ‫اونایی که باهاشون اومدی؟ 99 00:16:02,264 --> 00:16:06,435 ‫بله.شاید بعضی هاشون هنوز دستگیر نشدن 100 00:16:07,853 --> 00:16:11,106 ‫-خیلی دوره؟ ‫-تقریبا رسیدیم 101 00:16:27,082 --> 00:16:30,001 ‫باهامون چیکار می کنن؟ 102 00:16:40,846 --> 00:16:44,932 ‫-به کمپ یا اینجور جایی می فرستنمون،ها؟ ‫-اصلاً در موردش فکر نکن 103 00:16:47,977 --> 00:16:52,314 ‫-چطور در موردش فکر نکنم ‫-نمی تونی فقط خفه بشی؟ 104 00:16:52,482 --> 00:16:55,234 ‫این حرف ها هیچ کمکی نمی کنه 105 00:16:56,068 --> 00:17:01,115 ‫«بورن» اشکالی نداره که بترسی 106 00:17:13,878 --> 00:17:17,382 ‫خب الان...این یکی رو بیارید 107 00:17:17,548 --> 00:17:22,804 ‫نه! اون هیچ کاری نکرده! پسره رو تنها بزارید! 108 00:17:24,014 --> 00:17:26,182 ‫نه! 109 00:17:40,405 --> 00:17:42,990 ‫همینجاست 110 00:17:43,157 --> 00:17:44,784 ‫ممنون. 111 00:17:44,950 --> 00:17:49,372 ‫-به خاطر نروژ ‫-به خاطر نروژ 112 00:18:06,222 --> 00:18:09,768 ‫-اوه، خدای من، منو ترسوندی ‫-ببخشید 113 00:18:11,477 --> 00:18:15,982 ‫-به من گفتن که شوهرت می تونه کمک کنه... ‫-نه، اون نیستش... 114 00:18:17,901 --> 00:18:20,320 ‫متاسفم 115 00:18:23,574 --> 00:18:27,660 ‫تو...بذار یه نگاهی به پات بندازم 116 00:18:27,827 --> 00:18:31,206 ‫خیلی خب، بهترین کاری که می تونستم رو انجام دادم 117 00:18:31,372 --> 00:18:34,875 ‫-ولی به دکتر نیاز داری ‫- کار های اورژانسی تر از این دارم 118 00:18:35,042 --> 00:18:39,380 ‫اگه این قانقاریا باشه، هیچ کاری اورژانسی تر ‫از این نداری 119 00:18:39,547 --> 00:18:43,093 ‫اگه عفونت کرد مطمئن باش که چند روز بیشتر از زندگی‌ـت نمونده 120 00:18:43,259 --> 00:18:47,138 ‫و حتماً باید بری بیمارستان 121 00:18:47,305 --> 00:18:49,515 ‫الان داری کجا میری؟ 122 00:18:52,602 --> 00:18:55,063 ‫باید به ترومسو برم 123 00:18:58,233 --> 00:19:02,237 ‫فکر کنم باید از اینجا برم 124 00:19:02,403 --> 00:19:07,743 ‫نه،نه، از اینجا نمی تونی رد بشی، باید ‫از زمین «هانسن» تو «کارانس» بری 125 00:19:07,909 --> 00:19:12,080 ‫من دختر اونا «مارگارت» رو به دنیا آوردم، ‫آدم های خوبی هستن 126 00:19:20,588 --> 00:19:22,715 ‫باید عجله کنی 127 00:19:33,351 --> 00:19:36,104 ‫اون ماماست 128 00:19:38,314 --> 00:19:42,528 ‫ما دنبال یه سرباز فراری هستیم، این اطراف ندیدیش؟ 129 00:19:42,694 --> 00:19:45,363 ‫نه، من هیچکسی رو ندیدم 130 00:19:45,531 --> 00:19:49,034 ‫ببخشید خانوم، داریم کل منطقه رو دنبالش می گردیم 131 00:19:50,911 --> 00:19:53,580 ‫ممنون به خاطر کمکت‌ـتون، خداحافظ 132 00:20:01,255 --> 00:20:03,049 ‫ادامه بدید! 133 00:20:21,149 --> 00:20:24,861 ‫-اسناد داخل کیف؟ ‫- اسم عملیات مارتین قرمز هستش 134 00:20:25,028 --> 00:20:29,199 ‫هدفشون تخریب برج مراقبت ‫و هواپیما‌های دریایی بوده 135 00:20:29,365 --> 00:20:31,827 ‫- خبری از نفر دوازدهم هست؟ ‫-نه 136 00:20:31,993 --> 00:20:37,040 ‫اما اسم دو تا جاسوس تو ترومسو رو پیدا کردیم 137 00:20:37,207 --> 00:20:39,835 ‫بیارینشون 138 00:20:40,961 --> 00:20:43,672 ‫-خبر جدیدی داری؟ ‫-بهم کمی وقت بدید 139 00:20:43,839 --> 00:20:46,967 ‫دارم چیز جدیدی رو امتحان می کنم 140 00:20:47,134 --> 00:20:49,886 ‫هی! 141 00:20:50,054 --> 00:20:52,764 ‫الان باید درد رو حس کنی! 142 00:20:52,932 --> 00:20:55,517 ‫فقط داریم وقتمون رو تلف می کنیم 143 00:20:55,684 --> 00:20:58,896 ‫هیچکس هم بهم نمیگه حق با توئه 144 00:21:05,276 --> 00:21:07,988 ‫بگو اون کجاست؟ 145 00:21:21,960 --> 00:21:25,381 ‫فکر کنم لازمه بهتون یادآوری کنم 146 00:21:25,547 --> 00:21:29,135 ‫«هنری هیملر»، رئیس گارد حفاظتی 147 00:21:29,301 --> 00:21:31,971 ‫منتظر گزارش ماست 148 00:21:32,138 --> 00:21:37,643 ‫آقای «وندرز»، طرف بیست دقیقه تو آب یخ بوده ‫هر کسی می تونه اینو تحمل کنه 149 00:21:37,809 --> 00:21:43,482 ‫اون الان بدنش سرده، ولی ضربان قلب داره 150 00:21:43,649 --> 00:21:48,320 ‫می تونه حرکت کنه، مغزش هم کار می کنه 151 00:21:48,487 --> 00:21:53,449 ‫اینا معنیش اینه که مرد دوازدهم هنوز نمرده 152 00:21:58,539 --> 00:22:00,707 ‫خدای من 153 00:22:10,301 --> 00:22:13,220 ‫پلیس امنیتی! باز کنید 154 00:22:13,387 --> 00:22:15,681 ‫ببرینش! 155 00:22:18,017 --> 00:22:19,476 ‫زود باش! 156 00:23:06,690 --> 00:23:10,486 ‫خیلی لاغره. یکی دیگه رو بیارید 157 00:23:30,006 --> 00:23:31,799 ‫برو داخل آب 158 00:23:42,809 --> 00:23:45,062 ‫جلوتر! 159 00:23:45,229 --> 00:23:47,064 جلوتر 160 00:23:47,231 --> 00:23:49,191 ‫پایین‌تر! 161 00:24:13,341 --> 00:24:16,178 ‫یکی رو می‌خوام که قویتر باشه 162 00:24:20,307 --> 00:24:22,725 ‫خودم میرم! 163 00:25:44,849 --> 00:25:46,934 ‫خدای من! 164 00:26:29,894 --> 00:26:32,772 ‫کی هستی؟ ‫مارگارت، برو داخل 165 00:26:32,939 --> 00:26:35,775 ‫-شلیک نکن ‫-کی هستی؟ 166 00:26:39,654 --> 00:26:42,032 ‫اینجا کارانس هستش؟ 167 00:26:42,199 --> 00:26:46,704 ‫می گن که همه دوازده نفر رو گرفتن، آلمانی‌ها ‫اینو پیروزی بزرگی تو آبدره «توفته» می دونن 168 00:26:46,870 --> 00:26:50,624 ‫-تو دوازدهمین نفر هستی؟ ‫-بله. 169 00:26:51,959 --> 00:26:55,295 ‫من احمق نیستم.شایعات رو شنیدم 170 00:26:55,463 --> 00:26:59,592 می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه ‫بهشون گفتم... 171 00:26:59,758 --> 00:27:04,220 ‫اگه شما همه دوازده نفر رو گرفتین، پس چرا هنوز اینجایین؟ 172 00:27:04,387 --> 00:27:08,225 ‫-حالا دلیلش رو دونستم ‫- اونا چیز دیگه در مورد بقیه گفتن؟ 173 00:27:08,391 --> 00:27:12,104 ‫نه، فقط شنیدم که همشون دستگیر شدن 174 00:27:12,270 --> 00:27:16,984 ‫بیشترشون تحت بازداشتن، بقیه رو هم فرستادن بیمارستان 175 00:27:17,150 --> 00:27:22,823 ‫«راگنیلد» زیاد مریض میشه و میره بیمارستان. ‫بعضی از پرستار‌ها رو می‌شناسه 176 00:27:22,990 --> 00:27:26,493 ‫-ترسیده؟ ‫-بله، بعداً باید باهاش حرف بزنم 177 00:28:01,903 --> 00:28:04,447 ‫سرباز هستی؟ 178 00:28:05,657 --> 00:28:09,953 ‫در واقع نه، ابزار میسازم 179 00:28:11,997 --> 00:28:15,375 ‫مثل پیانو؟ 180 00:28:15,542 --> 00:28:20,338 ‫نه وسایلی میسازم که باهاش نقشه می‌کشن 181 00:28:21,965 --> 00:28:24,968 ‫متوجه شدی؟ 182 00:28:25,135 --> 00:28:28,306 ‫خب من نقشه می‌کشم 183 00:28:28,472 --> 00:28:30,724 ‫و یه بارم... 184 00:28:30,891 --> 00:28:34,019 ‫...با دوچرخه از سوئد تا نروژ اومدم 185 00:28:34,187 --> 00:28:37,273 ‫تا یه نقشه از فرودگاه بکشم 186 00:28:38,566 --> 00:28:40,776 ‫بعدش برگردم سوئد 187 00:28:40,943 --> 00:28:45,613 ‫بعدش یه آقا پلیسه اومد و گفتش که باید نقشه های بیشتری بکشم 188 00:28:45,780 --> 00:28:48,616 ‫پس مجبور شدم از سوئد سفر کنم 189 00:28:50,243 --> 00:28:52,537 ‫اینطور شد که رفتم روسیه 190 00:28:52,704 --> 00:28:55,082 ‫اوکراین، ترکیه 191 00:28:55,248 --> 00:28:58,919 ‫هند، کنیا ، آفریقای جنوبی 192 00:28:59,086 --> 00:29:01,630 ‫و بعدش... 193 00:29:02,840 --> 00:29:07,678 ‫...من با قایق به برزیل رفتم، ‫از اونجا هم به ترینیداد... 194 00:29:07,845 --> 00:29:10,931 ‫آمریکا و کانادا هم رفتم 195 00:29:11,098 --> 00:29:14,310 ‫بعدش با یه قایق دیگه 196 00:29:14,477 --> 00:29:16,562 ‫برگشتم به انگلیس 197 00:29:16,729 --> 00:29:20,816 ‫آخرش هم رفتم به جزیره شتلند رفتم ‫تا دوستامو ببینم 198 00:29:24,278 --> 00:29:26,948 ‫از اونجا هم اومدم اینجا 199 00:29:27,115 --> 00:29:30,952 ‫چرا استرالیا نرفتی؟ 200 00:29:33,204 --> 00:29:35,623 ‫معلومه جغرافیات خوبه 201 00:29:35,790 --> 00:29:39,542 ‫اونقدری که به جغرافیا علاقه داره 202 00:29:39,710 --> 00:29:42,880 ‫به کارهای خونه نداره 203 00:29:50,012 --> 00:29:56,394 ‫-حاضری که راه بیوفتی؟ ‫-بهم بگو که چی فهمیدی 204 00:29:56,560 --> 00:30:00,231 تموم چیزی که میدونم همونیه که از بیمارستان شنیدم 205 00:30:00,398 --> 00:30:03,066 ‫خیلی‌ها رو تو ترومسو دستگیر کردن 206 00:30:03,234 --> 00:30:07,071 ‫آلمانی ها کلی اسناد هم پیدا کردن 207 00:30:07,238 --> 00:30:12,618 ‫- و اونی که من باهاش اومدم؟ ‫- راجع به مردیی شنیدم که اسمش «سیگورد» بوده 208 00:30:12,785 --> 00:30:15,413 ‫میگن که شکنجه شده... 209 00:30:15,579 --> 00:30:18,041 ‫...تا حد مرگ 210 00:30:19,751 --> 00:30:24,255 ‫یکی هم که اسمش «اریک...ریشلت‌»ـه. اونم زنده‏اس 211 00:30:24,422 --> 00:30:27,842 ‫تو بیمارستان بستریه 212 00:30:28,008 --> 00:30:30,427 ‫بقیه چطور؟ 213 00:30:32,137 --> 00:30:35,766 ‫اعدام میشن، امشب 214 00:31:44,085 --> 00:31:46,545 ‫بفرمایید 215 00:31:54,178 --> 00:31:56,640 این تموم زندگی منه 216 00:31:59,434 --> 00:32:01,978 به خوبی ازش مراقبت میکنم 217 00:32:08,485 --> 00:32:10,862 ‫دنبال چی میگردی؟ 218 00:32:15,574 --> 00:32:18,411 ‫به نظرت شفق قطبی مارو آلمان‌ها دزدیدن؟ 219 00:32:18,577 --> 00:32:21,414 ‫نه، امکان نداره 220 00:32:22,665 --> 00:32:28,421 ‫مامانم میگه هر وقت شفق قطبی رو دیدین یعنی ‫از خونه دور نیستین ‫ 221 00:32:29,630 --> 00:32:33,760 ‫اگه شفق قطبی رو دوست داشته باشیم، ‫اونم با ما می‌مونه 222 00:32:35,762 --> 00:32:39,223 ‫ما شفق قطبی زیاد داریم و جاهایی هستش ‫که می‌تونیم قایم‌ـشون کنیم 223 00:32:50,569 --> 00:32:53,322 ‫اوه خدای من 224 00:32:53,488 --> 00:32:58,285 ‫-باهات چیکار کردن؟ من هیچی نگفتم 225 00:32:58,452 --> 00:33:00,870 !هیچی نگفتم 226 00:33:01,038 --> 00:33:04,415 ‫نه، می دونم، می دونم 227 00:33:06,792 --> 00:33:08,837 ‫پیداش نکردن 228 00:33:09,003 --> 00:33:14,258 ‫اونی که باهات بود، پیداش نکردن، ‫هنوز زنده هستش 229 00:33:16,845 --> 00:33:19,347 ‫زنده‌اس 230 00:33:23,392 --> 00:33:26,020 همسرم 231 00:33:27,230 --> 00:33:29,399 ‫و دخترم 232 00:33:31,401 --> 00:33:33,862 ‫بهشون بگو... 233 00:34:17,322 --> 00:34:20,200 ‫من دیگه باید برم 234 00:34:21,118 --> 00:34:26,331 ‫اگه خودم رو قایم کنم ‫چجوری می تونم کشورم رو نجات بدم؟ 235 00:34:28,750 --> 00:34:31,295 ‫داری به ترومسو میری؟ 236 00:34:35,340 --> 00:34:38,427 ‫نه. دیگه دیر شده 237 00:34:40,387 --> 00:34:43,515 ‫- سوئد میرم ‫-چرا؟ 238 00:34:45,184 --> 00:34:48,853 ‫چون سوئد کشور بی‌طرفیه 239 00:34:50,063 --> 00:34:54,568 ‫- معنیش اینه که اونجا امنه ‫- چقدر خوب 240 00:34:54,734 --> 00:35:00,824 ‫ولی خوب‌تر از اون اینه که تو نقشه نشون بدی ‫که سوئد کجاست 241 00:35:00,990 --> 00:35:03,034 ‫ما اینجا هستیم 242 00:35:10,125 --> 00:35:12,419 ‫و اینجا...سوئد‌ه 243 00:35:22,304 --> 00:35:24,098 ‫خیلی راه طولانیه 244 00:35:24,264 --> 00:35:28,435 ‫همه زندانی ها بیرون! زود باشید! ‫سریعتر! 245 00:35:31,522 --> 00:35:34,984 نا امیدم کردی هیچکدومشون حرف نزدن 246 00:35:35,150 --> 00:35:39,946 یکیشون امید به حرف زدنش بود ولی مرد 247 00:35:40,113 --> 00:35:43,617 ‫خیلی خب، الان می خوای چیکار کنی؟ 248 00:35:46,286 --> 00:35:50,915 ‫شاید اونا چیزی نمیگن چون حرفی برای گفتن ندارن 249 00:35:51,083 --> 00:35:54,128 چون آدم تو مرده 250 00:35:54,294 --> 00:35:58,382 من با اداره کل امنیت رایش تماس گرفتم 251 00:35:58,548 --> 00:36:02,177 ‫هنوز منتظر گزارشن 252 00:36:02,344 --> 00:36:07,224 ‫-نه، نه تا وقتی که مطمئن نشدم ‫- خوبه 253 00:36:09,810 --> 00:36:11,896 ‫تکون بخورید، تکون بخورید 254 00:36:25,535 --> 00:36:31,998 ‫می‌دونی چه فکری می کنم؟ اینکه تو داری ‫یه روح رو تعقیب می کنی 255 00:36:34,293 --> 00:36:37,129 ‫هیچ ردی ازش نیست 256 00:36:37,296 --> 00:36:43,844 ‫ما همه زمین‌ها و خونه‌ها رو گشتیم 257 00:36:44,011 --> 00:36:49,349 ‫از هر کسی که فکر کنی در موردش پرسیدیم 258 00:36:51,686 --> 00:36:59,485 ‫♪ خداوند به سرزمین زیبای ما برکت دهد ♪ 259 00:36:59,652 --> 00:37:07,910 ‫♪ و باغ‌های ما رو شکوفا کند ♪ 260 00:37:08,077 --> 00:37:13,082 ‫♪ بزار تابش آرامش‏ـت از میان کوه‌ها... ♪ 261 00:37:14,375 --> 00:37:18,796 برلین از تاخیر قدردانی نمیکنه 262 00:37:20,423 --> 00:37:26,011 ‫می خوای به جبهه شرق بری؟ ‫کسی مثل هیملر این گزارش رو می خونه 263 00:37:26,178 --> 00:37:29,473 ‫اگه هیملر بخونه، یعتی هیتلر هم خونده 264 00:37:29,639 --> 00:37:33,310 ‫تو که نمی خوای به هیتلر دروغ بگی؟ 265 00:37:33,477 --> 00:37:35,520 ‫♪ مثل کریسمس... ♪ 266 00:39:59,164 --> 00:40:02,377 ‫شنیدم که می تونم بهت اعتماد کنم 267 00:40:03,794 --> 00:40:06,547 ‫خیلی وقته منتظر تو‌ هستیم 268 00:40:15,431 --> 00:40:17,558 ‫یان بالسرود 269 00:40:24,607 --> 00:40:26,777 ‫کم مونده برسیم 270 00:40:26,943 --> 00:40:30,030 ‫-خوبه ‫- اینا سایزش 42 هستش 271 00:40:30,196 --> 00:40:34,451 ‫- از کجا می دونستی؟ ‫-یه مرد ریز جثه 272 00:40:34,618 --> 00:40:38,038 اونا کوچکترینی بودن که تونستم پیدا کنم ‫- ممنون 273 00:40:38,204 --> 00:40:39,998 ‫«پِدِر» 274 00:40:41,082 --> 00:40:42,918 ‫پِدِر 275 00:41:10,236 --> 00:41:12,698 اینجا ، بیا این کوله پشتی رو بگیر 276 00:41:12,864 --> 00:41:16,159 ‫یه کم غذا و لباس اضافه برای سفرت 277 00:41:16,326 --> 00:41:20,664 ‫وقتی که به «لینگشدت» رسیدی، ‫این یونیفرمت رو پنهان کنی 278 00:41:20,831 --> 00:41:23,834 ‫- اینا هم چوب اسکی ‫- نمی تونم اینو قبول کنم 279 00:41:24,000 --> 00:41:28,630 نمیتونم نگهشون دارم ‫هیچ وقت خودم رو نمی بخشم 280 00:41:28,797 --> 00:41:32,384 ‫باشه.لازمه یه بار دیگه نقشه رو مرور کنیم؟ 281 00:41:32,551 --> 00:41:35,137 ‫- به سوئد میرم ‫-بله 282 00:41:35,304 --> 00:41:39,475 ‫بعد انگلیس. ‫و جوراب هام رو عوض می کنم 283 00:41:39,640 --> 00:41:42,602 ‫بعدش برمی‌گردم اینجا 284 00:41:42,768 --> 00:41:45,063 ‫باشه.اینجا رو ببین 285 00:41:45,230 --> 00:41:49,609 ‫اینجا لینگشدت هستش. ‫لینگشدت یه مرکز مهم نظامیه 286 00:41:49,776 --> 00:41:54,280 ‫آلمانی‌های زیادی اونجا هستن. ‫ولی اصلاً نباید نزدیک اونا بشی 287 00:41:54,447 --> 00:41:58,201 ‫باید از اینجا بری. ‫هر دو طرف کوه‌ها شیب‌های تندی دارن 288 00:41:58,368 --> 00:42:04,082 ‫احتمالاً اونا حاشیه ساحل رو دنبا‌ت می گردن اصلاً فکرش رو نمی‌کنن که تو به لینگشدت بری 289 00:42:05,834 --> 00:42:09,671 ‫اینو ببین، ‫"کرت استیج" 290 00:42:09,838 --> 00:42:14,260 ‫او رئیس پلیس امنیتی اینجاست فکر میکنیم میدونه تو زنده ای 291 00:42:16,220 --> 00:42:20,557 ‫می‌گن که هیچکسی نتونسته از دستش فرار کنه 292 00:42:20,724 --> 00:42:23,602 ‫پس یه جورایی این قضیه براش مهمه 293 00:42:23,769 --> 00:42:27,481 ‫هرگز نذاشت نیروهای آزادی نروژ بتونن فرار کنن 294 00:42:27,648 --> 00:42:32,736 ‫رفتن تو به سوئد یه شکست بزرگ برای اونه 295 00:43:25,246 --> 00:43:29,209 ‫رمزگزاریش کنید و سریعاٌ به برلین بفرستین 296 00:43:31,378 --> 00:43:34,340 ‫درود بر هیتلر! ‫درود بر هیتلر 297 00:43:37,884 --> 00:43:41,054 ‫- عالی بود، ممنون ‫-بله... 298 00:43:56,988 --> 00:43:59,573 ‫از این جلوتر نمی تونیم بریم 299 00:44:01,367 --> 00:44:06,664 ‫- بقیه اش رو خودم میرم ‫-بعد عمراً بدنت خشک نمی‌شه و سرما می‌کُشتت 300 00:44:13,170 --> 00:44:16,047 ‫چوب اسکی‌ها رو بده من 301 00:44:21,762 --> 00:44:25,307 ‫- خودتم بیا ‫- نه 302 00:44:25,474 --> 00:44:27,559 ‫زود باش 303 00:44:27,726 --> 00:44:29,436 ‫صبر کن 304 00:44:29,603 --> 00:44:31,438 ‫اینم بزار 305 00:44:31,605 --> 00:44:35,026 حالا مثل یه شمالیه واقعی شدی 306 00:44:35,192 --> 00:44:38,612 ‫وقتی که به اونور آبدره رسیدی 307 00:44:38,780 --> 00:44:43,659 ‫قایق رو تو آب ولش کن.اینطوری یکی پیداش می کنه. ‫هیچکس هم نمی‌فهمه تو کدوم طرفی رفتی 308 00:44:43,826 --> 00:44:48,039 ‫ولی قبل از رسیدن به مرز باید از کوه عبور کنی 309 00:44:48,205 --> 00:44:53,044 ‫اگه هوا خوب باشه، دو یا سه روز طول می‌کشه 310 00:44:53,210 --> 00:44:56,255 ‫اونموقع تو فقط چوب اسکی و یه شانس... 311 00:44:56,423 --> 00:44:58,966 ‫...برای فرار داری 312 00:45:03,805 --> 00:45:05,765 ‫موفق باشی 313 00:45:15,649 --> 00:45:20,654 ‫خطاب به رئیس گارد حفاظتی و ‫رئیس پلیس مخفی در نروژ 314 00:45:20,822 --> 00:45:26,077 ‫گزارش اولیه از دستگیری افراد خرابکار در آبدره توفته 315 00:45:26,243 --> 00:45:32,875 ‫در 29 مارس 1943 قایقی ماهگیری ‫متشکل از تفنگداران و افراد ماهر نروژی 316 00:45:33,042 --> 00:45:40,216 ‫که با اهداف خرابکارانه توسط انگلیسی ها ‫تعلیم داده شده بودن دستگیر شدن 317 00:45:41,926 --> 00:45:48,183 ‫این گردان متشکل از دوازده نفر بود که ده نفر از آنها تحت بازداشت و بازجویی قرار گرفتن 318 00:45:48,350 --> 00:45:51,436 ‫و در 18 اکتبر با دستور فرمانده 319 00:45:51,603 --> 00:45:54,814 ‫ده نفر اعدام شدن 320 00:45:57,359 --> 00:46:03,280 ‫یکی از آنها زیر شکنجه جان داد و نفر دوازدهم آخرین بار در حاشیه ساحل 321 00:46:03,447 --> 00:46:06,951 ‫و در حال شنا در آبدره دریای نروژ دیده شده 322 00:46:07,118 --> 00:46:12,123 ‫شخصاٌ اولویت اولم اطمینان از وضعیت او بود 323 00:46:12,289 --> 00:46:17,419 ‫و بعد از جست‌و‌جوی کامل منطقه 324 00:46:17,587 --> 00:46:21,966 ‫به این نتیجه رسیدم که امکان فرار او ‫از طریق آبهای سرد قطبی وجود ندارد 325 00:46:51,328 --> 00:46:54,832 روز هفتم،5آوريل، لينگشدت 326 00:47:38,501 --> 00:47:41,420 ‫هی! هی تو! 327 00:47:51,180 --> 00:47:54,183 ‫فکر می کردم نروژی ها همشون بلدن اسکی برن 328 00:48:01,774 --> 00:48:03,276 ‫ممنون 329 00:51:45,833 --> 00:51:50,088 ‫من تعقیبش کردم، اون رفت زیر بهمن 330 00:51:50,254 --> 00:51:53,299 ‫همینجا...گمش کردم 331 00:51:53,466 --> 00:51:57,053 ‫مطمئنی؟ وندرز فکر می کنه که اون یه روحه 332 00:51:57,220 --> 00:52:00,055 ‫اگه از اونجا زنده بیرون بیاد 333 00:52:00,222 --> 00:52:03,642 ‫فقط سه تا راه داره که از کوه بیاد پایین 334 00:52:03,809 --> 00:52:06,061 ‫اینجا، اینجا و اینجا 335 00:52:06,228 --> 00:52:09,398 ‫مطمئنم که خودشه 336 00:52:09,565 --> 00:52:12,526 ‫و ممکنه که زنده باشه 337 00:52:19,032 --> 00:52:21,869 ‫چرا اینجا موندید؟! گمشید بیرون 338 00:52:29,793 --> 00:52:35,133 ‫- گزارش رو فرستادی؟ ‫- بله، البته که فرستادم 339 00:52:36,885 --> 00:52:40,847 ‫خوبه، فقط می‌خواستم مطمئن بشم 340 00:54:21,490 --> 00:54:24,326 ‫اینجا چوب اسکی هستش 341 00:54:28,205 --> 00:54:30,124 ‫چی اونجا هستش؟ 342 00:54:34,044 --> 00:54:36,504 ‫کوله‌پشتی 343 00:54:42,301 --> 00:54:44,637 ‫سلام 344 00:54:45,722 --> 00:54:47,849 سلام 345 00:54:48,016 --> 00:54:51,269 ‫صدام رو می‌شنوی؟ 346 00:54:51,435 --> 00:54:53,354 ‫بالسورد؟ 347 00:54:53,522 --> 00:54:56,775 ‫فکر می‌کنی که بی‌گناهی، مگه نه؟ 348 00:54:56,941 --> 00:55:00,487 ‫نمی‌تونم...الان نه 349 00:55:00,654 --> 00:55:04,533 ‫- چرا تنهام نمیزاری؟ ‫- از خودت خجالت نمی‌کشی؟ 350 00:55:04,699 --> 00:55:07,327 ‫- زود باش بگو! ‫- خفه شو 351 00:55:07,494 --> 00:55:10,414 ‫من ساکتم، تو داری حرف میزنی 352 00:55:10,580 --> 00:55:14,209 ‫بیا دیگه. آماده...به صف...حرکت! 353 00:56:44,008 --> 00:56:46,010 ‫«ماریوس گرانول»؟ 354 00:56:47,261 --> 00:56:50,180 ‫ماریوس گرانول؟ 355 00:56:51,766 --> 00:56:54,769 ‫تو این چند روز چیز مشکوکی این اطراف ندیدی؟ 356 00:56:54,935 --> 00:56:58,355 ‫-نه. ‫- هیچ چیز مشکوکی؟ 357 00:57:04,529 --> 00:57:07,907 ‫- خیلی خب ‫- فقط یه چیزی برام جالب بود 358 00:57:08,073 --> 00:57:12,369 ‫چطور عضو...نازی‌ها شدی؟ 359 00:57:14,078 --> 00:57:17,081 ‫چون، چیزی نیست که هر کسی خوشش بیاد... 360 00:57:17,249 --> 00:57:19,709 ‫نه. نه، اینطور نیست 361 00:57:20,919 --> 00:57:24,964 ‫باید حتماً بهش اعتقاد داشته باشی؟ 362 00:57:25,132 --> 00:57:26,633 ‫بله 363 00:57:28,093 --> 00:57:31,596 ‫اون علامت روی بازو‌ـت 364 00:57:32,514 --> 00:57:34,724 ‫بهت حس غرور میده؟ 365 00:57:37,978 --> 00:57:40,355 ‫چیکار کردی که اونو گرفتی؟ 366 00:57:40,522 --> 00:57:45,570 ‫بابتش فقط اسمت رو تو لیست نوشتی ‫یا واقعاً باید یه کاری انجام بدی؟ 367 00:57:47,029 --> 00:57:49,114 ‫داریم همه جا رو دنبالش می‌گردیم 368 00:57:53,661 --> 00:57:59,083 ‫مردی که دنبالش می‌گردیم حدوداً 175 سانت قدش‏ـ‌ه ‫با مو‌های مشکی 369 00:57:59,250 --> 00:58:02,836 ‫احتمالاً یونیفرم نظامی نروژی ها رو پوشیده 370 00:58:03,002 --> 00:58:05,922 ‫پای راستش هم مجروح شده 371 00:58:06,923 --> 00:58:08,300 ‫بله 372 00:58:08,467 --> 00:58:12,054 ‫هر گونه کمک یا مخفی کردن دشمن 373 00:58:12,221 --> 00:58:16,225 ‫طبق قانون رایش سوم مجازاتش مرگه 374 00:58:17,601 --> 00:58:20,354 ‫- -متوجه شدی؟ ‫-بله 375 00:58:20,520 --> 00:58:22,982 ‫بله 376 00:58:23,148 --> 00:58:25,400 ‫خوبه 377 00:58:26,902 --> 00:58:30,656 ‫اینجا کاری نداریم! بریم! 378 00:58:30,823 --> 00:58:33,951 ‫باید بقیه جاهارو بگردیم! بریم مزرعه بعدی 379 00:59:04,648 --> 00:59:07,693 ‫خب، یه لقمه دیگه 380 00:59:39,392 --> 00:59:45,773 ‫«اُتار»، برو بیرون! هر کسی یا چیزی رو که دیدی ‫بیا بهم بگو 381 00:59:49,026 --> 00:59:53,238 ‫- لباس‌هاش رو دربیارید ‫- باید دوباره جریان خونش رو به گردش بیندازیم 382 00:59:55,324 --> 00:59:59,620 ‫- می دونی که این کیه؟ ‫- بله 383 01:00:02,998 --> 01:00:06,836 ‫هر چی لباس‌های گرم و پتو هستش بیارید 384 01:00:08,504 --> 01:00:11,757 ‫- «هانا»! ‫-سلام 385 01:00:13,259 --> 01:00:17,930 ‫چیزی نیست، چیزی نیست ‫جات امنه 386 01:00:21,351 --> 01:00:25,063 ‫ردِ پاش رو دنبال کردم، از بهمن بیرون اومده 387 01:00:25,230 --> 01:00:28,274 ‫- بهمن سه روز پیش نیومده بود؟ ‫-آره 388 01:00:31,695 --> 01:00:35,073 ‫عکسش رو همه جا زدن، ‫ممکنه که به خاطرش بهمون تیر اندازی کنن 389 01:00:35,240 --> 01:00:37,908 ‫- می‏دونیم ‫- حتماً خونه مون رو به آتیش می‌کشند 390 01:00:38,075 --> 01:00:41,328 ‫مثل «تلاووی»، اونا خونه اش رو آتیش زدن 391 01:00:43,038 --> 01:00:46,417 ‫پای راستش رو که دیدی 392 01:00:46,584 --> 01:00:49,629 ‫به دکتر نیاز داره، و اُتار... 393 01:00:49,795 --> 01:00:54,342 ‫نمی‌تونیم به دکتر خبر بدیم، ریسکش زیاده 394 01:00:54,509 --> 01:00:57,970 ‫چرا جونمونو واسه مردی که داره از قانقاریا میمیره به خطر بندازیم؟ 395 01:00:58,138 --> 01:01:00,848 ‫-هر لحظه ممکنه که بمیره ‫-اون نمی‌میره 396 01:01:01,016 --> 01:01:04,519 ‫باید بهش کمک کنیم، ماساژـش می‌دیم و زخمش رو پماد می‌زنیم 397 01:01:04,685 --> 01:01:07,022 ‫اگه من بودم؟ 398 01:01:07,188 --> 01:01:10,400 ‫- اگه من جای اون بودم؟ ‫-هانا 399 01:01:10,566 --> 01:01:14,029 ‫الان وقتشه که نشون بدیم ما کی هستیم ‫و از چی دفاع می‌کنیم 400 01:01:17,616 --> 01:01:20,661 ‫- کجا داری میری؟ ‫-بیرون 401 01:01:21,452 --> 01:01:25,457 ‫اُتار شش ساعته بیرون نگهبانی میده، ‫من به جاش می‌مونم 402 01:01:30,795 --> 01:01:33,798 ‫نمی‌تونه زیاد دور بشه 403 01:01:46,144 --> 01:01:48,897 ‫یه چیزی پیدا کردیم 404 01:01:49,064 --> 01:01:53,068 ‫بدش من. ‫فرمانده؟ 405 01:01:53,234 --> 01:01:57,405 ‫نمی‌خوام مزاحمتون بشم ولی باید اینو ببینید 406 01:01:58,573 --> 01:02:02,535 ‫تو بهمن، نزدیک مزرعه گرانول ‫یه چیز دیگه هم پیداش کردیم 407 01:02:02,703 --> 01:02:07,207 ‫-چیه؟ ‫- این کلاه رو همون جا پیداش کردیم 408 01:02:44,452 --> 01:02:47,539 ‫آروم، آروم ،آروم، مواظب باش، اینجا رو ببین 409 01:02:47,706 --> 01:02:51,084 ‫اینو بگیر، من اینجام، دراز بکش 410 01:02:52,168 --> 01:02:57,090 روز سيردهم، 11 آوريل، مزرعه گرانول 411 01:03:12,563 --> 01:03:16,067 ‫بهت که گفتم هر وقت که بیدار بشی من اینجام 412 01:03:26,077 --> 01:03:29,289 ‫لباس‌هاتو عوض کردم 413 01:03:29,455 --> 01:03:31,917 ‫و بدنت رو هم شستم 414 01:03:32,167 --> 01:03:35,211 ‫لباس‌زیرهای ماریوس رو پوشیدی 415 01:03:38,048 --> 01:03:40,884 ‫ماریوس؟ اون شوهرته؟ 416 01:03:41,051 --> 01:03:44,012 ‫نه، برادرمه 417 01:03:49,351 --> 01:03:52,188 ‫اسمت چیه؟ 418 01:03:52,354 --> 01:03:54,273 ‫«گودرون» 419 01:03:55,357 --> 01:03:56,608 ‫گودرون؟ 420 01:03:58,986 --> 01:04:01,864 ‫- اون چی بود؟ ‫- هیچی، فقط حیوونان 421 01:04:03,949 --> 01:04:06,868 ‫تا به حال اینطور هول نشده بودم 422 01:04:07,035 --> 01:04:09,663 ‫منم همینطور 423 01:04:11,998 --> 01:04:15,335 ‫- یونیفرمم کجاست؟ ‫-اونو شستم 424 01:04:17,170 --> 01:04:20,799 ‫نقشه یا کاغذی داخلش نبود؟ 425 01:04:20,966 --> 01:04:22,634 ‫نه 426 01:04:29,391 --> 01:04:31,893 ‫چشم‌هات چطورن؟ 427 01:04:35,647 --> 01:04:38,775 ‫- بهترن ‫- اسم تو یان هستش 428 01:04:40,111 --> 01:04:42,321 ‫یان بالسرود 429 01:04:44,698 --> 01:04:47,284 ‫تو خواب حرف میزدی 430 01:04:49,829 --> 01:04:51,748 ‫زیاد حرف میزدم؟ 431 01:04:51,914 --> 01:04:54,041 ‫بله... 432 01:04:54,208 --> 01:04:56,585 ‫...خیلی حرف میزدی 433 01:04:56,752 --> 01:04:59,254 ‫ببخشید 434 01:04:59,420 --> 01:05:03,550 ‫من اطلاعات زیادی دارم که نباید آلمانی‌ها بدونن 435 01:05:03,717 --> 01:05:07,638 ‫اگه چیزی ندونی به نفعته 436 01:05:11,808 --> 01:05:13,560 ‫بمبئی 437 01:05:17,439 --> 01:05:20,692 ‫- تو هند ـه ‫- تا حالا اونجا بودی؟ 438 01:05:22,611 --> 01:05:24,696 ‫بله 439 01:05:24,864 --> 01:05:28,951 ‫در مورد پرنده‌ها و فیل‌ها حرف میزدی 440 01:05:29,118 --> 01:05:31,287 ‫و در مورد... 441 01:05:31,453 --> 01:05:33,873 ‫...رقصیدن تو لندن 442 01:05:42,089 --> 01:05:44,509 ‫بعدشم گریه کردی 443 01:05:45,927 --> 01:05:49,388 ‫به خاطر...پِر 444 01:05:52,516 --> 01:05:55,561 ‫سیگورد، اریک 445 01:05:56,812 --> 01:05:59,106 ‫و خیلی‌های دیگه 446 01:06:08,199 --> 01:06:10,201 ‫تو... 447 01:06:13,495 --> 01:06:16,708 ‫یه دلیلی هست که تو به خاطرش زنده موندی 448 01:06:18,334 --> 01:06:21,128 ‫حتماً یه دلیلی هست. 449 01:06:29,053 --> 01:06:31,348 ‫- کیه؟ ‫- تکون نخور 450 01:06:31,514 --> 01:06:34,267 ‫تفنگم کجاست؟ 451 01:06:36,436 --> 01:06:40,147 ‫- شما ها رو تو دردسر انداختم ‫- ساکت، صدات درنیاد 452 01:06:54,495 --> 01:06:57,331 ‫همه از ماشین پیاده بشید! 453 01:07:06,465 --> 01:07:10,845 ‫من قبلاً دوبار اومدیم اینجا، چیزی پیدا نکردیم 454 01:07:49,884 --> 01:07:52,970 ‫تو، اسمت چیه پسر؟ 455 01:07:53,137 --> 01:07:56,057 ‫بلد نیست...آلمانی بلد نیست 456 01:07:57,350 --> 01:07:59,686 ‫منم...زیاد... 457 01:07:59,852 --> 01:08:02,188 ‫...نروژیم خوب نیست 458 01:08:03,190 --> 01:08:05,107 ‫سربازی این اطراف ندیدی؟ 459 01:08:14,742 --> 01:08:17,120 ‫-ممنون ‫-خوشمزه‏ست 460 01:08:18,080 --> 01:08:19,664 ‫خوشمزه‌ـست؟ 461 01:10:15,905 --> 01:10:20,493 ‫قبل از اینکه تاریک بشه ‫باید سه تا مزرعه دیگه رو هم بگردیم 462 01:10:20,660 --> 01:10:24,247 ‫قبل از اینکه تاریک بشه؟ خیلی بامزه‌ای 463 01:10:36,593 --> 01:10:38,220 ‫زود باش 464 01:10:39,972 --> 01:10:45,018 ‫باید از اینجا تو رو ببریم پایین جاده، ‫فقط مواظب پاهات باش 465 01:10:45,185 --> 01:10:50,023 ‫یه کلبه چوبی اون طرف آبدره هستش ‫یه کم راهش طولانیه 466 01:10:50,190 --> 01:10:54,862 ‫ولی اونجا جات امنه، تا وقتی که ‫یه راهی پیدا کنیم بتونی بری سوئد 467 01:10:55,028 --> 01:10:56,863 ‫برو 468 01:10:58,573 --> 01:11:00,575 ‫آروم‌تر! 469 01:11:08,583 --> 01:11:11,879 ‫-برو زود باش ‫-خوبه 470 01:11:29,813 --> 01:11:31,899 ‫- صبر کن ‫- چرا؟ 471 01:11:32,065 --> 01:11:33,776 ‫برگردین عقب! 472 01:11:33,942 --> 01:11:35,944 ‫حسش می‌کنم... 473 01:12:43,470 --> 01:12:46,264 ‫سیب‌زمینی 474 01:12:46,431 --> 01:12:49,685 ‫اینم چیزی که با اون بتونی خودتو گرم کنی 475 01:12:51,228 --> 01:12:52,896 ‫و همینطور... 476 01:12:53,063 --> 01:12:55,107 ‫...چاقوی خودم 477 01:12:55,273 --> 01:12:57,360 ‫فقط گمش نکنی 478 01:12:57,526 --> 01:13:00,821 اینجا از هتل «ساووی» هم بهتره 479 01:13:00,988 --> 01:13:03,574 چی؟ 480 01:13:03,741 --> 01:13:08,996 ‫بهترین هتل تو لندن، ‫ولی اصلاً با اینجا قابل مقایسه نیست 481 01:13:09,163 --> 01:13:14,002 ‫ماریوس، قبل از اینکه کسی بفهمه ما نیستیم ‫باید برگردیم 482 01:13:16,045 --> 01:13:19,715 به مردم روحیه داده اینکه آلمانی ها هنوز پیدات نکردن 483 01:13:19,883 --> 01:13:23,386 ‫خوب استراحت می‌کنم، بزودی سر پا میشم 484 01:13:23,552 --> 01:13:28,599 عجله نکن ‫کسی از هتل ساووی تو رو نمی‌ندازه بیرون 485 01:13:30,644 --> 01:13:33,687 ‫-حالت که خوبه؟ ‫-بله 486 01:13:33,854 --> 01:13:35,939 ‫می‌تونی که تکون بخوری؟ 487 01:13:38,901 --> 01:13:40,611 ‫آره 488 01:13:40,778 --> 01:13:45,491 ‫بهم یه چند روز وقت بده، یه راهی برای ‫کمک کردن بهت پیدا می کنم 489 01:13:48,911 --> 01:13:51,539 ‫هتل ساووی... 490 01:14:13,812 --> 01:14:16,439 ‫یه نوشیدنی، لطفاً 491 01:15:26,759 --> 01:15:29,095 ‫هیچی اینجا نیست 492 01:15:30,138 --> 01:15:32,431 بذار زیرزمین رو هم چک کنم 493 01:16:51,886 --> 01:16:54,431 ‫ردِپا‌ ها تا اینجا اومده 494 01:17:16,536 --> 01:17:18,330 ‫همینجاست! پیداش کردیم 495 01:23:41,006 --> 01:23:42,966 ‫ روز بیست و ششم، 24 آپریل 496 01:23:43,133 --> 01:23:46,136 ‫ روز‌های سپری شده در هتل ساووی: 12 روز 497 01:24:08,033 --> 01:24:09,910 ‫یان؟ 498 01:24:10,660 --> 01:24:13,997 ‫منم. ماریوس 499 01:24:17,751 --> 01:24:22,506 ‫یه راهی پیدا کردم بتونی بری سوئد 500 01:24:22,673 --> 01:24:25,091 ‫خوبه 501 01:24:42,401 --> 01:24:44,986 ‫چی شده؟ 502 01:24:45,153 --> 01:24:50,116 ‫قانقاریا. ‫داشت عفونتش بیشتر میشد 503 01:24:50,283 --> 01:24:52,618 ‫باید قطعش می‌کردم 504 01:24:52,786 --> 01:24:56,289 ‫-الان حالت چطوره؟ ‫- بهترم 505 01:25:00,418 --> 01:25:02,754 ‫بزارش همینجا 506 01:25:08,594 --> 01:25:10,011 ‫بگیرش! 507 01:25:19,771 --> 01:25:21,773 ‫- بیا ‫-مرسی 508 01:25:22,358 --> 01:25:24,776 ‫اینم بگیر، هوا سرده، بکش رو خودت 509 01:25:29,073 --> 01:25:32,784 ‫اجازه بده، نه. ‫اینجا بزن 510 01:25:35,536 --> 01:25:37,789 ‫اینجاست، با همدیگه برداریم 511 01:25:41,793 --> 01:25:43,670 ‫از بالا بکشید 512 01:25:43,837 --> 01:25:45,756 ‫یکی دیگه هم 513 01:25:51,803 --> 01:25:54,640 ‫بده بهش 514 01:25:54,806 --> 01:25:57,434 ‫بیا به چیزی بخور 515 01:25:57,601 --> 01:25:59,603 ‫ممنون 516 01:26:13,450 --> 01:26:16,703 ‫همه چیز رو با خودمون می‌بریم 517 01:26:16,871 --> 01:26:20,792 ‫-به جز این بو ‫- هوای خیلی خوب و تازه‌ای هستش 518 01:26:20,958 --> 01:26:25,755 ‫باید بالای کوه بریم. ‫قراره با چند نفر «ماندالن»ـی اونجا ملاقات کنیم 519 01:26:25,921 --> 01:26:29,257 ‫بعدش تو رو از مرز رد می‌کنیم 520 01:26:29,424 --> 01:26:32,218 ‫این سورتمه تا سوئد میره؟ 521 01:26:33,720 --> 01:26:35,431 ‫بله، می‌بینی 522 01:26:38,058 --> 01:26:40,018 ‫صبر کنید! 523 01:27:10,507 --> 01:27:12,927 ‫نگهش دار 524 01:27:13,761 --> 01:27:16,931 ‫می‌تونی یه نگاهی به سرتمه بیندازی؟ 525 01:27:17,098 --> 01:27:19,600 ‫بمونید، بزار طناب هاش رو عوض کنیم 526 01:27:19,766 --> 01:27:22,227 ‫نگهش دار 527 01:27:23,186 --> 01:27:26,357 ‫-باشه، گرفتمش ‫-خوبه، بکشید 528 01:27:27,691 --> 01:27:29,109 ‫زود باشید 529 01:27:31,653 --> 01:27:33,072 ‫هواپیما 530 01:27:55,011 --> 01:27:57,805 از هوش رفت 531 01:27:57,972 --> 01:27:59,974 برش گردون 532 01:28:13,487 --> 01:28:15,030 ‫رسیدیم! 533 01:28:27,835 --> 01:28:31,798 ‫کنار این سنگ قرار گذاشته بودیم 534 01:28:31,964 --> 01:28:35,342 ‫باید تو رو اینجا تنها بزاریم 535 01:28:35,509 --> 01:28:38,304 ‫قبل از اینکه دنبالمون بگردن باید برگردیم 536 01:28:38,470 --> 01:28:42,224 ‫اگه ما رو پیدا کنن، تو رو هم پیدا می‌کنن 537 01:28:43,643 --> 01:28:50,483 ‫مشکلی نیست، کیسه خواب جدیدم گرم و راحته، ‫حالمم خوبه 538 01:28:50,650 --> 01:28:53,445 ‫اومدن ماندالنی‏ها زیاد طول نمی‌کشه 539 01:28:53,611 --> 01:28:56,906 ‫کلمه رمز بین ما «سلام، جنتلمن» هستش 540 01:28:58,283 --> 01:29:01,577 ‫-«جنتلمن»؟ ‫-بله 541 01:29:01,743 --> 01:29:04,746 ‫واسه تو مناسب ترینه 542 01:29:06,165 --> 01:29:08,417 ‫به سوئد فکر کن 543 01:29:50,878 --> 01:29:53,462 ‫جذاب نیس؟ 544 01:29:53,629 --> 01:29:57,800 ‫چرا این نروژی‌ها از ما خوششون نمیاد؟ 545 01:29:57,967 --> 01:30:00,803 ‫ما می‌خواستیم... 546 01:30:00,970 --> 01:30:04,265 اون عملیات مارتین سرخ رو به یه موفقیت کامل 547 01:30:04,431 --> 01:30:07,018 !تبدیل کرده 548 01:30:08,770 --> 01:30:10,229 ‫اونجارو، دیدیش؟ 549 01:30:11,939 --> 01:30:14,859 ‫حواست بود؟ اون نماد رو دیدی؟ 550 01:30:16,152 --> 01:30:21,366 ‫نماد پادشاه‌شون بود.اونا دوسش دارن. ‫مردم دارن روز به روز گستاخ‌تر می‌شن 551 01:30:21,533 --> 01:30:27,789 آخرین چیزی که حالا نیاز داریم ‫اینه که اونا یه نماد دیگه پیدا کنن 552 01:32:02,259 --> 01:32:04,344 ‫فکر می‌کنی الان کجاست؟ 553 01:32:04,511 --> 01:32:09,599 ‫امیدوارم سوئد باشه. ‫پیش پرستار‌های خوشگل سوئدی 554 01:32:13,436 --> 01:32:16,815 ‫- امیدوارم اینطور باشه ‫- واقعاً؟ 555 01:32:19,317 --> 01:32:21,737 ‫ماریوس گرانول؟ 556 01:32:27,368 --> 01:32:29,869 ‫خودم هستم 557 01:32:30,745 --> 01:32:34,082 ‫- می تونیم یه جای خلوت صحبت کنیم؟ ‫-بله، همینجا 558 01:32:37,752 --> 01:32:40,255 ‫-کی هستی؟ ‫- لازم نیست بدونی 559 01:32:40,422 --> 01:32:43,008 ‫«جنتلمن»رو نمی‌تونیم پیدا کنیم 560 01:32:43,175 --> 01:32:46,678 ‫چند روزه داریم دنبالش می‌گردیم ‫و نتو‌نستیم پیداش کنیم 561 01:32:46,845 --> 01:32:50,766 ‫ولی...الان چهار روز گذشته 562 01:32:50,933 --> 01:32:53,226 ‫چرا زودتر نیومدی؟ 563 01:32:53,393 --> 01:32:57,314 ‫اگه شما کنار سنگ «اولمایاری» گذاشته بودینش ‫ما پیداش می‌کردیم 564 01:32:57,480 --> 01:33:00,859 ‫-گفتی کدوم سنگ؟ ‫- اولمایاری 565 01:33:01,026 --> 01:33:04,530 ‫قرارمون اولمایاری نبود، ‫«اولماواگی» بود 566 01:33:07,450 --> 01:33:11,870 ‫میرم بالا ببینم اونجاست 567 01:33:12,037 --> 01:33:13,539 ‫منم باهات میام 568 01:33:13,706 --> 01:33:16,750 ‫-پس هانا و اُتار چی؟ ‫- اونا خوابیدن 569 01:33:16,917 --> 01:33:20,087 ‫-یکی باید مواظب حیوون‌ها باشه ‫-من غذاشون رو دادم 570 01:33:20,253 --> 01:33:23,673 ‫-اگه آلمانی‌ها بیان چی؟ ‫-اُتار باهاشون حرف میزنه 571 01:33:23,840 --> 01:33:27,845 ‫-اون فقط ده سالشه ‫-هانا باهاشون حرف میزنه، من باهات میام 572 01:33:28,011 --> 01:33:31,890 ‫-گودرون، تو بهش علاقه‌مند شدی ‫-نه 573 01:33:32,057 --> 01:33:34,642 ‫نمی‌دونیم که اونجا با چی روبرو میشیم 574 01:33:34,810 --> 01:33:36,604 ‫-اگه مرده باشه... ‫-اینطور نگو 575 01:33:36,770 --> 01:33:42,025 ‫-اگه تو کوهستان از سرما یخ زده باشه... ‫-اون نمرده! 576 01:33:44,236 --> 01:33:49,700 ‫«اَگنت» رو با خودم میبرم، ‫اون از پزشکی هم سر در میاره 577 01:34:21,857 --> 01:34:24,151 ‫همینجاست 578 01:34:39,750 --> 01:34:42,295 ‫سلام «جنتلمن»؟ 579 01:34:58,436 --> 01:35:00,479 ‫تقصیر تو نیست 580 01:35:19,540 --> 01:35:22,418 ‫ماریوس، ماریوس! 581 01:35:27,215 --> 01:35:30,093 ‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫باید یکی دیگه میومد 582 01:35:30,259 --> 01:35:33,804 ‫یه سوءتفاهم بود، دیگه تکرار نمیشه، ‫قول میدم 583 01:35:33,972 --> 01:35:36,640 ‫-چیزی برای خوردن آوردی؟ ‫-آره 584 01:35:40,770 --> 01:35:43,272 ‫باید اینجارو علامت گذاری کنم 585 01:35:44,148 --> 01:35:47,318 ‫سوپ گرم، امیدوارم از نخود فرنگی خوشت بیاد 586 01:35:54,783 --> 01:35:57,411 ‫ماریوس مرد خوبیه 587 01:36:02,833 --> 01:36:07,671 ‫-چند وقته غذات تموم شده؟ ‫-من هنوز غذا دارم 588 01:36:10,383 --> 01:36:14,345 ‫بیا یه لیس واسه صبحونه 589 01:36:14,512 --> 01:36:18,975 ناهار یه لیس 590 01:36:19,142 --> 01:36:22,186 شام و یه لیس بیشتر واسه اخر هفته 591 01:36:27,150 --> 01:36:29,152 بذار یچی بهت بگم 592 01:36:31,905 --> 01:36:35,449 ‫فقط اینقدر مونده بود فقط اینقدر 593 01:36:38,202 --> 01:36:40,914 تو برامون امید آوردی 594 01:36:43,917 --> 01:36:45,959 سلامم رو به گوردون برسون 595 01:36:59,848 --> 01:37:02,310 ‫اون زنده‌اس 596 01:37:04,062 --> 01:37:06,522 ‫و بهت سلام رسوند 597 01:37:16,324 --> 01:37:18,535 روز سی و ششم، 4 مِی 598 01:37:18,702 --> 01:37:21,496 زمان سپری شده کنار سنگ "جنتلمن": 10 روز 599 01:37:31,465 --> 01:37:34,218 ‫اینجاست! زود باشید 600 01:37:34,384 --> 01:37:37,221 ‫سلام...جنتلمن 601 01:37:37,386 --> 01:37:39,805 ‫-ماریوس؟ ‫-نه، اسم من «نیگو»ـست 602 01:37:39,973 --> 01:37:43,434 من و این پسرا میبریمت به سوئد 603 01:37:43,601 --> 01:37:47,688 ‫باید اسکی کردنت افتضاح باشه ‫چون خیلی وقته منتظرتم 604 01:37:47,856 --> 01:37:52,986 ‫اگه می‌دونستم اینقدر لاغری خودم تنها میومدم دنبالت 605 01:37:57,531 --> 01:38:01,119 ‫-نمیشه ادامه داد! معلومه که میشه 606 01:38:01,285 --> 01:38:03,747 ‫باید ادامه بدیم 607 01:38:47,749 --> 01:38:51,294 ‫-رسیدیم سوئد؟ ‫-نه 608 01:38:51,461 --> 01:38:55,715 ‫کولاک شدیدی بود، مجبور شدیم ‫یه کم عقب تر برگردیم 609 01:39:00,137 --> 01:39:02,847 ‫-عقب برگردید؟ ‫-بله 610 01:39:05,017 --> 01:39:08,020 ‫-چقدر؟ ‫-حدوداً یک مایل 611 01:39:09,729 --> 01:39:13,275 ‫-الان کجاییم؟ ‫-تو «ماندالین» هستیم 612 01:39:15,986 --> 01:39:18,965 ‫-بهم قول دادی که تا سوئد منو می‌بری ‫-حتماً هم می‌برمت 613 01:39:18,989 --> 01:39:22,158 ‫-باید تا الان منو از مرز رد می‌کردی! ‫-گوش کن چی میگم 614 01:39:22,325 --> 01:39:24,911 ‫-چیکار کردی؟ ‫-هوا خیلی بد بود! 615 01:39:25,078 --> 01:39:28,790 ‫منم می‏خواستم از مرز رد بشیم ولی از مسیر خارج شدیم 616 01:39:28,957 --> 01:39:31,918 ‫اگه برنمی‌گشتیم، الان زنده نمونده بودیم 617 01:39:32,085 --> 01:39:34,421 ‫اون‌ها کل مرز رو بستن 618 01:39:34,588 --> 01:39:38,132 ‫و هر یه قدم پست نگهبانی گذاشتن 619 01:39:41,636 --> 01:39:45,474 ‫-پس هیچ امیدی برای رفتن نیستش ‫-چرا، هستش 620 01:39:45,640 --> 01:39:47,934 ‫نیگو، بهم نگاه کن 621 01:39:48,978 --> 01:39:51,105 ‫من فقط پوست و استخونم 622 01:39:51,271 --> 01:39:56,151 ‫تا حالا معجزه بوده که زنده موندم، اینو می‌فهمی؟ 623 01:39:58,362 --> 01:40:02,616 ‫به همین دلیله که دارم کمکت می‌کنم، چون ما هم ‫به معجزه نیاز داریم 624 01:40:36,441 --> 01:40:40,737 ‫-تفنگم رو چرا برداشتی؟ ‫فکر کنم پیش من باشه بهتره 625 01:40:42,239 --> 01:40:47,077 ‫-پس چجوری از خودم دفاع کنم؟ قول میدی علیه خودت ازش استفاده نکنی؟ 626 01:41:20,610 --> 01:41:24,364 ‫-عجله کنید! ‫-همه بیان رو عرشه 627 01:41:24,531 --> 01:41:26,575 ‫پایین! 628 01:41:26,742 --> 01:41:29,494 ‫-اسناد! فیتیله رو نگه دار 629 01:42:00,192 --> 01:42:02,402 !روشن نیس 630 01:42:22,632 --> 01:42:24,509 ‫یان! 631 01:42:26,886 --> 01:42:28,679 یان 632 01:42:42,068 --> 01:42:44,404 ‫کی هستی؟ 633 01:42:44,612 --> 01:42:50,034 ‫«آسلاک فوسل»،سوپ‌ـت رو تا سرد نشده بخور 634 01:42:50,200 --> 01:42:53,704 ‫برات چند تا جوراب آوردم، حتماً لازمت میشه 635 01:43:21,399 --> 01:43:23,484 چیزی دیدی؟ 636 01:43:23,651 --> 01:43:25,486 ‫نه 637 01:43:26,446 --> 01:43:29,866 ‫فقط نگو که آلمان‌ها شفق قطبی رو هم ازمون دزدیدن 638 01:43:35,914 --> 01:43:37,999 ‫دوربین رو بده یان 639 01:43:48,968 --> 01:43:51,303 ‫باید موتور‌ ها رو خاموش کنیم 640 01:43:55,558 --> 01:43:58,018 ‫پیداش کردم 641 01:43:59,604 --> 01:44:01,772 ‫ما اینجاییم 642 01:44:01,939 --> 01:44:05,776 ‫-کل راه‌های ورود به اونجا بسته هستش ‫-ما رابطی تو منطقه داریم؟ 643 01:44:05,943 --> 01:44:10,949 ‫ماموریت ما نابودی اهداف استراتژیک بود 644 01:44:16,162 --> 01:44:18,832 ‫ما دوازده نفر بودیم 645 01:44:21,960 --> 01:44:25,589 ‫ما هشت تُن تی‌ان‌تی تو قایق داشتیم 646 01:44:27,340 --> 01:44:31,343 ‫ولی به اونجایی که هدفمون بود، ‫نتونستیم بریم 647 01:44:31,511 --> 01:44:35,055 ‫پس باید یه رابط جدید پیدا می‌کردیم 648 01:44:37,224 --> 01:44:41,896 ‫-رابط‌تون کی بود؟ ‫-«آناتون پدرسون» 649 01:44:42,062 --> 01:44:44,940 ‫آناتون پدرسون 650 01:44:47,277 --> 01:44:50,613 ‫-اون مرده ‫- پس تو کی هستی؟ 651 01:44:50,780 --> 01:44:53,491 ‫هاکون، هاکون سورنسن 652 01:44:56,744 --> 01:45:00,498 ‫اطلاعاتی که ما داشتیم موثق نبود 653 01:45:02,208 --> 01:45:06,046 ‫و اون کسی هم که باهاش حرف زده بودیم ‫قابل اعتماد نبود 654 01:45:06,212 --> 01:45:08,549 ‫می‌خوام با رئیس پلیس صحبت کنم 655 01:45:08,715 --> 01:45:11,843 ‫موتور‌ها رو روشن کنید، روشنش کنید 656 01:45:12,010 --> 01:45:17,433 ‫ما شناسایی شده بودیم و ‫زمان کافی برای برگشتن نداشتیم 657 01:45:17,599 --> 01:45:19,851 ‫بعدش همه چیز به هم ریخت 658 01:45:38,411 --> 01:45:43,333 ‫ما یه کیف پُر از اسناد داشتیم 659 01:45:43,499 --> 01:45:45,210 ‫عجله کنید! 660 01:45:46,795 --> 01:45:50,298 ‫سعی کردیم که اسناد رو نابود کنیم 661 01:45:53,009 --> 01:45:55,887 ‫من آخرین نفری بودم که از قایق اومدم بیرون 662 01:45:57,514 --> 01:46:00,308 ‫آلمانی‌ها همه اون اسناد رو گرفتن 663 01:46:01,477 --> 01:46:04,187 ‫فقط من تونستم فرار کنم 664 01:46:07,274 --> 01:46:11,570 ‫ثابت کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده 665 01:46:13,280 --> 01:46:15,698 ‫این همه آدم به خاطر کمک به من... 666 01:46:18,368 --> 01:46:20,871 ‫... تو خطر افتادن 667 01:46:23,039 --> 01:46:27,543 ‫نمی‌دونم که تا به حال کسی به خاطر من کشته شده 668 01:46:30,463 --> 01:46:32,966 ‫بدتر از همه این‌ها اینه که... 669 01:46:34,009 --> 01:46:36,637 ‫...هیچ وقت هم اینو نمی‏فهمم‏ 670 01:46:49,483 --> 01:46:55,447 ‫ این مردان چندین ماهه که در حال انجام ‫ نبرد‌های سخت می‌باشن 671 01:46:55,614 --> 01:46:59,826 ‫ و آنها همچنان در حال مبارزه برای ‫ شکست دادن دشمن هستن 672 01:46:59,994 --> 01:47:03,289 ‫ تمام واحد‌ ها با تمام وجود برای سربلندی کشورشون ‫ در حال جنگیدن می‌باشند 673 01:47:03,455 --> 01:47:07,333 ‫ سران سفاک دولت شوروی جلسه‌ای با متحدین خود تشکیل دادن 674 01:47:09,127 --> 01:47:14,966 ‫ در نروژ، عملیاتی موفقیت آمیز به فرماندهی ‫ کرت استیج برای مقابله با افرادی که 675 01:47:15,133 --> 01:47:17,761 ‫ در پوشش قایق ماهیگیری قصد خرابکاری داشتن، ‫ انجام شد 676 01:47:19,387 --> 01:47:23,559 ‫ طبق گزارش‌ها تمامی متخلفین که 12 نفر بودن دستگیر شدن 677 01:47:23,725 --> 01:47:27,813 ‫ و این عملیات پیروزی بزرگی برای آلمانی‌ها بود 678 01:47:44,121 --> 01:47:46,498 ‫لعنتی 679 01:47:55,842 --> 01:47:59,469 ‫-اون چیه؟ ‫-بعدی 680 01:49:05,077 --> 01:49:08,955 ‫ اینجا لندن است. اخبار رادیویی مخابره شده در این ایستگاه به طول موج 1500 متر 681 01:49:09,123 --> 01:49:12,336 ‫ و در فرکانس 19 می‌باشد، و همچنین در دو فرکانس 31 و 682 01:49:12,459 --> 01:49:15,296 ‫ 41 قابل دریافت می‌باشد 683 01:49:15,462 --> 01:49:20,176 ‫ امشب که پشت میکروفون نشستم، ‫ قصد اطلاع دادن هیچ حادثه‌ای رو ندارم 684 01:49:20,342 --> 01:49:24,180 ‫ و همچنین قصد سخنرانی برای شما شنونده‌ها رو ندارم 685 01:49:24,346 --> 01:49:29,351 ‫ من از طرف مردمی صحبت می‌کنم که ‫ همیشه در کنار هم بودیم 686 01:49:29,519 --> 01:49:32,021 ‫ و امیدوارم که همه شنونده‌ها تو این لحظه 687 01:49:32,188 --> 01:49:35,650 این رو حس کنن که ضربان قلب يك مرد 688 01:49:35,817 --> 01:49:38,277 در تنهايي خودش چگونه مي‏تواند باشد 689 01:49:40,654 --> 01:49:43,740 یکی اینجا بود 690 01:49:43,907 --> 01:49:46,785 دو روزه که کسی اینجا نیس 691 01:49:56,837 --> 01:50:02,259 هنوز نمیتونیم تکونش بدیم خوب بنظر نمیاد 692 01:50:23,323 --> 01:50:26,368 ‫نقشه‌ات رو گم کردی؟ 693 01:50:29,704 --> 01:50:31,998 ‫تو راهت رو پیدا می‌کنی 694 01:50:36,627 --> 01:50:39,630 ‫ثابن کن که ماموریت‌ـمون بیهوده نبوده 695 01:50:43,050 --> 01:50:47,346 ‫-بهت تبریگ می‌گم ‫-یان، امروز روز خیلی خاصیه 696 01:50:47,513 --> 01:50:49,974 ‫17 مِی مبارک (جشن ملی تدوین قانون اساسی نروژ) 697 01:50:51,100 --> 01:50:53,603 ‫زنده باد نروژ 698 01:50:59,484 --> 01:51:01,361 ‫17 مِی... (جشن ملی تدوین قانون اساسی نروژ) 699 01:51:02,319 --> 01:51:04,822 ‫بدون هیچ نوشیدنی؟ 700 01:51:11,120 --> 01:51:14,541 ‫تخم‌مرغ‌هاش رو «اُلاف» داده 701 01:51:14,707 --> 01:51:20,047 ‫شربتش رو «لوییس» داده، ‫خامه اش رو هم از «پِدر» خریدیم 702 01:51:20,213 --> 01:51:24,758 ‫تا به حال آلمانی‌ها چهار بار به خونه‏اش حمله کردن 703 01:51:24,926 --> 01:51:27,719 ‫«سیگنه» هم اینو پخته 704 01:51:27,887 --> 01:51:31,683 ‫پرچم رو هم یه بچه هشت ساله کشیده 705 01:51:31,849 --> 01:51:34,727 ‫یان، 17 مِی مبارک (جشن ملی تدوین قانون اساسی نروژ) 706 01:51:34,894 --> 01:51:38,064 ‫خداوند به سرزمین ما برکت بده 707 01:51:41,358 --> 01:51:44,361 ‫-برف ها آب شدن؟ ‫-بله 708 01:51:50,243 --> 01:51:52,745 ‫بدون برف، سخت بتونید منو بکشید 709 01:51:52,912 --> 01:51:56,499 ‫یان، ما مطمئن نیستیم که تو بتونی این سفر رو ‫تحمل کنی 710 01:52:00,670 --> 01:52:03,215 ‫مطمئنم که می‌تونم 711 01:52:04,299 --> 01:52:07,260 ‫دیگه این قضیه در مورد من نیست 712 01:52:27,279 --> 01:52:32,243 ‫این شمالی‌ها آدم‌های به درد نخوری هستن، ‫«سامی» از همشون بدتر 713 01:52:37,540 --> 01:52:40,460 ‫میشه بپرسم داشتید در مورد چی حرف میزدید؟ 714 01:52:40,627 --> 01:52:42,712 ‫بله که می‌تونی 715 01:52:44,464 --> 01:52:47,009 ‫داشتین در مورد چی حرف می‌زدید؟ 716 01:52:47,175 --> 01:52:52,514 ‫می‌پرسیدن که کِی برف تو کل این ناحیه آب میشه 717 01:52:52,680 --> 01:52:56,977 ‫-تو چی گفتی؟ ‫-گفتم فعلاً که همین هستش که می‌بینید 718 01:52:58,395 --> 01:53:01,314 ‫و بعد از اون؟ 719 01:53:01,481 --> 01:53:05,235 ‫فقط خدا می‌دونه 720 01:53:07,278 --> 01:53:12,241 ‫باید خیلی زود ببرینش 721 01:53:12,409 --> 01:53:17,121 ‫اینو می‌دونم که این هوای برفی زیاد دووم نمیاره 722 01:53:18,915 --> 01:53:23,170 ‫تو چند روز آینده برادران «بال» گوزن‌ها رو برای چریدن 723 01:53:23,336 --> 01:53:25,588 ‫به مرز می‌برن 724 01:53:37,392 --> 01:53:39,561 روز پنجاه و نهم، ماندالین، 28 مِی 725 01:53:39,728 --> 01:53:42,439 زمان سپری شده در غار: 17 روز 726 01:53:47,778 --> 01:53:51,574 ‫-«آسلاک بال» هستم ‫-یان بالسرود 727 01:53:51,740 --> 01:53:55,369 ‫فقط یه گلوله داخلش مونده 728 01:53:55,536 --> 01:54:00,498 ‫-به خاطر عصبانیتم منو ببخش ‫-خوشحال شدم که دیدم هنوز جون داری 729 01:54:04,877 --> 01:54:06,796 ‫باید برین 730 01:54:11,301 --> 01:54:16,139 ‫ماریوس؟ اون روسری که مامان بهم داده بود ‫می دونی کجاست...؟ 731 01:54:16,306 --> 01:54:18,516 ‫دادمش به یان 732 01:54:19,601 --> 01:54:24,147 ‫کلبه رو گَشتی که چیزی جا نمونده باشه؟ 733 01:54:24,314 --> 01:54:26,024 ‫گَشتی؟ 734 01:54:26,191 --> 01:54:28,235 ‫تاریک بود و منم مراقب یان بودم 735 01:54:28,401 --> 01:54:30,863 ‫ندیدم چیزی اونجا باشه 736 01:54:31,029 --> 01:54:36,159 ‫-چیه اون روسری اینقدر مهم بود؟ ‫-اسمم روش دوخته شده بود 737 01:55:06,023 --> 01:55:11,654 ‫چجوری می‌خوای منو تو وسط روز قایم کنی؟ 738 01:55:16,283 --> 01:55:18,661 ‫ما یه نقشه داریم 739 01:55:38,306 --> 01:55:44,978 ‫وقتی که به مرز رسیدیم، من گله رو هدایت میکنم 740 01:55:46,897 --> 01:55:52,444 ‫گوزن ها روزی چند بار از مرز رد میشن، ‫و تو رو به قویترین گوزن می‌بندیم 741 01:55:54,863 --> 01:55:57,407 ‫تا وقتی که از مرز رد نشی ، توقف نمی‌کنی 742 01:56:01,829 --> 01:56:05,624 ‫باید دیوونه باشن نتونن منو بگیرن 743 01:56:05,791 --> 01:56:09,962 ‫اگه منو گرفتن ترجیح میدم با گلوله نروژی بمیرم 744 01:56:12,715 --> 01:56:14,842 ‫باشه 745 01:57:04,308 --> 01:57:05,891 روز شصت‌و‌سوم، کیلپیشواری، مرز سوئد 746 01:57:05,977 --> 01:57:08,312 اول جون 747 01:57:09,480 --> 01:57:11,649 تعویض پست 748 01:57:23,537 --> 01:57:29,750 ‫اون چند هفته پیش تو این کلبه بوده، ازباقیمانده... 749 01:57:29,917 --> 01:57:34,922 ‫...شمع و بنزین فهمیدیم که برای یه مدت ‫اینجا بوده 750 01:57:35,088 --> 01:57:38,426 ‫و احتمالاً مدت طولانی اینجا بوده 751 01:57:38,592 --> 01:57:42,596 ‫حاضری؟ داریم به مرز نزدیک میشیم! ‫زیاد طول نمی‌کشه! 752 01:58:36,484 --> 01:58:38,945 ‫برای اونه؟ 753 01:58:42,699 --> 01:58:46,285 ‫وقتی سوال میکنه جوابش رو بده، ‫انگشت اونه؟ 754 01:59:20,361 --> 01:59:23,031 ‫می‌خوام بدونم کجاست؟ 755 02:00:54,455 --> 02:00:57,375 ‫مراقب باشید، ممکنه مسلح باشه! 756 02:01:11,681 --> 02:01:13,600 ‫تکون نخور! 757 02:01:23,485 --> 02:01:25,279 ‫اینجا برج مراقبت 6 758 02:01:32,912 --> 02:01:34,288 ‫بگو؟ 759 02:02:13,828 --> 02:02:16,831 ‫حتماً یه دلیلی هست 760 02:02:17,998 --> 02:02:21,501 ‫یان، حتماً یه دلیلی هست که تو زنده موندی 761 02:04:06,691 --> 02:04:08,484 ‫بله؟ 762 02:05:41,161 --> 02:05:43,704 ‫یان، تموم شد 763 02:05:49,585 --> 02:05:51,587 ‫یان، تو آزادی 764 02:05:54,215 --> 02:05:56,718 ‫تموم شد 765 02:05:57,552 --> 02:06:00,221 ‫الان جات امنه 766 02:06:01,222 --> 02:06:03,724 ‫تونستی انجامش بدی 767 02:06:45,476 --> 02:06:48,854 سه ماه بعد 768 02:07:28,519 --> 02:07:29,978 ‫ممنون 769 02:08:21,905 --> 02:08:25,909 ‫گوش کن اصلاً نترس 770 02:08:29,538 --> 02:08:32,541 ما این دیوونگیو تمومش میکنیم 771 02:08:47,923 --> 02:08:52,752 ‫ یان بالسرود به آموزش نیروهای نظامی ‫ تا زمان آزادی نروژ ادامه داد 772 02:08:52,950 --> 02:08:56,942 ‫ جنگ در 8 مِی سال 1945 به پایان رسید 773 02:08:57,067 --> 02:09:01,625 ‫ کرت استیج به خاطر جنایات جنگی ‫ محکوم به مرگ شد ‫ و در سال 1947 اعدام شد 774 02:09:02,904 --> 02:09:05,941 ‫ ماریوس گرانول با اَگنت لنس ازدواج کرد 775 02:09:06,041 --> 02:09:10,800 و پنج فرزند خود را در مزرعه گرانول بزرگ کردند 776 02:09:12,551 --> 02:09:18,556 ‫ گودرون بیست سال بعد ازدواج کرد 777 02:09:21,666 --> 02:09:29,250 یان بالسرود مفتخر به دریافت مدال افتخار سنت اولاوس گشت و برای خدماتش عضو افتخاری انجمن امپراطوری بریتانیا شد 778 02:09:31,792 --> 02:09:37,869 ‫ او هرگز خود را یک قهرمان نمی‌دانست و باور داشت مرادان و زنانی که او را زنده نگاه داشتند قهرمانان واقعی‌اند 779 02:09:37,969 --> 02:09:45,645 ‫ یان در سال 1988 فوت کرد ‫ و بنابر خواست و آرزوی همیشگیش در ماندالین و در کنار کسانی که کمکش کردند آرام گرفت